Decreation
390 subscribers
319 photos
73 videos
21 files
140 links
تلگرام : t.me/Decreation2
فیسبوک : https://m.facebook.com/decreation.left
اینستاگرام : 2.decreation
Download Telegram
استمرار مبارزات کارگران پروژه‌ایِ نفت، گاز و پتروشیمی

مبارزه‌ طبقاتی کارگران بر مبنای هیجانات شخصی و دلبخواهی نیست بلکه بر اساس نیازها و ضرورت‌های زیست روزمره‌ی آنان است. این مبارزه هرگز در یک مسیر سرراست قرار نمی‌گیرد و پر از چالش و بحران است. مبارزه طبقاتی گاهی با پیشروی و پیروزی همراه است و گاهی هم عقب‌نشینی را ایجاب می‌کند. در نتیجه فرایند مبارزات کارگران پروژه‌ای هم تابع همین منطق است.
پس از پایان اعتصابات سراسری کارگران پروژه‌ای، اکثریت شرکت‌های پیمانکاری مجبور به پذیرش مطالبات کارگران شدند. البته بخشی از این شرکت‌ها با وعده‌های دروغ، کارگران را به سر کار بازگرداندند اما پس از مدتی کارگران متوجه شدند که پیمانکاران خلف وعده کرده‌اند و در نتیجه مجددا دست به اعتصاب زدند. شرکت‌های پتروشیمی بوشهر، پتروشیمی مروارید، پایانه نفتی قشم، انبار نفت جاسک، فاز ۱۴ پالایشگاه گاز پارس جنوبی، پتروشیمی چابهار و پتروشیمی مکران از جمله شرکت‌هایی بودند که کارگران را در جریان اعتصابات سراسری فریب دادند.
کارگران پروژه‌ای از خیزش سراسری فرودستان در دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸، اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه، گروه ملی فولاد اهواز و دیگر بخش‌های صنعتی و همچنین تحریم سراسری انتخابات ریاست جمهوری تاثیر گرفتند. این رخدادها و قطع امید اکثریت فرودست جامعه از طبقه حاکم در تعرضی شدن اعتراضات و رشد آگاهی کارگران پروژه‌ای اثر گذاشت. با شروع اعتراضات سراسری کارگران پروژه‌ای (کمپین ۱۴۰۰) در تاریخ ۳۱ خرداد حمایت آزادی‌خواهان و بخش‌های مختلف طبقه کارگر جلب شد و البته پوشش رسانه‌ای وسیع به دستاوردهای بسیاری منجر شد که قابل انکار نیست. حمایت عمومی از اعتصابات سراسری کارگران باعث افزایش اعتماد به نفس جمعی آنان شده است. سازمان‌دهی از پایین منجر به دخالت دادن بخش‌های بیشتری از کارگران بخش تعمیرات و تولید در اعتصابات سراسری (برای مثال گروه‌های تعمیراتی و بهره‌برداری، گروه‌های اورهال و همچنین کارگران ارکان ثالث) شده است. تداوم و گسترش این اعتراضات و اعتصابات به افزایش سطح آگاهی طبقاتی و سیاسی کارگران کمک کرده است. در نهایت بخشی از شرکت‌های پیمانکاری طبق شرایط پیشنهادی کارگران، مطالبات آن‌ها را پذیرفتند. برای مثال اکثر شرکت‌های پیمانکاری مطالبه‌ی ۲۰ روز کار در ازای ۱۰ روز مرخصی، منتها با افزایش ۳۰ درصد دستمزد به علاوه بهبود شرایط بهداشتی، غذا، خوابگاه و سرویس‌های رفت و برگشت را پذیرفتند. کارگران همچنان با تداوم اعتصاب و تجمع بر خواست‌ها و مطالبتشان طبق لیست پیشنهادی پافشاری می‌کنند و جدال برای بهبود معیشت همچنان ادامه دارد.
جایگزین کردن نیرو و اخراج کارگران در بخش فیتری، جوشکاری و به طور کل بخش‌های تخصصی‌‌تر برای کارفرمایان بسیار دشوار است. این مساله باعث می‌شود که کارگران در این بخش‌ها جسارت و ظرفیت مبارزاتی بیشتری از خود نشان بدهند و کارفرمایان در مقابل مطالبات آنان راحت‌تر تسلیم شوند. همین کارفرمایان در برابر اعتراضات کارگران پروژه‌ای در برخی از بخش‌ها مثل کارگران داربست‌بندان (معروف به سنگرسازانِ بدون سنگر)، کمکی‌ها و مونتاژکاران مقاومت بیشتری می‌کنند و همواره کمترین درصد افزایش دستمزد شامل حال این بخش از کارگران می‌شود. با این حال در طول اعتراضات سراسری این بخش از کارگران هم آموخته‌اند که باید با نهایت پافشاری و پایداری به مطالبات خود دست پیدا کنند. با رشد اعتراضات کارگران توازن قوای طبقاتی به ضرر استثمارگران در حال تغییر است و همین مساله باعث می‌شود کارگرانی که اعتماد به نفس کمتری دارند این انگیزه را پیدا کنند که در سطوح بالاتر و سازمان‌یافته‌تری وارد میدان مبارزه شوند.
این نکته نیر قابل بازگویی است که بخش‌های دفترفنی، اداری و گروه‌های سوپروایزری علیرغم بهره‌مندی از این اعتصابات و افزایش دستمزدها به تبع افزایش دستمزد کارگران، همکاری و همراهی قابل قبولی نداشته و در مورد سوپروایزرها باید گفت که برای شکستن اعتصاب و فریب کارگران تلاش کردند. لازم به ذکر است که سیستم جذب نیرو و استخدام به طور معمول توسط سوپروایزرها صورت می‌گیرد.
کارگران پروژه‌ای ثابت کرده‌اند که برای تامین وحدت اراده‌ در سراسر کشور با وجود پراکندگی جغرافیایی، قابلیت و انسجام بسیاری دارند. خردجمعی، نظرسنجی جمعی و برگزاری جلسات مشورتی مبنای سازماندهی سراسری کارگران پروژه‌ای است و برای پیشبرد این امر فارغ از همفکری در محیط کار و محل زیست از رسانه‌ها و گروه‌های مجازی هم استفاده می‌کنند. هرچند مختل کردن اتحاد کارگران در چنین بستری سخت است، اما کارگران از رسانه‌های مستقل خود برای افشای اعتصاب‌شکنان، تفرقه‌اندازان و جاسوسان نهایت استفاده را می‌کنند و اسامی آنان را به صورت علنی در بلک لیست خود قرار می‌دهند...

- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:


https://bit.ly/3rTwJLJ
@Decreation2
در ماه‌های نزدیک به قیام، کارگران تقریباً تمام مؤسسات صنعتی را تعطیل کرده بودند. اگرچه اعتصابات به مدت دو تا سه ماه تأثیر شگرفی بر کارگران گذاشته بودند، ‌کارگران هنوز تجربه‌ای از خودسامان‌دهی در محیط کار نداشتند. پس از فرار مالکان و مدیران ارشد، خلأ قدرت در بیشتر کارخانه‌ها حاکم شد. از سوی دیگر،‌ کارگران به شدت احساس می‌کردند که مالک کارخانه‌ها هستند و در نتیجه درباره‌ی کارخانه‌ها، به عنوان بخشی از ثروت مردم، متعهد و مسئول‌اند. در طول این دوره، خود کارگران مدیریت کارخانه‌ها را در دست گرفتند. دولت #بازرگان مخالفت فوری و مستقیم خود را با شوراها اعلام و ادعا کرد که پیروزی انقلاب وظایف آن‌ها را ملغا کرده است. در اواخر این دوره، بازرگان دوباره سیستم مدیریتی تک نفره را همراه مدیران حرفه‌ای لیبرال معرفی کرد.

کارگران و #انقلاب۵۷
نوشته‌ی #آصف_بیات
#شورای_مستقل_کارگری #جنبش_شورایی
@Decreation2
Decreation
Photo
اتحاد فولادین کارگران علیه مافیای فولاد

کارگران #گروه_ملی_فولاد_اهواز پس از تجربه‌ی تاریخی اعتصاب سال ۹۷ و برگزاری جلسات مجمع عمومی در سالن اجتماعات به قابلیت‌ها و ظرفیت‌های خود آگاه‌تر شده‌اند. هرچند بسیاری از آنان بازداشت و تهدید شدند و برای آنان پرونده‌ ساختند اما پایداری آنان باعث شد مجدداً اعتراضات خود را از سر بگیرند و #شورای_اسلامی_کار را به کلی کنار بزنند. امروز ادبیات و جسارت آنان در رسانه‌های مستقل‌شان، بازتاب نیروی واقعی آنان است.

آنچه کارگران گروه ملی فولاد اهواز را تا به امروز پویا و فعال نگاه داشته است، اتحاد، آگاهی و مکانیزم تصمیم‌گیری جمعی آنان بوده که کارفرما و دولت را به چالش واداشته است.

کارگران #فولاد_اهواز مجدداً خون تازه‌ای در رگ مبارزه برای حق‌خواهی جاری کرده‌اند و در تجمع خود کنار کارگران شهرداری ایستادند. طبق آخرین گزارش‌ها، مدیران دولتی و نیروهای امنیتی پس از آخرین تجمع کارگران طی جلسه‌ای وعده‌ی پاسخ به مطالبات را دادند و کارگران هم به آنان اولتیماتوم دادند.

کارگران فولاد خود را صاحب و گرداننده محل کار خود می‌دانند و کاملاً از جایگاه و قدرت خود آگاهی دارندو این مسئله را از نوشته‌ها و سخنرانی‌های آنان می‌توان فهمید.

یکی از مهم‌ترین خصوصیات این کارگران که بار دیگر بر روشن بودن و آگاهی‌شان صحه می‌گذارد ایستادگی در برابر هر تفرقه‌افکنی است. جایگاه کاری و تخصص یا هویت قومی هیچ یک دلیل تفرقه و گسست در انسجام این مبارزین سرافراز نشده است و نتوانسته آن‌ها را از خواست و هدف اصلی‌شان منحرف کند.

نگاه تمام طبقه کارگر به پیشروی‌های این مبارزین جسور است. موفقیت آن‌ها پیروزی تمام طبقه‌ی کارگر و قدم مهمی به سمت رهایی از استثمار و تبعیض است.

کارگران گروه ملی در رسانه‌ی مستقل خود گفته بودند که:

"ما آمده‌ایم که با حضورمان جهان را دگرگون کنیم، نیامده‌ایم تا پس از مرگمان بگویند که از کرم خاکی هم بی‌آزارتر بود."

در ادامه باید گفت تا استثمار و تبعیض پابرجاست، مبارزه‌ی طبقاتی علیه مناسبات #سرمایه‌داری ادامه خواهد داشت.
@Decreation2
درباره افزایش جعلی دستمزد!
  
هرچه به پایان سال نزدیک می‌شویم معرکه‌ی شورای عالی کار بر سر افزایش دستمزد بیشتر می‌شود. پینوکیوها لباس حسابدار به تن می‌کنند و برای تحمیل حداقل دستمزد و حداکثر استثمار طبقه کارگر چرتکه می‌اندازند. دولت و مجلس با شعبده‌بازی، نمودار و عدد و رقم هوا می‌کنند، در کلاه شعبده می‌گذارند و پشیزی از آن بیرون می‌آورند. طبقه‌‌ سرمایه‌دار نیز برای دولت کف می‌زند و هورا می‌کشد و از «هدیه دولت» قدردانی می‌کند. قهرمانان شورای اسلامی کار نیز با «قدرت چانه‌زنی» خود به بورژوازی و دولتش می‌گویند اگر حاصل‌ضرب دودوتا را بالاتر و لااقل به صفر نرسانید پای مصوبه را امضا نمی‌کنیم. سناریو از پیش نوشته شده اما تنها روایتی که در این میان تکراری نمی‌شود داستان تلخ معیشت طبقه کارگر است که هر لحظه با سورپرایزهای اقتصادی به قهقرا می‌رود.
 
ادعایی توخالی، واقعیتی مهلک
  
تمام پروپاگاندای بورژوازی ایران برای سرکوب مزدی این است که افزایش دستمزد منجر به افزایش تورم می‌شود. با این حال پاسخ این سوال را بی‌جواب می‌گذارد که چرا با وجود پایین نگه داشتن دائمی دستمزد، ‌اقتصاد ایران به جز دهه ۴۰ در تمام آمارهای ثبت شده در ۸۰ سال گذشته تورمی بوده است. در حال حاضر مزد بین ۶ تا ۱۵ درصد نرخ نهایی کالا را تشکیل می‌دهد و اگر مزد دو برابر هم بشود، نرخ نهایی کالا حدود ۱۰ درصد افزایش پیدا خواهد کرد. درحالی که بنا بر ادعای خود دولت تنها با حذف ارز ترجیحی حداقل ۷.۶ درصد بر تورم افزوده خواهد شد و این تنها یکی از سیاست‌های اقتصادی تورم‌زای طبقه حاکم است. زمانی که دولت با استقراض از بانک‌ها و بانک‌ها با دلالی و خلق اعتبار،‌ نقدینگی را در اقتصاد افزایش می‌دهند و تورم‌زایی می‌کنند بار آن بر دوش کارگران و تهی‌دستان می‌افتد، اما زمانی که کارگران خواهان افزایش دستمزد هستند دولت کاسه چه‌کنم چه‌کنم دست می‌گیرد و می‌گوید هم خزانه خالی است و هم افزایش دستمزد باعث افزایش نقدینگی می‌شود. بورژوازی هر دعوا و هر ناتوانی که در گرداندن اقتصادش دارد به خودش مربوط است، نه طبقه کارگر. همانطور که کارگر در زمان سوددهی شریک جیب سرمایه‌دار نیست، ‌در زمان رکود اقتصادی‌اش هم حامی مالی او نمی‌شود.
 
بر اساس آمارهای دولتی حداقل دستمزد سال ۱۴۰۰ کمتر از ۴۰ درصد هزینه سبد معیشت و تنها ۱۰.۶ روز از ماه را پوشش می‌د‌هد. تورم افسارگسیخته‌ی نزدیک به ۵۰ درصد، مدام قیمت کالاهای عمومی را افزایش می‌دهد و کارگران و محرومان را بی‌چیزتر و دارایی‌های سرمایه‌داران را ارزشمندتر می‌کند. در فاصله ۶ ماهه اردیبهشت تا مهر ۱۴۰۰، شاخص عمومی نرخ کالاها و خدمات بیش از ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است. در این مدت نرخ دلار ۲۵ درصد رشد داشته و بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، نرخ غذا ۲۳ درصد و خدمات ۱۵ درصد بالا رفته است. با این حال آمارهای دولتی سطحی به مراتب پایین‌تر از واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی را نشان می‌دهد.
 
روز به روز قدرت خرید کارگران ضعیف‌تر از قبل می‌شود و سفره‌ها کوچک و کوچک‌تر. در سال جاری میزان فروش بنکداران که عرضه ارزاق عمومی و مایحتاج زندگی مردم را بر عهده دارند، ۳۵ درصد کاهش یافته است. آمار گروه‌هایی که نمی‌توانند هزینه خرید برنج ایرانی را بپردازند، به ۶۰ درصد کل جامعه رسیده است. بسیاری از کالاهای مصرفی خانوار مثل حبوبات، برنج، شکر و روغن تا ۳۵ درصد افزایش نرخ داشته است.
 
شاید برای کسانی که دغدغه حفظ محیط زیست را دارند کاهش ۲۶ درصدی کل پسماند شهری تولیدی در تهران و کاهش ۳۲ درصدی سرانه تولید پسماند از سال ۹۵ تا ۹۹ خبر خوشایندی به نظر برسد اما اگر بدانند یکی از علت‌های اصلی کاهش تولید پسماند به دلیل کاهش قدرت خرید جامعه بوده با واقعیتی تلخ مواجه می‌شوند.
 
کارگران در خط مقدم
  
با وجود فقر و فلاکت تحمیلی، طبقه کارگر دست به سینه یک گوشه ننشسته تا طبقه حاکم شیره جانش را بمکد و آب از آب تکان نخورد. در سال‌های اخیر طبقه کارگر با اعتماد به نفس و همبستگی بیشتر و بعضا با آرایش جدیدتری پا به میدان مبارزه گذاشته است. تنها یک نمونه اعتراضات و اعتصابات ۳ ماهه‌ی کارگران پروژه‌ای (کمپین ۱۴۰۰) که به طور سراسری پا به عرصه مبارزه گذاشتند نشان‌دهنده تغییر مهمی در توازن قوا میان کارگران و استثمارگران بوده است. کارگران پروژه‌ای در بخشی از مطالبات خود از جمله افزایش دستمزد و کاهش روزهای کاری توانستند به پیروزی برسند. اکثر شرکت‌های پیمانکاری مطالبه‌ی ۲۰ روز کار در ازای ۱۰ روز مرخصی، منتها با افزایش ۳۰ درصد دستمزد به علاوه بهبود شرایط بهداشتی، غذا، خوابگاه و سرویس‌های رفت و برگشت را پذیرفتند...

- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/3IhTIWg
@Decreation2
Decreation
Photo
معلم مبارز درس ایستادگی می‌دهد

بر اساس گفته‌ها #عالیه_اقدام_دوست، حامی حقوق زنان و کارگران نخستین کسی است که در نظام جمهوری اسلامی ایران به دلیل فعالیت در راستای حقوق زنان در تجمع ۲۲خردادماه سال ۸۵ دستگیر و حکم زندان برای او اجرا شده است. او به دلیل حضور در تجمع فعالان حقوق زنان و با اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تمرد از دستور پلیس به مدت سه سال زندانی شد.
او قبل از #انقلاب۵۷ معلم بوده اما در سال ۵۹ در جریان #انقلاب_فرهنگی از آموزش و پرورش اخراج شد و سپس در کارخانه‌ی مزدا مشغول به کار شد. بعدتر از سال ۶۲ تا ۶۸ به دلیل فعالیت سیاسی زندانی شده بود که دو سال از آن را در بخش قرنطینه زندانی بود.
عالیه اقدام‌ دوست پس از آزادی از زندان مجدداً در ۲۰ اردیبهشت سال ۹۷ در تجمع اعتراضی معلمان بازداشت و در شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری به ۹ ماه حبس و جریمه نقدی بدل از ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. این تجمع برای طرح مطالبات و #افزایش_دستمزد بالاتر از خط فقر و مقابله با خصوصی‌سازی آموزش کشور شکل گرفت. اقدام دوست همراه با رسول بداقی، اسماعیل گرامی، جواد ذوالنوری، حسین غلامی و محمد عابدی از معلمان آزادی‌خواه و فعالین حقوق #بازنشستگان بازداشت شده بود.
او برای بار چندم در ۱۸ بهمن‌ماه سال جاری با حکم شعبه‌ی ۲ دادسرای فومن به نیابت از شعبه‌ی دوم بازپرسی دادسرای #اوین بازداشت شد. طبق گفته‌های وکیل عالیه اقدام دوست، وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی برای او صادر شده است که به علت عدم تأمین و اعتراض به قرار وثیقه همچنان آزاد نشده است.
عالیه اقدام دوست در مجموع ۹ سال حبس کشیده چراکه هیچگاه حق‌طلبی را فراموش نکرد و همواره برای آن مبارزه کرده است.
طبقه‌ کارگر در برابر چپاول و تبعیض، یک راه برای پیروزی دارد، آن هم اتحاد و تشکل است. آنچه طبقه کارگر را به مبارزه وامی‌دارد و حامیانشان را به حمایت و صفوف را به خط می‌کند چیزی نیست جز ضرورت و ضرورت. چرا که جامعه‌ی طبقاتی هنوز زنده است و نفس می‌کشد. آزادی و رهایی درخواست سانتی‌مانتال عده‌ی قلیلی که به جان طبقه کارگر افتاده‌اند نیست. امروز کسانی مثل عالیه اقدام دوست، جعفر ابراهیمی، اسماعیل بخشی، فرزانه زیلابی، اسماعیل گرامی و بسیاری دیگر از متحدین طبقه کارگر، درس ایستادگی می‌دهند و لزوم تشکل و اتحاد برای زنده ماندن و زندگی کردن ملموس‌تر از همیشه رخ می‌نماید. پیروزی طبقه‌ کارگر در دستان توانمند خود اوست.

@Decreation2
Decreation
Photo
جان رادا مردانی در خطر است!

روز ۳۰ بهمن در جریان #اعتراضات_سراسری_معلمان، #روح‌الله_مردانی (رادا) را در شهر #دلفان پس از ضرب و شتم و توهین‌های پی‌در‌پی بازداشت و راهی زندان خرم‌آباد کردند. او برای احقاق حقوق خود از دیروز وادار به #اعتصاب_غذا شده است. رادا پیش از این دو بار زندانی و بارها تهدید و احظار شده است. امروز این معلم آزادی‌خواه با سری شکسته و بدنی لگدمال شده در حبس به سر می‌برد.
او همواره در کنار معلمان و کارگران ایستاده و حامی آزادی‌خواهان جامعه است. تشکل‌های مستقل معلمان با تقویت همبستگی و سازمان‌یابی توانسته‌اند سنگر محکمی در برابر سرکوب بنا کنند که این مسأله به بسیاری از معلمان اعتماد به نفس و نیرو می‌دهد.
#رادا_مردانی پیش‌تر به عنوان دانشجوی معترض و به دلیل شرکت در اعتراضات سراسری در ۲۷ بهمن ماه سال ۹۶ دستگیر شده بود و به دلیل شرایط وخیم و بلاتکلیفی در ۴ اردیبهشت ۹۷ دست به اعتصاب غذا زد و دچار خونریزی دستگاه گوارش شد. آموزش پرورش حقوق این معلم زندانی را به بهانه غیبت از همان اول بازداشت قطع کرد. وی در اعتراض به این حکم و قطع حقوق برای بار دیگر در تاریخ ۱۳ مرداد به اعتصاب تر و خشک دست زد و چون حاکمیت نسبت به این موضوع بی‌توجهی کرد، رادا مجبور به دوختن لب‌های خود شد. در تاریخ ۲۴ مرداد با بیانیه جمع کثیری از معلمان و فعالین مدنی که نگران سلامتی وی بودند و قول‌هایی که قوه قضائیه و دادستانی برای رسیدگی به پرونده‌اش داده بودند به اعتصاب خود پایان داد.
رادا مردانی بار دیگر در سال ۹۸ به دلیل شرکت در اعتراضات فرهنگیان بازداشت شد و در کنار تعدادی از معلمان زیر بار احکام نا‌عادلانه ایستادگی کرد. رادا بارها جسارت و شجاعتش را نشان داده و در مسیر مطالبه گری لحظه‌ای لغزش و درنگ نداشته است. در اعتراضات اخیر که سلسله‌وار و چندین ماه است که به طغیان افتاده است، آذرماه امسال پس از تجمع مقابل مجلس عده‌ای لباس شخصی اقدام به دستگیری وی کردند که سایر معلمان و مسافران مترو دست به دست یکدیگر داده و او را از چنگ مأموران چماق به دست رهانیده بودند.
مأموران امنیتی با توجه به اعتراضات مستمر، متشکل و سراسری معلمان باید بدانند که معلمان تعرض به امنیت، رفاه و آزادی را تاب نخواهند آورد.
@Decreation2
برای سرمایه‌داری جنگ و صلح چیزی جز تجارت نیست.

#کارل_لیبکنشت

#روسیه #اوکراین #جنگ #سرمایه_داری #بورژوازی
@Decreation2
مادرانی که از طبقه کارگر هستند باید بیاموزند که بین فرزند خود و دیگری تفاوتی قائل نباشند؛ باید به یاد داشته باشند که این‌ها فرزندان ما هستند، فرزندان کارگران کمونیست روسیه.

#الکساندرا_کولونتای (کمیسر رفاه اجتماعی اتحاد جماهیر شوروی)

#هشت_مارس #۸مارس #خانواده
@Decreation2
Decreation
Photo
جنگ پیر زیر سایه‌ی جنگ بزرگ

جنگی که بر سر منافع صاحب سرمایه است، جنگ طبقه کارگر نیست و کارگر آگاه سرباز جنگی که نفعی از آن نمی‌برد نخواهد شد. مبارزه‌ روزمره طبقه کارگر، مقاومت در برابر استثمار و تبعیض است. پیروزی طبقه کارگر رهایی از بند تبعیض،‌ بیگانگی، استثمار و بی‌حقوقی است که کوچکترین ارتباطی به قدرت‌طلبی و نظامی‌گری دولت‌های سرمایه‌داری ندارد. منافع مشترک ملی فارغ از طبقه‌ی اجتماعی دروغی بیش نیست. صدای جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر امروز در خاورمیانه بیش از پیش و رساتر به گوش می‌رسد. دور نیست روزی که این مبارزان، نقش تاریخی رهایی بشریت را رقم بزنند و این مهم با اتحاد طبقاتی و پیشروی اعتراضات انترناسیونالیستی طبقه کارگر محقق خواهد شد.
در تاریخ ۱ مارس در حالی که دستگاه پروپاگاندای به اصطلاح صلح‌بانان منطقه (ناتو) در حال جامه‌دری و سوگواری برای هم‌نوعان چشم‌آبی خود بود، در این گوشه‌ی جهان،‌ هنگام برگزاری یک مراسم مسلمانان، نیروهای اسرائیلی به بهانه‌ی پرتاب شدن تعدادی سنگ، رو به شهروندان بی‌دفاع و بی‌سلاح فلسطینی آتش گشودند. دختری ۱۱ ساله با اصابت نارنجک صوتی با صورتش در شرایط حاد فیزیکی قرار گرفت و بستری شد. این در حالی است که کمتر از ۱ ماه از قتل پسر ۱۴ ساله در بیت‌اللحم می‌گذرد و در یک سال اخیر، نهادهای «حقوق بشر» اسرائیل کشتار ۷۷ فلسطینی توسط نیروهای این رژیم را تأیید کرده‌‌اند. همچنین رسانه‌های رسمی غرب، از ابتدای حمله روسیه به اوکراین چهره‌ای به نسبت عریان‌تر از نژادپرستی‌شان را به جهانیان ارائه داده‌اند. با تأکید بر «چشم‌آبی» بودن اوکراینی‌ها و این که «این بار فرق می‌کند» چون «اینجا اروپا است و نه افغانستان و عراق»، رویکردی به شدت متفاوت در برخورد با سایر پناهجویان جنگ‌زده داشته‌اند و سیل سلاح و اشک را به سمت «برادران هم‌نوعشان» روانه کرده‌اند. اکنون بر همگان روشن می‌شود که نقش نهادهای حقوق بشر هیچ نیست جز همان پوشش همیشگی بر سیاست‌های جنگ افروزانه قدرت‌های فاشیستی. گرچه چند لایه بودن نژادپرستی به شکلی است که چند روز بعد خبر اوضاع اسفناک پناهندگان اوکراین در فرانسه هم تازگی نخواهد داشت. دستگاه تحمیق بورژوازی غرب هیچ فضایی برای حقیقت‌جویی باقی نمی‌گذارد.
با وجود تصفیه‌ی نژادی بیش از هفتاد سال حکومت اسرائیل و جنایات روزمره‌ی نیروهای به ظاهر «دفاعی» اسرائیلی، هیچ گونه تحریم رسمی را به هیچ شکلی علیه آنان را از طرف دول غربی شاهد نبودیم و هیچ اجماع بین المللی در رد و محکومیت جنایات این رژیم شکل نگرفته است. هیچ آغوش بازی برای آوارگان فلسطینی وجود نداشته است و سال‌هاست که در اردوگاه‌های آوارگان، محبوس و بلاتکلیف هستند. نقش سازمان ملل و اتحادیه‌ی اروپا هم تنها «محکوم کردن به شدیدترین لحن» بوده و هست. امروز می‌بینیم پس از گذشت مدت چند روزه از تجاوز روسیه، این کشور، یک به یک امتیازاتش را از دست می‌دهد مثل تصمیم‌های فیفا و یوفا، در حالی که در حین تحریم روسیه میزبانی جام باشگاه‌های آسیا را به عربستان سعودی سپرد که در طی ۸ سال گذشته یمن را به خاک و خون کشیده است. گرچه تحریم، اولین و شدیدترین تخریب‌ها را به طبقه‌ی کارگر تحمیل می‌کند و عملی محکوم و غیر‌انسانی محسوب می‌شود، اما این استاندارد دوگانه معانی بسیاری را از پس پرده بیرون می‌کشاند.
پروپاگاندای غلیظ اسرائیل در مورد نقش غیرتهاجمی نیروهایش و حق دفاع از خود با اسنایپر و نارنجک و سانسور در برابر سنگ و خشم شهروندان غیر نظامی فلسطین ادامه دارد، در حالی که سال پیش ده‌ها هزار نفر را در سراسر همین کشورهای اروپایی به خیابا‌ن‌ها کشاند. کمدی تلج اینجاست که بخش قابل توجهی از این معترضین یهودی و حتی دارای تابعیت اسرائیلی هستند و حکومت اسرائیل به هر آن کس که نقدش می‌کند حتی اگر یهودی باشد انگ ضدیهود می‌زند.
رهایی مردم فلسطین و کارگران‌ تمام این کره‌ی خاکی، در دستان توانمند طبقه‌ای است که خشت به خشت بنایش کرده‌ و چونان خون در رگ‌هایش، این اکوسیستم در هم پیچیده را زنده نگه داشته‌ است؛ گورکنان سرمایه‌داری!
@Decreation2
خبر فوری

دقایقی پیش امیرعباس آذرم‌وند فعال کارگری و روزنامه نگار اقتصادی در تئاتر شهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

طبقه کارگر و متحدینشان علی‌رغم تمام فشارهای امنیتی و اقتصادی دست از حق‌طلبی و آزادی‌خواهی بر نخواهند داشت.

نه تهدید، نه زندان، دیگر اثر ندارد!

#امیرعباس_آذرم_وند
@Decreation2
به مناسبت ۸ مارس

۸ مارس یادآور روزی است که زمین زیر پای زنان کارگر آمریکا لرزید. گرچه این اولین باری نبود که خروش زنان بلند می‌شد اما این‌بار تاریخ برای همیشه به پیش و پس از آن واقعه تقسیم شد. حق رای، کاهش ساعت کار، افزایش دستمزد و بهبود شرایط کار حق سلب شده آنان بود و این مبارزین برای تحقق حقوق اولیه‌شان روانه میدان شدند. همانطور که انتظار می‌رفت، نیروی سرکوب طبقه‌ی سرمایه‌دار با سرکوب شدید به استقبال درخواست‌هایشان آمد؛ اما مبارزه تازه شروع شده بود و سال بعد اولین اتحادیه‌های زنان کارگر در آمریکا پا گرفت.
در سال ۱۹۰۹ حزب سوسیالیست آمریکا تاریخ ۲۸ فوریه را اولین «روز ملی زن» اعلام کرد. سال بعد کلارا زتکین به عنوان یکی از برجسته‌ترین رهبران کمونیست طبقه کارگر در دومین کنفرانس بین‌المللی زنان سوسیالیست، ایده‌ی روز «روز جهانی زن» را مطرح کرد و این ایده در نهایت تصویب شد. ساعاتی بعد از اتمام این کنفرانس، کنگره‌ی هشتم انترناسیونال دوم در همان شهر یعنی کپنهاگ برگزار شد که در حقیقت اولین تشکیلاتی بود که این روز را به رسمیت شناخت و بر بین‌المللی بودن این روز تاکید ورزید.
جنبش کمونیستی سنت مبارزاتی زنان کارگر را ادامه داد، به افق مبارزاتشان وسعت بخشید و جدال طبقاتی را این بار سازمان‌یافته‌‌تر ترتیب داد و در امتدادش اعتراضات باشکوهی برگزار شد. قدرت انقلابی و گستردگی اعتراضات سالیانه روز جهانی زن به جایی رسید که در روز ۸ مارس سال ۱۹۱۷، کارگران نساجی روسیه دست به اعتصابات گسترده زدند و خواهان پایان جنگ، گرسنگی و تبعیض شدند. این اقدام منجر به اعتصابات سراسری کارگران روسیه شد و در نهایت پتک‌های کارگران روسیه بود که باعث در هم شکستن تخت شاهی نیکلای دوم تزار روسیه و پایان یافتن حکومت رومانوف‌ها شد. اینگونه بود که هشت مارس با مبارزه‌ی طبقاتی زنان کارگر تیغی بران شد و تاریخ را شکافت. این در حالی است که ۳۰ سال بعد از تاسیس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۵ لطف و مرحمت این سازمان نصیب زنان شد و تصمیم گرفت روز جهانی زن را به رسمیت بشناسد! همان سازمانی که طی یک اقدام مترقی(!) عضویت جمهوری اسلامی ایران را که به طور رسمی مخالف کنوانسیون رفع تبعیض از زنان بوده در «کمیسیون مقام زن» تصویب کرده ‌است.

بازوان تحکیم و تمکین سرمایه‌داری

هیچ پدیده‌ی مادی به صورت خود به خودی به وجود نمی‌آید و از بین نمی‌رود. هر پدیده‌ای را باید در بستر تاریخی و شرایط مادی و اجتماعی‌اش بررسی کرد تا فهم دقیقی از علل و ریشه‌های آن پدیده به دست آورد. مسیر تغییر ریشه‌ای پدیده‌ها از چنین رویکرد تحلیلی می‌گذرد. ریشه‌های انواع بهره‌کشی مثل تبعیض جنسیتی و راه رفع آن را هم این چنین باید دریافت. در قدم اول باید بازگشت به دورانی که برای اولین بار بخش کوچکی از جامعه به طور انحصاری صاحب مازاد ثروت جامعه شد و برای حراست از مالکیت خصوصی‌اش نهاد خانواده، ایدئولوژی و سازوکار سرکوب دولتی را بنا کرد. تولد طبقات اجتماعی در دوره یکجانشینی، منافع متضاد طبقات با یکدیگر و در نتیجه مبارزه‌ی طبقاتی را ایجاب کرد. حال چگونه خانواده ابزار تثبیت مالکیت خصوصی شد؟ در نهاد خانواده روابط و نقش‌های معینی در جریان است. والدین ارباب فرزندانشان هستند و تابعیت کودکان از والدینشان یک ارزش مقدس است. کودک برای رفع نیازهای اولیه‌ی خود مجبور می‌شود که به ارزش‌های والدین وفادار بماند. این مساله که برای «حق زیست انسانی» باید تابع قوانین و ارزش‌های طبقه حاکم بود در بدو تولد در روان کودک نهادینه می‌شود؛ چراکه در جامعه هم باید تابع دولت و تمام سازوکارهای ایدئولوژیک طبقه حاکم باشد. کمونیسم مخالف تحقیر و گروگان‌گرفتن معیشت کودکان است.
نظام سلطه در نهاد خانواده به واسطه‌ی نقش‌های جنسیتی هم نهادینه می‌شود. مشخصا به نقش پدر و مادر توجه کنیم. پدر چگونه می‌تواند از این موضوع مطمئن شود که بذری که در رحمی کاشته است به ثمر خواهد رسید و وارث اموالش خواهد شد؟ تکلیف مادر به عنوان حمل کننده فرزند در زمان جنینی مشخص است. در دوران یکجا نشینی که منجر به مالکیت بر زمین و دام و خانه شد، برای مطمئن شدن مردان از بقای نسلشان، زنان هم بخشی از مایملک آنان قرار گرفتند.
طبق کلیشه‌های جنسیتی، زن در نسبت با مرد ضعیف‌تر و حساس‌تر قلمداد می‌شودبدین‌سان با صفاتی چون عفیفه، پاکدامن و «در اختیار همسر» توصیف می‌شود. در مورد قدرت بدنی بیشتر و توازن هورمونی نمی‌توان حکم قاطعی داد چون این فاکتورها به شدت تحت تاثیر شرایط زیستی تغییرپذیر هستند. می‌توان به صورت نسبی این خصوصیات را نیز مکمل سلطه‌ی مردان بر زنان و فرزند‌آوری دانست. زن برای پرورش فرزندانش، باید از فردی واحد که با او خانه‌ای مشترک داشت باردار می‌شد، که او مسئولیت حمایت از کودک و مادر و در واقع مشروع بودن فرزند را تضمین کند.
- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/3J28elI
@Decreation2
Decreation
Photo
امیرعباس آذرم‌وند فعال کارگری و روزنامه‌نگار اقتصادی در جریان تجمع روز جهانی زن در تئاتر شهر بازداشت و سپس توسط بازپرس شعبه دوم دادسرای اوین (حاجی مرادی) برای اجرای حکم ۴سال و ۸ماه به زندان منتقل شد. این درحالی است که فردای روز بازداشت، سربازان دادسرای اوین به پدر امیرعباس وعده‌ی آزادی ظرف چند ساعت آینده را دادند اما بعد از چند ساعت مدعی شدند که امیرعباس خودش درخواست اجرای حکمش را داده است! این دروغ و فریب را امیرعباس پس از انتقال به قرنطینه و تماس تلفنی با پدرش افشا کرد و البته این بازی‌دادن‌ها از سوی نیروهای امنیتی و بازپرس‌های امنیتی چیز جدیدی نیست. نیروهای سرکوب تا به امروز امیرعباس را همچنان در قرنطینه محبوس نگه داشته‌اند و به بند منتقل نکرده‌اند.

امیرعباس پس از آزادی موقت بارها توسط نهادهای امنیتی از جمله اطلاعات سپاه و پلیس امنیت تهدید شد اما هرگز تن به سیاست ارعاب نداد. بازپرس شعبه دوم دادسرای اوین در زمان بازداشت امیرعباس هم بارها خانواده‌‌ی او را فریب داد و بعد شاکی بود که چرا دوستان امیرعباس به این بازپرس صادق و عادل اتهام دروغ‌گو می‌زنند و فعالیت‌ رسانه‌ای می‌کنند! پروسه‌ی پذیرفتن وثیقه‌ی امیرعباس سه بار به انواع مختلف ابتدا پذیرفته و سپس متوقف شد و کسی هم نباید اعتراض می‌کرد و صدایش در می‌آمد!

در جامعه‌ای که کمترین اعتراض و مطالبه‌ برای ابتدایی‌ترین حقوق انسانی منجر به تهدید، بازداشت و … می‌شود، نهاد قدرت در این آتش می‌دمد. در متن این شرایط سرنوشت‌ساز کارگران و فرودستان با ایجاد حلقه‌های حمایتی و کارزارهای رسانه‌ای و غیره به کمک متحدین خود می‌روند و از تجارب گذشته‌ی خود درس می‌گیرند. اعتراضات سراسری، متحدانه، سازمان‌یافته و تعرضی کارگران در چند سال اخیر نشان می‌دهد که هر درجه از سرکوب تنها به سرسختی مبارزان و نفرت جامعه می‌افزاید. حاکمیت باید بداند هنگامی که کارگر و حامیانش به آگاهی طبقاتی دست‌می‌یابند دیگر نقطه‌ی غیر قابل بازگشتی است. شمار کارگران پیشرو و سازمانده هر روز در حال افزایش است و کمتر کسی است که توهمی نسبت سیستم موجود داشته باشد.

#امیرعباس_آذرم_وند #روز_جهانی_زن #۸مارس #اوین #زندان_اوین
@Decreation2
🔴 زندان کردن امیرعباس آزرم‌وند روزنامه نگار و از حامیان طبقه کارگر را محکوم می‌کنیم

امیرعباس آزرم وند روزنامه نگار و از حامیان طبقه کارگر که سه شنبه هفدهم اسفند در مراسم هشتم مارس روز جهانی زن در پارک دانشجو (تاترشهر) توسط عوامل امنیتی با خشونت بازداشت شده بود پس از انتقال به دادسرای اوین با دستور بازپرس برای اجرای محکومیتی که در دیماه امسال توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به‌ ریاست قاضی ایمان افشاری از بابت اتهام اجتماع و تبانی به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود به بند قرنطینه زندان اوین منتقل شد تا دوران محکومیت اش را بگذراند.
وی همچنین به عنوان مجازات تکمیلی به منع عضویت در گروه‌های سیاسی و اجتماعی و خروج از کشور به مدت دو سال محکوم شده است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه زندانی کردن این روزنامه نگار و حامی طبقه کارگر را شدیدا محکوم می‌کند و خواستار آزادی بی‌قید و شرط امیرعباس آزرم وند و تمامی فعالین زندانی کارگری، معلمان، بازنشستگان و حامیان طبقه کارگر دربند می‌باشد.

لینک کانال
t.me/vahedsyndica
Decreation
Photo
امیرعباس آذرم‌وند در زندان به کرونا مبتلا شد!

#امیرعباس_آذرم‌_وند فعال کارگری و روزنامه‌نگار اقتصادی در قرنطینه #اوین به ویروس کرونا مبتلا شده است.
او با وجود علائمی مثل تب و بدن درد به مامورین قرنطینه برای رسیدگی مراجعه کرده اما به او گفته‌اند که جو سازی نکند!

در روزهای اخیر تعدادی از زندانیان در قرنطینه به #کرونا مبتلا شده‌بودند و جان تمام زندانیان به دلیل عدم جداسازی بیماران کرونایی در معرض خطر قرار گرفته است.

مرگ دردناک بکتاش آبتین نشان داد که چطور به شکل سیستماتیک مسئولین زندان و دستگاه‌های امنیتی دست مرگ را برای گرفتن جان زندانیان باز گذاشته‌اند.

آیا پس از گذشت دو سال از اپیدمی کرونا سیستم مدیریتی همچنان توانایی حفظ جان و سلامت زندانیان را ندارد؟! پاسخ روشن است که این تعرض عمدی به سلامت زندانیان، ناشی از سازوکار سرکوب است.

در برابر کوچکترین آسیب به سلامت و جان زندانیان نباید سکوت کرد و با تقویت همبستگی و اتحاد در مقابل این دستگاه حذف و سرکوب باید ایستاد.

هنوز داغ غم #بکتاش_آبتین بر سینه‌مان است، #سپیده_قلیان هم شرایط جسمانی نامساعدی دارد و از درمان محروم مانده است.

چندین هزار زندانی هستند که نمی‌دانیم کجا و نمی‌دانیم چه زمانی تحت این شرایط جان شیرینشان تهدید شده و می‌شود. این که امروز چه می‌کنیم تمییز بین ما و سیستم سرکوب و تبعیض است.
@Decreation2