دیوان سخن
321 subscribers
176 photos
7 videos
13 files
50 links
ژورنال درسی با هدف ثبت آموخته‌ها در زمینۀ زبان‌های آلمانی و انگلیسی (و کمی هم فرانسوی!).
Download Telegram
چرا باید زبان‌های خارجی بیاموزیم؟
[دو دلیل اصلی که آکادمیسین علوم انسانی را وادار به آموختن زبان‌های متعدد می‌کند]

اول: هر زبان جدید ابزاری تازه برای اندیشیدن است. انسان به کمک الفاظ می‌اندیشد. هر زبان یک سیستم است با کارکرد و ظرفیت مختص به خود. آموختن زبان جدید یعنی تجهیز ذهن به یک سیستم تفکر جدید. زبان برای آکادمیسین مانند اسلحه برای سرباز است. هر چه زبان‌های بیشتری بدانید گویی در میدان نبرد مجهز به تسلیحات بیشترید. شاهد بر این واقعیت، وضعیت توسعه‌ی دانش‌های نظری در کشورهای مختلف است. این سوال را از افراد عامی با ملیت‌های مختلف بپرسید: «بزرگترین مشاهیر حوزه‌ی اندیشه در کشور شما کدام‌اند؟» سپس خواهید‌دید که پاسخ‌ها واقعیتی مهم را برای شما عیان خواهند‌کرد. مثلا پاسخ ایرانیان بی‌درنگ چیزی در این حوالی است که حافظ و سعدی و مولوی و فردوسی، و پاسخ روس‌ها تالستوی و داستایفسکی و بلینسکی و چخوف و ویگوتسکی و امثالهم است، و پاسخ آلمانی‌ها کانت و هگل و مارکس و نیچه و هایدگر، در دیگر ملیت‌ها هم قس علی هذا. چه می‌شود که در ایران اندیشه در بستر شعر رشد می‌کند، و در روسیه در بستر نثرنویسیِ ادبی و زبان‌شناسی، و در آلمان در بستر فلسفه، و در کشورهای دیگر با زبان‌های دیگر هم هر کدام در یک شاخه‌ی خاصی پیشرفت علم و اندیشه پر‌رنگ‌تر است؟ توجه به این واقعیت به شما می‌فهماند که اندیشه در هر کشوری متناسب با پتانسیل سیستم زبانی آن کشور پیشرفت کرده‌است.

دوم: متون غیر‌قابل ترجمه‌اند. اصل «امتناع ترجمه» را فراموش نکنید. هر آکادمیسینِ حرفه‌ای می‌داند که «ترجمه کردن» غیر‌ممکن است. ترجمه در اصل بازآفرینی مقاصد است. هر زبان سیستمی مجزا است. زبان‌ها متباین‌اند. با هم مساوی نیستند. پس هیچ کدام نمی‌توانند جای دیگری را بگیرند. در پروسه‌ی ترجمه سه عنصر وجود دارد: مخاطب، متن، مقصود. متن، موقع ترجمه تغییر می‌کند. پس عنصرِ «متنِ اصلی» فانی می‌شود. آن‌چه باقی می‌ماند مخاطب است و مقصود. مترجم به کمک ترجمه، مقصودِ متنِ اصلی را برمی‌گرداند اما خود متن اصلی را نابود می‌کند. و هیچ تضمینی وجود ندارد که ادراک او از مقصود متن با درک مولف از متن اصلی مطابقت داشته‌باشد. بنابراین پژوهشگران حرفه‌ای می‌دانند که برای مطالعات دقیق نمی‌توانند به ترجمه تکیه کنند. ترجمه صرفا به درد عوام می‌خورد که دغدغه‌ی مواجهه‌ی فنی و تخصصی با متن اولیه را ندارند.

توصیه‌ی من این است: اگر دانشجوی علوم انسانی هستید برای آموختن حد‌اقل پنج زبان خارجی برنامه‌ریزی کنید، حتی اگر ده سال از عمرتان را بگیرد. زبان‌دانی ابزار اندیشه‌ورزیِ حرفه‌ای است. پیشه‌ی آکادمیسین علوم انسانی هم اندیشیدن است. یا پیشه‌ی خود را عوض کنید و یا در مسیری که برگزیده‌اید استقامت کنید و ابزار لازمش را مهیا کنید. تدارک وسیله مقدمه‌ی ضروری طی مسیر است.

#زبان
و اما در باب بحث و غوغایی که امروز در کلاس صورت گرفت: آیا «ترجمه» نوعی تحقیق است یا نیست؟

فرآیند ترجمه به طور همزمان یک هنر و یک دانش است. به عنوان مثال، هنگامی که آکویناس و یارانش در عهد رنسانس ارزش‌های ارسطویی را از زیر خاک بیرون کشیدند و ارسطو را از یونانی باستان (مطرود و متروک) به لاتین ترجمیدند، سنگ بنای هرگونه تحقیق و تفحض در فلسفه و علوم انسانی به معنای نوین کلمه را بنیاد نهادند.

#بحث
#ترجمه
«دیوان غربی-شرقی» اثر یوهان ولفگانگ فون گوته مملو است از ارجاعات بر ادیبان و شُعرای پارسی.
از فردوسی تا حافظ؛ درک و شناخت گوته از فرهنگ ایرانی و اسلام برای یک آلمانی قرن هجده-نوزدهمی بسیار چشمگیر و شگفت‌انگیز است.

#آلمانی #شعر
The scientist communicates information; the poet, experience.


#شعر
دیوان سخن
The scientist communicates information; the poet, experience. #شعر
در این درسگفتار از کتاب «فنون و صناعات ادبی» به تالیف جلال سخنور، ادعا شده است که مقولۀ شعر عمدتا ذاتی کنکرت (Concrete) یا انضمامی دارد. بنده تصور می‌کنم نگارنده و سایر محققین به این دلیل به این نظریه خو کردند که زبان بین‌الملل فی‌الواقع انگلیسی است و انگلیسی همانطور که پیش‌تر در باب آن سخن رفت، یک زبان انضمامی و تا حدی تُهی از مفاهیم ذهنی یا توانایی بیان ذهنی است.
زیرا چو نیک بنگرید، برای نقض ادعا می‌توان به شعر پارسی و شعر اصیل آلمانی اشاره کرد که عمدتا با abstract سروکار دارند و برای همین ترجمۀ اشعار پارسی و آلمانی به زبان انگلیسی تنها توسط عده‌ای انگشت شمار در طول تاریخ انجام گرفته است و خیلی نمی‌توان روی ترجمۀ آن‌ها مانور داد.
درس امروز: ترتیب دوران‌های تاریخ که برای درک بهتر تاریخِ ادبیات ضروری هستند.

Dark ages: The timeline falls between the fall of the Roman Empire and the Renaissance. (5th to 14th Century)

Renaissance: The revival of European art and literature under the influence of classical models in the 14th–16th centuries.
دیوان سخن
در باب ترجمۀ دقیق انگلیسی آیۀ تسمیه قرآن ( بسم الله الرحمن الرحیم) دو نکتۀ مهم باید به ذهن سپرده شود: ۱. صرف نظر از تفاوت‌های بزرگ خدایان در مذاهب ابراهیمی و غیرابراهیمی، «الله» یک اسم خاص است و باید به شکل Allah ترجمیده شود. ۲.الرحمن و الرحیم اسامی مبالغه…
و اما در ادامۀ نکات مربوط به ترجمۀ آیات قرآنی و ابهام در باب ترجمۀ عبارت «الله الصمد»:

در ابتدا باید گفت که الصمد در عربی معانی متعددی دارد:
در «مقاییس اللغة» آمده است: «صمد» دو ريشه اصلى دارد: يكى به معناى «قصد» است، و ديگرى به معناى «صلابت و استحكام» و اين كه به خداوند متعال «صمد» گفته مى‌شود، به خاطر اين است كه، بندگانش قصد درگاه او مى‌كنند. و شايد به همين مناسبت است كه معانى متعدد زير نيز، در كتب لغت براى «صمد» ذكر شده است: شخص بزرگى كه در منتهاى عظمت است، كسى كه مردم در حوائج خويش به سوى او مى‌روند، كسى كه برتر از او چيزى نيست، و كسى كه دایم و باقى بعد از فناى خلق است.


با این تفاسیر، ترجمۀ یوسف‌علی و پیکتال و به ویژه ترجمۀ پیکتال صحیح و ایده‌آل می‌نمایند اما ترجمۀ طاهره صفارزاده مردود است. زیرا لفظ Self-Sufficient لایۀ معنایی مادی دارد و با انتساب این صفت (خودکفا؟!) به خدا، در واقع برای او قائل به نیازهایی می‌شویم که او خود می‌تواند آن‌ها را برآورده کند و این با معنای «الصمد» (بی‌نیاز) متفاوت است؛ خدا در وهلۀ نخست هیچ نیازی ندارد که بخواهد نسبت به آن نیازها "سِلف سافشِنت" باشد!!

#ترجمه
#متفرقه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Wer zu spät kommt, den bestraft das Leben.

زندگی مجازات خواهد کرد آن کس را که بیش از حد معطل کند.
Vergangenheit²
Pflicht! du erhabener großer Name, der du nichts Beliebtes, was Einschmeichelung bei sich führt, in dir fassest, sondern Unterwerfung verlangst, doch auch nichts drohest, was natürliche Abneigung im Gemüte erregte und schreckte, um den Willen zu bewegen, sondern…
کلماتی که حین ترجمۀ این متن برای بنده جدید و ناشناخته بودند و برای یافتن معنا و مفهوم، به اجبار از فرهنگ‌لغت آنلاین استفاده کردم:

Die Abneigung: Bewusste Empfindung, jemanden, etwas nicht zu mögen.

Die Einschmeichelung: Wenn du Sachen machst um gut anzukommen bei einer anderen Person.

Erwerben: Durch Arbeit, Tätigsein erlangen, in seinen Besitz bringen.

Verstummen: Aufhören zu sprechen, zu singen usw.

Ausschlagen: Durch einen Schlag gewaltsam entfernen.

Unnachlaßlich (Modern Form: unnachlässlich): Unaufhaltsam.


پ.ن: به توصیهٔ مشایخ و اکابر، زین پس معنا و توضیح هر کلمهٔ خارجکی را به همان زبان خواهم آموخت و خواهم نوشت.

#آلمانی
توصیۀ همیشگی من به رفقا و زبان‌آموزان برای تقویت و گسترش دایرۀ واژگان: هر صفحه تمرین از این کتاب حداقل دارای ده واژه کاربردی و نیز شامل بخش‌هایی مختص به جمله‌سازی و نوشتار است. نکات کاربردی برای درک بهتر چارچوب‌ها در گوشه‌وکنار صفحات گنجانده شده و احتمالا بهترین انتخاب شما برای این زمینه محسوب می‌شود.
#آلمانی #کتاب
در «فلسفۀ تحریر»، ادگار الن پو می‌نویسد:
مرگ یک زن زیبا بدون شک شاعرانه‌ترین موضوع در جهان است.


در گذشته نوشته بودم: «هر اثر بزرگِ مکتوب حاصل یک شناخت بِکر است...» و نیز گفته بودم که عامل «تجربه» یکی از راه‌های رسیدن به شناخت محسوب می‌شود.
ادگار الن پو مثال بارز و اثباتی قاطع بر مدعای من است: مادر پو زنی زیبا و هنرپیشه بود که خیلی زود از دنیا رفت و ادگار از ایام کودکی توسط یک خانوادۀ آشوب‌زده به سرپرستی گرفته شد.
در داستان‌های پو، می‌بینیم که چه‌طور این تجربیات سخت عینا بازآفرینی شده‌اند.

#انگلیسی #ادبیات
دیوان سخن
Wer zu spät kommt, den bestraft das Leben. زندگی مجازات خواهد کرد آن کس را که بیش از حد معطل کند.
Il faut souffrir pour être belle!

برای زیبابودن باید رنج کشید.

- ژَک بریر، نویسنده و کیمیاگر فرانسوی