این روزها به هرچه گذشتم کبود بود
هر سایه ای که دست تکان داد، دود بود
این روزها ادامه ی نان و پنیر و چای
اخبار منفجر شده ی صبح زود بود
جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیست
محبوب من چقدر جهان بی وجود بود!
ما همچنان به سایه ای از عشق دلخوشیم
عشقی که زخم و زندگی اش تار و پود بود
پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسید
ساعت برای با تو نشستن حسود بود
دنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟
با من بگو قرار من این ها نبود! بود؟!
عبدالجبار کاکایی
#احمدعلی
هر سایه ای که دست تکان داد، دود بود
این روزها ادامه ی نان و پنیر و چای
اخبار منفجر شده ی صبح زود بود
جز مرگ پشت مرگ خبرهای تازه نیست
محبوب من چقدر جهان بی وجود بود!
ما همچنان به سایه ای از عشق دلخوشیم
عشقی که زخم و زندگی اش تار و پود بود
پلکی زدیم و وقت خداحافظی رسید
ساعت برای با تو نشستن حسود بود
دنیا نخواست؟ یا من و تو کم گذاشتیم؟
با من بگو قرار من این ها نبود! بود؟!
عبدالجبار کاکایی
#احمدعلی
❤3
خیلی وقتا تلاشه که اهمیت داره
دکتر مصطفی #چمران در توضیح نقاشی شمعش میگفت:«من ممکن است نتوانم این تاریکی را از بین ببرم ولی با همین روشنایی کوچک فرق بین ظلمت و نور را نشان خواهم داد و...»
یعنی ما ممکنه زورمون نرسه شرایطو عوض کنیم ولی همین که دلمون نمیخواد اوضاع اینجوری باشه و به اندازه توانمون تلاش کنیم خدا میپذیره
اصلا رسالتمون همینه.
@Del3da
دکتر مصطفی #چمران در توضیح نقاشی شمعش میگفت:«من ممکن است نتوانم این تاریکی را از بین ببرم ولی با همین روشنایی کوچک فرق بین ظلمت و نور را نشان خواهم داد و...»
یعنی ما ممکنه زورمون نرسه شرایطو عوض کنیم ولی همین که دلمون نمیخواد اوضاع اینجوری باشه و به اندازه توانمون تلاش کنیم خدا میپذیره
اصلا رسالتمون همینه.
@Del3da
❤1
و مولای ما فرمود:
عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّهِ تَکُونُ الْفَرْجَهُ وَ عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ یَکُونُ الرَّخَاءُ
چون سختى به نهایت رسد، فرج و گشایش خواهد بود و چون حلقه هاى بلا و رنج تنگ گردد، آسودگى فرا رسد.
#نهج_البلاغه
عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّهِ تَکُونُ الْفَرْجَهُ وَ عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ یَکُونُ الرَّخَاءُ
چون سختى به نهایت رسد، فرج و گشایش خواهد بود و چون حلقه هاى بلا و رنج تنگ گردد، آسودگى فرا رسد.
#نهج_البلاغه
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کی بعد از خدا مهربونتر از مادر به ماست…