واحد: محرم آمد بیا ای دل دوباره تا خیمه آقا حاج میثم مطیعی
Haj Meysam Motiee
مسلم تنها شد...
دید نه شمشیر دارد و نه دست شمشیر زن...
گریه بر او مستولی شد و اشک از چشمانش سرازیر گردید...
محمد بن اشعث گفت:امیدوارم بر تو باکی نباشد.
مسلم فرمود:من به غیر از خدا امیدی به چیزی ندارم انا لله و انا الیه راجعون...
عبدالله سلمی از روی طعنه گفت:
کسی که داعیه سلطنت داشته و به طمع حکومت به این دیار آمده این طور گریه نمیکند و از کشته شدن بیم ندارد ولی در گریه ی تو فایده ای نیست.
مسلم فرمود: ای حرامزاده من برای جان خود نمیگریم، شهادت ارث ما است
ولکن ابکی لاهلی المقبلین الی، ابکی للحسین علیه السلام و آل الحسین....
گریه ی من برای آن خویشانی است که چند روز دیگر به کوفه میرسند، گریه من از برای عزیز زهراء و همراهان آن بزرگوار است که نوشته ام بیایند و اکنون در راهند...
#مقتل
@del3da
دید نه شمشیر دارد و نه دست شمشیر زن...
گریه بر او مستولی شد و اشک از چشمانش سرازیر گردید...
محمد بن اشعث گفت:امیدوارم بر تو باکی نباشد.
مسلم فرمود:من به غیر از خدا امیدی به چیزی ندارم انا لله و انا الیه راجعون...
عبدالله سلمی از روی طعنه گفت:
کسی که داعیه سلطنت داشته و به طمع حکومت به این دیار آمده این طور گریه نمیکند و از کشته شدن بیم ندارد ولی در گریه ی تو فایده ای نیست.
مسلم فرمود: ای حرامزاده من برای جان خود نمیگریم، شهادت ارث ما است
ولکن ابکی لاهلی المقبلین الی، ابکی للحسین علیه السلام و آل الحسین....
گریه ی من برای آن خویشانی است که چند روز دیگر به کوفه میرسند، گریه من از برای عزیز زهراء و همراهان آن بزرگوار است که نوشته ام بیایند و اکنون در راهند...
#مقتل
@del3da
🍃اسارت ها، ما را از #حسین جدا می کند...
اسارتها را بايد شناخت. وقتى كه من به تجارت، به صنعت، به علم و طبابت و يا فقه و اصول خودم مشغول باشم و در كنار اين شغلها به تربيت مردم و تلقى جديد تودهها فكر نكنم و در كنار شغلها به تربيت مهرههاى كارساز و به جايگزينى آنها فكر نكنم، فقط و فقط خودم را بخواهم و پفك، شيرينى و لباس رنگارنگ و هوسهاى بچههايم را، خوب معلوم است كه ولىّ محصور مىشود و تنها مىماند و معلوم است كه وتر موتور مىگردد.
مشكل در همين اسارتهاست كه ما را از حسين عليه السلام جدا مى كند. معيّت حسين عليه السلام و همراهى او در دنيا و آخرت، رزق معرفت و رزق برائت مىخواهد.
📚 وارثان عاشورا، ص 271
#عین_صاد
🍃 @einsad
🍃 @del3da
اسارتها را بايد شناخت. وقتى كه من به تجارت، به صنعت، به علم و طبابت و يا فقه و اصول خودم مشغول باشم و در كنار اين شغلها به تربيت مردم و تلقى جديد تودهها فكر نكنم و در كنار شغلها به تربيت مهرههاى كارساز و به جايگزينى آنها فكر نكنم، فقط و فقط خودم را بخواهم و پفك، شيرينى و لباس رنگارنگ و هوسهاى بچههايم را، خوب معلوم است كه ولىّ محصور مىشود و تنها مىماند و معلوم است كه وتر موتور مىگردد.
مشكل در همين اسارتهاست كه ما را از حسين عليه السلام جدا مى كند. معيّت حسين عليه السلام و همراهى او در دنيا و آخرت، رزق معرفت و رزق برائت مىخواهد.
📚 وارثان عاشورا، ص 271
#عین_صاد
🍃 @einsad
🍃 @del3da
Forwarded from Arabic language
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلصدا
Photo
از بسکه ناگوار است، دور از تو زندگانی
آبی که بیتو خوردیم، بیمار کرد ما را...
محمد قهرمان
صلی الله علیک یا اباعبدالله❤️
@del3da
آبی که بیتو خوردیم، بیمار کرد ما را...
محمد قهرمان
صلی الله علیک یا اباعبدالله❤️
@del3da
دلصدا
@Panahian_ir – قول بده
رفقا
حر که امشب روضه شو میخونن
به حسینِ ما حسن ظّن داشت که برگشت...
بیایم هر کاری میکنیم
از حسین رو برنگردونیم نا امید نشیم...
حر که امشب روضه شو میخونن
به حسینِ ما حسن ظّن داشت که برگشت...
بیایم هر کاری میکنیم
از حسین رو برنگردونیم نا امید نشیم...
#مقتل
نقله حضرت زینب هر وقت قصد سوار شدن بر محمل میکردن،
قمر بنی هاشم و علی اکبر و سیدالشهداء کمک می کردند تا به راحتی سوار محمل بشن.
عباس کمک می کرد،علی اکبر طناب شتر رو میگرفت و سیدالشهداء کمر و دستهای حضرت زینب رو تا سوار محمل بشن...
دقیقا روز دوم که وارد کربلا شدن همین اتفاق افتاد حضرت دورش پر بود از محارم،با عزت و احترام از محمل پیاده شدن...
اماوقتی اُسراء رو خواستن از کربلا به کوفه ببرن،
حضرت زینب تمام زنان و طفلان رو سوار کرد و فقط خودش موند که سوار شه...اما کسی نبود کمک کنه...💔
یادش اومد وقت ورود به کربلا با چه عزت و جلالی پیاده شد...
برگشت و رو به مقتل شهدا صدا زد: «برادرم عباس!علی اکبر! برخیزید که وقت سواری آمده، مرا سوار بر محمل نمایید. برخیزید که که وقت اسیری رسیده است،حسینم برخیز!…»💔
@del3da
نقله حضرت زینب هر وقت قصد سوار شدن بر محمل میکردن،
قمر بنی هاشم و علی اکبر و سیدالشهداء کمک می کردند تا به راحتی سوار محمل بشن.
عباس کمک می کرد،علی اکبر طناب شتر رو میگرفت و سیدالشهداء کمر و دستهای حضرت زینب رو تا سوار محمل بشن...
دقیقا روز دوم که وارد کربلا شدن همین اتفاق افتاد حضرت دورش پر بود از محارم،با عزت و احترام از محمل پیاده شدن...
اماوقتی اُسراء رو خواستن از کربلا به کوفه ببرن،
حضرت زینب تمام زنان و طفلان رو سوار کرد و فقط خودش موند که سوار شه...اما کسی نبود کمک کنه...💔
یادش اومد وقت ورود به کربلا با چه عزت و جلالی پیاده شد...
برگشت و رو به مقتل شهدا صدا زد: «برادرم عباس!علی اکبر! برخیزید که وقت سواری آمده، مرا سوار بر محمل نمایید. برخیزید که که وقت اسیری رسیده است،حسینم برخیز!…»💔
@del3da
🍃عجب رازی در این رمز نهفته است ! کربلا آمیزه کرب است و بلا ...
و بلا افق طلعت شمس اشتیاق است.
و آن تشنگی که کربلاییان کشیده اند ، تشنگی راز است.
و اگر کربلاییان تا اوج آن تشنگی ـ که می دانی ـ نرسند،چگونه جانشان سرچشمه رحیق مختوم بهشت شود؟
آن شراب طهور که شنیده ای بهشتیان را می خورانند،میكده اش کربلاست و خراباتیانش این مستانند که اینچنین بی
سرودست و پا افتاده اند.
آن شراب طهور را که شنیده ای ، تنها تشنگان راز را می نوشانند و ساقی اش
حسین است ؛ حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین.
#فتح_خون
#سید_مرتضی_آوینی
❤️ @del3da
و بلا افق طلعت شمس اشتیاق است.
و آن تشنگی که کربلاییان کشیده اند ، تشنگی راز است.
و اگر کربلاییان تا اوج آن تشنگی ـ که می دانی ـ نرسند،چگونه جانشان سرچشمه رحیق مختوم بهشت شود؟
آن شراب طهور که شنیده ای بهشتیان را می خورانند،میكده اش کربلاست و خراباتیانش این مستانند که اینچنین بی
سرودست و پا افتاده اند.
آن شراب طهور را که شنیده ای ، تنها تشنگان راز را می نوشانند و ساقی اش
حسین است ؛ حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین.
#فتح_خون
#سید_مرتضی_آوینی
❤️ @del3da
Telegram