دلصدا
#استوری 🎙خطبه ۴۱نهج البلاغه #دنیای_علی . . ♥️🔊 @del3da
(پس از جنگ صفین در سال 37 هجرى در كوفه ايراد فرمود)
پرهيز از حيله و نيرنگ
اى مردم وفا همراه راستى است، كه سپرى محكمتر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم. آن كس كه از بازگشت خود به قيامت آگاه باشد خيانت و نيرنگ ندارد. امّا امروز در محيط و زمانهاى زندگى مى كنيم كه بيشتر مردم حيله و نيرنگ را، زيركى مى پندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبير مى خوانند. چگونه فكر مى كنند خدا بكشد آنها را چه بسا شخصى تمام پيش آمده اى آينده را مى داند، و راه هاى مكر و حيله را مى شناسد ولى امر و نهى پروردگار مانع اوست، و با اينكه قدرت انجام آن را دارد آن را به روشنى رها مى سازد، امّا آن كس كه از گناه و مخالفت با دين پروا ندارد از فرصت ها براى نيرنگ بازى، استفاده مى كند.
نهج البلاغه
خطبه ی ۴۱
❤️ @del3da
پرهيز از حيله و نيرنگ
اى مردم وفا همراه راستى است، كه سپرى محكمتر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم. آن كس كه از بازگشت خود به قيامت آگاه باشد خيانت و نيرنگ ندارد. امّا امروز در محيط و زمانهاى زندگى مى كنيم كه بيشتر مردم حيله و نيرنگ را، زيركى مى پندارند، و افراد جاهل آنان را اهل تدبير مى خوانند. چگونه فكر مى كنند خدا بكشد آنها را چه بسا شخصى تمام پيش آمده اى آينده را مى داند، و راه هاى مكر و حيله را مى شناسد ولى امر و نهى پروردگار مانع اوست، و با اينكه قدرت انجام آن را دارد آن را به روشنى رها مى سازد، امّا آن كس كه از گناه و مخالفت با دين پروا ندارد از فرصت ها براى نيرنگ بازى، استفاده مى كند.
نهج البلاغه
خطبه ی ۴۱
❤️ @del3da
دلصدا
امام هادی❤️ اگر همه ی مردم مسیری را انتخاب کنند و در آن گام نهند،من به راه کسیکه تنها خالصانه خدا را می پرستد،خواهم رفت. #آقا❤️ ♥️ @del3da
اي عمار، اگر ديدي علي به تنهايي از يك راه ميرود و تمام مردم به راهي ديگر روانند، به راه علي برو؛ زيرا او تو را به نابودي نكشاند و تو را از مسير هدايت و رستگاري خارج نسازد.
❤️ @del3da
❤️ @del3da
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلصدا
#پناهیان وَ كَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاَءِ اَقَلْتَهُ ... و چه بسيار بلاهاي سنگين و بزرگي كه از من برگرداندی... #کمیل @del3da
اینکه حتی بعد از اینهمه جسارت و بی ادبیم بازم با مهربونی باهام رفتار میکنی رو چ جوری جبران کنم؟!
خجالت و شرمندگی داره بیچارم میکنه ک...
خجالت و شرمندگی داره بیچارم میکنه ک...
به یاد ان كسى كه چشم هایش برده جانم را
تفال میزنم هر شب مَفٰاتیحُ الجَنانَم را
من آن آموزگارم كه سوال از عشق میپرسم
ولیكن خود نمیدانم جواب امتحانم را
كمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد
دریغا كه خدایم هم نمى فهمد زبانم را
به قدرى در میان مردم خوشبخت بدنامم
كه شادى لحظه اى حتى نمى گیرد نشانم را
تو دریایى و من یك كشتى بى رونقِ كُهنه
كه هى بازیچه میگیرى غرورم ، بادبانم را
شبیه قاصدك هاى رها در دشت میدانم
لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را
دلم مى خواهد از یك راز كهنه پرده بردارم
امان از دست وجدانم كه مى بندد دهانم را
سید تقی سیدی
تفال میزنم هر شب مَفٰاتیحُ الجَنانَم را
من آن آموزگارم كه سوال از عشق میپرسم
ولیكن خود نمیدانم جواب امتحانم را
كمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد
دریغا كه خدایم هم نمى فهمد زبانم را
به قدرى در میان مردم خوشبخت بدنامم
كه شادى لحظه اى حتى نمى گیرد نشانم را
تو دریایى و من یك كشتى بى رونقِ كُهنه
كه هى بازیچه میگیرى غرورم ، بادبانم را
شبیه قاصدك هاى رها در دشت میدانم
لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را
دلم مى خواهد از یك راز كهنه پرده بردارم
امان از دست وجدانم كه مى بندد دهانم را
سید تقی سیدی