Decreation
390 subscribers
319 photos
73 videos
21 files
140 links
تلگرام : t.me/Decreation2
فیسبوک : https://m.facebook.com/decreation.left
اینستاگرام : 2.decreation
Download Telegram
استثمارگران بین آزادی‌خواهان میله می‌گذارند و فاصله می‌اندازند، اما هم ما می‌دانیم هم آن‌ها که تنها راه پیروزی اتحاد است و همبستگی. معلمان آزادی‌خواه ایستاده‌اند، متحدتر از همیشه و مستحکم‌تر از پیش.
#رسول_بداقی
#آمانج_امینی
#اعتراضات_سراسری_معلمان
@Decreation2
آیا نظام سرمایه‌داری غیرقابل تغییر است؟

آیا باید برده‌وار به زنجیرهای تبعیض و استثمار تن داد و آن را پذیرفت و یا نهایتاً به اصلاحات کوچک راضی بود؟ آیا اساساً جامعه‌ی بی‌طبقه و بدون سلطه‌ی پول، سرمایه، دولت و نهاد خانواده، ایده‌ای رویایی و غیرقابل تحقق است؟ آیا باید تنها به یک نظام سرمایه‌داریِ به اصطلاح انسانی‌تر امیدوار بود؟ آیا به دلیل موانع موجود در برقراری یک دنیای آزاد با فرصت‌های برابر برای همگان، باید نابودی نظام سرمایه‌داری را نفی کرد؟
منطق حرکت نیروهای مادی و انسانی در تاریخ اثبات می‌کند که هیچ نظامی طبیعی و غیرقابل تغییر نیست و اراده‌ی انسان در هیات طبقات اجتماعی تا حد زیادی در تغییر جامعه تعیین کننده است. نظام برده‌داری در یک مقطع تاریخی متولد و در یک دوره تمام شد. دوره‌ی فئودالیسم با خلع‌ید رعیت‌ها، انقلاب صنعتی و تجارت جهانی کالاها به پایان رسید و تکامل نیروهای تولیدی به تدریج از انگلستان به سراسر اروپا گسترش یافت و در حال حاضر شیوه تولید سرمایه‌داری کل جهان را در زیر سلطه خود دارد. البته سلسله انقلابات بورژوایی در اروپا هم نقش بسیار تعیین کننده‌ای در انهدام مناسبات فئودالی داشتند. در نتیجه جامعه‌ی سرمایه‌داری هم نه یک پدیده‌ی طبیعی است و نه غیرقابل تغییر. جامعه شبکه‌ی ساختارمندِ روابط در سیلان است و تاریخ تمام جوامع، در درجه‌ی اول بیانگر اشکال گوناگون مبارزه‌ی طبقاتی است.
آیا چون تجارب گذشته‌ی جنبش کمونیستی به هدف نهایی خود نرسیده است، پس آرمان آزادی و رهایی را باید کنار نهاد؟ باز هم پاسخ منفی است، چراکه شکست هر تجربه‌ای معیار قضاوت بر درستی یا غلطی ایده‌ی پشت آن نیست. اسپارتاکوس به یک معنا شکست خورد اما آرمان رهایی از مناسبات برده‌داری زنده ماند و در نهایت پیروز شد. اگر نفس تبعیض بر اساس جایگاه طبقاتی افراد از اساس اشتباه است و باید آن را ریشه کن کرد، پس باید راه‌حل و راهکاری یافت. سیاست‌مداران و سرمایه‌دارانی که صاحب وسایل تولید مادی و فکری، زندان، نیروی نظامی، نیروی امنیتی و هزار نهاد سرکوب و تحمیق دیگر هستند، با ژست آزادی‌خواهانه ادعا می‌کنند که کمونیست‌ها در شوروی قدرت را گرفتند، با زور و سرکوب جامعه را کنترل کردند و به همین دلیل نباید اجازه داد تا آن‌ها به قدرت نزدیک شوند!
مدافعین سرمایه‌داری می‌گویند مارکسیسم ایده‌ای قدیمی و تاریخ مصرف گذشته است! اما مگر آدام اسمیت که صدسال قبل از مارکس اقتصاد کلاسیک سرمایه‌داری را تئوریزه می‌کرد تا همین امروز در دانشگاه‌ها تدریس نمی‌شود؟! اگر ایده‌ی کمونیسم مرده است، پس به چه دلیلی قدرت‌های سرمایه‌داری تا این حد نگران آن هستند؟ در حقیقت تا زمانی که سرمایه‌داری و مناسبات طبقاتی موجود است، کمونیسم به عنوان یک افق سیاسی، خواست اجتماعی و یک جنبش در دل طبقه کارگر زنده خواهد ماند.
می‌گویند طبقه کارگر امروز دیگر آن جایگاه و ویژگی‌هایی که زمان مارکس داشت را ندارد و تغییرات بسیاری کرده است، در نتیجه نمی‌شود صرفاً به طبقه کارگر متکی بود. قطعاً در طول تاریخ ترکیب‌بندی و خصلت‌های طبقات اجتماعی تغییر می‌کنند اما قاعدتاً این مسئله به معنای قدیمی شدن مفهوم طبقه کارگر یا کم اهمیت شدن این طبقه در واقعیت حال حاضر نیست! بدیهی است که طبقه کارگر صرفاً شامل مردان پتک به دست در کارخانه‌ها نیست، اما یک قرن پیش هم کارگران از محصولاتی که تولید می‌کردند به از خود بیگانگی دچار می‌شدند امروز هم همینطور است. طبقه کارگر از زمانی که متولد شد از ابزار تولید و فراورده‌های خود بیگانه بود چرا که مالکیت خصوصی حکم می‌کند که ابزار معاش و ثروت در انحصار سرمایه‌داران باشد. آیا امروز این مشکلات بنیادین طبقه کارگر تغییر کرده است؟ آیا همچنان قدرت کارگران بخش‌های صنایع بزرگ مثل فولاد، نفت و گاز را می‌شود نادیده گرفت؟ سرمایه‌داری حتی در تعرض به طبقه کارگر هم تکراری و کهنه عمل می‌کند چراکه همچنان تلاش دارد در ازای مزد ثابت، زمان کار را افزایش دهد و یا اعتصاب و تشکل مستقل از حکومت را به بهانه‌های به اصطلاح امنیتی سرکوب ‌کند.
اگر مناسبات طبقاتی ریشه‌ی اصلیِ تمام تبعیض‌ها در جوامع امروزی است پس برای بی‌تفاوتی یا دفاع از این نظام سودمحور، بهانه‌جویی و فرار از مبارزه طبقاتی، دردی از کسی دوا نخواهد شد و بشریت به قهقرای بربریت و انقراض فرو می‌رود. برای دستیابی به جهانی آزاد و نو، ما نیازمند تغییر مناسبات عینی جامعه و ذهنیت انسان‌ها براساس شناخت ریشه‌ای و عمیق از نظام موجود و جامعه‌ی نوین هستیم.
با درک ریشه‌ای از قوانین سرمایه‌داری و سازوکارهای اقتصادی و اجتماعی آن می‌توان راه تغییر جهان را فهمید...
- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/33yasJF

@Decreation2
طبقات و مناسبات اجتماعی

برای فهم انسان باید مناسبات او را در جامعه تشریح کرد، و فهم این مناسبات اجتماعی معادل با تبیین شیوه تولید حاکم در آن جامعه است. شیوه تولید یک جامعه در کلیت خود حکم شیوه میانجی‌گری بین انسان و طبیعت را ایفا می‌کند. تمام ارزش‌های حاکم بر جوامع و سیستم حقوقی و غیره تابع زیربنای اقتصادی و شیوه تولید آن جامعه است. پس ساختار هر جامعه‌ای تابع «مناسبات تولید» و در کل «زیربنا»ی آن جامعه محسوب می‌شود. تولید ثروت مادی شالوده حیات اجتماعی همه جوامع است. به این معنا تولید ثروت مادی هر جامعه‌ای مبتنی بر کار انسانی است. منظور از «نیروی کار» یا «توانایی کار» مجموعه‌ی توانمندی‌های جسمی و ذهنی کارگران است.
طبقه پدیده‌ای تاریخی و جهان‌شمول است چراکه از یک نظام اقتصادی و اجتماعی جهانی تبعیت می‌کند. جامعه‌ی طبقاتی هم در مرحله خاصی از تاریخ متولد شده است. از زمانی که انسان کشاورزی را آغاز کرد و محصولات اضافی را در انبار غله انباشت کرد، نیاز به حسابرسی بر محوریت «مدیریت انبار غله» و «مازاد محصولات کشاورزی» شکل گرفت و مبنای ایجاد پول، خانواده، مالکیت خصوصی و دولت شد. طبقات اجتماعی براساس مازاد این محصولات پدیدار شدند. همین مازاد محصولات، نیاز ماموران دولتی برای زندگی را تامین می‌کرد. این عوامل منجر به تمرکز قدرت و ثروت در میان اقلیت حاکم شد. پس وجود مازاد محصولات کشاورزی ریشه‌ی مادی و تاریخی تولد جامعه طبقاتی است. نقش دستگاه‌های دولتی هم حفظ مناسبات طبقاتی از طریق متمرکز کردن و قانونی کردن سلطه‌ی طبقاتی است.
جامعه طبقاتی رابطه‌ی اجتماعی را میان افراد برقرار می‌کند که مبتنی بر سلطه‌ی اقتصادی و سیاسی یک طبقه اجتماعی است. به همین دلیل درک سیاست بدون درک ارتباط بنیادین ستیز طبقاتی با آن ناممکن است. در حقیقت طبقات اجتماعی و مبارزه‌ی طبقاتی با هم به وجود آمدند. این دستگاه تحمیق سرمایه‌داری بوده است که وجود طبقات و توزیع نابرابر ثروت را در جامعه ازلی و ابدی جلوه می‌دهد و آن را طبیعی قلمداد کند تا به سلطه‌ی طبقه‌ی خود مشروعیت ببخشد. اینطور تصور تغییر این مناسبات طبقاتی به سختی در ذهن انسان شکل می‌گیرد.
اگر تبعیض طبقاتی بنیادی‌ترین روابط اجتماعی را می‌سازد، پس مبارزه طبقاتی و تضاد منافع طبقات با یکدیگر عناصر جدایی ناپذیر تمامی جوامعِ طبقاتی است. این تضاد منافع بین طبقات، امری پویا و زنده در تار و پود همه‌ی جوامع است. طبقه کارگر چه آشکار و چه پنهان، به طور روزمره درگیر مبارزه طبقاتی است. به طور کل مبارزه برای بقا، افزایش دستمزد، بهبود شرایط کار، حق تشکل یابی و بسیاری از مطالبات کارگران به درگیر شدن با کارفرما کشیده می‌شود. اینطور نیست که کارگر باید لزوماً «آگاهی طبقاتی» یا حزب کمونیستی داشته باشد تا برای نیازها و حقوق اولیه‌ی خود درگیر مبارزه طبقاتی شود.
در هر شیوه‌ی تولید دو طبقه اصلی وجود داشته است؛ طبقه استثمارگر و طبقه استثمار شده. در شیوه تولید برده‌داری برده و برده‌دار، در شیوه تولید فیودالی ارباب و رعیت و در شیوه تولید سرمایه‌داری سرمایه‌دار و کارگر. با تولد نظام سرمایه‌داری، قدرت اقتصادی و سیاسی در دست سرمایه‌دارانی قرار گرفت که تنها هدفشان به حداکثر رساندن سود سرمایه‌شان بود. برای گذار از جامعه‌ی پیشامدرن به سرمایه‌داری لازم بود تا دهقانی که خلع ید شده بود یا کشاورزی کند یا به کارگر مزدبگیر تبدیل بشود. رعیت با گوسفند جایگزین شد چراکه این حیوان به مراتب فرمان‌بردارتر بود و پشم آن به سادگی در بازار بین‌المللی و تجارت جهانی فروخته می‌‌شد.
برای سود دهی بیشتر لازم بود تا هرچه بیشتر «نیازهای حیاتی انسان» به نفع «نیازهای بازار» قربانی شود. خرید و فروش کالا در بازار تبدیل به منطق بنیادین اقتصادی و اجتماعی جامعه‌ی مدرن شد. با این شرایط طبقه کارگر یا همان پرولتاریا، همواره در معرض تمامی فرازونشیب‌های رقابت، تمامی نوسانات بازار قرار گرفت.
برای افزایش سود‌ِ سرمایه، دستیابی به نیروی کار ارزان و مطیع از اهداف اصلی طبقه سرمایه‌دار است. طبقه‌ کارگر به کلی از وسایل تولید که در تصرف واقعی سرمایه‌داران است خلع‌ید می‌شود. طبقه کارگر برخلاف پیشه‌وران یا دهقانان نمی‌تواند وسایل لازم برای بقای خود را در اختیار داشته باشند. در نظام سرمایه‌داری، کار مزدی شکل عامی است که از طریق آن حاکمان از نیروهای کار سلب مالکیت می‌کنند. کارگر صرفاً مالک نیروی کارش است، که مجبور است آن را هم به عنوان کالا بفروشد تا فقط زنده بماند. طبقه‌کارگر علی‌العموم توسط طبقه‌ سرمایه‌دار استثمار می‌شود. به این معنا سهم واقعی طبقه کارگر از فرایند کار و تولید به وسیله سرمایه‌دار ربوده می‌شود ...

- ادامه‌ی مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3emY0OS

@Decreation2
گورکنان سرمایه‌داری

تداوم حیات بشر در جامعه‌ی سرمایه‌داری وابسته به کار دستمزدی طبقه کارگر است. غذا، لباس، مسکن و سایر اسباب مادی زندگی را طبقه کارگر تولید و فراهم می‌کند. از طرفی طبقه کارگر مجبور است برای زنده ماندن، نیروی کار خود را به سرمایه‌دار بفروشد. به همین دلیل این طبقه بیشتر از هر طبقه‌ی دیگری از نابودی نظام سرمایه‌داری نفع می‌برد. حیات جامعه به همراه حیات سرمایه‌داری به لحاظ اقتصادی وابسته به استثمار کارگران است. برای مثال اگر طبقه کارگر در مراکز کلیدی دست از کار بکشد، بخش اعظمی از پروسه‌ی رفع نیازهای جامعه و توان سرکوب سرمایه‌داری فلج می‌شود. قدرت طبقه‌ کارگر در به کارگیری سلاح به روش چریکی خارج از محیط کار در خیابان و کوهستان نیست.
کارگران به خصوص در صنایع به صورت جمعی به تولید مشترک به کار گرفته می‌شوند. اشتراک در تولید یک محصول، خصلت اشتراکی به تار و پود زندگی طبقه کارگر به ویژه در صنایع بزرگ می‌دهد. همین موقعیت زمینه را برای اراده‌ی متشکل کارگران مهیا می‌کند. نهاد خانواده‌ی کارگری و شبکه‌ی محافل کارگری از جمله نهادهایی هستند که کارگر در آن متولد می‌شوند و مبارزه‌ی خود را پیش می‌برد. این یک قدرت اجتماعی سازمان‌یافته است. از این رو جایگاه استراتژیک «محل کار» به‌عنوان فضای محوری سازمان‌دهی و «محل زیست» به عنوان فضایی برای بازتولید زندگی روزمره اهمیت دارد. کارگر سلطه‌ی سرمایه را برپایه‌ی تجربه‌ی روزمره‌ی خود احساس می‌کند و قدرت مطلق آن را بر زندگی، زمان و فرصت‌های خود درک می‌کند. به این معنا مبارزه طبقاتی پروسه‌ای روزمره در تار و پود زندگی طبقه کارگر است. اما دستیابی به راه و روش تغییر زیربناییِ سرمایه‌داری به صورت «خود به خودی» در مبارزه‌ی روزمره به دست نمی‌آید، بلکه با درک نظریه رادیکال، سازمان‌دهی و رهبری جامعه به شیوه‌ی کمونیستی است که تغییرات بنیادین عملی می‌شود.
وسایل تولید در انحصار طبقه‌ی سرمایه‌دار است و این مالکیت خصوصی از بدو تولد طبقات اجتماعی، ریشه‌ی اصلی روابط مبتنی بر استثمار است. طبقه کارگر برای اجتماعی کردن مالکیت اشتراکی چاره‌ای جز سلب مالکیت از اقلیت استثمارگر و سرمایه‌دار ندارد. تولیدکنندگان تنها زمانی می‌توانند آزاد باشند که مالک وسایل تولید باشند. از همین رو اشتراکی کردن وسایل تولید نقطه پایانی است بر تقسیم جامعه به طبقات و فرایند جداسازی تولیدکننده از وسایل تولید.
به همین دلایل طبقه‌ کارگر فاعل اصلی جنبش کمونیستی و گورکن نظام سرمایه‌داری است. قومیت، جنسیت، ملیت، اقلیت‌های دینی و علی‌العموم مردم یا ستم‌دیدگان چنین جایگاه استراتژیک و محوری برای کمونیسم ندارند. تبعیض قومی، ملی، جنسیتی و دینی همگی تابع شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری و منطق سود هستند. رهایی طبقه کارگر با رهایی همگان از استثمار و طبقات انطباق دارد، چراکه کل جامعه از حذف تبعیض و سلطه طبقاتی بهره‌مند می‌شود. از این رو طبقه کارگر رسالت رهایی بشریت را بر عهده دارد. منشاء اصلی تمامی تبعیض‌ها، سلطه‌ی طبقاتی و مالکیت خصوصی است و با از بین رفتن ریشه‌ی اقتصادی و اجتماعی انواع تبعیض، راه برای رفع همه‌ی آنان «هموار» می‌شود.
طبقه کارگر می‌تواند نماینده‌ی رفاه حداکثری و رهایی کل جامعه باشد و منافع خود را به مثابه منافع عمومی معرفی کند. رهایی طبقه کارگر در پیش‌برد رهایی بشری نسبت به هر پروژه‌ی سیاسی دیگر که هدف آن الغای ستم و تبعیض است از نقش تعیین‌کننده‌تری برخوردار است. اما نه به این معنا که مبارزه علیه انواع تبعیض تا استقرار جامعه‌ی بی‌طبقه به تعویق بیافتد!
کارگران برای نجات خود و کل جامعه تنها یک راه دارند و آن هم اتحاد یکپارچه است. وحدت عملى طبقه کارگر در مبارزه عليه طبقه‌ سرمایه‌دار در گرو شناخت اشتراک منافع واقعى بخش‌هاى مختلف طبقه کارگر است. اما اتحاد برای چه هدفی؟ برای حذف نظام سرمایه‌داری و پی‌ریزیِ نظامی شورایی و بدون طبقه، استثمار و تبعیض.
کارگران آدم‌های بدبخت و قربانیانی نیستند که باید برای آنها دلسوزی کرد. طبقه کارگر از این بابت برای جنبش کمونیستی اهمیت ندارد که بیشترین رنج و سختی را می‌کشد. طبقه کارگر چیزی برای از دست دادن ندارد اما با اتکا به اتحاد طبقاتی خود در مقیاس فرامرزی، جهانی را به دست خواهد آورد و نظام طبقاتی را ملغی خواهد کرد. ملزومات این اتحاد هم تشکل‌یابی مبتنی بر مجامع عمومی شورایی، تحزب سیاسی، مداخله در قدرت سیاسی و متحد کردن کارگران در سرتاسر جهان است. طبقه کارگر با تمام قدرت خود ظرفیت انقلابی عظیم و رهایی بخشی دارد. با وجود این شرایط و این سطح از آمادگی، شمارش معکوس نابودی کل نظام طبقاتی آغاز می‌شود.

- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/3qE9u6i

@Decreation2
سرمایه‌داری و منطق بیگانگی
 
یکی از ویژگی‌های جهان‌شمول جوامع سرمایه‌داری بیگانگی (Alienation) است. بیگانگی نه یک کلیت انتزاعی بلکه پدیده‌ای تاریخی و محصول فرایند عینی مناسبات تولید و مالکیت است که در نتیجه‌ی آن انسان از طبیعتِ خود جدا می‌شود. طبیعتی که با حق اختیار و خلاقیت پیوند دارد. تحلیل و نقد اشکال بیگانگی برای رهایی تمام موجودات زنده از بند تبعیض، نجات محیط زیست و آزادسازی خلاقیت انسانی اهمیت بسزایی دارد.
بیگانگی اشکال مختلفی دارد. برای مثال بیگانگی از محصول و فرآورده‌ی کار، بیگانگی از فعالیت و کار کردن، بیگانگی از طبیعت و بیگانگی از دیگر انسان‌ها. بیگانگی در هستی مالکیت خصوصی و شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری وجود دارد. به این معنا هر روبنایی از جمله فرهنگ، هنر و سیاست در این شیوه‌ی تولید منطق بیگانگی را در خود بازتولید می‌کند.
مالکیت خصوصی باعث می‌شود که کارگر از محصول کار خود بیگانه باشد چراکه سرمایه‌دار صاحب فرآورده‌اش است. در حقیقت محصولات انسان به عنوان جهان کالایی شده بر او مسلط می‌شود. همچون عقاید خرافی که از ذهن تولید می‌شود اما انسان را به بردگی می‌کشد و به کنترل خود در می‌آورد.
بیگانگی از فرآیند کار کردن به دلیل نداشتن اختیار بر آن به وجود می‌آید. تا زمانی که فعالیت انسان داوطلبانه نیست بلکه تقسیم شده و از سر اجبار است، کار به صورت نیرویی بیگانه در برابر او قرار می‌گیرد و به جای آن که زیر نظارت انسان باشد، او را به بردگی می‌کشد. در این سیستم، کارگر زمانی آسایش دارد که کار نمی‌کند.
در جامعه‌ی بی‌طبقه افراد بر اساس توانایی‌هایشان مشارکت می‌کنند و توانایی انسان برای تولید و کار، دیگر به عنوان کالا خریداری نمی‌شود. انسان در چنین جامعه‌ای حق تن آسایی دارد و بنا بر تمایل و توانایی‌اش است که کار می‌کند، نه فقط به این علت که در ازای آن مزد بگیرد تا زنده بماند. به همین دلایل یکی از راه‌های مهم برای غلبه بر منطق بیگانگی، لغو کار مزدی و نابودی شکل نیروی کار به عنوان کالا است. در جامعه‌‌ی کمونیستی انسان از وقت آزاد و خلاقیت در کار برخوردار است و کار به خواست اصلی زندگی بدل خواهد شد. کار کردن در چارچوب مالکیت خصوصی و سرمایه‌داری بیگانگیِ زندگی است، چرا که انسان کار می‌کند تا زندگی کند و وسایل زندگی را برای خود فراهم کند. زمانی که کارگر در خدمت سرمایه‌دار است وکار می‌کند تقریبا تمام شرایط زیست او تحت کنترل سرمایه‌دار است.
بیگانگی از طبیعت هم ابعاد متفاوتی دارد، از جمله گونه‌پرستی. در نظام سرمایه‌داری حیوانات به ماشین یا کالا تقلیل می‌یابند و احساسات و زیست آنان نادیده گرفته می‌شود. برای مثال در «صنعت حیوانات خانگی» حیوان از طریق کمک به ارضاء نیازهای عاطفی صاحب‌اش در بازتولید روزانه‌ی نیروی کار انسانی به اجبار مشارکت دارد. تحقیقات نشان می‌دهد کارگرانی که حیوان خانگی دارند فشار خون، اضطراب و ریسک افسردگی پایین تری دارند. همچنین در «صنعت لبنیات» گاوها به صورت مداوم از طریق تلقیح مصنوعی باردار می‌شوند تا امکان شیردهی داشته باشند. آیا بین تجاوز به یک انسان و یک گاو ماده تفاوتی است؟ اعتراض نسبت به اولی و چشم بستن نسبت به دومی جز فرض گرفتن برتری نوعِ انسان چیزی دیگر نیست. کمونیست‌ها با تمام اشکال تبعیض از جمله گونه‌پرستی که از مصادیق منطق بیگانگی است مخالف هستند.
https://bit.ly/3K4arOc

#محورهای_کمونیسم #بیگانگی #گونه_پرستی #کمونیسم #مارکسیسم #سوسیالیسم #مالکیت_خصوصی #طبقه_کارگر #استثمار #سرمایه‌داری
@Decreation2
Decreation
Photo
میز محاکمه را آماده کنید

هنگامی که جسد #محمد_جعفر_پوینده، عضو کانون نویسندگان، در روستای بادامک شهریار پیدا شد، علت مرگ او را خفگی اعلام کردند. اما بر همه آشکار بود که پوینده قربانی #قتل‌های_زنجیره‌ای شده است. روزی هم که خبر مرگ بکتاش آبتین آمد از دادستان تهران تا بوقچی‌های حکومتی تلاش کردند قتل او را عادی‌سازی کنند و اخلال در روند درمان را از سر باز کنند. اما کرونا آبتین را خفه نکرد، او قربانی قتل‌های زنجیره‌ای نویسندگان و روشنفکران در چند دهه اخیر است.
در سال‌های اخیر زندان‌های ایران جان بسیاری از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی را گرفته‌ و هیچ نهادی پاسخگوی این قتل‌های پی در پی نبوده و نیست. #علیرضا_شیرمحمدعلی، #بهنام_محجوبی، #شاهین_ناصری، #امیرحسین_حاتمی و ساسان نیک نفس تنها اندکی از اسامی‌ کسانی هستند که قربانی زندان‌های جمهوری اسلامی شده‌اند.

حال چند روز پس از کشته شدن بکتاش آبتین، سازمان‌ زندان‌های ایران، بخشنامه‌ای در خصوص حقوق زندانیان و بازداشت‌شدگان منتشر کرده است.
گویی این که جای هنرمندان و فعالان اجتماعی و سیاسی در زندان است امر بدیهی محسوب می‌شود و حالا آقایان لطف کرده‌اند و حقوقی را برای زندانیان و بازداشت‌شدگان در نظر گرفته‌اند. حقوقی که از اساس #شکنجه_سفید دوران بازداشت را می‌پذیرد و تنها قصد دارد آن را تلطیف نماید. اما پس از سال‌ها فضای اختناق و بازداشت‌های گسترده، دیگر کیست که با بیداد زندان‌های ایران آشنا نباشد؟ کسی هست که لا‌اقل یک بار خاطرات بازداشتی‌ها و زندانی‌ها را نشنیده باشد؟ استفاده از چشم‌بند، تفتیش عقاید، ضرب و جرح، رفتار تحقیرآمیز و بسیاری از رفتارهای معمول در زندان‌ها روی کاغذ ممنوع است. ولی مکررا اتفاق افتاده که بازداشتی در مدت بازداشت و بازجویی بر حقوق خود به عنوان متهم تاکید کرده و در عوض توسط بازجو به یادگیری ضد بازجویی متهم شده است؛ حتی این موضوع در کیفرخواست او در دادگاه بر بار پرونده‌اش افزوده است! به معنای دیگر آگاهی نسبت به همین خرده حقوق متهم، جرم‌انگاری شده است.

خون #بکتاش_آبتین و دیگر زندانیانی که در زندان‌های ایران جان شیرین خود را فدا می‌کنند نباید پایمال شود. امروز صدای بخش وسیعی از جامعه به دادخواهی خون بکتاش بلند شده است. این ظرفیت نباید تنها در فضای مجازی و انتشار بیانیه خلاصه شود. عاملان قتل بکتاش باید محاکمه شوند. شاید امروز چنین امکانی نباشد، اما روزی می‌رسد که با اتحاد و همبستگی، عاملان سرکوب #آزادی_بیان نیز به میز محاکمه مردم کشیده شوند.
#کانون_نویسندگان_ایران
@Decreation2
Decreation
Photo
بیش از ۴سال حبس تعزیری برای امیرعباس آذرم‌وند!

روز ۱۸ دی‌ماه دادگاه #امیرعباس_آذرم_وند، روزنامه‌نگار اقتصادی و فعال کارگری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به‌ریاست قاضی افشاری برگزار شد و بابت دو اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور محاکمه شد.

امروز حکم سه سال و هفت ماه حبس تعزیری بابت اجتماع و تبانی، هشت ماه حبس تعزیری بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام، منع عضویت در گروه‌های سیاسی و اجتماعی و خروج از کشور به مدت دو سال صادر شد.

روشن است که این احکام و این برخوردها از طرف حاکمیت تنها عزم طبقه کارگر و متحدینشان را جزم‌تر کرده‌ است. سال‌هاست که در ایران مبارزه برای ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی و قانونی هزینه دارد چه برسد که در راستای رهایی از استثمار و انواع تبعیض عملی صورت بگیرد یا حرفی زده شود.

امیرعباس آ‌ذرم‌وند به عنوان روزنامه‌نگار اقتصادی و فعال کارگری همواره طرف طبقه کارگر ایستاده است و همین امر به خودی خود برای استثمارگران و دولت‌حامی آنان ترس‌آور بوده است. اگر فعالیت‌های امیرعباس جرم است پس میلیون‌ها نفر از کارگران و فعالین آزادی‌خواه مجرم هستند! جامعه دیگر توهمی به سیستمی ندارد که همواره اعتراضات کارگری و خیزش‌های فرودستان را سرکوب کرده است و با ناکارآمدترین افق‌ها و برنامه‌ها به سلطه‌ی طبقاتی خود ادامه می‌دهد. توهمی نیست و نتایج انتخابات اخیر از جمله مصادیق این ادعاست.

در نتیجه سرکوب لزوماً ضامن بقا نیست! تاریخ این حقیقت را ثابت کرده است. چشم جامعه به امثال امیرعباس و فعالین آزادی‌خواه است و مبارزه‌ی اجتماعی برای آزادی و رفاه با این اقدامات کوته‌بینانه قطع نمی‌شود. طبقه کارگری که پس از هر سرکوب قدرتمندتر و باتجربه‌تر از پیش به میدان آمده است با این احکام نه تنها عقب نشینی نمی‌کند بلکه به خشم و نفرت آنان افزوده می‌شود. این هم از دستاورد نهایی سرکوب‌هایتان!

#زندان_اوین #سرکوب_شهروندان
@Decreation2
Decreation
Photo
دادخواهی برای محمد تقی فلاحی و تمام معلمان در بند

صبح روز چهارشنبه ۲۹ دی‌ماه، #محمد_تقی_فلاحی دبیر کانون صنفی معلمان تهران در منزل خود بازداشت و برای اجرای حکم شش ماه حبس به #زندان_اوین منتقل شد. این معلم مبارز در اردیبهشت‌ماه سال ۹۸ به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی معلمان روبروی مجلس شورای اسلامی همراه با رسول بداقی بازداشت شد و مجددا بهمن‌ماه همان سال توسط اطلاعات سپاه پاسداران در منزل خود دستگیر شده بود .محمدتقی فلاحی مردادماه سال ۹۹ در مرحله بدوی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی #ایمان_افشاری به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود. حکم وی توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی سید احمد زرگر عینا تایید شد و در نهایت در دیوان عدالت به شش ماه حبس تعزیری کاهش یافت.

به لحاظ قانونی اتهام اخلال در نظم عمومی به این معناست که عملی موجب سلب آرامش از شهروندان شود یا مردم را از کسب و کار باز دارد. تجربه نشان داده است که از نظر نهادهای امنیتی و قضایی، هرگونه حضور در تجمعات اعتراضی به سادگی می‌تواند مصداق اخلال در نظم عمومی باشد. هیچکدام از مقامات قضایی هم کاری به این ندارد که آیا یک معلم معترض از شهروندان سلب آرامش کرده یا سیستمی که فقر و تبعیض را به جامعه تحمیل کرده است! یا چرا تا به امروز وزیر آموزش و پرورش که به هیچکدام از مطالبات معلمان پاسخ نداده مورد محاکمه و بازخواست قرار نگرفته است؟ چرا هیچکدام از مقامات و تصمیم‌گیرانی که دهه‌هاست دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر تعیین می‌کنند و در برابر فریاد فرودستان گوش‌شنوایی ندارند مورد محاکمه قرار نمی‌گیرند؟ پاسخ به این سوالات آنقدر ساده است که نیاز به تکرار ندارد!

در حال حاضر ده‌ها نفر از معلمان دارای پرونده‌ی باز بیرون از زندان یا در حال تحمل حبس درون زندان هستند؛ مشابه وضعیت امنیتی که بسیاری از اقشار جامعه به دلیل حق‌خواهی درگیر آن هستند. واضح است که با وجود فشار امنیتی و سرکوب‌های مداوم از سیستم هیچ انتظاری جز این نمی‌توان داشت، چه برسد به بهبود شرایط اجتماعی. به همین دلیل است که طبقه کارگر و فعالین اجتماعی با اتکا به تشکل‌های مستقل، پا به میدان مبارزه گذاشته‌اند تا حق خود را بگیرند. پیروزی این مبارزات برحق وابسته به میزان جلب حمایت‌های اجتماعی، ارتقای آگاهی طبقاتی، تحکیم سازمان‌یابی مستقل از حاکمیت و به ویژه هوشیاری رهبران اجتماعی است.

لازم است که با دفاع مداوم و بی‌دریغ از معلمان زندانی و مطالباتشان قدمی موثر برای پیروزی اعتراضات برداشت.

#اعتراضات_سراسری_معلمان
@Decreation2
Decreation
Photo
امروز نوبت ما است

#شعبان_محمدی، عضو انجمن صنفی معلمان کردستان – مریوان، روز یکشنبه دهم بهمن‌ماه در جریان تحصن سراسری معلمان با یورش ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت شد. با وجود فشارهای شدید امنیتی، طبق فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، معلمان در آن روز در بیش از ۲۵۰ شهر دست به تحصن زده‌ بودند. گویا همچنان نیروهای امنیتی متوجه نشده‌اند که با سرکوب افراد نمی‌توان مانع سونامی سراسری معلمان شد.

شعبان محمدی در این مدت توانست سه بار با خانواده‌ی خود تماس بگیرد که در آخرین تماس، از وضعیت بد بازداشتگاه و عدم رسیدگی به وضعیت بیماری خود گفت. او با ناراحتی معده و خونریزی روده درگیر است و حتما باید دارو مصرف کند. تجربه ثابت کرده است که جان زندانیان همواره در معرض خطر است و سلامت زندانی برای سیستم سرکوب به مثابه یک اهرم فشار استفاده شده است. با این وجود دادستان #مریوان برای شعبان محمدی قرار بازداشت ۳۰ روزه صادر کرده است. اتهام او طبق معمول «اقدام علیه امنیت ملی» است اما مصداق این اتهام مشخص نیست. به طور معمول اگر هر فردی در هر تجمع قانونی بازداشت شود، نیروهای امنیتی با دو اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی و اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی شروع به «پرونده‌سازی» می‌کنند.

معلمان امروز برای خواسته‌های خود از جمله #آموزش_رایگان ایستاده‌اند و اعلام می‌کنند تا زمانی که به مطالبات خود نرسند در خیابان خواهند ماند.

بورژوازی با همه اختلافات جنبشی خود، برای حمله به خواسته‌های معلمان و کارگران صف کشیده است. اما بوق سانسور بوق‌چی‌های آن‌ها در رسانه‌های #مشرق‌_نیوز، #خبرگزاری_فارس، #من‌و‌تو و #ایران_وایر نمی‌تواند در برابر صدای بلند و رسای جنبش معلمان کارا باشد.
از یک سو رسانه‌های جناح راست در قدرت با پرونده‌سازی امنیتی برای معتبرترین چهره‌های معلمان قصد سرکوب و مخدوش کردن مطالبات معلمان دارد و از سوی دیگر رسانه‌های #اپوزوسیون_راست از جمله «من‌وتو» و «ایران‌وایر» در همراهی با سیستم #سانسور و سرکوب حاکم، تصویر شعبان محمدی را که شعار «خواستِ ما لغو خصوصی‌سازی است» را حذف می‌کنند و به «خواستِ ما خصوصی‌سازی است» تغییر می‌دهند. این رسانه‌ها بار دیگر دشمنی خود را با طبقه کارگر و آزادی‌خواهان عیان کردند.

تلاش برای دستیابی هر بخشی از جامعه به رفاه، امنیت و آزادی برای آینده‌ جامعه تعیین کننده است. امروز نوبت ما است که به طور موثر از #اعتراضات_سراسری_معلمان دفاع کنیم و با حمایت وسیع، سد راه سرکوب شویم.

#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران
@Decreation2
بازنشستگان از پا ننشسته‌اند

#اسماعیل_گرامی از فعالین حاضر در صحنه‌ی #اعتراضات_بازنشستگان، روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۰ به دلیل شرکت در تجمعات #بازنشستگان در اعتراض به وضعیت سخت معیشتی به اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور متهم شد. او به دلیل اعتراض به افزایش دستمزد ناکافی و پیگیری دیگر مطالبات بازنشستگان، برای چندمین بار پیاپی دستگیر و این بار بدون قرار وثیقه تا دادگاهش در بازداشت موقت گرفتار ماند. اینچنین شد که در سن ۶۶ سالگی، زمان بازداشت موقت گرامی یکسره به ۴ سال حبس دوران محکومیتش متصل شد. این در حالی است که او از نظر سلامت در وضعیت حساسی قرار دارد و با بیماری‌های صرع، مشکل پروستات، کمردرد و دندان‌درد دست به گریبان است.
اسماعیل گرامی با تمام مشکلات معیشتی‌ نه تنها به ناحق در #زندان_تهران_بزرگ محبوس شد،‌ بلکه به همراه عده‌ای دیگر از محکومین سیاسی توسط تعدادی از مجرمین جرایم خشن مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
طبق روایت اسماعیل گرامی: «جمعه ۱۶/۷/۱۴۰۰ این اراذل و اوباش با ایجاد تشنج و درگیری، ما زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و حتی با چاقو و شیشه‌ی شکسته تعدادی را به شدت زخمی کردند. در یک کلام باید گفته شود ما زندانیان امنیتی بند ۱۰ تیپ ۲ زندان تهران بزرگ هیچ گونه امنیت جانی نداریم.»
وی همچنین در نامه‌ای به اوضاع اسفبار زندان تهران بزرگ اشاره کرد و گفت: «زندان تهران بزرگ که در آن محبوس هستم نمونه‌ای از زندان‌های ایران است که آب آشامیدنی ندارد و زندانی باید خود خریداری نماید. حتی از نظر مواد غذایی دارای کیفیت بسیار پایین است که درمواردی زندانی خود مجبور به خرید مواد و طبخ آن است. در زندان تهران بزرگ حتی آب گرم مناسب برای استحمام وجود ندارد. من اسماعیل گرامی صدایی از بازنشستگان بودم و از تمامی بازنشستگان، همکاران، دوستان و آشنایان انتظار دارم صدای من باشند و این نامه را به هر زبانی که برایشان مقدور است ترجمه کرده و آن را برای سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری کشورهای مختلف و همچنین سازمان حقوق بشر ارسال نمایند تا جهانیان بدانند که ادعای رعایت حقوق بشر حکومت جمهوری اسلامی ایران دروغی بیش نیست.»
- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/3oCm7yB

@Decreation2
استمرار مبارزات کارگران پروژه‌ایِ نفت، گاز و پتروشیمی

مبارزه‌ طبقاتی کارگران بر مبنای هیجانات شخصی و دلبخواهی نیست بلکه بر اساس نیازها و ضرورت‌های زیست روزمره‌ی آنان است. این مبارزه هرگز در یک مسیر سرراست قرار نمی‌گیرد و پر از چالش و بحران است. مبارزه طبقاتی گاهی با پیشروی و پیروزی همراه است و گاهی هم عقب‌نشینی را ایجاب می‌کند. در نتیجه فرایند مبارزات کارگران پروژه‌ای هم تابع همین منطق است.
پس از پایان اعتصابات سراسری کارگران پروژه‌ای، اکثریت شرکت‌های پیمانکاری مجبور به پذیرش مطالبات کارگران شدند. البته بخشی از این شرکت‌ها با وعده‌های دروغ، کارگران را به سر کار بازگرداندند اما پس از مدتی کارگران متوجه شدند که پیمانکاران خلف وعده کرده‌اند و در نتیجه مجددا دست به اعتصاب زدند. شرکت‌های پتروشیمی بوشهر، پتروشیمی مروارید، پایانه نفتی قشم، انبار نفت جاسک، فاز ۱۴ پالایشگاه گاز پارس جنوبی، پتروشیمی چابهار و پتروشیمی مکران از جمله شرکت‌هایی بودند که کارگران را در جریان اعتصابات سراسری فریب دادند.
کارگران پروژه‌ای از خیزش سراسری فرودستان در دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸، اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه، گروه ملی فولاد اهواز و دیگر بخش‌های صنعتی و همچنین تحریم سراسری انتخابات ریاست جمهوری تاثیر گرفتند. این رخدادها و قطع امید اکثریت فرودست جامعه از طبقه حاکم در تعرضی شدن اعتراضات و رشد آگاهی کارگران پروژه‌ای اثر گذاشت. با شروع اعتراضات سراسری کارگران پروژه‌ای (کمپین ۱۴۰۰) در تاریخ ۳۱ خرداد حمایت آزادی‌خواهان و بخش‌های مختلف طبقه کارگر جلب شد و البته پوشش رسانه‌ای وسیع به دستاوردهای بسیاری منجر شد که قابل انکار نیست. حمایت عمومی از اعتصابات سراسری کارگران باعث افزایش اعتماد به نفس جمعی آنان شده است. سازمان‌دهی از پایین منجر به دخالت دادن بخش‌های بیشتری از کارگران بخش تعمیرات و تولید در اعتصابات سراسری (برای مثال گروه‌های تعمیراتی و بهره‌برداری، گروه‌های اورهال و همچنین کارگران ارکان ثالث) شده است. تداوم و گسترش این اعتراضات و اعتصابات به افزایش سطح آگاهی طبقاتی و سیاسی کارگران کمک کرده است. در نهایت بخشی از شرکت‌های پیمانکاری طبق شرایط پیشنهادی کارگران، مطالبات آن‌ها را پذیرفتند. برای مثال اکثر شرکت‌های پیمانکاری مطالبه‌ی ۲۰ روز کار در ازای ۱۰ روز مرخصی، منتها با افزایش ۳۰ درصد دستمزد به علاوه بهبود شرایط بهداشتی، غذا، خوابگاه و سرویس‌های رفت و برگشت را پذیرفتند. کارگران همچنان با تداوم اعتصاب و تجمع بر خواست‌ها و مطالبتشان طبق لیست پیشنهادی پافشاری می‌کنند و جدال برای بهبود معیشت همچنان ادامه دارد.
جایگزین کردن نیرو و اخراج کارگران در بخش فیتری، جوشکاری و به طور کل بخش‌های تخصصی‌‌تر برای کارفرمایان بسیار دشوار است. این مساله باعث می‌شود که کارگران در این بخش‌ها جسارت و ظرفیت مبارزاتی بیشتری از خود نشان بدهند و کارفرمایان در مقابل مطالبات آنان راحت‌تر تسلیم شوند. همین کارفرمایان در برابر اعتراضات کارگران پروژه‌ای در برخی از بخش‌ها مثل کارگران داربست‌بندان (معروف به سنگرسازانِ بدون سنگر)، کمکی‌ها و مونتاژکاران مقاومت بیشتری می‌کنند و همواره کمترین درصد افزایش دستمزد شامل حال این بخش از کارگران می‌شود. با این حال در طول اعتراضات سراسری این بخش از کارگران هم آموخته‌اند که باید با نهایت پافشاری و پایداری به مطالبات خود دست پیدا کنند. با رشد اعتراضات کارگران توازن قوای طبقاتی به ضرر استثمارگران در حال تغییر است و همین مساله باعث می‌شود کارگرانی که اعتماد به نفس کمتری دارند این انگیزه را پیدا کنند که در سطوح بالاتر و سازمان‌یافته‌تری وارد میدان مبارزه شوند.
این نکته نیر قابل بازگویی است که بخش‌های دفترفنی، اداری و گروه‌های سوپروایزری علیرغم بهره‌مندی از این اعتصابات و افزایش دستمزدها به تبع افزایش دستمزد کارگران، همکاری و همراهی قابل قبولی نداشته و در مورد سوپروایزرها باید گفت که برای شکستن اعتصاب و فریب کارگران تلاش کردند. لازم به ذکر است که سیستم جذب نیرو و استخدام به طور معمول توسط سوپروایزرها صورت می‌گیرد.
کارگران پروژه‌ای ثابت کرده‌اند که برای تامین وحدت اراده‌ در سراسر کشور با وجود پراکندگی جغرافیایی، قابلیت و انسجام بسیاری دارند. خردجمعی، نظرسنجی جمعی و برگزاری جلسات مشورتی مبنای سازماندهی سراسری کارگران پروژه‌ای است و برای پیشبرد این امر فارغ از همفکری در محیط کار و محل زیست از رسانه‌ها و گروه‌های مجازی هم استفاده می‌کنند. هرچند مختل کردن اتحاد کارگران در چنین بستری سخت است، اما کارگران از رسانه‌های مستقل خود برای افشای اعتصاب‌شکنان، تفرقه‌اندازان و جاسوسان نهایت استفاده را می‌کنند و اسامی آنان را به صورت علنی در بلک لیست خود قرار می‌دهند...

- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:


https://bit.ly/3rTwJLJ
@Decreation2
در ماه‌های نزدیک به قیام، کارگران تقریباً تمام مؤسسات صنعتی را تعطیل کرده بودند. اگرچه اعتصابات به مدت دو تا سه ماه تأثیر شگرفی بر کارگران گذاشته بودند، ‌کارگران هنوز تجربه‌ای از خودسامان‌دهی در محیط کار نداشتند. پس از فرار مالکان و مدیران ارشد، خلأ قدرت در بیشتر کارخانه‌ها حاکم شد. از سوی دیگر،‌ کارگران به شدت احساس می‌کردند که مالک کارخانه‌ها هستند و در نتیجه درباره‌ی کارخانه‌ها، به عنوان بخشی از ثروت مردم، متعهد و مسئول‌اند. در طول این دوره، خود کارگران مدیریت کارخانه‌ها را در دست گرفتند. دولت #بازرگان مخالفت فوری و مستقیم خود را با شوراها اعلام و ادعا کرد که پیروزی انقلاب وظایف آن‌ها را ملغا کرده است. در اواخر این دوره، بازرگان دوباره سیستم مدیریتی تک نفره را همراه مدیران حرفه‌ای لیبرال معرفی کرد.

کارگران و #انقلاب۵۷
نوشته‌ی #آصف_بیات
#شورای_مستقل_کارگری #جنبش_شورایی
@Decreation2
Decreation
Photo
اتحاد فولادین کارگران علیه مافیای فولاد

کارگران #گروه_ملی_فولاد_اهواز پس از تجربه‌ی تاریخی اعتصاب سال ۹۷ و برگزاری جلسات مجمع عمومی در سالن اجتماعات به قابلیت‌ها و ظرفیت‌های خود آگاه‌تر شده‌اند. هرچند بسیاری از آنان بازداشت و تهدید شدند و برای آنان پرونده‌ ساختند اما پایداری آنان باعث شد مجدداً اعتراضات خود را از سر بگیرند و #شورای_اسلامی_کار را به کلی کنار بزنند. امروز ادبیات و جسارت آنان در رسانه‌های مستقل‌شان، بازتاب نیروی واقعی آنان است.

آنچه کارگران گروه ملی فولاد اهواز را تا به امروز پویا و فعال نگاه داشته است، اتحاد، آگاهی و مکانیزم تصمیم‌گیری جمعی آنان بوده که کارفرما و دولت را به چالش واداشته است.

کارگران #فولاد_اهواز مجدداً خون تازه‌ای در رگ مبارزه برای حق‌خواهی جاری کرده‌اند و در تجمع خود کنار کارگران شهرداری ایستادند. طبق آخرین گزارش‌ها، مدیران دولتی و نیروهای امنیتی پس از آخرین تجمع کارگران طی جلسه‌ای وعده‌ی پاسخ به مطالبات را دادند و کارگران هم به آنان اولتیماتوم دادند.

کارگران فولاد خود را صاحب و گرداننده محل کار خود می‌دانند و کاملاً از جایگاه و قدرت خود آگاهی دارندو این مسئله را از نوشته‌ها و سخنرانی‌های آنان می‌توان فهمید.

یکی از مهم‌ترین خصوصیات این کارگران که بار دیگر بر روشن بودن و آگاهی‌شان صحه می‌گذارد ایستادگی در برابر هر تفرقه‌افکنی است. جایگاه کاری و تخصص یا هویت قومی هیچ یک دلیل تفرقه و گسست در انسجام این مبارزین سرافراز نشده است و نتوانسته آن‌ها را از خواست و هدف اصلی‌شان منحرف کند.

نگاه تمام طبقه کارگر به پیشروی‌های این مبارزین جسور است. موفقیت آن‌ها پیروزی تمام طبقه‌ی کارگر و قدم مهمی به سمت رهایی از استثمار و تبعیض است.

کارگران گروه ملی در رسانه‌ی مستقل خود گفته بودند که:

"ما آمده‌ایم که با حضورمان جهان را دگرگون کنیم، نیامده‌ایم تا پس از مرگمان بگویند که از کرم خاکی هم بی‌آزارتر بود."

در ادامه باید گفت تا استثمار و تبعیض پابرجاست، مبارزه‌ی طبقاتی علیه مناسبات #سرمایه‌داری ادامه خواهد داشت.
@Decreation2
درباره افزایش جعلی دستمزد!
  
هرچه به پایان سال نزدیک می‌شویم معرکه‌ی شورای عالی کار بر سر افزایش دستمزد بیشتر می‌شود. پینوکیوها لباس حسابدار به تن می‌کنند و برای تحمیل حداقل دستمزد و حداکثر استثمار طبقه کارگر چرتکه می‌اندازند. دولت و مجلس با شعبده‌بازی، نمودار و عدد و رقم هوا می‌کنند، در کلاه شعبده می‌گذارند و پشیزی از آن بیرون می‌آورند. طبقه‌‌ سرمایه‌دار نیز برای دولت کف می‌زند و هورا می‌کشد و از «هدیه دولت» قدردانی می‌کند. قهرمانان شورای اسلامی کار نیز با «قدرت چانه‌زنی» خود به بورژوازی و دولتش می‌گویند اگر حاصل‌ضرب دودوتا را بالاتر و لااقل به صفر نرسانید پای مصوبه را امضا نمی‌کنیم. سناریو از پیش نوشته شده اما تنها روایتی که در این میان تکراری نمی‌شود داستان تلخ معیشت طبقه کارگر است که هر لحظه با سورپرایزهای اقتصادی به قهقرا می‌رود.
 
ادعایی توخالی، واقعیتی مهلک
  
تمام پروپاگاندای بورژوازی ایران برای سرکوب مزدی این است که افزایش دستمزد منجر به افزایش تورم می‌شود. با این حال پاسخ این سوال را بی‌جواب می‌گذارد که چرا با وجود پایین نگه داشتن دائمی دستمزد، ‌اقتصاد ایران به جز دهه ۴۰ در تمام آمارهای ثبت شده در ۸۰ سال گذشته تورمی بوده است. در حال حاضر مزد بین ۶ تا ۱۵ درصد نرخ نهایی کالا را تشکیل می‌دهد و اگر مزد دو برابر هم بشود، نرخ نهایی کالا حدود ۱۰ درصد افزایش پیدا خواهد کرد. درحالی که بنا بر ادعای خود دولت تنها با حذف ارز ترجیحی حداقل ۷.۶ درصد بر تورم افزوده خواهد شد و این تنها یکی از سیاست‌های اقتصادی تورم‌زای طبقه حاکم است. زمانی که دولت با استقراض از بانک‌ها و بانک‌ها با دلالی و خلق اعتبار،‌ نقدینگی را در اقتصاد افزایش می‌دهند و تورم‌زایی می‌کنند بار آن بر دوش کارگران و تهی‌دستان می‌افتد، اما زمانی که کارگران خواهان افزایش دستمزد هستند دولت کاسه چه‌کنم چه‌کنم دست می‌گیرد و می‌گوید هم خزانه خالی است و هم افزایش دستمزد باعث افزایش نقدینگی می‌شود. بورژوازی هر دعوا و هر ناتوانی که در گرداندن اقتصادش دارد به خودش مربوط است، نه طبقه کارگر. همانطور که کارگر در زمان سوددهی شریک جیب سرمایه‌دار نیست، ‌در زمان رکود اقتصادی‌اش هم حامی مالی او نمی‌شود.
 
بر اساس آمارهای دولتی حداقل دستمزد سال ۱۴۰۰ کمتر از ۴۰ درصد هزینه سبد معیشت و تنها ۱۰.۶ روز از ماه را پوشش می‌د‌هد. تورم افسارگسیخته‌ی نزدیک به ۵۰ درصد، مدام قیمت کالاهای عمومی را افزایش می‌دهد و کارگران و محرومان را بی‌چیزتر و دارایی‌های سرمایه‌داران را ارزشمندتر می‌کند. در فاصله ۶ ماهه اردیبهشت تا مهر ۱۴۰۰، شاخص عمومی نرخ کالاها و خدمات بیش از ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده است. در این مدت نرخ دلار ۲۵ درصد رشد داشته و بر اساس داده‌های مرکز آمار ایران، نرخ غذا ۲۳ درصد و خدمات ۱۵ درصد بالا رفته است. با این حال آمارهای دولتی سطحی به مراتب پایین‌تر از واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی را نشان می‌دهد.
 
روز به روز قدرت خرید کارگران ضعیف‌تر از قبل می‌شود و سفره‌ها کوچک و کوچک‌تر. در سال جاری میزان فروش بنکداران که عرضه ارزاق عمومی و مایحتاج زندگی مردم را بر عهده دارند، ۳۵ درصد کاهش یافته است. آمار گروه‌هایی که نمی‌توانند هزینه خرید برنج ایرانی را بپردازند، به ۶۰ درصد کل جامعه رسیده است. بسیاری از کالاهای مصرفی خانوار مثل حبوبات، برنج، شکر و روغن تا ۳۵ درصد افزایش نرخ داشته است.
 
شاید برای کسانی که دغدغه حفظ محیط زیست را دارند کاهش ۲۶ درصدی کل پسماند شهری تولیدی در تهران و کاهش ۳۲ درصدی سرانه تولید پسماند از سال ۹۵ تا ۹۹ خبر خوشایندی به نظر برسد اما اگر بدانند یکی از علت‌های اصلی کاهش تولید پسماند به دلیل کاهش قدرت خرید جامعه بوده با واقعیتی تلخ مواجه می‌شوند.
 
کارگران در خط مقدم
  
با وجود فقر و فلاکت تحمیلی، طبقه کارگر دست به سینه یک گوشه ننشسته تا طبقه حاکم شیره جانش را بمکد و آب از آب تکان نخورد. در سال‌های اخیر طبقه کارگر با اعتماد به نفس و همبستگی بیشتر و بعضا با آرایش جدیدتری پا به میدان مبارزه گذاشته است. تنها یک نمونه اعتراضات و اعتصابات ۳ ماهه‌ی کارگران پروژه‌ای (کمپین ۱۴۰۰) که به طور سراسری پا به عرصه مبارزه گذاشتند نشان‌دهنده تغییر مهمی در توازن قوا میان کارگران و استثمارگران بوده است. کارگران پروژه‌ای در بخشی از مطالبات خود از جمله افزایش دستمزد و کاهش روزهای کاری توانستند به پیروزی برسند. اکثر شرکت‌های پیمانکاری مطالبه‌ی ۲۰ روز کار در ازای ۱۰ روز مرخصی، منتها با افزایش ۳۰ درصد دستمزد به علاوه بهبود شرایط بهداشتی، غذا، خوابگاه و سرویس‌های رفت و برگشت را پذیرفتند...

- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/3IhTIWg
@Decreation2