This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا کربلاست
بنیاد مستضعفان! در پی ادامهی تلاش برای تخریب منازل اهالی روستای ابونخلیات ( ابوالفضل)
🔸 این كليپ هجوم نيروهاى نظامى به مردم روستاى ابوالفضل در شهر اهواز را نشان میدهد و ادعاى دروغ فرمانده نيروهاى انتظامی را تأييد مى كند.
@designmanufacturing
بنیاد مستضعفان! در پی ادامهی تلاش برای تخریب منازل اهالی روستای ابونخلیات ( ابوالفضل)
🔸 این كليپ هجوم نيروهاى نظامى به مردم روستاى ابوالفضل در شهر اهواز را نشان میدهد و ادعاى دروغ فرمانده نيروهاى انتظامی را تأييد مى كند.
@designmanufacturing
طبق آمار موسسه نظرسنجی گالوپ مردم ارمنستان، عراق، ایران و فلسطین به ترتیب نگرانترین مردم جهان هستند
@designmanufacturing
@designmanufacturing
همیشه یک نفر باقی میماند!
یک نفر میماند لای تختهسنگها
که طوفان جنگل را شرح دهد
همیشه یک قلب هنوز میتپد
لابهلای جنازهها
پشت کامیون
کسی که در میان تاریکیها میگریزد
پیش از آنکه دفن شود در یک گور جمعی
همیشه یک نفر هنوز زنده است!
«مسعود حسینی»
@designmanufacturing
یک نفر میماند لای تختهسنگها
که طوفان جنگل را شرح دهد
همیشه یک قلب هنوز میتپد
لابهلای جنازهها
پشت کامیون
کسی که در میان تاریکیها میگریزد
پیش از آنکه دفن شود در یک گور جمعی
همیشه یک نفر هنوز زنده است!
«مسعود حسینی»
@designmanufacturing
جشن خزان
روز هشتم شهريور ماه جشنی به نام جشن خزان یا جشن مُغان در برخی از شهرهای ایران به ویژه شهر دماوند برگزار مي شود. این جشن از جمله جشن های کهنی است که همراه با آتش افروزی بر بام خانه ها و چراغانی کردن و آذین بستن کوچه و خیابان برگزار می شده است.
از جمله مراسم این جشن می توان به سوارکاری نیز اشاره کرد. انگیزه برپایی این جشن، پایان تابستان و آغاز فصل خزان است. برخی نیز هنگام برپایی این جشن را در هجدهم شهریورماه دانسته اند. گویا دو جشن با نام جشن خزان برگزار می شده که جشن خزان نخستین در روز دی بآذر، برابر روز هشتم شهریور ماه انجام می شده و جشن خزان دیگر، هرمزد روز از مهرماه، روز اول مهر. ابوریحان بیرونی نیز از دو خزان نام می برد : خزان خاصه در هجدهم شهریور و خزان عامه در دوم مهر. خلف تبریزی دربارهی این جشن می گوید: خزان روز هشتم باشد از شهریورماه قدیم و این روز جشن مغان است. گردیزی نیز در زین الاخبار، جشن خزان را به روز پانزدهم شهریورماه منسوب می دارد. جیمزموریه از آخرین کسانی است که در سفرنامه اش از برگزاری این جشن در شهر دماوند درروز هشتم شهریورماه یاد کرده است.
@designmanufacturing
روز هشتم شهريور ماه جشنی به نام جشن خزان یا جشن مُغان در برخی از شهرهای ایران به ویژه شهر دماوند برگزار مي شود. این جشن از جمله جشن های کهنی است که همراه با آتش افروزی بر بام خانه ها و چراغانی کردن و آذین بستن کوچه و خیابان برگزار می شده است.
از جمله مراسم این جشن می توان به سوارکاری نیز اشاره کرد. انگیزه برپایی این جشن، پایان تابستان و آغاز فصل خزان است. برخی نیز هنگام برپایی این جشن را در هجدهم شهریورماه دانسته اند. گویا دو جشن با نام جشن خزان برگزار می شده که جشن خزان نخستین در روز دی بآذر، برابر روز هشتم شهریور ماه انجام می شده و جشن خزان دیگر، هرمزد روز از مهرماه، روز اول مهر. ابوریحان بیرونی نیز از دو خزان نام می برد : خزان خاصه در هجدهم شهریور و خزان عامه در دوم مهر. خلف تبریزی دربارهی این جشن می گوید: خزان روز هشتم باشد از شهریورماه قدیم و این روز جشن مغان است. گردیزی نیز در زین الاخبار، جشن خزان را به روز پانزدهم شهریورماه منسوب می دارد. جیمزموریه از آخرین کسانی است که در سفرنامه اش از برگزاری این جشن در شهر دماوند درروز هشتم شهریورماه یاد کرده است.
@designmanufacturing
انگلیسی ها ضربالمثلی دارند با این مضمون؛
کسی که فقط لندن را دیده باشد
لندن را هم نمیشناسد!
منظورشان این است که شما باید پاریس، رم و برلین را هم ببینی تا بتوانی بگویی لندن شهر خوبی است یا نه.
تک منبعی بودن
انسان را متعصب و خشک بار میآورد و عمق فهم او را به طرز عجیبی کاهش میدهد...
@designmanufacturing
کسی که فقط لندن را دیده باشد
لندن را هم نمیشناسد!
منظورشان این است که شما باید پاریس، رم و برلین را هم ببینی تا بتوانی بگویی لندن شهر خوبی است یا نه.
تک منبعی بودن
انسان را متعصب و خشک بار میآورد و عمق فهم او را به طرز عجیبی کاهش میدهد...
@designmanufacturing
#نخستیننشانههایتمدن
یکی از دانشجویان انسانشناسی از "مارگارت مید" پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست؟ دانشجو انتظار داشت تا مید دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
مید گفت: نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است. مید توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن. هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد.
استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهیست بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند، محلِ جراحت را بسته است، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند. مید گفت:
"کمک به دیگری در عینِ دشواری، همانجاییست که تمدن آغاز میشود."
ما وقتی در اوجِ شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری میرسانیم.
ایرا بایوک
@designmanufacturing
یکی از دانشجویان انسانشناسی از "مارگارت مید" پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست؟ دانشجو انتظار داشت تا مید دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
مید گفت: نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است. مید توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن. هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد.
استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهیست بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند، محلِ جراحت را بسته است، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند. مید گفت:
"کمک به دیگری در عینِ دشواری، همانجاییست که تمدن آغاز میشود."
ما وقتی در اوجِ شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری میرسانیم.
ایرا بایوک
@designmanufacturing
فرق جهان اول و جهان آخر
#مهدوی_کنی با ۸۳ سال سن پس از ۴ ماه بستری در بیمارستان وقتی درگذشت هنوز هم رئیس مجلس خبرگان و رئیس دانشگاه بود.
#آبهشینزو نخست وزیر ژاپن طی یک هفته ۲ بار به بیمارستان مراجعه کرد سپس عذرخواهی کرد و گفت به خاطر اینکه درد و دارو ممکنه باعث تصمیم گیری اشتباه بشه قدرت را ترک میکنم
@designmanufacturing
#مهدوی_کنی با ۸۳ سال سن پس از ۴ ماه بستری در بیمارستان وقتی درگذشت هنوز هم رئیس مجلس خبرگان و رئیس دانشگاه بود.
#آبهشینزو نخست وزیر ژاپن طی یک هفته ۲ بار به بیمارستان مراجعه کرد سپس عذرخواهی کرد و گفت به خاطر اینکه درد و دارو ممکنه باعث تصمیم گیری اشتباه بشه قدرت را ترک میکنم
@designmanufacturing
«سخنرانی برتولت برشت در نخستین کنگرهٔ جهانی نویسندگان»، پاریس، ژوئن ۱۹۳۵»
فاشیسم معتقد است که در تربیت افراد کوتاهی شده. فاشیسم امید فراوانی بهنفوذ در مغز انسانها و تسخیر قلوب آنها بسته است. فاشیسم، تعلیم خشونت در مدارس، روزنامهها و تآترها را بهخشونت حاکم در شکنجهگاههای خویش میافزاید.
آری، فاشیسم تمامی ملت را چنین تربیت میکند و در تمام طول روز، بیوقفه بدین امر مشغول است.
فاشیسم نمیتواند چیز زیادی بهتودهی مردم بدهد، چون سخت سرگرم «تربیت» انسانهاست.
غذائی برای مردم ندارد، پس باید تقویت اراده و غلبهٔ بر نفس را تبلیغ کند. نمیتواند امر تولید را سر و سامان ببخشد و بهجنگ نیاز دارد، پس باید بهتقویت جرأت و روحیهی رزمندگی بپردازد.
بهفداکاری نیازمند است، پس باید به تشویق حس فداکاری در افراد دست بزند.
اینها هم برای خود آرمانهائی هستند، توانائیهائی که از انسانها خواسته میشود و بعضی نیز حتی آرمانها و خواستهای متعالی بهشمار میآیند.
ولی ما میدانیم که این آرمانها در خدمت کدامین هدف است، تربیتکننده کیست و چه کسانی از چنین تربیتی بهره میگیرند: بیشک بهرهگیران، تربیتشوندگان نیستند.
پن: این سخنرانی ۴ سال قبل از آغاز فاجعه جنگ جهانی دوم است.
@designmanufacturing
فاشیسم معتقد است که در تربیت افراد کوتاهی شده. فاشیسم امید فراوانی بهنفوذ در مغز انسانها و تسخیر قلوب آنها بسته است. فاشیسم، تعلیم خشونت در مدارس، روزنامهها و تآترها را بهخشونت حاکم در شکنجهگاههای خویش میافزاید.
آری، فاشیسم تمامی ملت را چنین تربیت میکند و در تمام طول روز، بیوقفه بدین امر مشغول است.
فاشیسم نمیتواند چیز زیادی بهتودهی مردم بدهد، چون سخت سرگرم «تربیت» انسانهاست.
غذائی برای مردم ندارد، پس باید تقویت اراده و غلبهٔ بر نفس را تبلیغ کند. نمیتواند امر تولید را سر و سامان ببخشد و بهجنگ نیاز دارد، پس باید بهتقویت جرأت و روحیهی رزمندگی بپردازد.
بهفداکاری نیازمند است، پس باید به تشویق حس فداکاری در افراد دست بزند.
اینها هم برای خود آرمانهائی هستند، توانائیهائی که از انسانها خواسته میشود و بعضی نیز حتی آرمانها و خواستهای متعالی بهشمار میآیند.
ولی ما میدانیم که این آرمانها در خدمت کدامین هدف است، تربیتکننده کیست و چه کسانی از چنین تربیتی بهره میگیرند: بیشک بهرهگیران، تربیتشوندگان نیستند.
پن: این سخنرانی ۴ سال قبل از آغاز فاجعه جنگ جهانی دوم است.
@designmanufacturing
کاش!
نمیپرسیدی
از حال و روز
این یار
آن یار
تا برایت بنویسم
این همه
قصهی دراز "سربهدار"
«رضا عابد»
@designmanufacturing
نمیپرسیدی
از حال و روز
این یار
آن یار
تا برایت بنویسم
این همه
قصهی دراز "سربهدار"
«رضا عابد»
@designmanufacturing
Forwarded from IDM طراحی وساخت ایران (Brz Hmt)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صمد بهرنگی با ماهی سیاه کوچولوی کتابش به ارس پیوست
نهم شهریورماه سالروز پرواز صمد بهرنگی ؛ «عمو صمد مهربان» ، معلم همهی بچه هاست. همان نویسنده روشنفکری که آقامعلم مهربان بچه های روستا و رفیق کارگران زحمتکش بود.
صمد بهرنگی در عمر کوتاه ۲۹ ساله اش آثار ادبی بسیار زیبایی برای کودکان به یادگار گذاشت.
صمد در سال ۱۳۱۸ در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز وارد شد و با سختی تمام تحصیلات مقدماتی خود در دانشسرا را در خردادماه سال ۱۳۳۶ به اتمام رساند. او مجبور بود بخاطر نیاز مالی خانواده اش کار کند. پس از سن ۱۸ سالگی آموزگار کودکان روستاهای آذربایجان شرقی شد.
یاد و خاطرش گرامی و جاویدان
@designmanufacturing
نهم شهریورماه سالروز پرواز صمد بهرنگی ؛ «عمو صمد مهربان» ، معلم همهی بچه هاست. همان نویسنده روشنفکری که آقامعلم مهربان بچه های روستا و رفیق کارگران زحمتکش بود.
صمد بهرنگی در عمر کوتاه ۲۹ ساله اش آثار ادبی بسیار زیبایی برای کودکان به یادگار گذاشت.
صمد در سال ۱۳۱۸ در محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران تبریز وارد شد و با سختی تمام تحصیلات مقدماتی خود در دانشسرا را در خردادماه سال ۱۳۳۶ به اتمام رساند. او مجبور بود بخاطر نیاز مالی خانواده اش کار کند. پس از سن ۱۸ سالگی آموزگار کودکان روستاهای آذربایجان شرقی شد.
یاد و خاطرش گرامی و جاویدان
@designmanufacturing
Baghe Behrang
Azhir Sorkh
باغ بهرنگ از کاست قاصدک (به یاد صمد بهرنگی، ۱۳۵۸)
آهنگساز : بابک بیات
خواننده: سیمین قدیری
موسسه ابتکار، ابراهیم زالزاده
کرم شب تاب گفت: رفیق خرگوش، من همیشه میکوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگر چه بعضی از جانوران مسخرهام میکنند و میگویند "با یک گل بهار نمیشود، تو بیهوده میکوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی."
خرگوش گفت: این حرف مال قدیمیهاست. ما هم میگوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است."
کتاب اولدوز و عروسک سخنگو
زنده یاد صمد بهرنگی
@designmanufacturing
آهنگساز : بابک بیات
خواننده: سیمین قدیری
موسسه ابتکار، ابراهیم زالزاده
کرم شب تاب گفت: رفیق خرگوش، من همیشه میکوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگر چه بعضی از جانوران مسخرهام میکنند و میگویند "با یک گل بهار نمیشود، تو بیهوده میکوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی."
خرگوش گفت: این حرف مال قدیمیهاست. ما هم میگوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است."
کتاب اولدوز و عروسک سخنگو
زنده یاد صمد بهرنگی
@designmanufacturing