دیوان سخن
Das_große_deutsche_Gedichtbuch_Karl_Otto_Conrady_Hrsg_1_Aufl_,_Kronberg.pdf
یک فَن پرکاربرد در قافیهسازی آلمانی مرهونِ یکی از قابلیتهای فنولوژیک این زبان است که در آواشناسی به آن «Final Consonant Devoicing» میگویند. در مقالات فارسی مرتبط با زبانشناسی، این فرآیند را «بیواکشدگیِ همخوانِ انتهایی» ترجمیدهاند.
مثلا در نمونۀ نخست، «Vaterland» را با «anerkannt» همقافیه کردهاند؛ چرا؟
زیرا در آلمانی اگر همخوان d در انتهای کلمه بیاید، به صورت «ت» خفیف تلفظ میشود.
برای همخوان g نیز این قانون برقرار است و در انتهای کلمات به شکل «ک» خفیف تلفظ میشود؛ مانند کلمۀ Tag.
#آلمانی #آواشناسی
مثلا در نمونۀ نخست، «Vaterland» را با «anerkannt» همقافیه کردهاند؛ چرا؟
زیرا در آلمانی اگر همخوان d در انتهای کلمه بیاید، به صورت «ت» خفیف تلفظ میشود.
برای همخوان g نیز این قانون برقرار است و در انتهای کلمات به شکل «ک» خفیف تلفظ میشود؛ مانند کلمۀ Tag.
#آلمانی #آواشناسی
دیوان سخن
یک فَن پرکاربرد در قافیهسازی آلمانی مرهونِ یکی از قابلیتهای فنولوژیک این زبان است که در آواشناسی به آن «Final Consonant Devoicing» میگویند. در مقالات فارسی مرتبط با زبانشناسی، این فرآیند را «بیواکشدگیِ همخوانِ انتهایی» ترجمیدهاند. مثلا در نمونۀ نخست،…
از بین زبانهای شاخۀ هندو-اروپایی، ژرمنیکها و اسلاویکها بیشتر از بقیه دارای ویژگی «بیواکشدگی همخوان انتهایی» هستند.
در میان زبانهای مطرحِ شرقی، تنها کُرهای مشمول این قاعده میشود و الگوی آن بسیار با الگوی زبان آلمانی شباهت دارد: حرف « د/ㄷ» در انتهای کلمات به «ت» تبدیل میشود (مانند: 받/بات) و نیز حرف « گ/ㄱ» به صورت «ک» تلفظ میشود؛ مانند واژۀ مشهور «گوک/국».
این شباهت و شباهتهایی از این دست، در سالهای گذشته منجر به آن شده بود تا دربارۀ احتمال هندو-اروپاییبودنِ کُرهای (که ریشۀ آن تا به امروز ناشناخته است) فرضیههایی را مطرح کنند.
#کرهای #آواشناسی
در میان زبانهای مطرحِ شرقی، تنها کُرهای مشمول این قاعده میشود و الگوی آن بسیار با الگوی زبان آلمانی شباهت دارد: حرف « د/ㄷ» در انتهای کلمات به «ت» تبدیل میشود (مانند: 받/بات) و نیز حرف « گ/ㄱ» به صورت «ک» تلفظ میشود؛ مانند واژۀ مشهور «گوک/국».
این شباهت و شباهتهایی از این دست، در سالهای گذشته منجر به آن شده بود تا دربارۀ احتمال هندو-اروپاییبودنِ کُرهای (که ریشۀ آن تا به امروز ناشناخته است) فرضیههایی را مطرح کنند.
#کرهای #آواشناسی
Forwarded from از روسی
#موقت
در زمانهای که هوشوارهها عملاً «ترجمهٔ انسانی» را، بهویژه گونهٔ کتبیاش را، از حیّز انتفاع انداختهاند و در کشورهای مختلف، مانند چین و اِمریکا و انگلیس و اسرائیل، از سه سال پیش دارند گروههای مترجمی و مطالعات ترجمه و حتّا آموزش زبان را برمیچینند، در ایران تازه به یاد مبارک عدهای افتاده فرتوفرت کارشناسی ارشد مترجمی [زبان روسی] راه بیندازند!
❓ که چه بشود؟
آی استادان گرامیای که بعضاً مُهر استادیاری و دانشیاریتان هنوز خشک نشده، یک بار در خلوتْ صادقانه از خودتان بپرسید «که چی؟» «که چه بشود؟» اصلاً کلاهتان را قاضی کنید: دقیقاً چه چیزی به دانشجوی نیکبخت ایرانی -که در این کشور فرصتها حکم دستهٔ بیل دارد- در این یک سال و نیم قرار است اضافه کنید؟ چه چیزی؟
در این همه گروه کارشناسی زبان روسی چند دانشآموختهٔ راضی و البته باسواد و آگاه تربیت کردید که حالاً رفتهاید سراغ ارشدش؟
هر روز دکوندستگاه جدید افتتاح میکنند و عمر جوان ایرانی را در این دانشگاهها به هدر میدهند! آن هم با استادانی که خودشان هم سواد حسابی و درستی ندارند و دانشجوهاشان را هم (از جمله حقیر) بیسواد بار میآورند!
در زمانهای که هوشوارهها عملاً «ترجمهٔ انسانی» را، بهویژه گونهٔ کتبیاش را، از حیّز انتفاع انداختهاند و در کشورهای مختلف، مانند چین و اِمریکا و انگلیس و اسرائیل، از سه سال پیش دارند گروههای مترجمی و مطالعات ترجمه و حتّا آموزش زبان را برمیچینند، در ایران تازه به یاد مبارک عدهای افتاده فرتوفرت کارشناسی ارشد مترجمی [زبان روسی] راه بیندازند!
آی استادان گرامیای که بعضاً مُهر استادیاری و دانشیاریتان هنوز خشک نشده، یک بار در خلوتْ صادقانه از خودتان بپرسید «که چی؟» «که چه بشود؟» اصلاً کلاهتان را قاضی کنید: دقیقاً چه چیزی به دانشجوی نیکبخت ایرانی -که در این کشور فرصتها حکم دستهٔ بیل دارد- در این یک سال و نیم قرار است اضافه کنید؟ چه چیزی؟
در این همه گروه کارشناسی زبان روسی چند دانشآموختهٔ راضی و البته باسواد و آگاه تربیت کردید که حالاً رفتهاید سراغ ارشدش؟
هر روز دکوندستگاه جدید افتتاح میکنند و عمر جوان ایرانی را در این دانشگاهها به هدر میدهند! آن هم با استادانی که خودشان هم سواد حسابی و درستی ندارند و دانشجوهاشان را هم (از جمله حقیر) بیسواد بار میآورند!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در حال مطالعۀ پیشگفتار دکتر جلیل دوستخواه بر ترجمهوتصحیح ایشان از کتاب «اَوستا» بودم که به این مقابلۀ تطبیقی برخورد کردم.
در فرانسوی به عدد چهار «Quatre» میگویند و ترکیب Qu و اصلا خود حرف Q در فرانسوی به طور معمول صدای «ک» را نمایندگی میکنند.
با یک جستجوی سریع، متوجه شدم که تقریبا تمام زبانهای هندو-اروپایی عدد چهار را به مانند اَوستایی و سانسکریت اَدا میکنند اما هر کدام تعبیر متفاوتی از سیلاب اول دارند («ک» به «چ» یا «س» تبدیل شده است.)
#فارسی #تاریخ #زبانشناسی
در فرانسوی به عدد چهار «Quatre» میگویند و ترکیب Qu و اصلا خود حرف Q در فرانسوی به طور معمول صدای «ک» را نمایندگی میکنند.
با یک جستجوی سریع، متوجه شدم که تقریبا تمام زبانهای هندو-اروپایی عدد چهار را به مانند اَوستایی و سانسکریت اَدا میکنند اما هر کدام تعبیر متفاوتی از سیلاب اول دارند («ک» به «چ» یا «س» تبدیل شده است.)
#فارسی #تاریخ #زبانشناسی
دیوان سخن
سُنت «ادبیات شفاهی» یکی از وجوه مشترک اکثر نژادهای هندواروپایی است
اَوستا ... در آغاز راه درازی را به عنوان یک اثر گفتاری-شنیداری پیمود تا به گونۀ دستنویس سنتی درآمد. تعیین نقطۀ آغاز این سنت دشوار است و بنابراین زبان این کتاب بهطور قراردادی «زبان اَوستا» یا «زبان اَوستایی» نامیده میشود.
زبان اَوستایی تا آنجا که از پژوهشهای زبانشناسان و اَوستاشناسان برمیآید، زبان رایج در یکی از سرزمینهای خاوری ایران زمین بوده است؛ اما هیچ قرینه و مدرکی در دست نیست که به موجب آن بتوانیم بگوییم این زبان دقیقا در کدام یک از نواحی خاوری ایران و در چه زمانی رواج داشته است. از این زبان_چنان که گفتیم_هیچ اثر دیگری جز اَوستا در دست نیست و شیوۀ نگارش و چگونگی زبان همین بخشهای اَوستای بازمانده نیز هماهنگی کامل ندارد و نشان میدهد که در زمانهای گوناگون نوشته شده است. «گاهان پنجگانۀ زرتشت»، کهنترین بخش کتاب و نمایشگر قدیمترین گویش زبان اَوستایی است. دیگر بخشهای اَوستا، زبان و گویشی به نسبت نوتر دارند که در سنجش با زبان گاهان کاملا چشم گیر است.
- دکتر جلیل دوستخواه: اَوستا، کهنترین سرودهای ایرانیان، جلد یکم - پیشگفتار - ۲
زبان اَوستایی تا آنجا که از پژوهشهای زبانشناسان و اَوستاشناسان برمیآید، زبان رایج در یکی از سرزمینهای خاوری ایران زمین بوده است؛ اما هیچ قرینه و مدرکی در دست نیست که به موجب آن بتوانیم بگوییم این زبان دقیقا در کدام یک از نواحی خاوری ایران و در چه زمانی رواج داشته است. از این زبان_چنان که گفتیم_هیچ اثر دیگری جز اَوستا در دست نیست و شیوۀ نگارش و چگونگی زبان همین بخشهای اَوستای بازمانده نیز هماهنگی کامل ندارد و نشان میدهد که در زمانهای گوناگون نوشته شده است. «گاهان پنجگانۀ زرتشت»، کهنترین بخش کتاب و نمایشگر قدیمترین گویش زبان اَوستایی است. دیگر بخشهای اَوستا، زبان و گویشی به نسبت نوتر دارند که در سنجش با زبان گاهان کاملا چشم گیر است.
- دکتر جلیل دوستخواه: اَوستا، کهنترین سرودهای ایرانیان، جلد یکم - پیشگفتار - ۲
دیوان سخن
Photo
در گذشته بر این عقیده بودم که شخص زباندان یا علاقهمند به مباحثات زبان، اصولا نباید به دنبال استفاده از ترجمه برود.
اما یک ترجمۀ ممتاز و دقیق (مانند این ترجمۀ عقیل فولادی بر رسالۀ انسانشناسی کانت)، میتواند بهترین درسگفتار و آموزش را برای دانشجو فراهم کند.
باری، امروز «هنر خودنمایی» را به آلمانی یاد گرفتم:
Die Kunst zu scheinen
#ترجمه #فارسی #انگلیسی #آلمانی
اما یک ترجمۀ ممتاز و دقیق (مانند این ترجمۀ عقیل فولادی بر رسالۀ انسانشناسی کانت)، میتواند بهترین درسگفتار و آموزش را برای دانشجو فراهم کند.
باری، امروز «هنر خودنمایی» را به آلمانی یاد گرفتم:
Die Kunst zu scheinen
#ترجمه #فارسی #انگلیسی #آلمانی
Marx las alle europäischen Sprachen und schrieb drei, Deutsch, Französisch und Englisch, zur Bewunderung der dieser Sprachen Kundigen; er wiederholte gern den Ausspruch: „Eine fremde Sprache ist eine Waffe im Kampf des Lebens.“ Er besaß ein großes Sprachtalent, das sich auch auf seine Töchter vererbte. Er war schon 50 Jahre alt, als er noch daran ging, Russisch zulernen, und trotzdem diese Sprache in keinem nahen etymologischen Zusammenhang mit den von ihm gekannten alten und modernen Sprachen steht, war er ihrer doch nach sechs Monaten schon so weit mächtig, um sich an der Lektüre der russischen Poeten und Schriftsteller erfreuen zu können, die er besonders schätzte: Puschkin, Gogol und Schtschedrin.
مارکس به تمام زبانهای اروپایی میخواند و به سه زبان [اروپایی] آلمانی، فرانسوی و انگلیسی مینوشت به طوری که تحسین اهل فن را برمیانگیخت؛ او همواره این گفتار را تکرار میکرد: «زبان خارجی اسلحهای در نبرد زندگی است». مارکس استعداد درخشانی در زبان داشت که دخترانش نیز آن را از او به ارث برده بودند. تقریبا پنجاه ساله بود که یادگیری روسی را آغازید و با آنکه زبان روسی از لحاظ ریشهشناسی واژگان هیچ نزدیکی به زبانهای باستانی و مدرنی که او میشناخت نداشت، او توانست ظرف شش ماه چنان در این زبان پیشرفت کند که قادر شد از نوشتههای شاعران و نویسندگان روسی که به طور ویژه مورد عنایت او بودند، حظ ببرد: پوشکین، گوگول و شچدرین.
- پاول لافارگ: کارل مارکس، خاطرات شخصی - ۱
www.marxists.org
Paul Lafargue: Karl Marx, Persönliche Erinnerungen (1890)