This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-Deniz kızım benim 🧜🏻♀️
-پری دریایی خودم🧜🏻♀️
-That's my girllll^-^
-تو گریه کردی؟ بگو کی ناراحتت کرده برم فکشو بیارم پایین.
-تخم اژدهامون شکست:((ولی من یهدونه جدیدشو برات میارم؛ قراره کلی اژدها کوچولو داشته باشیمم.
و تئومانی که بین این همه غمو غصه فقط وقتایی که پری دریاییش رو میبینه چشماش برق میزنه و لباش میخنده:))))
-پری دریایی خودم🧜🏻♀️
-That's my girllll^-^
-تو گریه کردی؟ بگو کی ناراحتت کرده برم فکشو بیارم پایین.
-تخم اژدهامون شکست:((ولی من یهدونه جدیدشو برات میارم؛ قراره کلی اژدها کوچولو داشته باشیمم.
و تئومانی که بین این همه غمو غصه فقط وقتایی که پری دریاییش رو میبینه چشماش برق میزنه و لباش میخنده:))))
Daha 17
"اینقسمت حذف شد."
-Deniz kızım benim 🧜🏻♀️
یهجاش دنیز که داره با کراشش صحبت میکنه میگه:
-اون بخشی از وجودم که همیشه نادیدهاش میگرفتم و میخواستم به تو نشون بدم رو تئومان دید:)
و بنظرم عشق همچین چیزیه:))
-اون بخشی از وجودم که همیشه نادیدهاش میگرفتم و میخواستم به تو نشون بدم رو تئومان دید:)
و بنظرم عشق همچین چیزیه:))
⚡1
Forwarded from Tea
“One apple fell and whole world knew gravity however millions of bodies fell, but "No one knew humanity.”
⚡1
بنظرم کتابنغمهییخو آتش(GOT) بغیر از داستاناصلیسریال، ماجراهای قشنگی داره.
الان داشتم راجعبه مرگِ برندونو ریکارد استارک(برادر و پدر ند استارک) میخوندم و واقعا غمگین بود.
فکر کنم از بخشهای موردعلاقهام بود.
الان داشتم راجعبه مرگِ برندونو ریکارد استارک(برادر و پدر ند استارک) میخوندم و واقعا غمگین بود.
فکر کنم از بخشهای موردعلاقهام بود.
امروز (دیروز در واقع) قرار بود برم سوپری یهخورده خوراکی بخرم که یهو رندوم تصمیم گرفتم برم بازار یه دوری بخورم. اول یهسر رفتم داروخونه؛ قرص همیشگیعزیزم که میدونم یه روز معدهیبه فنا رفتهام رو بیشتر بهفنا میده -ایبوپروفن- خریدم. بعدشم که کانسیلر عزیز، من رو فراخوند و حین اینکه این وسط درحال وویسدادن بودم و میخندیدم به سمت فروشگاه خودم رو هدایت کردم تا خوراکیهای شکلاتیام را بخرم💕
⚡2
چقدر دلم میخواد باهات حرف بزنم؛ تو تراسخونه، چشمتو چشم، یکم مست، تو تاریکیو سکوت نیمهشب با پسزمینهی بارون، یهموسیقی بیکلام و سیگار. چقدر دلم میخواد از زمینو زمان باهات حرف بزنم:))
⚡1