Forwarded from نتهایتنهایی (Ftm ghsm)
کوفه خشکسالی شده بود
رفتند پیش علی(ع)، گفتند چه کنیم؟
گفت: بروید پیش حسین(ع)، بگویید دعا کند.
حسین(ع) دعا کرد. باران آمد...
گفتند جبران میکنیم
جبران کردند
آن هم چه جبرانی...
رفتند پیش علی(ع)، گفتند چه کنیم؟
گفت: بروید پیش حسین(ع)، بگویید دعا کند.
حسین(ع) دعا کرد. باران آمد...
گفتند جبران میکنیم
جبران کردند
آن هم چه جبرانی...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کجا میخوای بری داداش؟!
دلصدا
#آقا زینب کبری (س) حتّی در شب یازدهم نماز شبش ترک نشد. در طول دوران اسارت، انقطاع الیاللهاش بیشتر شد. این زن، الگوست. ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ @del3da
حضرت زینالعابدین (ع):
«اِنَّ عَمَّتی زَیْنَب کانَتْ تُؤَدّی صَلَواتِها مِنْ قِیام اَلفَرائِضَ وَ النَّوافِلَ، عِنْدَ مَسیرِنا مِنَ الکُوفَةِ اِلَی الشّامِ، وَ فی بَعْضِ المَنازِل تُصَلّی مِنْ جُلُوسٍ لِشِدَّةِ الجُوعِ وَ الضَّعْفِ مُنْذُ ثَلاثِ لَیالٍ؛ لاَنَّها کانَتْ تَقْسِمُ ما یُصیبُها مِنَ الطَّعامِ عَلَی الاَطْفالِ، لِاَنَّ القَوْمَ کانُوا یَدْفَعُونَ لِکُلِّ واحِدٍ مِنّا رغیفاً واحِداً مِنَ الخُبْزِ فِی الیَوْمِ وَ اللَّیلَة»؛
همانا عمهام زینب همه نمازهای واجب و مستحب خود را در طول مسیر از کوفه به شام ایستاده میخواند و در بعضی از منزلها نشسته نماز خواند و این هم به جهت گرسنگی و ضعف او بود، زیرا سه شب بود که غذایی را که به او میدادند میان اطفال تقسیم میکرد، چون که آن مردمان (سنگدل) در هر شبانه روز به ما یک قرص نان بیشتر نمیدادند.
«اِنَّ عَمَّتی زَیْنَب کانَتْ تُؤَدّی صَلَواتِها مِنْ قِیام اَلفَرائِضَ وَ النَّوافِلَ، عِنْدَ مَسیرِنا مِنَ الکُوفَةِ اِلَی الشّامِ، وَ فی بَعْضِ المَنازِل تُصَلّی مِنْ جُلُوسٍ لِشِدَّةِ الجُوعِ وَ الضَّعْفِ مُنْذُ ثَلاثِ لَیالٍ؛ لاَنَّها کانَتْ تَقْسِمُ ما یُصیبُها مِنَ الطَّعامِ عَلَی الاَطْفالِ، لِاَنَّ القَوْمَ کانُوا یَدْفَعُونَ لِکُلِّ واحِدٍ مِنّا رغیفاً واحِداً مِنَ الخُبْزِ فِی الیَوْمِ وَ اللَّیلَة»؛
همانا عمهام زینب همه نمازهای واجب و مستحب خود را در طول مسیر از کوفه به شام ایستاده میخواند و در بعضی از منزلها نشسته نماز خواند و این هم به جهت گرسنگی و ضعف او بود، زیرا سه شب بود که غذایی را که به او میدادند میان اطفال تقسیم میکرد، چون که آن مردمان (سنگدل) در هر شبانه روز به ما یک قرص نان بیشتر نمیدادند.
#مقتل
نقله حضرت زینب هر وقت قصد سوار شدن بر محمل میکردن،
قمر بنی هاشم و علی اکبر و سیدالشهداء کمک می کردند تا به راحتی سوار محمل بشن.
عباس کمک می کرد،علی اکبر طناب شتر رو میگرفت و سیدالشهداء کمر و دستهای حضرت زینب رو تا سوار محمل بشن...
دقیقا روز دوم که وارد کربلا شدن همین اتفاق افتاد حضرت دورش پر بود از محارم،با عزت و احترام از محمل پیاده شدن...
اماوقتی اُسراء رو خواستن از کربلا به کوفه ببرن،
حضرت زینب تمام زنان و طفلان رو سوار کرد و فقط خودش موند که سوار شه...اما کسی نبود کمک کنه...
یادش اومد وقت ورود به کربلا با چه عزت و جلالی پیاده شد...
برگشت و رو به مقتل شهدا صدا زد: «برادرم عباس!علی اکبر! برخیزید که وقت سواری آمده، مرا سوار بر محمل نمایید. برخیزید که که وقت اسیری رسیده است،حسینم برخیز!…»💔
@del3da
نقله حضرت زینب هر وقت قصد سوار شدن بر محمل میکردن،
قمر بنی هاشم و علی اکبر و سیدالشهداء کمک می کردند تا به راحتی سوار محمل بشن.
عباس کمک می کرد،علی اکبر طناب شتر رو میگرفت و سیدالشهداء کمر و دستهای حضرت زینب رو تا سوار محمل بشن...
دقیقا روز دوم که وارد کربلا شدن همین اتفاق افتاد حضرت دورش پر بود از محارم،با عزت و احترام از محمل پیاده شدن...
اماوقتی اُسراء رو خواستن از کربلا به کوفه ببرن،
حضرت زینب تمام زنان و طفلان رو سوار کرد و فقط خودش موند که سوار شه...اما کسی نبود کمک کنه...
یادش اومد وقت ورود به کربلا با چه عزت و جلالی پیاده شد...
برگشت و رو به مقتل شهدا صدا زد: «برادرم عباس!علی اکبر! برخیزید که وقت سواری آمده، مرا سوار بر محمل نمایید. برخیزید که که وقت اسیری رسیده است،حسینم برخیز!…»💔
@del3da
Forwarded from مبتلا 🇮🇷 🌙
جوان بعد از بیست سال تحصیل، کار میخواهد. فردا که فارغالتّحصیل میشود، سرگردان است. اگر معاشش فراهم نشود نمیتواند دین خود را حفظ کند. شما خیال میکنید آن دزدی که شبها از دیوار با آن همه مخاطرات بالا میرود و یا زنی که عفت خود را می فروشد، تقصیر دارد؟ "وضع معیشت" بد است که این همه جنایات و مفاسد، که شب و روز در روزنامهها میخوانید به وجود میآورد.
- آقا روح الله -
صحیفه امام، ج۱، ص۲۷۰
@moobtala
- آقا روح الله -
صحیفه امام، ج۱، ص۲۷۰
@moobtala
Forwarded from Nasrollah.ir نصرالله.آیآر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش کوتاهی از سخنرانی سید حسن نصرالله در روز عاشورای محرم ۱۴۴۱ به روایت دوربین دوم
«آگاه باشید که این حرامزادهی فرزند حرامزاده، مرا میان دو چیز مخیر گذاشت: یا تیغ و یا ذلت و چه دور است از ما ذلت. الله، فرستادهاش، مؤمنان، دامنهای پاک و جانهای غیور و سازشناپذیر برای ما نمیپسندند که اطاعت از فرومایگان را بر کشته شدن همچون بزرگواران ترجیح دهیم.»
@nasrollahir
«آگاه باشید که این حرامزادهی فرزند حرامزاده، مرا میان دو چیز مخیر گذاشت: یا تیغ و یا ذلت و چه دور است از ما ذلت. الله، فرستادهاش، مؤمنان، دامنهای پاک و جانهای غیور و سازشناپذیر برای ما نمیپسندند که اطاعت از فرومایگان را بر کشته شدن همچون بزرگواران ترجیح دهیم.»
@nasrollahir
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی از آن سوی یقین شاید کمی هم پیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود
من عاشق چشمت شدم...
#افشین_یداللهی
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی از آن سوی یقین شاید کمی هم پیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود
من عاشق چشمت شدم...
#افشین_یداللهی