اسنپ دیر رسید و من به شدت عصبانیم🤨
ده کلاس دارم و الان که این متن رو میبنویسم ۱۰:۱۶دقیقه س و من تازه نصف مسیر رو رفتم!
سوار ماشینش که شدم خواستم رو ترش کنم
تیکه بندازم
با عصبانییت بتوپم بهش که مرد حسابی وقتی مسیر رو بلد نیستی چرا میری راننده میشی اما سکوت کردم
سکوت کردم چون میدونم این اقای راننده ک حدودا هم سن بابامه با هزار مشکل و گرفتاری از کله سحر تا بوق سگ باید کار کنه دنده عوض کنه تا یه لقمه نون ببره سر سفره ش
سکوت کردم چون میدونم اشتباه انسانی جزئی از زندگیه ک ادمو رشد میده
چون صبر کردن ادمو قوی میکنه
حرف نزدم چون حتی اگه با عصبانیت حرفامو میزدم ممکن بود سبک شم اما راضی ن
الان که اخرای این متنیم ساعت ۱۰:۲۱دقیقه س
من شاید ده دقیقه دیگه برسم
اما می دوونم استاد راهم میده
استاد مهربونه
استاد درک میکنه
پس منم به سکوتم ادامه میدم:))
ده کلاس دارم و الان که این متن رو میبنویسم ۱۰:۱۶دقیقه س و من تازه نصف مسیر رو رفتم!
سوار ماشینش که شدم خواستم رو ترش کنم
تیکه بندازم
با عصبانییت بتوپم بهش که مرد حسابی وقتی مسیر رو بلد نیستی چرا میری راننده میشی اما سکوت کردم
سکوت کردم چون میدونم این اقای راننده ک حدودا هم سن بابامه با هزار مشکل و گرفتاری از کله سحر تا بوق سگ باید کار کنه دنده عوض کنه تا یه لقمه نون ببره سر سفره ش
سکوت کردم چون میدونم اشتباه انسانی جزئی از زندگیه ک ادمو رشد میده
چون صبر کردن ادمو قوی میکنه
حرف نزدم چون حتی اگه با عصبانیت حرفامو میزدم ممکن بود سبک شم اما راضی ن
الان که اخرای این متنیم ساعت ۱۰:۲۱دقیقه س
من شاید ده دقیقه دیگه برسم
اما می دوونم استاد راهم میده
استاد مهربونه
استاد درک میکنه
پس منم به سکوتم ادامه میدم:))
Forwarded from •| منهاج |•
وقتی در گناه زندگی میکنی، شیطان کاری با تو ندارد.
اما...
وقتی تلاش میکنی تا از اسارت
گناه بیرون بیایی، اذیتت خواهد کرد.
#حاج_اسماعیل_دولابی
@ir_menhaj
اما...
وقتی تلاش میکنی تا از اسارت
گناه بیرون بیایی، اذیتت خواهد کرد.
#حاج_اسماعیل_دولابی
@ir_menhaj
لیلی! اگر به خواب نمی رفتم
یا از خودم فرار نمی کردم
حتماً به دلخراش ترین شکلِ
ممکن تو را به یاد می آوردم
بيچاره من، زنم به تو می گويد:
تا مرده ای به خانه ی خود برگرد
بيچاره او، اگر تو زنم بودی
اصلاً به او نگاه نمی كردم
حال و هوای پیر شدن دارم
در من همیشه برف گرفته و من
در برف پشت پنجره ام دارم
دنبال ردّ پای تو می گردم
لیلی! به جان مادرم از این جان
تا این شقیقه چند قدم راه است
تا این تفنگ چند قدم بردار
شلیک کن رها شوم از دردم
آن مرد با تمام افق هایش
حالا به چشم های تو محدود است
آفاق را بگرد ، اگر دیدی
مردی هنوز هست ، من آن مردم!
لیلی! کدام مرد؟ کدامین مرد؟
تا زنده ای به خانه ی خود برگرد
من هم اگر رها شوم از این درد
شاید به خواب های تو برگردم
#حسین_صفا
یا از خودم فرار نمی کردم
حتماً به دلخراش ترین شکلِ
ممکن تو را به یاد می آوردم
بيچاره من، زنم به تو می گويد:
تا مرده ای به خانه ی خود برگرد
بيچاره او، اگر تو زنم بودی
اصلاً به او نگاه نمی كردم
حال و هوای پیر شدن دارم
در من همیشه برف گرفته و من
در برف پشت پنجره ام دارم
دنبال ردّ پای تو می گردم
لیلی! به جان مادرم از این جان
تا این شقیقه چند قدم راه است
تا این تفنگ چند قدم بردار
شلیک کن رها شوم از دردم
آن مرد با تمام افق هایش
حالا به چشم های تو محدود است
آفاق را بگرد ، اگر دیدی
مردی هنوز هست ، من آن مردم!
لیلی! کدام مرد؟ کدامین مرد؟
تا زنده ای به خانه ی خود برگرد
من هم اگر رها شوم از این درد
شاید به خواب های تو برگردم
#حسین_صفا