دیوان سخن
321 subscribers
176 photos
7 videos
13 files
50 links
ژورنال درسی با هدف ثبت آموخته‌ها در زمینۀ زبان‌های آلمانی و انگلیسی (و کمی هم فرانسوی!).
Download Telegram
در این ترم شش واحد (سه عنوان) درسی دارم که به طور ویژه و تخصصی به مباحثات مرتبط با «شعر» می‌پردازند. به سبب کاستی‌های بنیادین این مملکت، معمولا نه استاد می‌داند که چه می‌گوید و نه دانش‌جو می‌تواند درس استاد را فهم کند.
از آنجایی که بنده به هیچ عنوان مایل به بسنده‌کردن به درسنامه‌های AI-Generated نیستم، این کتاب را به توصیۀ یکی از رفقا تهیه کردم. تری ایگلتونِ نئومارکسیست در این کتاب دربارۀ مفاهیم پایۀ شعر و تفاوت شعر با نثر و تقابل فُرم با محتوا به تفصیل سخن رانده و یکی از وجوه مثبت ترجمۀ فارسی، درج متن اصلی اشعار در پاورقی است.

#کتاب
حروف W/V در انگلیسی و آلمانی:

English:
W: /w/ __> Voiced labial–velar approximant
When, Web, What

V: /v/___> Voiced labiodental fricative
Voice, Vegetable, vocal


Deutsch:
W: /v/ ___> Voiced labiodental fricative
Wann, Weber, Wagen

V: /f/___> Voiceless labiodental fricative
Vergessen, von, Verloren

یادآوری: خوانش حروف الفبای آلمانی

#آواشناسی
Lecture 5-Consonants 2 (Manner of Articulation).pdf
1.7 MB
اگر در Phonetics ضعیف هستید یا تمایل دارید به این وادی گسترده وارد شوید، این چهار فایل را به ترتیب مطالعه بفرمایید.
این فایل‌ها بخشی از سلسله درس‌های مربوط به واحد «آواشناسی زبان انگلیسی» هستند که توسط دکتر کورش صابری (دکتری زبان‌شناسی از کانتربری) در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ ارائه شدند.

#آواشناسی
سال ۱۴۰۲ تصمیم گرفتم که در کنار کنکور تجربی، در کنکور زبان آلمانی نیز شرکت کنم تا دانش خود را محک بزنم. این آزمون اولین میدان آزمایش من محسوب می‌شد و من بسیار به خود غره شده بودم. به طوری که تصور داشتم درصدی کمتر از هشتاد به دست نخواهم آورد.
اما با دیدن اولین تست گرامر در جلسه (تصویر) غافلگیر شدم. زیرا اولا معنای Verzeihen (عفو کردن) و bereuen (ابراز پشیمانی و ندامت) را نمی‌دانستم و ثانیا ضمایر مفعولی داتیف/آکوزاتیف را به خوبی نیاموخته بودم و ثالثا: حتی روحم از وجود «قوانین تقدم مفعول» خبر نداشت.
حتی زمانی که سازمان سنجش کلید آزمون را منتشر کرد، در درک مفهوم و مقصود این تست توفیق نیافتم.
باری، امشب حین دیدن این ویدیو، راز این معمای چِغِر بر من آشکار شد.

#کنکور
#آلمانی
Dionysia
Letter to my beloved
برای بنده در درس «نگارش پیشرفته» (زبان انگلیسی) نمرۀ ۱۹.۵ رد کردند؛ معنی این نمره در این درس این است که: «جناب رجائی توانایی نوشتن یک متن انگلیسی در این حد و اندازه را دارند.» حال آن که جناب رجائی در خواب و رویا هم نمی‌تواند چنین متنی بنویسد.
حال تصور کنید با این وضع خراب و مسخرۀ ارزشیابی که در ۹۰٪ واحدهای درسیِ دانشگاه‌ها و دانشکده‌های ما برقرار است، چه تعداد بی‌سوادِ مدرک‌دار تولید کردیم و چه تعداد قرار است که تولید کنیم؟!
صفات اشاره (Les adjectifs démonstratifs) در زبان فرانسوی:

Ce:
اسامی مذکرِ مُفرد که با همخوان (حرف بیصدا) آغاز می‌شوند.

Cet:
اسامی مذکرِ مُفرد که با واکه (حرف صدادار) و h بیصدا آغاز می‌شوند.

Cette:
اسامی مونثِ مفرد.

Ces:
اسامی جمع؛ مستقل از جنس.

#فرانسوی #پایه
خُرَم آن که آموخته است آنچه را نمی‌تواند تغییر دهد، تحمل کند و آنچه را نمی‌تواند نجات دهد، با وقار رها کند!

- فریدریش شیلر: در باب عظمت
Deutschvibe
Die wunderbare Zeit hebt an – Der Michel
دو سالی هست که به اجبار جزوات مربوط به شعر انگلیسی را ورق می‌زنم: پِررین، نورتون و در این مورد متاخر، کتاب جلال سخن‌ور. هر جا که نگارندگان آثار ذکر شده خواسته‌اند که من‌باب ایماژ یا Imagery و استعاره یا Metaphor سخن بگویند، ظاهرا هیچ شعری را بهتر از این شعر «زمستان» شیکسپیر نیافته‌اند که نه قافیه‌های جالبی دارد، نه وزن دارد، نه می‌توان از آن موسیقی تصنیف کرد، نه معنای عمیقی دارد؛ و هر کدام، حداقل دو صفحه به تفسیر و تحلیل این شعر پرداخته‌اند!

این شعر را مقایسه کنید با شعر آلمانی که روی آن ریپلای کردم و موضوع آن در مورد فصل «پاییز» است.

#انگلیسی #شعر
همه چیز در مورد «دانشجو» و «دانشگاه» در ایران مسخره و تُهی از معناست؛ از جمله «روز دانشجو» در ایران از همه بی‌معناتر و مضحک‌تر است.
در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ سه تن از رجاله‌های حزب توده در اعتراض به سفر ریچارد نیکسون به ایران و آغاز مجدد روابط ایران و بریتانیا کشته شدند و توده‌ای‌های مقیم مسکو و آلمان شرقی از آن موقع تا کنون، این واقعهٔ بسیار حماسی را «روز دانشجو» نامگذاری کردند!
دانشجویان امروزی که (غالبا) معتقدند "سیاست اَخ و پیف است" و اساتیدی که باور دارند "سیاست پدر و مادر ندارد" باید از خود بپرسند که نسبت ایشان با این قضیه چیست؟! و نیز باید از خود بپرسند در مملکتی که امیر عبداللهیان و احمدی‌نژاد دکتری دارند، دانشجو بودن چه ارزشی دارد؟ نیز باید بپرسند که آیا می‌توان به مکانی که اصحاب و اولیاء آن جملگی دستمال‌کش، مافنگی، بی‌سواد، منحرف و مداح هستند نام «دانشگاه» را (به معنای غربی کلمه) اطلاق کرد؟!
دیوان سخن
همه چیز در مورد «دانشجو» و «دانشگاه» در ایران مسخره و تُهی از معناست؛ از جمله «روز دانشجو» در ایران از همه بی‌معناتر و مضحک‌تر است. در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ سه تن از رجاله‌های حزب توده در اعتراض به سفر ریچارد نیکسون به ایران و آغاز مجدد روابط ایران و بریتانیا کشته…
شانزده آذر را باید به عبدالکریم سروش و بیژن عبدالکریمی و جنتخواه و تدینی و امثالهم تبریک گفت؛ زیرا سیستم دانشگاهی جمهوری اسلامی بود که ایشان را از مرتبۀ چوپانی به استادی ارتقاء داد.
ما که در این مملکت نه خود را دانشجو می‌دانیم و نه باور و اعتقادی به سیستم آموزشی این نظام داریم.
رَفْ
لذت‌های این جهان را بسی چشیدم
اما روزهای جوانی اکنون دیرزمانی‌ست که سپری شده‌اند
آوریل و مه پایان یافته‌اند و ژوئیه نیز بگذشت
اکنون هیچم و دیگر میلی به بودن ندارم!
Das Angenehme dieser Welt hab' ich genossen,
Die Jugendstunden sind, wie lang! wie lang! verflossen,
April und Mai und Julius sind ferne,
Ich bin nichts mehr, ich lebe nicht mehr gerne!


ملاحت این جهان را حظ بردم،
(و) ساعات جوانی مدت‌هاست که رفته‌اند،
آوریل و مه و ژوئیه بسی دورند،
من دیگر هیچم، (و) جذبهٔ زندگی بر من پایان یافته است.

-هُلدرلین

#آلمانی #شعر