دلصدا
@del3da
🍃در کتاب اکمال دین روایتی از موسی بن جعفر (علیه السلام) نقل شده که از حضرت در مورد صاحب امر سوال شد. حضرت فرمود:
«هو الطرید الوحید الغریب الغائب عن اهله الموتور بابیه.»
او همان آوارهی یکتای غریب و پنهان از خاندانش میباشد، که خونخواه پدرش میباشد...
#یا_صاحب_الزمان💚
@del3da
«هو الطرید الوحید الغریب الغائب عن اهله الموتور بابیه.»
او همان آوارهی یکتای غریب و پنهان از خاندانش میباشد، که خونخواه پدرش میباشد...
#یا_صاحب_الزمان💚
@del3da
یه لیوان شیشه ای برداشت و آب خورد.
گفتم:عمو لیوان یه بار مصرف هست
گفت:اسراف پسرم
گفتم:حالا یه لیوانه دیگه
گفت:خدا به همه اجازه نمی ده اندازه ی صدام جنایت کنن، یا به اندازه خاوری از بیت المال بخورن
شاید سقف گناه کردن من پیش خدا همین اسراف کردن باشه
بدترین گناه کوچک شمردن گناه است
ابوتراب
گفتم:عمو لیوان یه بار مصرف هست
گفت:اسراف پسرم
گفتم:حالا یه لیوانه دیگه
گفت:خدا به همه اجازه نمی ده اندازه ی صدام جنایت کنن، یا به اندازه خاوری از بیت المال بخورن
شاید سقف گناه کردن من پیش خدا همین اسراف کردن باشه
بدترین گناه کوچک شمردن گناه است
ابوتراب
+سلام عزیزم دلم برات تنگ شده..
(این مکالمه فعلا بخش دوم نداره مع الاسف،خاک تو سر مجردی و هر چی که هست)
(این مکالمه فعلا بخش دوم نداره مع الاسف،خاک تو سر مجردی و هر چی که هست)
تقریبا هر یه هفته در میون
پنجشنبه جمعه ها گل میاره در مغازه
با دوتا دختر کوچولو ک همراهشن
و من هم واسه گلدون شیشه ایِ کنار قاب عکس مرتضی ازش گل میخرم...
امشب اومد
ازم پرسید
نایلون دارید؟
گفتم چشم تقدیمتون میکنم
میون حرفم گفت
دیدم کنار مغازتون دوتا کفش افتاده
مال کسیه؟
گفتم گمان نمیکنم
همینجوری گذاشتنش
فک کنم بلا استفاده باشه
گفت پس با اجازتون من میبرم بچه هام استفاده کنن...🤦♂
پنجشنبه جمعه ها گل میاره در مغازه
با دوتا دختر کوچولو ک همراهشن
و من هم واسه گلدون شیشه ایِ کنار قاب عکس مرتضی ازش گل میخرم...
امشب اومد
ازم پرسید
نایلون دارید؟
گفتم چشم تقدیمتون میکنم
میون حرفم گفت
دیدم کنار مغازتون دوتا کفش افتاده
مال کسیه؟
گفتم گمان نمیکنم
همینجوری گذاشتنش
فک کنم بلا استفاده باشه
گفت پس با اجازتون من میبرم بچه هام استفاده کنن...🤦♂
بسته ام چشم از تماشای زلیخای جهان
چشم آن دارم که با یوسف به زندانم کنند
صائب تبریزی
چشم آن دارم که با یوسف به زندانم کنند
صائب تبریزی
شصت یا هفتاد سالش بود،
نمیدونم شایدم سنش کمتر بود و درد و رنجا پیرش کرد...
کنار خیابون بساط کرده بود!
یه سبد میوه رو برعکس کرد و روش سه تا ازین لیف گربه ایا و دو تام لیف کوچیکتر گذاشته بود
کل بساطش همین بود
گربه ایا ۵۰۰۰تومن
کوچیکا ۲۰۰۰تومن
با قد خمیده و جسه ی نحیفش و اون بساط، شاید یه متر جا هم اشغال نمیکرد...
ازش یه لیف خریدم
ده تومنی دادم،
گفت خورد ندارم ک
گفتم باشه حاج خانم
گفت نه نمیشه دوست ندارم
کلی اصرار کردم تا قبول کرد بمونه باقیِ پول...
واسه زندگیِ این ادما دعا کنید
اینا خیلی مظلومن
از بساط کوچیکشون معلومه...
نمیدونم شایدم سنش کمتر بود و درد و رنجا پیرش کرد...
کنار خیابون بساط کرده بود!
یه سبد میوه رو برعکس کرد و روش سه تا ازین لیف گربه ایا و دو تام لیف کوچیکتر گذاشته بود
کل بساطش همین بود
گربه ایا ۵۰۰۰تومن
کوچیکا ۲۰۰۰تومن
با قد خمیده و جسه ی نحیفش و اون بساط، شاید یه متر جا هم اشغال نمیکرد...
ازش یه لیف خریدم
ده تومنی دادم،
گفت خورد ندارم ک
گفتم باشه حاج خانم
گفت نه نمیشه دوست ندارم
کلی اصرار کردم تا قبول کرد بمونه باقیِ پول...
واسه زندگیِ این ادما دعا کنید
اینا خیلی مظلومن
از بساط کوچیکشون معلومه...
#رفيق بودند،
از برادر هم نزديكتر!
قرار مدارشان را گذاشته بودند..
يكي اما زودتر رفت
رفيق #جامانده يك شبِ
به قاعدهي ده سال #پير شد..
#خداحافظ_رفیق
#مرتضی_جانم💔
شد۵۸۲ روز...
🍃 @del3da
از برادر هم نزديكتر!
قرار مدارشان را گذاشته بودند..
يكي اما زودتر رفت
رفيق #جامانده يك شبِ
به قاعدهي ده سال #پير شد..
#خداحافظ_رفیق
#مرتضی_جانم💔
شد۵۸۲ روز...
🍃 @del3da
Forwarded from Arabic language
تَحَدّثَ معي دقيقتين
وعندما قَرّرَ أن يَذْهَبَ
سَألَنِي كَمْ عُمرُك؟
فَقُلتُ لَه: دقيقتين.
***
دو دقیقه با من حرف زد
وقتی خواست برود
پرسید چند سالت است؟
گفتم: دو دقیقه!
@arabiclanguage73
وعندما قَرّرَ أن يَذْهَبَ
سَألَنِي كَمْ عُمرُك؟
فَقُلتُ لَه: دقيقتين.
***
دو دقیقه با من حرف زد
وقتی خواست برود
پرسید چند سالت است؟
گفتم: دو دقیقه!
@arabiclanguage73