Forwarded from دلصدا
مهار این شتر مست را که می گیرد ؟
کنون که مرتعی اینگونه خوش چرا دیدست
به سایه سار خوش بید و باد جو باران
دگر نخواهد هرگز به رفته ها پیوست.
به آب برکه تلخاب شور و کور کویر
و آفتاب گدازان دشتها هرگز
دو باره باز نگردد آنکه حریم شکست.
دگر به بار و خار شتر نخواهد ساخت
نه ساربان و نه صاحب شناسد این بدمست
نگاه کن که دهانش چگونه کف کرده ست.
مهار این شتر مست را که می گیرد ؟
«شفیعی کدکنی»
کنون که مرتعی اینگونه خوش چرا دیدست
به سایه سار خوش بید و باد جو باران
دگر نخواهد هرگز به رفته ها پیوست.
به آب برکه تلخاب شور و کور کویر
و آفتاب گدازان دشتها هرگز
دو باره باز نگردد آنکه حریم شکست.
دگر به بار و خار شتر نخواهد ساخت
نه ساربان و نه صاحب شناسد این بدمست
نگاه کن که دهانش چگونه کف کرده ست.
مهار این شتر مست را که می گیرد ؟
«شفیعی کدکنی»
عزیز دلم
اگه تا این لحظه از ماه شعبان ما رو نبخشیدی از تو درخواست میکنیم كه تو این روزای باقیمونده ماها رو ببخشی که به عفوت خیلی نیاز داریم...
اگه تا این لحظه از ماه شعبان ما رو نبخشیدی از تو درخواست میکنیم كه تو این روزای باقیمونده ماها رو ببخشی که به عفوت خیلی نیاز داریم...
نگاهی، بوسهای، آغوش گرمی، صحبتی، چیزی
از اینها گر مهیا نیست بر قتلم بیا یک شب
#محمد_سهرابی
#احمدعلی
@Del3da
از اینها گر مهیا نیست بر قتلم بیا یک شب
#محمد_سهرابی
#احمدعلی
@Del3da