This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛑وزارت دفاع ترکیه:
همانگونه که رئیسجمهور محترممان در مراسم امضا بیان کردند، تا زمان آغاز تحویل جنگندههای تولید جدیدی که از بریتانیای کبیر (انگلیس) تأمین خواهند شد، برنامهریزی شده است که بهعنوان راهحل موقت، ۱۲ فروند جنگنده از قطر و ۱۲ فروند از عمان خریداری شود.
جنگندههایی که از قطر خریداری میشوند پس از امضای قرارداد، و جنگندههایی که از عمان تأمین خواهند شد پس از انجام فعالیتهای نوسازی برنامهریزیشده، به کشورمان تحویل داده خواهند شد.
A.T
@DefenceTURKs
همانگونه که رئیسجمهور محترممان در مراسم امضا بیان کردند، تا زمان آغاز تحویل جنگندههای تولید جدیدی که از بریتانیای کبیر (انگلیس) تأمین خواهند شد، برنامهریزی شده است که بهعنوان راهحل موقت، ۱۲ فروند جنگنده از قطر و ۱۲ فروند از عمان خریداری شود.
جنگندههایی که از قطر خریداری میشوند پس از امضای قرارداد، و جنگندههایی که از عمان تأمین خواهند شد پس از انجام فعالیتهای نوسازی برنامهریزیشده، به کشورمان تحویل داده خواهند شد.
A.T
@DefenceTURKs
❤🔥84👍27👏6🫡5🤣3🎃1
Defence Türks | دفنس تورک
کینه رضا میرپنج نسبت به ترکها! رضاخان نسبت به آذربایجانیها، بغض و کینه عجیبی داشت و همواره خشنترین و سختگیرترین افسران فارسیزبانش را، به عنوان استاندار و مدیران اجرایی، به آذربایجان اعزام میکرد. به همین دلیل میان نخبگان سیاسی و اشراف آذربایجان با دربار…
کارهای رضا قُلدر در راستای سیاستهای ضد-آذربایجانی/ترکی:
1️⃣ممنوعیت کامل زبان ترکی در مدرسه، دانشگاه، دادگاه، اداره و ارتش
2️⃣تنبیه بدنی دانشآموزان بهخاطر ترکی حرف زدن (کتک، شلاق، ایستادن جلوی کلاس)
3️⃣تغییر اجباری همه نامهای خانوادگی ترکی به فارسی (قرهداغلی سیاهکوهی، بایراملو، بهمنلی و …)
4️⃣تغییر نام شهرها و روستاها (اورمیه/رضائیه، سولطانآباد/اراک، قرهداغ/ارسباران و صدها مورد دیگر)
5️⃣ممنوعیت چاپ هرگونه کتاب، روزنامه و مجله به زبان تُرکی
6️⃣ممنوعیت پخش حتی یک کلمه تُرکی از رادیو و تلویزیون دولتی
7️⃣تبعید، زندان و کُشتن صدها شاعر، نویسنده و روشنفکر تُرک (مثل غلامحسین ساعدی، صمد بهرنگی، بهروز دولتآبادی، علی تبریزی شاعرانی مثل محمد بیريا، علی فطرت و دیگران به جرم نوشتن به ترکی تبعید یا زندانی یا کشته شدند و …) کارهای مخصوص رضا میرپنج معروف به رضا قلدر (۱۳۰۴–۱۳۲۰)
8️⃣سرکوب خونین عشایر تُرک قشقایی، شاهسون و افشار با توپخانه و هواپیما (هزاران کشته)
9️⃣کوچ اجباری تُرکمنها و قشقاییها از چراگاههایشان به کویر (خیلیها در راه مردند)
1️⃣0️⃣مصادره زمینهای خوانین (خانها) ترک آذربایجان و دادن به افسران فارسیزبان
1️⃣1️⃣بستن همه مدارس ترکی و اخراج همه معلمان ترکزبان
ممنوعیت لباس محلی ترکی (کلاه ترکی، یاشماق و …)
1️⃣2️⃣ در برخی شهرها (مثل تبریز و اردبیل اورمیه و…) حتی صحبت کردن تُرکی در خیابانها جریمه نقدی یا زندان داشت.
1️⃣3️⃣ بسیاری از خانوادههای تُرک مجبور شدند فامیلیهای فارسی انتخاب کنند (مثل ترکزاده/ ترکان، آقاجری/ آقاجانی و…).
1️⃣4️⃣قتلعام لاهوت (۱۳۱۳–۱۳۱۲)
در منطقه لاهوت گیلانغرب (که ترکزبان بودند) بهخاطر مقاومت در برابر خلع سلاح، ارتش چند روستا را به رگبار بست. صدها نفر کشته شدند.
1️⃣5️⃣ بسیاری از روحانیون ترکزبان آذربایجان (مثل انگجی و همکارانش) به مناطق مرکزی تبعید شدند.
1️⃣6️⃣سیاست اسکان اجباری و کوچاندن تُرکها
در برخی مناطق، ترکهای عشایر را به زور در روستاهای فارسینشین اسکان دادند تا هویت قومیشان تضعیف شود.
1️⃣7️⃣تخریب فرهنگی گسترده
کتابخانههای ترکی مصادره شد.
عاشیقها (نوازندگان و خوانندگان ترکی) در بسیاری از شهرها ممنوعالکار شدند.
ماجرا به اینها ختم نمیشود رضا قلدر شروع به نابود کردن آثارهای تُرکی امپراتوریهای تُرکتبار در آذربایجان و سرتاسر ایران نمود:
1. ارگ علیشاه (ارگ تبریز) – بزرگترین بنای تاریخی ترکهای آذربایجان
وضعیت این بنا تاریخی قبل از رضاشاه بسیار بزرگ بود (ساختهشده در دوره ایلخانان مغول-تُرک، حدود ۷۲۰ قمری) هنوز دیوارهای بلند و سالم داشت و نماد هویت تاریخی تبریز بود.
در دوره رضاشاه (۱۳۱۳–۱۳۱۴) ارتش رضاشاه بخش اعظم دیوارهای باقیمانده ارگ را با دینامیت منفجر کرد و مصالح آن را برای ساخت پادگان، بانک ملی و ساختمانهای دولتی جدید تبریز بردند!
سند این واقعه گزارش شهرداری تبریز (۱۳۱۴) و عکسهای آرشیو ملی ایران نشان میدهد که سرتیپ درگاهی (فرمانده لشکر تبریز) به دستور مستقیم رضاشاه این کار را کرد.
منبع: کتاب «ارگ تبریز» نوشته کریم میشمست (۱۳۷۹) و اسناد مرکز اسناد شمالغرب ارتش.
2. مسجد کبود (گویمسجد) تبریز
در زلزله ۱۱۹۳ قمری آسیب دیده بود، اما هنوز قابل مرمت بود. در دوره رضاشاه (تا ۱۳۲۰) هیچ بودجهای برای مرمت اختصاص ندادند و اجازه دادند باران و برف کاشیهای فیروزهای باقیمانده را کاملاً نابود کند.
مرمت واقعی آن فقط بعد از انقلاب (۱۳۵۰ شروع شد.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
1️⃣ممنوعیت کامل زبان ترکی در مدرسه، دانشگاه، دادگاه، اداره و ارتش
2️⃣تنبیه بدنی دانشآموزان بهخاطر ترکی حرف زدن (کتک، شلاق، ایستادن جلوی کلاس)
3️⃣تغییر اجباری همه نامهای خانوادگی ترکی به فارسی (قرهداغلی سیاهکوهی، بایراملو، بهمنلی و …)
4️⃣تغییر نام شهرها و روستاها (اورمیه/رضائیه، سولطانآباد/اراک، قرهداغ/ارسباران و صدها مورد دیگر)
5️⃣ممنوعیت چاپ هرگونه کتاب، روزنامه و مجله به زبان تُرکی
6️⃣ممنوعیت پخش حتی یک کلمه تُرکی از رادیو و تلویزیون دولتی
7️⃣تبعید، زندان و کُشتن صدها شاعر، نویسنده و روشنفکر تُرک (مثل غلامحسین ساعدی، صمد بهرنگی، بهروز دولتآبادی، علی تبریزی شاعرانی مثل محمد بیريا، علی فطرت و دیگران به جرم نوشتن به ترکی تبعید یا زندانی یا کشته شدند و …) کارهای مخصوص رضا میرپنج معروف به رضا قلدر (۱۳۰۴–۱۳۲۰)
8️⃣سرکوب خونین عشایر تُرک قشقایی، شاهسون و افشار با توپخانه و هواپیما (هزاران کشته)
9️⃣کوچ اجباری تُرکمنها و قشقاییها از چراگاههایشان به کویر (خیلیها در راه مردند)
1️⃣0️⃣مصادره زمینهای خوانین (خانها) ترک آذربایجان و دادن به افسران فارسیزبان
1️⃣1️⃣بستن همه مدارس ترکی و اخراج همه معلمان ترکزبان
ممنوعیت لباس محلی ترکی (کلاه ترکی، یاشماق و …)
1️⃣2️⃣ در برخی شهرها (مثل تبریز و اردبیل اورمیه و…) حتی صحبت کردن تُرکی در خیابانها جریمه نقدی یا زندان داشت.
1️⃣3️⃣ بسیاری از خانوادههای تُرک مجبور شدند فامیلیهای فارسی انتخاب کنند (مثل ترکزاده/ ترکان، آقاجری/ آقاجانی و…).
1️⃣4️⃣قتلعام لاهوت (۱۳۱۳–۱۳۱۲)
در منطقه لاهوت گیلانغرب (که ترکزبان بودند) بهخاطر مقاومت در برابر خلع سلاح، ارتش چند روستا را به رگبار بست. صدها نفر کشته شدند.
1️⃣5️⃣ بسیاری از روحانیون ترکزبان آذربایجان (مثل انگجی و همکارانش) به مناطق مرکزی تبعید شدند.
1️⃣6️⃣سیاست اسکان اجباری و کوچاندن تُرکها
در برخی مناطق، ترکهای عشایر را به زور در روستاهای فارسینشین اسکان دادند تا هویت قومیشان تضعیف شود.
1️⃣7️⃣تخریب فرهنگی گسترده
کتابخانههای ترکی مصادره شد.
عاشیقها (نوازندگان و خوانندگان ترکی) در بسیاری از شهرها ممنوعالکار شدند.
ماجرا به اینها ختم نمیشود رضا قلدر شروع به نابود کردن آثارهای تُرکی امپراتوریهای تُرکتبار در آذربایجان و سرتاسر ایران نمود:
1. ارگ علیشاه (ارگ تبریز) – بزرگترین بنای تاریخی ترکهای آذربایجان
وضعیت این بنا تاریخی قبل از رضاشاه بسیار بزرگ بود (ساختهشده در دوره ایلخانان مغول-تُرک، حدود ۷۲۰ قمری) هنوز دیوارهای بلند و سالم داشت و نماد هویت تاریخی تبریز بود.
در دوره رضاشاه (۱۳۱۳–۱۳۱۴) ارتش رضاشاه بخش اعظم دیوارهای باقیمانده ارگ را با دینامیت منفجر کرد و مصالح آن را برای ساخت پادگان، بانک ملی و ساختمانهای دولتی جدید تبریز بردند!
سند این واقعه گزارش شهرداری تبریز (۱۳۱۴) و عکسهای آرشیو ملی ایران نشان میدهد که سرتیپ درگاهی (فرمانده لشکر تبریز) به دستور مستقیم رضاشاه این کار را کرد.
منبع: کتاب «ارگ تبریز» نوشته کریم میشمست (۱۳۷۹) و اسناد مرکز اسناد شمالغرب ارتش.
2. مسجد کبود (گویمسجد) تبریز
در زلزله ۱۱۹۳ قمری آسیب دیده بود، اما هنوز قابل مرمت بود. در دوره رضاشاه (تا ۱۳۲۰) هیچ بودجهای برای مرمت اختصاص ندادند و اجازه دادند باران و برف کاشیهای فیروزهای باقیمانده را کاملاً نابود کند.
مرمت واقعی آن فقط بعد از انقلاب (۱۳۵۰ شروع شد.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
🤬137👍7💯3🤷♀2😢2💔2👎1🤣1
Defence Türks | دفنس تورک
کینه رضا میرپنج نسبت به ترکها! رضاخان نسبت به آذربایجانیها، بغض و کینه عجیبی داشت و همواره خشنترین و سختگیرترین افسران فارسیزبانش را، به عنوان استاندار و مدیران اجرایی، به آذربایجان اعزام میکرد. به همین دلیل میان نخبگان سیاسی و اشراف آذربایجان با دربار…
3. مقبرهها و امامزادههای مرتبط با سلسلههای ترک (آققویونلو، قراقویونلو، صفوی)
مقبره عوضالدوله (از امرای آققویونلو) در مراغه در دهه ۱۳۱۰ به بهانه ساخت خیابان تخریب شد.
بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی (آرامگاه اصلی شاه اسماعیل و شاه عباس) در دوره رضاشاه بخشهایی از گنبد و ایوانها به دلیل «بیتوجهی عمدی» فرو ریخت و مرمت نشد.
چندین امامزاده ترکنشین (مثل امامزاده حمزه در مرند) به بهانه «خرافات» بسته یا تخریب شد.
4. قبرستانهای تاریخی تُرکی و سنگنبشتههای تُرکی
در تبریز، اردبیل، ارومیه و خوی، قبرستانهای قدیمی (مثل گورستان «قومتپه» تبریز) برای ساخت خیابان و میدان (میدان ساعت، خیابان ارتش) کاملاً تسطیح و سنگنبشتههای ترکی قرن ۱۰–۱۳ هجری از بین رفت.
منبع: گزارش احمد کسروی (که خودش طرفدار رضاشاه بود) در مجله «پیمان» سال ۱۳۱۴ که مینویسد: «قبرستانهای قدیمی تبریز برای تمدن جدید قربانی شدند.»
5. کتیبهها و آثار ترکی در مسجد جامع تبریز و بازار تاریخی
چندین کتیبه ترکی صفوی و عثمانی در مسجد جامع تبریز و سراهای بازار (مثل سرای میرزا مهدی فراشباشی) در بازسازیهای دوره رضاشاه پاک یا تخریب شد.
منبع: کتاب «کتیبههای ترکی آذربایجان» نوشته دکتر حسین محمدزاده صدیق (دُکتور صدیق).
6. آثار ترکمنطقه ترکنشین ترکمنصحرا و گرگان
قلعهها و کاروانسراهای ترکمنی (مثل قلعه مروّهتپه و قلعه خالد نبی) رها شدند و در دهه ۱۳۱۰ به دلیل سرکوب عشایر ترکمن، بسیاری از آثارشان با خاک یکسان شد.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
مقبره عوضالدوله (از امرای آققویونلو) در مراغه در دهه ۱۳۱۰ به بهانه ساخت خیابان تخریب شد.
بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی (آرامگاه اصلی شاه اسماعیل و شاه عباس) در دوره رضاشاه بخشهایی از گنبد و ایوانها به دلیل «بیتوجهی عمدی» فرو ریخت و مرمت نشد.
چندین امامزاده ترکنشین (مثل امامزاده حمزه در مرند) به بهانه «خرافات» بسته یا تخریب شد.
4. قبرستانهای تاریخی تُرکی و سنگنبشتههای تُرکی
در تبریز، اردبیل، ارومیه و خوی، قبرستانهای قدیمی (مثل گورستان «قومتپه» تبریز) برای ساخت خیابان و میدان (میدان ساعت، خیابان ارتش) کاملاً تسطیح و سنگنبشتههای ترکی قرن ۱۰–۱۳ هجری از بین رفت.
منبع: گزارش احمد کسروی (که خودش طرفدار رضاشاه بود) در مجله «پیمان» سال ۱۳۱۴ که مینویسد: «قبرستانهای قدیمی تبریز برای تمدن جدید قربانی شدند.»
5. کتیبهها و آثار ترکی در مسجد جامع تبریز و بازار تاریخی
چندین کتیبه ترکی صفوی و عثمانی در مسجد جامع تبریز و سراهای بازار (مثل سرای میرزا مهدی فراشباشی) در بازسازیهای دوره رضاشاه پاک یا تخریب شد.
منبع: کتاب «کتیبههای ترکی آذربایجان» نوشته دکتر حسین محمدزاده صدیق (دُکتور صدیق).
6. آثار ترکمنطقه ترکنشین ترکمنصحرا و گرگان
قلعهها و کاروانسراهای ترکمنی (مثل قلعه مروّهتپه و قلعه خالد نبی) رها شدند و در دهه ۱۳۱۰ به دلیل سرکوب عشایر ترکمن، بسیاری از آثارشان با خاک یکسان شد.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
🤬129👍7😢3💯3🤣2🤷♀1👎1🤨1
🛑نقشه حکومت ملی آذربایجان جنوبی به پایتختی تبریز سال ۱۹۴۵ به رهبری میر جعفر پیشهوری طبق اسناد شوروی سابق
از شهرهای ابهر و خرمدره و تاکستان در استان زنجان و قزوین شروع میشد و تا اورمیه و ماکو از سمت غرب و از سمت شرق بخشی از استان گیلان و کل استان اردبیل امتداد داشت.
Nəmkim
@DefenceTURKs
از شهرهای ابهر و خرمدره و تاکستان در استان زنجان و قزوین شروع میشد و تا اورمیه و ماکو از سمت غرب و از سمت شرق بخشی از استان گیلان و کل استان اردبیل امتداد داشت.
Nəmkim
@DefenceTURKs
💔173👍17❤🔥8🤣6👎1🤬1🙏1
Defence Türks | دفنس تورک
🛑نقشه حکومت ملی آذربایجان جنوبی به پایتختی تبریز سال ۱۹۴۵ به رهبری میر جعفر پیشهوری طبق اسناد شوروی سابق از شهرهای ابهر و خرمدره و تاکستان در استان زنجان و قزوین شروع میشد و تا اورمیه و ماکو از سمت غرب و از سمت شرق بخشی از استان گیلان و کل استان اردبیل امتداد…
در اسناد شوروی سابق مهاباد و بخش شمالی از سینانداش آذربایجان با حکومت ملی پیشهوری اعلام شده است.
بعد از اعلام استقلال میر جعفر پیشهوری حدود یکماه بعدش در مهاباد قاضی محمد رسماً در ۲ بهمن ۱۳۲۴ (۲۲ ژانویه ۱۹۴۶) اعلام موجودیت کرد و اعلام کرد که مهاباد را خودمختار از تبریز اداره خواهد کرد.
ارتش ملی آذربایجان (به فرماندهی سرتیپ ضیاءالدین انصاری و غلام یحیی دانشیان) به کُردها در مهاباد سلاح و مهمات و مربی نظامی فرستاد.
قاضی محمد رهبر جنبش مهاباد در همه سخنرانیهایش از میر جعفر پیشهوری با عنوان «برادر بزرگ» و «رهبر جنبش ملی آذربایجان» یاد میکرد.
در سخنرانی پیشهوری در مجلس ملی آذربایجان (اردیبهشت ۱۳۲۵) وی متذکر شده بود: «ما با کردها برادر هستیم، نه ارباب و برده. مهاباد خودمختار است و ما فقط در برابر دشمن مشترک (دولت مرکزی تهران) متحدیم.»
اگر بخواهیم رابطه مهاباد و آذربایجان آن زمان را به سیستمی تشبیه کنیم مثل رابطه اقلیم کردستان عراق با کشور عراق میتوان تشبیه کرد اما آن زمان کردها به رهبری قاضی محمد متحد ترکهای آذربایجان علیه دشمن مشترک یعنی حکومت تهران بودند.
اما بطوری کلی در اسناد شوروی سابق مهاباد و بخشهای شمالی از استان سینانداش جزو حکومت ملی آذربایجان تلقی شده است.
A.T
@DefenceTURKs
بعد از اعلام استقلال میر جعفر پیشهوری حدود یکماه بعدش در مهاباد قاضی محمد رسماً در ۲ بهمن ۱۳۲۴ (۲۲ ژانویه ۱۹۴۶) اعلام موجودیت کرد و اعلام کرد که مهاباد را خودمختار از تبریز اداره خواهد کرد.
ارتش ملی آذربایجان (به فرماندهی سرتیپ ضیاءالدین انصاری و غلام یحیی دانشیان) به کُردها در مهاباد سلاح و مهمات و مربی نظامی فرستاد.
قاضی محمد رهبر جنبش مهاباد در همه سخنرانیهایش از میر جعفر پیشهوری با عنوان «برادر بزرگ» و «رهبر جنبش ملی آذربایجان» یاد میکرد.
در سخنرانی پیشهوری در مجلس ملی آذربایجان (اردیبهشت ۱۳۲۵) وی متذکر شده بود: «ما با کردها برادر هستیم، نه ارباب و برده. مهاباد خودمختار است و ما فقط در برابر دشمن مشترک (دولت مرکزی تهران) متحدیم.»
اگر بخواهیم رابطه مهاباد و آذربایجان آن زمان را به سیستمی تشبیه کنیم مثل رابطه اقلیم کردستان عراق با کشور عراق میتوان تشبیه کرد اما آن زمان کردها به رهبری قاضی محمد متحد ترکهای آذربایجان علیه دشمن مشترک یعنی حکومت تهران بودند.
اما بطوری کلی در اسناد شوروی سابق مهاباد و بخشهای شمالی از استان سینانداش جزو حکومت ملی آذربایجان تلقی شده است.
A.T
@DefenceTURKs
👍126👏10💯5🤣5👎3❤🔥2😍1💔1🗿1
🛑کاخ چهار طبقهای «آلا قاپی» که در زمان صفویه ساخته شده و در زمان قاجار «علی قاپو» نامیده میشد، نخستوزیر حکومت ملی دموکراتیک آذربایجان جنوبی به رهبری پیشهوری این کاخ را ساختمان دولتی حکومت ملی آذربایجان جنوبی اعلام کرد، پساز اشغال مجدد آذربایجان جنوبی توسط ارتش محمدرضا پهلوی، والی شاه «علی منصور» این اثر تاریخی به یاد ماندنی را تخریب کرد و در آن محل بانک و ساختمان استانداری تبریز را ساخت!
این نمونه بارزی از اجرای طرح تخریب و نابودسازی بناهای تاریخی آذربایجان توسط رژیم پهلوی میباشد.
Savaşçi
@DefenceTURKs
این نمونه بارزی از اجرای طرح تخریب و نابودسازی بناهای تاریخی آذربایجان توسط رژیم پهلوی میباشد.
Savaşçi
@DefenceTURKs
🤬148💔14👍8😢5👎2🤣1
دختر ستارخان در کنار میر جعفر پیشهوری رهبر حزب دموکرات آذربایجان در زمان استقلال آذربایجان جنوبی سال 1325-1324
اولینبار در خاورمیانه در زمان حزب دموکرات آذربایجان در سال 1325 سلطان خانم ستاری دختر بزرگ ستارخان اولین زنی در تاریخ خاورمیانه است که رای داده است.
اولینبار در خاورمیانه زنان در زمان استقلال آذربایجان به مرکزیت تبریز (سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵) به رهبری میر جعفر پیشه وری حق رای گرفتند.
Savaşçi
@DefenceTURKs
اولینبار در خاورمیانه در زمان حزب دموکرات آذربایجان در سال 1325 سلطان خانم ستاری دختر بزرگ ستارخان اولین زنی در تاریخ خاورمیانه است که رای داده است.
اولینبار در خاورمیانه زنان در زمان استقلال آذربایجان به مرکزیت تبریز (سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵) به رهبری میر جعفر پیشه وری حق رای گرفتند.
Savaşçi
@DefenceTURKs
❤🔥162💔20👍9🙏4🫡2🤬1🤣1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🛑تاسیس دانشگاه تبریز توسط حکومت ملی آذربایجان در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۳۲۵
از بزرگترین اقدامات فرهنگی پیشهوری در شهر تبریز بود.
حکومت پهلوی با وقاحت تمام درصدد دزدی این اقدام فرهنگی بوده و در کتابها سال تاسیس دانشگاه تبریز را به سال ۱۳۲۶ جلو کشیده و مراسم افتتاحیهی ثانویه برپا کرده بود.
مراسمی که عناصر فاشیست حکومت پهلوی در آن سخنرانی کرده و به زمین و زمان آرزوی مرگ میکردند.
این چهره واقعی حکومت پهلوی بود، اما این فیلم قدیمی در تاریخ ۱۳۲۵ در زمان حکومتداری پیشهوری فیلمبرداری شده است ، حکومت پهلوی بعد از ساقط کردن حزب دموکرات، موسسان دانشجویان و استادان این دانشگاه را به قتل رساند و بعد از پی بردن به اقدام بزرگ جهت تاسیس دانشگاه سال ساخت آنرا در تاریخ به نام خود مصادره کرد!
Savaşçi
@DefenceTURKs
از بزرگترین اقدامات فرهنگی پیشهوری در شهر تبریز بود.
حکومت پهلوی با وقاحت تمام درصدد دزدی این اقدام فرهنگی بوده و در کتابها سال تاسیس دانشگاه تبریز را به سال ۱۳۲۶ جلو کشیده و مراسم افتتاحیهی ثانویه برپا کرده بود.
مراسمی که عناصر فاشیست حکومت پهلوی در آن سخنرانی کرده و به زمین و زمان آرزوی مرگ میکردند.
این چهره واقعی حکومت پهلوی بود، اما این فیلم قدیمی در تاریخ ۱۳۲۵ در زمان حکومتداری پیشهوری فیلمبرداری شده است ، حکومت پهلوی بعد از ساقط کردن حزب دموکرات، موسسان دانشجویان و استادان این دانشگاه را به قتل رساند و بعد از پی بردن به اقدام بزرگ جهت تاسیس دانشگاه سال ساخت آنرا در تاریخ به نام خود مصادره کرد!
Savaşçi
@DefenceTURKs
❤🔥149👍17👏8💔6🙏5👎2🤣2🫡1
🕯ویلیام داگلاس قاضی عالی رتبه آمریکا که در زمان حکومت ملّی آذربایجان به اورمیه و تبریز سفر کرده بود در خاطرات خود از اشغال آذربایجان توسط ایران چنین مینویسد:
- هنگامی که سپاه فارس به آذربایجان بازگشت، با غوغایی آمد، سربازان شورشگر غارت و غارت کردند و آنچه را که می خواستند بردند. ارتش ایران قرار بود ارتش رهایی باشد ولی در عوض ارتش اشغالگر وحشی بود.
آثار وحشیانهای بر مردم گذاشت، ریش دهقانان سوزانده شد، زنان و دخترانشان مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند، خانه ها غارت شدن و دام ها به سرقت رفت، ارتش از کنترل خارج شده بود، ماموریت آنها به اصطلاح آزادی بود اما غیرنظامیان را شکار کردند و مرگ و ویرانی را پشت سر می گذاشتند.
Xetayi
@DefenceTURKs
- هنگامی که سپاه فارس به آذربایجان بازگشت، با غوغایی آمد، سربازان شورشگر غارت و غارت کردند و آنچه را که می خواستند بردند. ارتش ایران قرار بود ارتش رهایی باشد ولی در عوض ارتش اشغالگر وحشی بود.
آثار وحشیانهای بر مردم گذاشت، ریش دهقانان سوزانده شد، زنان و دخترانشان مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند، خانه ها غارت شدن و دام ها به سرقت رفت، ارتش از کنترل خارج شده بود، ماموریت آنها به اصطلاح آزادی بود اما غیرنظامیان را شکار کردند و مرگ و ویرانی را پشت سر می گذاشتند.
سرزمین شگفت انگیز با مردمان مهربان و دوست داشتنی، صفحه 45 نسخه اصلی
Xetayi
@DefenceTURKs
🤬157💔23👍4😢4👎2😁2🫡1
🚨#فوری/ بنا به گزارشات بخاطر اینکه از امشب بامداد بنزین 5 هزارتومنی اعمال میشود تمام ارگانهای امنیتی اعم از نیروهای انتظامی و یگان ویژه و یگان امداد و یگانهای سرکوبگر سپاه به حالت آماده باش کامل در آمدهاند!
Nəmkim
@DefenceTURKs
Nəmkim
@DefenceTURKs
🤬91🖕15👍5😁5🎃3🤪2💯1🤨1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥130🫡17👍6🔥3🙏3💯3🖕3👎1
کتاب اول ابتدایی زمان حکومت ملی آذربایجان
تمامی این کتاب ها در نهایت بدست رژیم جنایتکار پهلوی سوزانده شدند.
Xetayi
@DefenceTURKs
تمامی این کتاب ها در نهایت بدست رژیم جنایتکار پهلوی سوزانده شدند.
Xetayi
@DefenceTURKs
🤬118💔53😢7👍3👎3🤣3💯2🖕1
– چـنانچه تهران راهِ ارتـجاع را انتـخاب کـند، خـداحافظ
بـدون آذربایـجان بـه راه خـود ادامـه دهـد، ایـن آخـرین حـرف مـا اسـت.
✍🏻 میر جعفر پیشهوری
Xetayi
@DefenceTURKs
بـدون آذربایـجان بـه راه خـود ادامـه دهـد، ایـن آخـرین حـرف مـا اسـت.
✍🏻 میر جعفر پیشهوری
Xetayi
@DefenceTURKs
👍154❤🔥20🫡8👏6🤣4💔4🙏3👎1😁1🖕1
🕯ریچارد کاتم مامور سیا آمریکا در ایران و استاد علوم سیاسی در دانشگاه پیتسبورگ آمریکا که از حکمرانی رهبران و مسئولین فرقه دموکرات آذربایجان شگفتزده شده بود در مورد حکومت ملّی آذربایجان و رهبران حکومت در کتاب خود به نام ناسیونالیسم ایران چنین میگوید :
Xetayi
@DefenceTURKs
کاری که فرقه دموکرات آذربایجان در یک سال در تبریز کرد بیش از کارهایی بود که رضاشاه پهلوی در طول بیست سال انجام داد
Xetayi
@DefenceTURKs
👍136❤🔥14💔6👏4🖕2
Forwarded from 𝖳𝗎𝗋𝗄𝗂𝖼 𝖤𝖽𝗂𝗍𝗌┃تـۆرک ادیت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Seyid Jafar Pishevari 🇦🇿✊
Editor | #GrandTurco
سید جعفر پیشهوری صدای آذربایجان پرچمدار آزادی و مردی که برای استقلال سرزمینش ایستاد ۲۱ آذر روزی که آذربایجان بیدار شد و حکومت ملیاش را رقم زد.
Editor | #GrandTurco
@TURKIC_EDITS
❤🔥123👍8🙏5👏3💔3🖕3🫡2😱1
Defence Türks | دفنس تورک
3. مقبرهها و امامزادههای مرتبط با سلسلههای ترک (آققویونلو، قراقویونلو، صفوی) مقبره عوضالدوله (از امرای آققویونلو) در مراغه در دهه ۱۳۱۰ به بهانه ساخت خیابان تخریب شد. بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی (آرامگاه اصلی شاه اسماعیل و شاه عباس) در دوره رضاشاه بخشهایی…
تضعیف تبریز، به عنوان کانون سنتی آزادیخواهی
در سال ۱۳۱۱ و طبق تصمیم هیئت دولت، یکپارچگی سیاسی آذربایجان، به دو واحد سیاسی مجزا تبدیل شد! یک قسمت به نام استان آذربایجانشرقی به مرکزیت تبریز و قسمت دیگر به نام آذربایجانغربی به مرکزیت ارومیه نامیده شد. قبل از این تصمیم، کل آذربایجان تحت تابعیت تبریز بود، ولی به دلایل سیاسی و عدم اطاعت فرمانده لشکر ارومیه از دستورات والی آذربایجان-مستقر در تبریز- این جدایی صورت گرفت.
به نظر میرسد که مقصود حکومت از تجزیه آذربایجان، این بود که تبریز به عنوان کانون سنتی آزادیخواهی را کوچک کرده و روزبهروز، از موجودیت و اهمیت سیاسی آن بکاهد و کنترل دولت مرکزی را، بر آن منطقه تضمین کند!
فضاحت انتخاباتی در آذربایجان در دوره رضاخان
دولتِ تهران در بعضی استانها مانند آذربایجان، در تمامی انتخابات به وکیلتراشی اقدام میکرد و توسط پیکهای مخصوصی، که به این نواحی میفرستاد، صندوقهای انتخاباتی را عوض میکرد و البته برای اینکار، پولهای زیادی صرف میشد! افتضاح انتخاباتی پهلوی اول در آذربایجان، بهحدی بود که چند سال بعد، مورد استناد دکتر محمد مصدق در اولین جلسه شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت. در این جلسه که مصدق به دفاع از ملی شدن صنعت نفت ایران میپرداخت، به بیاعتبار بودن مجلس ایران در زمان پهلوی اول اشاره داشت، که حکومت رضاشاهی با سفارش و تلگراف، نمایندگان مجلس را شخصاً یا به دست عواملش انتخاب میکرد!
سفیر انگلیس، در سال ۱۳۰۵ گزارش میدهد: «مجلس ایران را نمیتوان جدی گرفت! نمایندگان مجلس، نمایندگان آزاد و مستقلی نیستند و انتخابات مجلس آزادانه برگزار نمیشود!»
رضا قُلدُر و روحانیت تبریز
رضاخان در طول حکومتش، رابطه حسنه با روحانیت نداشت. او برای مقابله با روحانیت و حذف تدریجی آنان، اقداماتی انجام داد که از جمله آن میتوان به طرح سربازی اجباری برای طلاب اشاره کرد. در سال ۱۳۰۷، جنبش اعتراض آمیز علیه خدمت اجباری سربازی در تبریز، به رهبری روحانیون به راه افتاد. وقتی مأموران سربازگیری از تهران رسیدند، بازاریان به نشانه اعتراض مغازهها را بستند و تنها هنگامی حاضر به بازگشایی شدند، که سه مسلسل تازه از خارج رسیده و در مدخل بازار کار گذاشته شد! دو مجتهد اصلی شهر که در این جریان دست داشتنند، یکی آیتالله سیدابوالحسن انگجی و دیگری آیتالله میرزاصادق آقاتبریزی، نخست به کردستان و سپس به قم تبعید شدند.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
در سال ۱۳۱۱ و طبق تصمیم هیئت دولت، یکپارچگی سیاسی آذربایجان، به دو واحد سیاسی مجزا تبدیل شد! یک قسمت به نام استان آذربایجانشرقی به مرکزیت تبریز و قسمت دیگر به نام آذربایجانغربی به مرکزیت ارومیه نامیده شد. قبل از این تصمیم، کل آذربایجان تحت تابعیت تبریز بود، ولی به دلایل سیاسی و عدم اطاعت فرمانده لشکر ارومیه از دستورات والی آذربایجان-مستقر در تبریز- این جدایی صورت گرفت.
به نظر میرسد که مقصود حکومت از تجزیه آذربایجان، این بود که تبریز به عنوان کانون سنتی آزادیخواهی را کوچک کرده و روزبهروز، از موجودیت و اهمیت سیاسی آن بکاهد و کنترل دولت مرکزی را، بر آن منطقه تضمین کند!
فضاحت انتخاباتی در آذربایجان در دوره رضاخان
دولتِ تهران در بعضی استانها مانند آذربایجان، در تمامی انتخابات به وکیلتراشی اقدام میکرد و توسط پیکهای مخصوصی، که به این نواحی میفرستاد، صندوقهای انتخاباتی را عوض میکرد و البته برای اینکار، پولهای زیادی صرف میشد! افتضاح انتخاباتی پهلوی اول در آذربایجان، بهحدی بود که چند سال بعد، مورد استناد دکتر محمد مصدق در اولین جلسه شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت. در این جلسه که مصدق به دفاع از ملی شدن صنعت نفت ایران میپرداخت، به بیاعتبار بودن مجلس ایران در زمان پهلوی اول اشاره داشت، که حکومت رضاشاهی با سفارش و تلگراف، نمایندگان مجلس را شخصاً یا به دست عواملش انتخاب میکرد!
سفیر انگلیس، در سال ۱۳۰۵ گزارش میدهد: «مجلس ایران را نمیتوان جدی گرفت! نمایندگان مجلس، نمایندگان آزاد و مستقلی نیستند و انتخابات مجلس آزادانه برگزار نمیشود!»
رضا قُلدُر و روحانیت تبریز
رضاخان در طول حکومتش، رابطه حسنه با روحانیت نداشت. او برای مقابله با روحانیت و حذف تدریجی آنان، اقداماتی انجام داد که از جمله آن میتوان به طرح سربازی اجباری برای طلاب اشاره کرد. در سال ۱۳۰۷، جنبش اعتراض آمیز علیه خدمت اجباری سربازی در تبریز، به رهبری روحانیون به راه افتاد. وقتی مأموران سربازگیری از تهران رسیدند، بازاریان به نشانه اعتراض مغازهها را بستند و تنها هنگامی حاضر به بازگشایی شدند، که سه مسلسل تازه از خارج رسیده و در مدخل بازار کار گذاشته شد! دو مجتهد اصلی شهر که در این جریان دست داشتنند، یکی آیتالله سیدابوالحسن انگجی و دیگری آیتالله میرزاصادق آقاتبریزی، نخست به کردستان و سپس به قم تبعید شدند.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
👍69👏4💯3💔1🤪1
Defence Türks | دفنس تورک
3. مقبرهها و امامزادههای مرتبط با سلسلههای ترک (آققویونلو، قراقویونلو، صفوی) مقبره عوضالدوله (از امرای آققویونلو) در مراغه در دهه ۱۳۱۰ به بهانه ساخت خیابان تخریب شد. بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی (آرامگاه اصلی شاه اسماعیل و شاه عباس) در دوره رضاشاه بخشهایی…
آغاز داستان آذربایجان در دوران پهلوی دوم
با سقوط پرخفّت رضاخان از تخت سلطنت، فرزندش محمدرضا به مقام پادشاهی دست یافت. رضا میرپنج با خودباختگی و عدم اتکا به مردم، موجب اشغال خاک ایران به دست نیروهای متفقین، در ۳ شهریور ۱۳۲۰ شد. مردم در برابر اشغال کشور بیتفاوت بودند، زیرا رضاخان در طول حکومت خود، آنان را نادیده گرفته بود!
وی یکسوم بودجه سالانه ایران را، به تشکیل و تجهیز ارتش به اصطلاح نوین خود اختصاص داده بود، درحالیکه همان ارتش، سه روز نتوانست در مقابل اشغالگران مقاومت کند! با ظهور پادشاه جوان، مردم فضای تازهای را تجربه کردند! نیروهای اجتماعی و سیاسی، به نوعی آزادی نسبی و ناگزیر نسبت به رضا میرپنج که تماما بسته بود، دست یافتند. روزنامهها و کتابها تا حدی توانستند فارغ از سانسور سیاسی منتشر شوند. اجتماعات مذهبی به صورت علنی برگزار میشد! این دگرگونیها با اشغال خاک کشور توسط نیروهای نظامی روس و انگلیس، همزمان بود. بعد از شهریور ۱۳۲۰، نهتنها آذربایجان بلکه کل ایران، فضای ملتهب و تنشزایی را تجربه میکرد.
در این هنگام آزادیخواهان تبریز، جمعیتی به نام «جمعیت آذربایجان» را تشکیل دادند. این جمعیت از موضوعات مختلفی همچون تحقیر فرهنگی در دوره رضا قُلدُر، فقر و تبعیض اقتصادی، زورگویی اربابان به دهقانان، مفاسد اداری مأموران اعزامی از مرکز، ناراضی بود و خواستار رفع این معضلات شد.
در یکی از شمارههای روزنامه مربوط به این حزب تأکید شده است، که حکومت جدید محمدرضا پهلوی، همان دولت دیکتاتور پهلوی اول است که به منظور عوامفریبی، اسم خود را عوض نموده و نقاب آزادیخواهی روی خود کشیده است!
آذربایجان در آغازین سالیان حاکمیت پهلوی دوم
حزب موسوم به توده ایران، سازمان یافتهترین و پرعضوترین حزب بعد از سقوط رضا میرپنج بود، که در مورخه ۷/۷/۱۳۲۰، در تهران پایهریزی شد. این حزب از حمایت ضمنی روسها، بهرهمند بود. این امر به حزب توده، قدرت زیادی نیز بخشیده بود. در اعلامیههای آنان، بر استقلال ایران، آزادی ملت و اصلاحات درباره مالکیت زمین، بهداشت، مالیاتگیری و آموزش تأکید میشد. محبوبیت حزب در میان کارگران شهری و طبقات متوسط، افزایش یافت و علت آن بحران اقتصادی شدیدی بود، که کشور آن را تجربه میکرد. اعضای حزب توده با برگزاری میتینگهای اعتراضآمیز، از استبداد و ارتجاع انتقاد میکردند. اشغال کشور به دست نظامیان متفقین، بر نابسامانیهای اقتصادی افزود.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
با سقوط پرخفّت رضاخان از تخت سلطنت، فرزندش محمدرضا به مقام پادشاهی دست یافت. رضا میرپنج با خودباختگی و عدم اتکا به مردم، موجب اشغال خاک ایران به دست نیروهای متفقین، در ۳ شهریور ۱۳۲۰ شد. مردم در برابر اشغال کشور بیتفاوت بودند، زیرا رضاخان در طول حکومت خود، آنان را نادیده گرفته بود!
وی یکسوم بودجه سالانه ایران را، به تشکیل و تجهیز ارتش به اصطلاح نوین خود اختصاص داده بود، درحالیکه همان ارتش، سه روز نتوانست در مقابل اشغالگران مقاومت کند! با ظهور پادشاه جوان، مردم فضای تازهای را تجربه کردند! نیروهای اجتماعی و سیاسی، به نوعی آزادی نسبی و ناگزیر نسبت به رضا میرپنج که تماما بسته بود، دست یافتند. روزنامهها و کتابها تا حدی توانستند فارغ از سانسور سیاسی منتشر شوند. اجتماعات مذهبی به صورت علنی برگزار میشد! این دگرگونیها با اشغال خاک کشور توسط نیروهای نظامی روس و انگلیس، همزمان بود. بعد از شهریور ۱۳۲۰، نهتنها آذربایجان بلکه کل ایران، فضای ملتهب و تنشزایی را تجربه میکرد.
در این هنگام آزادیخواهان تبریز، جمعیتی به نام «جمعیت آذربایجان» را تشکیل دادند. این جمعیت از موضوعات مختلفی همچون تحقیر فرهنگی در دوره رضا قُلدُر، فقر و تبعیض اقتصادی، زورگویی اربابان به دهقانان، مفاسد اداری مأموران اعزامی از مرکز، ناراضی بود و خواستار رفع این معضلات شد.
در یکی از شمارههای روزنامه مربوط به این حزب تأکید شده است، که حکومت جدید محمدرضا پهلوی، همان دولت دیکتاتور پهلوی اول است که به منظور عوامفریبی، اسم خود را عوض نموده و نقاب آزادیخواهی روی خود کشیده است!
آذربایجان در آغازین سالیان حاکمیت پهلوی دوم
حزب موسوم به توده ایران، سازمان یافتهترین و پرعضوترین حزب بعد از سقوط رضا میرپنج بود، که در مورخه ۷/۷/۱۳۲۰، در تهران پایهریزی شد. این حزب از حمایت ضمنی روسها، بهرهمند بود. این امر به حزب توده، قدرت زیادی نیز بخشیده بود. در اعلامیههای آنان، بر استقلال ایران، آزادی ملت و اصلاحات درباره مالکیت زمین، بهداشت، مالیاتگیری و آموزش تأکید میشد. محبوبیت حزب در میان کارگران شهری و طبقات متوسط، افزایش یافت و علت آن بحران اقتصادی شدیدی بود، که کشور آن را تجربه میکرد. اعضای حزب توده با برگزاری میتینگهای اعتراضآمیز، از استبداد و ارتجاع انتقاد میکردند. اشغال کشور به دست نظامیان متفقین، بر نابسامانیهای اقتصادی افزود.
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
👍65👏3💯3💔2🤣1
Defence Türks | دفنس تورک
آغاز داستان آذربایجان در دوران پهلوی دوم با سقوط پرخفّت رضاخان از تخت سلطنت، فرزندش محمدرضا به مقام پادشاهی دست یافت. رضا میرپنج با خودباختگی و عدم اتکا به مردم، موجب اشغال خاک ایران به دست نیروهای متفقین، در ۳ شهریور ۱۳۲۰ شد. مردم در برابر اشغال کشور بیتفاوت…
گرانی، کمبود مواد غذایی و عدم توزیع به موقع جیرههای کالایی، از اهمّ معضلات دوره اشغال بود. کمبود فاجعهآمیز نان در شهر تبریز، که در آن هنگام جمعیتی ۲۲۰ هزار نفره داشت، قحطی و کمیابی بیسابقهای را موجب شد!
در ۲۴ اسفند ۱۳۲۱، مرم تبریز به علت کمبود نان و غله شورش کرده و خواستار رفع این معضل شدند. مردم خشمگین به خیابانها ریختند و به سوی مقر استاندار، به راه افتادند و فریاد زدند: «بیز آجیخ بیز آجیخ! بیز چورک ایستیریخ!» به معنی «ما گرسنهایم ما گرسنهایم ، ما نام میخواهیم» آنان در مقابل شهربانی، ازدحام کردند. سرگرد وفا در پلههای شهربانی، خطاب به تظاهرکنندگان گفت: «شماها باید بدانید موشها غله ما را میبرند!». البته منظور سرگرد وفا از موشها، شورویها بودند! در نهایت با ایراد نصایح سرتیپزاده نماینده مجلس تبریز، مردم متفرق شدند.
تنزل تدریجی اقتصاد آذربایجان در دوره پهلوی دوم
در آن مقطع آذربایجان از نظر اقتصادی، روزبهروز عقبافتادهتر میشد، تا جایی که در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی، آذربایجان علیرغم داشتن ثروتهای فراوان، در ردیف نواحی عقبافتاده جنوب ایران قرار گرفت! درحالیکه در سال ۱۳۲۳، هزینه زندگی در ایران نسبت به سال پیش ۴۰۰ درصد افزایش یافته بود، شرایط اقتصادی در آذربایجان بسیار وخیمتر بود!
در گزارش تلگرافی «دریفوس» سفیر امریکا در ایران، به وزیر امور خارجه امریکا آمده است: «قیمت سوخت در تبریز، بیشتر از تهران است!» محتوای یک تلگراف از تبریز نشان میدهد که بهای برق «کیلوواتی ۷ریال» در تبریز گرانتر است!
سیاستهای تبعیضآمیز دولت پهلوی در مورد آذربایجان، موجب مهاجرت گسترده نیروی کار آذربایجانی به تهران و مازندران شد! زمامداران حکومت پهلوی، آذربایجان را بهصورت یک مستعمره داخلی میدیدند که منابع، مواد غذایی و سایر محصولات کشاورزی آنرا به تهران منتقل میکردند، ولی حاضر نبودند در جهت رفع نابسامانی آن، قدمی بردارند! ظلم و تعدی مالکان بر طبقه کشاورز، موجب بهرهگیری حزب توده از شرایط موجود شد. کمیته ایالتی حزب، دهقانان را نسبت به حقوقشان آگاه میساخت! جنبشهای دهقانی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴، بیانگر آن بود که مالکان و زمینداران در طول حکومت رضا میرپنج، طبقه دهقان و زارع را استثمار کرده بودند و اینها با استفاده از آزادی نسبی، به فجایع آنها پاسخ میگفتند!
بسترهای تشکیل و تسلط حزب دموکرات آذربایجان
در کل باید اذعان کرد عدم رضایت توده مردم از عملکرد نامناسب حاکمیت، یکیاز مهمترین عواملی بود، که زمینه فعالیت دستههای مخالف حکومت را تسهیل میساخت. تضاد طبقاتی جامعه پس از شهریور ۱۳۲۰، راه را برای بروز جنبشهای اجتماعی فراهم کرد! دهقانان آذربایجانی در تشکیل فرقه دموکرات، نقش مهمی ایفا کردند بهطوریکه میتوان آنها را، بزرگترین پایگاه مردمی فرقه قلمداد کرد.
به نوشته روزنامه آذربایجان در دی-بهمن ۱۳۲۴، از ۷۵هزار عضو حزب دموکرات، ۵۶هزار نفر دهقان بودند!
آنان از برنامه اصلاحات ارضی حزب، راضی بودند. به واسطه همین برنامه، بسیاری از مالکان عمده از آذربایجان فرار کردند! کشاورزان بهخاطر توجه ویژه حزب دموکرات به وضعیت تأسفبار آنان، حضور فعال و چشمگیری در حمایت از دموکراتها داشتند. در همین دوره بود که نهضتهای دامنهداری در آذربایجان اتفاق افتاد، که نتیجه تعدیات و فشارهای درونی جامعه بود. سیاست حزب توده در برابر نیروهای مذهبی، محتاطانه و البته تا حدودی ناموفق بود!
کنسول انگلیس در تبریز گزارش داده بود: «در بیشتر بخشهای آذربایجان، روحانیون حزب توده را ملحد میخوانند، به شدت علیه آن تبلیغ میکنند، گفته میشود که روحانیون اردبیل نهتنها علیه حزب توده اعلامیه دادند، بلکه با تحریک آنان، مردم به سوی عوامل حزب، سنگ و آجر هم پرتاب کردهاند!»
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
در ۲۴ اسفند ۱۳۲۱، مرم تبریز به علت کمبود نان و غله شورش کرده و خواستار رفع این معضل شدند. مردم خشمگین به خیابانها ریختند و به سوی مقر استاندار، به راه افتادند و فریاد زدند: «بیز آجیخ بیز آجیخ! بیز چورک ایستیریخ!» به معنی «ما گرسنهایم ما گرسنهایم ، ما نام میخواهیم» آنان در مقابل شهربانی، ازدحام کردند. سرگرد وفا در پلههای شهربانی، خطاب به تظاهرکنندگان گفت: «شماها باید بدانید موشها غله ما را میبرند!». البته منظور سرگرد وفا از موشها، شورویها بودند! در نهایت با ایراد نصایح سرتیپزاده نماینده مجلس تبریز، مردم متفرق شدند.
تنزل تدریجی اقتصاد آذربایجان در دوره پهلوی دوم
در آن مقطع آذربایجان از نظر اقتصادی، روزبهروز عقبافتادهتر میشد، تا جایی که در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی، آذربایجان علیرغم داشتن ثروتهای فراوان، در ردیف نواحی عقبافتاده جنوب ایران قرار گرفت! درحالیکه در سال ۱۳۲۳، هزینه زندگی در ایران نسبت به سال پیش ۴۰۰ درصد افزایش یافته بود، شرایط اقتصادی در آذربایجان بسیار وخیمتر بود!
در گزارش تلگرافی «دریفوس» سفیر امریکا در ایران، به وزیر امور خارجه امریکا آمده است: «قیمت سوخت در تبریز، بیشتر از تهران است!» محتوای یک تلگراف از تبریز نشان میدهد که بهای برق «کیلوواتی ۷ریال» در تبریز گرانتر است!
سیاستهای تبعیضآمیز دولت پهلوی در مورد آذربایجان، موجب مهاجرت گسترده نیروی کار آذربایجانی به تهران و مازندران شد! زمامداران حکومت پهلوی، آذربایجان را بهصورت یک مستعمره داخلی میدیدند که منابع، مواد غذایی و سایر محصولات کشاورزی آنرا به تهران منتقل میکردند، ولی حاضر نبودند در جهت رفع نابسامانی آن، قدمی بردارند! ظلم و تعدی مالکان بر طبقه کشاورز، موجب بهرهگیری حزب توده از شرایط موجود شد. کمیته ایالتی حزب، دهقانان را نسبت به حقوقشان آگاه میساخت! جنبشهای دهقانی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴، بیانگر آن بود که مالکان و زمینداران در طول حکومت رضا میرپنج، طبقه دهقان و زارع را استثمار کرده بودند و اینها با استفاده از آزادی نسبی، به فجایع آنها پاسخ میگفتند!
بسترهای تشکیل و تسلط حزب دموکرات آذربایجان
در کل باید اذعان کرد عدم رضایت توده مردم از عملکرد نامناسب حاکمیت، یکیاز مهمترین عواملی بود، که زمینه فعالیت دستههای مخالف حکومت را تسهیل میساخت. تضاد طبقاتی جامعه پس از شهریور ۱۳۲۰، راه را برای بروز جنبشهای اجتماعی فراهم کرد! دهقانان آذربایجانی در تشکیل فرقه دموکرات، نقش مهمی ایفا کردند بهطوریکه میتوان آنها را، بزرگترین پایگاه مردمی فرقه قلمداد کرد.
به نوشته روزنامه آذربایجان در دی-بهمن ۱۳۲۴، از ۷۵هزار عضو حزب دموکرات، ۵۶هزار نفر دهقان بودند!
آنان از برنامه اصلاحات ارضی حزب، راضی بودند. به واسطه همین برنامه، بسیاری از مالکان عمده از آذربایجان فرار کردند! کشاورزان بهخاطر توجه ویژه حزب دموکرات به وضعیت تأسفبار آنان، حضور فعال و چشمگیری در حمایت از دموکراتها داشتند. در همین دوره بود که نهضتهای دامنهداری در آذربایجان اتفاق افتاد، که نتیجه تعدیات و فشارهای درونی جامعه بود. سیاست حزب توده در برابر نیروهای مذهبی، محتاطانه و البته تا حدودی ناموفق بود!
کنسول انگلیس در تبریز گزارش داده بود: «در بیشتر بخشهای آذربایجان، روحانیون حزب توده را ملحد میخوانند، به شدت علیه آن تبلیغ میکنند، گفته میشود که روحانیون اردبیل نهتنها علیه حزب توده اعلامیه دادند، بلکه با تحریک آنان، مردم به سوی عوامل حزب، سنگ و آجر هم پرتاب کردهاند!»
✍️ادامه دارد…
A.T
@DefenceTURKs
👍74💔5👏3🤣1
Defence Türks | دفنس تورک
گرانی، کمبود مواد غذایی و عدم توزیع به موقع جیرههای کالایی، از اهمّ معضلات دوره اشغال بود. کمبود فاجعهآمیز نان در شهر تبریز، که در آن هنگام جمعیتی ۲۲۰ هزار نفره داشت، قحطی و کمیابی بیسابقهای را موجب شد! در ۲۴ اسفند ۱۳۲۱، مرم تبریز به علت کمبود نان و غله…
اهداف شوروی از کمک به تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان
هدف دولت مرکزی شوروی از کمک به تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان، فشار آوردن به دولت مرکزی ایران بود، تا به دو هدف خود برسند:
۱- تغییر سیاست یکجانبه غربگرایانه دولت مرکزی ایران: شوروی میخواست با تقویت عناصر آزادیخواه و متمایل به شوروی در حکومت ایران، تغییراتی به وجود آورد و در امتداد مرزهای گسترده شوروی، «دولتهای دوست» ایجاد کند.
۲- رسیدن به امتیاز نفت شمال: شوروی در پی آن بود تا امریکاییها را از رسیدن به نفت شمال محروم کند و هم نگرانیهای امنیتیاش از مرزهای ایران، برطرف شود.
کنسول امریکا در تبریز، پیشبینی میکند که این حرکتهای مخالف، شاید بدون حمایتهای شوروی شکست بخورد، ولی تأکید میکند: «جنبش دمکرات آذربایجان به رهبری پیشهوری، از حمایت وسیع مردمی آذربایجان برخوردار است و نارضایتیهای حقیقی از حکومت مرکزی را، نشان میدهد.»
با مروری بر شرایط جامعه پرالتهاب و بیثبات آذربایجان، در چهار سال ابتدایی سلطنت پهلوی دوم، میتوان خلأ قدرت، ناامنی و بیعدالتی تبعیضآمیز موجود در آنرا، حس کرد. بهعلاوه دخالت ارتش سرخ در امور داخلی ایران و همگامی آن با حزب دموکرات، رفته رفته زوال اقتدار حکومت فرقهای در این منطقه را رقم زد، که با روی هم نهادن همه این عوامل، حکومت نوپا و یکساله جمهوری دموکرات در تبریز، فرجامی خوش برای حامیانش نداشت!
✍️تمام
A.T
@DefenceTURKs
هدف دولت مرکزی شوروی از کمک به تأسیس فرقه دموکرات آذربایجان، فشار آوردن به دولت مرکزی ایران بود، تا به دو هدف خود برسند:
۱- تغییر سیاست یکجانبه غربگرایانه دولت مرکزی ایران: شوروی میخواست با تقویت عناصر آزادیخواه و متمایل به شوروی در حکومت ایران، تغییراتی به وجود آورد و در امتداد مرزهای گسترده شوروی، «دولتهای دوست» ایجاد کند.
۲- رسیدن به امتیاز نفت شمال: شوروی در پی آن بود تا امریکاییها را از رسیدن به نفت شمال محروم کند و هم نگرانیهای امنیتیاش از مرزهای ایران، برطرف شود.
کنسول امریکا در تبریز، پیشبینی میکند که این حرکتهای مخالف، شاید بدون حمایتهای شوروی شکست بخورد، ولی تأکید میکند: «جنبش دمکرات آذربایجان به رهبری پیشهوری، از حمایت وسیع مردمی آذربایجان برخوردار است و نارضایتیهای حقیقی از حکومت مرکزی را، نشان میدهد.»
با مروری بر شرایط جامعه پرالتهاب و بیثبات آذربایجان، در چهار سال ابتدایی سلطنت پهلوی دوم، میتوان خلأ قدرت، ناامنی و بیعدالتی تبعیضآمیز موجود در آنرا، حس کرد. بهعلاوه دخالت ارتش سرخ در امور داخلی ایران و همگامی آن با حزب دموکرات، رفته رفته زوال اقتدار حکومت فرقهای در این منطقه را رقم زد، که با روی هم نهادن همه این عوامل، حکومت نوپا و یکساله جمهوری دموکرات در تبریز، فرجامی خوش برای حامیانش نداشت!
✍️تمام
A.T
@DefenceTURKs
👍74👏3💯3🤣1💔1