@haft_eghlim-از خون جوانان وطن لاله دمیده
عارف قزوینی
▪︎عنوان: #از_خون_جوانان_وطن_لاله_دمیده
▪︎خواننده: #محمدرضا_شجریان
▪︎سراینده: #عارف_قزوینی
▪︎آهنگساز: #محمدرضا_لطفی
@designmanufacturing
▪︎خواننده: #محمدرضا_شجریان
▪︎سراینده: #عارف_قزوینی
▪︎آهنگساز: #محمدرضا_لطفی
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام محمدعلی جداری فروغی - وکیل پایه یک دادگستری - در واکنش به قتل نوید افکاری توسط حکومت: وجدانا آیا تمام مراحل دادرسی این جوان عادلانه بود؟ آیا وجدان عمومی جامعه قانع شده است؟
@designmanufacturing
@designmanufacturing
در ایران دیگر متلها هم کارایی خود را از دست دادهاند.
- مثل نابرده رنج گنج میسر نمیشود.
- از کوزه همان برون تراود که در اوست.
- بزک نمیر بهار میاد....
- سر بی گناه پای دار میره، بالای دار نمیره.
البته به جز یک متل که هنوز کارایی دارد
نرود میخ آهنین فرو در سنگ
@designmanufacturing
- مثل نابرده رنج گنج میسر نمیشود.
- از کوزه همان برون تراود که در اوست.
- بزک نمیر بهار میاد....
- سر بی گناه پای دار میره، بالای دار نمیره.
البته به جز یک متل که هنوز کارایی دارد
نرود میخ آهنین فرو در سنگ
@designmanufacturing
آن کس میتواند از عشق سخن گوید
که قوسوقزح را
یکبار هم شده
معنی کرده باشد
اکنون کسی را
در روشنایی پس از باران
از دار فرود میآرند...
هزار پلّه به دریا ماندهست
که من از عمر خود چنین میگویم...
فقط میخواستیم میان گندمزارها بدویم
حرف بزنیم و عاشق باشیم
اما گمشدن دلهامان را حدس زدند و اکنون
در انتهای کوچهٔ انبوه از لاله عباسی
کسی را از دار فرود میآرند.
نه باغی معلق، نه بویی از پونه، و نه نقشی بر گلیم
شهر در مذهب خود فرو میرود
و ستون مساجد
در گرد و خاک و مه صبحگاهی میلرزد
او خفته است و در ستون فقراتش
خط سرخی به سوی افق سر باز میکند
گل لاله سرد میشود و یخ میزند
دخیلها فرو میریزد
و لالهی خسته
عبور سیارهها را در ریشههای خود تکرار میکند.
احمدرضا احمدی
@designmanufacturing
که قوسوقزح را
یکبار هم شده
معنی کرده باشد
اکنون کسی را
در روشنایی پس از باران
از دار فرود میآرند...
هزار پلّه به دریا ماندهست
که من از عمر خود چنین میگویم...
فقط میخواستیم میان گندمزارها بدویم
حرف بزنیم و عاشق باشیم
اما گمشدن دلهامان را حدس زدند و اکنون
در انتهای کوچهٔ انبوه از لاله عباسی
کسی را از دار فرود میآرند.
نه باغی معلق، نه بویی از پونه، و نه نقشی بر گلیم
شهر در مذهب خود فرو میرود
و ستون مساجد
در گرد و خاک و مه صبحگاهی میلرزد
او خفته است و در ستون فقراتش
خط سرخی به سوی افق سر باز میکند
گل لاله سرد میشود و یخ میزند
دخیلها فرو میریزد
و لالهی خسته
عبور سیارهها را در ریشههای خود تکرار میکند.
احمدرضا احمدی
@designmanufacturing
...تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاسها به داس سخن گفتهای؟!
آنجا که قدم برنهاده باشی
گیاه از رُستن تن میزند
چرا که تو تقوای خاک و آب را هرگز باور نداشتی
فغان! که سرگذشت ما
سرود بیاعتقاد سربازان تو بود
که از فتح قلعهی روسپیان بازمیآمدند
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاهپوش
داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد
هنوز از سجّادهها سر برنگرفتهاند.
#احمدشاملو
@designmanufacturing
که با یاسها به داس سخن گفتهای؟!
آنجا که قدم برنهاده باشی
گیاه از رُستن تن میزند
چرا که تو تقوای خاک و آب را هرگز باور نداشتی
فغان! که سرگذشت ما
سرود بیاعتقاد سربازان تو بود
که از فتح قلعهی روسپیان بازمیآمدند
باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد
که مادران سیاهپوش
داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد
هنوز از سجّادهها سر برنگرفتهاند.
#احمدشاملو
@designmanufacturing
سرود ابراهیم در آتش
...
آیا نه؛ یکی نه بسنده بود که سرنوشت مرا بسازد؟
من تنها فریاد زدم: «نه!»
من از فرو رفتن تن زدم، صدایی بودم من، شَکلی میان اَشکال،
و معنایی یافتم.
من، بودم؛ و شدم،
نه زان گونه که غنچهای گلی، یا ریشهای که جوانهای یا یکی دانه که جنگلی!
راست بدان گونه که عالی مردی شهیدی! تا آسمان بر او نماز برد.
من بینوا بندَگَکی سر به راه نبودم، و راه بهشت مینوی من، بُز رو طوع و خاکساری نبود.
مرا دیگرگونه خدایی میبایست، شایستهی آفرینهای که نوالهی ناگزیر را گردن کج نمیکند!
و خدایی دیگر گونه آفریدم!
دریغا شیرآهن کوه مردا که تو بودی، و کوهوار پیش از آنکه به خاک افتی، نستوه و استوار، مرده بودی
اما نه خدا و نه شیطان!
سرنوشت مرا بتی رقم زد، که دیگران میپرستیدند!
بتی که دیگرانش میپرستیدند.
احمد شاملو
@designmanufacturing
...
آیا نه؛ یکی نه بسنده بود که سرنوشت مرا بسازد؟
من تنها فریاد زدم: «نه!»
من از فرو رفتن تن زدم، صدایی بودم من، شَکلی میان اَشکال،
و معنایی یافتم.
من، بودم؛ و شدم،
نه زان گونه که غنچهای گلی، یا ریشهای که جوانهای یا یکی دانه که جنگلی!
راست بدان گونه که عالی مردی شهیدی! تا آسمان بر او نماز برد.
من بینوا بندَگَکی سر به راه نبودم، و راه بهشت مینوی من، بُز رو طوع و خاکساری نبود.
مرا دیگرگونه خدایی میبایست، شایستهی آفرینهای که نوالهی ناگزیر را گردن کج نمیکند!
و خدایی دیگر گونه آفریدم!
دریغا شیرآهن کوه مردا که تو بودی، و کوهوار پیش از آنکه به خاک افتی، نستوه و استوار، مرده بودی
اما نه خدا و نه شیطان!
سرنوشت مرا بتی رقم زد، که دیگران میپرستیدند!
بتی که دیگرانش میپرستیدند.
احمد شاملو
@designmanufacturing
رازقی پرپر شد
باغ در چله نشست
تو به خاک افتادی
کمر عشق شکست
ما نشستیم و تماشا کردیم...
@designmanufacturing
باغ در چله نشست
تو به خاک افتادی
کمر عشق شکست
ما نشستیم و تماشا کردیم...
@designmanufacturing
در اين باغ کوچک چرا
چرا صدای تبر قطع نمیشود چرا صدای افتادن؟
تا کی به سوگ سروها بنشينيم تا کی به سوگ صنوبرها
در اين باغ کوچک مگر چند سرو صنوبر هست
که دندان برندهی تبر از شکستنشان سير نمیشود؟
بس نيست ، نيست ديگر مگر چند سرو صنوبر؟
دندانت بشکند تبر
احشايت بپوسد خاک، خاک ِ خاک بر سر
منوچهر آتشی
@designmanufacturing
چرا صدای تبر قطع نمیشود چرا صدای افتادن؟
تا کی به سوگ سروها بنشينيم تا کی به سوگ صنوبرها
در اين باغ کوچک مگر چند سرو صنوبر هست
که دندان برندهی تبر از شکستنشان سير نمیشود؟
بس نيست ، نيست ديگر مگر چند سرو صنوبر؟
دندانت بشکند تبر
احشايت بپوسد خاک، خاک ِ خاک بر سر
منوچهر آتشی
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
**آخرین فایل صوتی نوید افکاری از زندان عادل آباد شیراز**
نوید افکاری: «دلم میخواد همه دنیا بدونن من از بچگی آرزو داشتم با افتخارات جهانی تو کشتی مادرم رو خوشحال کنم اما چه کنم که زور چرخ روزگار به عرقهایی که من تو کشتی ریختم چربید و اشک مادرم رو هم درآورد.
اما امروز خوشحالم. چون همون چرخ روزگار بازم چرخید و آرمانهای حقیقی انسانیت رو از شما مردم بینظیر یاد گرفتم. آرمانهایی که برای من به مراتب با ارزش تر و والاتر از سکوهای جهانی کشتیه.
توی این سالها که کشتی گرفتم هیچوقت با حریف ناجوانمردی روبرو نشده بودم. چون کشتی ذاتا ورزش جوانمردانهست. اما دوساله که من و خانوادهم داریم با ناجوانمردترین حریف بشریت یعنی بیعدالتی دست و پنجه نرم میکنیم و بدون شک اگه حمایت شما رو نداشته باشیم همهمون شکست میخوریم»
@designmanufacturing
نوید افکاری: «دلم میخواد همه دنیا بدونن من از بچگی آرزو داشتم با افتخارات جهانی تو کشتی مادرم رو خوشحال کنم اما چه کنم که زور چرخ روزگار به عرقهایی که من تو کشتی ریختم چربید و اشک مادرم رو هم درآورد.
اما امروز خوشحالم. چون همون چرخ روزگار بازم چرخید و آرمانهای حقیقی انسانیت رو از شما مردم بینظیر یاد گرفتم. آرمانهایی که برای من به مراتب با ارزش تر و والاتر از سکوهای جهانی کشتیه.
توی این سالها که کشتی گرفتم هیچوقت با حریف ناجوانمردی روبرو نشده بودم. چون کشتی ذاتا ورزش جوانمردانهست. اما دوساله که من و خانوادهم داریم با ناجوانمردترین حریف بشریت یعنی بیعدالتی دست و پنجه نرم میکنیم و بدون شک اگه حمایت شما رو نداشته باشیم همهمون شکست میخوریم»
@designmanufacturing
نا امید نباش؛
ظلم و ستم پیروز است؛ نه همواره، نه همیشه.
یک روز شیشه عمر دیو میشکند؛
حتی با یک سنگ ریزه.
قاعده بازی این است که دیکتاتور همیشه برنده باشد،
جز یک بار،
دیکتاتور فقط یک بار شکست می خورد؛ همان یک بار تاریخی.
@designmanufacturing
ظلم و ستم پیروز است؛ نه همواره، نه همیشه.
یک روز شیشه عمر دیو میشکند؛
حتی با یک سنگ ریزه.
قاعده بازی این است که دیکتاتور همیشه برنده باشد،
جز یک بار،
دیکتاتور فقط یک بار شکست می خورد؛ همان یک بار تاریخی.
@designmanufacturing
با توجه به حمایت حامد بهداد از نوید افکاری، شهره قمر بازیگر نه چندان شناخته شده سینمای ایران به حامد بهداد تاخت و گفت : آقای به ظاهر هنرمند بجای پز روشنفکری الگوی درست باش حرفای منافقین رو تکرار نکن ،من اگه حاکم بودم قطعا همتون رو اعدام میکردم ، پس طرفداری نکن !
+ یاد فیلم چند میگیری گریه کنی افتادم.
@designmanufacturing
+ یاد فیلم چند میگیری گریه کنی افتادم.
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 #سکانس_ماندگار مختارنامه :
یکی از مصادیق "عدالتخواهی" آنست که صاحب منصبان یک حکومت مثل اکثریت مردم زندگی کنند
@designmanufacturing
یکی از مصادیق "عدالتخواهی" آنست که صاحب منصبان یک حکومت مثل اکثریت مردم زندگی کنند
@designmanufacturing
نائب رئیس فیفا برای آسیا در واکنش به اعدام ناگهانی #نوید_افکاری کشتیگیر جوان ایرانی از نهادهای بینالمللی ورزشی خواست ایران را از شرکت در هر گونه مسابقه ورزشی بینالمللی محروم کنند
@designmanufacturing
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهم نیست که تجمع اعتراضی در یافتآباده یا هرجای دیگه، مهم نیست چه روزی از چه سال چه قرنیه، مهم فریادهای توی فیلمه، صداش رو میشه از همهجای ایران عزیزمان شنید، این صدا قابل سانسور و سرکوب نیست:
همه خستهان، همه بریدن، همه زیر ظلمن، همه خسته شدیم، همه خستهایم، همه آزادی میخوایم...
@designmanufacturing
همه خستهان، همه بریدن، همه زیر ظلمن، همه خسته شدیم، همه خستهایم، همه آزادی میخوایم...
@designmanufacturing
دولت آلمان دیدار با ظریف را به دلیل اعدام نوید افکاری لغو کرد
جواد ظریف هفته آینده دیداری با مقامات المان داشت که دولت آلمان به دلیل اعدام شدن نوید افکاری دیدار خود را با مقامات جمهوریاسلامی لغو کرد.
@designmanufacturing
جواد ظریف هفته آینده دیداری با مقامات المان داشت که دولت آلمان به دلیل اعدام شدن نوید افکاری دیدار خود را با مقامات جمهوریاسلامی لغو کرد.
@designmanufacturing
گوگل برای بدن انسان "نقشههای گوگل" میسازد
شرکت گوگل در یک پروژه که توسط یک گروه بین المللی از دانشمندان در حال توسعه است، قصد دارد با ساخت نقشه ای از بدن انسان به سبک برنامه مشهور و کاربردی نقشههای گوگل یا "گوگل مپس"(Google Maps) به کاربران امکان دهد به اکتشاف در بدن انسان در سطح سلولی بپردازد.
@designmanufacturing
شرکت گوگل در یک پروژه که توسط یک گروه بین المللی از دانشمندان در حال توسعه است، قصد دارد با ساخت نقشه ای از بدن انسان به سبک برنامه مشهور و کاربردی نقشههای گوگل یا "گوگل مپس"(Google Maps) به کاربران امکان دهد به اکتشاف در بدن انسان در سطح سلولی بپردازد.
@designmanufacturing
بی شرمی ما را نابود خواهد کرد
✍فرهاد قنبری
آندره تارکوفسکی در یکی از دیالوگ های فیلم سولاریس می گوید "شرم، احساسی است که انسانیت را نجات خواهد داد"
"شرم" همان حلقه گمشده ای است که بیشتر از هرچیزی ما و بقای جامعه ما را تهدید می کند.
امروز مسئولان بدون هیچ شرمی منافع فردی و گروهی خود را به وظیفه اجتماعی خود ترجیح می دهند.
دلالان و واردکنندگان بدون هیچ شرمی زندگی میلیونها نفر رابرای منافع شخصی خودنابود می کنند.
استاد دانشگاه و پزشک وکارمند و.. بدون هیچ شرمی از مخاطبان و مراجعان خودسوء استفاده می کنند.
فعالین رسانه ای ومجازی بدون هیچ شرمی به دیگران تهمت زده و آبروی هر کسی را که دلشان بخواهد می ریزند.
جوانان ونوجوانان بدون هیچ شرمی مقابل پدر و مادر و معلم و استاد و.. هر گونه که دلشان بخواهدحرف می زنند و رفتار می کنند.....
درجامعه ما نه تنها #"شرم" از میان رفته است بلکه "بی شرمی" به عنوان یک ارزش و افتخار به نمایش در می آید.
⚡️آقازاده هابی که با رانت دولتی در کشورهای غربی مشغول زندگی لاکچری هستند، بی هیچ شرمی در شبکه های مختلف مجازی، سبک زندگی خاص خود را به رخ مردم می کشد.
طبقه دلالی که با سواستفاده از شرایط کشور ونبود نظارت یک شبه ره صد ساله را می پیماید با به نمایش گذاشتن سبک زندگی پرهزینه و متفاوت خود فاصله طبفاتی افسار گسیخته را عیان تر به رخ جامعه می کشد.
⚡️پزشک، مدیر شرکت و کارخانه یا استاد دانشگاهی که استفاده از موقعیت خود (دانشجویان، مراجعان و کارکنان) با بی شرمی سو استفاده می کند با سری بالا به آن رفتار خود فخر می فروشد.
⚡️آموزشگاه نقاشی، کارگاه شعر و داستان نویسی وموسیقی و بازیگری و امثالهم با بی شرمی تمام هر هدفی را دنبال می کنند جز هدفی که برای آن شکل گرفته است.
⚡️مردمی که با بی شرمی با خانواده و دوستان رفتار میکنند و فقط به دنبال نفع شخصی هستند.
ضرب المثل قدیمی " در دیزی بازه، حیاء گربه کجا رفته است" در ایران امروز بیشتر از هر ضرب المثلی قابل استفاده است...
به نظر برای شوآف وبه تماشا گذاشتن چنین سبک زندگی علاوه بر ثروت و رانت، میزانی وقاحت وبی شرمی نیاز است که به نظر دراین جامعه تمام و کمال موجود است.
باید گزاره تارکوفسکی را دراینجا به صورت وارونه نوشت و گفت " آن چیزی که نابودمان کرده است و انسانیت را از بین برده، وقاحت وبی شرمی مان است.
دیرگاهی است دیگر در این جامعه صورتی از شرم سرخ نمی شود و هیچ عمل و کرداری قبیح شمرده نمی شود. دیرگاهی است به صورت آرام و خزنده تمام ارزش های انسانی و اخلاقی در پای منافع و لذت های فردی قربانی شده و هیچ خبری شرم زده و متعجبمان نمی کند. دیگرگاهی است که آرام آرام شرم از جامعه ما رخت بربسته است و این بزرگترین زنگ خطر برای مایی است که گوش هایمان قدرت شنواییش را از دست داده است.
ژان پل سارتر می گوید: «شرم، آگاهی عامدانه فرد است که سقوط خود را دریابد.»
امروز، خیلی ها نمی خواهند سقوط خود را ببینند و حتی اعمال شرمآور خود و بی شرمی گستاخانه را خصلتی افتخار آمیز می دانند.
@designmanufacturing
✍فرهاد قنبری
آندره تارکوفسکی در یکی از دیالوگ های فیلم سولاریس می گوید "شرم، احساسی است که انسانیت را نجات خواهد داد"
"شرم" همان حلقه گمشده ای است که بیشتر از هرچیزی ما و بقای جامعه ما را تهدید می کند.
امروز مسئولان بدون هیچ شرمی منافع فردی و گروهی خود را به وظیفه اجتماعی خود ترجیح می دهند.
دلالان و واردکنندگان بدون هیچ شرمی زندگی میلیونها نفر رابرای منافع شخصی خودنابود می کنند.
استاد دانشگاه و پزشک وکارمند و.. بدون هیچ شرمی از مخاطبان و مراجعان خودسوء استفاده می کنند.
فعالین رسانه ای ومجازی بدون هیچ شرمی به دیگران تهمت زده و آبروی هر کسی را که دلشان بخواهد می ریزند.
جوانان ونوجوانان بدون هیچ شرمی مقابل پدر و مادر و معلم و استاد و.. هر گونه که دلشان بخواهدحرف می زنند و رفتار می کنند.....
درجامعه ما نه تنها #"شرم" از میان رفته است بلکه "بی شرمی" به عنوان یک ارزش و افتخار به نمایش در می آید.
⚡️آقازاده هابی که با رانت دولتی در کشورهای غربی مشغول زندگی لاکچری هستند، بی هیچ شرمی در شبکه های مختلف مجازی، سبک زندگی خاص خود را به رخ مردم می کشد.
طبقه دلالی که با سواستفاده از شرایط کشور ونبود نظارت یک شبه ره صد ساله را می پیماید با به نمایش گذاشتن سبک زندگی پرهزینه و متفاوت خود فاصله طبفاتی افسار گسیخته را عیان تر به رخ جامعه می کشد.
⚡️پزشک، مدیر شرکت و کارخانه یا استاد دانشگاهی که استفاده از موقعیت خود (دانشجویان، مراجعان و کارکنان) با بی شرمی سو استفاده می کند با سری بالا به آن رفتار خود فخر می فروشد.
⚡️آموزشگاه نقاشی، کارگاه شعر و داستان نویسی وموسیقی و بازیگری و امثالهم با بی شرمی تمام هر هدفی را دنبال می کنند جز هدفی که برای آن شکل گرفته است.
⚡️مردمی که با بی شرمی با خانواده و دوستان رفتار میکنند و فقط به دنبال نفع شخصی هستند.
ضرب المثل قدیمی " در دیزی بازه، حیاء گربه کجا رفته است" در ایران امروز بیشتر از هر ضرب المثلی قابل استفاده است...
به نظر برای شوآف وبه تماشا گذاشتن چنین سبک زندگی علاوه بر ثروت و رانت، میزانی وقاحت وبی شرمی نیاز است که به نظر دراین جامعه تمام و کمال موجود است.
باید گزاره تارکوفسکی را دراینجا به صورت وارونه نوشت و گفت " آن چیزی که نابودمان کرده است و انسانیت را از بین برده، وقاحت وبی شرمی مان است.
دیرگاهی است دیگر در این جامعه صورتی از شرم سرخ نمی شود و هیچ عمل و کرداری قبیح شمرده نمی شود. دیرگاهی است به صورت آرام و خزنده تمام ارزش های انسانی و اخلاقی در پای منافع و لذت های فردی قربانی شده و هیچ خبری شرم زده و متعجبمان نمی کند. دیگرگاهی است که آرام آرام شرم از جامعه ما رخت بربسته است و این بزرگترین زنگ خطر برای مایی است که گوش هایمان قدرت شنواییش را از دست داده است.
ژان پل سارتر می گوید: «شرم، آگاهی عامدانه فرد است که سقوط خود را دریابد.»
امروز، خیلی ها نمی خواهند سقوط خود را ببینند و حتی اعمال شرمآور خود و بی شرمی گستاخانه را خصلتی افتخار آمیز می دانند.
@designmanufacturing