دیوان سخن
321 subscribers
176 photos
7 videos
13 files
50 links
ژورنال درسی با هدف ثبت آموخته‌ها در زمینۀ زبان‌های آلمانی و انگلیسی (و کمی هم فرانسوی!).
Download Telegram
دیوان سخن
همه چیز در مورد «دانشجو» و «دانشگاه» در ایران مسخره و تُهی از معناست؛ از جمله «روز دانشجو» در ایران از همه بی‌معناتر و مضحک‌تر است. در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ سه تن از رجاله‌های حزب توده در اعتراض به سفر ریچارد نیکسون به ایران و آغاز مجدد روابط ایران و بریتانیا کشته…
شانزده آذر را باید به عبدالکریم سروش و بیژن عبدالکریمی و جنتخواه و تدینی و امثالهم تبریک گفت؛ زیرا سیستم دانشگاهی جمهوری اسلامی بود که ایشان را از مرتبۀ چوپانی به استادی ارتقاء داد.
ما که در این مملکت نه خود را دانشجو می‌دانیم و نه باور و اعتقادی به سیستم آموزشی این نظام داریم.
رَفْ
لذت‌های این جهان را بسی چشیدم
اما روزهای جوانی اکنون دیرزمانی‌ست که سپری شده‌اند
آوریل و مه پایان یافته‌اند و ژوئیه نیز بگذشت
اکنون هیچم و دیگر میلی به بودن ندارم!
Das Angenehme dieser Welt hab' ich genossen,
Die Jugendstunden sind, wie lang! wie lang! verflossen,
April und Mai und Julius sind ferne,
Ich bin nichts mehr, ich lebe nicht mehr gerne!


ملاحت این جهان را حظ بردم،
(و) ساعات جوانی مدت‌هاست که رفته‌اند،
آوریل و مه و ژوئیه بسی دورند،
من دیگر هیچم، (و) جذبهٔ زندگی بر من پایان یافته است.

-هُلدرلین

#آلمانی #شعر
Dominance as a Vital Element in Social Dynamics
(By HamidReza Rajaei - 2025/12/8)

Apparently, There is a popular belief among Ladies which assert that "Men are not attracted to women with higher education."; when I tried to ask my classmates for further elaboration, their answers were mostly similar to the following statement:
"Men love to control Women and an educated woman can not be subjugated!"
With all due respect to Ladies, nothing could be further from the Truth!

Now, before I start to refute the problematic reasoning, I would like to distinguish two words in terms of their contextual meanings: 1.Control, as a form of exploitation and 2.Dominance as a vital element.
Although they are synonyms, Control and Dominance have different meanings when they are to be put in Social Dynamics. Here, "Controlling" equals "Exploiting": To benefit one party at the expense of another's autonomy and well-being. When we carelessly interrupt others while they are speaking, we are exploiting their right to speak. However, in the same context, dominance occurs when one side (consciously) agrees to sacrifice for the benefit of another: Students, out of their own free will, would sit on their chairs and stay silent so the professor could speak; in this regard, they have accepted their professor's dominance over the class.

With that explanation, It is time to debunk the first statement: "Men are not attracted to women with higher education".
At the very core of this, there is a very exaggerated overgeneralization; I mean, how many men have you met in your life? A corrected and generally accepted view would be like this: "Men will instinctively choose women of their own kind and caliber". That is why you rarely see a university professor trying to marry a peasant girl!
And now about the second statement: "Men love to control Women and an educated woman can not be subjugated!"
First of all, only an insecure and mentally ill person (regardless of gender) will try to control another human being. Hence, an educated woman or man can be subjugated as easy as an uneducated man or woman! Exploitation was born with our civilization and, unfortunately, it is an intrinsic part of our societies all around the globe; we can downgrade the extent but we can not avoid it.

Now, suppose that our dear classmates have made a lexical mistake and their real intention was something like this: "Men love to be dominant", this little change of lexicon needs to be addressed quite differently:
In each Partnership, no matter emotional one or financial, one side necessarily commit itself more than the other and thus: Accept the other side's dominance.
Specifically speaking, an emotional partnership between a man and a woman is either Male-dominant or Female-dominant. There is absolutely no escape from this formula; any effort to deviate will result in nothing but chaos: For when we put our individual self into a collective form of living, we will lose some parts of our individuality and in every collective form of living, one side loses more than the other which leads to the creation of dominance.

#Polemic_Essay
دیوان سخن
یکی از شگفت‌انگیزترین نتایج حاصل از «نگرش بین‌رشته‌ای»، ظهور Neurolingustics یا عصب‌شناسی زبان است. در اواخر قرن نوزدهم، یک جراح فرانسوی و یک پزشک آلمانی موفق به کشف عملکرد دو ناحیه در مغز شدند: قشر پیشینی و پسینی گفتاری که به ترتیب با نام «ناحیۀ بروکا» و…
مهم‌ترین آموختۀ امروز من:

The difference between "Acquisition" and "Learning":

Acquisition(فراگیری): Non-conscious development of ability.

Learning(یادگیری): Conscious accumulation of knowledge.

"فراگیری" یک روند ناخودآگاه و طبیعی است؛ در حالی‌که "یادگیری" کاملا ارادی و با پیروی خودآگاه از یک دستورالعمل حاصل می‌شود.

#زبان‌شناسی #فیلولوژی
آن کس که چیزهای بسیاری را می‌آغازد، هرگز به نقطۀ آغاز نخواهد رسید.

-مارتین هایدگر، خطابه‌ها در باب هُلدرلین
به تو فکر می‌کنم، آنگاه که روشنای آفتاب از کرانۀ رود بر من می‌تابد؛
به تو فکر می‌کنم، آنگاه که فروغِ ماه چشمه‌ها را می‌نگارد.

تو را می‌بینم، حتی در آن دوردست غبارآلود؛
و در سیاهی شب، آنجا که سالکان بر راهِ خود می‌لرزند.

تو را می‌شنوم، آنجا که موج‌ها می‌غُرند.
و به مرغزار می‌روم تا به تو گوش سپارم، همانجا که همه خاموشند.

من همراه توام و تو از من دور نیستی!
شامگاه فرا می‌رسد و ستارگان بر من می‌درخشند. ای کاش اینجا بودی!

- یوهان ولفگانگ فون گوته: قرابتِ عُشاق

#شعر #آلمانی
دیوان سخن
به تو فکر می‌کنم، آنگاه که روشنای آفتاب از کرانۀ رود بر من می‌تابد؛ به تو فکر می‌کنم، آنگاه که فروغِ ماه چشمه‌ها را می‌نگارد. تو را می‌بینم، حتی در آن دوردست غبارآلود؛ و در سیاهی شب، آنجا که سالکان بر راهِ خود می‌لرزند. تو را می‌شنوم، آنجا که موج‌ها می‌غُرند.…
به یاد دارم در درس «فرهنگ و هنر ۲» مقطع دوم راهنمایی، استاد به ما گفت که برای نوشتن حروف و کلمات باید فقط و فقط از یک حرکت دست استفاده کرد مگر برای نقطه‌گذاری که آخرین مرحله است. استاد می‌گفت که اگر حین خطاطیِ یک حرف یا یک کلمه، قلم را از روی کاغذ برداریم و دوباره آن را روی کاغذ بگذاریم، کار خراب و نافرم می‌شود و حتی بر ناشی‌ترین و ناآگاه‌ترین بیننده (یا خواننده)، زشتیِ آن اثر پیدا خواهد بود.
من باور دارم که برای تحریر «شعر» نیز قاعده‌ای که مایلم نام آن‌ را «یکبارگی» بگذارم، صادق است. من گمان نمی‌کنم که شخصِ گوته برای این شعر یا سایر اشعار خود محاسباتِ ریاضی‌طور کرده باشد یا ساعت‌ها را به تعمق و پَس و پیش‌کردن یا پیداکردنِ کلمات صرف کرده باشد. بلکه بر این عقیده‌ام که چارچوب و کُلیت یک شعر به یکباره همچون صاعقه‌ای بر شاعر یا نویسنده نازل می‌گردد؛ درست همانطور که خطاط تنها با یک حرکت، یک کلمه را به تحریر در می‌آورد، شاعر نیز تمامیت شعر خود را با یک حرکت خلق می‌کند.
دیوان سخن
How to build the PASSÉ COMPOSÉ with AVOIR // French conjugation course در زبان فرانسوی حالت زمانی «ماضی نقلی» یا passé composé با استفاده از فعل کمکی avoir (داشتن/have/haben) ساخته می‌شود. مانند زبان آلمانی، صرف فعل تنها برای فعل کمکی انجام می‌گیرد و پَست‌پارتیسیپل…
آنچه که در فرانسوی به passé composé (ماضی نقلی) مشهور است، در آلمانی Perfekt نام دارد.

زبان آلمانی و فرانسوی در منطق صرف‌ونحو ماضی نقلی تشابه دارند:
هر دو زبان، تنها از دو فعل کمکی (داشتن و بودن - avoir et être - haben und sein) استفاده می‌کنند.
در آلمانی، برای افعالی که حرکت یا Bewegung دارند، از sein (بودن) استفاده می‌شود؛ درست مانند فرانسوی که برای افعال حرکتی یا تغییر وضعیت از être به عنوان فعل کمکی بهره می‌گیرد.

#فرانسوی #آلمانی #دستور
آقای تدینی در ترجمۀ پاورقی شمارۀ چهارم ارنست نولته در صفحۀ ۸۱۱ کتاب «فاشیسم» (کتاب پارسه، چاپ اول ۱۴۰۴) عبارت آلمانی Reichsarbeitsdienst را به اشتباه «کار وظیفه» برگرداندند که کاملا اشتباه است.

Reichsarbeitsdienst: Reich's Labour Service -
«سرویس (دایرهٔ) کار/اشتغال رایش» نام سازمانی بود که در دوران رایش سوم جایگزین اتحادیه‌های کارگری شد.

#ترجمه #آلمانی
Das_große_deutsche_Gedichtbuch_Karl_Otto_Conrady_Hrsg_1_Aufl_,_Kronberg.pdf
28.3 MB
Karl Otto Conrady: Das große deutsche Gedichtbuch

کامل‌ترین مجموعه شعر آلمانی. گردآوری شده توسط کارل اوتو کنرادی، استاد بزرگ تاریخ ادبیات آلمان و گوته‌پژوه برجسته.

بیش از ۲۵۰۰ قطعه شعر از ۶۵۰ شاعر در بازهٔ زمانی قرون وسطی تا دوران معاصر.

#آلمانی #شعر #کتاب
دیوان سخن
Das_große_deutsche_Gedichtbuch_Karl_Otto_Conrady_Hrsg_1_Aufl_,_Kronberg.pdf
والتر فون در فوگل‌وایده از مشهورترین شاعران غزل‌سرای آلمانی (اصالتا اتریشی) در قرون میانه است.
در مجموعۀ شعر کنرادی، بهترین صناعات او همراه با ترجمه به آلمانی‌معیار در دسترس قرار دارند.

آنچه که برای من جالب بود حجم تغییرات اندک در زبان آلمانی‌ است. ساختار و lexicon این زبان از قرن یازدهم میلادی به این‌سو تغییر چندانی نداشته و عمدۀ تغییرات مربوط به دگرگونی‌های آوایی است.


#شعر #آلمانی #زبان‎شناسی_تطبیقی
Stille Nacht, heilige Nacht
Andrea Berg
واژۀ Christmas در زبان انگلیسی، فُرم کوتاه شدۀ Christ's Mass می‌باشد که در انگلیسیِ کُهن به شکل Crīstesmæsse به ثبت رسیده است؛ زبان انگلیسی «کرایست» را از واژۀ یونانی Χριστός به عاریت گرفته که ترجمۀ عبرانی «مسیحا» است و Mas نیز از Missa در زبان لاتینی برآمده که به معنای «جشن عشای ربانی» است.

در زبان آلمانی اما Weihnacht (Weihnachten) واژه‌ای خالص و ژرمن محسوب می‌شود.
صفت Weih در wīhaz نیاژرمنی ریشه دارد و در متون مختلف به معنای مقدس، بارگاه یا معبد گرفته شده است. اسم Nacht (حالت جمع: Nachten) نیز به معنای «شب» است.
Bäume leuchtend, Bäume blendend,
Überall das Süße spendend,
In dem Glanze sich bewegend,
Alt- und junges Herz erregend -
Solch ein Fest ist uns bescheret,
Mancher Gaben Schmuck verehret;
Staunend schaun wir auf und nieder,
Hin und her und immer wieder.

Aber, Fürst, wenn dirs begegnet.
Und ein Abend so dich segnet,
Daß als Lichter, daß als Flammen
Vor dir glänzten allzusammen,
Alles, was du ausgerichtet,
Alle, die sich dir verpflichtet:
Mit erhöhten Geistesblicken
Fühltest herrliches Entzücken.

- Johann Wolfgang von Goethe: Weihnachten

#آلمانی #شعر #خوانش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منقول است که مارتین لوتر، برخلاف پیشینیان خود، برای ترجمۀ کتاب مقدس به زبان آلمانی به واژه‌نامه‌ها و درسنامه‌های لاتینی-ژرمنی وقعی ننهاد و اسلوب کار را بر «گفتار رایج» مردم محلی بنا کرد و از این سبب بود که «بایبلِ لوتر» به یک میراث زبانی برای ملت آلمان مبدل شد.
من نیز اعتقاد دارم که یادگیری حقیقی یک زبان نه از طریق کتاب‌های درسی و روش‌های مکانیکی این‌چنینی، بلکه از رهگذر رجوع به «گفتار رایج» میسر می‌شود. درست مانند ویدئویی که بر این متن الصاق کرده‌ام: یک مونولوگ بسیار عامیانه و غیرتخصصی و عاری از اَدا و اطوارها و قیدوبندهای خُشک و ضابطه‌مند.
دیوان سخن
منقول است که مارتین لوتر، برخلاف پیشینیان خود، برای ترجمۀ کتاب مقدس به زبان آلمانی به واژه‌نامه‌ها و درسنامه‌های لاتینی-ژرمنی وقعی ننهاد و اسلوب کار را بر «گفتار رایج» مردم محلی بنا کرد و از این سبب بود که «بایبلِ لوتر» به یک میراث زبانی برای ملت آلمان مبدل…
مارتین لوتر:
سزاوار نیست ما زبان آلمانی را چون چهارپایان از نامه‌های لاتینی بیاموزیم. این زبان را باید از مادران در خانه‌هایشان، از کودکان در کوچه‌ها، و از مردم معمولی در بازارها آموخت...و هنگام ترجمه از آنان یاری جست؛ تنها در این صورت است که مردم ما درخواهند یافت و خواهند دانست که به زبان آلمانی با آنان سخن می‌گوییم.


- یوهانس یانسن: تاریخ ملت آلمان در قرون میانه، جلد چهاردهم، ص۴۰۹
Πένθος ἐκ Τέρψεως
Eleni Karaindrou – The Weeping Meadow
Aug’, mein Aug’, was sinkst du nieder?
Goldne Träume, kommt ihr wieder?
امشب جنون عجیبی بر من چیره شد و احساس کردم که باید هرچه سریع‌تر الفبای کُره‌ای مدرن (هانگول) را بیاموزم. پس از دو ساعت تمرین، دریافتم که تا چه اندازه این رسم‌الخط نسبت به ژاپنی و چینی کارآمدتر، فشرده‌تر و از برای نوشتار آسان‌تر است. منسوخ‌سازی هانچا (한자) بسیار تصمیم هوشمندانه‌ای بود.

Ars longa, vita brevis!

#متفرقه
And I scarce know which part may greater be,
What I keep of you, or you rob from me.


#انگلیسی #شعر
نا+کجایی که آباد ن‌بود.
یادمه بهش می‌گفتم به‌عنوان دانشجوی پزشکی تهران، واقعاً خوب کتاب خوندی! اون هم پاسخش این بود که اگر کنکور نبود، دو برابر می‌خوندم.
آنچه که همواره مرا برآشفته می‌ساخت و می‌سازد همانا تباهی و اتلافِ کوشش ممتاز است. در جنایت اخیری که به دست مزدوران جمهوری اسلامی انجام گرفت، خونِ پاکِ بهترین و کوشاترین‌های نسل ما به ناحق ریخته شد: از ورزشکاران تا دانشجویان.
این تصور که «آیدا حیدری» (که به یک معنا نخبه بود) باید جان خود را ببازد تا نخاله‌های بی‌مقدار و تُخم‌حرام‌های سهمیه‌ای جای او را پُر کنند، بیش از هرچیز مرا می‌آزارد.

نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غُرابی