دلصدا
Voice message
شاعر میفرماد که:
کمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد
دریغا که خدایم هم نمى فهمد زبانم را.
کمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد
دریغا که خدایم هم نمى فهمد زبانم را.
دستپخت مادر
منحصر به فردترین دستپختیه که یه آدم میتونه تجربه کنه
و البته بی انتها نیست یه جایی میبینی دیگه هیچ غذایی طعم غذاهای مادرتو نمیده
چون دیگه مادرت نیست برات غذا درست کنه.
حواسمون باشه.
منحصر به فردترین دستپختیه که یه آدم میتونه تجربه کنه
و البته بی انتها نیست یه جایی میبینی دیگه هیچ غذایی طعم غذاهای مادرتو نمیده
چون دیگه مادرت نیست برات غذا درست کنه.
حواسمون باشه.
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از او پرسم که این چون است و آن چون
یکی را میدهی صد ناز و نعمت
یکی را نان جو آلوده در خون
از او پرسم که این چون است و آن چون
یکی را میدهی صد ناز و نعمت
یکی را نان جو آلوده در خون