اسلام به دنبال مومن بیدار و هوشیار است نه مومن پرشور و پرهیجان که در تفکر خود بر اوهام تکیه میکند.
#امام_موسی_صدر ❤️
📚کلمه چهارم
امام علی(ع) و پویایی رهبری
#story
@del3da
#امام_موسی_صدر ❤️
📚کلمه چهارم
امام علی(ع) و پویایی رهبری
#story
@del3da
دلصدا
Www.HeiatMedia.IR – Www.MahdiMirdamad.IR
وَ لٰا اَری لِکَسْری غَیرَکَ جٰابِرا...
و برای دلشکستگی ام جبران کننده ای جز تو نمی بینم عزیز دلم...
#مناجات تائبین
و برای دلشکستگی ام جبران کننده ای جز تو نمی بینم عزیز دلم...
#مناجات تائبین
https://t.me/jame_aqiq/4301
وقتی زندگی بهت فشار آورد
از همه طرف تو سختی و دلهره ای
حس کردی داری کم میاری
وسط نا امیدی و ترس
بشین یه جوک بخون،حداقلش اینه که وسط گریه چند ثانیه میخندی..:)
غصه بخوری چیزی درست میشه؟!
وقتی زندگی بهت فشار آورد
از همه طرف تو سختی و دلهره ای
حس کردی داری کم میاری
وسط نا امیدی و ترس
بشین یه جوک بخون،حداقلش اینه که وسط گریه چند ثانیه میخندی..:)
غصه بخوری چیزی درست میشه؟!
Telegram
جام عقیق
شب عملیات بودحاج اسماعیل حق گو به علی مسگری گفت: برو ببین تیربارچی چه ذکری میگه که اینطور استوار جلوی تیر و ترکش ایستاده و اصلا ترسی به دلش راه نمیده نزدیک تیربارچی شد و دید داره با خودش زمزمه میکنه: دِرِن دِرِن دِرِن(آهنگ پلنگ صورتی)
@jame_aqiq
@jame_aqiq
بازرس آموزش وپروش وسط سال میره سر کلاس
بعد از معرفی خودش میخواد ببینه شاگردا چقدر اطلاعات دارن. از یکیشون میپرسه: میدونی درب خیبر رو چه کسی کَنده؟
بچه میزنه زیرگریه و میگه: آقا بخدا ما نکندیم.
به معلمش میگه: این شاگردت داره چی میگه؟؟؟
معلم میگه: راست میگه، من میشناسمش، بچه خوبیه، از این کارها نمیکنه😌
بازرسه عصبانی میره پیش معاون و جریان رومیگه، اونم میگه: شما اصلا خودتو ناراحت نکن. چقدرخسارتشه تاخودم تقدیم کنم.
بازرس دیگه جوش میاره و میره پیش مدیر و کل ماجرا رو تعریف میکنه.
مدیر میگه: آقا ما شیفت بعد از ظهرم داریم، حالا از اونام بپرس شاید اون بیشورا کنده باشن:)))
بعد از معرفی خودش میخواد ببینه شاگردا چقدر اطلاعات دارن. از یکیشون میپرسه: میدونی درب خیبر رو چه کسی کَنده؟
بچه میزنه زیرگریه و میگه: آقا بخدا ما نکندیم.
به معلمش میگه: این شاگردت داره چی میگه؟؟؟
معلم میگه: راست میگه، من میشناسمش، بچه خوبیه، از این کارها نمیکنه😌
بازرسه عصبانی میره پیش معاون و جریان رومیگه، اونم میگه: شما اصلا خودتو ناراحت نکن. چقدرخسارتشه تاخودم تقدیم کنم.
بازرس دیگه جوش میاره و میره پیش مدیر و کل ماجرا رو تعریف میکنه.
مدیر میگه: آقا ما شیفت بعد از ظهرم داریم، حالا از اونام بپرس شاید اون بیشورا کنده باشن:)))