دلصدا
5.76K subscribers
8.61K photos
2.4K videos
72 files
1.97K links

دل💓
صدا🎶
متن، عکس، پادکست(نهج‌البلاغه-شعر-کتاب‌صوتی و...)
هر چی که حالمون رو بهتر کنه.
__
عاشق شوید
شبیه علی
مثل فاطمه♥️
__
@Dell3daabot
__
لطفا کپی با ذکر آیدی
یا فوروارد
این از حقوق اولیه‌ی مؤلفه!
Download Telegram
من گریه ام گرفته کمی هم به من بخند...
دارم به پای خویش سرازیر میشوم🌧


🍃 @del3da
🍃إِلَهِي كَفَى بِي عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً وَ كَفَى بِي فَخْراً أَنْ تَكُونَ لِي رَبّاً أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ

🍂خدایا عزتی بالاتر از آن نیست که من بنده ی تو باشم، و فخر و مباهاتی بالاتر از این نیست که تو پروردگار من هستی، خدایا تو آنگونه هستی که من دوست می دارم، مرا نیز همانگونه قرار ده که خود دوست می داری.

#مناجات
#امیرالمومنین ❤️

🌹 @del3da
خدایا
تو همانی که من دوست دارم❤️
مرا همانی قرار ده که تو دوست داری💕
.
.
💛 @del3da
‎پیام اول صبح،
‎معنیش "صبح به خیر" نیست.
‎معنیش اینه که "من تا بیدار شدم
‎به تو فکر کردم"

@del3da 🍂
Dooste Shahide Man
Hossein Danesh
دنیا قفس شده جهانم تاریکه🌌
دوست شهید من صدامو داری که💔

#مرتضی_جانم ❤️
شد۲۴۱ روز...

🖤 @del3da
🍃 اي آن كه گره ‏هاي امور رنج ‏آور، به وسيله او گشوده مي‏شود.

#صحیفه_سجادیه
دعای هفتم🌹

❤️ @del3da
🍃روایتی جذاب و عاشقانه از زندگی همسر شهید مدافع حرم
#عبدالصالح_زارع 🌷
#روایت_اول
👇👇👇
🍃آقا صالح بابلسری بود و ما اصفهانی
پدرم می‌گفت زندگی در شهر دور به اختیار خود شماست، اما مادرم بسیار مخالف بود.
از آنجا که مادرم هم از خانواده‌اش در اصفهان جدا شده و سختی دوری را چشیده بود، نمی‌خواست من هم از او دور شوم و همان مسیر برای من هم تکرار شود. البته خود من هم هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم بتوانم به شهر دیگری و دور از خانواده بروم.
وابستگی زیادی به خانواده داشتم و باورم نمی‌شد که راضی شوم به یک شهر دور با فرهنگ و آداب متفاوت و حتی زبان دیگر بروم!
جمع‌بندی نظرات خانواده ما، جواب منفی بود که به خانواده آقای زارع اعلام شد.
از نظر بقیه همه چیز تمام شده بود، اما واقعاً برای من نه!
برای اولین‌بار بود که کسی این همه به دلم نشسته بود.
قبل از آن حتی رغبت دیدن خواستگارها را نداشتم. البته قصد جدی هم برای ازدواج نداشتم. یادم هست که آقا صالح هم اولین‌بار که آمدند، برنامه‌ام همین بود که جواب رد بدم! اما بعد از آنکه باهم صحبت کردیم، قصه تغییر کرد...
حالا این من بودم که دلم می‌خواست «صالح» مرد زندگی‌ام باشد.
تمام دو ماه محرم و صفر لحظه‌ای فراموشش نکردم. با اینکه در جلسات ابتدایی شماره تلفن همراهش را داده بود که اگر سؤالی داشتیم بپرسیم، اما نه من و نه او از آن استفاده‌ای نکردیم. به ظاهر با جواب منفی خانواده باید همه چیز تمام می‌شد اما بهمن‌ماه، روز اول ربیع‌الاول، آقا صالح دوباره آمد!

مادرش می‌گفت با وجود اینکه من هم موضوع را فراموش کرده بودم و حتی دنبال گزینه‌های دیگر می‌گشتم، اما صالح گفت «دوباره به همانجا برویم، توکل به خدا!»
حالا دیگر بیشتر خانواده‌ها باهم صحبت کردند. این‌بار پدرم گفت «با موقعیت نظامی آقا صالح، حتی ممکن است دائماً بین شهرهای مختلف در رفت و آمد باشد.» پدر خودش نظامی است و شرایط این زندگی را می‌دانست و حتی برایم توضیح می‌داد. او مطمئن بود من آدم روزهای سخت نیستم و واقعاً تحمل سختی و مشقت را ندارم. تمام اینها را که کنار هم می‌گذاشت، می‌گفت «تو حتی تحمل ذره‌ای شرایط سخت را نداری... پس جوابمان «نه!» است.»

راستش با پدرم مخالفت نمی‌کردم، شاید حیا مانع می‌شد، نمی‌دانم. اما در دلم می‌گفتم «تحمل می‌کنم... اینها مهم نیست، تحمل می‌کنم.» اما آنها متوجه شدند که باوجود سکوت، جوابم منفی نیست!
قبل از عقد به خاطر تردیدهای زیاد خانواده که حتی به من هم سرایت کرده بود، از آیت‌ الله ناصری درخواست استخاره کردیم؛ «شرایط سختی دارد، اما عاقبتش خیلی خوب است.»

حتی پدر به‌طور اختصاصی با آیت‌ الله ناصری صحبت کرد. انگار سختی هایی که به ذهنش می‌رسید را برای ایشان شمرده بود. بابا می‌گفت هرچه می‌گفتم، ایشان فرموده بودند «اما عاقبتش خوب است...»

شرایط سخت به عاقبت بخیری‌اش می‌ارزید. تردیدها برطرف شد و آقا صالح شد داماد خانواده ما


@del3da 🍂
🍃شهید عبدالصالح زارع
سومین شهید مدافع حرم بابلسر
🌷شهادت:۱۳۹۴/۱۱/۱۴

@del3da
دلصدا
🍃شهید عبدالصالح زارع سومین شهید مدافع حرم بابلسر 🌷شهادت:۱۳۹۴/۱۱/۱۴ @del3da
قصه ی زندگیِ این شهدا ثابت کرد
عبدِ صالح بشوی راه شهادت باز است...
نیمه ی پنهان ماه🌗
#غاده_چمران 🌹

♥️ @del3da
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تار و پودم
تو بگو
با دلِ تنها
چه کنم ؟

#شهريار

@del3da 🍂
دلصدا
Video message
💕هر بار خواستم بگم " دوسِت دارم"

گفتم حالت چطوره؟!:)
من تو رو خیلی....
حالت چطوره؟!:)

♥️ @del3da
🍃روایتی جذاب و عاشقانه از زندگی همسر شهید مدافع حرم
#عبدالصالح_زارع 🌷
#روایت_دوم
👇👇👇
دلصدا
🍃روایتی جذاب و عاشقانه از زندگی همسر شهید مدافع حرم #عبدالصالح_زارع 🌷 #روایت_دوم 👇👇👇
🍃تنها آرزوی صالح

فکر می‌کنم همسرم تنها یک آرزو در دنیا داشت و برای آن بسیار تلاش می‌کرد. قبل از عقد به من گفت دعایی دارم که حتماً وقت عقد آن را برایم بخواه. وقتی برای عقد رفتیم، با فاصله از هم نشستیم. آن لحظات تمام دغدغه‌ام این بود که با این فاصله چطور به او بگویم که چه دعایی داشت؟ حتماً او هم نمی‌توانست با صدای بلند خواسته‌اش را بگوید. تا لحظاتی دیگر خطبه عقد جاری می‌شد و من از خواسته صالح بی‌خبر بودم! نمی‌دانستم چه کنم.

در همین اثنا، خواهر آقاصالح جلو آمد و یک دستمال کاغذی تاشده به من داد و گفت این را داداش فرستاد. دستمال را باز کردم، روی دستمال برایم دعایش را نوشته بود: «دعا کن من شهید شوم...» یادم هست که قرآن در دست داشتم، از ته دل دعا کردم خدا شهادت را به صالح بدهد و عاقبتش به شهادت ختم شود، اما واقعاً تصور نمی‌کردم این خواسته قلبی به این سرعت محقق شود... من گفته بودم عاقبتش، که به حساب ذهن من، تا این عاقبت سال‌های سال فرصت داشتم... فکرش را نمی‌کردم که به این زودی داشتن صالح به آخر برسد.

💕 @del3da
Forwarded from جام عقیق
امام حسن عليه السلام : صاحِبِ النّاسَ مِثلَ ما تُحِبُّ أن يُصاحِبوكَ بِهِ:
با مردم به گونه اى رفتار كن كه دوست دارى با تو آن گونه رفتار كنند .🍃📿

@jame_aqiq