Decreation
390 subscribers
319 photos
73 videos
21 files
140 links
تلگرام : t.me/Decreation2
فیسبوک : https://m.facebook.com/decreation.left
اینستاگرام : 2.decreation
Download Telegram
متاسفانه #علیرضا_شیرمحمدعلی که من از او با عنوان "سامان ما" یاد میکنم، در چنین جامعه بی رحمی می زیست که می بایست در خون خود می غلطید تا بلکه صدایش شنیده شود! آنروز که وی در قید حیات بود و همراه همبندش آقای #برزان_محمدی از شرایط سخت و ناگوار جهنم "کثافت فویه" فریاد سر دادند و خواستار احقاق حقوق بدیهی و حیاتی خود بودند، کسی صدای آنان را نشنید و سرخط هیچ کدام از اخبار قرار نگرفتند. هر دوی آنها اعتصاب غذای بلند مدتی را از سرگذارنده بودند و "سامان ما" این اواخر لاغر و نحیف شده بود. اما یک حالتی از اطمینان خاطر دائمی در کنار آگاهی عمیق از اوضاع و احوال زمانه بر چهره‌اش حک شده بود که این جدا از جثه کوچک و سن و سال کمش حجم عظیمی به شخصیتش میداد. یقیین دارم سامان ما آنان را به ستوه آورده بود که بیچاره ها را واداشت تا دست به چنین جنایت بزدلانه و حقیرانه‌ای بزنند. دو نفر مرد سی و اندی ساله مسلح به سلاح سرد، در حالی که در نرده‌ای حائل میان آنها و بند باز مانده بود، آخر شب وارد بند شده به یک نوجوان ۲۱ ساله لاغر و نحیف بی خبر از همه جا که شاید در آن لحظه در سلولش به خواب فرورفته بود، حمله ور میشوند وی را به سرعت به درون سلول خود می برند، در سلول را از پشت قفل میکنند، و بیش از چهل ضربه مرگبار چاقو بر پیکر سامان ما فرو می آورند. فتبارک الله احسن الخالقین!
اینگونه بود که مدعیان مستضعف پناهی، سامان ما، علیرضا محمدی، کارگر نوجوانی ساکن محله نازی آباد تهران که تنها فرزند خانواده و بقول خودش نان آور مادرش بود را ناجوانمردانه به قتل رساندند.

دوران خوش بعد از ۶۷، تاریک ترین روزهایش

https://www.instagram.com/p/BytDdf5BQbG/?igshid=j5jz55avrk54
#آنیشا_اسداللهی بازداشت شد

در ساعات پایانی روز سه شنبه نیروهای امنیتی آنیشا اسداللهی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر که به تازگی با تودیع قرار از زندان آزاد شده بود را در خیابان دستگیر کردند. نیروهای بازداشت کننده با مراجعه به منازل والدین و برادر خانم اسدالهی هر دو محل را مورد تفتیش قرار دادند و تعدادی از وسایل از جمله لب تاپها را توقیف کردند. خانم اسداللهی ساعتی پس از بازداشت با خانواده خود تماس گرفته و از انتقال خود به زندان اوین خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حدود ساعت نه و نیم شب سه شنبه مورخ ۲۸ خردادماه، آنیشا اسداللهی در خیابان کمیل و در زمان بازگشت از محل کار (آموزش زبان) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

نیروهای بازداشت کننده که بالغ بر ۱۲ تن بودند سپس به همراه خانم اسداللهی به منزل برادر وی رفته و در غیاب وی منزل را تفتیش کرده و مقدار زیادی از لوازم شخصی از جمله لب تاپ و هاردها را با خود بردند.

یک منبع نزدیک به خانم اسداللهی ضمن تایید این موضوع به گزارشگر هرانا گفت “نیروهای امنیتی پس از تفتیش منزل برادر خانم اسداللهی، به همین ترتیب به منزل خانواده اسداللهی رفته و آنجا را نیز مورد تفتیش قرار داده و مقداری از لوازم را ضبط کردند. “

نیروهای امنیتی پس از پایان کار تفتیش به همراه خانم اسداللهی از خانه خارج شدند.

منبع نزدیک به خانم اسدللهی افزود “ساعاتی پس از بازداشت خانم اسداللهی با خانواده خود تماس تلفنی گرفته و گفته است که به زندان اوین منتقل شده است. دلایل بازداشت وی روشن نیست”

https://www.instagram.com/p/By4IEP5hwJw/?igshid=7v6a1oaxqmmj
فراموش‌خانه‌ی بخشی
نوشتهٔ علیرضا زرّین‌اقبال

دیوارها می‌گویند نه اجازه‌ای برای اعتراض به شکنجه‌شدن در زندان هست و نه راهی برای خاتمه به شکنجه‌های روحیِ روزمره چاردیواری‌هایمان.
معنا به آتش کشیده می‌شود وقتی کارگری خودش را برای یک‌میلیون‌و‌دویست‌هزار تومان آتش زد. دوربین‌ها و رسانه‌های مستقل از منافع سرمایه‌داری به خیابان‌های خوزستان می‌آیند تا صدای کارگران را به همگان برسانند. و آنها نیز به زندان‌های فراموشی انداخته می‌شوند. در خفا استخوان می‌شکنند و می‌خواهند مبارز را مجبور کنند تا از درون دیواری علیه روحِ آزادی‌خواهِ خود علم کند.
عده زیادی که سنگِ امثال اسماعیل بخشی‌ها را به سینه می‌زدند و از او به «شکلی که بلد بودند» به عنوانِ قهرمان و الگوی خود یاد می‌کردند، دچار بیماریِ شایعِ فراموشی روزمره شدند و حتی تعدادی حال دیگر با کین‌توزی مثال‌زدنی علیه او و حامیانش لجن‌پراکنی می‌کنند.
باید علیه این فراموشی و عادی‌سازی و طبیعی‌سازیِ سرکوب ایستادگی کرد. باید تا پای جان از تمامی آنهایی که در پی احقاق حقوق طبقه کارگر در همین نزدیکی ما بینِ دیوار‌های تاریک شکنجه می‌شوند بدون هیچ قیدی حمایت کرد.
برهم‌نماییِ آن تصویر که اسماعیل بخشی بغض می‌کند و از کارگرانی می‌گوید که خودسوزی می‌کنند و بر زندگی‌ای که با جبرِ تمام بر کارگران حاکم شده لعنت می‌فرستد با برشی از تصویرِ او در اتاقی تاریک ،شکنجه شده با تن و جانی زخمی و کبود.
او تنها پشتِ دیوار هاست،پشتِ دیوارهای فراموشی، ما خود آن دیوارهاییم که باید از بیرون بار دیگر به خود تلنگری بزنیم و قطعاً، باید منزوی و سرخورده نشویم و بدانیم که با یک ضربه ترک هم نمی‌خورند، چه برسد به ریزِش.
اسماعیل بخشی‌ها یک فرد نیستند آن‌ها نماینده‌ی یک حرکتِ اجتماعی هستند. جلوگیری از عادی‌سازیِ سرکوب و مکیدنِ خون و جانِ آن‌ها یعنی جلوگیری از سرکوبِ مطالبات طبقه‌کارگر و نیروهای ترقی‌خواه. و کارگران نه در مقامِ موجودی ضعیف و سرگردان, بلکه بی‌باک و استوار در میادین و اجتماع با راهکارهای به‌جا و دندان شکن که می‌توانند طبقه خود را از چنگِ سرمایه‌داران و ارتجاع برهانند. آنها می‌گفتند ما دیگر برای خودمان تعیین تکلیف می‌کنیم، برای سرنوشتِ خودمان, دیگر بَس است دورانی که بالادستی‌ها توی سرِ ما می‌زدند، ما از پایین تصمیم خواهیم‌گرفت، ما شوراها را تمرین میکنیم.
" فردطلبان و ناسیونالیست‌ها، نژادپرستان و مرتجعین خود را به ما نچسبانند. آلترناتیو ما شوراهای کارگری است. یعنی جمعی تصمیم می‌گیریم برای سرنوشت خودمان"

- ادامه متن در لینک زیر👇

https://telegra.ph/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-06-19

#نیشکر_هفت‌_تپه #مبارزه_طبقاتی #آلترناتیو_ما_شوراست

@Decreation2
دقایقی پیش، ناهید شقاقی با قید وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
@Decreation2
علیه افیون سرکوب

۱۱اردیبهشت ۱۳۹۸ #روز_جهانی_کارگر ، حدود ۳۰۰ نفر از فعالین اعم از کارگر، دانشجو، معلم، بازنشسته و .. به شکلی کاملاً مسالمت‌‌آمیز در مقابل مجلس که طبق اصل ۲۷ قانون اساسی امری کاملا قانونی است و شورای شهر هم آن را به عنوان یکی از مکان‌های مجاز قانونی دوازده‌گانه جهت هرگونه تجمع مسالمت‌میز معین نموده، تجمع کردند و مطالبات بدیهی و ضروری خود را فریاد زدند. به مانند روال همیشگی تمامی این سال‌ها، سرکوب هر نوع اعتراض جمعی و نامنزوی آغاز شد، مأمورین و لباس شخصی‌ها با چندین بار یورش به جمع همراه با اعمال تعرض فیزیکی و فحاشی لمپن‌وارانه به حضار حمله‌ور شدند و هر کس را که زورشان می‌رسید راهی وَن‌ها نمودند تا پرونده‌سازی‌هایی را که برای فعالین جعل کرده‌‌بودند را به ربوده‌شدگان نسبت دهند.
پیش از ادامه متن باید این را گفت که ای آقایان و ای "ازما بهتران" "ای خادمانِ ملت" نه این سرکوب‌ها طبیعی و قانونی‌اند و نه این شیوه‌های یورش، حتی با حسابِ قوانین موجودِ خودتان! باید از خودتان بپرسید که جز حقوق، پاداش و ترفیع رتبه، دلیلتان برای ضرب و شتم معترضان، آن هم در اوج شرایط وخیم اقتصادی و سیاسی که بیشترین قربانیانش کارگران و فرودستان هستند، چه چیز است؟
با این پرسش می‌توانید به ابزار و آلت دست بودن خود و نیز پاداش‌ها و مقام‌هایی که صرفاً به سبب خوش‌خدمتی‌های مزدورانه دریافت می‌کنید پی ببرید.
این احمقانه و بزدلانه است که این پیش‌فرض را بپذیریم که هرکس که به شرایط موجود اعتراض می‌کند، خب معلوم است که سرکوب می‌شود!
پس چه میخواستی؟!
این عادی‌سازی و نبود رسمی هیچ شکلی از آزادی بیان اجتماعی و سیاسی بسیار منزجرکننده است. این سرکوب‌ها هیچگاه طبیعی نبودند، نیستند و نخواهند بود و اگر تا به امروز به نظر اینگونه تلقی شده باید گفت که این همواره، تلقی مسلط قدرت حاکم و فرصت‌طلبان ترسویی بوده است که با کوچکترین فشار به لانه‌هایشان می‌خزند.
این بحث که "قانونِ اینجا، قانون‌شکنان را به زندان می‌اندازد" برای هیچ حق‌خواهی سندیت ندارد. این بی‌قانونی‌ها برای حق‌طلبان هیچگاه قانونی و عادی و طبیعی نمی‌شوند.
این بار حدود 40 نفر بازداشت شدند و با وجود فشار فعالین، آنانی که وزارت اطلاعات فهمید بهتر است فعلاً کاری به کارشان نداشته باشد، یا امثال رضا شهابی که دیر آزاد کردن او امری هزینه‌ساز می‌شد، به مرور آزاد شدند. در ادامه پس از پیگیری مدام و فشار رسانه‌ای پس از گذشت ۱۱ روز هنوز ۱۰ تن از فعالین از زندان آزاد نشده بودند و هیچ خبر دقیقی از وضعیت ندا ناجی، عاطفه رنگریز و مرضیه امیری در کار نبود.
دلیل این کار چه بود؟ آیا همان‌گونه که لباس‌شخصی‌ها به شکل شانسی معترضان را ربوده بودند، همان طور به شکل شانسی خبری از این سه تن نبود؟! آیا اینکارها جز برای ایجاد فضای رعب و وحشت و برهم زدن روح و روان آن‌هایی نبود که قرنطینه می‌شدند و به یک‌باره نیمه‌شب آن‌ها را به دلایل مختلف بیدار می‌کردند و آزارشان می‌دادند؟
‏آیا جز این است که در این مدت به دنبال ارعاب، انگ‌زنی و جنگ‌روانی بوده‌باشند؟ آیا این طور نیست که بخواهند رعبی در دل ما یا هرکسی که به سرش میزند به حمایت از کارگران بپردازد ایجاد کنند تا همه پا پس بکشند و مدافعین طبقه‌ی حاکم و ماشین سرکوب دولتی به انجام هرکاری و هر حق‌خوری به هر فرمی ادامه بدهند؟
‏قطعاً فردا روزی خواهند گفت که ما به آنها کم تر از گل نگفتیم و تازه بهشان غذاهای خوشمزه و تنقلات هم داده‌ایم و از این دسته اراجیفِ تکراری! و تلاش برای اینکه سرپوشی بگذارند بر کلمه و امرِ شکنجه، اما حقیقتاً گروگان‌هایشان و همینطور دوستان و خانواده‌هایشان را شکنجه می‌دهند، حتی با دادن امیدهای واهی و کاذب.

- ادامه متن👇
https://telegra.ph/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%A8-06-23

@Decreation2
زمینه پاکسازی قومی در کشور روآندا در سال ۱۹۵۹ آغاز شد. در این سال قوم #هوتو که غالب مردمان روآندا را تشکیل میداد،  توانست پادشاهی دست نشانده بلژیک را که از اقلیت #توتسی بود سرنگون کند و قدرت را به دست گیرد. شدت عمل هوتو علیه توتسی ها به قدری بود که هزاران نفر از توتسی‌ها از روآندا گریختند و فرار را بر قرار ترجیح دادند. بخشی از این توتسی‌های تبعیدی که قدرت سیاسی و سرزمین خود را از دست رفته می‌دیدند، فعالیت‌های سیاسی خود را علیه هوتوها در تبعید آغاز کردند. آن‌ها گروهی به نام جبهه میهنی روآندا را تشکیل دادند. این گروه در سال ۱۹۹۰ برای پایان سرکوبگری هوتوها به روآندا حمله کرد و جنگی سه‌ساله را آغاز نمود که در ۱۹۹۳ با امضای توافق‌نامه صلح بین دو طرف به آتش‌بس موقت رسید. رئیس جمهور روآندا که از هوتوها بود، پس از فشارهای بین المللی سرانجام صلح را پذیرفت و قصد سازش با جبهه میهنی روآندا را داشت. اما انفجار هواپیما و کشته شدن او در پرواز، که بسیار مشکوک بود و هنوز هم به درستی عاملین قتلش شناخته شده نیستند، این دستاویز را به گروه‌های افراطی شبه نظامی و #قوم_پرست هوتوها داد تا به بهانه انتقام رئیس جمهور خود به نفرت پراکنی، پاکسازی قومی سازمان‌یافته و نسل‌کشی گسترده علیه اقلیت توتسی دست بزنند. قوم پرستان هوتو که ارتش و قدرت سیاسی را دست داشتند جبهه میهنی روآندا را درست هنگامی که در حال پیشرفت در روند صلح بودند به ترور رییس جمهور هوتو متهم کردند!
آیا "زاهدان" پتانسیل تبدیل شدن به چنین کشتارگاهی را ندارد؟!
آیا قوم‌پرست‌ها با دمیدن زیر آتش هویت‌های قومی و فرقه‌ای چیزی جز این می‌خواهند؟!
#پاکسازی_قومی

https://www.instagram.com/p/BzGk4RThU6R/?igshid=13gcwsknth7t

@Decreation2
دهن‌کجی خیابان به جایگاه وی‌آی‌پی سلبریتی
نوشتهٔ فرانک عبدی


"پرسه‌هایی حوالی #قرچک و #اوین"

تابستان ۹۸ در حالی شروع شده‌است که #اسماعیل_بخشی ، #سپیده_قلیان ، #امیرحسین_محمدی‌فرد و #ساناز_الله‌یاری به اتهام پشتیبانی از حقوق کارگران، افشای مدیران نالایق و مبارزه با خصوصی‌سازی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه در زندان به سر می‌برند ، نزدیک به دو ماه از تجمع روز کارگر می‌گذرد، بهار رفته و تابستان آمده و هنوز #عاطفه_رنگریز، #مرضیه_امیری و #ندا_ناجی -بازداشتی‌های روز کارگر- به دلایل واهی در بند هستند و #آنیشا_اسدالهی دیگر شرکت‌کننده این تجمع که آزاد شده‌بود، دوباره بازداشت و به اوین منتقل شده‌است.آنها زنان مبارزی بودند که برای اعتراض به وضعیت معیشتی دهشتناک طبقه کارگر به خیابان آمده‌بودند، زنانی که دغدغه و فعالیت‌هایشان منفصل و بیگانه با واقعیت موجود و اعتراض به شرایط ظالمانه آن نبوده‌است، نه درگیر رنگ‌بازی #چهارشنبه‌های_سفید و قائم موشک‌بازی‌های #آزادی‌های_یواشکی بوده‌اند، نه هم‌داستان و همدست با رنگ‌بازی‌ها و زد و بندهای جمعه‌های گالری‌گردی و آیین‌ رونمایی کتاب‌هایی که خیلی وقت است نویسندگان آنها در عالم دیگری سیر می‌کنند.دغدغه آنها همگام با خیل وسیعی از کارگران، معلمان و دانشجویان دیگر، گذران تک‌تک روزهای سیاه گرسنگی و استثمار قشر عظیمی از جامعه بوده‌است و به خیابان آمدند، نه برای پرسه‌زنی‌های یواشکی که برای فریاد حق طلبی. در این روزها همگام با اخبار این زندانیان و بازداشتی‌های مبارز، اخبار دیگری نیز به گوش می رسند که سراسر توحش‌اند و حیرت‌برانگیز. اول از همه #مهیار_بهرام‌اصل، دانشجوی نقاشی دانشگاه هنر تهران، به اتهام توهین به تهمینه میلانی که نقاشی‌های نمایشگاه او را نوعی خامدستی کودکانه خطاب کرده‌بود به 35 ضربه شلاق محکوم می‌شود.ناگفته نماند که خانم میلانی که خود به جعل نقاشی دیگران متهم است تاکنون پرونده ای برایش تشکیل نشده‌است و تا به امروز منتقدان بسیاری او را متهم به کپی‌کاری از آثار دیگر هنرمندان ایرانی و غیر ایرانی دانسته اند . جالب است که او حتی پذیرفت که یکی از کارهایش کپی‌برداری از اثر جنی میلیهوف، هنرمند روس است و حتی بابتش عذرخواهی کرد.کارگردانی که ادعا می‌کند طرفدار حقوق زنان و مصلح اجتماعی است و باور دارد که با آثارش به جامعه درس زندگی می‌آموزد و گویا به غیر از اعمال پسندیده نامبرده اش با حکم شلاق و اعدام هم اصلا مشکلی ندارد! مسلما امثال ایشان هرگز و هرگز الگوی آن دسته از دانشجویان دانشگاه هنر نخواهند‌بود که سال گذشته در همراهی با کارگران هفت‌تپه شعار"هنرمند ،بخواهد نخواهد سیاسی است" سر دادند.

از سوی دیگر #سلبریتی ریاکار دیگری به نام #ستاره_اسکندری که در صدا و سیمای دولتی در حمایت از حجاب اجباری داد سخن سر می‌دهد، در سفری خارجی با سری برهنه و تنی آسوده ، در حال پرسه‌زدن با فراغ بال توسط یکی از مبارزان مسلح به دوربین طرفدار #مسیح_علی‌نژاد محاصره شده و با شعار "سلبریتی خائن" هدف حمله قرار می‌گیرد. گویا کسی انتظار پاکدستی از امثال "سلبریتی"ها و هنربندهای حزب باد را دارد ، آنهم کسانی که از پیش معلوم است حسابشان با جامعه چند چند است.این افراد بارها و بارها عربده سر می‌دهند که نه سیاستمدارند و نه جامعه‌شناس و ... و صرفاً هنرمندند که البته این نیز بر اساس آثار و درکشان از هنر،صرفا گزافه‌گویی‌ و شاید آرزویی بیش نیست.افرادی که اینگونه توجیه می‌کنند که چون مثلا در اینجا حجاب قانون است، به قانون عمل می‌کنند و خارج از مرزها آنگونه که خود می‌خواهند، پای منافع خود که می‌رسند قانوندان وحقوقدان می‌شوند ولی برایشان هیچ وقت مهم نبوده، نیست و نخواهد‌بود که عده ای صرفا به خاطر حضور در تجمعی مسالمت‌آمیز که اتفاقا برخلاف قانون این کشور نیز نیست به شدت سرکوب شوند و اتفاقا به خاطر اعتراض به سفره‌های خالی‌ای در بند باشند که خود ایشان به خاطر یک وعده آن، سراسر خودفروختگی‌هایشان را همواره توجیه کرده و می‌کنند. امثال آنهایی که برای رونق کار خود، برای حمایت از #اصلاحات و #جنبش_سبز مردم را تحریک و تهییج کردند و به وقت خطر در سوراخ‌هایشان قائم شدند.
@Decreation2

ادامه متن را در لینک زیر بخوانید 👇👇
https://telegra.ph/%D8%AF%D9%87%D9%86%E2%80%8C%DA%A9%D8%AC%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%E2%80%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C-%D9%88%DB%8C%E2%80%8C%D8%A2%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C-06-25
بیش از هفت روز از بازداشت مجدد #آنیشا_اسداللهی می‌گذرد و او اکنون در بند ۲۰۹ #زندان_اوین نگهداری می‌شود. آنیشا در تمام این مدت اجازه هیچ تماس تلفنی نداشته و درحالی دوباره بازداشت شده که در کمتر از یک هفته بعد از بازداشتش در روز جهانی کارگر با تودیع قرار کفالت آزاد شده بود. بازداشت مجدد آنیشا همانقدر نشانه‌های استیصال سرکوبگران را دارد که بازداشت ۵۰ نفر در تجمع #روز_جهانی_کارگر مقابل مجلس که مدام از جمعیت خیابان فربه‌تر می‌شد. تجمعی که در آن شعارهایی همچون «حقوقای نجومی؛ فلاکت عمومی» و «اینهمه اختلاسگر؛ زندونه سهم کارگر» سر داده شد. این فربه شدن جمعیتِ معترض همانقدر طبیعی بود که این شعار و این فراخوانِ جمعیت که می‌گفت؛ «درد ما درد شماست مردم به ما ملحق شوید». تجمعی که خیلی از کشورهای دنیا رسانه‌های عمومی آن را فراخوان می‌دهند، صرفاً به اتکای همین همدردی مُبرهن، پر جمعیت می‌شد. بازداشت مجدد آنیشا همان درجه‌ای از استیصال را نشان می‌دهد که تصویر جماعت ۱۲ نفره‌ مأمورین یورش برده به او که در تاریکیِ خیابان کمیل که برای بازداشتش آمده بودند؛ آنهم در شرایطی که بعد از آزادی او را تحت فشار قرار داده و برای ارائه توضیحات احظارش کرده بودند.

@Decreation2

https://www.instagram.com/p/BzLy1THBxZ_/?igshid=153ofoco5iep2
🔔دعوت از کارگران، معلمان، دانشجویان، بازنشستگان، هنرمندان، روشنفکران و مردم آزادیخواه و برابری‌طلب برای امضای درخواست آزادی زندانیان هفت تپه


آنچه این روزها کارگران، معلمان، بازنشستگان و‌مزدبگیران را به اعتراض‌های هر روزه و حضور خیابانی میرساند فشارهای اقتصادی، بحران معیشت، بیکاری، فقر، رانت و ‌اختلاس است.کارگران نیشکر هفت‌تپه و گروه ملی نیز متاثر از شرایط وخیم زندگی خود که حاصل بی‌کفایتی دولت، خصوصی‌ سازی‌ها و ناکارامدی و فساد بخش خصوصی بود دست به اعتصاب و اعتراض زدند. در شرایطی که حلقه استثمار هر روز تنگ‌تر و سفره‌های کارگران هر روز تهی‌تر از قبل میشود دولت و نهادهای امنیتی و قضایی چاره را نه در حل معضلات بیشمار کارگران و برخورد با مختلسین و رانت‌خواران که در بازداشت و شکنجه و پرونده سازی برای کارگران و متحدانشان میدانند.
در ادامه‌ی همین برخوردها بیش از پنج ماه است که اسماعیل بخشی نماینده کارگران هفت‌تپه، سپیده قلیان فعال اجتماعی و اعضای تحریریه نشریه مستقل گام؛ امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و امیرامیرقلی بعلت حمایت از کارگران هفت‌تپه و گروه ملی فولاد با اتهامات واهی امنیتی مواجه و محبوسند و علی‌رغم صدور قرار وثیقه توسط بازپرس از آزادی آنان ممانعت بعمل می‌آید بی آنکه دستگاه قضایی حتی خود را ملزم به بیان علت عدم آزادی آنان بداند. در این مدت دوبار اعتصاب غذای ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی فرد منجر به مشکلات متعدد جسمی برای آنان شده است و سلامت آنان در معرض تهدید جدی‌ست.
این برخوردهای قهرآمیز و رفتارهای فراقانونی و این اتهامات امنیتی با کسانی که هدفی جز "نان کار آزادی"، برابری و رفاه همگانی ندارند زمانی قابل فهم است که بدانیم منظور از امنیت ملی البته امنیت صاحبان سرمایه و قدرت است و دلیلی مبرهن بر عدم استقلال دستگاه قضایی.
ما امضا کنندگان این دادخواست، اعتراض به تحمیل شرایط اسفناک زندگی بر طبقه تحت ستم را حق بدیهی هر انسانی میدانیم و ضمن محکوم کردن بازداشت و حبس کارگران و فعالان کارگری خواستار پایان دادن به برخورد‌های امنیتی،پلیسی، پرونده سازی‌ها ونیز آزادی هرچه زودتر و بی قیدوشرط آنان هستیم.

🔻جهت امضا به لینک زیر بروید و نام خود را ثبت نمایید:
https://docs.google.com/forms/d/10_DSzAt_4gbGt9-I1IEoeufzEutlsoQwEEv8B1VbIfo/viewform?edit_requested=true

@zendani7tapeh
#هوتو های تندرو که مترصد فرصتی برای نسل کشی #توتسی ها بودند، پس از کشته شدن رئیس جمهورشان سریعاً انگشت اتهام را به سمت جبهه میهنی #روآندا گرفتند و سقوط هواپیمای حامل رئیس جمهور را توطئه توتسی‌ها دانستند. نفرت پراکنی‌ها با همین اتهام آغاز شد و تمام جامعه روآندا را دربرگرفت. کار به جایی رسید که حتی در یک محله هوتوها همسایگان توتسی خود را به طرز فجیعانه به قتل می‌رساندند و زنان بسیاری را وادار به بردگی جنسی مینمودند، به ۵۰۰ هزار زن تجاوز شد، امسال ۲۰ هزار جوان ۲۵ ساله می شوند که فرزندان آن تجاوز جنسی گسترده‌اند. راهزنی و قتل با کاردهای درشت از جمله وقایع روزمره و روزانه در جامعه روآندا در آن دوران بود. همه این وقایع از آن جایی ناشی می‌شد که عامل قومیت به درون سیاست کشیده شده بود و قرار بود نقشی اساسی در آن ایفا کند. پر واضح است که انواع تعارضات و تصادمات قومی در این حالت به نوعی گریزناپذیر می‌نمود.
آیا "نیروهای پان‌ترک" پتانسیل تبدیل شدن به این سطح از نفرت‌پراکنی را ندارند؟!
آیا قوم‌پرست‌ها با دمیدن زیر آتش هویت‌های قومی و فرقه‌ای چیزی جز این می‌خواهند؟!
#پاکسازی_قومی
@Decreation2

https://www.instagram.com/p/BzOKCqvhI74/?igshid=ihj9ll5zdo05
فراخوان طوفان توییتری برای حمایت از #اسماعیل_بخشی کارگر زندانی که صدای هم‌طبقه‌ای‌هایش بود.
جمعه - ٧ تیر - ساعت٢٣
بار دیگر همزمان از او و دیگر بازداشتی‌های هفت‌تپه می‌گوییم؛
با هشتگ:
#ما_همه_بخشی_هستیم
@zendani7tapeh
@Decreation2
Decreation pinned «🔔دعوت از کارگران، معلمان، دانشجویان، بازنشستگان، هنرمندان، روشنفکران و مردم آزادیخواه و برابری‌طلب برای امضای درخواست آزادی زندانیان هفت تپه آنچه این روزها کارگران، معلمان، بازنشستگان و‌مزدبگیران را به اعتراض‌های هر روزه و حضور خیابانی میرساند فشارهای اقتصادی،…»
نمونه‌ی دیگری که در آن سیاست‌ورزی بر مبنای #قومیت افراد صورت پذیرفت و به فاجعه‌ای تمام عیار انجامید، کشور #روآندا است. این کشور که از دو قومیت #هوتو و #توتسی متشکل شده. قومیت هوتو که قومیت غالب پس از استقلال روآندا بود و قدرت و احزاب متعدد سیاسی را در اختیار خود داشت، پس از ماجرای ترور رئیس‌جمهور هوتو تصمیم به پاکسازی اقلیت توتسی گرفت و مشخصا شاخه ای از حزب دولتی به نام اینتراهاموه این وظیفه را برعهده گرفت.
از دوران استعمار بلژیک و در راستای ایجاد اختلاف و #تبعیض_قومی در شناسنامه‌های افراد قومیت‌شان نیز درج شده بود و این مسأله کار را برای تندروهای هوتو آسان کرد تا بتوانند توتسی‌ها را شناسایی کنند. رسانه‌های روآندا نیز، که در اختیار قوم حاکم هوتو بودند، در این مدت پیغام‌های تند و تیزی علیه توتسی‌ها در رادیو و روزنامه‌ها منتشر میکردند. رادیو و تلویزیونی نیز بصورت مشخص برای نفرت پراکنی و گسترش کشتار به راه انداختند که در آن اسم و محل زندگی و محل کار و اعضای خانواده توتسی‌ها بصورت سراسری اعلام می‌شد تا هوتوهای تندرو براحتی توتسی‌ها را پیدا کنند و آنان و خانواده‌هایشان را سلاخی کنند. پیغام معروفی در رادیو و تلویزیون هر ساعت تکرار می‌شد: "علف های هرز و سوسک ها را ریشه کن کنید." که مقصود از علف‌های هرز هوتوهایی بودند که به توتسی‌ها یاری می‌رساندند یا با آنان ازدواج کرده بودند و سوسک‌ها نیز همان توتسی ها بودند.
نتیجه این اقدامات نفرت پراکنانه از پیش مشخص بود: کشتار اقلیت قومی توتسی.
بیش از۸۰۰ هزار نفر در طی مدت تنها ۱۰۰ روز کشته شدند. هوتوها فقط ۵ هزار نفر را زنده زنده در کلیسای نیاماتارا سوزاندند. و به ده‌ها هزار زن تجاوز جنسی کرده و به بردگی جنسی خود کشاندند.
آیا قوم‌گرایان و همه آنانی که بر طبل قومیت و نفرت‌پراکنی قومی می‌کوبند چنین تجربیات تلخی را تا به حال ندیده‌اند یا چیزی درموردشان نشنیده‌اند؟!
#پاکسازی_قومی
@Decreation2

https://www.instagram.com/p/BzYsxhxBuF0/?igshid=f25z50imiyqs
امروز جمال عاملی، همسر ندا ناجی از بازداشت‌شدگان تجمع روز جهانی کارگر، در توئیتر خود نوشت که در ۲۴ساعت گذشته دو بار (یک بار توسط یک زندانی جرائم عادی و بار دیگر پرسنل #زندان_قرچک) به ندا ناجی در زندان قرچک حمله کردند و او را کتک زدند. پس از این حمله وحشیانه، ندا به بهداری منتقل شد و به خاطر ضربه‌ای که مامورین زندان به سرش وارد کردند برای چند ساعت به تاربینی دچار شده است.
جان #ندا_ناجی و #عاطفه_رنگریز در خطر است!
@Decreation2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبت‌های خانم مهرانه قاسمی ( مادر #ندا_ناجی ) در مورد روند پیگیری پرونده دخترش را که در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده است را ببینید.
او نوشته است که: ((از یازده اردیبهشت که ندا رو دستگیر کردن تا الان به ما خیلی ظلم شده.
از همون روز اول قرار بود آزادش کنند و الان 67 روزه که تو زندانه و هیچ اطلاعی هم به ما از روند پرونده نمیدن.
این ویدیو روند پیگیری هاییه که انجام دادم و درد و دل مادرانه.
من به شدت نگران وضعیت بچه ام هستم.))

- لینک ویدئو در فیسبوک:
https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=105990777375442&id=100038935604817

@Decreation2
چپ ایران هم به واسطه‌ی برخوردهای دههٔ‌شصت و فروپاشی‌شوروی عملاً با یک انقطاع و گسست نسلی مواجه شد. بحث جناح‌بندی‌های آن زمان به کنار ولی پس از #فروپاشی‌_شوروی ، عملاً فشار سنگینی حتی بر نیروهای رادیکال‌تر چپ، هم ایجاد شد و در میان آنان نیز بسیاری به سوی #بازار_آزاد و انفعال شتافتند.
در این میان باید توجه داشت که شرایط همان زمان نیز عملاً نکاتی را به ما نشان می‌دهد که در شرایط دیگر هم بارها رخ داده و حتی در برخورد‌های روزمره با آن آشنا می‌شویم. این گسست نسلی سبب بروز آماتوریسم و جونیوریسم در نسل بعدی چپ‌هایی شد که با وجود رادیکال بودن، مسئله حفظ امنیت را گه‌گاه فراموش می‌کردند. باید توجه داشت در همان سال‌ها حزب توده در نقش حامی جمهوری اسلامی در آمد و #سازمان_پیکار مخالف آن‌ها. گرچه پیکاری‌ها ضربات سنگینی را از همان ابتدای انقلاب متحمل شدند و به طور کلی حساسیت زیادی روی آنان وجود داشت، عملاً خیلی زودتر از هر جریانی زیر ضرب رفتند‌. با این همه از سال ۶۲ به بعد ، اعضای حزب توده و پیکار، در دو شعبه کنار هم در #اوین بازجویی شدند و در اتاق‌های مشترکی نگه‌داری شدند و سرانجام در سال ۶۷ نیز، مکانی مشترک را برای «پنهان کردن ابدی» آنها در نظر گرفته‌بودند. دقیقاً ۷ سال پس از آن روزی که #نورالدین_کیانوری هنگامی که دیگر گروه‌های مخالف نظام به شدت مورد برخورد قرار می‌گرفتند، در جلسه‌ی پرسش و پاسخ با هواداران حزب خود گفت: ((توده‌ای هستم و همراه امام، ماندگارم زمانه است به کام))
از مدتی پیش مشخصاً حس می‌شد که درگیری‌هایی در راه خواهدبود، درگیری‌هایی به اصطلاح ایدئولوژیک! در آن فضا بود که کارگران #نیشکر_هفت‌_تپه همراه با کارگران #گروه_ملی_فولاد_اهواز اعتصاب کردند، و همه چیز حتی دعواهای پیشین را هم تحت‌الشعاع قرار دادند. هیچ کشمکش اجتماعی مثل مسابقه‌ی دو و میدانی نیست که صرفا قهرمان مسابقات سریع‌ترین باشد، بلکه پیچیدگی‌های یک نبرد طبقاتی به پیچیدگی‌های همان جامعه است. به همین دلیل با آغاز سکوت مقطعی پس از سرکوب اعتصابات و اعتراضات خیابانی کارگران، نجواهایی به زمزمه و نهایتاً به فریاد مجازی تبدیل شدند. اتفاقاتی که با سوالات بازجو در همان روزها به شکل اتفاقی هم‌زمان گشت. در میان چپ هم، باور به نقش محوری طبقه کارگر در تحولات اجتماعی، تعدادی را حتی به مقابله با کارگران کشاند.
با این همه این اسلحه‌کشی‌ها چون باد‌های موسمی می‌روند و می‌آیند اما، حتی یک نفر از آتش‌بیاران معرکه یا منتقدین به اصطلاح مستقل تا کنون اشتباه خود را نپذیرفته‌است. مسئله را اخلاقی نه بلکه می‌توان طبقاتی هم دید. در میان همه‌ی این زمزمه‌ها و طوفان در فنجان‌های توئیتری، نشریه گام را هم بی‌نصیب نگذاشتند و عیناً جرائمی را قطعی دانستند که فقط در دستگاه قضائی ایران جرم است. آنها همان به اصطلاح چپ‌های دموکراتی هستند که در مقابل راست مؤدب و دموکرات‌اند و در مقابل چپ دگم و عصبی. از آنهایی گرفته که دموکراسی را چون خود سوسیالیسم دوست دارند تا چپ‌های فرانکفورتی که با زبان به‌روزشده‌‌تری نسبت به #طراحی_سوخته ، از چرایی رابطه با کارگران می‌پرسیدند! به بیان دیگر دنبال مقصر در صفوف متحدین طبقه‌ کارگر بودند. از چرایی تثبیت‌نشدن شورا در هفت تپه تا کتک‌خوردن اسماعیل بخشی، گردن سپیده قلیان و گامی‌ها افتاد! اساتید از بالای سر، آزمایش رخ داده را بررسی می‌کردند و خام‌دستانه از درون موبایل جملات کش‌دار چندسیلابی فوروارد می‌کردند.

ادامه متن 👇👇👇
https://telegra.ph/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D8%AA%D9%BE%D9%87-07-07

@Decreation2
کارگران فولاد اهواز را فراموش نکنیم!
پرونده‌ی ۷۲ نفر از کارگران #گروه_ملی_فولاد_اهواز همچنان باز است.
این روزها کوچکترین اعتراض کارگران با تهدید از بالا روبرو می‌شود.
باید جلوی پرونده‌سازی امنیتی علیه کارگران ایستاد!
نباید اجازه بدهیم تا سرکوبگران، مانع پیشروی راهی شوند که کارگران فولاد اهواز و #نیشکر_هفت_تپه باز کردند.
فرزند کارگرانیم، کنارشان می‌مانیم
@Decreation2
مریم محمدی دستگیر شد.

امروز دوشنبه ۱۷ تیر ۹۸ مامورین اطلاعات با یورش به منزل خانم #مریم_محمدی از فعالین "ندای زنان ایران" ایشان را دستگیر و به مکان نامعلومی بردند!
@Decreation2
‌‎امیرحسين محمدی‌فرد زنداني سياسي و سردبير #نشريه_گام تصمیم خود را در نامه ای که به مقامات قضائی نوشته بود مبني بر اينكه در صورت عدم رسيدگي قضائي و آزادي خود و ساير زندانيان هفت تپه دست به اعتصاب غذا خواهد زد، را عملي كرده و وارد اعتصاب شده است. همينطور #ساناز_الهياري همرزم و همسر #اميرحسين_محمدی_فرد و از اعضاي تحریریه نشريه گام در حمايت از این خواسته دست به اعتصاب غذا زده است.
‎ در ابتدا بايد اشاره كرد كه خبر اعتصاب اين رفقا به هيچ عنوان اتفاق خوشايندي براي ما نيست و نشان از تاخير و بي تفاوتي حاكميت در رسيدگي به پرونده اين زندانيان دارد كه در نهايت رفقا را به این جمع بندي رسانده كه براي احقاق حقوق تضييع شده‌ی خود و ساير زندانيان هفت تپه وارد عمل شوند. آزادی زندانیان هفت تپه بخشی از خواسته و فشارما و ساير فعالين جنبش كارگري بر حاكميت و نيروهاي امنيتي و كليت دستگاه سركوب مبني بر آزادي بي قيد و شرط تمامي زندانيان دربند جنبش كارگري اعم از فعالين، كارگران، معلمين، دانشجويان و روزنامه نگاران از بند اسارت و شكنجه است.
در دل این کیس دو مسأله برای ما مشخص و روشن است: یکم، حقانيت بی چون چرای اين زندانيان در پافشاري و حمايت از مطالبات و خواسته‌های بحق طبقه كارگر اعم از مطالبات صنفي و سياسي و دوم عدم صلاحیت حاکمیت و دستگاه قضا در رسیدگی به اتهامات واهی است که کاملاً بی اساس و با سیاست سرکوبگر و بشدت پلیسی سعی در کِیس‌سازی و سناریوسازی برای این افراد داشته است. سیستمی که مسبب و بانی مشکلات و معضلات بوجود آمده است و عامدانه سعی در ادامه این وضعیت و تلاشی بیش از پیش برای سرکوب آزادیخواهان و برابری طلبان را بکار بسته است، صلاحیت رسیدگی و صدور حکم برای رفقای ما را ندارد. سیستمی که به جای پاسخگویی و برآورده کردن مطالبات مردم و توده طبقه کارگر آنان را زیر بار سنگین ترین احکام قضایی و شکنجه و مرگ و سرکوب قرار میدهد.
‎ قتل وحشیانه #علیرضا_شیرمحمدعلی در زندان #فشافویه آخرین شاهد بر این ادعای ماست. کیست که كه نداد بر ما و اين زندانيان و كارگران و فعالين جنبش كارگري در اين عمر چهل ساله حكومت چه گذشته! از اسانلوها و زمانی‌ها و جراحی‌ها در زندان بگوییم یا از کشتار و اعدام رفقایمان؟...همه این موارد مهمترین و محکم ترین اسناد و مدارک زنده و تاریخی هستند در جواب این پرسش که
چرا ما باید نگران زندانیانمان باشیم؟
بی‌خبری مطلق زندانیان و خانواده‌هایشان از وضعیت داخلی زندانها و سلول‌های انفرادی، #شکنجه و بازجویی‌های طولانی مدت و بی‌وقت همراه با سؤالات پرابهام متکی به سناریوسازی از پیش تعیین شده توسط نیروهای امنیتی، محرومیت زندانیان از داشتن وکیل و یا عدم دسترسی به وکلای خود، با بوجود اینکه سیستم قضایی-امنیتی مدرکی در اثبات اتهامات ساختگی خود ارائه نکرده است، حق برخورداری رفقای ما از کمترین حقوق زندانی را نیز روا نداشته و اینچنین با جان و امنیت زندانی برخورد می‌کنند. اینها همه فقط گوشه‌ای از وضعیتی است که نمایندگان و حامین طبقه کارگر، معلیمن در بند و زندانیان سیاسی بدان دچارند. فراموش نکردیم که جواب درخواست و مطالبه‌ی علیرضا شیرمحمدعلی در نهایت با چهل ضربه چاقو و مرگ این رفیق جواب داده شد.
‎لذا وضعیت ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی فرد که چندروزی است دست به اعتصاب غذا زده‌اند، ما را نگران‌تر می‌کند. بویژه اینکه "کمپین حمایت از بازداشتی‌های هفت تپه و زندانیان ترقیخواه" وضعیت جسمانی ساناز الهیاری به دلیل فشارهای وارده در بازجویی و سلول انفرادی را بسیار وخیم اعلام کرده است. باید اعلام کرد که مسئولیت حفظ جان و امنیت ساناز و امیرحسین بطور مستقیم متوجه حکومت و نهادهای قضائی و امنیتی‌اش است، و ما خواهان‌آزادی بی قید و شرط و هرچه سریع تر تمام زندانیان هفت تپه و ترقی خواه اعم از بازداشتی های روز جهانی کارگر، معلمین و کارگران در بند باید باشیم.
‎ نیروهای فعال و سیاسی طبقه کارگر، معلمین و فرهنگیان معترض، زنان و مردان آزادیخواه!
نباید دست روی دست بگذاریم و برای چندمین بار شاهد از بین رفتن عزیزترین رفقای خود و طبقه خود باشیم! هرجا که هستیم و به هرطریق ممکن از مراکز کارگری تا کوچه و خیابان های صدای حق‌طلبانه آنان باشیم. با بیشترین توان خود اهرم فشاری باشیم از پایین به سیستمی که جان فعالین جنبش کارگری و طبقه کارگر، فعالین دانشجویی، زنان، فرهنگیان معترض را به گروگان گرفته‌اند.
صدای ما بودند
صدایشان باشیم
زنده باد مقاومت برحق زندانیان سیاسی و زندانیان هفت تپه و اول مه و جنبش محرومین و طبقه کارگر ایران

#مهدی_توپچی - فعال جنبش كارگری

https://www.instagram.com/p/BzpbaRgBoH5/?igshid=16hqlmxyycpk5

@Decreation2
🔴 امیرحسین محمدی‌فرد از امروز ٢٤تیرماه در اعتراض به "تعرض وحشیانه زندانیان شرور به او و زندانیان سیاسی، قطع ارتباط میان خود و همسرش ساناز الهیاری، عدم رسیدگی به درخواست آزادی‌شان، و انکار اعتصاب غذایشان توسط مسئولان‌ زندان" ، طی نامه‌ای اعلام اعتصاب غذای خشک و نامحدود کرده است.

🔺امیرحسین محمدی‌فرد، سردبیر بازداشتی نشریه گام، از امروز دست به اعتصاب غذای خشک زده و پایان آن را نیز اعلام نکرده است.
او در شرایطی اقدام به این کار کرده است که علاوه بر این روزها، طی دو دوره دیگر نیز اعتصاب غذای پانزده روزه را تجربه کرده بود، و نزدیک به دو هفته است که از ملاقات میان او و همسرش توسط علی چهارمحالی رئیس زندان اوین جلوگیری به عمل می‌آید، رسیدگی پزشکی مناسبی نداشته‌اند و امروز نیز طی عملی وحشیانه و برنامه‌ریزی شده با همکاری مزدوران و امنیتی‌کاران قصد درگیری فیزیکی و تخریب روحیه او را داشته‌اند و به این بهانه او را از بند خودش به مکان نامناسب دیگری منتقل کرده‌اند.
گفتنی است ظلمی که عوامل زندان اوین علیه این عزیزان روا داشته‌اند به اینجا ختم نشده و طی اظهار نظرات ریاکارانه‌ای، شاه‌محمدی بازپرس شعبه٧ به همراه جمعی از عوامل زندان، اعتصاب غذای ساناز و امیرحسین را به کل منکر شده‌اند!
همچنین به امیرحسین گفته‌اند که همسرش، ساناز الهیاری، که او نیز با وجود ضعف عمومی بدن در دوازدهمین روز اعتصاب غذاست، امروز از حال رفته است و هشیاری‌اش به حداقل رسیده است.

🔺شرایط زندان اوین شاید برای قاتلینی همچون نجفی و شیادانی چون مشایی مانند هتل باشد، اما برای زندانیان هفت‌تپه و نشریه گام جهنمی است که عوامل زندان عامدانه ایجاد می‌کنند و در تشدید آن از هیچ عمل سبعانه‌ای ابا ندارند.
تنها در این شرایط است که می‌توان پی برد زندانیان ما چطور می‌توانند دست به اعتصاب غذا و چنین عمل خطرناکی بزنند.

📌برای پایان دادن به بازداشت و فشارهای فیزیکی و روانیِ تحميل شده بر آنان، از هر راهی که ممکن است با این زندانیان و خانواده‌هایشان همگام و همصدا شویم و برای حمایت گسترده از آنان، صدای آزادی‌خواهی‌شان را به گوش جامعه و نهادهای بین‌المللی برسانیم.

- کمپین آزادی بازداشت‌شدگان هفت‌تپه و زندانیان ترقی‌خواه
@zendani7tapeh
Decreation pinned «🔴 امیرحسین محمدی‌فرد از امروز ٢٤تیرماه در اعتراض به "تعرض وحشیانه زندانیان شرور به او و زندانیان سیاسی، قطع ارتباط میان خود و همسرش ساناز الهیاری، عدم رسیدگی به درخواست آزادی‌شان، و انکار اعتصاب غذایشان توسط مسئولان‌ زندان" ، طی نامه‌ای اعلام اعتصاب غذای خشک…»