دلصدا
5.77K subscribers
8.61K photos
2.4K videos
72 files
1.97K links

دل💓
صدا🎶
متن، عکس، پادکست(نهج‌البلاغه-شعر-کتاب‌صوتی و...)
هر چی که حالمون رو بهتر کنه.
__
عاشق شوید
شبیه علی
مثل فاطمه♥️
__
@Dell3daabot
__
لطفا کپی با ذکر آیدی
یا فوروارد
این از حقوق اولیه‌ی مؤلفه!
Download Telegram
خدا یه آرامش
از جنس آرامشی که به حر داد تا بتونه خودشو محکم بندازه تو بغل حسین، بهتون بده ان شاءالله...


@del3da
دلصدا
امروز مطلب مهم است. از مهماتی است که جان باید پایش داد. همان مهمی است که سید الشهداء جانش را داد برایش، همان مهمی است که پیغمبر اسلام بیست و سه سال زحمت برایش کشید، همان مهمی است که حضرت امیر - سلام الله علیه - هجده ماه با معاویه جنگ کرد در صورتی که معاویه…
سید الشهداء - سلام الله علیه - وقتی می بیند که یک حاکم ظالمی، جائری، در بین مردم دارد حکومت می کند، ظلم دارد به مردم می کند، باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند هر قدر که می تواند؛ با چند نفر، با چندین نفر، که در مقابل آن لشکر و بساط، هیچ نبود. لکن تکلیف این طور می‏دانست که باید قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه این ملت را اصلاح کند، تا اینکه این عَلَم یزید را بخواباند و همین طور هم کرد و تمام شد. خونش را داد و خون پسرهایش را داد و اولادش را داد و همه چیزهای خودش را داد در راه، برای اسلام. مگر خون ما رنگینتر از خون سید الشهداست؟ ما چرا بترسیم از اینکه خون‏ بدهیم یا از اینکه جان می ‏دهیم؟ آن هم در مقابل سلطان جائری که می گفت: مسلمانم، مسلمانی یزید هم مثل مسلمانی شاه بود.

روح الله خمینی
(صحیفه امام؛ ج‏4، ص 151 - 152)
آه از جغرافیای غریب و مظلومِ خاورمیانه...🇦🇫🖤
حسين درى از درهاى بهشت است،
هر كس با او دشمنی كند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام می‌کند.

بحارالنوار ج۴۵ص۴۰۵



@del3da
Forwarded from نت‌های‌تنهایی (Fatemeh)
ای روشنی صبح ِ زندگی‌ام؛
حسین (ع)!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم برا حرمت یه ذره شده حسین...
فکر نمیکردیم دوریت انقدر طولانی بشه💔


#منباب_دلتنگی
@Del3da
مثل این گلای قهری نباش
که تا بهت دست بزنن رنجیده بشی. قوی باش مرررد، قوی باش.
رفقا ممنون میشم نماز شب اول قبر بخونید برای ارشا اقدسی، ارشا ابن ارسطو.
رفقا ممنون میشم نماز شب اول قبر بخونید برای علی سلیمانی، علی ابن عشق علی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیازمند
نشاط بعد روضه
مختارنامه خیلی سریال قشنگیه واقعا
Forwarded from دلصدا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام بر تو
در همه ی ساعات
سلام بر تو در همه ی حالات
سلام بر تو وقتی زمین بر ما تنگ میشود
و غم های عالم قلبمان را فشرده میکند.
سلام بر تو ای کشتی نجات غرق شده ها❤️

#منباب_دلتنگی
@del3da
من
هیچ‌وقت نشد بچه‌هیئتی باشم.
از آن‌ها شدیم که یادم نمی‌آید توانسته باشیم توی یک هیئت،یک‌روضه قرار گرفته باشیم.
از این خانه به آن حسینیه،از این تکیه به آن‌ محفل اشک پناه می‌بردیم.
دنبال کنج دنج تاریکی بودیم گوشهٔ مجلسی تا با روضه‌های ذهن خودمان،زانوی غم بغل بگیریم.
گوشمان با روضه‌خوان بود ولی دلمان«بی‌سرزمین‌تر از باد»،آواره میان بقیع و نینوا.
انگاری وسط هر هیئت،توی تاریکی،زیر نور سرخ منبر،سرابی می‌دیدیم از مردی بی‌سر،سوار بر اسبی سپید که به تاخت بیرون می‌زد از این سینه‌زنی و ما هروله‌کنان می‌رفتیم در پیِ او.قرار‌ ما گویا همان بی‌قراری بود و بی‌مکانی.شده بودیم ابن‌السبیل‌های حسین.
خوش بودیم.
اما
اما هروقت یکی از این بچه‌هیئتی‌ها،چایی‌بریزها،کفش‌جفت‌کُن‌ها،یکی از همین‌ عشق اِکو و استریو و«اَلو..اَلو امتحان می‌کنیم.یک‌.دو.سه»گوها،یکی از همین میون‌دارها،صف‌تنظیم‌کُن‌ها،گریه‌کُن‌های هیئت،توی جوانی راهش را سوا می‌کرد و توی تصادفی یا‌ ناغافل با درد و سکته‌ای راهی بهشت زهرا و بهشت معصومه‌ای می‌شد،
آن‌وقت‌ همهٔ ما بی‌خانمان‌های حسین،دوست داشتیم کاش گلابی هیئتی بودیم و مثل رفیقمان،وقت مرگ،روی دوش جوانانی بدرقه می‌شدیم همگی سیاه‌پوش،همگی گریان که انگاری این لحظه را،این بدرقه را،بارها زندگی کرده‌اند،مرور کرده‌اند.تمام آن وقت‌ها که وسط هیئت دسته‌جمعی می‌خواندند:
«جوانان بنی‌هاشم بیایید
علی را بر در خیمه رسانید».
یکی لااله‌الا‌الله می‌گفت و دیگری تربت می‌گذاشت روی کفن رفیق و آن یکی با صدایی محزون تلقین می‌خواند و وقت سرازیری قبر یکی‌ از بقیه با صدای بلند حلالیت می‌طلبید و دیگری یادش بود وقتی لحد را می‌گذارند،زیر بغل پدر جوان‌ازدست‌داده را بگیرد و بعدش،قبل تنهاشدن رفیقشان زیر خروارها خاک،یکی بود دشتی نوحه بخواند و تهِ تهِ این بدرقه زیارت عاشورایی بخوانند،مثل ته پیالهٔ شرابی که لوطی‌ها می‌ریختند روی زمین و می‌گفتند«این هم سهم اهل خاک».
هرکس کارش را آنقدر خوب بلد بود که هوس می‌کردی بمیری؛
در جوانی،وسط هیئت،پیش رفیق‌هامان.
وه که مرگ چقدر این‌لحظه‌ها خواستنی است.
وه چه شکوهی دارد رفتن روی دست رفیقان.
*
حالا برای ما بی‌سروسامان‌های حسین،
که نه زندگی‌مان شد آن‌طور که حسین چونان باز شکاری بر بالینمان بیاید
و نه بدرقه‌مان آنی خواهد بود که دوست داریم
چاره‌ای نمانده مگر
طوری بمیریم که شاید گاه مرگ
سرهای خونین ما را حسین روی زانو بگیرد.
کاش خون از چشم‌هامان بگیرد.
کاش ما را حر ببیند.
کاش حر بمیریم.
تا آن روز
خوش به حال بچه‌هیئتی‌‌ها،بچه‌مَچّدی‌ها

از صفحه اینستاگرام دکتر قادری

@Del3da
navaye deltangi
khedmatgozaran.com
سیدی ماکو مثلک الغریب...

#بیکلام

@del3da