Decreation
Photo
میز محاکمه را آماده کنید
هنگامی که جسد #محمد_جعفر_پوینده، عضو کانون نویسندگان، در روستای بادامک شهریار پیدا شد، علت مرگ او را خفگی اعلام کردند. اما بر همه آشکار بود که پوینده قربانی #قتلهای_زنجیرهای شده است. روزی هم که خبر مرگ بکتاش آبتین آمد از دادستان تهران تا بوقچیهای حکومتی تلاش کردند قتل او را عادیسازی کنند و اخلال در روند درمان را از سر باز کنند. اما کرونا آبتین را خفه نکرد، او قربانی قتلهای زنجیرهای نویسندگان و روشنفکران در چند دهه اخیر است.
در سالهای اخیر زندانهای ایران جان بسیاری از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی را گرفته و هیچ نهادی پاسخگوی این قتلهای پی در پی نبوده و نیست. #علیرضا_شیرمحمدعلی، #بهنام_محجوبی، #شاهین_ناصری، #امیرحسین_حاتمی و ساسان نیک نفس تنها اندکی از اسامی کسانی هستند که قربانی زندانهای جمهوری اسلامی شدهاند.
حال چند روز پس از کشته شدن بکتاش آبتین، سازمان زندانهای ایران، بخشنامهای در خصوص حقوق زندانیان و بازداشتشدگان منتشر کرده است.
گویی این که جای هنرمندان و فعالان اجتماعی و سیاسی در زندان است امر بدیهی محسوب میشود و حالا آقایان لطف کردهاند و حقوقی را برای زندانیان و بازداشتشدگان در نظر گرفتهاند. حقوقی که از اساس #شکنجه_سفید دوران بازداشت را میپذیرد و تنها قصد دارد آن را تلطیف نماید. اما پس از سالها فضای اختناق و بازداشتهای گسترده، دیگر کیست که با بیداد زندانهای ایران آشنا نباشد؟ کسی هست که لااقل یک بار خاطرات بازداشتیها و زندانیها را نشنیده باشد؟ استفاده از چشمبند، تفتیش عقاید، ضرب و جرح، رفتار تحقیرآمیز و بسیاری از رفتارهای معمول در زندانها روی کاغذ ممنوع است. ولی مکررا اتفاق افتاده که بازداشتی در مدت بازداشت و بازجویی بر حقوق خود به عنوان متهم تاکید کرده و در عوض توسط بازجو به یادگیری ضد بازجویی متهم شده است؛ حتی این موضوع در کیفرخواست او در دادگاه بر بار پروندهاش افزوده است! به معنای دیگر آگاهی نسبت به همین خرده حقوق متهم، جرمانگاری شده است.
خون #بکتاش_آبتین و دیگر زندانیانی که در زندانهای ایران جان شیرین خود را فدا میکنند نباید پایمال شود. امروز صدای بخش وسیعی از جامعه به دادخواهی خون بکتاش بلند شده است. این ظرفیت نباید تنها در فضای مجازی و انتشار بیانیه خلاصه شود. عاملان قتل بکتاش باید محاکمه شوند. شاید امروز چنین امکانی نباشد، اما روزی میرسد که با اتحاد و همبستگی، عاملان سرکوب #آزادی_بیان نیز به میز محاکمه مردم کشیده شوند.
#کانون_نویسندگان_ایران
@Decreation2
هنگامی که جسد #محمد_جعفر_پوینده، عضو کانون نویسندگان، در روستای بادامک شهریار پیدا شد، علت مرگ او را خفگی اعلام کردند. اما بر همه آشکار بود که پوینده قربانی #قتلهای_زنجیرهای شده است. روزی هم که خبر مرگ بکتاش آبتین آمد از دادستان تهران تا بوقچیهای حکومتی تلاش کردند قتل او را عادیسازی کنند و اخلال در روند درمان را از سر باز کنند. اما کرونا آبتین را خفه نکرد، او قربانی قتلهای زنجیرهای نویسندگان و روشنفکران در چند دهه اخیر است.
در سالهای اخیر زندانهای ایران جان بسیاری از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی را گرفته و هیچ نهادی پاسخگوی این قتلهای پی در پی نبوده و نیست. #علیرضا_شیرمحمدعلی، #بهنام_محجوبی، #شاهین_ناصری، #امیرحسین_حاتمی و ساسان نیک نفس تنها اندکی از اسامی کسانی هستند که قربانی زندانهای جمهوری اسلامی شدهاند.
حال چند روز پس از کشته شدن بکتاش آبتین، سازمان زندانهای ایران، بخشنامهای در خصوص حقوق زندانیان و بازداشتشدگان منتشر کرده است.
گویی این که جای هنرمندان و فعالان اجتماعی و سیاسی در زندان است امر بدیهی محسوب میشود و حالا آقایان لطف کردهاند و حقوقی را برای زندانیان و بازداشتشدگان در نظر گرفتهاند. حقوقی که از اساس #شکنجه_سفید دوران بازداشت را میپذیرد و تنها قصد دارد آن را تلطیف نماید. اما پس از سالها فضای اختناق و بازداشتهای گسترده، دیگر کیست که با بیداد زندانهای ایران آشنا نباشد؟ کسی هست که لااقل یک بار خاطرات بازداشتیها و زندانیها را نشنیده باشد؟ استفاده از چشمبند، تفتیش عقاید، ضرب و جرح، رفتار تحقیرآمیز و بسیاری از رفتارهای معمول در زندانها روی کاغذ ممنوع است. ولی مکررا اتفاق افتاده که بازداشتی در مدت بازداشت و بازجویی بر حقوق خود به عنوان متهم تاکید کرده و در عوض توسط بازجو به یادگیری ضد بازجویی متهم شده است؛ حتی این موضوع در کیفرخواست او در دادگاه بر بار پروندهاش افزوده است! به معنای دیگر آگاهی نسبت به همین خرده حقوق متهم، جرمانگاری شده است.
خون #بکتاش_آبتین و دیگر زندانیانی که در زندانهای ایران جان شیرین خود را فدا میکنند نباید پایمال شود. امروز صدای بخش وسیعی از جامعه به دادخواهی خون بکتاش بلند شده است. این ظرفیت نباید تنها در فضای مجازی و انتشار بیانیه خلاصه شود. عاملان قتل بکتاش باید محاکمه شوند. شاید امروز چنین امکانی نباشد، اما روزی میرسد که با اتحاد و همبستگی، عاملان سرکوب #آزادی_بیان نیز به میز محاکمه مردم کشیده شوند.
#کانون_نویسندگان_ایران
@Decreation2
Decreation
Photo
بیش از ۴سال حبس تعزیری برای امیرعباس آذرموند!
روز ۱۸ دیماه دادگاه #امیرعباس_آذرم_وند، روزنامهنگار اقتصادی و فعال کارگری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران بهریاست قاضی افشاری برگزار شد و بابت دو اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور محاکمه شد.
امروز حکم سه سال و هفت ماه حبس تعزیری بابت اجتماع و تبانی، هشت ماه حبس تعزیری بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام، منع عضویت در گروههای سیاسی و اجتماعی و خروج از کشور به مدت دو سال صادر شد.
روشن است که این احکام و این برخوردها از طرف حاکمیت تنها عزم طبقه کارگر و متحدینشان را جزمتر کرده است. سالهاست که در ایران مبارزه برای ابتداییترین حقوق شهروندی و قانونی هزینه دارد چه برسد که در راستای رهایی از استثمار و انواع تبعیض عملی صورت بگیرد یا حرفی زده شود.
امیرعباس آذرموند به عنوان روزنامهنگار اقتصادی و فعال کارگری همواره طرف طبقه کارگر ایستاده است و همین امر به خودی خود برای استثمارگران و دولتحامی آنان ترسآور بوده است. اگر فعالیتهای امیرعباس جرم است پس میلیونها نفر از کارگران و فعالین آزادیخواه مجرم هستند! جامعه دیگر توهمی به سیستمی ندارد که همواره اعتراضات کارگری و خیزشهای فرودستان را سرکوب کرده است و با ناکارآمدترین افقها و برنامهها به سلطهی طبقاتی خود ادامه میدهد. توهمی نیست و نتایج انتخابات اخیر از جمله مصادیق این ادعاست.
در نتیجه سرکوب لزوماً ضامن بقا نیست! تاریخ این حقیقت را ثابت کرده است. چشم جامعه به امثال امیرعباس و فعالین آزادیخواه است و مبارزهی اجتماعی برای آزادی و رفاه با این اقدامات کوتهبینانه قطع نمیشود. طبقه کارگری که پس از هر سرکوب قدرتمندتر و باتجربهتر از پیش به میدان آمده است با این احکام نه تنها عقب نشینی نمیکند بلکه به خشم و نفرت آنان افزوده میشود. این هم از دستاورد نهایی سرکوبهایتان!
#زندان_اوین #سرکوب_شهروندان
@Decreation2
روز ۱۸ دیماه دادگاه #امیرعباس_آذرم_وند، روزنامهنگار اقتصادی و فعال کارگری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران بهریاست قاضی افشاری برگزار شد و بابت دو اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور محاکمه شد.
امروز حکم سه سال و هفت ماه حبس تعزیری بابت اجتماع و تبانی، هشت ماه حبس تعزیری بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام، منع عضویت در گروههای سیاسی و اجتماعی و خروج از کشور به مدت دو سال صادر شد.
روشن است که این احکام و این برخوردها از طرف حاکمیت تنها عزم طبقه کارگر و متحدینشان را جزمتر کرده است. سالهاست که در ایران مبارزه برای ابتداییترین حقوق شهروندی و قانونی هزینه دارد چه برسد که در راستای رهایی از استثمار و انواع تبعیض عملی صورت بگیرد یا حرفی زده شود.
امیرعباس آذرموند به عنوان روزنامهنگار اقتصادی و فعال کارگری همواره طرف طبقه کارگر ایستاده است و همین امر به خودی خود برای استثمارگران و دولتحامی آنان ترسآور بوده است. اگر فعالیتهای امیرعباس جرم است پس میلیونها نفر از کارگران و فعالین آزادیخواه مجرم هستند! جامعه دیگر توهمی به سیستمی ندارد که همواره اعتراضات کارگری و خیزشهای فرودستان را سرکوب کرده است و با ناکارآمدترین افقها و برنامهها به سلطهی طبقاتی خود ادامه میدهد. توهمی نیست و نتایج انتخابات اخیر از جمله مصادیق این ادعاست.
در نتیجه سرکوب لزوماً ضامن بقا نیست! تاریخ این حقیقت را ثابت کرده است. چشم جامعه به امثال امیرعباس و فعالین آزادیخواه است و مبارزهی اجتماعی برای آزادی و رفاه با این اقدامات کوتهبینانه قطع نمیشود. طبقه کارگری که پس از هر سرکوب قدرتمندتر و باتجربهتر از پیش به میدان آمده است با این احکام نه تنها عقب نشینی نمیکند بلکه به خشم و نفرت آنان افزوده میشود. این هم از دستاورد نهایی سرکوبهایتان!
#زندان_اوین #سرکوب_شهروندان
@Decreation2
Decreation
Photo
دادخواهی برای محمد تقی فلاحی و تمام معلمان در بند
صبح روز چهارشنبه ۲۹ دیماه، #محمد_تقی_فلاحی دبیر کانون صنفی معلمان تهران در منزل خود بازداشت و برای اجرای حکم شش ماه حبس به #زندان_اوین منتقل شد. این معلم مبارز در اردیبهشتماه سال ۹۸ به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی معلمان روبروی مجلس شورای اسلامی همراه با رسول بداقی بازداشت شد و مجددا بهمنماه همان سال توسط اطلاعات سپاه پاسداران در منزل خود دستگیر شده بود .محمدتقی فلاحی مردادماه سال ۹۹ در مرحله بدوی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی #ایمان_افشاری به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود. حکم وی توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی سید احمد زرگر عینا تایید شد و در نهایت در دیوان عدالت به شش ماه حبس تعزیری کاهش یافت.
به لحاظ قانونی اتهام اخلال در نظم عمومی به این معناست که عملی موجب سلب آرامش از شهروندان شود یا مردم را از کسب و کار باز دارد. تجربه نشان داده است که از نظر نهادهای امنیتی و قضایی، هرگونه حضور در تجمعات اعتراضی به سادگی میتواند مصداق اخلال در نظم عمومی باشد. هیچکدام از مقامات قضایی هم کاری به این ندارد که آیا یک معلم معترض از شهروندان سلب آرامش کرده یا سیستمی که فقر و تبعیض را به جامعه تحمیل کرده است! یا چرا تا به امروز وزیر آموزش و پرورش که به هیچکدام از مطالبات معلمان پاسخ نداده مورد محاکمه و بازخواست قرار نگرفته است؟ چرا هیچکدام از مقامات و تصمیمگیرانی که دهههاست دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر تعیین میکنند و در برابر فریاد فرودستان گوششنوایی ندارند مورد محاکمه قرار نمیگیرند؟ پاسخ به این سوالات آنقدر ساده است که نیاز به تکرار ندارد!
در حال حاضر دهها نفر از معلمان دارای پروندهی باز بیرون از زندان یا در حال تحمل حبس درون زندان هستند؛ مشابه وضعیت امنیتی که بسیاری از اقشار جامعه به دلیل حقخواهی درگیر آن هستند. واضح است که با وجود فشار امنیتی و سرکوبهای مداوم از سیستم هیچ انتظاری جز این نمیتوان داشت، چه برسد به بهبود شرایط اجتماعی. به همین دلیل است که طبقه کارگر و فعالین اجتماعی با اتکا به تشکلهای مستقل، پا به میدان مبارزه گذاشتهاند تا حق خود را بگیرند. پیروزی این مبارزات برحق وابسته به میزان جلب حمایتهای اجتماعی، ارتقای آگاهی طبقاتی، تحکیم سازمانیابی مستقل از حاکمیت و به ویژه هوشیاری رهبران اجتماعی است.
لازم است که با دفاع مداوم و بیدریغ از معلمان زندانی و مطالباتشان قدمی موثر برای پیروزی اعتراضات برداشت.
#اعتراضات_سراسری_معلمان
@Decreation2
صبح روز چهارشنبه ۲۹ دیماه، #محمد_تقی_فلاحی دبیر کانون صنفی معلمان تهران در منزل خود بازداشت و برای اجرای حکم شش ماه حبس به #زندان_اوین منتقل شد. این معلم مبارز در اردیبهشتماه سال ۹۸ به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی معلمان روبروی مجلس شورای اسلامی همراه با رسول بداقی بازداشت شد و مجددا بهمنماه همان سال توسط اطلاعات سپاه پاسداران در منزل خود دستگیر شده بود .محمدتقی فلاحی مردادماه سال ۹۹ در مرحله بدوی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی #ایمان_افشاری به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود. حکم وی توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی سید احمد زرگر عینا تایید شد و در نهایت در دیوان عدالت به شش ماه حبس تعزیری کاهش یافت.
به لحاظ قانونی اتهام اخلال در نظم عمومی به این معناست که عملی موجب سلب آرامش از شهروندان شود یا مردم را از کسب و کار باز دارد. تجربه نشان داده است که از نظر نهادهای امنیتی و قضایی، هرگونه حضور در تجمعات اعتراضی به سادگی میتواند مصداق اخلال در نظم عمومی باشد. هیچکدام از مقامات قضایی هم کاری به این ندارد که آیا یک معلم معترض از شهروندان سلب آرامش کرده یا سیستمی که فقر و تبعیض را به جامعه تحمیل کرده است! یا چرا تا به امروز وزیر آموزش و پرورش که به هیچکدام از مطالبات معلمان پاسخ نداده مورد محاکمه و بازخواست قرار نگرفته است؟ چرا هیچکدام از مقامات و تصمیمگیرانی که دهههاست دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر تعیین میکنند و در برابر فریاد فرودستان گوششنوایی ندارند مورد محاکمه قرار نمیگیرند؟ پاسخ به این سوالات آنقدر ساده است که نیاز به تکرار ندارد!
در حال حاضر دهها نفر از معلمان دارای پروندهی باز بیرون از زندان یا در حال تحمل حبس درون زندان هستند؛ مشابه وضعیت امنیتی که بسیاری از اقشار جامعه به دلیل حقخواهی درگیر آن هستند. واضح است که با وجود فشار امنیتی و سرکوبهای مداوم از سیستم هیچ انتظاری جز این نمیتوان داشت، چه برسد به بهبود شرایط اجتماعی. به همین دلیل است که طبقه کارگر و فعالین اجتماعی با اتکا به تشکلهای مستقل، پا به میدان مبارزه گذاشتهاند تا حق خود را بگیرند. پیروزی این مبارزات برحق وابسته به میزان جلب حمایتهای اجتماعی، ارتقای آگاهی طبقاتی، تحکیم سازمانیابی مستقل از حاکمیت و به ویژه هوشیاری رهبران اجتماعی است.
لازم است که با دفاع مداوم و بیدریغ از معلمان زندانی و مطالباتشان قدمی موثر برای پیروزی اعتراضات برداشت.
#اعتراضات_سراسری_معلمان
@Decreation2
Decreation
Photo
امروز نوبت ما است
#شعبان_محمدی، عضو انجمن صنفی معلمان کردستان – مریوان، روز یکشنبه دهم بهمنماه در جریان تحصن سراسری معلمان با یورش ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت شد. با وجود فشارهای شدید امنیتی، طبق فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، معلمان در آن روز در بیش از ۲۵۰ شهر دست به تحصن زده بودند. گویا همچنان نیروهای امنیتی متوجه نشدهاند که با سرکوب افراد نمیتوان مانع سونامی سراسری معلمان شد.
شعبان محمدی در این مدت توانست سه بار با خانوادهی خود تماس بگیرد که در آخرین تماس، از وضعیت بد بازداشتگاه و عدم رسیدگی به وضعیت بیماری خود گفت. او با ناراحتی معده و خونریزی روده درگیر است و حتما باید دارو مصرف کند. تجربه ثابت کرده است که جان زندانیان همواره در معرض خطر است و سلامت زندانی برای سیستم سرکوب به مثابه یک اهرم فشار استفاده شده است. با این وجود دادستان #مریوان برای شعبان محمدی قرار بازداشت ۳۰ روزه صادر کرده است. اتهام او طبق معمول «اقدام علیه امنیت ملی» است اما مصداق این اتهام مشخص نیست. به طور معمول اگر هر فردی در هر تجمع قانونی بازداشت شود، نیروهای امنیتی با دو اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی و اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی شروع به «پروندهسازی» میکنند.
معلمان امروز برای خواستههای خود از جمله #آموزش_رایگان ایستادهاند و اعلام میکنند تا زمانی که به مطالبات خود نرسند در خیابان خواهند ماند.
بورژوازی با همه اختلافات جنبشی خود، برای حمله به خواستههای معلمان و کارگران صف کشیده است. اما بوق سانسور بوقچیهای آنها در رسانههای #مشرق_نیوز، #خبرگزاری_فارس، #منوتو و #ایران_وایر نمیتواند در برابر صدای بلند و رسای جنبش معلمان کارا باشد.
از یک سو رسانههای جناح راست در قدرت با پروندهسازی امنیتی برای معتبرترین چهرههای معلمان قصد سرکوب و مخدوش کردن مطالبات معلمان دارد و از سوی دیگر رسانههای #اپوزوسیون_راست از جمله «منوتو» و «ایرانوایر» در همراهی با سیستم #سانسور و سرکوب حاکم، تصویر شعبان محمدی را که شعار «خواستِ ما لغو خصوصیسازی است» را حذف میکنند و به «خواستِ ما خصوصیسازی است» تغییر میدهند. این رسانهها بار دیگر دشمنی خود را با طبقه کارگر و آزادیخواهان عیان کردند.
تلاش برای دستیابی هر بخشی از جامعه به رفاه، امنیت و آزادی برای آینده جامعه تعیین کننده است. امروز نوبت ما است که به طور موثر از #اعتراضات_سراسری_معلمان دفاع کنیم و با حمایت وسیع، سد راه سرکوب شویم.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران
@Decreation2
#شعبان_محمدی، عضو انجمن صنفی معلمان کردستان – مریوان، روز یکشنبه دهم بهمنماه در جریان تحصن سراسری معلمان با یورش ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت شد. با وجود فشارهای شدید امنیتی، طبق فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، معلمان در آن روز در بیش از ۲۵۰ شهر دست به تحصن زده بودند. گویا همچنان نیروهای امنیتی متوجه نشدهاند که با سرکوب افراد نمیتوان مانع سونامی سراسری معلمان شد.
شعبان محمدی در این مدت توانست سه بار با خانوادهی خود تماس بگیرد که در آخرین تماس، از وضعیت بد بازداشتگاه و عدم رسیدگی به وضعیت بیماری خود گفت. او با ناراحتی معده و خونریزی روده درگیر است و حتما باید دارو مصرف کند. تجربه ثابت کرده است که جان زندانیان همواره در معرض خطر است و سلامت زندانی برای سیستم سرکوب به مثابه یک اهرم فشار استفاده شده است. با این وجود دادستان #مریوان برای شعبان محمدی قرار بازداشت ۳۰ روزه صادر کرده است. اتهام او طبق معمول «اقدام علیه امنیت ملی» است اما مصداق این اتهام مشخص نیست. به طور معمول اگر هر فردی در هر تجمع قانونی بازداشت شود، نیروهای امنیتی با دو اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی و اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی شروع به «پروندهسازی» میکنند.
معلمان امروز برای خواستههای خود از جمله #آموزش_رایگان ایستادهاند و اعلام میکنند تا زمانی که به مطالبات خود نرسند در خیابان خواهند ماند.
بورژوازی با همه اختلافات جنبشی خود، برای حمله به خواستههای معلمان و کارگران صف کشیده است. اما بوق سانسور بوقچیهای آنها در رسانههای #مشرق_نیوز، #خبرگزاری_فارس، #منوتو و #ایران_وایر نمیتواند در برابر صدای بلند و رسای جنبش معلمان کارا باشد.
از یک سو رسانههای جناح راست در قدرت با پروندهسازی امنیتی برای معتبرترین چهرههای معلمان قصد سرکوب و مخدوش کردن مطالبات معلمان دارد و از سوی دیگر رسانههای #اپوزوسیون_راست از جمله «منوتو» و «ایرانوایر» در همراهی با سیستم #سانسور و سرکوب حاکم، تصویر شعبان محمدی را که شعار «خواستِ ما لغو خصوصیسازی است» را حذف میکنند و به «خواستِ ما خصوصیسازی است» تغییر میدهند. این رسانهها بار دیگر دشمنی خود را با طبقه کارگر و آزادیخواهان عیان کردند.
تلاش برای دستیابی هر بخشی از جامعه به رفاه، امنیت و آزادی برای آینده جامعه تعیین کننده است. امروز نوبت ما است که به طور موثر از #اعتراضات_سراسری_معلمان دفاع کنیم و با حمایت وسیع، سد راه سرکوب شویم.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران
@Decreation2
بازنشستگان از پا ننشستهاند
#اسماعیل_گرامی از فعالین حاضر در صحنهی #اعتراضات_بازنشستگان، روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۰ به دلیل شرکت در تجمعات #بازنشستگان در اعتراض به وضعیت سخت معیشتی به اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور متهم شد. او به دلیل اعتراض به افزایش دستمزد ناکافی و پیگیری دیگر مطالبات بازنشستگان، برای چندمین بار پیاپی دستگیر و این بار بدون قرار وثیقه تا دادگاهش در بازداشت موقت گرفتار ماند. اینچنین شد که در سن ۶۶ سالگی، زمان بازداشت موقت گرامی یکسره به ۴ سال حبس دوران محکومیتش متصل شد. این در حالی است که او از نظر سلامت در وضعیت حساسی قرار دارد و با بیماریهای صرع، مشکل پروستات، کمردرد و دنداندرد دست به گریبان است.
اسماعیل گرامی با تمام مشکلات معیشتی نه تنها به ناحق در #زندان_تهران_بزرگ محبوس شد، بلکه به همراه عدهای دیگر از محکومین سیاسی توسط تعدادی از مجرمین جرایم خشن مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
طبق روایت اسماعیل گرامی: «جمعه ۱۶/۷/۱۴۰۰ این اراذل و اوباش با ایجاد تشنج و درگیری، ما زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و حتی با چاقو و شیشهی شکسته تعدادی را به شدت زخمی کردند. در یک کلام باید گفته شود ما زندانیان امنیتی بند ۱۰ تیپ ۲ زندان تهران بزرگ هیچ گونه امنیت جانی نداریم.»
وی همچنین در نامهای به اوضاع اسفبار زندان تهران بزرگ اشاره کرد و گفت: «زندان تهران بزرگ که در آن محبوس هستم نمونهای از زندانهای ایران است که آب آشامیدنی ندارد و زندانی باید خود خریداری نماید. حتی از نظر مواد غذایی دارای کیفیت بسیار پایین است که درمواردی زندانی خود مجبور به خرید مواد و طبخ آن است. در زندان تهران بزرگ حتی آب گرم مناسب برای استحمام وجود ندارد. من اسماعیل گرامی صدایی از بازنشستگان بودم و از تمامی بازنشستگان، همکاران، دوستان و آشنایان انتظار دارم صدای من باشند و این نامه را به هر زبانی که برایشان مقدور است ترجمه کرده و آن را برای سندیکاها و اتحادیههای کارگری کشورهای مختلف و همچنین سازمان حقوق بشر ارسال نمایند تا جهانیان بدانند که ادعای رعایت حقوق بشر حکومت جمهوری اسلامی ایران دروغی بیش نیست.»
- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3oCm7yB
@Decreation2
#اسماعیل_گرامی از فعالین حاضر در صحنهی #اعتراضات_بازنشستگان، روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۰ به دلیل شرکت در تجمعات #بازنشستگان در اعتراض به وضعیت سخت معیشتی به اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور متهم شد. او به دلیل اعتراض به افزایش دستمزد ناکافی و پیگیری دیگر مطالبات بازنشستگان، برای چندمین بار پیاپی دستگیر و این بار بدون قرار وثیقه تا دادگاهش در بازداشت موقت گرفتار ماند. اینچنین شد که در سن ۶۶ سالگی، زمان بازداشت موقت گرامی یکسره به ۴ سال حبس دوران محکومیتش متصل شد. این در حالی است که او از نظر سلامت در وضعیت حساسی قرار دارد و با بیماریهای صرع، مشکل پروستات، کمردرد و دنداندرد دست به گریبان است.
اسماعیل گرامی با تمام مشکلات معیشتی نه تنها به ناحق در #زندان_تهران_بزرگ محبوس شد، بلکه به همراه عدهای دیگر از محکومین سیاسی توسط تعدادی از مجرمین جرایم خشن مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
طبق روایت اسماعیل گرامی: «جمعه ۱۶/۷/۱۴۰۰ این اراذل و اوباش با ایجاد تشنج و درگیری، ما زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و حتی با چاقو و شیشهی شکسته تعدادی را به شدت زخمی کردند. در یک کلام باید گفته شود ما زندانیان امنیتی بند ۱۰ تیپ ۲ زندان تهران بزرگ هیچ گونه امنیت جانی نداریم.»
وی همچنین در نامهای به اوضاع اسفبار زندان تهران بزرگ اشاره کرد و گفت: «زندان تهران بزرگ که در آن محبوس هستم نمونهای از زندانهای ایران است که آب آشامیدنی ندارد و زندانی باید خود خریداری نماید. حتی از نظر مواد غذایی دارای کیفیت بسیار پایین است که درمواردی زندانی خود مجبور به خرید مواد و طبخ آن است. در زندان تهران بزرگ حتی آب گرم مناسب برای استحمام وجود ندارد. من اسماعیل گرامی صدایی از بازنشستگان بودم و از تمامی بازنشستگان، همکاران، دوستان و آشنایان انتظار دارم صدای من باشند و این نامه را به هر زبانی که برایشان مقدور است ترجمه کرده و آن را برای سندیکاها و اتحادیههای کارگری کشورهای مختلف و همچنین سازمان حقوق بشر ارسال نمایند تا جهانیان بدانند که ادعای رعایت حقوق بشر حکومت جمهوری اسلامی ایران دروغی بیش نیست.»
- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3oCm7yB
@Decreation2
Telegraph
بازنشستگان از پا ننشستهاند
#اسماعیل_گرامی از فعالین حاضر در صحنهی #اعتراضات_بازنشستگان، روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۰ به دلیل شرکت در تجمعات #بازنشستگان در اعتراض به وضعیت سخت معیشتی به اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور متهم شد. او به دلیل اعتراض به افزایش دستمزد ناکافی و پیگیری…
استمرار مبارزات کارگران پروژهایِ نفت، گاز و پتروشیمیمبارزه طبقاتی کارگران بر مبنای هیجانات شخصی و دلبخواهی نیست بلکه بر اساس نیازها و ضرورتهای زیست روزمرهی آنان است. این مبارزه هرگز در یک مسیر سرراست قرار نمیگیرد و پر از چالش و بحران است. مبارزه طبقاتی گاهی با پیشروی و پیروزی همراه است و گاهی هم عقبنشینی را ایجاب میکند. در نتیجه فرایند مبارزات کارگران پروژهای هم تابع همین منطق است.
پس از پایان اعتصابات سراسری کارگران پروژهای، اکثریت شرکتهای پیمانکاری مجبور به پذیرش مطالبات کارگران شدند. البته بخشی از این شرکتها با وعدههای دروغ، کارگران را به سر کار بازگرداندند اما پس از مدتی کارگران متوجه شدند که پیمانکاران خلف وعده کردهاند و در نتیجه مجددا دست به اعتصاب زدند. شرکتهای پتروشیمی بوشهر، پتروشیمی مروارید، پایانه نفتی قشم، انبار نفت جاسک، فاز ۱۴ پالایشگاه گاز پارس جنوبی، پتروشیمی چابهار و پتروشیمی مکران از جمله شرکتهایی بودند که کارگران را در جریان اعتصابات سراسری فریب دادند.
کارگران پروژهای از خیزش سراسری فرودستان در دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸، اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه، گروه ملی فولاد اهواز و دیگر بخشهای صنعتی و همچنین تحریم سراسری انتخابات ریاست جمهوری تاثیر گرفتند. این رخدادها و قطع امید اکثریت فرودست جامعه از طبقه حاکم در تعرضی شدن اعتراضات و رشد آگاهی کارگران پروژهای اثر گذاشت. با شروع اعتراضات سراسری کارگران پروژهای (کمپین ۱۴۰۰) در تاریخ ۳۱ خرداد حمایت آزادیخواهان و بخشهای مختلف طبقه کارگر جلب شد و البته پوشش رسانهای وسیع به دستاوردهای بسیاری منجر شد که قابل انکار نیست. حمایت عمومی از اعتصابات سراسری کارگران باعث افزایش اعتماد به نفس جمعی آنان شده است. سازماندهی از پایین منجر به دخالت دادن بخشهای بیشتری از کارگران بخش تعمیرات و تولید در اعتصابات سراسری (برای مثال گروههای تعمیراتی و بهرهبرداری، گروههای اورهال و همچنین کارگران ارکان ثالث) شده است. تداوم و گسترش این اعتراضات و اعتصابات به افزایش سطح آگاهی طبقاتی و سیاسی کارگران کمک کرده است. در نهایت بخشی از شرکتهای پیمانکاری طبق شرایط پیشنهادی کارگران، مطالبات آنها را پذیرفتند. برای مثال اکثر شرکتهای پیمانکاری مطالبهی ۲۰ روز کار در ازای ۱۰ روز مرخصی، منتها با افزایش ۳۰ درصد دستمزد به علاوه بهبود شرایط بهداشتی، غذا، خوابگاه و سرویسهای رفت و برگشت را پذیرفتند. کارگران همچنان با تداوم اعتصاب و تجمع بر خواستها و مطالبتشان طبق لیست پیشنهادی پافشاری میکنند و جدال برای بهبود معیشت همچنان ادامه دارد.
جایگزین کردن نیرو و اخراج کارگران در بخش فیتری، جوشکاری و به طور کل بخشهای تخصصیتر برای کارفرمایان بسیار دشوار است. این مساله باعث میشود که کارگران در این بخشها جسارت و ظرفیت مبارزاتی بیشتری از خود نشان بدهند و کارفرمایان در مقابل مطالبات آنان راحتتر تسلیم شوند. همین کارفرمایان در برابر اعتراضات کارگران پروژهای در برخی از بخشها مثل کارگران داربستبندان (معروف به سنگرسازانِ بدون سنگر)، کمکیها و مونتاژکاران مقاومت بیشتری میکنند و همواره کمترین درصد افزایش دستمزد شامل حال این بخش از کارگران میشود. با این حال در طول اعتراضات سراسری این بخش از کارگران هم آموختهاند که باید با نهایت پافشاری و پایداری به مطالبات خود دست پیدا کنند. با رشد اعتراضات کارگران توازن قوای طبقاتی به ضرر استثمارگران در حال تغییر است و همین مساله باعث میشود کارگرانی که اعتماد به نفس کمتری دارند این انگیزه را پیدا کنند که در سطوح بالاتر و سازمانیافتهتری وارد میدان مبارزه شوند.
این نکته نیر قابل بازگویی است که بخشهای دفترفنی، اداری و گروههای سوپروایزری علیرغم بهرهمندی از این اعتصابات و افزایش دستمزدها به تبع افزایش دستمزد کارگران، همکاری و همراهی قابل قبولی نداشته و در مورد سوپروایزرها باید گفت که برای شکستن اعتصاب و فریب کارگران تلاش کردند. لازم به ذکر است که سیستم جذب نیرو و استخدام به طور معمول توسط سوپروایزرها صورت میگیرد.
کارگران پروژهای ثابت کردهاند که برای تامین وحدت اراده در سراسر کشور با وجود پراکندگی جغرافیایی، قابلیت و انسجام بسیاری دارند. خردجمعی، نظرسنجی جمعی و برگزاری جلسات مشورتی مبنای سازماندهی سراسری کارگران پروژهای است و برای پیشبرد این امر فارغ از همفکری در محیط کار و محل زیست از رسانهها و گروههای مجازی هم استفاده میکنند. هرچند مختل کردن اتحاد کارگران در چنین بستری سخت است، اما کارگران از رسانههای مستقل خود برای افشای اعتصابشکنان، تفرقهاندازان و جاسوسان نهایت استفاده را میکنند و اسامی آنان را به صورت علنی در بلک لیست خود قرار میدهند...
- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3rTwJLJ
@Decreation2
Telegraph
استمرار مبارزات کارگران پروژهایِ نفت، گاز و پتروشیمی
مبارزه طبقاتی کارگران بر مبنای هیجانات شخصی و دلبخواهی نیست بلکه بر اساس نیازها و ضرورتهای زیست روزمرهی آنان است. این مبارزه هرگز در یک مسیر سرراست قرار نمیگیرد و پر از چالش و بحران است. مبارزه طبقاتی گاهی با پیشروی و پیروزی همراه است و گاهی هم عقبنشینی…
در ماههای نزدیک به قیام، کارگران تقریباً تمام مؤسسات صنعتی را تعطیل کرده بودند. اگرچه اعتصابات به مدت دو تا سه ماه تأثیر شگرفی بر کارگران گذاشته بودند، کارگران هنوز تجربهای از خودساماندهی در محیط کار نداشتند. پس از فرار مالکان و مدیران ارشد، خلأ قدرت در بیشتر کارخانهها حاکم شد. از سوی دیگر، کارگران به شدت احساس میکردند که مالک کارخانهها هستند و در نتیجه دربارهی کارخانهها، به عنوان بخشی از ثروت مردم، متعهد و مسئولاند. در طول این دوره، خود کارگران مدیریت کارخانهها را در دست گرفتند. دولت #بازرگان مخالفت فوری و مستقیم خود را با شوراها اعلام و ادعا کرد که پیروزی انقلاب وظایف آنها را ملغا کرده است. در اواخر این دوره، بازرگان دوباره سیستم مدیریتی تک نفره را همراه مدیران حرفهای لیبرال معرفی کرد.
کارگران و #انقلاب۵۷
نوشتهی #آصف_بیات
#شورای_مستقل_کارگری #جنبش_شورایی
@Decreation2
کارگران و #انقلاب۵۷
نوشتهی #آصف_بیات
#شورای_مستقل_کارگری #جنبش_شورایی
@Decreation2
Decreation
Photo
اتحاد فولادین کارگران علیه مافیای فولاد
کارگران #گروه_ملی_فولاد_اهواز پس از تجربهی تاریخی اعتصاب سال ۹۷ و برگزاری جلسات مجمع عمومی در سالن اجتماعات به قابلیتها و ظرفیتهای خود آگاهتر شدهاند. هرچند بسیاری از آنان بازداشت و تهدید شدند و برای آنان پرونده ساختند اما پایداری آنان باعث شد مجدداً اعتراضات خود را از سر بگیرند و #شورای_اسلامی_کار را به کلی کنار بزنند. امروز ادبیات و جسارت آنان در رسانههای مستقلشان، بازتاب نیروی واقعی آنان است.
آنچه کارگران گروه ملی فولاد اهواز را تا به امروز پویا و فعال نگاه داشته است، اتحاد، آگاهی و مکانیزم تصمیمگیری جمعی آنان بوده که کارفرما و دولت را به چالش واداشته است.
کارگران #فولاد_اهواز مجدداً خون تازهای در رگ مبارزه برای حقخواهی جاری کردهاند و در تجمع خود کنار کارگران شهرداری ایستادند. طبق آخرین گزارشها، مدیران دولتی و نیروهای امنیتی پس از آخرین تجمع کارگران طی جلسهای وعدهی پاسخ به مطالبات را دادند و کارگران هم به آنان اولتیماتوم دادند.
کارگران فولاد خود را صاحب و گرداننده محل کار خود میدانند و کاملاً از جایگاه و قدرت خود آگاهی دارندو این مسئله را از نوشتهها و سخنرانیهای آنان میتوان فهمید.
یکی از مهمترین خصوصیات این کارگران که بار دیگر بر روشن بودن و آگاهیشان صحه میگذارد ایستادگی در برابر هر تفرقهافکنی است. جایگاه کاری و تخصص یا هویت قومی هیچ یک دلیل تفرقه و گسست در انسجام این مبارزین سرافراز نشده است و نتوانسته آنها را از خواست و هدف اصلیشان منحرف کند.
نگاه تمام طبقه کارگر به پیشرویهای این مبارزین جسور است. موفقیت آنها پیروزی تمام طبقهی کارگر و قدم مهمی به سمت رهایی از استثمار و تبعیض است.
کارگران گروه ملی در رسانهی مستقل خود گفته بودند که:
"ما آمدهایم که با حضورمان جهان را دگرگون کنیم، نیامدهایم تا پس از مرگمان بگویند که از کرم خاکی هم بیآزارتر بود."
در ادامه باید گفت تا استثمار و تبعیض پابرجاست، مبارزهی طبقاتی علیه مناسبات #سرمایهداری ادامه خواهد داشت.
@Decreation2
کارگران #گروه_ملی_فولاد_اهواز پس از تجربهی تاریخی اعتصاب سال ۹۷ و برگزاری جلسات مجمع عمومی در سالن اجتماعات به قابلیتها و ظرفیتهای خود آگاهتر شدهاند. هرچند بسیاری از آنان بازداشت و تهدید شدند و برای آنان پرونده ساختند اما پایداری آنان باعث شد مجدداً اعتراضات خود را از سر بگیرند و #شورای_اسلامی_کار را به کلی کنار بزنند. امروز ادبیات و جسارت آنان در رسانههای مستقلشان، بازتاب نیروی واقعی آنان است.
آنچه کارگران گروه ملی فولاد اهواز را تا به امروز پویا و فعال نگاه داشته است، اتحاد، آگاهی و مکانیزم تصمیمگیری جمعی آنان بوده که کارفرما و دولت را به چالش واداشته است.
کارگران #فولاد_اهواز مجدداً خون تازهای در رگ مبارزه برای حقخواهی جاری کردهاند و در تجمع خود کنار کارگران شهرداری ایستادند. طبق آخرین گزارشها، مدیران دولتی و نیروهای امنیتی پس از آخرین تجمع کارگران طی جلسهای وعدهی پاسخ به مطالبات را دادند و کارگران هم به آنان اولتیماتوم دادند.
کارگران فولاد خود را صاحب و گرداننده محل کار خود میدانند و کاملاً از جایگاه و قدرت خود آگاهی دارندو این مسئله را از نوشتهها و سخنرانیهای آنان میتوان فهمید.
یکی از مهمترین خصوصیات این کارگران که بار دیگر بر روشن بودن و آگاهیشان صحه میگذارد ایستادگی در برابر هر تفرقهافکنی است. جایگاه کاری و تخصص یا هویت قومی هیچ یک دلیل تفرقه و گسست در انسجام این مبارزین سرافراز نشده است و نتوانسته آنها را از خواست و هدف اصلیشان منحرف کند.
نگاه تمام طبقه کارگر به پیشرویهای این مبارزین جسور است. موفقیت آنها پیروزی تمام طبقهی کارگر و قدم مهمی به سمت رهایی از استثمار و تبعیض است.
کارگران گروه ملی در رسانهی مستقل خود گفته بودند که:
"ما آمدهایم که با حضورمان جهان را دگرگون کنیم، نیامدهایم تا پس از مرگمان بگویند که از کرم خاکی هم بیآزارتر بود."
در ادامه باید گفت تا استثمار و تبعیض پابرجاست، مبارزهی طبقاتی علیه مناسبات #سرمایهداری ادامه خواهد داشت.
@Decreation2
درباره افزایش جعلی دستمزد!
هرچه به پایان سال نزدیک میشویم معرکهی شورای عالی کار بر سر افزایش دستمزد بیشتر میشود. پینوکیوها لباس حسابدار به تن میکنند و برای تحمیل حداقل دستمزد و حداکثر استثمار طبقه کارگر چرتکه میاندازند. دولت و مجلس با شعبدهبازی، نمودار و عدد و رقم هوا میکنند، در کلاه شعبده میگذارند و پشیزی از آن بیرون میآورند. طبقه سرمایهدار نیز برای دولت کف میزند و هورا میکشد و از «هدیه دولت» قدردانی میکند. قهرمانان شورای اسلامی کار نیز با «قدرت چانهزنی» خود به بورژوازی و دولتش میگویند اگر حاصلضرب دودوتا را بالاتر و لااقل به صفر نرسانید پای مصوبه را امضا نمیکنیم. سناریو از پیش نوشته شده اما تنها روایتی که در این میان تکراری نمیشود داستان تلخ معیشت طبقه کارگر است که هر لحظه با سورپرایزهای اقتصادی به قهقرا میرود.
ادعایی توخالی، واقعیتی مهلک
تمام پروپاگاندای بورژوازی ایران برای سرکوب مزدی این است که افزایش دستمزد منجر به افزایش تورم میشود. با این حال پاسخ این سوال را بیجواب میگذارد که چرا با وجود پایین نگه داشتن دائمی دستمزد، اقتصاد ایران به جز دهه ۴۰ در تمام آمارهای ثبت شده در ۸۰ سال گذشته تورمی بوده است. در حال حاضر مزد بین ۶ تا ۱۵ درصد نرخ نهایی کالا را تشکیل میدهد و اگر مزد دو برابر هم بشود، نرخ نهایی کالا حدود ۱۰ درصد افزایش پیدا خواهد کرد. درحالی که بنا بر ادعای خود دولت تنها با حذف ارز ترجیحی حداقل ۷.۶ درصد بر تورم افزوده خواهد شد و این تنها یکی از سیاستهای اقتصادی تورمزای طبقه حاکم است. زمانی که دولت با استقراض از بانکها و بانکها با دلالی و خلق اعتبار، نقدینگی را در اقتصاد افزایش میدهند و تورمزایی میکنند بار آن بر دوش کارگران و تهیدستان میافتد، اما زمانی که کارگران خواهان افزایش دستمزد هستند دولت کاسه چهکنم چهکنم دست میگیرد و میگوید هم خزانه خالی است و هم افزایش دستمزد باعث افزایش نقدینگی میشود. بورژوازی هر دعوا و هر ناتوانی که در گرداندن اقتصادش دارد به خودش مربوط است، نه طبقه کارگر. همانطور که کارگر در زمان سوددهی شریک جیب سرمایهدار نیست، در زمان رکود اقتصادیاش هم حامی مالی او نمیشود.
بر اساس آمارهای دولتی حداقل دستمزد سال ۱۴۰۰ کمتر از ۴۰ درصد هزینه سبد معیشت و تنها ۱۰.۶ روز از ماه را پوشش میدهد. تورم افسارگسیختهی نزدیک به ۵۰ درصد، مدام قیمت کالاهای عمومی را افزایش میدهد و کارگران و محرومان را بیچیزتر و داراییهای سرمایهداران را ارزشمندتر میکند. در فاصله ۶ ماهه اردیبهشت تا مهر ۱۴۰۰، شاخص عمومی نرخ کالاها و خدمات بیش از ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است. در این مدت نرخ دلار ۲۵ درصد رشد داشته و بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، نرخ غذا ۲۳ درصد و خدمات ۱۵ درصد بالا رفته است. با این حال آمارهای دولتی سطحی به مراتب پایینتر از واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی را نشان میدهد.
روز به روز قدرت خرید کارگران ضعیفتر از قبل میشود و سفرهها کوچک و کوچکتر. در سال جاری میزان فروش بنکداران که عرضه ارزاق عمومی و مایحتاج زندگی مردم را بر عهده دارند، ۳۵ درصد کاهش یافته است. آمار گروههایی که نمیتوانند هزینه خرید برنج ایرانی را بپردازند، به ۶۰ درصد کل جامعه رسیده است. بسیاری از کالاهای مصرفی خانوار مثل حبوبات، برنج، شکر و روغن تا ۳۵ درصد افزایش نرخ داشته است.
شاید برای کسانی که دغدغه حفظ محیط زیست را دارند کاهش ۲۶ درصدی کل پسماند شهری تولیدی در تهران و کاهش ۳۲ درصدی سرانه تولید پسماند از سال ۹۵ تا ۹۹ خبر خوشایندی به نظر برسد اما اگر بدانند یکی از علتهای اصلی کاهش تولید پسماند به دلیل کاهش قدرت خرید جامعه بوده با واقعیتی تلخ مواجه میشوند.
کارگران در خط مقدم
با وجود فقر و فلاکت تحمیلی، طبقه کارگر دست به سینه یک گوشه ننشسته تا طبقه حاکم شیره جانش را بمکد و آب از آب تکان نخورد. در سالهای اخیر طبقه کارگر با اعتماد به نفس و همبستگی بیشتر و بعضا با آرایش جدیدتری پا به میدان مبارزه گذاشته است. تنها یک نمونه اعتراضات و اعتصابات ۳ ماههی کارگران پروژهای (کمپین ۱۴۰۰) که به طور سراسری پا به عرصه مبارزه گذاشتند نشاندهنده تغییر مهمی در توازن قوا میان کارگران و استثمارگران بوده است. کارگران پروژهای در بخشی از مطالبات خود از جمله افزایش دستمزد و کاهش روزهای کاری توانستند به پیروزی برسند. اکثر شرکتهای پیمانکاری مطالبهی ۲۰ روز کار در ازای ۱۰ روز مرخصی، منتها با افزایش ۳۰ درصد دستمزد به علاوه بهبود شرایط بهداشتی، غذا، خوابگاه و سرویسهای رفت و برگشت را پذیرفتند...
- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3IhTIWg
@Decreation2
هرچه به پایان سال نزدیک میشویم معرکهی شورای عالی کار بر سر افزایش دستمزد بیشتر میشود. پینوکیوها لباس حسابدار به تن میکنند و برای تحمیل حداقل دستمزد و حداکثر استثمار طبقه کارگر چرتکه میاندازند. دولت و مجلس با شعبدهبازی، نمودار و عدد و رقم هوا میکنند، در کلاه شعبده میگذارند و پشیزی از آن بیرون میآورند. طبقه سرمایهدار نیز برای دولت کف میزند و هورا میکشد و از «هدیه دولت» قدردانی میکند. قهرمانان شورای اسلامی کار نیز با «قدرت چانهزنی» خود به بورژوازی و دولتش میگویند اگر حاصلضرب دودوتا را بالاتر و لااقل به صفر نرسانید پای مصوبه را امضا نمیکنیم. سناریو از پیش نوشته شده اما تنها روایتی که در این میان تکراری نمیشود داستان تلخ معیشت طبقه کارگر است که هر لحظه با سورپرایزهای اقتصادی به قهقرا میرود.
ادعایی توخالی، واقعیتی مهلک
تمام پروپاگاندای بورژوازی ایران برای سرکوب مزدی این است که افزایش دستمزد منجر به افزایش تورم میشود. با این حال پاسخ این سوال را بیجواب میگذارد که چرا با وجود پایین نگه داشتن دائمی دستمزد، اقتصاد ایران به جز دهه ۴۰ در تمام آمارهای ثبت شده در ۸۰ سال گذشته تورمی بوده است. در حال حاضر مزد بین ۶ تا ۱۵ درصد نرخ نهایی کالا را تشکیل میدهد و اگر مزد دو برابر هم بشود، نرخ نهایی کالا حدود ۱۰ درصد افزایش پیدا خواهد کرد. درحالی که بنا بر ادعای خود دولت تنها با حذف ارز ترجیحی حداقل ۷.۶ درصد بر تورم افزوده خواهد شد و این تنها یکی از سیاستهای اقتصادی تورمزای طبقه حاکم است. زمانی که دولت با استقراض از بانکها و بانکها با دلالی و خلق اعتبار، نقدینگی را در اقتصاد افزایش میدهند و تورمزایی میکنند بار آن بر دوش کارگران و تهیدستان میافتد، اما زمانی که کارگران خواهان افزایش دستمزد هستند دولت کاسه چهکنم چهکنم دست میگیرد و میگوید هم خزانه خالی است و هم افزایش دستمزد باعث افزایش نقدینگی میشود. بورژوازی هر دعوا و هر ناتوانی که در گرداندن اقتصادش دارد به خودش مربوط است، نه طبقه کارگر. همانطور که کارگر در زمان سوددهی شریک جیب سرمایهدار نیست، در زمان رکود اقتصادیاش هم حامی مالی او نمیشود.
بر اساس آمارهای دولتی حداقل دستمزد سال ۱۴۰۰ کمتر از ۴۰ درصد هزینه سبد معیشت و تنها ۱۰.۶ روز از ماه را پوشش میدهد. تورم افسارگسیختهی نزدیک به ۵۰ درصد، مدام قیمت کالاهای عمومی را افزایش میدهد و کارگران و محرومان را بیچیزتر و داراییهای سرمایهداران را ارزشمندتر میکند. در فاصله ۶ ماهه اردیبهشت تا مهر ۱۴۰۰، شاخص عمومی نرخ کالاها و خدمات بیش از ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است. در این مدت نرخ دلار ۲۵ درصد رشد داشته و بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، نرخ غذا ۲۳ درصد و خدمات ۱۵ درصد بالا رفته است. با این حال آمارهای دولتی سطحی به مراتب پایینتر از واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی را نشان میدهد.
روز به روز قدرت خرید کارگران ضعیفتر از قبل میشود و سفرهها کوچک و کوچکتر. در سال جاری میزان فروش بنکداران که عرضه ارزاق عمومی و مایحتاج زندگی مردم را بر عهده دارند، ۳۵ درصد کاهش یافته است. آمار گروههایی که نمیتوانند هزینه خرید برنج ایرانی را بپردازند، به ۶۰ درصد کل جامعه رسیده است. بسیاری از کالاهای مصرفی خانوار مثل حبوبات، برنج، شکر و روغن تا ۳۵ درصد افزایش نرخ داشته است.
شاید برای کسانی که دغدغه حفظ محیط زیست را دارند کاهش ۲۶ درصدی کل پسماند شهری تولیدی در تهران و کاهش ۳۲ درصدی سرانه تولید پسماند از سال ۹۵ تا ۹۹ خبر خوشایندی به نظر برسد اما اگر بدانند یکی از علتهای اصلی کاهش تولید پسماند به دلیل کاهش قدرت خرید جامعه بوده با واقعیتی تلخ مواجه میشوند.
کارگران در خط مقدم
با وجود فقر و فلاکت تحمیلی، طبقه کارگر دست به سینه یک گوشه ننشسته تا طبقه حاکم شیره جانش را بمکد و آب از آب تکان نخورد. در سالهای اخیر طبقه کارگر با اعتماد به نفس و همبستگی بیشتر و بعضا با آرایش جدیدتری پا به میدان مبارزه گذاشته است. تنها یک نمونه اعتراضات و اعتصابات ۳ ماههی کارگران پروژهای (کمپین ۱۴۰۰) که به طور سراسری پا به عرصه مبارزه گذاشتند نشاندهنده تغییر مهمی در توازن قوا میان کارگران و استثمارگران بوده است. کارگران پروژهای در بخشی از مطالبات خود از جمله افزایش دستمزد و کاهش روزهای کاری توانستند به پیروزی برسند. اکثر شرکتهای پیمانکاری مطالبهی ۲۰ روز کار در ازای ۱۰ روز مرخصی، منتها با افزایش ۳۰ درصد دستمزد به علاوه بهبود شرایط بهداشتی، غذا، خوابگاه و سرویسهای رفت و برگشت را پذیرفتند...
- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3IhTIWg
@Decreation2
Telegraph
درباره افزایش جعلی دستمزد!
هرچه به پایان سال نزدیک میشویم معرکهی شورای عالی کار بر سر افزایش دستمزد بیشتر میشود. پینوکیوها لباس حسابدار به تن میکنند و برای تحمیل حداقل دستمزد و حداکثر استثمار طبقه کارگر چرتکه میاندازند. دولت و مجلس با شعبدهبازی، نمودار و عدد و رقم هوا میکنند،…
Decreation
Photo
معلم مبارز درس ایستادگی میدهد
بر اساس گفتهها #عالیه_اقدام_دوست، حامی حقوق زنان و کارگران نخستین کسی است که در نظام جمهوری اسلامی ایران به دلیل فعالیت در راستای حقوق زنان در تجمع ۲۲خردادماه سال ۸۵ دستگیر و حکم زندان برای او اجرا شده است. او به دلیل حضور در تجمع فعالان حقوق زنان و با اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تمرد از دستور پلیس به مدت سه سال زندانی شد.
او قبل از #انقلاب۵۷ معلم بوده اما در سال ۵۹ در جریان #انقلاب_فرهنگی از آموزش و پرورش اخراج شد و سپس در کارخانهی مزدا مشغول به کار شد. بعدتر از سال ۶۲ تا ۶۸ به دلیل فعالیت سیاسی زندانی شده بود که دو سال از آن را در بخش قرنطینه زندانی بود.
عالیه اقدام دوست پس از آزادی از زندان مجدداً در ۲۰ اردیبهشت سال ۹۷ در تجمع اعتراضی معلمان بازداشت و در شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری به ۹ ماه حبس و جریمه نقدی بدل از ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. این تجمع برای طرح مطالبات و #افزایش_دستمزد بالاتر از خط فقر و مقابله با خصوصیسازی آموزش کشور شکل گرفت. اقدام دوست همراه با رسول بداقی، اسماعیل گرامی، جواد ذوالنوری، حسین غلامی و محمد عابدی از معلمان آزادیخواه و فعالین حقوق #بازنشستگان بازداشت شده بود.
او برای بار چندم در ۱۸ بهمنماه سال جاری با حکم شعبهی ۲ دادسرای فومن به نیابت از شعبهی دوم بازپرسی دادسرای #اوین بازداشت شد. طبق گفتههای وکیل عالیه اقدام دوست، وثیقهی ۱۰۰ میلیون تومانی برای او صادر شده است که به علت عدم تأمین و اعتراض به قرار وثیقه همچنان آزاد نشده است.
عالیه اقدام دوست در مجموع ۹ سال حبس کشیده چراکه هیچگاه حقطلبی را فراموش نکرد و همواره برای آن مبارزه کرده است.
طبقه کارگر در برابر چپاول و تبعیض، یک راه برای پیروزی دارد، آن هم اتحاد و تشکل است. آنچه طبقه کارگر را به مبارزه وامیدارد و حامیانشان را به حمایت و صفوف را به خط میکند چیزی نیست جز ضرورت و ضرورت. چرا که جامعهی طبقاتی هنوز زنده است و نفس میکشد. آزادی و رهایی درخواست سانتیمانتال عدهی قلیلی که به جان طبقه کارگر افتادهاند نیست. امروز کسانی مثل عالیه اقدام دوست، جعفر ابراهیمی، اسماعیل بخشی، فرزانه زیلابی، اسماعیل گرامی و بسیاری دیگر از متحدین طبقه کارگر، درس ایستادگی میدهند و لزوم تشکل و اتحاد برای زنده ماندن و زندگی کردن ملموستر از همیشه رخ مینماید. پیروزی طبقه کارگر در دستان توانمند خود اوست.
@Decreation2
بر اساس گفتهها #عالیه_اقدام_دوست، حامی حقوق زنان و کارگران نخستین کسی است که در نظام جمهوری اسلامی ایران به دلیل فعالیت در راستای حقوق زنان در تجمع ۲۲خردادماه سال ۸۵ دستگیر و حکم زندان برای او اجرا شده است. او به دلیل حضور در تجمع فعالان حقوق زنان و با اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تمرد از دستور پلیس به مدت سه سال زندانی شد.
او قبل از #انقلاب۵۷ معلم بوده اما در سال ۵۹ در جریان #انقلاب_فرهنگی از آموزش و پرورش اخراج شد و سپس در کارخانهی مزدا مشغول به کار شد. بعدتر از سال ۶۲ تا ۶۸ به دلیل فعالیت سیاسی زندانی شده بود که دو سال از آن را در بخش قرنطینه زندانی بود.
عالیه اقدام دوست پس از آزادی از زندان مجدداً در ۲۰ اردیبهشت سال ۹۷ در تجمع اعتراضی معلمان بازداشت و در شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری به ۹ ماه حبس و جریمه نقدی بدل از ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. این تجمع برای طرح مطالبات و #افزایش_دستمزد بالاتر از خط فقر و مقابله با خصوصیسازی آموزش کشور شکل گرفت. اقدام دوست همراه با رسول بداقی، اسماعیل گرامی، جواد ذوالنوری، حسین غلامی و محمد عابدی از معلمان آزادیخواه و فعالین حقوق #بازنشستگان بازداشت شده بود.
او برای بار چندم در ۱۸ بهمنماه سال جاری با حکم شعبهی ۲ دادسرای فومن به نیابت از شعبهی دوم بازپرسی دادسرای #اوین بازداشت شد. طبق گفتههای وکیل عالیه اقدام دوست، وثیقهی ۱۰۰ میلیون تومانی برای او صادر شده است که به علت عدم تأمین و اعتراض به قرار وثیقه همچنان آزاد نشده است.
عالیه اقدام دوست در مجموع ۹ سال حبس کشیده چراکه هیچگاه حقطلبی را فراموش نکرد و همواره برای آن مبارزه کرده است.
طبقه کارگر در برابر چپاول و تبعیض، یک راه برای پیروزی دارد، آن هم اتحاد و تشکل است. آنچه طبقه کارگر را به مبارزه وامیدارد و حامیانشان را به حمایت و صفوف را به خط میکند چیزی نیست جز ضرورت و ضرورت. چرا که جامعهی طبقاتی هنوز زنده است و نفس میکشد. آزادی و رهایی درخواست سانتیمانتال عدهی قلیلی که به جان طبقه کارگر افتادهاند نیست. امروز کسانی مثل عالیه اقدام دوست، جعفر ابراهیمی، اسماعیل بخشی، فرزانه زیلابی، اسماعیل گرامی و بسیاری دیگر از متحدین طبقه کارگر، درس ایستادگی میدهند و لزوم تشکل و اتحاد برای زنده ماندن و زندگی کردن ملموستر از همیشه رخ مینماید. پیروزی طبقه کارگر در دستان توانمند خود اوست.
@Decreation2
Decreation
Photo
جان رادا مردانی در خطر است!
روز ۳۰ بهمن در جریان #اعتراضات_سراسری_معلمان، #روحالله_مردانی (رادا) را در شهر #دلفان پس از ضرب و شتم و توهینهای پیدرپی بازداشت و راهی زندان خرمآباد کردند. او برای احقاق حقوق خود از دیروز وادار به #اعتصاب_غذا شده است. رادا پیش از این دو بار زندانی و بارها تهدید و احظار شده است. امروز این معلم آزادیخواه با سری شکسته و بدنی لگدمال شده در حبس به سر میبرد.
او همواره در کنار معلمان و کارگران ایستاده و حامی آزادیخواهان جامعه است. تشکلهای مستقل معلمان با تقویت همبستگی و سازمانیابی توانستهاند سنگر محکمی در برابر سرکوب بنا کنند که این مسأله به بسیاری از معلمان اعتماد به نفس و نیرو میدهد.
#رادا_مردانی پیشتر به عنوان دانشجوی معترض و به دلیل شرکت در اعتراضات سراسری در ۲۷ بهمن ماه سال ۹۶ دستگیر شده بود و به دلیل شرایط وخیم و بلاتکلیفی در ۴ اردیبهشت ۹۷ دست به اعتصاب غذا زد و دچار خونریزی دستگاه گوارش شد. آموزش پرورش حقوق این معلم زندانی را به بهانه غیبت از همان اول بازداشت قطع کرد. وی در اعتراض به این حکم و قطع حقوق برای بار دیگر در تاریخ ۱۳ مرداد به اعتصاب تر و خشک دست زد و چون حاکمیت نسبت به این موضوع بیتوجهی کرد، رادا مجبور به دوختن لبهای خود شد. در تاریخ ۲۴ مرداد با بیانیه جمع کثیری از معلمان و فعالین مدنی که نگران سلامتی وی بودند و قولهایی که قوه قضائیه و دادستانی برای رسیدگی به پروندهاش داده بودند به اعتصاب خود پایان داد.
رادا مردانی بار دیگر در سال ۹۸ به دلیل شرکت در اعتراضات فرهنگیان بازداشت شد و در کنار تعدادی از معلمان زیر بار احکام ناعادلانه ایستادگی کرد. رادا بارها جسارت و شجاعتش را نشان داده و در مسیر مطالبه گری لحظهای لغزش و درنگ نداشته است. در اعتراضات اخیر که سلسلهوار و چندین ماه است که به طغیان افتاده است، آذرماه امسال پس از تجمع مقابل مجلس عدهای لباس شخصی اقدام به دستگیری وی کردند که سایر معلمان و مسافران مترو دست به دست یکدیگر داده و او را از چنگ مأموران چماق به دست رهانیده بودند.
مأموران امنیتی با توجه به اعتراضات مستمر، متشکل و سراسری معلمان باید بدانند که معلمان تعرض به امنیت، رفاه و آزادی را تاب نخواهند آورد.
@Decreation2
روز ۳۰ بهمن در جریان #اعتراضات_سراسری_معلمان، #روحالله_مردانی (رادا) را در شهر #دلفان پس از ضرب و شتم و توهینهای پیدرپی بازداشت و راهی زندان خرمآباد کردند. او برای احقاق حقوق خود از دیروز وادار به #اعتصاب_غذا شده است. رادا پیش از این دو بار زندانی و بارها تهدید و احظار شده است. امروز این معلم آزادیخواه با سری شکسته و بدنی لگدمال شده در حبس به سر میبرد.
او همواره در کنار معلمان و کارگران ایستاده و حامی آزادیخواهان جامعه است. تشکلهای مستقل معلمان با تقویت همبستگی و سازمانیابی توانستهاند سنگر محکمی در برابر سرکوب بنا کنند که این مسأله به بسیاری از معلمان اعتماد به نفس و نیرو میدهد.
#رادا_مردانی پیشتر به عنوان دانشجوی معترض و به دلیل شرکت در اعتراضات سراسری در ۲۷ بهمن ماه سال ۹۶ دستگیر شده بود و به دلیل شرایط وخیم و بلاتکلیفی در ۴ اردیبهشت ۹۷ دست به اعتصاب غذا زد و دچار خونریزی دستگاه گوارش شد. آموزش پرورش حقوق این معلم زندانی را به بهانه غیبت از همان اول بازداشت قطع کرد. وی در اعتراض به این حکم و قطع حقوق برای بار دیگر در تاریخ ۱۳ مرداد به اعتصاب تر و خشک دست زد و چون حاکمیت نسبت به این موضوع بیتوجهی کرد، رادا مجبور به دوختن لبهای خود شد. در تاریخ ۲۴ مرداد با بیانیه جمع کثیری از معلمان و فعالین مدنی که نگران سلامتی وی بودند و قولهایی که قوه قضائیه و دادستانی برای رسیدگی به پروندهاش داده بودند به اعتصاب خود پایان داد.
رادا مردانی بار دیگر در سال ۹۸ به دلیل شرکت در اعتراضات فرهنگیان بازداشت شد و در کنار تعدادی از معلمان زیر بار احکام ناعادلانه ایستادگی کرد. رادا بارها جسارت و شجاعتش را نشان داده و در مسیر مطالبه گری لحظهای لغزش و درنگ نداشته است. در اعتراضات اخیر که سلسلهوار و چندین ماه است که به طغیان افتاده است، آذرماه امسال پس از تجمع مقابل مجلس عدهای لباس شخصی اقدام به دستگیری وی کردند که سایر معلمان و مسافران مترو دست به دست یکدیگر داده و او را از چنگ مأموران چماق به دست رهانیده بودند.
مأموران امنیتی با توجه به اعتراضات مستمر، متشکل و سراسری معلمان باید بدانند که معلمان تعرض به امنیت، رفاه و آزادی را تاب نخواهند آورد.
@Decreation2
برای سرمایهداری جنگ و صلح چیزی جز تجارت نیست.
#کارل_لیبکنشت
#روسیه #اوکراین #جنگ #سرمایه_داری #بورژوازی
@Decreation2
#کارل_لیبکنشت
#روسیه #اوکراین #جنگ #سرمایه_داری #بورژوازی
@Decreation2
مادرانی که از طبقه کارگر هستند باید بیاموزند که بین فرزند خود و دیگری تفاوتی قائل نباشند؛ باید به یاد داشته باشند که اینها فرزندان ما هستند، فرزندان کارگران کمونیست روسیه.
#الکساندرا_کولونتای (کمیسر رفاه اجتماعی اتحاد جماهیر شوروی)
#هشت_مارس #۸مارس #خانواده
@Decreation2
#الکساندرا_کولونتای (کمیسر رفاه اجتماعی اتحاد جماهیر شوروی)
#هشت_مارس #۸مارس #خانواده
@Decreation2