درختان را هنوز ای برف ! شوق برگ و باری هست
زمستان گرچه طولانی ست،آخر نوبهاری هست
مرا درقلب خود کُشتی و از دنیاز خود راندی
گمان میکردم ای بیرحم بین ما قراری هست
تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو
ولی ای بی وفا از بی وفا هم انتظاری هست
چو در قلب تو می تازند بعد از من رقیبانم
به یاد آور که در صحرای آغوشت مزاری هست
اگر یک عمر هم در بستر آرامشت باشی
بدان ای رود! در پایان راهت آبشاری هست
فاضل نظری
زمستان گرچه طولانی ست،آخر نوبهاری هست
مرا درقلب خود کُشتی و از دنیاز خود راندی
گمان میکردم ای بیرحم بین ما قراری هست
تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو
ولی ای بی وفا از بی وفا هم انتظاری هست
چو در قلب تو می تازند بعد از من رقیبانم
به یاد آور که در صحرای آغوشت مزاری هست
اگر یک عمر هم در بستر آرامشت باشی
بدان ای رود! در پایان راهت آبشاری هست
فاضل نظری
محبوبم
اینهمه نامه ای که برات فرستادم رو اگه برای گاو میفرستادم
تا الان میرفت خوندن و نوشتن یاد میگرفت تا یه جوابی بهم بده.
اینهمه نامه ای که برات فرستادم رو اگه برای گاو میفرستادم
تا الان میرفت خوندن و نوشتن یاد میگرفت تا یه جوابی بهم بده.
دلصدا
محبوبم اینهمه نامه ای که برات فرستادم رو اگه برای گاو میفرستادم تا الان میرفت خوندن و نوشتن یاد میگرفت تا یه جوابی بهم بده.
محبوبم
عصبانی بودم یه چیزی گفتم
تو به دل نگیر.
عصبانی بودم یه چیزی گفتم
تو به دل نگیر.
جوانی مان را کهنه کردیم_mixdown
<unknown>