This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥خبر فوری/ صبح امروز مرزهای نظرسنجی علمی در جهان جا به جا شد!
روحانی: هر روز با قیافه مردم نظرسنجی میکنم!😳😱😂
+درود بر تو که درد مردم رو میبینی
خداروشکر ک فهمیدیم نابینا نیستی
حالا یکم تلاش کن چارتا اقدام واسه رفع گرفتاری مردم انجام بده ک بفهمیم فلج نیستی آقای روحانی!
روحانی: هر روز با قیافه مردم نظرسنجی میکنم!😳😱😂
+درود بر تو که درد مردم رو میبینی
خداروشکر ک فهمیدیم نابینا نیستی
حالا یکم تلاش کن چارتا اقدام واسه رفع گرفتاری مردم انجام بده ک بفهمیم فلج نیستی آقای روحانی!
امشب برای هم دعا کنید
خدا از سخاوت خوشش میاد
وقتی ببینه دلتون رو انقد صاف کردید که اول برای دوستاتون برای اونایی که میشناسید و حتی نمیشناسید
دعا میکنید ذوق میکنه از داشتنتون ،
ذوق میکنه ازینکه ببینه دارید سعی میکنید شبیه زهراش بشید که وقتی دعا میکرد اول همسایه هاشو دعا میکرد
اونوقت گره هایی زیادی از زندگیاتون وا میکنه...
+منو عزیزانم رو هم یادتون نره...🌹
خدا از سخاوت خوشش میاد
وقتی ببینه دلتون رو انقد صاف کردید که اول برای دوستاتون برای اونایی که میشناسید و حتی نمیشناسید
دعا میکنید ذوق میکنه از داشتنتون ،
ذوق میکنه ازینکه ببینه دارید سعی میکنید شبیه زهراش بشید که وقتی دعا میکرد اول همسایه هاشو دعا میکرد
اونوقت گره هایی زیادی از زندگیاتون وا میکنه...
+منو عزیزانم رو هم یادتون نره...🌹
Forwarded from جام عقیق (Miss Beigi)
" یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین"
پدر ! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطا کار بودیم...
@jame_aqiq 🍃
پدر ! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطا کار بودیم...
@jame_aqiq 🍃
آخر سر تو هم زمین خوردی
تو که نامت توان زانوهاست
در نگاه ترت نشسته غروب
فصل کوچیدن پرستوهاست
سر شب یاد مادرم بودم
یاد آنروز ها و ماتم ها
تو دوباره بلند خواهی شد
کوری چشمابنملجم ها
کار داری صدا بزنمن را
نتوانستی ام بخوانی نه؟؟
سعی کردی ز جا بلند شوی..
ای بمیرم نمی توانی نه؟
من به قربان چهره ی زردت
کمکت می کنم که بنشینی
آری آری پدر منم زینب
صورتم را مگر نمی بینی؟؟
فکر بی مادری ما هم باش
بخت این داغ را سیاهش کن
ای به قربان غصه ات خواهر
پدر عباس را نگاهش کن
مثل تو می شود بزرگ شود
کرده ای یک قبیله را مستش
دیشب از بین حجره می دیدم
که سپردی حسین را دستش
لابه لای کلامتان دیشب
صحبتی از بریدن سر بود؟
به گمانم دلیل گریه ی تان
کلماتی شبیه معجر بود
خوب نشنیدمت چرا گفتی؟
آتش و خیمه گاه و دامن را
چشم عباس می کند تمرین
از سر شب خجالت از من را
منتظر مانده ام که خوب شوی
کمی آرامتر شود دردم
کوفه را می گذارمو دیگر
سوی این شهر بر نمیگردم
حسین واعظی
تو که نامت توان زانوهاست
در نگاه ترت نشسته غروب
فصل کوچیدن پرستوهاست
سر شب یاد مادرم بودم
یاد آنروز ها و ماتم ها
تو دوباره بلند خواهی شد
کوری چشمابنملجم ها
کار داری صدا بزنمن را
نتوانستی ام بخوانی نه؟؟
سعی کردی ز جا بلند شوی..
ای بمیرم نمی توانی نه؟
من به قربان چهره ی زردت
کمکت می کنم که بنشینی
آری آری پدر منم زینب
صورتم را مگر نمی بینی؟؟
فکر بی مادری ما هم باش
بخت این داغ را سیاهش کن
ای به قربان غصه ات خواهر
پدر عباس را نگاهش کن
مثل تو می شود بزرگ شود
کرده ای یک قبیله را مستش
دیشب از بین حجره می دیدم
که سپردی حسین را دستش
لابه لای کلامتان دیشب
صحبتی از بریدن سر بود؟
به گمانم دلیل گریه ی تان
کلماتی شبیه معجر بود
خوب نشنیدمت چرا گفتی؟
آتش و خیمه گاه و دامن را
چشم عباس می کند تمرین
از سر شب خجالت از من را
منتظر مانده ام که خوب شوی
کمی آرامتر شود دردم
کوفه را می گذارمو دیگر
سوی این شهر بر نمیگردم
حسین واعظی