کتاب اول ابتدایی زمان حکومت ملی آذربایجان
تمامی این کتاب ها در نهایت بدست رژیم جنایتکار پهلوی سوزانده شدند.
Xetayi
@DefenceTURKs
تمامی این کتاب ها در نهایت بدست رژیم جنایتکار پهلوی سوزانده شدند.
Xetayi
@DefenceTURKs
🤬118💔53😢7👍3👎3🤣3💯2🖕1
– چـنانچه تهران راهِ ارتـجاع را انتـخاب کـند، خـداحافظ
بـدون آذربایـجان بـه راه خـود ادامـه دهـد، ایـن آخـرین حـرف مـا اسـت.
✍🏻 میر جعفر پیشهوری
Xetayi
@DefenceTURKs
بـدون آذربایـجان بـه راه خـود ادامـه دهـد، ایـن آخـرین حـرف مـا اسـت.
✍🏻 میر جعفر پیشهوری
Xetayi
@DefenceTURKs
👍154❤🔥20🫡8👏6🤣4💔4🙏3👎1😁1🖕1
🕯ریچارد کاتم مامور سیا آمریکا در ایران و استاد علوم سیاسی در دانشگاه پیتسبورگ آمریکا که از حکمرانی رهبران و مسئولین فرقه دموکرات آذربایجان شگفتزده شده بود در مورد حکومت ملّی آذربایجان و رهبران حکومت در کتاب خود به نام ناسیونالیسم ایران چنین میگوید :
Xetayi
@DefenceTURKs
کاری که فرقه دموکرات آذربایجان در یک سال در تبریز کرد بیش از کارهایی بود که رضاشاه پهلوی در طول بیست سال انجام داد
Xetayi
@DefenceTURKs
👍136❤🔥14💔6👏4🖕2
Forwarded from 𝖳𝗎𝗋𝗄𝗂𝖼 𝖤𝖽𝗂𝗍𝗌┃تـۆرک ادیت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Seyid Jafar Pishevari 🇦🇿✊
Editor | #GrandTurco
سید جعفر پیشهوری صدای آذربایجان پرچمدار آزادی و مردی که برای استقلال سرزمینش ایستاد ۲۱ آذر روزی که آذربایجان بیدار شد و حکومت ملیاش را رقم زد.
Editor | #GrandTurco
@TURKIC_EDITS
❤🔥123👍8🙏5👏3💔3🖕3🫡2😱1
Defence Türks | دفنس تورک
3. مقبرهها و امامزادههای مرتبط با سلسلههای ترک (آققویونلو، قراقویونلو، صفوی) مقبره عوضالدوله (از امرای آققویونلو) در مراغه در دهه ۱۳۱۰ به بهانه ساخت خیابان تخریب شد. بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی (آرامگاه اصلی شاه اسماعیل و شاه عباس) در دوره رضاشاه بخشهایی…
تضعیف تبریز، به عنوان کانون سنتی آزادیخواهی
در سال ۱۳۱۱ و طبق تصمیم هیئت دولت، یکپارچگی سیاسی آذربایجان، به دو واحد سیاسی مجزا تبدیل شد! یک قسمت به نام استان آذربایجانشرقی به مرکزیت تبریز و قسمت دیگر به نام آذربایجانغربی به مرکزیت ارومیه نامیده شد. قبل از این تصمیم، کل آذربایجان تحت تابعیت تبریز بود، ولی به دلایل سیاسی و عدم اطاعت فرمانده لشکر ارومیه از دستورات والی آذربایجان-مستقر در تبریز- این جدایی صورت گرفت.
به نظر میرسد که مقصود حکومت از تجزیه آذربایجان، این بود که تبریز به عنوان کانون سنتی آزادیخواهی را کوچک کرده و روزبهروز، از موجودیت و اهمیت سیاسی آن بکاهد و کنترل دولت مرکزی را، بر آن منطقه تضمین کند!
فضاحت انتخاباتی در آذربایجان در دوره رضاخان
دولتِ تهران در بعضی استانها مانند آذربایجان، در تمامی انتخابات به وکیلتراشی اقدام میکرد و توسط پیکهای مخصوصی، که به این نواحی میفرستاد، صندوقهای انتخاباتی را عوض میکرد و البته برای اینکار، پولهای زیادی صرف میشد! افتضاح انتخاباتی پهلوی اول در آذربایجان، بهحدی بود که چند سال بعد، مورد استناد دکتر محمد مصدق در اولین جلسه شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت. در این جلسه که مصدق به دفاع از ملی شدن صنعت نفت ایران میپرداخت، به بیاعتبار بودن مجلس ایران در زمان پهلوی اول اشاره داشت، که حکومت رضاشاهی با سفارش و تلگراف، نمایندگان مجلس را شخصاً یا به دست عواملش انتخاب میکرد!
سفیر انگلیس، در سال ۱۳۰۵ گزارش میدهد: «مجلس ایران را نمیتوان جدی گرفت! نمایندگان مجلس، نمایندگان آزاد و مستقلی نیستند و انتخابات مجلس آزادانه برگزار نمیشود!»
رضا قُلدُر و روحانیت تبریز
رضاخان در طول حکومتش، رابطه حسنه با روحانیت نداشت. او برای مقابله با روحانیت و حذف تدریجی آنان، اقداماتی انجام داد که از جمله آن میتوان به طرح سربازی اجباری برای طلاب اشاره کرد. در سال ۱۳۰۷، جنبش اعتراض آمیز علیه خدمت اجباری سربازی در تبریز، به رهبری روحانیون به راه افتاد. وقتی مأموران سربازگیری از تهران رسیدند، بازاریان به نشانه اعتراض مغازهها را بستند و تنها هنگامی حاضر به بازگشایی شدند، که سه مسلسل تازه از خارج رسیده و در مدخل بازار کار گذاشته شد! دو مجتهد اصلی شهر که در این جریان دست داشتنند، یکی آیتالله سیدابوالحسن انگجی و دیگری آیتالله میرزاصادق آقاتبریزی، نخست به کردستان و سپس به قم تبعید شدند.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
در سال ۱۳۱۱ و طبق تصمیم هیئت دولت، یکپارچگی سیاسی آذربایجان، به دو واحد سیاسی مجزا تبدیل شد! یک قسمت به نام استان آذربایجانشرقی به مرکزیت تبریز و قسمت دیگر به نام آذربایجانغربی به مرکزیت ارومیه نامیده شد. قبل از این تصمیم، کل آذربایجان تحت تابعیت تبریز بود، ولی به دلایل سیاسی و عدم اطاعت فرمانده لشکر ارومیه از دستورات والی آذربایجان-مستقر در تبریز- این جدایی صورت گرفت.
به نظر میرسد که مقصود حکومت از تجزیه آذربایجان، این بود که تبریز به عنوان کانون سنتی آزادیخواهی را کوچک کرده و روزبهروز، از موجودیت و اهمیت سیاسی آن بکاهد و کنترل دولت مرکزی را، بر آن منطقه تضمین کند!
فضاحت انتخاباتی در آذربایجان در دوره رضاخان
دولتِ تهران در بعضی استانها مانند آذربایجان، در تمامی انتخابات به وکیلتراشی اقدام میکرد و توسط پیکهای مخصوصی، که به این نواحی میفرستاد، صندوقهای انتخاباتی را عوض میکرد و البته برای اینکار، پولهای زیادی صرف میشد! افتضاح انتخاباتی پهلوی اول در آذربایجان، بهحدی بود که چند سال بعد، مورد استناد دکتر محمد مصدق در اولین جلسه شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت. در این جلسه که مصدق به دفاع از ملی شدن صنعت نفت ایران میپرداخت، به بیاعتبار بودن مجلس ایران در زمان پهلوی اول اشاره داشت، که حکومت رضاشاهی با سفارش و تلگراف، نمایندگان مجلس را شخصاً یا به دست عواملش انتخاب میکرد!
سفیر انگلیس، در سال ۱۳۰۵ گزارش میدهد: «مجلس ایران را نمیتوان جدی گرفت! نمایندگان مجلس، نمایندگان آزاد و مستقلی نیستند و انتخابات مجلس آزادانه برگزار نمیشود!»
رضا قُلدُر و روحانیت تبریز
رضاخان در طول حکومتش، رابطه حسنه با روحانیت نداشت. او برای مقابله با روحانیت و حذف تدریجی آنان، اقداماتی انجام داد که از جمله آن میتوان به طرح سربازی اجباری برای طلاب اشاره کرد. در سال ۱۳۰۷، جنبش اعتراض آمیز علیه خدمت اجباری سربازی در تبریز، به رهبری روحانیون به راه افتاد. وقتی مأموران سربازگیری از تهران رسیدند، بازاریان به نشانه اعتراض مغازهها را بستند و تنها هنگامی حاضر به بازگشایی شدند، که سه مسلسل تازه از خارج رسیده و در مدخل بازار کار گذاشته شد! دو مجتهد اصلی شهر که در این جریان دست داشتنند، یکی آیتالله سیدابوالحسن انگجی و دیگری آیتالله میرزاصادق آقاتبریزی، نخست به کردستان و سپس به قم تبعید شدند.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
👍69👏4💯3💔1🤪1
Defence Türks | دفنس تورک
3. مقبرهها و امامزادههای مرتبط با سلسلههای ترک (آققویونلو، قراقویونلو، صفوی) مقبره عوضالدوله (از امرای آققویونلو) در مراغه در دهه ۱۳۱۰ به بهانه ساخت خیابان تخریب شد. بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی (آرامگاه اصلی شاه اسماعیل و شاه عباس) در دوره رضاشاه بخشهایی…
آغاز داستان آذربایجان در دوران پهلوی دوم
با سقوط پرخفّت رضاخان از تخت سلطنت، فرزندش محمدرضا به مقام پادشاهی دست یافت. رضا میرپنج با خودباختگی و عدم اتکا به مردم، موجب اشغال خاک ایران به دست نیروهای متفقین، در ۳ شهریور ۱۳۲۰ شد. مردم در برابر اشغال کشور بیتفاوت بودند، زیرا رضاخان در طول حکومت خود، آنان را نادیده گرفته بود!
وی یکسوم بودجه سالانه ایران را، به تشکیل و تجهیز ارتش به اصطلاح نوین خود اختصاص داده بود، درحالیکه همان ارتش، سه روز نتوانست در مقابل اشغالگران مقاومت کند! با ظهور پادشاه جوان، مردم فضای تازهای را تجربه کردند! نیروهای اجتماعی و سیاسی، به نوعی آزادی نسبی و ناگزیر نسبت به رضا میرپنج که تماما بسته بود، دست یافتند. روزنامهها و کتابها تا حدی توانستند فارغ از سانسور سیاسی منتشر شوند. اجتماعات مذهبی به صورت علنی برگزار میشد! این دگرگونیها با اشغال خاک کشور توسط نیروهای نظامی روس و انگلیس، همزمان بود. بعد از شهریور ۱۳۲۰، نهتنها آذربایجان بلکه کل ایران، فضای ملتهب و تنشزایی را تجربه میکرد.
در این هنگام آزادیخواهان تبریز، جمعیتی به نام «جمعیت آذربایجان» را تشکیل دادند. این جمعیت از موضوعات مختلفی همچون تحقیر فرهنگی در دوره رضا قُلدُر، فقر و تبعیض اقتصادی، زورگویی اربابان به دهقانان، مفاسد اداری مأموران اعزامی از مرکز، ناراضی بود و خواستار رفع این معضلات شد.
در یکی از شمارههای روزنامه مربوط به این حزب تأکید شده است، که حکومت جدید محمدرضا پهلوی، همان دولت دیکتاتور پهلوی اول است که به منظور عوامفریبی، اسم خود را عوض نموده و نقاب آزادیخواهی روی خود کشیده است!
آذربایجان در آغازین سالیان حاکمیت پهلوی دوم
حزب موسوم به توده ایران، سازمان یافتهترین و پرعضوترین حزب بعد از سقوط رضا میرپنج بود، که در مورخه ۷/۷/۱۳۲۰، در تهران پایهریزی شد. این حزب از حمایت ضمنی روسها، بهرهمند بود. این امر به حزب توده، قدرت زیادی نیز بخشیده بود. در اعلامیههای آنان، بر استقلال ایران، آزادی ملت و اصلاحات درباره مالکیت زمین، بهداشت، مالیاتگیری و آموزش تأکید میشد. محبوبیت حزب در میان کارگران شهری و طبقات متوسط، افزایش یافت و علت آن بحران اقتصادی شدیدی بود، که کشور آن را تجربه میکرد. اعضای حزب توده با برگزاری میتینگهای اعتراضآمیز، از استبداد و ارتجاع انتقاد میکردند. اشغال کشور به دست نظامیان متفقین، بر نابسامانیهای اقتصادی افزود.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
با سقوط پرخفّت رضاخان از تخت سلطنت، فرزندش محمدرضا به مقام پادشاهی دست یافت. رضا میرپنج با خودباختگی و عدم اتکا به مردم، موجب اشغال خاک ایران به دست نیروهای متفقین، در ۳ شهریور ۱۳۲۰ شد. مردم در برابر اشغال کشور بیتفاوت بودند، زیرا رضاخان در طول حکومت خود، آنان را نادیده گرفته بود!
وی یکسوم بودجه سالانه ایران را، به تشکیل و تجهیز ارتش به اصطلاح نوین خود اختصاص داده بود، درحالیکه همان ارتش، سه روز نتوانست در مقابل اشغالگران مقاومت کند! با ظهور پادشاه جوان، مردم فضای تازهای را تجربه کردند! نیروهای اجتماعی و سیاسی، به نوعی آزادی نسبی و ناگزیر نسبت به رضا میرپنج که تماما بسته بود، دست یافتند. روزنامهها و کتابها تا حدی توانستند فارغ از سانسور سیاسی منتشر شوند. اجتماعات مذهبی به صورت علنی برگزار میشد! این دگرگونیها با اشغال خاک کشور توسط نیروهای نظامی روس و انگلیس، همزمان بود. بعد از شهریور ۱۳۲۰، نهتنها آذربایجان بلکه کل ایران، فضای ملتهب و تنشزایی را تجربه میکرد.
در این هنگام آزادیخواهان تبریز، جمعیتی به نام «جمعیت آذربایجان» را تشکیل دادند. این جمعیت از موضوعات مختلفی همچون تحقیر فرهنگی در دوره رضا قُلدُر، فقر و تبعیض اقتصادی، زورگویی اربابان به دهقانان، مفاسد اداری مأموران اعزامی از مرکز، ناراضی بود و خواستار رفع این معضلات شد.
در یکی از شمارههای روزنامه مربوط به این حزب تأکید شده است، که حکومت جدید محمدرضا پهلوی، همان دولت دیکتاتور پهلوی اول است که به منظور عوامفریبی، اسم خود را عوض نموده و نقاب آزادیخواهی روی خود کشیده است!
آذربایجان در آغازین سالیان حاکمیت پهلوی دوم
حزب موسوم به توده ایران، سازمان یافتهترین و پرعضوترین حزب بعد از سقوط رضا میرپنج بود، که در مورخه ۷/۷/۱۳۲۰، در تهران پایهریزی شد. این حزب از حمایت ضمنی روسها، بهرهمند بود. این امر به حزب توده، قدرت زیادی نیز بخشیده بود. در اعلامیههای آنان، بر استقلال ایران، آزادی ملت و اصلاحات درباره مالکیت زمین، بهداشت، مالیاتگیری و آموزش تأکید میشد. محبوبیت حزب در میان کارگران شهری و طبقات متوسط، افزایش یافت و علت آن بحران اقتصادی شدیدی بود، که کشور آن را تجربه میکرد. اعضای حزب توده با برگزاری میتینگهای اعتراضآمیز، از استبداد و ارتجاع انتقاد میکردند. اشغال کشور به دست نظامیان متفقین، بر نابسامانیهای اقتصادی افزود.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
👍65👏3💯3💔2🤣1
Defence Türks | دفنس تورک
آغاز داستان آذربایجان در دوران پهلوی دوم با سقوط پرخفّت رضاخان از تخت سلطنت، فرزندش محمدرضا به مقام پادشاهی دست یافت. رضا میرپنج با خودباختگی و عدم اتکا به مردم، موجب اشغال خاک ایران به دست نیروهای متفقین، در ۳ شهریور ۱۳۲۰ شد. مردم در برابر اشغال کشور بیتفاوت…
گرانی، کمبود مواد غذایی و عدم توزیع به موقع جیرههای کالایی، از اهمّ معضلات دوره اشغال بود. کمبود فاجعهآمیز نان در شهر تبریز، که در آن هنگام جمعیتی ۲۲۰ هزار نفره داشت، قحطی و کمیابی بیسابقهای را موجب شد!
در ۲۴ اسفند ۱۳۲۱، مرم تبریز به علت کمبود نان و غله شورش کرده و خواستار رفع این معضل شدند. مردم خشمگین به خیابانها ریختند و به سوی مقر استاندار، به راه افتادند و فریاد زدند: «بیز آجیخ بیز آجیخ! بیز چورک ایستیریخ!» به معنی «ما گرسنهایم ما گرسنهایم ، ما نام میخواهیم» آنان در مقابل شهربانی، ازدحام کردند. سرگرد وفا در پلههای شهربانی، خطاب به تظاهرکنندگان گفت: «شماها باید بدانید موشها غله ما را میبرند!». البته منظور سرگرد وفا از موشها، شورویها بودند! در نهایت با ایراد نصایح سرتیپزاده نماینده مجلس تبریز، مردم متفرق شدند.
تنزل تدریجی اقتصاد آذربایجان در دوره پهلوی دوم
در آن مقطع آذربایجان از نظر اقتصادی، روزبهروز عقبافتادهتر میشد، تا جایی که در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی، آذربایجان علیرغم داشتن ثروتهای فراوان، در ردیف نواحی عقبافتاده جنوب ایران قرار گرفت! درحالیکه در سال ۱۳۲۳، هزینه زندگی در ایران نسبت به سال پیش ۴۰۰ درصد افزایش یافته بود، شرایط اقتصادی در آذربایجان بسیار وخیمتر بود!
در گزارش تلگرافی «دریفوس» سفیر امریکا در ایران، به وزیر امور خارجه امریکا آمده است: «قیمت سوخت در تبریز، بیشتر از تهران است!» محتوای یک تلگراف از تبریز نشان میدهد که بهای برق «کیلوواتی ۷ریال» در تبریز گرانتر است!
سیاستهای تبعیضآمیز دولت پهلوی در مورد آذربایجان، موجب مهاجرت گسترده نیروی کار آذربایجانی به تهران و مازندران شد! زمامداران حکومت پهلوی، آذربایجان را بهصورت یک مستعمره داخلی میدیدند که منابع، مواد غذایی و سایر محصولات کشاورزی آنرا به تهران منتقل میکردند، ولی حاضر نبودند در جهت رفع نابسامانی آن، قدمی بردارند! ظلم و تعدی مالکان بر طبقه کشاورز، موجب بهرهگیری حزب توده از شرایط موجود شد. کمیته ایالتی حزب، دهقانان را نسبت به حقوقشان آگاه میساخت! جنبشهای دهقانی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴، بیانگر آن بود که مالکان و زمینداران در طول حکومت رضا میرپنج، طبقه دهقان و زارع را استثمار کرده بودند و اینها با استفاده از آزادی نسبی، به فجایع آنها پاسخ میگفتند!
بسترهای تشکیل و تسلط حزب دموکرات آذربایجان
در کل باید اذعان کرد عدم رضایت توده مردم از عملکرد نامناسب حاکمیت، یکیاز مهمترین عواملی بود، که زمینه فعالیت دستههای مخالف حکومت را تسهیل میساخت. تضاد طبقاتی جامعه پس از شهریور ۱۳۲۰، راه را برای بروز جنبشهای اجتماعی فراهم کرد! دهقانان آذربایجانی در تشکیل فرقه دموکرات، نقش مهمی ایفا کردند بهطوریکه میتوان آنها را، بزرگترین پایگاه مردمی فرقه قلمداد کرد.
به نوشته روزنامه آذربایجان در دی-بهمن ۱۳۲۴، از ۷۵هزار عضو حزب دموکرات، ۵۶هزار نفر دهقان بودند!
آنان از برنامه اصلاحات ارضی حزب، راضی بودند. به واسطه همین برنامه، بسیاری از مالکان عمده از آذربایجان فرار کردند! کشاورزان بهخاطر توجه ویژه حزب دموکرات به وضعیت تأسفبار آنان، حضور فعال و چشمگیری در حمایت از دموکراتها داشتند. در همین دوره بود که نهضتهای دامنهداری در آذربایجان اتفاق افتاد، که نتیجه تعدیات و فشارهای درونی جامعه بود. سیاست حزب توده در برابر نیروهای مذهبی، محتاطانه و البته تا حدودی ناموفق بود!
کنسول انگلیس در تبریز گزارش داده بود: «در بیشتر بخشهای آذربایجان، روحانیون حزب توده را ملحد میخوانند، به شدت علیه آن تبلیغ میکنند، گفته میشود که روحانیون اردبیل نهتنها علیه حزب توده اعلامیه دادند، بلکه با تحریک آنان، مردم به سوی عوامل حزب، سنگ و آجر هم پرتاب کردهاند!»
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
در ۲۴ اسفند ۱۳۲۱، مرم تبریز به علت کمبود نان و غله شورش کرده و خواستار رفع این معضل شدند. مردم خشمگین به خیابانها ریختند و به سوی مقر استاندار، به راه افتادند و فریاد زدند: «بیز آجیخ بیز آجیخ! بیز چورک ایستیریخ!» به معنی «ما گرسنهایم ما گرسنهایم ، ما نام میخواهیم» آنان در مقابل شهربانی، ازدحام کردند. سرگرد وفا در پلههای شهربانی، خطاب به تظاهرکنندگان گفت: «شماها باید بدانید موشها غله ما را میبرند!». البته منظور سرگرد وفا از موشها، شورویها بودند! در نهایت با ایراد نصایح سرتیپزاده نماینده مجلس تبریز، مردم متفرق شدند.
تنزل تدریجی اقتصاد آذربایجان در دوره پهلوی دوم
در آن مقطع آذربایجان از نظر اقتصادی، روزبهروز عقبافتادهتر میشد، تا جایی که در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی، آذربایجان علیرغم داشتن ثروتهای فراوان، در ردیف نواحی عقبافتاده جنوب ایران قرار گرفت! درحالیکه در سال ۱۳۲۳، هزینه زندگی در ایران نسبت به سال پیش ۴۰۰ درصد افزایش یافته بود، شرایط اقتصادی در آذربایجان بسیار وخیمتر بود!
در گزارش تلگرافی «دریفوس» سفیر امریکا در ایران، به وزیر امور خارجه امریکا آمده است: «قیمت سوخت در تبریز، بیشتر از تهران است!» محتوای یک تلگراف از تبریز نشان میدهد که بهای برق «کیلوواتی ۷ریال» در تبریز گرانتر است!
سیاستهای تبعیضآمیز دولت پهلوی در مورد آذربایجان، موجب مهاجرت گسترده نیروی کار آذربایجانی به تهران و مازندران شد! زمامداران حکومت پهلوی، آذربایجان را بهصورت یک مستعمره داخلی میدیدند که منابع، مواد غذایی و سایر محصولات کشاورزی آنرا به تهران منتقل میکردند، ولی حاضر نبودند در جهت رفع نابسامانی آن، قدمی بردارند! ظلم و تعدی مالکان بر طبقه کشاورز، موجب بهرهگیری حزب توده از شرایط موجود شد. کمیته ایالتی حزب، دهقانان را نسبت به حقوقشان آگاه میساخت! جنبشهای دهقانی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴، بیانگر آن بود که مالکان و زمینداران در طول حکومت رضا میرپنج، طبقه دهقان و زارع را استثمار کرده بودند و اینها با استفاده از آزادی نسبی، به فجایع آنها پاسخ میگفتند!
بسترهای تشکیل و تسلط حزب دموکرات آذربایجان
در کل باید اذعان کرد عدم رضایت توده مردم از عملکرد نامناسب حاکمیت، یکیاز مهمترین عواملی بود، که زمینه فعالیت دستههای مخالف حکومت را تسهیل میساخت. تضاد طبقاتی جامعه پس از شهریور ۱۳۲۰، راه را برای بروز جنبشهای اجتماعی فراهم کرد! دهقانان آذربایجانی در تشکیل فرقه دموکرات، نقش مهمی ایفا کردند بهطوریکه میتوان آنها را، بزرگترین پایگاه مردمی فرقه قلمداد کرد.
به نوشته روزنامه آذربایجان در دی-بهمن ۱۳۲۴، از ۷۵هزار عضو حزب دموکرات، ۵۶هزار نفر دهقان بودند!
آنان از برنامه اصلاحات ارضی حزب، راضی بودند. به واسطه همین برنامه، بسیاری از مالکان عمده از آذربایجان فرار کردند! کشاورزان بهخاطر توجه ویژه حزب دموکرات به وضعیت تأسفبار آنان، حضور فعال و چشمگیری در حمایت از دموکراتها داشتند. در همین دوره بود که نهضتهای دامنهداری در آذربایجان اتفاق افتاد، که نتیجه تعدیات و فشارهای درونی جامعه بود. سیاست حزب توده در برابر نیروهای مذهبی، محتاطانه و البته تا حدودی ناموفق بود!
کنسول انگلیس در تبریز گزارش داده بود: «در بیشتر بخشهای آذربایجان، روحانیون حزب توده را ملحد میخوانند، به شدت علیه آن تبلیغ میکنند، گفته میشود که روحانیون اردبیل نهتنها علیه حزب توده اعلامیه دادند، بلکه با تحریک آنان، مردم به سوی عوامل حزب، سنگ و آجر هم پرتاب کردهاند!»
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
👍74💔5👏3🤣1
Defence Türks | دفنس تورک
گرانی، کمبود مواد غذایی و عدم توزیع به موقع جیرههای کالایی، از اهمّ معضلات دوره اشغال بود. کمبود فاجعهآمیز نان در شهر تبریز، که در آن هنگام جمعیتی ۲۲۰ هزار نفره داشت، قحطی و کمیابی بیسابقهای را موجب شد! در ۲۴ اسفند ۱۳۲۱، مرم تبریز به علت کمبود نان و غله…
اهداف شوروی از کمک به تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان
هدف دولت مرکزی شوروی از کمک به تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان، فشار آوردن به دولت مرکزی ایران بود، تا به دو هدف خود برسند:
۱- تغییر سیاست یکجانبه غربگرایانه دولت مرکزی ایران: شوروی میخواست با تقویت عناصر آزادیخواه و متمایل به شوروی در حکومت ایران، تغییراتی به وجود آورد و در امتداد مرزهای گسترده شوروی، «دولتهای دوست» ایجاد کند.
۲- رسیدن به امتیاز نفت شمال: شوروی در پی آن بود تا امریکاییها را از رسیدن به نفت شمال محروم کند و هم نگرانیهای امنیتیاش از مرزهای ایران، برطرف شود.
کنسول امریکا در تبریز، پیشبینی میکند که این حرکتهای مخالف، شاید بدون حمایتهای شوروی شکست بخورد، ولی تأکید میکند: «جنبش دمکرات آذربایجان به رهبری پیشهوری، از حمایت وسیع مردمی آذربایجان برخوردار است و نارضایتیهای حقیقی از حکومت مرکزی را، نشان میدهد.»
با مروری بر شرایط جامعه پرالتهاب و بیثبات آذربایجان، در چهار سال ابتدایی سلطنت پهلوی دوم، میتوان خلأ قدرت، ناامنی و بیعدالتی تبعیضآمیز موجود در آنرا، حس کرد. بهعلاوه دخالت ارتش سرخ در امور داخلی ایران و همگامی آن با حزب دموکرات، رفته رفته زوال اقتدار حکومت فرقهای در این منطقه را رقم زد، که با روی هم نهادن همه این عوامل، حکومت نوپا و یکساله جمهوری دموکرات در تبریز، فرجامی خوش برای حامیانش نداشت!
✍️تمام
A.T
@DefenceTURKs
هدف دولت مرکزی شوروی از کمک به تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان، فشار آوردن به دولت مرکزی ایران بود، تا به دو هدف خود برسند:
۱- تغییر سیاست یکجانبه غربگرایانه دولت مرکزی ایران: شوروی میخواست با تقویت عناصر آزادیخواه و متمایل به شوروی در حکومت ایران، تغییراتی به وجود آورد و در امتداد مرزهای گسترده شوروی، «دولتهای دوست» ایجاد کند.
۲- رسیدن به امتیاز نفت شمال: شوروی در پی آن بود تا امریکاییها را از رسیدن به نفت شمال محروم کند و هم نگرانیهای امنیتیاش از مرزهای ایران، برطرف شود.
کنسول امریکا در تبریز، پیشبینی میکند که این حرکتهای مخالف، شاید بدون حمایتهای شوروی شکست بخورد، ولی تأکید میکند: «جنبش دمکرات آذربایجان به رهبری پیشهوری، از حمایت وسیع مردمی آذربایجان برخوردار است و نارضایتیهای حقیقی از حکومت مرکزی را، نشان میدهد.»
با مروری بر شرایط جامعه پرالتهاب و بیثبات آذربایجان، در چهار سال ابتدایی سلطنت پهلوی دوم، میتوان خلأ قدرت، ناامنی و بیعدالتی تبعیضآمیز موجود در آنرا، حس کرد. بهعلاوه دخالت ارتش سرخ در امور داخلی ایران و همگامی آن با حزب دموکرات، رفته رفته زوال اقتدار حکومت فرقهای در این منطقه را رقم زد، که با روی هم نهادن همه این عوامل، حکومت نوپا و یکساله جمهوری دموکرات در تبریز، فرجامی خوش برای حامیانش نداشت!
✍️تمام
A.T
@DefenceTURKs
👍74👏3💯3🤣1💔1
🛑ممنوعیت کامل زبان ترکی در ادارات، مدارس و مکالمات عمومی (از ۱۳۰۱ به بعد)
تدریس ترکی در مدارس آذربایجان ممنوع شد، معلمان ترکزبان اخراج یا تبعید شدن، و دانشآموزان به خاطر صحبت ترکی تنبیه میشدن (شلاق، فلک، جریمه نقدی یا زندان). حتی در تبریز و اردبیل، صحبت ترکی در خیابانها جریمه داشت. این سیاست بخشی از “ایرانگرایی” و یکسانسازی زبانی بود که رضا شاه رو به الگوبرداری از آتاترک (در ترکیه) ترغیب کرد، اما با تمرکز بر فارسی.
سند و منابع:
1️⃣کتاب «زبان آذربایجان در گذر زمان/دوره رضا شاه» (ویکیکتاب، بر اساس اسناد وزارت معارف دوره پهلوی): تأیید ممنوعیت چاپ و انتشار کتابهای ترکی آذربایجانی، با محدودیت مطلق در مدارس و ادارات. اشاره به اینکه امکانات چاپ ترکی در مقایسه با دوره مشروطه (قبل از رضا شاه) و پهلوی دوم، بسیار محدودتر بود.
2️⃣مقاله «یونس لیثی دریلو: زبان ترکی آذربایجانی از رضاشاه تا پیشهوری» (تریبون زمانه، بر اساس اسناد وزارت کشور و خاطرات معلمان تبریزی): گزارش از تنبیه بدنی دانشآموزان و جریمه والدین برای صحبت ترکی در مدارس. مثلاً، محمدی (رئیس فرهنگی آذربایجان) دستور میداد: «هر کس ترکی حرف بزند، افسار الاغ به سرش بزنید!!!!!!!!»
3️⃣کتاب “The Rise of Reza Shah” (Cyrus Ghani, ۱۹۹۹، بر اساس اسناد بریتانیایی و وزارت خارجه ایران): سیاست Persianization (فارسیسازی) برای سرکوب زبانهای اقوام غیرفارس مثل
ترکی، با جایگزینی مدیران محلی با وفاداران تهرانی!
🛑سرکوب خونین عشایر و ایلات ترک (۱۳۰۷–۱۳۱۰)
عملیات نظامی علیه ایلهای شاهسون، قرهپاپاق، افشار و… با هزاران کشته، زخمی و آواره. خوانین مثل اسماعیل سیمیتقو (رهبر ایل شکاک در ارومیه) اعدام یا تبعید شدن. این بخشی از سیاست “تختهقاپو” و خلع سلاح عشایر بود.
سند و منابع:
1️⃣اسناد مرکز بررسی اسناد تاریخی (سایت historydocuments.ir، بر اساس آرشیوهای پهلوی): رضاشاه سیاست «تختهقاپو» و تبعید عشایر تُرک را برای کنترل مرزی اجرا کرد. مثلاً، تبعید ایل شاهسون به خراسان با ۳۱ مورد اسکان اجباری و ۱۶ مورد ایجاد ناامنی. سپهبد جان محمدخان لقب «قصاب ترکمنصحرا» گرفت.
2️⃣کتاب “تحلیل تبعید ایلات و عشایر در دوره رضاشاه” (مجله تاریخپژوهی، دانشگاه اصفهان، ۱۳۹۹): اسناد آمریکا تخمین ۱۵ هزار تبعیدی لر و ترک رو تأیید میکنه، با کوچ پیاده از آذربایجان به خراسان. رضاشاه بودجه «عمران آذربایجان» را برای سرکوب اختصاص داد.
🛑تغییر اجباری نامهای ترکی شهرها، روستاها و خانوادهها
نامهایی مثل قرهداغ به ارسباران، ارومیه به رضائیه، سلماس به شاپور، قوشاچای به میاندوآب تغییر کردن. خانوادهها مجبور به انتخاب فامیلی فارسی شدن.
سند و منابع:
1️⃣مقاله «زبان ترکی آذربایجانی از رضاشاه تا پیشهوری» (رادیو زمانه، بر اساس اسناد وزارت کشور): بیشترین تغییرات در مناطق ترکنشین، مثل قرهتیکن به آزادشهر، سیاهدهن به تاکستان. این برای تضعیف هویت محلی بود.
2️⃣کتاب “Iranian Azerbaijanis” (ویکیپدیا، بر اساس اسناد پهلوی): سیاست Surname Law (قانون خانوادگی) برای اجبار به نامهای فارسی، بخشی از فارسیسازی.
🛑تبعید و اعدام روشنفکران و شاعران ترک
شاعرانی مثل محمد بیریا و علی فطرت و… به جرم نوشتن به ترکی تبعید شدن.
سند و منابع:
1️⃣کتاب “زبان آذربایجان در گذر زمان” (ویکیکتاب): کتاب میرزا علی معجز (شاعر ترکی) در دوره رضا شاه ممنوعالانتشار شد.
2️⃣مقاله “دکتر رضا هیئت: سیاست زبانی” (همهبستگی، بر اساس اسناد حزب دموکرات): ممنوعیت ۱۵ ساله ترکی بعد از رضا شاه، با تبعید روشنفکران.
🛑سیاست اسکان اجباری و کوچاندن ترکها + تخریب فرهنگی
عشایر تُرک را به زور به روستاهای فارسینشین اسکان دادن. کتابخانههای ترکی مصادره و عاشیقها ممنوعالکار شدند.
سند و منابع:
1️⃣مرکز اسناد انقلاب اسلامی (سایت irdc.ir): هدف سرکوب، “تکصدایی” و دولت مرکزی واحد بود. ایلهای قشقایی و افشار تبعید شدند.
Savaşçi
@DefenceTURKs
تدریس ترکی در مدارس آذربایجان ممنوع شد، معلمان ترکزبان اخراج یا تبعید شدن، و دانشآموزان به خاطر صحبت ترکی تنبیه میشدن (شلاق، فلک، جریمه نقدی یا زندان). حتی در تبریز و اردبیل، صحبت ترکی در خیابانها جریمه داشت. این سیاست بخشی از “ایرانگرایی” و یکسانسازی زبانی بود که رضا شاه رو به الگوبرداری از آتاترک (در ترکیه) ترغیب کرد، اما با تمرکز بر فارسی.
سند و منابع:
1️⃣کتاب «زبان آذربایجان در گذر زمان/دوره رضا شاه» (ویکیکتاب، بر اساس اسناد وزارت معارف دوره پهلوی): تأیید ممنوعیت چاپ و انتشار کتابهای ترکی آذربایجانی، با محدودیت مطلق در مدارس و ادارات. اشاره به اینکه امکانات چاپ ترکی در مقایسه با دوره مشروطه (قبل از رضا شاه) و پهلوی دوم، بسیار محدودتر بود.
2️⃣مقاله «یونس لیثی دریلو: زبان ترکی آذربایجانی از رضاشاه تا پیشهوری» (تریبون زمانه، بر اساس اسناد وزارت کشور و خاطرات معلمان تبریزی): گزارش از تنبیه بدنی دانشآموزان و جریمه والدین برای صحبت ترکی در مدارس. مثلاً، محمدی (رئیس فرهنگی آذربایجان) دستور میداد: «هر کس ترکی حرف بزند، افسار الاغ به سرش بزنید!!!!!!!!»
3️⃣کتاب “The Rise of Reza Shah” (Cyrus Ghani, ۱۹۹۹، بر اساس اسناد بریتانیایی و وزارت خارجه ایران): سیاست Persianization (فارسیسازی) برای سرکوب زبانهای اقوام غیرفارس مثل
ترکی، با جایگزینی مدیران محلی با وفاداران تهرانی!
🛑سرکوب خونین عشایر و ایلات ترک (۱۳۰۷–۱۳۱۰)
عملیات نظامی علیه ایلهای شاهسون، قرهپاپاق، افشار و… با هزاران کشته، زخمی و آواره. خوانین مثل اسماعیل سیمیتقو (رهبر ایل شکاک در ارومیه) اعدام یا تبعید شدن. این بخشی از سیاست “تختهقاپو” و خلع سلاح عشایر بود.
سند و منابع:
1️⃣اسناد مرکز بررسی اسناد تاریخی (سایت historydocuments.ir، بر اساس آرشیوهای پهلوی): رضاشاه سیاست «تختهقاپو» و تبعید عشایر تُرک را برای کنترل مرزی اجرا کرد. مثلاً، تبعید ایل شاهسون به خراسان با ۳۱ مورد اسکان اجباری و ۱۶ مورد ایجاد ناامنی. سپهبد جان محمدخان لقب «قصاب ترکمنصحرا» گرفت.
2️⃣کتاب “تحلیل تبعید ایلات و عشایر در دوره رضاشاه” (مجله تاریخپژوهی، دانشگاه اصفهان، ۱۳۹۹): اسناد آمریکا تخمین ۱۵ هزار تبعیدی لر و ترک رو تأیید میکنه، با کوچ پیاده از آذربایجان به خراسان. رضاشاه بودجه «عمران آذربایجان» را برای سرکوب اختصاص داد.
🛑تغییر اجباری نامهای ترکی شهرها، روستاها و خانوادهها
نامهایی مثل قرهداغ به ارسباران، ارومیه به رضائیه، سلماس به شاپور، قوشاچای به میاندوآب تغییر کردن. خانوادهها مجبور به انتخاب فامیلی فارسی شدن.
سند و منابع:
1️⃣مقاله «زبان ترکی آذربایجانی از رضاشاه تا پیشهوری» (رادیو زمانه، بر اساس اسناد وزارت کشور): بیشترین تغییرات در مناطق ترکنشین، مثل قرهتیکن به آزادشهر، سیاهدهن به تاکستان. این برای تضعیف هویت محلی بود.
2️⃣کتاب “Iranian Azerbaijanis” (ویکیپدیا، بر اساس اسناد پهلوی): سیاست Surname Law (قانون خانوادگی) برای اجبار به نامهای فارسی، بخشی از فارسیسازی.
🛑تبعید و اعدام روشنفکران و شاعران ترک
شاعرانی مثل محمد بیریا و علی فطرت و… به جرم نوشتن به ترکی تبعید شدن.
سند و منابع:
1️⃣کتاب “زبان آذربایجان در گذر زمان” (ویکیکتاب): کتاب میرزا علی معجز (شاعر ترکی) در دوره رضا شاه ممنوعالانتشار شد.
2️⃣مقاله “دکتر رضا هیئت: سیاست زبانی” (همهبستگی، بر اساس اسناد حزب دموکرات): ممنوعیت ۱۵ ساله ترکی بعد از رضا شاه، با تبعید روشنفکران.
🛑سیاست اسکان اجباری و کوچاندن ترکها + تخریب فرهنگی
عشایر تُرک را به زور به روستاهای فارسینشین اسکان دادن. کتابخانههای ترکی مصادره و عاشیقها ممنوعالکار شدند.
سند و منابع:
1️⃣مرکز اسناد انقلاب اسلامی (سایت irdc.ir): هدف سرکوب، “تکصدایی” و دولت مرکزی واحد بود. ایلهای قشقایی و افشار تبعید شدند.
Savaşçi
@DefenceTURKs
❤🔥60👍18💔7🙏3💯3😱1🤣1😭1🤪1
هواداران تراکتور |تراختور| تیراختور (اصلی)
۲۱ آذر ،بیر قره گون آذربایجان میلتینه ،پهلوی بوگون ۲۵ مین نفری آذربایجانان اولدوردی ، کتابلاریمیزی یاندیردی، و چوخ لارین ایاغینا میخ ووردولار بو پالانی خانوادسینه الله لعنت السین بو جنایت هش کس حقیمیزده المیب @Artesh_tractur
✍️اولین فن پیج بزرگ تراکتور که فاجعه امروز را به مردم یادآوری کرد
اینکار شما در حافظهها ثبت میشود، اگر ادمینهای این کانال مارا میبیند ما از شما با نهایت احترام تشکر و قدردانی میکنیم.
نان و خاک وطنمان آذربایجان بر شما حلالزادگان با تمام وجود حلال است.
آیدی این چنل با ادمینهای با شرفش:
@go_aj
A.T
اینکار شما در حافظهها ثبت میشود، اگر ادمینهای این کانال مارا میبیند ما از شما با نهایت احترام تشکر و قدردانی میکنیم.
نان و خاک وطنمان آذربایجان بر شما حلالزادگان با تمام وجود حلال است.
آیدی این چنل با ادمینهای با شرفش:
@go_aj
A.T
❤🔥102👍17👏10💯2🤣2🙏1
روی دیگری از 12 دسامبر، این بار به سبک 627 میلادی
در طی این روز تاریخی ارتش بیزانس، به رهبری امپراتور هراکلیوس، با نیروهای ساسانی در چارچوب جنگ بیزانس_ساسانیان در نبرد نینوا روبرو شد.
هراکلیوس پس از تقریباً هشت ساعت رزم، با استفاده از یک مانور عقبنشینی ساختگی، پیروزی قاطعی برای بیزانس به ارمغان آورد.
ژنرال سپاه ساسانی در طول درگیری کشته شد و ارتش ساسانی متحمل خسارات سنگینی شد؛ منابع تعداد کشتهشدگان را بین ۶۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ نفر تخمین میزنند.
پیروزی بیزانس در نینوا عملاً به جنگ طولانی مدت بیزانس و ساسانیان (602-628) پایان داد و آغازی بود بر پایان ساسانیان.
برای اطلاعات بیشتر
@DefenceTURKs
در طی این روز تاریخی ارتش بیزانس، به رهبری امپراتور هراکلیوس، با نیروهای ساسانی در چارچوب جنگ بیزانس_ساسانیان در نبرد نینوا روبرو شد.
هراکلیوس پس از تقریباً هشت ساعت رزم، با استفاده از یک مانور عقبنشینی ساختگی، پیروزی قاطعی برای بیزانس به ارمغان آورد.
ژنرال سپاه ساسانی در طول درگیری کشته شد و ارتش ساسانی متحمل خسارات سنگینی شد؛ منابع تعداد کشتهشدگان را بین ۶۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ نفر تخمین میزنند.
پیروزی بیزانس در نینوا عملاً به جنگ طولانی مدت بیزانس و ساسانیان (602-628) پایان داد و آغازی بود بر پایان ساسانیان.
برای اطلاعات بیشتر
@DefenceTURKs
❤🔥57👍14👏4🔥3🙏2😍2🫡2😁1
🛑آمار کشتهشدگان و تبعیدهای مردم آذربایجان پساز حمله ارتش رژیم ممهرضا پهلوی
پس از سقوط حکومت ملی آذربایجان در ۲۱–۲۲ آذر ۱۳۲۵، ارتش پهلوی و نیروهای وابسته (مانند ژاندارمری و چند نفر بسیار کم خائن) سرکوب گستردهای علیه اعضای حزب دموکرات و مردم متهم به حمایت از آن انجام دادند. آمار دقیق به دلیل سانسور رسمی و نبود تحقیقات مستقل، تخمینی است و بر اساس گزارشهای دیپلماتیک، خاطرات فرماندهان و اسناد آرشیوی محاسبه شده است. تمرکز بر قتلعام مستقیم توسط ارتش و دادگاههای نظامی است.
آمار بر اساس شهرهای اصلی آذربایجان شرقی، غربی و زنجان (به عنوان مناطق ترکنشین مرتبط) آورده شده:
در تبریز، حدود ۲٬۰۰۰ تا ۳٬۰۰۰ نفر (شامل ۳۲۰ اعدام علنی در میدانها و زندانها، صدها تیرباران صحرایی در وکیلآباد و خیابانها) از اعضای فرقه و مردم بیگناه کشته شدند؛ حسین فردوست (خاطرات، ۱۳۷۱) از ۲–۳ هزار اعدام در تبریز سخن میگوید،
البته گزارش کنسول آمریکا ویلیام ایگلتون (۱۹۴۷) بخش عمده ۱۲ هزار کشته کل را به تبریز نسبت میدهد.
در مراغه، حداقل ۱۱ نفر (اعدام علنی ۱۱ رئیس حزب در یک روز) بهعلاوه صدها نفر در روستاهای اطراف توسط ژاندارمری و ارتش کشته شدند؛ مجله اطلاعات هفتگی (۲ اسفند ۱۳۲۵، ش. ۲۹۳) این اعدامها را ثبت کرده، و جمیل حسنلی (کتاب آذربایجان در دوران استالین، ۲۰۰۶) صدها روستایی را اضافه میکند.
در ارومیه (رضائیه)، حدود ۱٬۰۰۰ تا ۲٬۰۰۰ نفر (شامل کشتار در شهر و روستاهای ترکنشین مانند قوشچی با ۳۰۰ کشته) توسط ارتش و ایلات وابسته از بین رفتند؛ گزارش سفارت آمریکا (ژانویه ۱۹۴۷) هزاران را در رضائیه تخمین زده، و بیبیسی فارسی (۲۰۱۶) بر قتلعام روستاها تأکید دارد.
در زنجان، صدها نفر (حدود ۵۰۰–۱٬۰۰۰ در کل، شامل ۴ نفر در شهرستان زنجان و ۲ نفر در خدابنده) در درگیریهای اولیه و پاکسازی روستاها توسط ارتش پهلوی کشته شدند؛ اسناد مرکز اسناد مجلس (سند ۷۱۰۹۴۰) و ویکیپدیا (بر اساس گزارش کلنل پایبوس) این اعداد را تأیید میکنند.
در خوی، حدود ۶ نفر رسمی (از روسای حزب) بهعلاوه صدها روستایی در نوایی و اطراف (۵۰ نفر فقط در نوایی از گرسنگی و سرکوب)؛ بیبیسی فارسی (۲۰۱۶) از ۵۰ کشته در نوایی و گزارش رادیو زمانه (۲۰۲۳) از صدها در خوی سخن میگوید.
در سلماس، حدود ۳ نفر رسمی به علاوه صدها نفر از مردم عادی در روستاها توسط ارتش پهلوی کشته شدند؛ رادیو زمانه (۲۰۲۳، بر اساس آرشیو باکو) این را ثبت کرده است.
در اردبیل، ۱۷ نفر رسمی (از روسای حزب) به علاوه صدها نفر در پاکسازی شهر و روستاها؛ رادیو زمانه (۲۰۲۳) و خاطرات شاهدان (مانند خلیل آذربادگان) اعدامها را ذکر میکنند.
در میاندوآب، ۱ نفر رسمی به علاوه صدها نفر در روستاها و درگیریهای ارتش؛ رادیو زمانه (۲۰۲۳) و ویکیپدیا (بر اساس اسناد پهلوی) این را تأیید میکنند.
در میانه، ۱۴ نفر رسمی به علاوه صدها نفر در روستاها؛ رادیو زمانه و گزارشهای دیپلماتیک آمریکا (۱۹۴۷).
در مرند، ۲۳ نفر رسمی به علاوه صدها مردم عادی؛ رادیو زمانه .
در اهر، ۱۰ نفر رسمی به علاوه صدها نقر مردم عادی؛ رادیو زمانه .
در سراب، ۲۲ نفر رسمی به علاوه صدها نفر مردم عادی؛ رادیو زمانه.
در مشکینشهر، ۱۸ نفر رسمی به علاوه صدها نفر مردم عادی؛ رادیو زمانه .
در خلخال، ۲۳ نفر رسمی به علاوه صدها مردم عادی ؛ رادیو زمانه.
در آستارا، ۲۹ نفر رسمی به علاوه صدها نفر مردم عادی؛ رادیو زمانه.
در کل آذربایجان شرقی، غربی و
زنجان، حدود ۸۰۰ تا ۱٬۲۰۰ نفر کشته مستقیم
(این عدد تقریباً در همه منابع مستقل تکرار شده است)
جمیل حسنلی (۲۰۰۶) ۲۰–۲۵ هزار را تخمین زده، و مرکز اسناد انقلاب اسلامی (اسناد دادگاه نظامی تبریز، ۱۳۲۶) حداقل ۴٬۲۰۰ اعدام رسمی را ثبت کرده است.
در کل طبق مجموعه شواهد و منابع معتبر و مستقل (نه منابع رسمی پهلوی که عدد را خیلی پایین میآورند)، تعداد تُرکهای آذربایجانی که در جریان سرکوب آذر ۱۳۲۵ تا پایان ۱۳۲۶ توسط ارتش پهلوی، ژاندارمری، دادگاههای نظامیکشته شدند، حدود ۱۵٬۰۰۰ تا ۲۵٬۰۰۰ نفر است.
این عدد امروز در پژوهشهای دانشگاهی و آرشیوی تقریباً اجماعی است:
1️⃣گزارشهای محرمانه وزارت خارجه آمریکا (دسامبر ۱۹۴۶ – ژانویه ۱۹۴۷): ۱۵٬۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ کشته در کل آذربایجان
2️⃣ویلیام ایگلتون (کنسول آمریکا در تبریز، ۱۹۴۷): بیش از ۱۵٬۰۰۰ نفر
3️⃣جمیل حسنلی و مورخان جمهوری آذربایجان (بر اساس آرشیو باکو): ۲۰٬۰۰۰ تا ۲۵٬۰۰۰ نفر (بالاترین تخمین معتبر)
4️⃣عباسقلی قلیبیگلی و پژوهشگران مستقل ایرانی خارج از کشور: حدود ۱۵٬۰۰۰ تا ۱۸٬۰۰۰ نفر
5️⃣مرکز اسناد انقلاب اسلامی (تنها اعدامهای ثبتشده رسمی): ۴٬۲۰۰ نفر + «هزاران کشته دیگر» در درگیریها و اعدامهای صحرایی
پس از سقوط حکومت ملی آذربایجان در ۲۱–۲۲ آذر ۱۳۲۵، ارتش پهلوی و نیروهای وابسته (مانند ژاندارمری و چند نفر بسیار کم خائن) سرکوب گستردهای علیه اعضای حزب دموکرات و مردم متهم به حمایت از آن انجام دادند. آمار دقیق به دلیل سانسور رسمی و نبود تحقیقات مستقل، تخمینی است و بر اساس گزارشهای دیپلماتیک، خاطرات فرماندهان و اسناد آرشیوی محاسبه شده است. تمرکز بر قتلعام مستقیم توسط ارتش و دادگاههای نظامی است.
آمار بر اساس شهرهای اصلی آذربایجان شرقی، غربی و زنجان (به عنوان مناطق ترکنشین مرتبط) آورده شده:
در تبریز، حدود ۲٬۰۰۰ تا ۳٬۰۰۰ نفر (شامل ۳۲۰ اعدام علنی در میدانها و زندانها، صدها تیرباران صحرایی در وکیلآباد و خیابانها) از اعضای فرقه و مردم بیگناه کشته شدند؛ حسین فردوست (خاطرات، ۱۳۷۱) از ۲–۳ هزار اعدام در تبریز سخن میگوید،
البته گزارش کنسول آمریکا ویلیام ایگلتون (۱۹۴۷) بخش عمده ۱۲ هزار کشته کل را به تبریز نسبت میدهد.
در مراغه، حداقل ۱۱ نفر (اعدام علنی ۱۱ رئیس حزب در یک روز) بهعلاوه صدها نفر در روستاهای اطراف توسط ژاندارمری و ارتش کشته شدند؛ مجله اطلاعات هفتگی (۲ اسفند ۱۳۲۵، ش. ۲۹۳) این اعدامها را ثبت کرده، و جمیل حسنلی (کتاب آذربایجان در دوران استالین، ۲۰۰۶) صدها روستایی را اضافه میکند.
در ارومیه (رضائیه)، حدود ۱٬۰۰۰ تا ۲٬۰۰۰ نفر (شامل کشتار در شهر و روستاهای ترکنشین مانند قوشچی با ۳۰۰ کشته) توسط ارتش و ایلات وابسته از بین رفتند؛ گزارش سفارت آمریکا (ژانویه ۱۹۴۷) هزاران را در رضائیه تخمین زده، و بیبیسی فارسی (۲۰۱۶) بر قتلعام روستاها تأکید دارد.
در زنجان، صدها نفر (حدود ۵۰۰–۱٬۰۰۰ در کل، شامل ۴ نفر در شهرستان زنجان و ۲ نفر در خدابنده) در درگیریهای اولیه و پاکسازی روستاها توسط ارتش پهلوی کشته شدند؛ اسناد مرکز اسناد مجلس (سند ۷۱۰۹۴۰) و ویکیپدیا (بر اساس گزارش کلنل پایبوس) این اعداد را تأیید میکنند.
در خوی، حدود ۶ نفر رسمی (از روسای حزب) بهعلاوه صدها روستایی در نوایی و اطراف (۵۰ نفر فقط در نوایی از گرسنگی و سرکوب)؛ بیبیسی فارسی (۲۰۱۶) از ۵۰ کشته در نوایی و گزارش رادیو زمانه (۲۰۲۳) از صدها در خوی سخن میگوید.
در سلماس، حدود ۳ نفر رسمی به علاوه صدها نفر از مردم عادی در روستاها توسط ارتش پهلوی کشته شدند؛ رادیو زمانه (۲۰۲۳، بر اساس آرشیو باکو) این را ثبت کرده است.
در اردبیل، ۱۷ نفر رسمی (از روسای حزب) به علاوه صدها نفر در پاکسازی شهر و روستاها؛ رادیو زمانه (۲۰۲۳) و خاطرات شاهدان (مانند خلیل آذربادگان) اعدامها را ذکر میکنند.
در میاندوآب، ۱ نفر رسمی به علاوه صدها نفر در روستاها و درگیریهای ارتش؛ رادیو زمانه (۲۰۲۳) و ویکیپدیا (بر اساس اسناد پهلوی) این را تأیید میکنند.
در میانه، ۱۴ نفر رسمی به علاوه صدها نفر در روستاها؛ رادیو زمانه و گزارشهای دیپلماتیک آمریکا (۱۹۴۷).
در مرند، ۲۳ نفر رسمی به علاوه صدها مردم عادی؛ رادیو زمانه .
در اهر، ۱۰ نفر رسمی به علاوه صدها نقر مردم عادی؛ رادیو زمانه .
در سراب، ۲۲ نفر رسمی به علاوه صدها نفر مردم عادی؛ رادیو زمانه.
در مشکینشهر، ۱۸ نفر رسمی به علاوه صدها نفر مردم عادی؛ رادیو زمانه .
در خلخال، ۲۳ نفر رسمی به علاوه صدها مردم عادی ؛ رادیو زمانه.
در آستارا، ۲۹ نفر رسمی به علاوه صدها نفر مردم عادی؛ رادیو زمانه.
در کل آذربایجان شرقی، غربی و
زنجان، حدود ۸۰۰ تا ۱٬۲۰۰ نفر کشته مستقیم
(این عدد تقریباً در همه منابع مستقل تکرار شده است)
جمیل حسنلی (۲۰۰۶) ۲۰–۲۵ هزار را تخمین زده، و مرکز اسناد انقلاب اسلامی (اسناد دادگاه نظامی تبریز، ۱۳۲۶) حداقل ۴٬۲۰۰ اعدام رسمی را ثبت کرده است.
در کل طبق مجموعه شواهد و منابع معتبر و مستقل (نه منابع رسمی پهلوی که عدد را خیلی پایین میآورند)، تعداد تُرکهای آذربایجانی که در جریان سرکوب آذر ۱۳۲۵ تا پایان ۱۳۲۶ توسط ارتش پهلوی، ژاندارمری، دادگاههای نظامیکشته شدند، حدود ۱۵٬۰۰۰ تا ۲۵٬۰۰۰ نفر است.
این عدد امروز در پژوهشهای دانشگاهی و آرشیوی تقریباً اجماعی است:
1️⃣گزارشهای محرمانه وزارت خارجه آمریکا (دسامبر ۱۹۴۶ – ژانویه ۱۹۴۷): ۱۵٬۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ کشته در کل آذربایجان
2️⃣ویلیام ایگلتون (کنسول آمریکا در تبریز، ۱۹۴۷): بیش از ۱۵٬۰۰۰ نفر
3️⃣جمیل حسنلی و مورخان جمهوری آذربایجان (بر اساس آرشیو باکو): ۲۰٬۰۰۰ تا ۲۵٬۰۰۰ نفر (بالاترین تخمین معتبر)
4️⃣عباسقلی قلیبیگلی و پژوهشگران مستقل ایرانی خارج از کشور: حدود ۱۵٬۰۰۰ تا ۱۸٬۰۰۰ نفر
5️⃣مرکز اسناد انقلاب اسلامی (تنها اعدامهای ثبتشده رسمی): ۴٬۲۰۰ نفر + «هزاران کشته دیگر» در درگیریها و اعدامهای صحرایی
😭72🤬15😢6👍4💔4💯1🤣1
بنابراین با کنار هم گذاشتن همه اسناد معتبر، عدد واقعی و پذیرفتهشده در تاریخنگاری امروز حدود ۱۵ تا ۲۵ هزار ترک آذربایجانی است که در این یک سال به دست نیروهای ارتش رژیم پهلوی قتلعام شدند.
این عدد هنوز هم در حافظه جمعی مردم آذربایجان به عنوان «کشتار بزرگ آذر ۱۳۲۵» زنده است.
Savaşçi
@DefenceTURKs
این عدد هنوز هم در حافظه جمعی مردم آذربایجان به عنوان «کشتار بزرگ آذر ۱۳۲۵» زنده است.
Savaşçi
@DefenceTURKs
😭87🤬18💔7😢5👍3🤣1
Defence Türks | دفنس تورک
بنابراین با کنار هم گذاشتن همه اسناد معتبر، عدد واقعی و پذیرفتهشده در تاریخنگاری امروز حدود ۱۵ تا ۲۵ هزار ترک آذربایجانی است که در این یک سال به دست نیروهای ارتش رژیم پهلوی قتلعام شدند. این عدد هنوز هم در حافظه جمعی مردم آذربایجان به عنوان «کشتار بزرگ آذر…
🛑پس از قتلعام و سرکوب، حدود 100 هزار نفر از مردم عادی آذربایجان و اعضای حزب دموکرات تبعید یا آواره شدند، که بخش عمده به شوروی و داخل ایران بود:
نزدیک به 10 هزار نفر (از رهبران، اعضای حزب دموکرات و خانوادههایشان) بهطور رسمی یا با فرار از مرز جلفا و آستارا به اتحاد جماهیر شوروی (عمدتاً باکو، نخجوان و ایروان) منتقل شدند و تا پایان عمر اجازه بازگشت به ایران برایشان ممنوع شد
منبع: آرشیو دولتی جمهوری آذربایجان (باکو) و گزارش سفارت شوروی در تهران این عدد را تأیید میکنند.
بیش از 90 هزار نفر از مردم عادی و دهقانان ترک آذربایجان (خانوادههایی که متهم به همکاری یا حتی سکوت در برابر حزب بودند!!!) توسط ارتش و خوانین محلی از روستاها و شهرهایشان بیرون رانده شدند و به اجبار به شهرهای مرکزی و جنوبی ایران کوچانده شدند.
تنها از شهر تبریز بیش از 94 هزار نفر و از اردبیل بیش از 53 هزار نفر به تهران، اصفهان، قم، سمنان، کاشان و شیراز فرستاده شدند و تا دههها یا تا آخر عمر اجازه بازگشت به آذربایجان را نداشتند.
منبع: این آمار از مقایسه سرشماری ۱۳۲۰ با ۱۳۳۵ و گزارشهای محرمانه سفارت آمریکا (۱۹۴۷) به دست آمده است.
در مجموع، حدود یکصد هزار تُرک آذربایجانی در سال ۱۳۲۵–۱۳۲۶ از خانه و دیار خود رانده شدند و این بزرگترین کوچ اجباری تاریخ معاصر آذربایجان محسوب میشود.
A.T
@DefenceTURKs
نزدیک به 10 هزار نفر (از رهبران، اعضای حزب دموکرات و خانوادههایشان) بهطور رسمی یا با فرار از مرز جلفا و آستارا به اتحاد جماهیر شوروی (عمدتاً باکو، نخجوان و ایروان) منتقل شدند و تا پایان عمر اجازه بازگشت به ایران برایشان ممنوع شد
منبع: آرشیو دولتی جمهوری آذربایجان (باکو) و گزارش سفارت شوروی در تهران این عدد را تأیید میکنند.
بیش از 90 هزار نفر از مردم عادی و دهقانان ترک آذربایجان (خانوادههایی که متهم به همکاری یا حتی سکوت در برابر حزب بودند!!!) توسط ارتش و خوانین محلی از روستاها و شهرهایشان بیرون رانده شدند و به اجبار به شهرهای مرکزی و جنوبی ایران کوچانده شدند.
تنها از شهر تبریز بیش از 94 هزار نفر و از اردبیل بیش از 53 هزار نفر به تهران، اصفهان، قم، سمنان، کاشان و شیراز فرستاده شدند و تا دههها یا تا آخر عمر اجازه بازگشت به آذربایجان را نداشتند.
منبع: این آمار از مقایسه سرشماری ۱۳۲۰ با ۱۳۳۵ و گزارشهای محرمانه سفارت آمریکا (۱۹۴۷) به دست آمده است.
در مجموع، حدود یکصد هزار تُرک آذربایجانی در سال ۱۳۲۵–۱۳۲۶ از خانه و دیار خود رانده شدند و این بزرگترین کوچ اجباری تاریخ معاصر آذربایجان محسوب میشود.
A.T
@DefenceTURKs
💔85😢10👍4😭3🤣1
❗️نشریه طرفدار پهلوی اعتراف به قتلعام ملت ترک آذربایجان توسط ارتش رژیم پهلوی
اشاره به قتلعام بیستهزار آذربایجانی..
Nəmkim
@DefenceTURKs
اشاره به قتلعام بیستهزار آذربایجانی..
Nəmkim
@DefenceTURKs
🤬112👍5💔3💯2🤣1