دیوان سخن
321 subscribers
176 photos
7 videos
13 files
50 links
ژورنال درسی با هدف ثبت آموخته‌ها در زمینۀ زبان‌های آلمانی و انگلیسی (و کمی هم فرانسوی!).
Download Telegram
The scientist communicates information; the poet, experience.


#شعر
دیوان سخن
The scientist communicates information; the poet, experience. #شعر
در این درسگفتار از کتاب «فنون و صناعات ادبی» به تالیف جلال سخنور، ادعا شده است که مقولۀ شعر عمدتا ذاتی کنکرت (Concrete) یا انضمامی دارد. بنده تصور می‌کنم نگارنده و سایر محققین به این دلیل به این نظریه خو کردند که زبان بین‌الملل فی‌الواقع انگلیسی است و انگلیسی همانطور که پیش‌تر در باب آن سخن رفت، یک زبان انضمامی و تا حدی تُهی از مفاهیم ذهنی یا توانایی بیان ذهنی است.
زیرا چو نیک بنگرید، برای نقض ادعا می‌توان به شعر پارسی و شعر اصیل آلمانی اشاره کرد که عمدتا با abstract سروکار دارند و برای همین ترجمۀ اشعار پارسی و آلمانی به زبان انگلیسی تنها توسط عده‌ای انگشت شمار در طول تاریخ انجام گرفته است و خیلی نمی‌توان روی ترجمۀ آن‌ها مانور داد.
درس امروز: ترتیب دوران‌های تاریخ که برای درک بهتر تاریخِ ادبیات ضروری هستند.

Dark ages: The timeline falls between the fall of the Roman Empire and the Renaissance. (5th to 14th Century)

Renaissance: The revival of European art and literature under the influence of classical models in the 14th–16th centuries.
دیوان سخن
در باب ترجمۀ دقیق انگلیسی آیۀ تسمیه قرآن ( بسم الله الرحمن الرحیم) دو نکتۀ مهم باید به ذهن سپرده شود: ۱. صرف نظر از تفاوت‌های بزرگ خدایان در مذاهب ابراهیمی و غیرابراهیمی، «الله» یک اسم خاص است و باید به شکل Allah ترجمیده شود. ۲.الرحمن و الرحیم اسامی مبالغه…
و اما در ادامۀ نکات مربوط به ترجمۀ آیات قرآنی و ابهام در باب ترجمۀ عبارت «الله الصمد»:

در ابتدا باید گفت که الصمد در عربی معانی متعددی دارد:
در «مقاییس اللغة» آمده است: «صمد» دو ريشه اصلى دارد: يكى به معناى «قصد» است، و ديگرى به معناى «صلابت و استحكام» و اين كه به خداوند متعال «صمد» گفته مى‌شود، به خاطر اين است كه، بندگانش قصد درگاه او مى‌كنند. و شايد به همين مناسبت است كه معانى متعدد زير نيز، در كتب لغت براى «صمد» ذكر شده است: شخص بزرگى كه در منتهاى عظمت است، كسى كه مردم در حوائج خويش به سوى او مى‌روند، كسى كه برتر از او چيزى نيست، و كسى كه دایم و باقى بعد از فناى خلق است.


با این تفاسیر، ترجمۀ یوسف‌علی و پیکتال و به ویژه ترجمۀ پیکتال صحیح و ایده‌آل می‌نمایند اما ترجمۀ طاهره صفارزاده مردود است. زیرا لفظ Self-Sufficient لایۀ معنایی مادی دارد و با انتساب این صفت (خودکفا؟!) به خدا، در واقع برای او قائل به نیازهایی می‌شویم که او خود می‌تواند آن‌ها را برآورده کند و این با معنای «الصمد» (بی‌نیاز) متفاوت است؛ خدا در وهلۀ نخست هیچ نیازی ندارد که بخواهد نسبت به آن نیازها "سِلف سافشِنت" باشد!!

#ترجمه
#متفرقه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Wer zu spät kommt, den bestraft das Leben.

زندگی مجازات خواهد کرد آن کس را که بیش از حد معطل کند.
Vergangenheit²
Pflicht! du erhabener großer Name, der du nichts Beliebtes, was Einschmeichelung bei sich führt, in dir fassest, sondern Unterwerfung verlangst, doch auch nichts drohest, was natürliche Abneigung im Gemüte erregte und schreckte, um den Willen zu bewegen, sondern…
کلماتی که حین ترجمۀ این متن برای بنده جدید و ناشناخته بودند و برای یافتن معنا و مفهوم، به اجبار از فرهنگ‌لغت آنلاین استفاده کردم:

Die Abneigung: Bewusste Empfindung, jemanden, etwas nicht zu mögen.

Die Einschmeichelung: Wenn du Sachen machst um gut anzukommen bei einer anderen Person.

Erwerben: Durch Arbeit, Tätigsein erlangen, in seinen Besitz bringen.

Verstummen: Aufhören zu sprechen, zu singen usw.

Ausschlagen: Durch einen Schlag gewaltsam entfernen.

Unnachlaßlich (Modern Form: unnachlässlich): Unaufhaltsam.


پ.ن: به توصیهٔ مشایخ و اکابر، زین پس معنا و توضیح هر کلمهٔ خارجکی را به همان زبان خواهم آموخت و خواهم نوشت.

#آلمانی
توصیۀ همیشگی من به رفقا و زبان‌آموزان برای تقویت و گسترش دایرۀ واژگان: هر صفحه تمرین از این کتاب حداقل دارای ده واژه کاربردی و نیز شامل بخش‌هایی مختص به جمله‌سازی و نوشتار است. نکات کاربردی برای درک بهتر چارچوب‌ها در گوشه‌وکنار صفحات گنجانده شده و احتمالا بهترین انتخاب شما برای این زمینه محسوب می‌شود.
#آلمانی #کتاب
در «فلسفۀ تحریر»، ادگار الن پو می‌نویسد:
مرگ یک زن زیبا بدون شک شاعرانه‌ترین موضوع در جهان است.


در گذشته نوشته بودم: «هر اثر بزرگِ مکتوب حاصل یک شناخت بِکر است...» و نیز گفته بودم که عامل «تجربه» یکی از راه‌های رسیدن به شناخت محسوب می‌شود.
ادگار الن پو مثال بارز و اثباتی قاطع بر مدعای من است: مادر پو زنی زیبا و هنرپیشه بود که خیلی زود از دنیا رفت و ادگار از ایام کودکی توسط یک خانوادۀ آشوب‌زده به سرپرستی گرفته شد.
در داستان‌های پو، می‌بینیم که چه‌طور این تجربیات سخت عینا بازآفرینی شده‌اند.

#انگلیسی #ادبیات
دیوان سخن
Wer zu spät kommt, den bestraft das Leben. زندگی مجازات خواهد کرد آن کس را که بیش از حد معطل کند.
Il faut souffrir pour être belle!

برای زیبابودن باید رنج کشید.

- ژَک بریر، نویسنده و کیمیاگر فرانسوی
دیوان سخن
Il faut
عبارت «Il faut» به طور کلی یعنی: "بایسته است که..." یا "باید..." و ذاتا نشان‌دهندۀ الزام و اجبار است.

#فرانسوی #پایه
همه می‌خواهند ارباب دیگری باشند،
و هیچ کس ارباب خودش نیست!

- یوهان ولفگانگ فون گوته
دیوان سخن
شما اگر در دانشگاه (طبیعتا دانشگاه‌های ملی!) سر کلاس اساتید ممتاز و باسوادِ شاغل در زمینۀ زبان‌های خارجی (انگلیسی و غیره) نشسته باشید به دو نکته واقف خواهید شد: ۱.جملگی این اساتید به عنوان «رفرنس» از منابع خارجی (معمولا انتشارات کمبریج و آکسفورد) استفاده…
به عقیدۀ بنده احمقانه‌ترین و بی‌ثمرترین کاری که پیوسته در دانشگاه‌های ایران از سوی دانشجویان انجام شده و انجام می‌شود همانا مباحثه و تلاش برای روشن‌سازیِ اساتید مرتبط با دروس معارف است؛ به ویژه مباحثه با اساتید آخوند و تلاش برای اصلاحِ فکری این جماعت با توسل به آموزه‌های کانت و یا اکتشافات تجربی و حقایق علمی! که معمولا هیچ‌گاه به ثمر نمی‌نشیند و با مغالطه و دادوبیداد "استاد" و فُکاهی‌سازی دلقک‌های کلاس به بیراهه ختم می‌شود.
دیوان سخن
The scientist communicates information; the poet, experience. #شعر
تا همین چند ساعت گذشته تصور داشتم که معنای آرایۀ «تشبیه/Simile» آن است که صرفا بین دو چیز، با استفاده از اَدات تشبیه، رابطۀ مشبه و مشبه‌به برقرار سازند.
اما این تعریف غلط است! «تشبیه» باید لزوما figurative یا مجازی باشد و نه literal یا لفظی.
بنابراین، گزارۀ
John is strong like his dad.
دارای آرایۀ تشبیه نیست. اما گزارۀ
John is Mighty like a river carving through stone.
دارای آرایۀ تشبیه است.

و اما آرایۀ «استعاره/Metaphor» در فُرم «صریح/Explicit» خود، بدون واسطه (اَدات تشبیه)، یک چیز را به جای چیز دیگری جا می‌زند.

#انگلیسی
My Love is like a Red, Red Rose
Lisa Dawson
Till a'the seas gang dry, my dear,
And the rocks melt wi' the sun:
I will luve thee still, my dear,
While the sands o' life shall run.

تا آنگاه که دریاها بخشکند،
و آفتاب صخره‌ها را ذوب کند:
تو را دوست خواهم داشت، عزیزم،
تا آنگاه که زندگی در جریان است.

- Robert Burns (1759-1796): My Love is Like a Red, Red Rose

#انگلیسی #شعر