ندای جمهوری ایران
1.71K subscribers
15.2K photos
8.48K videos
482 files
44.4K links
Download Telegram
🔴 از «تروریست آبی» تا «نوبل آب»؛
داستان سرمایه‌ای که ایران از دست داد

🖌️ م.‌ ارانی

⚠️ کاوه مدنی، دانشمند ایرانی و مدیر مؤسسه آب، محیط‌زیست و بهداشت دانشگاه سازمان ملل، در ۴۴سالگی برنده جایزه آب استکهلم ۲۰۲۶ شد؛ معتبرترین جایزه جهانی در حوزه آب و جوان‌ترین برنده تاریخ این جایزه.

اما شاید مهم‌تر از خود جایزه، سرگذشت او باشد، مدنی در سال ۱۳۹۶ با دعوت دولت وقت به ایران بازگشت تا در مدیریت بحران آب و محیط‌زیست کشور کمکی کند. او معاون سازمان حفاظت محیط‌زیست شد؛ اما چند ماه بعد در جریان پرونده فعالان محیط‌زیست بازداشت و بازجویی شد و تحت فشارهای امنیتی قرار گرفت.

در همان دوره، ادبیات امنیتی و رسانه‌ای علیه او شدت گرفت و حتی تعبیرهایی مانند «تروریست آبی» درباره‌اش به کار رفت؛ تعبیری سنگین که مدنی را نه به‌عنوان یک متخصص آب، بلکه به‌عنوان تهدیدی امنیتی معرفی می‌کرد.

اتهام «تروریست آبی» از این جهت قابل تأمل است که مدنی اساساً یکی از پژوهشگران شناخته‌شده در حوزه بحران آب، مدیریت منابع آب و سیاست‌گذاری محیط‌زیستی بود و هست.

لیکن هشدارها، راه‌کارها، انتقادات و روش‌ سیاست‌گذاری او  درباره مسأله آب ایران و ضرورت اصلاح شیوه حکمرانی منابع آب، که امروز حتی بیش از آن زمان دیگری به بحران‌های حیاتی ایران تبدیل شده‌اند، به ذایقه نظام غارت که در حوزه آب و سدسازی، لوله‌کشی و تغییر عمدی ارزش زمین‌های اطراف شهرها تا تولید کشاورزی و تجارت فعال هستند، خوش‌ نیامد.

او سرانجام در سال ۱۳۹۷ از ایران خارج شد و دیگر بازنگشت و امروز، چند سال بعد، همان فرد در سطح جهانی به‌دلیل فعالیت‌های علمی و سیاست‌گذاری در حوزه آب، برنده جایزه آب استکهلم شده است.

این فقط داستان کاوه مدنی نیست؛ داستان سرمایه انسانی ایران است. مسلما نباید هر مهاجری را «نخبه» نامید. میلیون‌ها ایرانی مهاجرت کرده‌اند و طبیعتاً سطح تحصیلات، مهارت و موفقیت حرفه‌ای آنان یکسان نیست.

اما در میان ایرانیان خارج از کشور، چه بسیار دانشمندان، پزشکان، مهندسان، اقتصاددانان، مدیران، کارآفرینان و متخصصانی که امروز در دانشگاه‌ها، شرکت‌ها، دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی جهان نقش‌های مهم دارند. این افراد سرمایه‌های انسانی و دانشی ایران‌اند؛ سرمایه‌هایی که در بسیاری موارد بدون بازگشت از کشور خارج شده‌اند.

مسئله هرچند صرفا «فرار مغزها» نیست؛ مسئله، از دست دادن شبکه‌ای از دانش، تجربه، روابط، اعتبار بین‌المللی و ارتباطات حرفه‌ای است که توسط نخبگان خارج از کشور طی دهه‌ها ساخته شده است.

کاوه مدنی یک نمونه نمادین بود که در ایران در پیوند منحوس نطام‌غارت و نظام ایدولوژیک، «تروریست آبی» نامیده شد اما در جهان، «برنده نوبل آب استکهلم» شد، قدر دید و بر صدر نشست./خاطرات و روزنوشت ها

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔴 اعدام ششمین‌نفر بابت پرونده میدان علیخانی اصفهان- این‌بار قائم حسینی

⚠️ به گزارش میزان، حکم اعدام قائم حسینی معروف به آرین، از زندانیان اعتراض‌های دی ۱۴۰۴ و متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان، به‌اتهام محاربه، افساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت ملی و تخریب اموال عمومی امروز صبح اجرا شده است.

بنابر گزارش خبرگزاری‌های دولتی، در اعتراض‌ها ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در محدوده میدان علیخانی، بین ملک‌شهر و کاوه اصفهان، چهار نیروی بسیج و یگان ویژه به نام‌های حسین رمضانی، محمد همتی، علی خشوعی و ولی‌الله صفری به قتل رسیدند و درپی کشته‌شدن آن‌ها، ۵۹نفر در اصفهان بازداشت و ۱۲نفرشان که همگی جوان هستند، در یک دادگاه گروهی، به اعدام محکوم شدند.

تاکنون در دو نوبت(۲۸تیر و ششم مرداد)، پنج‌تن از آنان، گل‌محمد محمدی، عرفان اسفندیاری، ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسین‌آبادی اعدام شدند- در هنگام اعدام دومین دسته، که حکم‌شان در ملاءعام اجرا شد، گروه‌هایی از مردم در اطراف محل اعدام تجمع‌های اعتراضی داشتند.

قائم (آرین) حسینی که امروز اعدام شد، پسرعمه‌ی گل‌محمد محمدی بود که او هم ۲۸تیر اعدام شده بود./کانال روزآروز

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔥1
🔴 ۱۸ و ۱۹ دی، یک گسست
    
تو باید جرأت ادامه‌دادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن


 🖌️سعید مدنی /بخش ششم

⚠️به‌خوبی علل و عوامل استقبال نسبی از فراخوان آقای پهلوی را توضیح داده‌اید و کاملاً با نظر شما موافقم. اگرچه مطالعه‌ی مزدک آذر (۲۰۲۶) با وجود برخی ایرادات روش شناسی،/۱ تا حد زیادی میزان اغراق در تصور از این استقبال را تعدیل می‌کند. بنا بر پژوهش یادشده:
 
«وزن ﺷﻌﺎرﻫﺎی ﺣﺎوی کلمات ﺷﺎه/ پهلوی در ﺷﻌﺎرﻫﺎی سرداده‌‌ﺷﺪه‌ درمیان ﺣﺪود۴۵۰۰ ویدئوی غیرتکراری (و مقداری محتوا) که در فضای مجازی منتشر شده و ما آنها را بررسی کردیم، حدود ۱۷ درصد از جمع جبری کل شعارها بوده است. الباقی شعارها ضد ج.ا (مانند مرگ بر دیکتاتور، امسال سال خونه...) حدود ۸۳ درصد از وزن /سهم کل جمع جبری شعارهای درون ویدئوها را تشکیل می‌دهد. قابل ذکر است که هم‌پوشانی موقعیتی این دو دسته شعار حدود ۵/۵ درصد بوده است، به این معنی که در ۵/۵ درصد از موقعیت‌ها که در ویدئوها می‌بینیم، هم شعار یا کلمات شاه/ پهلوی سر داده شده و هم شعارهای دیگری بر ضد ج.ا.»

 
در گفت‌وگوهایی که با برخی جوانان بازداشت شده در جنبش مهسا در پاییز و زمستان سال ۱۴۰۱ در زندان اوین داشتم ردّپای رشد گرایش به سلطنت را به‌عنوان یک خرده‌فرهنگ مشاهده کردم. در واقع به نظرم استقبال کنونی از سلطنت حاصل یک پروژه‌ی ۱۰-۱۵ ساله‌ی سیاسی-رسانه‌ای قدرتمند در زمینه‌ای از نارضایتی عمومی نسبت به عملکرد نظام جمهوری اسلامی است. چنان‌که در پژوهش یادشده (آذر ۲۰۲۶) نشان داده شده، در شبکه‌ی پرمخاطب ایران اینترنشنال ۸۱ درصد وزن به شعارها و نیز محتواهایی که به نحوی ترویج/ تبلیغ برای آقای پهلوی است اختصاص داده شده و در این زمینه بزرگ‌نمایی شده است. در مقابل در شبکه‌ی تلویزیونی بی بی سی فارسی ۳۵ درصد وزن به شعارها و نیز محتوای مشابه مربوط بوده است.

اما سؤال مهم امروز این است که آیا جریان سلطنت‌طلب، پس از این و با تجربه‌ی خونین، پرهزینه و ناموفق اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی ماه و فراخوان‌های ناموفق پس از آن و همچنین نادرست بودن روایت‌هایش هنوز می‌تواند با همان قوت و قدرت گذشته برای مخاطبانش جذاب باشد؟ ساخت روایت چندان دشوار نیست اما حفظ روایت بسیار دشوار است، هژمونیک شدن ممکن است، اما هژمونیک ماندن به‌سادگی ممکن نیست. به‌علاوه مشتاقم نظر شما را درباره ماهیت این جریان بدانم. می‌دانیم که مفهوم جنبش علی‌الاطلاق به کنش‌های جمعی مترقی اختصاص ندارد و جنبش‌هایی مثل فاشیسم یا ماگا نیزعلیه دموکراسی قادر به بسیج اجتماعی بوده‌اند. اما با درنظرگرفتن سهم نیروهای خارجی در شکل‌دهی به این جریان، آیا بازهم می‌توان از «جنبش سلطنت‌طلبی» در ایران سخن گفت؟ ...../ایران فردا
 
 👈متن کامل

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔴 از پرستو احمدی تا هیوا سیفی زاده، گفتمان انتقام علیه شهروندان

🖌️مجتبی نجفی

⚠️ احکام صادرشده برای اعضای پرونده " عمارت روبرو" مایه وهن نهاد قضاست که نه " خانه عدالت" که خانه قساوت شده. برای " هیوا سیفی زاده" خواننده ای که جرمش خواندن ابیاتی از سعدی بوده اتهام ترویج فساد ‌و فحشا زده  و  چهار سال حکم بریده اند. برای هومن معمارپناهی مدیر عمارت روبرو ده سال  و‌ برای
غزل نهانی مدیر روابط‌عمومی عمارت روبرو هفت سال زندان بریده اند. این احکام و این اعداد در ساختار گفتمان " انتقام" اند. اگر این گفتمان در عرصه جنگ برای جبران حذف سران، کار نمی‌کند اما در عرصه داخلی برای شهروندانی بی دفاع در برابر سلطه حاکم به روز و کارآمد است‌.

حکمی که برای هیوا سیفی زاده بریده اند، شلاقی که برای پرستو احمدی تدارک دیده اند، همه در راستای انتقام از پیروزی جنبش زن، زندگی، آزادی بر ساختار یکسان ساز تمامیت خواه است و‌ بدا به حال نظامی که با مردم خودش ستیز کند و خواننده بی حجاب لبنانی را در میدان شهر تکریم کند و خواننده بی حجاب ایرانی را تنبیه. از این همه تناقض نمیمیرید؟قانون ها کاغذپاره شده، تنبیه ها هر چه بیشتر شهر از منظر پوشش رنگارنگ و چه تصویرهای زیبایی از همزیستی محجبه و بی حجاب مخابره می‌شود و این پیام را به حاکم می‌دهد اگر پای شما در میان نباشد مردم راه زیستن در صلح و آشتی را بلدند.

از زندان تا شلاق، احکام ننگین قرون وسطایی برای انتقام از پوشش آزاد است. پیروزی هر چند ناتمام این جنبش، محصول مقاومت مدنی شهروندان بود و نشان داد هر جا عاملیت داخلی با حفظ اصل پیوستگی و گستردگی، برجسته شود، برنده در نهایت  شهروندانی اند که به درستی فریاد زدند" حجاب اختیاری حق زن ایرانی" و زمانی دیدند که این حق را نه لایحه دولت نه طرح مجلس به آنها می‌دهد و خیابانها انباشته از گشتهای ارشاد سرکوبگر است، خود روسری از سر برداشتند تا فراتر از اصل حجاب اختیاری به زور " نه" بگویند و "زن، زندگی، آزادی" نقطه اوج نه های انباشته حاصل مقاومت شهروندی در برابر گفتمان زور  و اجبار بود، هزینه اش سنگین اما دستاوردش برگشت ناپذیر.

و مضحک تر از همه اینها کسانی هستند که  می‌خواهند این پیروزی تاریخی را به هیچ انگارند در حالی که عاقلان می‌دانند چه تحول بزرگ تاریخی رخ داده و اگر قصد قدرت این است با خفه کردن پرستو احمدی و هیوا سیفی زاده، این مسیر را مسدود کند  آب در هاون می‌کوبد، چرا که مساله نه افراد که یک جنبش و یک گفتمان است که قدرتش نه به زور نهاد حاکم ظالم، نه بمب و تفنگ متجاوز خارجی که بر شبکه های متنوع شهروندی پراکنده در سراسر کشور استوار شده و اگر اینها را خفه کنید صداهای دیگر بلند خواهند شد و اگر هنوز نفهمیده اید "آسمونشم بگیری، این پرنده مردنی نیست" یعنی همچنان در جهلید و هر چیزی در این مملکت برگشت پذیر باشد، ایران تمام چادری و روسری، برگشت پذیر نیست./کانال نویسنده

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
👍1
🔴 جمهوری اسلامی: ایجاد جامعه‌ی دهشتناک دو قطبی

گفت‌وگوی «پیام ما» با احمد بخارایی، جامعه‌شناس درباره‌ی اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴


🖌️احمد بخارایی

⚠️در این گفت‌و‌گوی مفصل اشاره داشتم که با وجود و استمرار خشونت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکمیت و نظام سیاسی علیه مردمان این سرزمین، در آینده‌ای نه چندان دور شاهد بروز اعتراضات خشونت‌بار نوینی خواهیم بود.

در جامعه امروز ایران، نوعی دوقطبی اجتماعی شکل گرفته که نه‌تنها بین مردم و حاکمیت وجود دارد، بلکه حتی بین خود مردم نیز مشاهده می‌شود. همچنین، ناامیدی گسترده‌ای در سطح جامعه وجود دارد. ریشه این دوقطبی چیست، چه آسیب‌هایی ایجاد می‌کند و چشم‌انداز آینده چگونه است؟
جامعه سالم، جامعه‌ای است که در آن همبستگی اجتماعی وجود داشته باشد و گسست اجتماعی به حداقل رسیده باشد. این همبستگی اجتماعی، همان چیزی است که در علوم اجتماعی به‌عنوان سرمایه اجتماعی شناخته می‌شود.

سرمایه اجتماعی دو بعد اصلی دارد؛ مشارکت و اعتماد. مشارکت یعنی تمایل و فعالیت مردم در حوزه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و اعتماد، یعنی باور به اینکه دیگران و نهادها با انصاف و مسئولیت‌پذیری عمل می‌کنند. در ایران، هر دو این مؤلفه‌ها با تهدید جدی مواجه شده‌اند.

این دو موضوع را کمی‌ بیشتر باز می‌کنید؟
مشارکت اجتماعی و سیاسی یکی از شاخص‌های سلامت جامعه است. برای مثال، در انتخابات مجلس ۱۴۰۲، میزان مشارکت در بسیاری از حوزه‌ها به زیر ۴۰ درصد رسید، در تهران حتی حدود شش تا هفت درصد بود. این کاهش مشارکت نشان می‌دهد مردم اعتماد خود را به نظام سیاسی از دست داده‌اند و احساس می‌کنند رأی آنها تأثیری ندارد.
در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳ نیز، در دور اول کمتر از ۴۰ درصد مردم شرکت کردند و برای اولین‌بار میزان مشارکت به زیر ۵۰ درصد رسید. این آمارها نمایانگر هشدار مهمی هستند؛ یعنی جامعه در حال هشدار دادن به حاکمیت است که سیاست‌ها و عملکرد شما قابل‌قبول نیست، اما پاسخ مناسبی داده نشده است.

بی‌اعتمادی چه پیامدهایی دارد؟
بی‌اعتمادی تأثیرات گسترده‌ای دارد. وقتی مردم اعتماد ندارند، نه‌تنها در انتخابات مشارکت نمی‌کنند، بلکه در فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی نیز مشارکت کمتری دارند. این کاهش مشارکت باعث می‌شود سرمایه اجتماعی تحلیل برود و جامعه دچار گسست اجتماعی شود. نمونه ملموس این بی‌اعتمادی، عدم اعتماد مردم به صداوسیما است؛ رسانه‌ای که به‌عنوان مرجع رسانه‌ای دولتی شناخته می‌شود، دیگر قادر به جلب اعتماد نیست و مردم به رسانه‌های خارجی و شبکه‌های ماهواره‌ای روی می‌آورند.

این دوقطبی و کاهش اعتماد چه تأثیری بر جامعه و نهادهای مدنی دارد؟
پیامدهای آن گسترده است. وقتی مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمی‌شود، فاصله میان جامعه و حاکمیت بیشتر می‌شود، اعتماد کاهش می‌یابد و ناامیدی افزایش می‌یابد. نمونه بارز این موضوع اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ است. مردم بخشی از جامعه با خشم شدید به خیابان آمدند و بخش دیگری از مردم از سیاست‌های حاکمیت حمایت کردند.

این دوقطبی منفی به‌جای ایجاد تضاد سازنده یا دیالکتیک اجتماعی، تبدیل به کشمکش و فاصله شدید شده است. در دیالکتیک اجتماعی، تضادها باید به سنتز و حرکت به سمت حل مسائل منجر شوند، اما در ایران این تضادها به تعمیق شکاف‌ها و افزایش کینه و خشونت تبدیل شده‌اند.

چرا بین مردم دوقطبی دیده می‌شود؟
دلیل اصلی آن ریشه در نظام معرفتی و ایدئولوژیک ایران دارد. جامعه ایران تاریخی طولانی با ایدئولوژی دارد و وقتی این ایدئولوژی از حوزه خصوصی به حوزه عمومی منتقل شود، گروهی تابع و مرید آن می‌شوند و گروه دیگری مخالف شدید آن خواهند بود. نتیجه این است که جامعه به دو قطب شدید تقسیم می‌شود، گروه‌هایی که هرگز واقعیت‌های اجتماعی را نمی‌بینند یا تحلیل علمی را نادیده می‌گیرند و گروه‌هایی که خواهان تغییر و اصلاح هستند. ایدئولوژی در عرصه عمومی به‌جای ایجاد اتحاد، باعث تشدید اختلافات و ناتوانی در گفت‌وگو و حل مشکلات می‌شود.

این ایدئولوژی‌زدگی چه تأثیری بر دانشگاه و روشنفکران دارد؟
بسیاری از اساتید و پژوهشگران تحت فشارهای ایدئولوژیک نمی‌توانند فارغ از چارچوب ایدئولوژیک تحقیق کنند. حتی جامعه‌شناسان و روانشناسان تحصیلکرده مجبورند مطابق نظام معرفتی عمل کنند. درنتیجه، تحلیل‌های علمی محدود و بعضاً غیرواقعی می‌شوند و مسائل اساسی اجتماعی پنهان می‌مانند. این وضعیت باعث می‌شود تصمیم‌گیری‌های کلان براساس واقعیت‌های ناقص یا نادرست انجام شود و مشکلات اجتماعی و اقتصادی تشدید شوند./کانال نویسنده

👈 ادامه متن

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔴 رسانۀ «آزاد» و حق گفت‌وگو

🖌️محمد مالجو

⚠️ تفهیم اتهام به مهدی احمدی، مدیر رسانۀ «آزاد»، در دادسرا و منع انتشار برنامه‌های این رسانه تا اطلاع ثانوی، صرف‌نظر از این که از نظر حقوقی «توقیف» نامیده شود یا «منع فعالیت»، مسئله‌ای فراتر از سرنوشت یک رسانه و مدیرش را پیش می‌کشد: در شرایط کنونی ایران با فضاهای مستقل گفت‌وگو چه باید کرد؟

«آزاد» را نباید صرفاً رسانه‌ای متعلق به یک جریان سیاسی دانست که بتوان با تأیید یا رد مواضع مطروحه از زبان میهمانان برنامه‌هایش درباره‌اش داوری کرد.
اهمیت چنین رسانه‌ای در کارکردی است که می‌تواند برای فضای عمومی داشته باشد: تمهید امکان گفت‌وگو میان دیدگاه‌هایی که لزوماً همسو نیستند، طرح پرسش‌هایی که در رسانه‌های رسمی اصلاً مجال طرح نمی‌یابند و تبدیل اختلافات سیاسی و اجتماعی به موضوع گفت‌وگوی علنی. «آزاد» به این معنا بخشی از زیرساخت گفت‌وگوی عمومی است. ارزش این زیرساخت نیز دقیقاً در شرایطی آشکار می‌شود که جامعه با شکاف‌ها و اختلافات عمیق روبه‌روست.

از همین‌جاست که مسئلۀ مجوز اهمیت پیدا می‌کند. چه‌بسا، بر اساس قوانین موجود، فعالیت رسانه‌ای در قالبی مشخص نیازمند کسب مجوز باشد، اما پذیرش این امر به معنای پایان پرسش نیست.
مسئله فقط اجرای قانون نیست. خودِ تناسب نظام مجوزمحور با واقعیت رسانه‌های اینترنتی نیز باید محل پرسش باشد. رسانۀ اینترنتی امروزه نه دقیقاً روزنامه است و نه شبکۀ رادیویی و تلویزیونی به معنای کلاسیک.

بخش مهمی از گفت‌وگوی عمومی جامعه در پلتفرم‌های دیجیتال شکل گرفته و میلیون‌ها نفر اخبار و تحلیل و گفت‌وگو را از همین مسیر دریافت می‌کنند.
آیا در چنین شرایطی اصلاً می‌توان سازوکارهایی را که برای نظم رسانه‌ایِ دوره‌ای دیگر طراحی شده‌اند بدون بازاندیشی بر این فضای جدید اِعمال کرد؟

حتی اگر پاسخ حقوقی به این پرسش مثبت باشد، باز مسئلۀ پی‌آمدهای اجتماعی‌اش باقی می‌ماند. تحدید یک فضای گفت‌وگوی عمومی لزوماً اختلافات را از میان نمی‌برد بلکه فقط محل بروزشان را تغییر می‌دهد. اختلافی که می‌توانست در یک گفت‌وگوی علنی مطرح شود در غیاب چنین فضایی قطعاً به شبکه‌های بسته و غیرشفاف و شایعه و سوءظن منتقل می‌شود.

جامعه‌ای که امکان دیدن و شنیدن اختلافات خویش را در فضاهای عمومی از دست می‌دهد الزاماً جامعه‌ای آرام‌تر نمی‌شود بلکه فقط اختلافاتش را کم‌تر در قالبی مشاهده‌پذیر و بیش‌تر یه شکلی مستعد سوءتفاهم و افراط تجربه می‌کند.

برخورد با «آزاد» را از این منظر نمی‌توان به یک تصمیم اداری یا قضایی تقلیل داد. مشکل عبارت است از تصمیمی سیاسی دربارۀ حدود تحمل قدرت در برابر جامعه.
وقتی در جامعه‌ای که با بحران اعتماد و شکاف‌های عمیق سیاسی و کاهش اعتبار رسانه‌های رسمی روبه‌روست یکی از مجاری گفت‌وگو بسته می‌شود، پیام سیاسیِ واضحی صادر شده است: با فضاهای گفت‌وگومحوری که خارج از سازوکارهای رسمی شکل گرفته‌اند نمی‌توان مدارا کرد. این رویکرد نه نشانۀ اقتدار بلکه نشانۀ ناتوانی ساختار قدرت در تحمل تکثر اجتماعی و گفت‌وگوی مستقل است.

اعتراض به برخورد با «آزاد» از همین‌جا آغاز می‌شود: جامعه‌ای که حق پرسیدن و شنیدن و اختلاف‌نظر را در فضای عمومی از دست بدهد، دیر یا زود اختلافات خود را در اَشکال دیگری بروز خواهد داد و مسئولیت پی‌آمدهای این انتقال را نمی‌توان صرفاً بر دوش جامعه گذاشت.

من و بسیارانی دیگر نمی‌خواهیم جامعه در چنین سراشیبِ فنایی بیفتد. قدرت نباید مجاری گفت‌وگو را ببندد. قدرت موظف است تحمل شنیدن صدای جامعه را بیاموزد.
اگر همین حد محدود از مجراهای باقی‌مانده برای گفت‌وگو نیز امروز به نام قانون بسته شود، فردا شکاف‌ها بس عمیق‌تر از امروز خواهد شد.

توقیف «آزاد» فقط افزودن دیواری دیگر میان جامعه و قدرت است./کانال نویسنده

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙️ کاوه مدنی: فساد و مافیا در ایران

🎤 وقتی سیستم فاسد شود، باتلاق فساد مردم را می‌بلعد و خون #ایران رفته رفته مکیده می‌شود

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔴 چرا توافق نمی‌شود؟!

🖌️صابر گل‌عنبری

⚠️ حدود شش ماه از جنگ اخیر گذشته است و هنوز چشم‌اندازی برای گذار به توافق و نه صلح دیده نمی‌شود؛ چون اساسا توافق میان دو طرف به معنای صلح نیست و دومی الزامات و مقتضیات خاص خود را دارد.

البته اینجا منظور توافق دائم و جامع میان دو طرف هم نیست؛ چون شانس آن فعلا در حد صفر است. اما چرا چشم‌اندازی برای یک «توافق موفق مقعطی» هم وجود ندارد؟ علت آن در بن‌‎بستی پیچیده نهفته است که کلیت جنگ با آن مواجه است. واقعیت این است که جنگ در بعد نظامی تا اینجای کار شکست خورده و به اهدافش نرسید؛ اما چون نه پیروزی و نه شکستی مطلق حاصل نشده است، لزوما ناکامی جنگ نظامی در تحقق اهدافش به معنای آن نیست که طرف آمریکایی کنار خواهد آمد و به این راحتی به توافقی مطلوب تهران تن خواهد داد.

واقعیت این است که ترامپ راهکاری برای خروج بدون دردسر از این وضعیت ندارد؛ هم راهکار نظامی تا اینجای کار مثمر ثمر نبوده است و البته این  نیز به معنای دست کشیدن از جنگ و حمله نیست و هم راهکار سیاسی و دیپلماتیک برای ترامپ بسیار پرهزینه است؛ چون اساسا در شرایط فعلی شانسی برای کسب دستاورد دیپلماتیک خاص و قابل عرضه در آمریکا برای خود نمی‌بیند و پذیرش توافقی مانند تفاهم‌نامه نیز به معنای یک شکست مضاعف و در آستانه انتخابات کنگره بسیار دردسرساز خواهد بود.

در این راستا هم دیدیم که همین تفاهم نامه که کاملا به نفع ایران بود، به محض انتشار متن و امضا سریعا به دستاویزی برای حملات تند به ترامپ در آمریکا و اسرائیل تبدیل شد.
در آن زمان هم بنده معتقد بودم که طرف آمریکایی این تفاهم‌نامه یکجانبه را برای اجرا نپذیرفته است. ترامپ برای خروج از این جنگ و لو موقت به توافقی نیاز دارد که اگر هم مضمون و محصول آن اصل جنگ را توجیه نکند و تابی آن نباشد، بلکه برای او دردسری بزرگ نیز ایجاد نکند که هم خود جنگ را زیر سوال ببرد و هم در مظان این اتهام قرار گیرد که کارزار نظامی‌اش نتیجه معکوس داده و به جای تضعیف تهران امتیازهای کلانی به آن داده و جایگاهش را تقویت کرده است.
 
در مجموع، وضعیت کنونی را باید بن‌بستی پیچیده و چند لایه و یک ابهام و بلاتکلیفی مزمن و در عین حال خطرناک دانست. نه گزینه نظامی توانسته است راه خروجی قطعی ایجاد کند و نه مسیر دیپلماتیک.

البته اینجا نباید مانع دستیابی به توافق با تهران در شرایط کنونی را صرفا به ویژگی‌های فردی و روانی ترامپ، از جمله خودشیفتگی یا غرور سیاسی او، تقلیل داد.

آمریکا با توجه به جایگاه ابرقدرتی خود و نیز مجموعه بازیگران غربی، پیامد هر نوع توافقی را که در آن کنترل ایران بر تنگه هرمز تثبیت و تحریم‌ها برطرف و موجب تقویت جایگاه ایران شود، به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر اسرائیل و منافع آمریکا و غرب ارزیابی می‌کنند که  نقض غرض جنگ است.

از همین رو، بعید به نظر می‌رسد آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورهای غربی به ‌سادگی با وضعیت کنونی و چنین توافقی کنار بیایند.
بنابراین شانسی برای یک مصالحه موقت در قالب «توافقی موفق و قابل اجرا» نیز وجود ندارد؛ مگر این که جنگ به موازنه‌ای برسد که چنین توافقی نتیجه تحمیلی آن باشد. اما در عین حال قبل از رسیدن به این نقطه، همچنان احتمال تفاهمات محدود و البته «با سرانجامی ناموفق» وجود دارد.

آمریکا فعلا منتظر نتایج تشدید جنگ اقتصادی به ویژه پس از اقدام امارات است و برنامه بعدی آن تابعی از ارزیابی‌ش از این نتایج و وضعیت داخلی ایران است. ولی در کل احتمال جنگ و حملات جدید در هفته‌ها و ماه‌های آتی نیز بسیار جدی است.

در مقابل نیز احتمال حملات پیش‌دستانه ایران با هدف بر هم زدن معادله جنگ فرسایشی و محاصره قبل از انتخابات کنگره آمریکا بالاست.

این داستان همچنان ادامه دارد…./کانال نویسنده

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1
🔴 جایگاه ایران؛
قله آرمانی یا دره جهنمی؟
یک گزارش جامع

🖌️مجتبی لشکربلوکی
 
⚠️ آیا ایران بر یک قله آرمانی ایستاده؟ (آن‌گونه که برخی رسانه‌های داخلی می‌گویند) یا به یک دره جهنمی سقوط کرده (آن‌گونه که در برخی رسانه‌های خارجی گفته می‌شود)؟
برای پاسخ به چنین سوالی یک راه آن است که خود را با دیگر کشورهای جهان مقایسه کنیم. به همین خاطر از ۳۲ گزارش بین‌المللی و ۵۲ شاخص مقایسه‌ای استفاده کردیم تا بفهمیم که وضعیت ایران چگونه است؟ از شاخص توسعه انسانی گرفته تا شاخص گرسنگی؛ از شکنندگی دولت تا بهبود وضعیت جامعه؛ از شادکامی روانی تا آزادی اقتصادی بررسی شدند. (گزارش جامع ۵۲ شاخص پیوست شده است).

قبل از آنکه به نتایج این بررسی بپردازیم به چالشی که قطعاً بسیاری مطرح خواهند کرد، بپردازیم. آیا شاخص‌های جهان؛
۱۰۰٪ واقعیت را بازتاب می‌دهند؟ خیر!
منصفانه و غیرسوگیرانه هستند؟ خیر!
با دیدگاه ما از هستی، انسان و سعادت همخوانی دارند؟ خیر!
همه آن چیزی که مهم است مانند اخلاق، معنویت و انسانیت را به خوبی اندازه‌گیری می‌کنند؟ خیر!

پس با توجه به چهار نقص بالا آیا نباید شاخص‌های جهانی را کنار بگذاریم؟ قطعاً خیر!
شش دلیل در گزارش آورده شده که کنار گذاشتن شاخص‌های جهانی هم غیرمنطقی است و هم فرار از واقعیت.  
 
نتایج بررسی؛ کجای جهان ایستاده‌ایم؟
آنچه از مجموع این شاخص‌ها و گزارش‌ها بدست می‌آید، آن است که ایران در ۶۳٪ موارد بدتر از میانگین جهان بوده و در ۳۷٪ شاخص‌ها در میانه جهان یا بالاتر از میانگین جهانی ایستاده است.
ایران در رقابت با دو قدرت منطقه‌ای (عربستان و ترکیه)، فقط در ‌یک مورد (۲٪) از شاخص‌های مورد بررسی توانسته است برتری هم‌زمان بر هر دو رقیب را کسب کند.
ایران در ۷۱٪ از موارد، ضعیف‌تر از هر دو رقیب بوده و در  ۲۷٪ باقی‌مانده نیز توانسته با یکی از آن‌ها برابری کرده یا بر آن پیشی بگیرد.
 
اگر رتبه ایران را در مقایسه با کل کشورهای مورد بررسی به صورت یک نردبان ده پله‌ای در نظر بگیریم، آنگاه در شاخص‌های توسعه‌سنج (میوه‌های توسعه) مانند توسعه انسانی سازمان ملل، سرمایه انسانی بانک جهانی، کامیابی چندبعدی شورای آتلانتیک ما معمولاً در پله های ۵ الی ۷ از نردبان ۱۰ پله‌ای توسعه ایستاده‌ایم.
اما بر اساس شاخص‌های توسعه‌ساز مانند آزادی اقتصادی و سیاسی در پله‌های صفر تا ۴! که این پارادوکس جذاب را در گزارش بیشتر توضیح داده‌ایم.
 
خب برگردیم به سوال: ایران بر قله آرمانی یا دره جهنمی؟
جواب آن است که بر اساس ۳۲ گزارش و ۵۲ شاخصی که ما بررسی کرده‌ایم نه قله آرمانی و نه دره جهنمی، هیچ کدام تأیید نمی‌شود. نه باید در دام سیاه‌نمایی افتاد و نه فریب سفیدنمایی را خورد؛ واقعیت، جایی میان این دو روایت است. بهترین توصیف برای موقعیت ایران چنین است: دامنه لغزان!
چرا دامنه؟ به خاطر آنکه بر اساس شاخص‌هایی که سنجش‌گر میزان توسعه‌یافتگی‌اند ما در میانه جهان ایستاده‌ایم.
و چرا لغزان؟ به خاطر آنکه در برخی شاخص‌ها که کم هم نیستند، یا در جا زده‌ایم، یا عقب‌گرد داشته‌ایم یا از رقابت با متوسط جهان یا رقبای منطقه‌ای جا مانده‌ایم.

ایران در دامنه لغزان است هم به خاطر محدودیت‌های برون‌زا مانند تحریم و هم به خاطر انباشت بحران‌های برآمده از سیاست‌های غلط داخلی و این لغزندگی باعث شده که پیشرفت‌هایی که در برخی دهه‌ها داشته‌ایم را از دست بدهیم.

تجویز راهبردی
باید این دامنه لغزنده را به رسمیت بشناسیم. در صورتی که درها بر همین پاشنه بچرخد، سیاست‌ها همین بماند و مسیر کشورداری تغییر نکند؛ به خاطر لغزندگی، آنچه امروز داریم شاید رویای فردای ما باشد.
باور نمی‌کنید؟ رشد اقتصادی، خانواده‌های زیر خط فقر و شاخص فلاکت الان را با ۱۳۸۰ که سال فوق‌العاده‌ای هم از نظر اقتصادی نبود مقایسه کنید! همین‌ها نشان می‌دهد که کار به جایی رسیده که ۱۳۸۰ برای ما یک رویا شده.

باید نگران بود یا امیدوار؟
جواب: هم‌زمان هم امیدواری هم نگرانی. چرا که بر اساس شاخص‌ها، در کنار ۸ نقطه نگران‌کننده (تنهایی و حاشیه‌نشینی جهان، آزادی سیاسی محدود، آزادی اقتصادی نامطلوب، کارآمدی حکمرانی رو به افول، تعصبات جنسیتی (در سیاست و اشتغال)، امنیت سرمایه‌گذاری بسیار پایین، حقوق مالکیت نامطلوب و مشروعیت پایین حکومت) ایران ۸ نقطه امیدوارکننده دارد (موقعیت جغرافیایی، سرمایه انسانی، کاهش چشمگیر نابرابری جنسیتی (در آموزش و سلامت)، مهارت‌های میان‌فرهنگی و انسجام اجتماعی بالا، ظرفیت بالای نوآوری، انواع قدرت (نرم، سخت و ترکیبی)، ذخایر طبیعی و جذابیت‌های گردشگری و اندازه جمعیت و بازار بزرگ).

ترکیب استراتژی‌های اهرم‌ساز (Leveraging) در کنار استراتژی‌های آزادساز (Unblocking) می‌تواند نجات‌بخش باشد. اولی برای نقاط امیدوارکننده و دومی برای نقاط نگران‌کننده./گنجینه

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔴 پیامدهای زیست‌محیطی و اقتصادی آلودگی نفتی در جنگ

🖌️احمد علوی

⚠️ پیامدهای زیست‌محیطی و اقتصادیِ آلودگی نفتی ناشی از جنگ در خلیج فارس
۱. مقدمه
جنوب ایران یکی از مهم‌ترین کانون‌های تولید ثروت و انرژی کشور است. خوزستان، بوشهر و هرمزگان در کنار میدان‌های نفت و گاز، پالایشگاه‌ها، مجتمع‌های پتروشیمی، بنادر و پایانه‌های صادراتی، در قلب زنجیره تولید و انتقال انرژی ایران قرار دارند. موقعیت جغرافیایی این مناطق نیز اهمیت آن‌ها را دوچندان کرده است، زیرا بخش مهمی از صادرات انرژی ایران و تردد کشتی‌های حامل نفت خام، فرآورده‌های نفتی و گاز از آبراه‌های پیرامون خلیج فارس و تنگه هرمز عبور می‌کند.
همین تمرکز منابع و زیرساخت‌ها، جنوب ایران را هم‌زمان به یکی از ثروتمندترین و آسیب‌پذیرترین مناطق کشور تبدیل کرده است. فعالیت‌های نفت و گاز می‌توانند درآمد، اشتغال و سرمایه‌گذاری ایجاد کنند، اما در صورت ضعف حکمرانی زیست‌محیطی، هزینه‌های سنگینی نیز به محیط‌زیست و جوامع محلی تحمیل می‌کنند. فرسودگی خطوط لوله، نشت از تأسیسات، فلرسوزی، آلودگی آب و خاک، تخریب تالاب‌ها و فشار بر منابع آب، بخشی از این هزینه‌ها هستند./ادامه👇

https://www.iran-emrooz.net/index.php/politic/more/129140

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔴 بعضی تحلیل‌های خاورمیانه را که می‌خوانی، آدم فکر می‌کند منطقه فقط یک مشکل دارد: چند نفر جنگ‌طلب افتاده‌اند به جان چند نفر صلح‌طلب و نمی‌گذارند دنیا روی خوش ببیند. یک طرف دنبال صلح است، آن یکی نمی‌گذارد. این یکی دنبال مذاکره است، آن یکی موشک دارد. آن یکی می‌خواهد تنش کم شود، این یکی دنبال جنگ است. خیلی مرتب. خیلی تمیز.

خاورمیانه این‌طوری کار نمی‌کند. کشورها معمولاً عاشق صلح نیستند. عاشق صلحی‌اند که به درد خودشان بخورد. ممکن است یک کشور واقعاً جنگ نخواهد، ولی از صلح کامل هم خوشش نیاید. چون با تمام شدن تنش، ممکن است اهرم فشارش را از دست بدهد. رقیبش نفس بکشد. موازنه به ضررش عوض شود. نفوذش کم شود یا مجبور شود بخشی از امتیازهایی را که در شرایط بحران دارد، پس بدهد.

یعنی ممکن است بگوید:«جنگ نمی‌خواهم. ولی هر صلحی را هم نمی‌خواهم.» این دو تا اصلاً یکی نیستند. فرض کنید یک کشور می‌گوید«من دنبال جنگ نیستم». خیلی هم خوب. حالا سوال بعدی این است: پس دنبال چه صلحی هستی؟ صلحی که رقیبت هم قدرتمند بماند؟ صلحی که دست خودت برای فشار آوردن بسته شود؟ صلحی که نیروهایت را از منطقه بیرون ببری؟ صلحی که نفوذت را کم کند؟ یا صلحی که همه این‌ها را نگه دارد و فقط گلوله‌ها کمتر شوند؟

اینجاست که ماجرا جالب می‌شود. چون ممکن است دو کشور هر دو بگویند «ما جنگ نمی‌خواهیم»، اما یکی بخواهد وضع موجود حفظ شود و دیگری بخواهد وضع موجود عوض شود. یکی از ثبات سود ببرد و دیگری از بی‌ثباتی کنترل‌شده. یکی بخواهد رقیبش قوی باشد، اما نه آن‌قدر قوی که موازنه را به هم بزند. اصلاً یک سوال شیطنت‌آمیزتر می‌شود پرسید: اگر فردا صلح کامل در خاورمیانه برقرار شود، چه چیزی از دست چه کسی می‌رود؟

ممکن است جواب این سوال خیلی چیزها را روشن کند. چون گاهی تنش برای یک کشور فقط دردسر نیست، اهرم است. تهدید فقط خطر نیست، قدرت چانه‌زنی است. وجود دشمن گاهی دلیل وجود یک ائتلاف است. و بحران گاهی سرمایه سیاسی و امنیتی است. برای همین ممکن است یک کشور واقعاً نخواهد جنگی شروع شود، اما بخواهد تنش آن‌قدر بماند که رقیبش نتواند هر کاری دلش خواست بکند. این دیگر داستان «صلح‌طلب و جنگ‌طلب» نیست. داستان موازنه قدرت است.

مثلاً ایران ممکن است جنگ تمام‌عیار نخواهد، اما نخواهد در منطقه‌ای زندگی کند که دیگران درباره اندازه قدرت و نفوذش تصمیم بگیرند. کشورهای عربی ممکن است جنگ با ایران نخواهند، اما نخواهند ایران صاحب‌اختیار خلیج فارس شود. اسرائیل ممکن است یک جنگ بزرگ و فرسایشی نخواهد، اما نخواهد رقیبش آن‌قدر قدرتمند شود که موازنه را به ضررش تغییر دهد. آمریکا هم ممکن است نخواهد وارد یک جنگ بزرگ شود، اما این به این معنی نیست که می‌خواهد هر نظمی را که بعد از صلح شکل می‌گیرد، قبول کند. پس همه می‌توانند «صلح» بخواهند و همزمان سر اینکه صلح چه شکلی باشد با هم دعوا داشته باشند.

اینجاست که بعضی روایت‌های «فلانی فرشته صلح است و فلانی نمی‌گذارد» زیادی شیک و تمیز به نظر می‌رسند. چون خاورمیانه سالن کنفرانس سازمان ملل نیست که همه آمده باشند با نیت خیر درباره صلح جهانی صحبت کنند. اینجا هرکس حساب خودش را دارد./سروستان

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1
🔴هوش مصنوعی؛ فرصت بزرگ یا تهدید بزرگ؟ | گفتگوی فرناز خطیبی جعفری با پوریا ناظمی

🎙️ در این قسمت از «مجال گفتگو»، فرناز خطیبی جعفری، نویسنده، مترجم و استاد دانشگاه یوکوهامای ژاپن، با پوریا ناظمی، روزنامه‌نگار علمی و مترجم، درباره یکی از مهم‌ترین پرسش‌های جهان امروز گفت‌وگو می‌کند: هوش مصنوعی قرار است چه نسبتی با انسان و آینده او پیدا کند؟

آیا هوش مصنوعی همچنان ابزاری در اختیار ما خواهد ماند یا به‌تدریج به رقیب و حتی جانشین انسان تبدیل می‌شود؟ آیا ممکن است روزی از کنترل ما خارج شود؟ پیشرفت سریع آن چه فرصت‌هایی پیش روی بشر می‌گذارد و در مقابل، چه خطرهایی را باید جدی گرفت؟ آیا ترس از هوش مصنوعی موجه است و جهانی که با حضور هرچه گسترده‌تر آن شکل می‌گیرد، چه تفاوتی با جهان امروز خواهد داشت؟

در این گفت‌وگو، فرناز خطیبی جعفری و پوریا ناظمی از توانایی‌ها و محدودیت‌های هوش مصنوعی تا آینده آن و تأثیری که می‌تواند بر زندگی، کار، دانش و جایگاه انسان بگذارد، سخن می‌گویند؛/مجال آنلاین

https://youtu.be/zOoEUYeCUwI

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔺 یک دیدگاه

🔴 آدمهای بی‌نفوذ نفوذی نمی‌شوند

🖌️کامبیز نوروزی، حقوقدان

⚠️ خانمها و آقایان نماینده!

🔹جلوگیری از نفوذ بیگانه و جاسوسی آنها در کشور محتاج قانون نیست.

🔹سرویسهای اطلاعاتی‌اند که باید با روش‌های پیچیده و دقیق خودشان مانع از نفوذ مأموران بیگانه شوند.

🔹اگر واقعا به دنبال آن هستید که مانع از تحرکات ماموران بیگانه در کشور باشید، با نقض آزادی‌های فردی و اجتماعی و حق آزادی بیان و واژگان کلی و نامفهوم کشدار علیه کارشناسان و دانشگاهیان و نویسندگان و فیلمسازان و موسیقیدانان و روزنامه‌نگاران کاری از پیش نمی‌برید.

🔹بدون شناخت موضوع وعدم رعایت اصول قانونگذاری کیفری و سیاسی هر قانونی که تصویب شود، از ابتدا قابل اجرا و محکوم به شکست است. از این دست قوانین فراوان روی کاغذ داریم که خشکیده‌اند.

🔹آدمهای بی‌نفوذ نمی‌توانند نفوذی شوند.

👈 متن کامل

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستورالعمل حسین طائب،احیای کمیته‌ در قالب بسیج است.این برداشت با حرفهای خودخامنه‌ای پدر هم جور درمیآید.او در آذر۱۳۹۸،وقتی درباره مأموریت بسیج صحبت میکرد،مشخصاً به کمیته‌های سال۶۰ اشاره کرد. حتی انتخاب طائب هم دراین چارچوب قابل توجه است.او سابقه اطلاعاتی وامنیتی دارد و حالا مأموریتی به بسیج داده شده که یکی از کلیدواژه‌های اصلی‌اش«اطلاعات مردمی»است.روحانی بودن او هم به‌تنهایی معنای خاصی ندارد،اما باسابقه کمیته‌ها بی‌ارتباط نیست.اولین رئیس کمیته،مهدوی‌کنی،روحانی بود و روحانیون درسالهای اول انقلاب نقش پررنگی دراداره کمیته‌ها داشتند.مزیت این مدل برای حکومت هم روشن است.بجای اینکه برای هربحران از بالا نیرو اعزام شود،بخشی از ظرفیت لازم ازقبل در محله وجوددارد.بجای اینکه همه اطلاعات ازمسیر سازمانهای رسمی جمع شود،بخشی از اطلاعات میتواند ازشبکه نیروهای محلی بیاید.و بجای اینکه واکنش ازمرکز شروع شود،میتواند ازهمان جایی شروع شود که اتفاق افتاده است.درواقع چیزی که ممکن است طائب دنبال کند،ساختن یک چشم و گوش دائمی در سطح محله‌هاست که درصورت نیاز بتواند به دست حکومت تبدیل شود./سروستان

https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔴 صدور احکام ۷ و ۱۰ سال حبس برای مدیران «عمارت روبرو»

⚠️ برای دو نفر دیگر از متهمان پرونده «عمارت روبرو» احکام سنگین حبس صادر شد.

بر اساس احکام صادرشده، هومن معمارپناهی، مدیر «عمارت روبرو»، به ۱۰ سال حبس و غزل نهانی، مدیر روابط عمومی این مجموعه، به ۷ سال حبس محکوم شده‌اند. اتهام این دو نفر «اشاعه فساد و فحشا از طریق برگزاری کنسرت» عنوان شده است.

مهدی کوهیان، حقوقدان و مدیر پیشین حقوقی خانه سینما، با انتقاد از این احکام نوشت: «احکامی که برای متهمان پرونده عمارت روبرو صادر شده، در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه استثنایی و بی‌سابقه است. صدور احکام حبس ۴، ۷ و ۱۰ سال برای متهمانی که تنها جرمشان برگزاری کنسرت موسیقی است، وهن دستگاه قضایی و بزرگ‌ترین فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی است.»

در پرونده «عمارت روبرو» هیوا سیفی‌زاده بدلیل اجرای کنسرت در اسفند ۱۴۰۳ به ۴سال حبس محکوم شده بود./تحکیم ملت

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
🔥1
⚠️ یک دیدگاه

🖌️حسین قتیب

🔴 در فاصله این دو برداشت، کریدور جنوبی فعال‌تر شد، درگیری بر سر عبور کشتی‌ها بالا گرفت، آمریکا محاصره را دوباره برقرار کرد و مهلت شصت‌روزه بدون رسیدن به توافق نهایی پایان یافت. اکنون نه محاصره کنار رفته، نه اختلاف درباره هرمز حل شده و نه مذاکرات به نقطه روشنی رسیده است. /کانال نویسنده

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
با این سابقه، امید بستن دوباره به تفاهم اسلام‌آباد دشوار است. آن تفاهم شاید در لحظه امضا فرصتی برای متوقف کردن یک دور از درگیری به نظر می‌رسید، اما امروز دیگر نمی‌توان همان متن و همان مسیر را راه‌حل دانست. در این فاصله، آمریکا محاصره را آزموده، کریدور جنوبی را پیش برده و برای کم‌اثر کردن کارت هرمز یک طرح عملی ساخته است؛ طرحی که هنوز کامل نیست، اما دیگر فقط یک فرض روی کاغذ هم نیست.

ادامه مذاکرات می‌تواند لازم باشد، اما احیای تفاهم اسلام‌آباد به همان شکل گذشته و مبهم کافی نیست. رفع محاصره و اجرای تعهدات اقتصادی باید هم‌زمان و قابل سنجش باشد. تکلیف اداره هرمز نیز نمی‌تواند بار دیگر به پایان مذاکرات موکول شود. ایران نمی‌تواند ابتدا اهرم واقعی خود را کنار بگذارد و سپس منتظر بماند تا طرف مقابل درباره رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌ها و اجرای وعده‌های اقتصادی تصمیم بگیرد.
عزیزان ! خطای اولیه این بود که وضعیت تازه را با روایتی ساده از خرمشهر و فاو توضیح دادند. خطای بزرگ‌تر این خواهد بود که شکست تفاهم اسلام‌آباد را با امید بیشتر به همان تفاهم جبران کنند. اسلام‌آباد شاید در خرداد یک فرصت بود؛ در پایان مرداد دیگر نقشه‌ای نیست که بتوان با آن از این بحران خارج شد.
2
🔴 فرزانه فصیحی: پس از اعتراض به کشتار معترضان، شرکت در قهرمانی جهان را از من گرفتند

⚠️ فرزانه فصیحی، دونده المپیکی ایران، اعلام کرد پس از اعتراض به کشتار معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴ تهدید شده و مسئولان مانع ثبت‌نام او در مسابقات قهرمانی جهان شده‌اند.

🎤 فصیحی گفته است بارها با هشدارهایی درباره رفتار خود و در پیش بودن مسابقات جهانی و بازی‌های آسیایی مواجه شده و اکنون «بزرگ‌ترین رویا و آرزوی هر ورزشکار» از او گرفته شده است.

🎙️ او تأکید کرده تنها ورزشکار ایران بوده که سهمیه مسابقات جهانی را کسب کرده و فصل را در صدر رده‌بندی آسیا به پایان رسانده است. فصیحی همچنین گفته پیگیری حقوق خود را از مسیر قانونی آغاز کرده و اجازه نخواهد داد حقش «به‌عنوان یک ورزشکار زن ایرانی» پایمال شود.

🔻او در پایان نوشت: «من همچنان می‌دوم؛ برای مردمم، برای رویاهایم.»/تحکیم ملت

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork
1
🔴 امارات علیه ایران چرخید؛ فشار آمریکا یا تغییر راهبرد؟

⚠️ مقام‌های امارات متحده عربی تعلیق تجارت با ایران را اعلام کرده‌اند، اما زمان دقیق و علت اصلی این تصمیم هنوز مشخص نیست. ابوظبی تنها به عبارت «تنش‌های منطقه‌ای» اشاره کرده است.

🔸 به گزارش المانیتور زمان‌بندی تصمیم امارات قابل توجه است. این اقدام درست هم‌زمان با فشارهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران اعلام شد. یک روز بعد از بیانیه امارات، دونالد ترامپ از آغاز یک کارزار بزرگ علیه اقتصاد ایران خبر داد.

🔸 اسفندیار باتمانقلیچ، تحلیلگر اقتصادی، می‌گوید امارات استراتژی خود را تغییر نداده، بلکه تحت فشار آمریکا برای همراهی با تحریم‌هاست.

🔸 محمد بحرون، پژوهشگر اماراتی، اما روایت متفاوتی ارائه می‌دهد. به گفته او، این اقدام پس از تلاش‌های بی‌نتیجه برای بهبود روابط صورت گرفته است. هدف امارات صرفا همراهی با تحریم‌های آمریکا نیست، بلکه تلاش برای بازتعریف رابطه با ایران است.

👈 در زومان بخوانید

#کانال_تلگرامی_ندای_جمهوری_ایران
https://t.me/DemocracyRepublicNetwork