Decreation
390 subscribers
319 photos
73 videos
21 files
140 links
تلگرام : t.me/Decreation2
فیسبوک : https://m.facebook.com/decreation.left
اینستاگرام : 2.decreation
Download Telegram
«چگونه بخوانیم؟» نام مجموعه‌ای از کتاب‌های راهنما است که برای توضیح مختصر اندیشه‌های محوری و زندگی متفکرین بزرگ تاریخ تدوین شده است و به نوعی می‌تواند آغازگاهی برای کاوش‌های بیشتر باشد. پیتر آزبورن در کتاب «چگونه مارکس بخوانیم؟» با تاکید بر میراث رومانتیک، مدرنیستی و انقلابی آثار کارل مارکس سعی می‌کند چهره‌های تحریف شده و دروغینی که از مارکس ساخته شده را افشا کند. به طور کلی مفاهیم اصلی که او در این کتاب روی آن دست می‌گذارد شامل بت وارگی، ماتریالیسم تاریخی، از خود بیگانگی، انباشت اولیه، شکل کالایی، استعمار، اقتصاد سیاسی و کمونیسم می‌شود.

برای دانلود پی‌دی‌اف کتاب به کانال تلگرام دیکریشن مراجعه کنید.

لینک خرید کتاب:
https://golazinpub.com/product/73267/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%9F

#پیتر_آزبورن #کارل_مارکس #سرمایه_داری #استثمار #ماتریالیسم_تاریخی #اقتصاد_سیاسی #مارکسیسم #مارکس #فریدریش_انگلس #انگلس #کمونیسم #کتاب #معرفی_کتاب
@Decreation2
#عسل_محمدی فعال کارگری پس از ۱۶ روز با قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی موقتاً آزاد شد. او در روز ۱۵ آبان ماه همراه با #هیراد_پیربداقی بازداشت و به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شد و تا به امروز وضعیت هیراد پیربداقی مشخص نیست.

به امید آزادی بی‌قید و شرط تمام زندانیان سیاسی
@Decreation2
تولید فلسطینی و سینمای رهایی بخش
Decreation
فایل صوتی گپ و گفت با کیانوش اخباری و اردوان تراکمه (گروه جامپ کات) درباره‌ی تولید فلسطینی و سینمای رهایی بخش

گپ و گفت با کیانوش اخباری و اردوان تراکمه (گروه جامپ کات) درباره‌ی تولید فلسطینی و سینمای رهایی بخش

🔸 لینک دانلود در ساندکلاد 👇
https://soundcloud.com/decreation2/decreation-mp3

#گروه_جامپ_کات #کیانوش_اخباری #اردوان_تراکمه #گروه_ژیگاورتف #ژان_لوک_گدار #ژیگاورتف #کمونیسم #سینمای_آزاد #سینما #گپ‌و‌گفت
@Decreation2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویژوالایزر گپ و گفت با کیانوش اخباری و اردوان تراکمه (گروه جامپ کات) درباره‌ی تولید فلسطینی و سینمای رهایی بخش

🔸 لینک دانلود در ساندکلاد 👇
https://soundcloud.com/decreation2/decreation-mp3

#گروه_جامپ_کات #کیانوش_اخباری #اردوان_تراکمه #گروه_ژیگاورتف #ژان_لوک_گدار #ژیگاورتف #کمونیسم #سینمای_آزاد #سینما #گپ‌و‌گفت
@Decreation2
محورهای کمونیسم

مقدمه
سلسله پست‌هایی که تحت عنوان «محورهای کمونیسم» منتشر می‌شود در حقیقت تلاشی‌است برای توضیح و تشریح محورها، راهکارها و روش‌شناسی کمونیسم. در هر یادداشت سعی می‌شود که با اتکا بر آثار نظریه‌پردازان این جنبش چکیده‌ای از مباحث اساسی جنبش کمونیستی و نقدهای این جنبش به منطق سرمایه‌داری مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

پست اول: سرمایه‌داری و بدیل آن
از زمانی که نظام سرمایه‌داری مناسبات خود را در سطح جهانی مستقر کرد، «بشریت متمدن و مدرن» دست کم دو جنگ جهانی را پشت سر خود گذاشت که میلیون‌ها نفر در خلال آن کشته و یا آواره شدند. نمونه‌های بسیاری از جنایت علیه بشریت میتوان آورد؛ از پاکسازی‌قومی در روآندا تا محاصره‌ی زندگی مردم ساکن نوار غزه توسط دولت آپارتاید اسرائیل. به گزارش بانک جهانی در حال حاضر بیش از نصف مردم جهان زیر خط فقر زندگی می‌کنند، در حالی که حدود 60 نفر میلیاردر مالک نیمی از جهان هستند. سالانه میلیون‌ها نفر از گرسنگی جان خود را از دست می‌دهند و بیش از یک چهارم از جمعیت جهان از سوءتغذیه و گرسنگی رنج می‌برد و به طور کل از هر ۹ نفر در دنیا یک نفر گرسنه است. این واقعیات در حالی جلوی چشم همگان در جریان است که سیاست‌مداران صاحب قدرت و سرمایه همواره حرف از دموکراسی می‌زنند.
باقی حیوانات هم وضع بهتری ندارند. آن‌ها یا در آزمایش‌ها به‌عنوان موضوعات تحقیق مورد استفاده قرار می‌گیرند یا در صنعت حیوانات خانگی با تولید و دستکاری های ژنتیکی، مثل کالا فروخته می‌شوند یا در سیرک‌ها و باغ‌وحش‌ها تحت شرایط اسفبار نگهداری می‌شوند تا برای «نمایش» آماده باشند، یا در صنایع دامداری به وحشیانه‌ترین شکل نگهداری و کشته می‌شوند و یا به دلیل از بین رفتن زیست‌بوم، آلودگی و گرمایش زمین به طور کل در حال انقراض هستند. این جنایت و توحشِ مستمر تنها بخشی از منطق و روتین نظام سرمایه‌داری است. بر اثر سدسازی‌های غیراصولی، بهره‌برداری‌های بی‌رویه از جنگل‌ها، تولید بی رویه گازهای گلخانه‌ای و مصرف سوخت‌های فسیلی، شرایط زندگی برای بسیاری از جانداران در کره زمین به زودی از بین می‌رود و نوع انسان هم با خطر انقراض خود نیز مواجه خواهد شد. کره‌ای که گویا انسان «مالک» آن است نه «ساکن» آن!
مدافعین نظام سرمایه با لاپوشانی کردن فرصت‌ها و امکانات نابرابر در جامعه می‌گویند شما «آزاد» هستید که تلاش کنید تا در زندگی «موفق» باشید. اما امکانات در دست کدام طبقه‌ است؟ آیا کارگران که به غذا، مسکن، پوشاک، بهداشت، امکانات فرهنگی و آموزش با کیفیت و رایگان دسترسی ندارند آزاد هستند؟ آیا کارگرانی که بخش اعظمی از زمان و انرژی خود را صرف کسب درآمدِ حداقلی برای سیر نگه داشتن شکم خود می‌کنند، دیگر فرصت و توانی برای تن‌آسایی، مطالعه، کسب علم، خوش‌گذرانی و پرورش ذهن و بدن برای آن‌ها باقی می‌ماند؟ خیر!
در چنین جهنمی سرنوشت محیط زیست‌مان و جان اکثریت انسان‌ها به دست سرمایه‌داران و تابع قوانین اقتصادی-اجتماعی سرمایه‌داری بوده است. قواعدی که در نهایت، هدف خود را افزایش سود و انباشت سرمایه به واسطه استثمار اکثریت جامعه، یعنی طبقه کارگر قرار داده است. رویه‌ای که همواره نیازهای بنیادین انسان و رفاه عمومی را فدای منافع اقلیت سرمایه‌دار می‌کند. به هر حال در این نظام اقتصادی و اجتماعی، افزایش دستمزد طبقه کارگر از سود سرمایه‌دار می‌کاهد و افزایش سود از میزان دستمزدها کم می‌کند! البته نباید فراموش کرد که در این سیستم، خودِ سرمایه‌دار هم برده‌ی سرمایه است. برای مثال در بسیاری از مواقع افراد آنها را نه به عنوان انسان بلکه همچون پول و حساب بانکی نگاه می‌کنند و وجود سرمایه باعث می‌شود سرمایه‌داران هم به سختی توان فراروی از عواطف و روابط کالایی میان خود و دیگران را داشته باشند. با این وجود واضح است که میزان ستم و تبعیض برای سرمایه‌داران بسیار کمتر از طبقه کارگر و بخش‌های تهی‌دست جامعه است.
سرمایه‌داران رسانه‌هایی می‌سازند که در ظاهر صرفا برای برقراری و تسهیل ارتباطات است، اما در حقیقت رسانه‌های جمعی در خدمت دستگاه‌های جاسوسی نهادهای امنیتی دولت‌ها و ابزاری موثر برای نظام تبلیغات و شست و شوی مغزی است. این دهکده‌ی اسارت‌بار جهانی نمودی از بردگی نظام‌مند است.

@Decreation2

https://bit.ly/3rDgcvx
طوفان توییتری در حمایت از #هیراد_پیربداقی فعال کارگری بازداشتی

امشب ساعت ۲۰

هشتگ:
#FreeHirad
@Decreation2
آزادی با کوشش جمعی محقق خواهد شد. مشت‌های آزادی‌خواهان گره خورده‌ است. قدرت طبقه‌ کارگر و متحدینشان از گلوله‌هایتان بیشتر است. در برابر صفوف منسجم فعالین کارگری هیچ دیوار و برج و بارویی تاب نخواهد‌ آورد. #هیراد_پیربداقی را آزاد خواهیم کرد!

#FreeHirad

@Decreation2
#رسول_بداقی و ‎#آمانج_امینی پس از ضرب و شتم اسیر شدند. ترس حاکمیت سرمایه‌داری از اتحاد و مطالبه‌گری معلمان را در همین بگیر و ببندها می‌توان دید. سرکوب مداوم، معلمان آزادی‌خواه را ساکت نخواهد کرد.

#اعتراضات_سراسری_معلمان

@Decreation2
استثمارگران بین آزادی‌خواهان میله می‌گذارند و فاصله می‌اندازند، اما هم ما می‌دانیم هم آن‌ها که تنها راه پیروزی اتحاد است و همبستگی. معلمان آزادی‌خواه ایستاده‌اند، متحدتر از همیشه و مستحکم‌تر از پیش.
#رسول_بداقی
#آمانج_امینی
#اعتراضات_سراسری_معلمان
@Decreation2
آیا نظام سرمایه‌داری غیرقابل تغییر است؟

آیا باید برده‌وار به زنجیرهای تبعیض و استثمار تن داد و آن را پذیرفت و یا نهایتاً به اصلاحات کوچک راضی بود؟ آیا اساساً جامعه‌ی بی‌طبقه و بدون سلطه‌ی پول، سرمایه، دولت و نهاد خانواده، ایده‌ای رویایی و غیرقابل تحقق است؟ آیا باید تنها به یک نظام سرمایه‌داریِ به اصطلاح انسانی‌تر امیدوار بود؟ آیا به دلیل موانع موجود در برقراری یک دنیای آزاد با فرصت‌های برابر برای همگان، باید نابودی نظام سرمایه‌داری را نفی کرد؟
منطق حرکت نیروهای مادی و انسانی در تاریخ اثبات می‌کند که هیچ نظامی طبیعی و غیرقابل تغییر نیست و اراده‌ی انسان در هیات طبقات اجتماعی تا حد زیادی در تغییر جامعه تعیین کننده است. نظام برده‌داری در یک مقطع تاریخی متولد و در یک دوره تمام شد. دوره‌ی فئودالیسم با خلع‌ید رعیت‌ها، انقلاب صنعتی و تجارت جهانی کالاها به پایان رسید و تکامل نیروهای تولیدی به تدریج از انگلستان به سراسر اروپا گسترش یافت و در حال حاضر شیوه تولید سرمایه‌داری کل جهان را در زیر سلطه خود دارد. البته سلسله انقلابات بورژوایی در اروپا هم نقش بسیار تعیین کننده‌ای در انهدام مناسبات فئودالی داشتند. در نتیجه جامعه‌ی سرمایه‌داری هم نه یک پدیده‌ی طبیعی است و نه غیرقابل تغییر. جامعه شبکه‌ی ساختارمندِ روابط در سیلان است و تاریخ تمام جوامع، در درجه‌ی اول بیانگر اشکال گوناگون مبارزه‌ی طبقاتی است.
آیا چون تجارب گذشته‌ی جنبش کمونیستی به هدف نهایی خود نرسیده است، پس آرمان آزادی و رهایی را باید کنار نهاد؟ باز هم پاسخ منفی است، چراکه شکست هر تجربه‌ای معیار قضاوت بر درستی یا غلطی ایده‌ی پشت آن نیست. اسپارتاکوس به یک معنا شکست خورد اما آرمان رهایی از مناسبات برده‌داری زنده ماند و در نهایت پیروز شد. اگر نفس تبعیض بر اساس جایگاه طبقاتی افراد از اساس اشتباه است و باید آن را ریشه کن کرد، پس باید راه‌حل و راهکاری یافت. سیاست‌مداران و سرمایه‌دارانی که صاحب وسایل تولید مادی و فکری، زندان، نیروی نظامی، نیروی امنیتی و هزار نهاد سرکوب و تحمیق دیگر هستند، با ژست آزادی‌خواهانه ادعا می‌کنند که کمونیست‌ها در شوروی قدرت را گرفتند، با زور و سرکوب جامعه را کنترل کردند و به همین دلیل نباید اجازه داد تا آن‌ها به قدرت نزدیک شوند!
مدافعین سرمایه‌داری می‌گویند مارکسیسم ایده‌ای قدیمی و تاریخ مصرف گذشته است! اما مگر آدام اسمیت که صدسال قبل از مارکس اقتصاد کلاسیک سرمایه‌داری را تئوریزه می‌کرد تا همین امروز در دانشگاه‌ها تدریس نمی‌شود؟! اگر ایده‌ی کمونیسم مرده است، پس به چه دلیلی قدرت‌های سرمایه‌داری تا این حد نگران آن هستند؟ در حقیقت تا زمانی که سرمایه‌داری و مناسبات طبقاتی موجود است، کمونیسم به عنوان یک افق سیاسی، خواست اجتماعی و یک جنبش در دل طبقه کارگر زنده خواهد ماند.
می‌گویند طبقه کارگر امروز دیگر آن جایگاه و ویژگی‌هایی که زمان مارکس داشت را ندارد و تغییرات بسیاری کرده است، در نتیجه نمی‌شود صرفاً به طبقه کارگر متکی بود. قطعاً در طول تاریخ ترکیب‌بندی و خصلت‌های طبقات اجتماعی تغییر می‌کنند اما قاعدتاً این مسئله به معنای قدیمی شدن مفهوم طبقه کارگر یا کم اهمیت شدن این طبقه در واقعیت حال حاضر نیست! بدیهی است که طبقه کارگر صرفاً شامل مردان پتک به دست در کارخانه‌ها نیست، اما یک قرن پیش هم کارگران از محصولاتی که تولید می‌کردند به از خود بیگانگی دچار می‌شدند امروز هم همینطور است. طبقه کارگر از زمانی که متولد شد از ابزار تولید و فراورده‌های خود بیگانه بود چرا که مالکیت خصوصی حکم می‌کند که ابزار معاش و ثروت در انحصار سرمایه‌داران باشد. آیا امروز این مشکلات بنیادین طبقه کارگر تغییر کرده است؟ آیا همچنان قدرت کارگران بخش‌های صنایع بزرگ مثل فولاد، نفت و گاز را می‌شود نادیده گرفت؟ سرمایه‌داری حتی در تعرض به طبقه کارگر هم تکراری و کهنه عمل می‌کند چراکه همچنان تلاش دارد در ازای مزد ثابت، زمان کار را افزایش دهد و یا اعتصاب و تشکل مستقل از حکومت را به بهانه‌های به اصطلاح امنیتی سرکوب ‌کند.
اگر مناسبات طبقاتی ریشه‌ی اصلیِ تمام تبعیض‌ها در جوامع امروزی است پس برای بی‌تفاوتی یا دفاع از این نظام سودمحور، بهانه‌جویی و فرار از مبارزه طبقاتی، دردی از کسی دوا نخواهد شد و بشریت به قهقرای بربریت و انقراض فرو می‌رود. برای دستیابی به جهانی آزاد و نو، ما نیازمند تغییر مناسبات عینی جامعه و ذهنیت انسان‌ها براساس شناخت ریشه‌ای و عمیق از نظام موجود و جامعه‌ی نوین هستیم.
با درک ریشه‌ای از قوانین سرمایه‌داری و سازوکارهای اقتصادی و اجتماعی آن می‌توان راه تغییر جهان را فهمید...
- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/33yasJF

@Decreation2
طبقات و مناسبات اجتماعی

برای فهم انسان باید مناسبات او را در جامعه تشریح کرد، و فهم این مناسبات اجتماعی معادل با تبیین شیوه تولید حاکم در آن جامعه است. شیوه تولید یک جامعه در کلیت خود حکم شیوه میانجی‌گری بین انسان و طبیعت را ایفا می‌کند. تمام ارزش‌های حاکم بر جوامع و سیستم حقوقی و غیره تابع زیربنای اقتصادی و شیوه تولید آن جامعه است. پس ساختار هر جامعه‌ای تابع «مناسبات تولید» و در کل «زیربنا»ی آن جامعه محسوب می‌شود. تولید ثروت مادی شالوده حیات اجتماعی همه جوامع است. به این معنا تولید ثروت مادی هر جامعه‌ای مبتنی بر کار انسانی است. منظور از «نیروی کار» یا «توانایی کار» مجموعه‌ی توانمندی‌های جسمی و ذهنی کارگران است.
طبقه پدیده‌ای تاریخی و جهان‌شمول است چراکه از یک نظام اقتصادی و اجتماعی جهانی تبعیت می‌کند. جامعه‌ی طبقاتی هم در مرحله خاصی از تاریخ متولد شده است. از زمانی که انسان کشاورزی را آغاز کرد و محصولات اضافی را در انبار غله انباشت کرد، نیاز به حسابرسی بر محوریت «مدیریت انبار غله» و «مازاد محصولات کشاورزی» شکل گرفت و مبنای ایجاد پول، خانواده، مالکیت خصوصی و دولت شد. طبقات اجتماعی براساس مازاد این محصولات پدیدار شدند. همین مازاد محصولات، نیاز ماموران دولتی برای زندگی را تامین می‌کرد. این عوامل منجر به تمرکز قدرت و ثروت در میان اقلیت حاکم شد. پس وجود مازاد محصولات کشاورزی ریشه‌ی مادی و تاریخی تولد جامعه طبقاتی است. نقش دستگاه‌های دولتی هم حفظ مناسبات طبقاتی از طریق متمرکز کردن و قانونی کردن سلطه‌ی طبقاتی است.
جامعه طبقاتی رابطه‌ی اجتماعی را میان افراد برقرار می‌کند که مبتنی بر سلطه‌ی اقتصادی و سیاسی یک طبقه اجتماعی است. به همین دلیل درک سیاست بدون درک ارتباط بنیادین ستیز طبقاتی با آن ناممکن است. در حقیقت طبقات اجتماعی و مبارزه‌ی طبقاتی با هم به وجود آمدند. این دستگاه تحمیق سرمایه‌داری بوده است که وجود طبقات و توزیع نابرابر ثروت را در جامعه ازلی و ابدی جلوه می‌دهد و آن را طبیعی قلمداد کند تا به سلطه‌ی طبقه‌ی خود مشروعیت ببخشد. اینطور تصور تغییر این مناسبات طبقاتی به سختی در ذهن انسان شکل می‌گیرد.
اگر تبعیض طبقاتی بنیادی‌ترین روابط اجتماعی را می‌سازد، پس مبارزه طبقاتی و تضاد منافع طبقات با یکدیگر عناصر جدایی ناپذیر تمامی جوامعِ طبقاتی است. این تضاد منافع بین طبقات، امری پویا و زنده در تار و پود همه‌ی جوامع است. طبقه کارگر چه آشکار و چه پنهان، به طور روزمره درگیر مبارزه طبقاتی است. به طور کل مبارزه برای بقا، افزایش دستمزد، بهبود شرایط کار، حق تشکل یابی و بسیاری از مطالبات کارگران به درگیر شدن با کارفرما کشیده می‌شود. اینطور نیست که کارگر باید لزوماً «آگاهی طبقاتی» یا حزب کمونیستی داشته باشد تا برای نیازها و حقوق اولیه‌ی خود درگیر مبارزه طبقاتی شود.
در هر شیوه‌ی تولید دو طبقه اصلی وجود داشته است؛ طبقه استثمارگر و طبقه استثمار شده. در شیوه تولید برده‌داری برده و برده‌دار، در شیوه تولید فیودالی ارباب و رعیت و در شیوه تولید سرمایه‌داری سرمایه‌دار و کارگر. با تولد نظام سرمایه‌داری، قدرت اقتصادی و سیاسی در دست سرمایه‌دارانی قرار گرفت که تنها هدفشان به حداکثر رساندن سود سرمایه‌شان بود. برای گذار از جامعه‌ی پیشامدرن به سرمایه‌داری لازم بود تا دهقانی که خلع ید شده بود یا کشاورزی کند یا به کارگر مزدبگیر تبدیل بشود. رعیت با گوسفند جایگزین شد چراکه این حیوان به مراتب فرمان‌بردارتر بود و پشم آن به سادگی در بازار بین‌المللی و تجارت جهانی فروخته می‌‌شد.
برای سود دهی بیشتر لازم بود تا هرچه بیشتر «نیازهای حیاتی انسان» به نفع «نیازهای بازار» قربانی شود. خرید و فروش کالا در بازار تبدیل به منطق بنیادین اقتصادی و اجتماعی جامعه‌ی مدرن شد. با این شرایط طبقه کارگر یا همان پرولتاریا، همواره در معرض تمامی فرازونشیب‌های رقابت، تمامی نوسانات بازار قرار گرفت.
برای افزایش سود‌ِ سرمایه، دستیابی به نیروی کار ارزان و مطیع از اهداف اصلی طبقه سرمایه‌دار است. طبقه‌ کارگر به کلی از وسایل تولید که در تصرف واقعی سرمایه‌داران است خلع‌ید می‌شود. طبقه کارگر برخلاف پیشه‌وران یا دهقانان نمی‌تواند وسایل لازم برای بقای خود را در اختیار داشته باشند. در نظام سرمایه‌داری، کار مزدی شکل عامی است که از طریق آن حاکمان از نیروهای کار سلب مالکیت می‌کنند. کارگر صرفاً مالک نیروی کارش است، که مجبور است آن را هم به عنوان کالا بفروشد تا فقط زنده بماند. طبقه‌کارگر علی‌العموم توسط طبقه‌ سرمایه‌دار استثمار می‌شود. به این معنا سهم واقعی طبقه کارگر از فرایند کار و تولید به وسیله سرمایه‌دار ربوده می‌شود ...

- ادامه‌ی مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3emY0OS

@Decreation2
گورکنان سرمایه‌داری

تداوم حیات بشر در جامعه‌ی سرمایه‌داری وابسته به کار دستمزدی طبقه کارگر است. غذا، لباس، مسکن و سایر اسباب مادی زندگی را طبقه کارگر تولید و فراهم می‌کند. از طرفی طبقه کارگر مجبور است برای زنده ماندن، نیروی کار خود را به سرمایه‌دار بفروشد. به همین دلیل این طبقه بیشتر از هر طبقه‌ی دیگری از نابودی نظام سرمایه‌داری نفع می‌برد. حیات جامعه به همراه حیات سرمایه‌داری به لحاظ اقتصادی وابسته به استثمار کارگران است. برای مثال اگر طبقه کارگر در مراکز کلیدی دست از کار بکشد، بخش اعظمی از پروسه‌ی رفع نیازهای جامعه و توان سرکوب سرمایه‌داری فلج می‌شود. قدرت طبقه‌ کارگر در به کارگیری سلاح به روش چریکی خارج از محیط کار در خیابان و کوهستان نیست.
کارگران به خصوص در صنایع به صورت جمعی به تولید مشترک به کار گرفته می‌شوند. اشتراک در تولید یک محصول، خصلت اشتراکی به تار و پود زندگی طبقه کارگر به ویژه در صنایع بزرگ می‌دهد. همین موقعیت زمینه را برای اراده‌ی متشکل کارگران مهیا می‌کند. نهاد خانواده‌ی کارگری و شبکه‌ی محافل کارگری از جمله نهادهایی هستند که کارگر در آن متولد می‌شوند و مبارزه‌ی خود را پیش می‌برد. این یک قدرت اجتماعی سازمان‌یافته است. از این رو جایگاه استراتژیک «محل کار» به‌عنوان فضای محوری سازمان‌دهی و «محل زیست» به عنوان فضایی برای بازتولید زندگی روزمره اهمیت دارد. کارگر سلطه‌ی سرمایه را برپایه‌ی تجربه‌ی روزمره‌ی خود احساس می‌کند و قدرت مطلق آن را بر زندگی، زمان و فرصت‌های خود درک می‌کند. به این معنا مبارزه طبقاتی پروسه‌ای روزمره در تار و پود زندگی طبقه کارگر است. اما دستیابی به راه و روش تغییر زیربناییِ سرمایه‌داری به صورت «خود به خودی» در مبارزه‌ی روزمره به دست نمی‌آید، بلکه با درک نظریه رادیکال، سازمان‌دهی و رهبری جامعه به شیوه‌ی کمونیستی است که تغییرات بنیادین عملی می‌شود.
وسایل تولید در انحصار طبقه‌ی سرمایه‌دار است و این مالکیت خصوصی از بدو تولد طبقات اجتماعی، ریشه‌ی اصلی روابط مبتنی بر استثمار است. طبقه کارگر برای اجتماعی کردن مالکیت اشتراکی چاره‌ای جز سلب مالکیت از اقلیت استثمارگر و سرمایه‌دار ندارد. تولیدکنندگان تنها زمانی می‌توانند آزاد باشند که مالک وسایل تولید باشند. از همین رو اشتراکی کردن وسایل تولید نقطه پایانی است بر تقسیم جامعه به طبقات و فرایند جداسازی تولیدکننده از وسایل تولید.
به همین دلایل طبقه‌ کارگر فاعل اصلی جنبش کمونیستی و گورکن نظام سرمایه‌داری است. قومیت، جنسیت، ملیت، اقلیت‌های دینی و علی‌العموم مردم یا ستم‌دیدگان چنین جایگاه استراتژیک و محوری برای کمونیسم ندارند. تبعیض قومی، ملی، جنسیتی و دینی همگی تابع شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری و منطق سود هستند. رهایی طبقه کارگر با رهایی همگان از استثمار و طبقات انطباق دارد، چراکه کل جامعه از حذف تبعیض و سلطه طبقاتی بهره‌مند می‌شود. از این رو طبقه کارگر رسالت رهایی بشریت را بر عهده دارد. منشاء اصلی تمامی تبعیض‌ها، سلطه‌ی طبقاتی و مالکیت خصوصی است و با از بین رفتن ریشه‌ی اقتصادی و اجتماعی انواع تبعیض، راه برای رفع همه‌ی آنان «هموار» می‌شود.
طبقه کارگر می‌تواند نماینده‌ی رفاه حداکثری و رهایی کل جامعه باشد و منافع خود را به مثابه منافع عمومی معرفی کند. رهایی طبقه کارگر در پیش‌برد رهایی بشری نسبت به هر پروژه‌ی سیاسی دیگر که هدف آن الغای ستم و تبعیض است از نقش تعیین‌کننده‌تری برخوردار است. اما نه به این معنا که مبارزه علیه انواع تبعیض تا استقرار جامعه‌ی بی‌طبقه به تعویق بیافتد!
کارگران برای نجات خود و کل جامعه تنها یک راه دارند و آن هم اتحاد یکپارچه است. وحدت عملى طبقه کارگر در مبارزه عليه طبقه‌ سرمایه‌دار در گرو شناخت اشتراک منافع واقعى بخش‌هاى مختلف طبقه کارگر است. اما اتحاد برای چه هدفی؟ برای حذف نظام سرمایه‌داری و پی‌ریزیِ نظامی شورایی و بدون طبقه، استثمار و تبعیض.
کارگران آدم‌های بدبخت و قربانیانی نیستند که باید برای آنها دلسوزی کرد. طبقه کارگر از این بابت برای جنبش کمونیستی اهمیت ندارد که بیشترین رنج و سختی را می‌کشد. طبقه کارگر چیزی برای از دست دادن ندارد اما با اتکا به اتحاد طبقاتی خود در مقیاس فرامرزی، جهانی را به دست خواهد آورد و نظام طبقاتی را ملغی خواهد کرد. ملزومات این اتحاد هم تشکل‌یابی مبتنی بر مجامع عمومی شورایی، تحزب سیاسی، مداخله در قدرت سیاسی و متحد کردن کارگران در سرتاسر جهان است. طبقه کارگر با تمام قدرت خود ظرفیت انقلابی عظیم و رهایی بخشی دارد. با وجود این شرایط و این سطح از آمادگی، شمارش معکوس نابودی کل نظام طبقاتی آغاز می‌شود.

- ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/3qE9u6i

@Decreation2
سرمایه‌داری و منطق بیگانگی
 
یکی از ویژگی‌های جهان‌شمول جوامع سرمایه‌داری بیگانگی (Alienation) است. بیگانگی نه یک کلیت انتزاعی بلکه پدیده‌ای تاریخی و محصول فرایند عینی مناسبات تولید و مالکیت است که در نتیجه‌ی آن انسان از طبیعتِ خود جدا می‌شود. طبیعتی که با حق اختیار و خلاقیت پیوند دارد. تحلیل و نقد اشکال بیگانگی برای رهایی تمام موجودات زنده از بند تبعیض، نجات محیط زیست و آزادسازی خلاقیت انسانی اهمیت بسزایی دارد.
بیگانگی اشکال مختلفی دارد. برای مثال بیگانگی از محصول و فرآورده‌ی کار، بیگانگی از فعالیت و کار کردن، بیگانگی از طبیعت و بیگانگی از دیگر انسان‌ها. بیگانگی در هستی مالکیت خصوصی و شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری وجود دارد. به این معنا هر روبنایی از جمله فرهنگ، هنر و سیاست در این شیوه‌ی تولید منطق بیگانگی را در خود بازتولید می‌کند.
مالکیت خصوصی باعث می‌شود که کارگر از محصول کار خود بیگانه باشد چراکه سرمایه‌دار صاحب فرآورده‌اش است. در حقیقت محصولات انسان به عنوان جهان کالایی شده بر او مسلط می‌شود. همچون عقاید خرافی که از ذهن تولید می‌شود اما انسان را به بردگی می‌کشد و به کنترل خود در می‌آورد.
بیگانگی از فرآیند کار کردن به دلیل نداشتن اختیار بر آن به وجود می‌آید. تا زمانی که فعالیت انسان داوطلبانه نیست بلکه تقسیم شده و از سر اجبار است، کار به صورت نیرویی بیگانه در برابر او قرار می‌گیرد و به جای آن که زیر نظارت انسان باشد، او را به بردگی می‌کشد. در این سیستم، کارگر زمانی آسایش دارد که کار نمی‌کند.
در جامعه‌ی بی‌طبقه افراد بر اساس توانایی‌هایشان مشارکت می‌کنند و توانایی انسان برای تولید و کار، دیگر به عنوان کالا خریداری نمی‌شود. انسان در چنین جامعه‌ای حق تن آسایی دارد و بنا بر تمایل و توانایی‌اش است که کار می‌کند، نه فقط به این علت که در ازای آن مزد بگیرد تا زنده بماند. به همین دلایل یکی از راه‌های مهم برای غلبه بر منطق بیگانگی، لغو کار مزدی و نابودی شکل نیروی کار به عنوان کالا است. در جامعه‌‌ی کمونیستی انسان از وقت آزاد و خلاقیت در کار برخوردار است و کار به خواست اصلی زندگی بدل خواهد شد. کار کردن در چارچوب مالکیت خصوصی و سرمایه‌داری بیگانگیِ زندگی است، چرا که انسان کار می‌کند تا زندگی کند و وسایل زندگی را برای خود فراهم کند. زمانی که کارگر در خدمت سرمایه‌دار است وکار می‌کند تقریبا تمام شرایط زیست او تحت کنترل سرمایه‌دار است.
بیگانگی از طبیعت هم ابعاد متفاوتی دارد، از جمله گونه‌پرستی. در نظام سرمایه‌داری حیوانات به ماشین یا کالا تقلیل می‌یابند و احساسات و زیست آنان نادیده گرفته می‌شود. برای مثال در «صنعت حیوانات خانگی» حیوان از طریق کمک به ارضاء نیازهای عاطفی صاحب‌اش در بازتولید روزانه‌ی نیروی کار انسانی به اجبار مشارکت دارد. تحقیقات نشان می‌دهد کارگرانی که حیوان خانگی دارند فشار خون، اضطراب و ریسک افسردگی پایین تری دارند. همچنین در «صنعت لبنیات» گاوها به صورت مداوم از طریق تلقیح مصنوعی باردار می‌شوند تا امکان شیردهی داشته باشند. آیا بین تجاوز به یک انسان و یک گاو ماده تفاوتی است؟ اعتراض نسبت به اولی و چشم بستن نسبت به دومی جز فرض گرفتن برتری نوعِ انسان چیزی دیگر نیست. کمونیست‌ها با تمام اشکال تبعیض از جمله گونه‌پرستی که از مصادیق منطق بیگانگی است مخالف هستند.
https://bit.ly/3K4arOc

#محورهای_کمونیسم #بیگانگی #گونه_پرستی #کمونیسم #مارکسیسم #سوسیالیسم #مالکیت_خصوصی #طبقه_کارگر #استثمار #سرمایه‌داری
@Decreation2
Decreation
Photo
میز محاکمه را آماده کنید

هنگامی که جسد #محمد_جعفر_پوینده، عضو کانون نویسندگان، در روستای بادامک شهریار پیدا شد، علت مرگ او را خفگی اعلام کردند. اما بر همه آشکار بود که پوینده قربانی #قتل‌های_زنجیره‌ای شده است. روزی هم که خبر مرگ بکتاش آبتین آمد از دادستان تهران تا بوقچی‌های حکومتی تلاش کردند قتل او را عادی‌سازی کنند و اخلال در روند درمان را از سر باز کنند. اما کرونا آبتین را خفه نکرد، او قربانی قتل‌های زنجیره‌ای نویسندگان و روشنفکران در چند دهه اخیر است.
در سال‌های اخیر زندان‌های ایران جان بسیاری از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی را گرفته‌ و هیچ نهادی پاسخگوی این قتل‌های پی در پی نبوده و نیست. #علیرضا_شیرمحمدعلی، #بهنام_محجوبی، #شاهین_ناصری، #امیرحسین_حاتمی و ساسان نیک نفس تنها اندکی از اسامی‌ کسانی هستند که قربانی زندان‌های جمهوری اسلامی شده‌اند.

حال چند روز پس از کشته شدن بکتاش آبتین، سازمان‌ زندان‌های ایران، بخشنامه‌ای در خصوص حقوق زندانیان و بازداشت‌شدگان منتشر کرده است.
گویی این که جای هنرمندان و فعالان اجتماعی و سیاسی در زندان است امر بدیهی محسوب می‌شود و حالا آقایان لطف کرده‌اند و حقوقی را برای زندانیان و بازداشت‌شدگان در نظر گرفته‌اند. حقوقی که از اساس #شکنجه_سفید دوران بازداشت را می‌پذیرد و تنها قصد دارد آن را تلطیف نماید. اما پس از سال‌ها فضای اختناق و بازداشت‌های گسترده، دیگر کیست که با بیداد زندان‌های ایران آشنا نباشد؟ کسی هست که لا‌اقل یک بار خاطرات بازداشتی‌ها و زندانی‌ها را نشنیده باشد؟ استفاده از چشم‌بند، تفتیش عقاید، ضرب و جرح، رفتار تحقیرآمیز و بسیاری از رفتارهای معمول در زندان‌ها روی کاغذ ممنوع است. ولی مکررا اتفاق افتاده که بازداشتی در مدت بازداشت و بازجویی بر حقوق خود به عنوان متهم تاکید کرده و در عوض توسط بازجو به یادگیری ضد بازجویی متهم شده است؛ حتی این موضوع در کیفرخواست او در دادگاه بر بار پرونده‌اش افزوده است! به معنای دیگر آگاهی نسبت به همین خرده حقوق متهم، جرم‌انگاری شده است.

خون #بکتاش_آبتین و دیگر زندانیانی که در زندان‌های ایران جان شیرین خود را فدا می‌کنند نباید پایمال شود. امروز صدای بخش وسیعی از جامعه به دادخواهی خون بکتاش بلند شده است. این ظرفیت نباید تنها در فضای مجازی و انتشار بیانیه خلاصه شود. عاملان قتل بکتاش باید محاکمه شوند. شاید امروز چنین امکانی نباشد، اما روزی می‌رسد که با اتحاد و همبستگی، عاملان سرکوب #آزادی_بیان نیز به میز محاکمه مردم کشیده شوند.
#کانون_نویسندگان_ایران
@Decreation2
Decreation
Photo
بیش از ۴سال حبس تعزیری برای امیرعباس آذرم‌وند!

روز ۱۸ دی‌ماه دادگاه #امیرعباس_آذرم_وند، روزنامه‌نگار اقتصادی و فعال کارگری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به‌ریاست قاضی افشاری برگزار شد و بابت دو اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور محاکمه شد.

امروز حکم سه سال و هفت ماه حبس تعزیری بابت اجتماع و تبانی، هشت ماه حبس تعزیری بابت فعالیت تبلیغی علیه نظام، منع عضویت در گروه‌های سیاسی و اجتماعی و خروج از کشور به مدت دو سال صادر شد.

روشن است که این احکام و این برخوردها از طرف حاکمیت تنها عزم طبقه کارگر و متحدینشان را جزم‌تر کرده‌ است. سال‌هاست که در ایران مبارزه برای ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی و قانونی هزینه دارد چه برسد که در راستای رهایی از استثمار و انواع تبعیض عملی صورت بگیرد یا حرفی زده شود.

امیرعباس آ‌ذرم‌وند به عنوان روزنامه‌نگار اقتصادی و فعال کارگری همواره طرف طبقه کارگر ایستاده است و همین امر به خودی خود برای استثمارگران و دولت‌حامی آنان ترس‌آور بوده است. اگر فعالیت‌های امیرعباس جرم است پس میلیون‌ها نفر از کارگران و فعالین آزادی‌خواه مجرم هستند! جامعه دیگر توهمی به سیستمی ندارد که همواره اعتراضات کارگری و خیزش‌های فرودستان را سرکوب کرده است و با ناکارآمدترین افق‌ها و برنامه‌ها به سلطه‌ی طبقاتی خود ادامه می‌دهد. توهمی نیست و نتایج انتخابات اخیر از جمله مصادیق این ادعاست.

در نتیجه سرکوب لزوماً ضامن بقا نیست! تاریخ این حقیقت را ثابت کرده است. چشم جامعه به امثال امیرعباس و فعالین آزادی‌خواه است و مبارزه‌ی اجتماعی برای آزادی و رفاه با این اقدامات کوته‌بینانه قطع نمی‌شود. طبقه کارگری که پس از هر سرکوب قدرتمندتر و باتجربه‌تر از پیش به میدان آمده است با این احکام نه تنها عقب نشینی نمی‌کند بلکه به خشم و نفرت آنان افزوده می‌شود. این هم از دستاورد نهایی سرکوب‌هایتان!

#زندان_اوین #سرکوب_شهروندان
@Decreation2