حیران . [ ح َ ] (ع ص ) مرد سرگشته . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). فرومانده . (آنندراج ).
همیشه حس میکنم ملک الموت منتظره تا وقتی که تازه به زندگی امیدوار شدم و دلخوشی پیدا کردم و میل به زنده موندنم بیشتر از الانی شد که حسی به زندگی ندارم بیاد و کار رو یکسره کنه.