This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلصدا
#پناهیان وَ كَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاَءِ اَقَلْتَهُ ... و چه بسيار بلاهاي سنگين و بزرگي كه از من برگرداندی... #کمیل @del3da
اینکه حتی بعد از اینهمه جسارت و بی ادبیم بازم با مهربونی باهام رفتار میکنی رو چ جوری جبران کنم؟!
خجالت و شرمندگی داره بیچارم میکنه ک...
خجالت و شرمندگی داره بیچارم میکنه ک...
به یاد ان كسى كه چشم هایش برده جانم را
تفال میزنم هر شب مَفٰاتیحُ الجَنانَم را
من آن آموزگارم كه سوال از عشق میپرسم
ولیكن خود نمیدانم جواب امتحانم را
كمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد
دریغا كه خدایم هم نمى فهمد زبانم را
به قدرى در میان مردم خوشبخت بدنامم
كه شادى لحظه اى حتى نمى گیرد نشانم را
تو دریایى و من یك كشتى بى رونقِ كُهنه
كه هى بازیچه میگیرى غرورم ، بادبانم را
شبیه قاصدك هاى رها در دشت میدانم
لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را
دلم مى خواهد از یك راز كهنه پرده بردارم
امان از دست وجدانم كه مى بندد دهانم را
سید تقی سیدی
تفال میزنم هر شب مَفٰاتیحُ الجَنانَم را
من آن آموزگارم كه سوال از عشق میپرسم
ولیكن خود نمیدانم جواب امتحانم را
كمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد
دریغا كه خدایم هم نمى فهمد زبانم را
به قدرى در میان مردم خوشبخت بدنامم
كه شادى لحظه اى حتى نمى گیرد نشانم را
تو دریایى و من یك كشتى بى رونقِ كُهنه
كه هى بازیچه میگیرى غرورم ، بادبانم را
شبیه قاصدك هاى رها در دشت میدانم
لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را
دلم مى خواهد از یك راز كهنه پرده بردارم
امان از دست وجدانم كه مى بندد دهانم را
سید تقی سیدی
Audio
وَ لَیْسَ عِنْدِی مَا یُوجِبُ لِی مَغْفِرَتَکَ...
عزیز دلم❤️
چیزی ندارم ک شایسته ی بخششت باشه...جز امیدم به خودت...
#صحیفه_سجادیه
#عین_صاد
@del3da
عزیز دلم❤️
چیزی ندارم ک شایسته ی بخششت باشه...جز امیدم به خودت...
#صحیفه_سجادیه
#عین_صاد
@del3da
دیوانه و دلبر ۱۰
Telegram.me/emadlli
ادما وقتی دوس دارن یه کاری کنن اما نمیشه
خعلی گنا دارن...
خعلی گنا دارن...
نقل است:
مفضّل با فشار سخت زندگی روبرو شده بود، فقر و تنگ دستی، داشتن قرض و مخارج سنگین زندگی او را آزار می داد، در محضر امام صادق (ع) لب به شکایت گشود و بیچارگی های خود را مو به مو تشریح کرد.
"فلان مبلغ قرض دارم، فلان مشکل دارم، متحیّرم چه کنم و...."خلاصه در آخر کلامش از امام صادق(ع) در خواست دعا کرد . امام (ع) به کنیزش دستور دادند یک کیسه اشرافی که منصور برای وی فرستاده بود بیاورند.
بعد این کیسه را در اختیار مفضّل قرار می دهد، مفضّل رو به امام(ع) خطاب کرده می گوید: "آقا مقصودم آنچه در حضور شما گفتم دعا بود.
حضرت می فرمایند :"بسیار خوب دعا هم می کنم، امّا این را بدان؛ هرگز سختی های خود را برای مردم تشریح نکن اولین اثرش این است که وانمود می شود تو در میدان زندگی زمین خورده ای و از روزگار شکست یافته ای، در نظر ها کوچک می شوی و شخصیّت و احترامت از میان می رود
شهید مطهری، داستان راستان ص17
❤️ @del3da
مفضّل با فشار سخت زندگی روبرو شده بود، فقر و تنگ دستی، داشتن قرض و مخارج سنگین زندگی او را آزار می داد، در محضر امام صادق (ع) لب به شکایت گشود و بیچارگی های خود را مو به مو تشریح کرد.
"فلان مبلغ قرض دارم، فلان مشکل دارم، متحیّرم چه کنم و...."خلاصه در آخر کلامش از امام صادق(ع) در خواست دعا کرد . امام (ع) به کنیزش دستور دادند یک کیسه اشرافی که منصور برای وی فرستاده بود بیاورند.
بعد این کیسه را در اختیار مفضّل قرار می دهد، مفضّل رو به امام(ع) خطاب کرده می گوید: "آقا مقصودم آنچه در حضور شما گفتم دعا بود.
حضرت می فرمایند :"بسیار خوب دعا هم می کنم، امّا این را بدان؛ هرگز سختی های خود را برای مردم تشریح نکن اولین اثرش این است که وانمود می شود تو در میدان زندگی زمین خورده ای و از روزگار شکست یافته ای، در نظر ها کوچک می شوی و شخصیّت و احترامت از میان می رود
شهید مطهری، داستان راستان ص17
❤️ @del3da