سید مسعود حسینی
"Es ist nichts in ihm anzuschauen." — Hegel, Wissenschafts der Logik, S. 71 (Meiner, 2008). "در وجود محض، هیچ یا عدم، شهود میشود." — حمید طالبزاده، گفتگویی میان هگل و فیلسوفان اسلامی، ص. ۶۱. "در هستی نمیشود هیچ چیز را شهود کرد." —ترجمهی فارسی علم…
این اشتباهِ آقا حمیدِ طالبزاده در ترجمۀ یک جملۀ بسیار ساده و ابتدایی، نشانۀ دیگری است از بیبندوباری «ترجمه» در ایران و سهلانگاری ویراستاران و مصححین انتشارات (در این مورد، نشر هرمس).
اما ایراد ترجمۀ طالبزاده آن است که nichts را «هیچ» ترجمه کرده، یعنی به عنوان یک Noun یا اسم خاص، در حالیکه در آلمانی اسامی خاص همگی با حروف بزرگ نوشته میشوند. (خط آخر عکس را ملاحظه کنید).
آقای طالبزاده حتی به بندهای پیشین و پسین جملهٔ مورد نظر توجهی نداشته است (Es ist die reine Unbestimmtheit und Leere) تا بتواند حداقل از طریق Context Clue به معنای صحیح دست پیدا کند.
البته بهتر بود که جناب حسینی هم با توجه به تاکید هگل بر صفت rein (پاک، محض، ناب)، به جای «هستی» از «وجود مطلق» یا «هستی مطلق» یا چیزهایی مانند اینها استفاده میکردند.
#آلمانی #ترجمه
اما ایراد ترجمۀ طالبزاده آن است که nichts را «هیچ» ترجمه کرده، یعنی به عنوان یک Noun یا اسم خاص، در حالیکه در آلمانی اسامی خاص همگی با حروف بزرگ نوشته میشوند. (خط آخر عکس را ملاحظه کنید).
آقای طالبزاده حتی به بندهای پیشین و پسین جملهٔ مورد نظر توجهی نداشته است (Es ist die reine Unbestimmtheit und Leere) تا بتواند حداقل از طریق Context Clue به معنای صحیح دست پیدا کند.
البته بهتر بود که جناب حسینی هم با توجه به تاکید هگل بر صفت rein (پاک، محض، ناب)، به جای «هستی» از «وجود مطلق» یا «هستی مطلق» یا چیزهایی مانند اینها استفاده میکردند.
#آلمانی #ترجمه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Hast du Sorgen schick sie fort,
denn noch immer gilt das Wort:
"Schwarz und dunkel ist die Nacht,
immer kurz bevor der Tag erwacht."
Leid und Kummer das vergeht,
weil die Welt sich weiter dreht,
darum hebt das Glas voll Wein
und lasst uns Alte Kameraden sein!
- Alte Kameraden (Carl Teike, 1889), Umdichtung und Gesang von «Heino»
denn noch immer gilt das Wort:
"Schwarz und dunkel ist die Nacht,
immer kurz bevor der Tag erwacht."
Leid und Kummer das vergeht,
weil die Welt sich weiter dreht,
darum hebt das Glas voll Wein
und lasst uns Alte Kameraden sein!
- Alte Kameraden (Carl Teike, 1889), Umdichtung und Gesang von «Heino»
در شرایط عادی و در کلاس درس، غالبا از درک منظور "اساتید" عاجز و درمانده بودیم و توسل ایشان به «پاورپوینت» و هوشمصنوعی و داستان و نصیحت نیز توفیقی به حال یککدام از ما نداشت و بیشتر موجبات خندهوشوخی را فراهم میکرد. وانگهی به دستور مقامات امنیتی، تصمیم گرفتهاند که کلاسها مجازی برگزار شود تا همان نیمصدم درصد احتمال سودرسانی نهاد دانشگاه را هم به آسمان دود کنند!
دیوان سخن
در شرایط عادی و در کلاس درس، غالبا از درک منظور "اساتید" عاجز و درمانده بودیم و توسل ایشان به «پاورپوینت» و هوشمصنوعی و داستان و نصیحت نیز توفیقی به حال یککدام از ما نداشت و بیشتر موجبات خندهوشوخی را فراهم میکرد. وانگهی به دستور مقامات امنیتی، تصمیم گرفتهاند…
قدیمندیمها که هنوز پدیدهٔ «یونیورسیتی» توسط دوستان چپ سوسیالیزه نشده بود و جمهوری فدرال آلمان و جمهوری اسلامی وجود نداشتند تا در یکایک دهکورهها و قصبات دانشگاهسازی بکنند، آکادمی محلی بود برای تجمع و تحصیل عدهای قلیل که هدف و غایتی جز افزودن بر افق اندیشهٔ خود نداشتند. بعید میدانم تعداد کُل شاگردان هگل به نصف تعداد شاگردان یک استاد جزء دانشگاه آزاد اسلامی در طول یک نیمسال برسد! با اینحال، در آن دوران هر کس به آکادمی میآمد فکری در سر داشت و اُستاد نیز بر ساختمان آن فکر دستی میکشید و میپروراند، نه با جزوات رونویسی شده از طریق هوشمصنوعی یا فلان کتابِ مرجع، بلکه با نبوغِ استادی و جهانبینی خودساخته. آن زمان هنوز سیستمهای پادگانی مانند حضور غیاب و حذفشدن از درس به دلیل سه جلسه غیبت و دریافت نمرۀ ۰.۲۵ به دلیل انتقاد از استاد وجود نداشت؛ دانشجو داوطلبانه پول میپرداخت، داوطلبانه سر کلاس میآمد و استاد_که بنا بر خواست متقاضیان کلاس تشکیل میداد_نمره را بر حسب توانایی دانشجو وارد میکرد.
دیوان سخن
- Antony Beevor, Ardennes 1944: The Battle of The Bulge #انگلیسی #ادبیات
بههرروی اینجا محفل مختصری بیش نیست و ما هم محقق نیستیم اما شایسته است که رفقا بر اهمیت فَن «ارجاع» واقف باشند.
به طور کلی دو شکل از ارجاعدادن در فعالیتهای پژوهشی مرسوم و جاافتاده است:
APA (American Psychological Association)
ترتیب دادهها:
نام خانوادگی نویسنده، نام نویسنده. عنوان کتاب (یا در فونت ایتالیک). محل انتشار: ناشر و تاریخ انتشار.
مثال:
به علائم نگارشی توجه کنید.
MLA (Modern Language Association)
ترتیب دادهها:
نام خانوادگی نویسنده، نام نویسنده. سال انتشار. عنوان کتاب (یا در فونت ایتالیک). محل انتشار: ناشر.
مثال:
البته به یاد داشته باشید که APA در علوم تجربی کاربرد بیشتری دارد و MLA در علوم انسانی.
به طور کلی دو شکل از ارجاعدادن در فعالیتهای پژوهشی مرسوم و جاافتاده است:
APA (American Psychological Association)
ترتیب دادهها:
نام خانوادگی نویسنده، نام نویسنده. عنوان کتاب (یا در فونت ایتالیک). محل انتشار: ناشر و تاریخ انتشار.
مثال:
Beevor, Antony. Ardennes 1944: The Battle of the Bulge. Waterville, Maine: Thorndike Press, 2015.
به علائم نگارشی توجه کنید.
MLA (Modern Language Association)
ترتیب دادهها:
نام خانوادگی نویسنده، نام نویسنده. سال انتشار. عنوان کتاب (یا در فونت ایتالیک). محل انتشار: ناشر.
مثال:
Beevor, Antony. (2015). Ardennes 1944: The Battle of the Bulge. Waterville, Maine: Thorndike Press.
البته به یاد داشته باشید که APA در علوم تجربی کاربرد بیشتری دارد و MLA در علوم انسانی.
دیوان سخن
زبان بر ذهن تاثیر میگذارد - عجب!
چرا زبان فرانسه به زبان فراگیر در اروپا تبدیل شده بود؟ این پرسش اصلی مسابقهای بود که آکادمی علوم برلین در سال ۱۷۸۴ برگزار کرد. آیا زبان فرانسه شایستگی این امتیاز را داشت؟ آیا احتمال داشت که در سالهای آتی نیز این وضعیت تداوم پیدا کند؟ آنتوان دو ریوارول (Antoine de Rivarol) یکی از دو برندهٔ این جایزه بود و استدلال کرد که پیوندی طبیعی بین استفاده از زبان فرانسه و وضوح فکر و بیان وجود دارد. اگر چیزی روشن نبود، نمیتوانست به زبان فرانسه باشد. این دیدگاه البته بدون انتقاد و مخالفت باقی نماند. تحت تاثیر برتری سیاسی لویی چهاردهم، فرهنگ فرانسوی به آلمان نفوذ کرده و پس از سال ۱۶۴۸، زبان فرانسه به زبان دربارهای آلمان تبدیل شده بود. بااینحال، تا اواسط قرن هجدهم، شاعران و فیلسوفان تلاش کردند غرور آلمانی را با نوشتن به زبان آلمانی و با فاصله گرفتن از فرهنگ فرانسه احیاء کنند. گوته...به طور غیرمستقیم زبان فرانسه را به دلیل آنچه که عدم دقت و ناتوانی در درک ماهیت فهم علمی میخواند، آماج انتقاد خود قرار داد.
- ولف لِپنیس: جذابیت فرهنگ در تاریخ آلمان، ۴.جنگهای فرهنگی آلمان و فرانسه، صص۱۴۹،۱۵۰ - ترجمهٔ علیرضا میردیده
- ولف لِپنیس: جذابیت فرهنگ در تاریخ آلمان، ۴.جنگهای فرهنگی آلمان و فرانسه، صص۱۴۹،۱۵۰ - ترجمهٔ علیرضا میردیده
دیوان سخن
قرآن میگوید: خداوند از میان هر قوم، پیامبری را همزبان با خودشان مبعوث کرد. پس هر مترجم همچون پیامبریست در میان قوم خویش. #ترجمه
البته جناب استاد جمله را به فرد اشتباهی منسوب داشتند. این گفتار نه به فریتس اشتریش بلکه به یوهان ولفگانگ فون گوته تعلق دارد!
دیوان سخن
در شرایط عادی و در کلاس درس، غالبا از درک منظور "اساتید" عاجز و درمانده بودیم و توسل ایشان به «پاورپوینت» و هوشمصنوعی و داستان و نصیحت نیز توفیقی به حال یککدام از ما نداشت و بیشتر موجبات خندهوشوخی را فراهم میکرد. وانگهی به دستور مقامات امنیتی، تصمیم گرفتهاند…
سامانه پهنای باند کافی ندارد، سرعت عملکرد اینترنت شبیه به لطیفه است و بهشدت نامتعادل. "استاد" با کامپیوتر آشنا نیست، دانشجو درمانده است. صدا قطع میشود، صفحه به سیاهی میرود. زمان کلاس به هیچ وجه برای ارائۀ مطالب کفایت نمیکند. وضعیت در یک کلام استثناییست و نمیدانم باید به حماقت و ورشکستگیِ موجود در مملکت بخندم یا باید به حال خود اشک بریزم که بهترین ساعات عمرم اینچنین به هدر میرود.
«یونان»، «روم» و «مسیحیت» سه گانۀ فهم اندیشۀ اروپایی هستند. مهمترین و بارزترین وَجه یونان و روم، فرهنگِ بسیط اساطیری آنان بود و به واسطۀ همین اسطوره بود که این دو در تاریخ جاودانه شدند. اسطورۀ یونانی صرفا یک منظومه از داستانسراییهای تخیلی نیست، بلکه برآمده از سنت فکری و جهانبینی مردمان یونان و عقلای قوم است.
باری، کتاب همیلتون، با آنکه در پارهای از موارد به مانند مقالات ویکیپدیا در سال ۲۰۱۴ مینماید، شروع مناسبیست برای آنان که حسوحال و تمرکز لازم برای ایلیاد و اودیسه را ندارند.
#کتاب
باری، کتاب همیلتون، با آنکه در پارهای از موارد به مانند مقالات ویکیپدیا در سال ۲۰۱۴ مینماید، شروع مناسبیست برای آنان که حسوحال و تمرکز لازم برای ایلیاد و اودیسه را ندارند.
#کتاب
دیوان سخن
Photo
ظرافتِ درویشانه. - مبادا به دیدۀ تمسخر بر اساطیر یونانیان بنگرید، تنها به اینخاطر که فقط اندکی با متافیزیکِ ژرفاندیشانۀ شما انطباق دارند! بلکه باید چنین ملتی را بستایید؛ ملتی که به واسطۀ درک عمیقش، تا مدتهای مدید در برابر وسوسۀ اسکولاستیکها (فیلسوفان مدرسی) و مهملات خرافی ایستاد و آنقدر درایت داشت تا با خطر ایشان به مبارزه برخیزد.
- فریدریش نیچه: سپیدهدمان، گفتار ۸۵
- فریدریش نیچه: سپیدهدمان، گفتار ۸۵
دیوان سخن
Die Sprache beeinflusst das Denken – oha! زبان بر ذهن تاثیر میگذارد - عجب! ترجمۀ بنده از ده دقیقۀ ابتدایی برنامۀ ماتیاس تسینتر (پژوهشگر علوم شناختی و هوش مصنوعی در بازل) در باب تاثیر زبان بر ادراک و ذهن انسان و لزوم توجه به مسئلۀ انقراض زبانها.
غالب بودن واکهها در یک زبان، یا همخوانها در زبانی دیگر و همچنین سامانههای ساخت و نحو، نمایانگر اقسام مختلفی از قوانین قراردادی برای بیان یک ایدۀ مشابه نیستند بلکه روشهای مختلفِ بدن انسان برای ستودن این جهان و در نهایت: زیستنِ این جهان هستند. ضمنا، معنای کامل یک زبان هرگز قابل ترجمه به زبانی دیگر نیست. ما قادریم چندین زبان مختلف را سخن بگوییم اما همواره میتوانیم فقط در یکی از آنها زندگی کنیم.
- موریس مرلو-پونتی: پدیدارشناسی ادراک، فصل ششم: بدن به مثابه بیان و گفتار، ص۲۱۸.
- موریس مرلو-پونتی: پدیدارشناسی ادراک، فصل ششم: بدن به مثابه بیان و گفتار، ص۲۱۸.
دیوان سخن
Photo
فاش میگویم که یکی از دلایل جذابیت زبان کُرهای برای من کُرۀ شمالی و اندیشۀ اسرارآمیز «جوچه» است.
در ترجیعبند سرود «حزب کارگرِ کُره» از اصطلاحی بهره بردهاند که توجهام را کرد:
백전백승
«پِگ» یا 백 در زبان کُرهای به معنای عدد صد و معنای کُل عبارت "صد بار رزمیدن و یکصدبار پیروز شدن" است. مترجمین انگلیسی از آنجا که نمیتوانستند چنین عبارت ثقیلی را در ترجمه بگنجانند، از Victorious یا Ever-Victorious استفاده کردهاند که به ترتیب معنای «ظفرمند» یا «همواره پیروز» میدهند.
در ترجیعبند سرود «حزب کارگرِ کُره» از اصطلاحی بهره بردهاند که توجهام را کرد:
백전백승
«پِگ» یا 백 در زبان کُرهای به معنای عدد صد و معنای کُل عبارت "صد بار رزمیدن و یکصدبار پیروز شدن" است. مترجمین انگلیسی از آنجا که نمیتوانستند چنین عبارت ثقیلی را در ترجمه بگنجانند، از Victorious یا Ever-Victorious استفاده کردهاند که به ترتیب معنای «ظفرمند» یا «همواره پیروز» میدهند.
دیوان سخن
فاش میگویم که یکی از دلایل جذابیت زبان کُرهای برای من کُرۀ شمالی و اندیشۀ اسرارآمیز «جوچه» است. در ترجیعبند سرود «حزب کارگرِ کُره» از اصطلاحی بهره بردهاند که توجهام را کرد: 백전백승 «پِگ» یا 백 در زبان کُرهای به معنای عدد صد و معنای کُل عبارت "صد بار رزمیدن…
از اینها که بگذریم، کُرهای مُدرن یا «هانگول/한글» که در شمال به آن «جوسونگول/조선글» میگویند، بهطور کُلی دارای رسمالخطی متفاوت با ژاپنی و چینی است.
هر سیلاب در هانگول قابلیت تجزیهشدن به حروف مشخص را دارد که از حداقل دو حرف تا حداکثر چهار حرف متغیراند.
همان «پِگ» یا 백 را به عنوان نمونه در نظر بگیرید:
ㅂ = pa
ㅐ = ae (Deutsch: ä)
ㄱ = ga
ترتیب قرارگیری حروف در هر سیلاب از چپ به راست و از بالا به پایین است.
این سیستم به مراتب از ساختار کاراکترمحور چینی و دستگاهِ سهگانۀ ژاپنی کارآمدتر و راحتالحلقومتر مینماید.
هر سیلاب در هانگول قابلیت تجزیهشدن به حروف مشخص را دارد که از حداقل دو حرف تا حداکثر چهار حرف متغیراند.
همان «پِگ» یا 백 را به عنوان نمونه در نظر بگیرید:
ㅂ = pa
ㅐ = ae (Deutsch: ä)
ㄱ = ga
ترتیب قرارگیری حروف در هر سیلاب از چپ به راست و از بالا به پایین است.
این سیستم به مراتب از ساختار کاراکترمحور چینی و دستگاهِ سهگانۀ ژاپنی کارآمدتر و راحتالحلقومتر مینماید.
دیوان سخن
منقول است که مارتین لوتر، برخلاف پیشینیان خود، برای ترجمۀ کتاب مقدس به زبان آلمانی به واژهنامهها و درسنامههای لاتینی-ژرمنی وقعی ننهاد و اسلوب کار را بر «گفتار رایج» مردم محلی بنا کرد و از این سبب بود که «بایبلِ لوتر» به یک میراث زبانی برای ملت آلمان مبدل…
Gisela Bock - Women in European History (Frauen in der europäischen Geschichte)
Licht, vom Himmel flammt es nieder,
Licht, empor zum Himmel flammt es;
Licht, es ist der große Mittler
Zwischen Gott und zwischen Menschen;
Als die Welt geboren wurde,
Ward das Licht vorangeboren,
Und so ward des Schöpfers Klarheit
Das Mysterium der Schöpfung;
Licht verschießt die heil'gen Pfeile
Weiter immer, lichter immer,
Ahriman sogar, der dunkle,
Wird zuletzt vergehn im Lichte.
نور، همان که از آسمان به پایین میطراود،
نور، همان که به سوی آسمان میعروجد؛
نور، همان قاصد ارجمند،
میان خداوند و آدمی؛
آنگاه که جهان پدید آمد،
نور از پیش جان یافته بود،
و اینچنین روشنایی خالق
به سِر خلقت مبدل گشت؛
نور پیکان مقدس را رها میسازد،
همواره به جلو، هر دَم روشنتر،
حتی اهریمن، همو که تاریکی میخوانیمش، نیز
آخرالامر در نور فنا میگردد.
- August von Platen-Hallermünde (Graf Platen): Licht
#آلمانی #شعر
Licht, empor zum Himmel flammt es;
Licht, es ist der große Mittler
Zwischen Gott und zwischen Menschen;
Als die Welt geboren wurde,
Ward das Licht vorangeboren,
Und so ward des Schöpfers Klarheit
Das Mysterium der Schöpfung;
Licht verschießt die heil'gen Pfeile
Weiter immer, lichter immer,
Ahriman sogar, der dunkle,
Wird zuletzt vergehn im Lichte.
نور، همان که از آسمان به پایین میطراود،
نور، همان که به سوی آسمان میعروجد؛
نور، همان قاصد ارجمند،
میان خداوند و آدمی؛
آنگاه که جهان پدید آمد،
نور از پیش جان یافته بود،
و اینچنین روشنایی خالق
به سِر خلقت مبدل گشت؛
نور پیکان مقدس را رها میسازد،
همواره به جلو، هر دَم روشنتر،
حتی اهریمن، همو که تاریکی میخوانیمش، نیز
آخرالامر در نور فنا میگردد.
- August von Platen-Hallermünde (Graf Platen): Licht
#آلمانی #شعر
دیوان سخن
Ahriman
برخلاف تصور عموم مورخین تاریخ ادبیات، این گراف فون پلاتن بود که نخستین بار بر آن شد تا حافظ و غزلیات او را به آلمانیزبانها معرفی کند و نه روکرت!
The Project Gutenberg eBook of The Influence of India and Persia on the Poetry of Germany, by Arthur F.J. Remy, A.M., Ph.D.
The Project Gutenberg eBook of The Influence of India and Persia on the Poetry of Germany, by Arthur F.J. Remy, A.M., Ph.D.