Kojaei
Reza Bahram
اشتباهات زندگیمون مثل مانع های یه مسابقه هستن اگه ردشون نکنیم هیچوقت برنده نمیشیم...
Forwarded from دلصدا
مامان از راهیان برگشته
نشستم سر سفره
میفرماد:
یه دختر خوب دیدم برات
کی بریم خواستگاری؟!
مام عرض کردیم قصد ادامه تحصیل دارم
(مامانا چرا اینجورین؟!)
نشستم سر سفره
میفرماد:
یه دختر خوب دیدم برات
کی بریم خواستگاری؟!
مام عرض کردیم قصد ادامه تحصیل دارم
(مامانا چرا اینجورین؟!)
آقا یه مدت دلصدا رو تعطیل کنیم با اجازتون.
تا برگردیم ما رو از دعای خیرتون محروم نفرمایید🌺🌹🌸💐
دم شما گرم.
۹آذرم تولد مرتضی ست
دوست داشتید بهش زیارت عاشورا و صلوات هدیه بدید😊
یا علی💚
تا برگردیم ما رو از دعای خیرتون محروم نفرمایید🌺🌹🌸💐
دم شما گرم.
۹آذرم تولد مرتضی ست
دوست داشتید بهش زیارت عاشورا و صلوات هدیه بدید😊
یا علی💚
#زرویی_نصرآباد
خدا که رنج و راحتش نعمته
تو شادی و مصیبتش حکمتـه
خدا،خدا که جون به بنده ها داد
بـدي براي بنـده ها نميخواد
لطف و صـفا داره دهـات و شهرش
خدايي که قشنگه لطف و قهـرش
خداي آسمون، خداي آدم
خداي کل کائنـات عالم
بـراي اون که اهـل سوز و سازه
درهاي رحمتش هميشه بازه
تـو عالم از چرنـده و پــرنـده
کسي رو مبتـلا نمي پسنده
خدايي که نـداره تو آسمـون
نه منشي و نه حاجب و نه دربون
رسيدگي به کار خلقه کارش
بدون وقت قبلـي و سفارش
خدا نـداره توي عرش اعلي
تو دفتـرش کميسيون و شورا
خدا که از ازل خودش خدا بود
مشاور و معاونش کجا بود؟
نصفه شبم بري،خدا خستـه نيست
درش به روي هيچ کس بسته نيست
خدا که بغض و دشـمني نداره
به غيـر نـور و روشنـي نداره
پيشش که با شکسـته بالـي بري
نتـرس اگر که دست خالـي بري
واسـطه خداي مهربونه
دعا که نردبـون آسـمـونه
نه ناز و غـمزه لازمه نه عشوه
نه حق بوق و پول چاي و رشوه
اگر که تشنه باشي، آبت مي ده
سوال اگر کني، جوابت مي ده
مرحمتش بيشتـره از عذابـش
اينو خودش نوشته تو کتابـش
قربون اون خـــدا که اسمش دواست
قربـون اون خدا که ذکرش شفاست
چقدر من استاد زرویی رو دوست داشتم...
خدا بیامرزتش🌹
خدا که رنج و راحتش نعمته
تو شادی و مصیبتش حکمتـه
خدا،خدا که جون به بنده ها داد
بـدي براي بنـده ها نميخواد
لطف و صـفا داره دهـات و شهرش
خدايي که قشنگه لطف و قهـرش
خداي آسمون، خداي آدم
خداي کل کائنـات عالم
بـراي اون که اهـل سوز و سازه
درهاي رحمتش هميشه بازه
تـو عالم از چرنـده و پــرنـده
کسي رو مبتـلا نمي پسنده
خدايي که نـداره تو آسمـون
نه منشي و نه حاجب و نه دربون
رسيدگي به کار خلقه کارش
بدون وقت قبلـي و سفارش
خدا نـداره توي عرش اعلي
تو دفتـرش کميسيون و شورا
خدا که از ازل خودش خدا بود
مشاور و معاونش کجا بود؟
نصفه شبم بري،خدا خستـه نيست
درش به روي هيچ کس بسته نيست
خدا که بغض و دشـمني نداره
به غيـر نـور و روشنـي نداره
پيشش که با شکسـته بالـي بري
نتـرس اگر که دست خالـي بري
واسـطه خداي مهربونه
دعا که نردبـون آسـمـونه
نه ناز و غـمزه لازمه نه عشوه
نه حق بوق و پول چاي و رشوه
اگر که تشنه باشي، آبت مي ده
سوال اگر کني، جوابت مي ده
مرحمتش بيشتـره از عذابـش
اينو خودش نوشته تو کتابـش
قربون اون خـــدا که اسمش دواست
قربـون اون خدا که ذکرش شفاست
چقدر من استاد زرویی رو دوست داشتم...
خدا بیامرزتش🌹