Decreation
Photo
یکی از گروههای و سازمانهای سیاسی که در طی چند سال اخیر در جامعهی ایران سربرآورده، سازمانی است به نام «جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کردستان» یا «کودار» که به شدت زیر نفوذ افکار و اندیشههای عبدالله اوجالان قرار دارد. این سازمان یکی از همان سازمانهای قومگرایی است که معتقدند «ایران کشوری کثیر المله» است و کنفدرالیسم را راهکاری برای حل «مسئله» در ایران میداند. جدای از بحث بیمعنای «کثیر المله» بودن ایران، ایدهی خطرناک فدرالیسم و کنفدرالیسم مصداق «زدن سرنا از سر گشاد آن» است. اساسا فدرالیسم یا کنفدرالیسم برای این است که واحدهای کوچک سیاسی برای تشکیل واحدی بزرگتر به یکدیگر بپیوندند؛ اما برای انجام راهکار مطلوب کودار باید ابتدا ایران را بر مبنای قومیت، مذهب یا سرزمینهای ادعایی «ملل تحت ستم» چندپاره کرد و سپس این پارهها را زیر نام کنفدرالیسم [احتمالا دموکراتیک] به یکدیگر چسباند. آیا مخاطرات این راهکار بسیار بیشتر از «مزایای» احتمالی آن نیست؟ آیا این اقدام به معنای ابدی کردن چندپارهسازی گروههای مردمی، به بهانههایی واهی نظیر زبان، قومیت، ملیت یا مذهب، نیست؟
پیشنهادهای «درخشان» کودار صرفا به همین جا ختم نمیشود. این سازمان چند ماه پیش و در آستانهی «عید مذهبی فطر» بیانیهای منتشر کرد و «ضمن تبریک عید فطر به جامعهی مسلمانان ایران و شرق کوردستان» خواستار این شد که «خلق کورد و خلقهای ایران» با حمایت کامل از «نیروی مقاومت گریلا»، «عید فطر» را به «عید آزادی و مقاومت» تبدیل کنند. البته کودار این را نیز از یاد نبرد که در جایگاه مفسر مذهبی، رسالت هر دینی، و از جمله اسلام، را «در اصل آزادی جامعهی بشری و سعادتافروزی» بداند!
در زمان انتخابات نیز این سازمان با انتقاد از شیطنت حاکمیت در برگزاری همزمان انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراهای شهر و روستا، مبارزهی دموکراتیک در جامعه را امری «درازمدت» و «هنرمندانه» دانست و از «خلق کرد» درخواست کرد که «در حوزهی شوراها مجالی برای خود بیافریند و دست رژیم را از حوزهی شوراها کوتاه نماید.» معنای تلویحی این سخن دعوت به مشارکت در «انتخابات» شوراهای شهر و روستا است؛ به ویژه اینکه «موضوع مشارکت یا مقولهی بایکوت را همچون یک حق آزادانه به خود جامعه و اقشار آن» واگذار کردهاند و هرچند معقتدند «انتخابات همه چیز نیست» اما پیشنهادشان سازماندهی «مبارزات دموکراتیک [انتخاباتی] خلقها... و اقشار آزادیخواه و دموکراتیک با شعار نه به اعدام، بله به دموکراسی» است. آن هم در حالی که عموم مردم جامعه با به رسمیت نشناختن این دو «انتخابات»، مشخصا صف خود را از تمام «انتخابات»بازهای حکومتی و غیرحکومتی جدا کرده بودند.
کودار سازمانی است که عمده تمرکز خود را بر مناطق به اصطلاح کردنشین ایران گذاشته است و از این نظر سازمانی «محلی» به شمار میآید. تأکید ویژه بر «خلق کورد»، گویی که انگار این «خلق» وظیفهی تاریخی - سیاسی خاصی را برعهده دارد، بهخوبی نشانگر ماهیت قومگرایانهی آن است. خوشبختانه چنین سازمان هیچگاه نمیتواند به نیرویی در سطح «سراسری» تبدیل شود. اما سیاستهای کودار در همان سطح محلی نیز ارتجاعی و خطرناک است. بایسته به تأکید است که هر نیروی سیاسی که با توجه به مختصات کنونی جامعهی ایران دم از فدرالیسم یا کنفدرالیسم قومی بزند، نیرویی ارتجاعی و ضدطبقهی کارگر است؛ و درست به همین دلیل، برخورد سیاسی و روشنگری درمورد آن ضرورت دارد. برای کمونیسم نه واژهی «خلق» محلی از اعراب دارد و نه کنفدرالیسم در جغرافیای سیاسی - اجتماعی ایران دردی از طبقهی کارگر دوا میکند. کودار هم اگر میخواهد در حاشیهی صحنهی سیاسی ایران باقی بماند، بهتر است پیش از هر چیز سکولاریسم را دستکم در سطح نظری بپذیرد!
#جدال_با_راست #کودار #پ_ک_ک #پژاک #پان_کرد #کنفدرالیسم_دموکراتیک #آپو #عبدالله_اوجلان #ناسیونالیسم #هویت_ملی #هویت_قومی
@Decreation2
پیشنهادهای «درخشان» کودار صرفا به همین جا ختم نمیشود. این سازمان چند ماه پیش و در آستانهی «عید مذهبی فطر» بیانیهای منتشر کرد و «ضمن تبریک عید فطر به جامعهی مسلمانان ایران و شرق کوردستان» خواستار این شد که «خلق کورد و خلقهای ایران» با حمایت کامل از «نیروی مقاومت گریلا»، «عید فطر» را به «عید آزادی و مقاومت» تبدیل کنند. البته کودار این را نیز از یاد نبرد که در جایگاه مفسر مذهبی، رسالت هر دینی، و از جمله اسلام، را «در اصل آزادی جامعهی بشری و سعادتافروزی» بداند!
در زمان انتخابات نیز این سازمان با انتقاد از شیطنت حاکمیت در برگزاری همزمان انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراهای شهر و روستا، مبارزهی دموکراتیک در جامعه را امری «درازمدت» و «هنرمندانه» دانست و از «خلق کرد» درخواست کرد که «در حوزهی شوراها مجالی برای خود بیافریند و دست رژیم را از حوزهی شوراها کوتاه نماید.» معنای تلویحی این سخن دعوت به مشارکت در «انتخابات» شوراهای شهر و روستا است؛ به ویژه اینکه «موضوع مشارکت یا مقولهی بایکوت را همچون یک حق آزادانه به خود جامعه و اقشار آن» واگذار کردهاند و هرچند معقتدند «انتخابات همه چیز نیست» اما پیشنهادشان سازماندهی «مبارزات دموکراتیک [انتخاباتی] خلقها... و اقشار آزادیخواه و دموکراتیک با شعار نه به اعدام، بله به دموکراسی» است. آن هم در حالی که عموم مردم جامعه با به رسمیت نشناختن این دو «انتخابات»، مشخصا صف خود را از تمام «انتخابات»بازهای حکومتی و غیرحکومتی جدا کرده بودند.
کودار سازمانی است که عمده تمرکز خود را بر مناطق به اصطلاح کردنشین ایران گذاشته است و از این نظر سازمانی «محلی» به شمار میآید. تأکید ویژه بر «خلق کورد»، گویی که انگار این «خلق» وظیفهی تاریخی - سیاسی خاصی را برعهده دارد، بهخوبی نشانگر ماهیت قومگرایانهی آن است. خوشبختانه چنین سازمان هیچگاه نمیتواند به نیرویی در سطح «سراسری» تبدیل شود. اما سیاستهای کودار در همان سطح محلی نیز ارتجاعی و خطرناک است. بایسته به تأکید است که هر نیروی سیاسی که با توجه به مختصات کنونی جامعهی ایران دم از فدرالیسم یا کنفدرالیسم قومی بزند، نیرویی ارتجاعی و ضدطبقهی کارگر است؛ و درست به همین دلیل، برخورد سیاسی و روشنگری درمورد آن ضرورت دارد. برای کمونیسم نه واژهی «خلق» محلی از اعراب دارد و نه کنفدرالیسم در جغرافیای سیاسی - اجتماعی ایران دردی از طبقهی کارگر دوا میکند. کودار هم اگر میخواهد در حاشیهی صحنهی سیاسی ایران باقی بماند، بهتر است پیش از هر چیز سکولاریسم را دستکم در سطح نظری بپذیرد!
#جدال_با_راست #کودار #پ_ک_ک #پژاک #پان_کرد #کنفدرالیسم_دموکراتیک #آپو #عبدالله_اوجلان #ناسیونالیسم #هویت_ملی #هویت_قومی
@Decreation2
کارگران پروژهای در چه وضعیتی هستند؟
درسآموختههای یک اعتصاب
کارگران پروژهای با تلاش خودشان و بدون هیچگونه آموزشی از طرف سازمان آموزش فنی و حرفهای، در حوزههای متنوع مربوط به کارشان به تخصصهای ویژه دست پیدا کردهاند. اشتغال این متخصصین به شکل کوتاه مدت بوده و بنا به ماهیت کارشان قرارداد آنها موقت است. اغلب این کارگران معمولا بخشی از سال را به دلیل اتمام پروژه و تا کاریابی مجدد بیکار میمانند و باید با پسانداز خود روزگار را سپری کنند.
حوادث کار، سقوط از ارتفاع، تصادفات جادهای در حین تردد بین خوابگاهها و کارگاه، تغذیه نامناسب، بهداشت پایین و حقوقهای معوقه حدود سه ماهه، این بخش از کارگران را در موقعیتی متزلزل قرار داده است. حتی بخش عمدهای از این کارگران به سن بازنشستگی نرسیده و در مسیر زندگی و کار از چرخه بازار کار حذف میشوند. همچنین دوری از خانواده و آب و هوای نامناسب عسلویه، چابهار و سایر نقاط و جزایر، آنها را در معرض انواع بیماری، اعتیاد، افسردگی و بعضا فروپاشی خانواده قرار داده است.
با شروع اعتصابات این طیف از کارگران در تاریخ ۳۱ خردادماه سال ۱۴۰۰، مطالبهی ۲۰ روز کار در ازای ۱۰روز مرخصی و همچنین تقاضای افزایش دستمزد طبق لیست ارائه شده به تفکیک تخصص را به کارفرمایان داده بودند. کارگران اعتصابی طبق مطالبات کمپین ۱۴۰۰ اعلام کردند تا پذیرش این مطالبات از طرف کارفرمایان، به سر کار خود باز نخواهند گشت.
در مدت حدود سه ماه پایداری و مقاومت کارگران و حمایت بخشهایی از جامعه، کارفرمایان با پذیرش ظاهری مطالبات اعلام کردند که «به سر کار خود باز گردید و طبق لیست، حقوق پرداخته میشود». با برگشت کارگران به سرکار با خلف وعده بخشی از کارفرمایان و شرکتها مواجه شدند. اما این بار با تغییر روش و بدون ترک محیط کار در کارگاهها دست به اعتصاب زدند. و در برخی از شرکتها با چانهزنی و کمی کمتر از لیست ارائه شده از طرف کارگران و بستن قرارداد به کار مشغول شدند. این در حالی است بخشی دیگر همچنان در حال مبارزه و اعتصاب و چانهزنی هستند.
در طی اعتصاب علیرغم تاکید بر استقلال طبقاتی و بدون پشتوانه هیچ نوع تشکل صنفی رسمی، کارگران توانستند به وسیله فضای مجازی حرکت خود را به اطلاع عموم برسانند و صدایشان به سرعت جهانی شد. همچنین با برگزاری همایش و مجامع عمومی در محل زیست خود (ایذه، مسجد سلیمان، آبادان و هفشجان) امر خود را به پیش بردند. در این حرکت پیوندهای کارگران مستحکمتر گردید و همهی آنان فارغ از هویت قومی و محل سکونت، متحدانه و یکصدا به پیروزیهای نسبی دست یافتند. همچنین کارگران توانستند افزایش دستمزد، بهبود کیفیت غذا، بیمه و حقوق به موقع را نیز به پیش ببرند. در این مدت تجربیات اعتصاب به عنوان «مدرسه انقلاب» به خوبی تاثیرات خود را بر حرکتهای اجتماعی گذاشت و این دستاوردها برای سایر بخشهای مزد بگیر نیز حائز اهمیت است. تقویت «آگاهی طبقاتی» از جمله دستاوردهای این حرکت عظیم بود. امروز هم مبارزه همچنان در بخشهایی برای چانهزنی و مذاکره ادامه دارد و در صورت لزوم مجددا اعتصابات تقویت میگردند.
نقش روشنفکران و سوسیالیستها در این میان قابل بررسی و انتقاد است. از طرفی عدم شناخت دقیق از کارگران پروژهای باعث شد سریعا شعار «کارگر نفت ما، رهبر سرسخت ما» سر دهند و توقع تکرار انقلاب ۵۷ را از آنان داشته باشند. آنها تصور میکردند که همه کارگران پروژهای، کارگر نفت هستند! هیجانزدگی آنان در روزهای آغازین اعتصاب به سرعت فروکش کرد و بعد از مدتی هم خصلت ناپیگیر خود را نشان داد و دست از همان «حمایتهای رسانهای» هم کشیدند. اینها از جمله معضلاتی بود که بخش قابل توجهی از روشنفکران با آن دست به گریبان بودند.
بخش دیگری هم تحت عنوان «شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت» و «سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران» و غیره بدون هیچگونه ارتباط ارگانیک و حضور در میادین کاری اقدام به صدور اطلاعیه و حرکتهای مصادرهجویانه و فرصتطلبانه کردند. این طیف هم به مرور کمرنگ شدند. در نتیجه تفاوت شیوه سازماندهی کارگران و مطالباتشان با روشنفکران بیربط به طبقه کارگر و رسانههای فرصتطلب و مصادرهگر روشنتر از قبل شد.
مطالبهی افزایش دستمزد و اعتصاب در این راستا توسط طبقه کارگر سراسر جهان همواره در همه مقاطع با وجود روشنفکر سوسیالیست یا بدون آن امری است مادی و جاری جهت بهبود معیشت و شرایط زندگی. با این حال وجود سوسیالیستها و کنشگران رادیکال در رشد آگاهی سیاسی و طبقاتی و همچنین پیروزی مبارزه کارگران نقش مهمی دارد.
-ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3kJ2Z0A
@Decreation2
درسآموختههای یک اعتصاب
کارگران پروژهای با تلاش خودشان و بدون هیچگونه آموزشی از طرف سازمان آموزش فنی و حرفهای، در حوزههای متنوع مربوط به کارشان به تخصصهای ویژه دست پیدا کردهاند. اشتغال این متخصصین به شکل کوتاه مدت بوده و بنا به ماهیت کارشان قرارداد آنها موقت است. اغلب این کارگران معمولا بخشی از سال را به دلیل اتمام پروژه و تا کاریابی مجدد بیکار میمانند و باید با پسانداز خود روزگار را سپری کنند.
حوادث کار، سقوط از ارتفاع، تصادفات جادهای در حین تردد بین خوابگاهها و کارگاه، تغذیه نامناسب، بهداشت پایین و حقوقهای معوقه حدود سه ماهه، این بخش از کارگران را در موقعیتی متزلزل قرار داده است. حتی بخش عمدهای از این کارگران به سن بازنشستگی نرسیده و در مسیر زندگی و کار از چرخه بازار کار حذف میشوند. همچنین دوری از خانواده و آب و هوای نامناسب عسلویه، چابهار و سایر نقاط و جزایر، آنها را در معرض انواع بیماری، اعتیاد، افسردگی و بعضا فروپاشی خانواده قرار داده است.
با شروع اعتصابات این طیف از کارگران در تاریخ ۳۱ خردادماه سال ۱۴۰۰، مطالبهی ۲۰ روز کار در ازای ۱۰روز مرخصی و همچنین تقاضای افزایش دستمزد طبق لیست ارائه شده به تفکیک تخصص را به کارفرمایان داده بودند. کارگران اعتصابی طبق مطالبات کمپین ۱۴۰۰ اعلام کردند تا پذیرش این مطالبات از طرف کارفرمایان، به سر کار خود باز نخواهند گشت.
در مدت حدود سه ماه پایداری و مقاومت کارگران و حمایت بخشهایی از جامعه، کارفرمایان با پذیرش ظاهری مطالبات اعلام کردند که «به سر کار خود باز گردید و طبق لیست، حقوق پرداخته میشود». با برگشت کارگران به سرکار با خلف وعده بخشی از کارفرمایان و شرکتها مواجه شدند. اما این بار با تغییر روش و بدون ترک محیط کار در کارگاهها دست به اعتصاب زدند. و در برخی از شرکتها با چانهزنی و کمی کمتر از لیست ارائه شده از طرف کارگران و بستن قرارداد به کار مشغول شدند. این در حالی است بخشی دیگر همچنان در حال مبارزه و اعتصاب و چانهزنی هستند.
در طی اعتصاب علیرغم تاکید بر استقلال طبقاتی و بدون پشتوانه هیچ نوع تشکل صنفی رسمی، کارگران توانستند به وسیله فضای مجازی حرکت خود را به اطلاع عموم برسانند و صدایشان به سرعت جهانی شد. همچنین با برگزاری همایش و مجامع عمومی در محل زیست خود (ایذه، مسجد سلیمان، آبادان و هفشجان) امر خود را به پیش بردند. در این حرکت پیوندهای کارگران مستحکمتر گردید و همهی آنان فارغ از هویت قومی و محل سکونت، متحدانه و یکصدا به پیروزیهای نسبی دست یافتند. همچنین کارگران توانستند افزایش دستمزد، بهبود کیفیت غذا، بیمه و حقوق به موقع را نیز به پیش ببرند. در این مدت تجربیات اعتصاب به عنوان «مدرسه انقلاب» به خوبی تاثیرات خود را بر حرکتهای اجتماعی گذاشت و این دستاوردها برای سایر بخشهای مزد بگیر نیز حائز اهمیت است. تقویت «آگاهی طبقاتی» از جمله دستاوردهای این حرکت عظیم بود. امروز هم مبارزه همچنان در بخشهایی برای چانهزنی و مذاکره ادامه دارد و در صورت لزوم مجددا اعتصابات تقویت میگردند.
نقش روشنفکران و سوسیالیستها در این میان قابل بررسی و انتقاد است. از طرفی عدم شناخت دقیق از کارگران پروژهای باعث شد سریعا شعار «کارگر نفت ما، رهبر سرسخت ما» سر دهند و توقع تکرار انقلاب ۵۷ را از آنان داشته باشند. آنها تصور میکردند که همه کارگران پروژهای، کارگر نفت هستند! هیجانزدگی آنان در روزهای آغازین اعتصاب به سرعت فروکش کرد و بعد از مدتی هم خصلت ناپیگیر خود را نشان داد و دست از همان «حمایتهای رسانهای» هم کشیدند. اینها از جمله معضلاتی بود که بخش قابل توجهی از روشنفکران با آن دست به گریبان بودند.
بخش دیگری هم تحت عنوان «شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت» و «سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران» و غیره بدون هیچگونه ارتباط ارگانیک و حضور در میادین کاری اقدام به صدور اطلاعیه و حرکتهای مصادرهجویانه و فرصتطلبانه کردند. این طیف هم به مرور کمرنگ شدند. در نتیجه تفاوت شیوه سازماندهی کارگران و مطالباتشان با روشنفکران بیربط به طبقه کارگر و رسانههای فرصتطلب و مصادرهگر روشنتر از قبل شد.
مطالبهی افزایش دستمزد و اعتصاب در این راستا توسط طبقه کارگر سراسر جهان همواره در همه مقاطع با وجود روشنفکر سوسیالیست یا بدون آن امری است مادی و جاری جهت بهبود معیشت و شرایط زندگی. با این حال وجود سوسیالیستها و کنشگران رادیکال در رشد آگاهی سیاسی و طبقاتی و همچنین پیروزی مبارزه کارگران نقش مهمی دارد.
-ادامه مطلب را از لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/3kJ2Z0A
@Decreation2
Telegraph
کارگران پروژهای در چه وضعیتی هستند؟
کارگران پروژهای با تلاش خودشان و بدون هیچگونه آموزشی از طرف سازمان آموزش فنی و حرفهای، در حوزههای متنوع مربوط به کارشان به تخصصهای ویژه دست پیدا کردهاند. اشتغال این متخصصین به شکل کوتاه مدت بوده و بنا به ماهیت کارشان قرارداد آنها موقت است. اغلب این…
تاریخ انقلاب روسیه یکی از مهمترین منابع موجود برای شناخت حزب بلشویک و تلاطمهای انقلابی جامعه روسیه است. لئون تروتسکی به عنوان یکی از مهمترین سازماندهندگان و نظریهپردازان انقلاب روسیه با قلمی شیوا و خلاق سعی میکند از زوایای گوناگون به حاکمیت سلطنتی و شرایط سیاسی-اجتماعی طبقه کارگر روسیه بپردازد. تروتسکی از تجربیات خود و اسناد معتبر موجود برای توصیف و تحلیل وقایع استفاده کرده است. برای شناخت دقیق انقلاب اکتبر و جنبش کمونیستی طبقه کارگر روسیه خواندن این کتاب ضروری است.
برای دانلود پیدیاف کتاب به کانال تلگرام دیکریشن مراجعه کنید.
#لئون_تروتسکی #تروتسکی #تاریخ_انقلاب_روسیه #انقلاب_اکتبر #حزب_بلشویک #اتحاد_جماهیر_شوروی #شوروی #ولادیمیر_لنین #مارکسیسم #کمونیسم #کتاب #معرفی_کتاب
@Decreation2
برای دانلود پیدیاف کتاب به کانال تلگرام دیکریشن مراجعه کنید.
#لئون_تروتسکی #تروتسکی #تاریخ_انقلاب_روسیه #انقلاب_اکتبر #حزب_بلشویک #اتحاد_جماهیر_شوروی #شوروی #ولادیمیر_لنین #مارکسیسم #کمونیسم #کتاب #معرفی_کتاب
@Decreation2
تاریخ_انقلاب_روسیه_لئون_تروتسکی_DECREATION.pdf
15.4 MB
تاریخ انقلاب روسیه یکی از مهمترین منابع موجود برای شناخت حزب بلشویک و تلاطمهای انقلابی جامعه روسیه است. لئون تروتسکی به عنوان یکی از مهمترین سازماندهندگان و نظریهپردازان انقلاب روسیه با قلمی شیوا و خلاق سعی میکند از زوایای گوناگون به حاکمیت سلطنتی و شرایط سیاسی-اجتماعی طبقه کارگر روسیه بپردازد. تروتسکی از تجربیات خود و اسناد معتبر موجود برای توصیف و تحلیل وقایع استفاده کرده است. برای شناخت دقیق انقلاب اکتبر و جنبش کمونیستی طبقه کارگر روسیه خواندن این کتاب ضروری است.
برای دانلود پیدیاف کتاب به کانال تلگرام دیکریشن مراجعه کنید.
#لئون_تروتسکی #تروتسکی #تاریخ_انقلاب_روسیه #انقلاب_اکتبر #حزب_بلشویک #اتحاد_جماهیر_شوروی #شوروی #ولادیمیر_لنین #مارکسیسم #کمونیسم #کتاب #معرفی_کتاب
@Decreation2
برای دانلود پیدیاف کتاب به کانال تلگرام دیکریشن مراجعه کنید.
#لئون_تروتسکی #تروتسکی #تاریخ_انقلاب_روسیه #انقلاب_اکتبر #حزب_بلشویک #اتحاد_جماهیر_شوروی #شوروی #ولادیمیر_لنین #مارکسیسم #کمونیسم #کتاب #معرفی_کتاب
@Decreation2
Decreation
Photo
حدود ۲ سال پیش و در آستانهی دهمین سالگرد «انتخابات» مناقشهبرانگیز سال ۱۳۸۸، گروهی از «فعالین مدنی و سیاسی داخل کشور» نوشتهای منتشر کردند که به «بیانیهی ۱۴ نفر» مشهور شد. پس از انتشار این متن، «۱۴ زن کنشگر خارج ایران» و «۱۴ زن کنشگر ساکن ایران» دو بیانیهی جداگانه را در حمایت از این بیانیه منتشر کردند. این اتفاقات با پوشش گستردهی رسانهها و جریانهای راستگرای ایرانی همراه شد و آنها تمام تلاش خود را به کار بستند تا این بیانیهها را بهسان صدای «مردم در بند ایران» بازنمایی کنند؛ آن هم در شرایطی که جامعه، و مشخصا طبقه کارگر، روزهای پرتلاطمی را از سر میگذارند، و مثلا کارگران شرکت نیشکر هفتتپه برای دستیابی به خواستههای خود میکوشیدند.
نویسندگان این بیانیه در همان ابتدای متن، جایگاه و موضع سیاسی خود را به خوبی بیان میکنند؛ آنها از این زاویه «منتقد» نظم موجودند که معتقدند «نقدهای دلسوزانه» و تلاشهای «بسیاری از نخبگان اجتماعی و فرهنگی، و فعالان مدنی» برای «اصلاح و تغییرات ساختاری و بنیادین» در عمل ناکام بوده و حاکمیت به «رأی مردم» و «حقوق شهروندی»شان احترامی نگذاشته است. در اینجا با یک نگرش بسیار سادهانگارانه و فروکاستگرا مواجهایم که ریشهی تمامی مشکلات کنونی جامعه را ناشی از «ویرانگریهای» یک فرد و «سرداراناش» میداند، بدون آنکه به مناسبات اجتماعی - اقتصادی این حاکمیت کمترین اشارهای داشته باشد.
جدای از برخی کلیدواژههای ناسیونالیستی که در این متن به کار رفته است، نویسندگان بیانیه تمام توجه خود را معطوف به «قوانین» و «ساختار قانونی - حکومتی» موجود کردهاند و به گونهای وانمود میکنند که اگر قانون اساسی «تغییری بنیادین» کند و «آن شخص» هم استعفا دهد، مشکلات و معضلات کنونی مملکت کاملا برطرف میشوند و «استبداد» و عواملی که «اسباب نابودی فرهنگ، تمدن و ثروت کشور» شده رخت برمیبندند؛ آنگاه احتمالا از نظر آنها، نظامی بر سر کار میآید که «رئیس جمهور و نمایندگان مجلس»اش دیگر «تدارکاتچی» نیستند و مردم «رهایی» مییابند و «سرافراز» میشوند!
طبیعی است که نویسندگان این بیانیه به سبب موضع سیاسی - طبقاتی مطلقا تمایلی ندارند که با ریشهی مشکلات و مسائل موجود روبهرو شوند. درد آنها مناسبات سرمایهداری، و مثلا سیاستهای خصوصیسازی گسترده که اعتراض کارگران و مزدبگیران جامعه را درآورده نیست؛ بلکه مشکلشان این است که «رئیس جمهور و نمایندگان مجلس از خود اختیاری ندارند». اما طبقه کارگر کنونی ایران آگاهتر از آن است که اسیر این بازیهای، عمدتا رسانهای، کنشگران راستگرا شود. این طبقه در مسیر مبارزه طبقاتی خود به خوبی دریافته که صرف استعفای این یا آن شخص و حتی «تغییر بنیادین قانون اساسی»، بدون دگرگونی در مناسبات استثمارگرایانهی سرمایهداری، تغییر چندانی در وضعیت زندگیاش رقم نمیزند. پس نمیتواند به جنبشی که هدف غایی آن جابهجایی ملاها با مکلاها است، وقع چندانی بگذارد. اگر خوشبینانه بنگریم، نوشتن این قبیل بیانیهها، آن هم در شرایطی که کارگران و فرودستان به صورت روزمره بنیادیترین سیاستهای حاکمیت را به چالش میکشند، تلاش برای عقب نماندن از قافلهی مردم است. هیاهوهای رسانههای دست راستی در بازتاب اینگونه بیانیهها را هم باید ناشی از ترس آنها از رادیکال شدن مبارزات کارگری دانست.
#جدال_با_راست #بیانیه_14_نفر #بیانیه_14 #ایران #ناسیونالیسم #اعتراضات_کارگری #هویت_ملی #هویت_ایرانی #انتخابات #کمال_جعفری_یزدی #محمد_نوری_زاد #گوهر_عشقی #محمد_ملکی #مسیح_علی_نژاد #نازنین_بنیادی #عباس_واحدیان_شاهرودی #هاشم_خواستار #محمد_حسین_سپهری #زرتشت_احمدی_راغب #حوریه_فرج_زاده #محمدرضا_بیات #محمد_کریم_بیگی #جواد_لعل_محمدی #محمد_مهدوی_فر #رضا_مهرگان #نیشکر_هفت_تپه
@Decreation2
نویسندگان این بیانیه در همان ابتدای متن، جایگاه و موضع سیاسی خود را به خوبی بیان میکنند؛ آنها از این زاویه «منتقد» نظم موجودند که معتقدند «نقدهای دلسوزانه» و تلاشهای «بسیاری از نخبگان اجتماعی و فرهنگی، و فعالان مدنی» برای «اصلاح و تغییرات ساختاری و بنیادین» در عمل ناکام بوده و حاکمیت به «رأی مردم» و «حقوق شهروندی»شان احترامی نگذاشته است. در اینجا با یک نگرش بسیار سادهانگارانه و فروکاستگرا مواجهایم که ریشهی تمامی مشکلات کنونی جامعه را ناشی از «ویرانگریهای» یک فرد و «سرداراناش» میداند، بدون آنکه به مناسبات اجتماعی - اقتصادی این حاکمیت کمترین اشارهای داشته باشد.
جدای از برخی کلیدواژههای ناسیونالیستی که در این متن به کار رفته است، نویسندگان بیانیه تمام توجه خود را معطوف به «قوانین» و «ساختار قانونی - حکومتی» موجود کردهاند و به گونهای وانمود میکنند که اگر قانون اساسی «تغییری بنیادین» کند و «آن شخص» هم استعفا دهد، مشکلات و معضلات کنونی مملکت کاملا برطرف میشوند و «استبداد» و عواملی که «اسباب نابودی فرهنگ، تمدن و ثروت کشور» شده رخت برمیبندند؛ آنگاه احتمالا از نظر آنها، نظامی بر سر کار میآید که «رئیس جمهور و نمایندگان مجلس»اش دیگر «تدارکاتچی» نیستند و مردم «رهایی» مییابند و «سرافراز» میشوند!
طبیعی است که نویسندگان این بیانیه به سبب موضع سیاسی - طبقاتی مطلقا تمایلی ندارند که با ریشهی مشکلات و مسائل موجود روبهرو شوند. درد آنها مناسبات سرمایهداری، و مثلا سیاستهای خصوصیسازی گسترده که اعتراض کارگران و مزدبگیران جامعه را درآورده نیست؛ بلکه مشکلشان این است که «رئیس جمهور و نمایندگان مجلس از خود اختیاری ندارند». اما طبقه کارگر کنونی ایران آگاهتر از آن است که اسیر این بازیهای، عمدتا رسانهای، کنشگران راستگرا شود. این طبقه در مسیر مبارزه طبقاتی خود به خوبی دریافته که صرف استعفای این یا آن شخص و حتی «تغییر بنیادین قانون اساسی»، بدون دگرگونی در مناسبات استثمارگرایانهی سرمایهداری، تغییر چندانی در وضعیت زندگیاش رقم نمیزند. پس نمیتواند به جنبشی که هدف غایی آن جابهجایی ملاها با مکلاها است، وقع چندانی بگذارد. اگر خوشبینانه بنگریم، نوشتن این قبیل بیانیهها، آن هم در شرایطی که کارگران و فرودستان به صورت روزمره بنیادیترین سیاستهای حاکمیت را به چالش میکشند، تلاش برای عقب نماندن از قافلهی مردم است. هیاهوهای رسانههای دست راستی در بازتاب اینگونه بیانیهها را هم باید ناشی از ترس آنها از رادیکال شدن مبارزات کارگری دانست.
#جدال_با_راست #بیانیه_14_نفر #بیانیه_14 #ایران #ناسیونالیسم #اعتراضات_کارگری #هویت_ملی #هویت_ایرانی #انتخابات #کمال_جعفری_یزدی #محمد_نوری_زاد #گوهر_عشقی #محمد_ملکی #مسیح_علی_نژاد #نازنین_بنیادی #عباس_واحدیان_شاهرودی #هاشم_خواستار #محمد_حسین_سپهری #زرتشت_احمدی_راغب #حوریه_فرج_زاده #محمدرضا_بیات #محمد_کریم_بیگی #جواد_لعل_محمدی #محمد_مهدوی_فر #رضا_مهرگان #نیشکر_هفت_تپه
@Decreation2
نان کار آزادی، آموزش رهایی
#عزیز_قاسم_زاده
#اسماعیل_عبدی #هاشم_خواستار #محمدرضا_رمضان_زاده #یعقوب_یزدانی #زینب_همرنگ #حسین_حسن_خانی #غلامرضا_کندازی #ناحید_فتحعلیان #نصرت_بهشتی #حجت_الله_رافعی #مهدی_فتحی #محمد_حسین_سپهری #معصومه_عسگری #معلمان #اعتراضات_سراسری #اعتراضات_کارگری #نان_کار_آزادی_آموزش_رهایی #آموزش_رایگان #معلمان_زندانی_را_آزاد_کنید #مطالبات_معلمان #معلمان_بازنشسته #تجمعات_معلمان
@Decreation2
#عزیز_قاسم_زاده
#اسماعیل_عبدی #هاشم_خواستار #محمدرضا_رمضان_زاده #یعقوب_یزدانی #زینب_همرنگ #حسین_حسن_خانی #غلامرضا_کندازی #ناحید_فتحعلیان #نصرت_بهشتی #حجت_الله_رافعی #مهدی_فتحی #محمد_حسین_سپهری #معصومه_عسگری #معلمان #اعتراضات_سراسری #اعتراضات_کارگری #نان_کار_آزادی_آموزش_رهایی #آموزش_رایگان #معلمان_زندانی_را_آزاد_کنید #مطالبات_معلمان #معلمان_بازنشسته #تجمعات_معلمان
@Decreation2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیو سیگنال بیست و یکم: خرد جمعی رأس کار است.
#اعتصاب #نیشکر_هفت_تپه #هفتتپه #هفت_تپه #ما_همه_بخشی_هستیم #ابراهیم_عباسی_منجزی #اسماعیل_بخشی #یوسف_بهمنی #محمد_خنیفر #مسلم_چشمه_خاور #امید_اسدبیگی #ابراهیم_رییسی #حسن_روحانی #مهرداد_رستمی_چگینی #آمنه_سادات_ذبیح_پور #جنبش_مجامع_عمومی #شورای_مستقل_کارگری
#ویدیو_سیگنال
#Videosignal
@Decreation2
#اعتصاب #نیشکر_هفت_تپه #هفتتپه #هفت_تپه #ما_همه_بخشی_هستیم #ابراهیم_عباسی_منجزی #اسماعیل_بخشی #یوسف_بهمنی #محمد_خنیفر #مسلم_چشمه_خاور #امید_اسدبیگی #ابراهیم_رییسی #حسن_روحانی #مهرداد_رستمی_چگینی #آمنه_سادات_ذبیح_پور #جنبش_مجامع_عمومی #شورای_مستقل_کارگری
#ویدیو_سیگنال
#Videosignal
@Decreation2
مطالبات کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه:
🔸تعیین و تکلیف فوری مدیریت شرکت و شفافسازی در پروسه واگذاری شرکت
🔸پرداخت فوری حقوقهای معوقه و سایر مطالبات عرفی و قانونی
🔸تمدید قرارداد با نیروهای فصلی
🔸بازگشت به کار کارگران اخراجی
🔸مختومه شدن پرونده فرزانه زیلابی (وکیل کارگران)
🔸اعلام و اجرای حکم صادر شده علیه اسدبیگی-رستمی در پرونده اختلاس
🔸تسریع در انجام عملیات کشت و اورهال کارخانه
#اعتصاب #نیشکر_هفت_تپه #هفتتپه #هفت_تپه #ما_همه_بخشی_هستیم #فرزانه_زیلابی #ابراهیم_عباسی_منجزی #اسماعیل_بخشی #یوسف_بهمنی #محمد_خنیفر #مسلم_چشمه_خاور #امید_آزادی #امید_اسدبیگی #مهرداد_رستمی_چگینی #آمنه_سادات_ذبیح_پور #جنبش_مجامع_عمومی #شورای_مستقل_کارگری
@Decreation2
🔸تعیین و تکلیف فوری مدیریت شرکت و شفافسازی در پروسه واگذاری شرکت
🔸پرداخت فوری حقوقهای معوقه و سایر مطالبات عرفی و قانونی
🔸تمدید قرارداد با نیروهای فصلی
🔸بازگشت به کار کارگران اخراجی
🔸مختومه شدن پرونده فرزانه زیلابی (وکیل کارگران)
🔸اعلام و اجرای حکم صادر شده علیه اسدبیگی-رستمی در پرونده اختلاس
🔸تسریع در انجام عملیات کشت و اورهال کارخانه
#اعتصاب #نیشکر_هفت_تپه #هفتتپه #هفت_تپه #ما_همه_بخشی_هستیم #فرزانه_زیلابی #ابراهیم_عباسی_منجزی #اسماعیل_بخشی #یوسف_بهمنی #محمد_خنیفر #مسلم_چشمه_خاور #امید_آزادی #امید_اسدبیگی #مهرداد_رستمی_چگینی #آمنه_سادات_ذبیح_پور #جنبش_مجامع_عمومی #شورای_مستقل_کارگری
@Decreation2
الفبای_مارکسیسم_ارنست_Decreation_مندل_.pdf
2.1 MB
ارنست مندل یکی از رهبران بینالملل چهارم و نظریهپرداز تروتسکیست است که در کتاب «الفبای مارکسیسم» به طور خلاصه و طبقهبندی شده، ریشههای تاریخی استثمار و تبعیض طبقاتی را بررسی و مبانی نظری مارکسیسم را صورتبندی کرده است. نقد جنبشهای کمونیستی، بررسی مبارزات طبقاتی کارگران و توضیح اصول روششناختی مارکسیسم از جمله مسائلی هستند که در این کتاب به آنان پرداخته شده است.
برای دانلود پیدیاف کتاب به کانال تلگرام دیکریشن مراجعه کنید.
#ارنست_مندل #تروتسکیسم #الفبای_مارکسیسم #انقلاب_اکتبر #سرمایه_داری #استثمار #شوروی #مارکسیسم #کمونیسم #کتاب #معرفی_کتاب
@Decreation2
برای دانلود پیدیاف کتاب به کانال تلگرام دیکریشن مراجعه کنید.
#ارنست_مندل #تروتسکیسم #الفبای_مارکسیسم #انقلاب_اکتبر #سرمایه_داری #استثمار #شوروی #مارکسیسم #کمونیسم #کتاب #معرفی_کتاب
@Decreation2
کارگران یک معدن روی در نیومکزیکو به دلیل شرایط ناایمن محیط کار، دستمزدهای پایین و تبعیض نژادی اعتصابی را سازمان میدهند که با مداخلهی جمعی همسران کارگران همراه با طرح مطالبات جدید، اعتصاب کارگران وارد مرحلهی چالشبرانگیز و مهمی از سازمانیابی میشود. فیلم نمک زمین نشان میدهد که نهاد خانواده کارگری جایگاه مهمی در اعتصاب و سازمانیابی دارد و مناسبات مردسالارانه در یک تشکل کارگری تا چه اندازه قدرت تمام کارگران را تضعیف میکند.
کارگردان این فیلم (هربرت بیبرمن) به دلیل دفاع از طبقه کارگر و جنبش سوسیالیستی در بلک لیست استودیوهای هالیوود قرار گرفت اما همه این فشارها باعث نشد که او پیوند خود را با کارگران و تشکلهای کارگری قطع کند.
برای دانلود فیلم با زیرنویس فارسی چسبیده به کانال تلگرام دیکریشن مراجعه کنید.
#معرفی_فیلم #فیلم #نمک_زمین #هربرت_بیبرمن #اعتصاب #مبارزه_طبقاتی #هنر #هنر_هفتم
@Decreation2
کارگردان این فیلم (هربرت بیبرمن) به دلیل دفاع از طبقه کارگر و جنبش سوسیالیستی در بلک لیست استودیوهای هالیوود قرار گرفت اما همه این فشارها باعث نشد که او پیوند خود را با کارگران و تشکلهای کارگری قطع کند.
برای دانلود فیلم با زیرنویس فارسی چسبیده به کانال تلگرام دیکریشن مراجعه کنید.
#معرفی_فیلم #فیلم #نمک_زمین #هربرت_بیبرمن #اعتصاب #مبارزه_طبقاتی #هنر #هنر_هفتم
@Decreation2