با توجه به اینکه من در طول روز خیلی با زبان سروکار دارم و به دلیل شرایط زندگیم مجبورم که در مورد «زبان» مطالعه کنم، احساس کردم که وجود یک ژورنالِ درسی الزامیه. این دریچۀ تلگرامی برای خدمت به همین هدف فعالیت خواهد کرد. من یک معلم زبان نیستم و در اینجا قصد تدریس ندارم، صرفا آموختههای پیشین و نوین در رابطه با زبانها رو به اشتراک خواهم گذاشت.
ارادت.
ارادت.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رفع ابهام در باب نحوۀ تلفظ ترکیب س-هاء (Ch) در زبان آلمانی.
#پایه #آلمانی
- Get Germanized: How To Pronounce The German CH
#پایه #آلمانی
- Get Germanized: How To Pronounce The German CH
Nationalsozialismus
زبان انگلیسی از بیان افکاری که دامنۀ آنها از امور انضمامی (عینی) فراتر میرود، ناتوان است.
در جزوهای که پیرمرد محترم در باب شعر برای ما، از جلد دوم مجموعۀ Perrine، چاپیده بود نوشتهاند: پوئتری با تصور و قوۀ خلاقۀ انسان (Imagination) سروکار دارد.
حال آنکه زبان انگلیسی به هیچ عنوان یک زبان Imaginitive نیست و به هیچ عنوان تصادفی نیست که ما مکتب انگلیسیِ فلسفه را عمدتا با نام مکتب تجربهگرایان میشناسیم چرا که به قول این نقاش اتریشی دامنۀ زبان انگلیسی در حدود و ثغور concrete قرار دارد.
و از این رهگذر، بنده ادعا دارم که شعر انگلیسی زشتترین و محدودترینِ انواع و اقسام شعر و شاعری است.
#انگلیسی
#شعر
حال آنکه زبان انگلیسی به هیچ عنوان یک زبان Imaginitive نیست و به هیچ عنوان تصادفی نیست که ما مکتب انگلیسیِ فلسفه را عمدتا با نام مکتب تجربهگرایان میشناسیم چرا که به قول این نقاش اتریشی دامنۀ زبان انگلیسی در حدود و ثغور concrete قرار دارد.
و از این رهگذر، بنده ادعا دارم که شعر انگلیسی زشتترین و محدودترینِ انواع و اقسام شعر و شاعری است.
#انگلیسی
#شعر
در باب ترجمۀ دقیق انگلیسی آیۀ تسمیه قرآن ( بسم الله الرحمن الرحیم) دو نکتۀ مهم باید به ذهن سپرده شود:
۱. صرف نظر از تفاوتهای بزرگ خدایان در مذاهب ابراهیمی و غیرابراهیمی، «الله» یک اسم خاص است و باید به شکل Allah ترجمیده شود.
۲.الرحمن و الرحیم اسامی مبالغه هستند و باید ترکیب the most در ترجمهٔ صحیح به کار برده شود.
- البته این هم در نظر داریم که متون الهی چندوجهی هستند و هیچ چارچوب کاملا دقیقی برای ترجمه قابل تعریف نیست. نکات گفته شده صرفا از لحاظ دستوری و قوانین زبان عربی و انگلیسی مورد اشاره قرار گرفتند.
#ترجمه
#متفرقه
۱. صرف نظر از تفاوتهای بزرگ خدایان در مذاهب ابراهیمی و غیرابراهیمی، «الله» یک اسم خاص است و باید به شکل Allah ترجمیده شود.
۲.الرحمن و الرحیم اسامی مبالغه هستند و باید ترکیب the most در ترجمهٔ صحیح به کار برده شود.
- البته این هم در نظر داریم که متون الهی چندوجهی هستند و هیچ چارچوب کاملا دقیقی برای ترجمه قابل تعریف نیست. نکات گفته شده صرفا از لحاظ دستوری و قوانین زبان عربی و انگلیسی مورد اشاره قرار گرفتند.
#ترجمه
#متفرقه
دیوان سخن
نظر چندی از انگلیسیدانها در مورد ترجمۀ «الله» و یادآوری اوزان مبالغه در عربی. #ترجمه #متفرقه
Wofür ich Allah höchlich danke?
Daß er Leiden und Wissen getrennt.
Verzweifeln müßte jeder Kranke,
Das Übel kennend, wie der Arzt es kennt.
از چه خدای را سپاس میگذارم؟
از آن که درد را از دانش جدا کرد.
چه، اگر بیمار هم چندان میدانست که پزشک،
ناامید میشد.
- یوهان ولفگانگ فون گوته: دیوان غربی-شرقی - حکمتنامه - ترجمۀ محمود حدادی
#آلمانی #شعر
Durch die gegenseitige Abhängigkeit des Gedankens und des Wortes von einander leuchtet es klar ein, daß die Sprachen nicht eigentlich Mittel sind, die schon erkannte Wahrheit darzustellen, sondern weit mehr, die vorher unerkannte zu entdecken. Ihre Verschiedenheit ist nicht eine von Schällen und Zeichen, sondern eine Verschiedenheit der Weltansichten selbst.
با توجه به وابستگیِ متقابل افکار و کلمات به یکدیگر، بدیهی مینماید که زبان حقیقتا وسیلهای برای بیان حقیقتی از قبل کشفشده نیست بلکه بیشتر ابزاری برای آشکار کردنِ حقیقتِ از قبل کشفنشده (مستورمانده) است. تفاوت بین زبانها، تفاوت در آواها و نشانهها نیست بلکه تفاوت در جهانبینیهاست.
-ویلهلم فون همبولت: در باب تفاوتهای ساختاری زبان انسان، ۲.در باب طبیعت زبان و ارتباط کلی آن با انسان
#زبانشناسی
دیوان سخن
Durch die gegenseitige Abhängigkeit des Gedankens und des Wortes von einander leuchtet es klar ein, daß die Sprachen nicht eigentlich Mittel sind, die schon erkannte Wahrheit darzustellen, sondern weit mehr, die vorher unerkannte zu entdecken. Ihre Verschiedenheit…
ویلهلم فون همبولت، از بنیانگذاران علم زبانشناسی تطبیقی و از نظریهپردازان مشهور «نسبیت زبانی» میفرمایند:
بنابراین فعالیت ذهنی و زبان یکساناند و از یکدیگر جداییناپذیرند.
#زبانشناسی
Sie [= die intellectuelle Tätigkeit] und die Sprache sind daher Eins und unzertrennlich von einander.
بنابراین فعالیت ذهنی و زبان یکساناند و از یکدیگر جداییناپذیرند.
#زبانشناسی
دیوان سخن
۱. صرف نظر از تفاوتهای بزرگ خدایان در مذاهب ابراهیمی و غیرابراهیمی، «الله» یک اسم خاص است و باید به شکل Allah ترجمیده شود.
در کلاس بحثی صورت گرفته بود در باب اینکه: آیا عیسی مسیح همان خدا است یا نیست؟
پاسخ ما با استناد به اناجیل اربعه و اسفار تورات: عیسی همانا تجسد خداوند یا خدای مجسم بود.
و از همینجاست که میتوان ادعا کرد که اللهِ اسلام که فرا-جهانی و ناپیدا است هیچ شباهت و ارتباطی با خدای متجسد و اینجهانی مسیحیون ندارد.
و ترجمۀ «الله» و «Jesus» تحت عنوان مشترک God یک خطای شناختی محسوب میشود.
#ترجمه
#بحث
پاسخ ما با استناد به اناجیل اربعه و اسفار تورات: عیسی همانا تجسد خداوند یا خدای مجسم بود.
و از همینجاست که میتوان ادعا کرد که اللهِ اسلام که فرا-جهانی و ناپیدا است هیچ شباهت و ارتباطی با خدای متجسد و اینجهانی مسیحیون ندارد.
و ترجمۀ «الله» و «Jesus» تحت عنوان مشترک God یک خطای شناختی محسوب میشود.
#ترجمه
#بحث
شما اگر در دانشگاه (طبیعتا دانشگاههای ملی!) سر کلاس اساتید ممتاز و باسوادِ شاغل در زمینۀ زبانهای خارجی (انگلیسی و غیره) نشسته باشید به دو نکته واقف خواهید شد:
۱.جملگی این اساتید به عنوان «رفرنس» از منابع خارجی (معمولا انتشارات کمبریج و آکسفورد) استفاده میکنند.
۲.کمتر در زمینهٔ تالیف و بیشتر در زمینهٔ ترجمه فعال هستند.
حالا در آن روی سکه، نااستادان مراکزی همچون پیام نور (پیام پول!) و دانشگاه آزاد اسلامی هر کدام دوتا پیایچدی دارند و حداقل ده عنوان تالیفی و معلوم نیست با کدام اعتمادبهنفس و پشتوانۀ علمی؟
البته منظور بنده را اشتباه تعبیر نفرمایید. بنده موافق بومیسازی علم هستم اما حقیقت ماجرا این است که تالیفات پیامپول و دانشگاه آزاد_دستکم در زمینۀ زبان انگلیسی_ بسیار ضعیف هستند: نگارش کتابها به گونهای غیرطبیعی مینماید که گویی نگارنده دچار آسیب مغزی حاد است! نیز در جایجای این تالیفات غلط نگارشی و ساختارهای اشتباه وجود دارد.
حال تصور کنید سالانه چه مقدار کاغذ صرف چاپ و بازچاپ این زبالهها میشود که فقط به درد نمره گرفتن در همان پیامپول و دانشگاه آزاد میخورد!
۱.جملگی این اساتید به عنوان «رفرنس» از منابع خارجی (معمولا انتشارات کمبریج و آکسفورد) استفاده میکنند.
۲.کمتر در زمینهٔ تالیف و بیشتر در زمینهٔ ترجمه فعال هستند.
حالا در آن روی سکه، نااستادان مراکزی همچون پیام نور (پیام پول!) و دانشگاه آزاد اسلامی هر کدام دوتا پیایچدی دارند و حداقل ده عنوان تالیفی و معلوم نیست با کدام اعتمادبهنفس و پشتوانۀ علمی؟
البته منظور بنده را اشتباه تعبیر نفرمایید. بنده موافق بومیسازی علم هستم اما حقیقت ماجرا این است که تالیفات پیامپول و دانشگاه آزاد_دستکم در زمینۀ زبان انگلیسی_ بسیار ضعیف هستند: نگارش کتابها به گونهای غیرطبیعی مینماید که گویی نگارنده دچار آسیب مغزی حاد است! نیز در جایجای این تالیفات غلط نگارشی و ساختارهای اشتباه وجود دارد.
حال تصور کنید سالانه چه مقدار کاغذ صرف چاپ و بازچاپ این زبالهها میشود که فقط به درد نمره گرفتن در همان پیامپول و دانشگاه آزاد میخورد!