دلصدا
غروبا سوارش میشدم میرفتیم تو شهر دور دور:(
از کنار ماشینا رد میشدیم
بچه ها ما رو از پنجره ماشین ببینن خوشال بشن
از روی اونایی هم که میندازن تو شونه خاکی رد میشدیم
بچه ها ما رو از پنجره ماشین ببینن خوشال بشن
از روی اونایی هم که میندازن تو شونه خاکی رد میشدیم
❤1
بسم الله🍃
هر روز یک صفحه قرآن با ترجمه🌸
📌صفحه ۱۲۱
شروع جزء هفتم
دانلود فایل با کیفیت
#حرف_دارم_باهات
@Del3da
هر روز یک صفحه قرآن با ترجمه🌸
📌صفحه ۱۲۱
شروع جزء هفتم
دانلود فایل با کیفیت
#حرف_دارم_باهات
@Del3da
ببینید اینو متوجه میشید:
«مایی که کلی به حافظه مون میبابیا
منکنه رپزی بریع مه حتب آسم خودموت رو سادمون نیاد»
این دقیقا برای وقتاییه که تو مغز آدم یه چیزی میگذره و فرمان میده که یه چیزی رو بنویسه ولی چشم و انگشتا یاری نمیکنن
چون غرق خوابن.
دیشب ساعت ۳:۰۰
قرار بود اینو بنویسم:
«مایی که کلی به حافظه مون میبابیا
منکنه رپزی بریع مه حتب آسم خودموت رو سادمون نیاد»
این دقیقا برای وقتاییه که تو مغز آدم یه چیزی میگذره و فرمان میده که یه چیزی رو بنویسه ولی چشم و انگشتا یاری نمیکنن
چون غرق خوابن.
دیشب ساعت ۳:۰۰
قرار بود اینو بنویسم:
«مایی که کلی به حافظه مون میبالیم
ممکنه روزی برسه که حتی اسم خودمون رو یادمون نیاد.»
ممکنه روزی برسه که حتی اسم خودمون رو یادمون نیاد.»