Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پوریا عمرانی فرزند #اکرم_نصیریان ، بعد از ملاقات با مادرش گفت که اتهام وی ، تشویش اذهان عمومی و تشویق به بیحجابی است!
اکرم نصیریان معلم سواد آموز و همیار سیلزدگان در ۹ اردیبهشت دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد، و همچنان از داشتن وکیل هم محروم است.
- ویدئو بازنشر سخنرانی اکرم نصیریان در مراسم ۸ مارس است که به همت ندای زنان ایران در ۱۶ اسفند 97 در تهران برگزار شده بود.
#اکرم_نصیریان_را_آزاد_کنید
@Decreation2
اکرم نصیریان معلم سواد آموز و همیار سیلزدگان در ۹ اردیبهشت دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد، و همچنان از داشتن وکیل هم محروم است.
- ویدئو بازنشر سخنرانی اکرم نصیریان در مراسم ۸ مارس است که به همت ندای زنان ایران در ۱۶ اسفند 97 در تهران برگزار شده بود.
#اکرم_نصیریان_را_آزاد_کنید
@Decreation2
حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که درتجمع اعتراضی ۱۱اردیبهشت مقابل مجلس بهارستان توسط عوامل امنیتی بازداشت شده بود، همچنان دربند ۲۰۹ زندان اوین محبوس است.
ما خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی بازداشتیهای روز جهانی کارگر هستیم.
#حسن_سعیدی
@Decreation2
ما خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی بازداشتیهای روز جهانی کارگر هستیم.
#حسن_سعیدی
@Decreation2
به خانه بازگردید!
حاکمیت با آگاهی به این مسئله که جامعه طبقاتی است، به هدف آدرس غلط دادن، از ادبیاتی استفاده می کند تا زیربنای طبقاتی را سانسور کند. هویت ملی هم یک ابزار در راستای تحمیق جامعه به آن شکل است. استثمارگران با تئوریزه کردن هویت ملی و کشیدن حصارهای ملی بین انسانها، نهایتاً میان طبقه کارگر تفرقه بوجود می آورند. ناسیونالیسم ایرانی مجبور می شود برای تقویت هویت ایرانی(چه بسی ایرانی-اسلامی)، برتری «ملت» خود را در نسبت با ملتهای دیگر در هر بعدی را فرموله و «تاریخ سازی» کند. آنها میگویند که اعمال تحریم از سوی آمریکا، به آحاد ملت ایران ضربه می زند. گویا طبقه سرمایهدار و طبقه کارگر منافع مشترکی دارند و اساساً قرار است برای حفظ هویت ملی خودشان در کنار هم با شیطان بزرگ مبارزه کنند. حال آن که همه جناح های بورژوازی ایران از تحریم های وضع شده متضرر نمیشوند، اما تمامی کارگران و فرودستان همین زندگی نیم بندشان را نیز در اثر تحریم ها و فشارهای ناشی از آن از دست رفته میبینند.
روز چهارشنبه، عباس عراقچی (معاون سیاسی وزارت خارجه ایران) اعلام کرد که اگر فروش نفت به صفر برسد، حکومت ایران افغانستانی های مقیم ایران را بیرون می کنند.
«ملت» احضار می شود! گویا افغانستانیها مهاجرانی از یک کشور بدوی هستند که به لطف نظام سرمایهداری در ایران، از امکانات دولتی هم بهرهمند می شوند و البته برای اینکه مشکلات حاصل از تحریمها حل شود، این "برادران و خواهران" باید تشریفشان را ببرند! آنها نهایتاً "مهمان" هستند و جایی که "منافع ملی" به خطر می افتد، دیگر نباید بار اضافی روی دوش "مردم" بگذارند. با تحریک "ملت ایران" علیه افغانستانیها، عامل بدبختی را آن دیگری خارجی مطرح می کنند و مشابه آلمان نازی و نژادپرستهای اروپایی، آمارهای گمراه کنندهای را در رابطه با اشغال فرصتهای شغلی "جوانان ایرانی" مطرح میکنند و در ادامه می گویند که هزینههای درمانی و آموزشی برای افغانستانیها، چه باری روی دوش دولت (مردم!) می گذارد. با این نفرت پراکنیها، احساسات ضد افغانستانی را تقویت و عامل بحرانها، مشکلات رفاهی و ناکار آمدی سیستم خود را روی دوش آن دیگری بیگانه می اندازند. آیا مشخص نیست؟ این ظرفهای گله گشاد فراطبقاتی، همه اسم رمز هایی هستند تا تضاد منافع موجود در گروهها و جنبش های اجتماعی نادیده گرفته شود.
دولت با نا امن کردن صدچندان فضا برای پناهجویان افغانستانی در ایران، شرایطی مهیا میکند تا نرخ استثمار را بالاتر ببرد؛ نیروی کار ارزانی که هیچگونه حقوق اولیه هم ندارد. ناشهروندانی که از حق داشتن هرگونه حقوق انسانی و شهروندی مثل شناسنامه، بیمه ، حق آموزش و... محروم شده اند. افزون بر این حاکمیت، از مدتها پیش سکونت افغانستانیها را در بسیاری از استانهای ایران ممنوع نموده است و در صورت شناسایی به سرعت آنان را رد مرز میکنند.
آیا کسی از خود میپرسد که چرا افغانستانی ها "مهاجرت" می کنند؟! آیا مهاجر ایتالیایی یا فرانسوی، وضعیت یکسانی با مهاجر افغانستانی در ایران دارد؟! داخلی ها و خارجی ها اساساً بر مبنای "حقوق شهروندی" رسمیت مییابند یا همه اینها معلولهایی هستند که ریشه در مناسبات کل "دهکده جهانی " دارند؟ البته وقتی از واژهی "مهمان" برای افغانستانیها استفاده میکنند، یعنی آنها با اختیار کامل برای خوشگذرانی به ایران آمده اند!
مشخص است که سیستم حاکم با اهرم قرار دادن افغانستانیها به مثابه گروگان و ابزار گروکشی در برابر فشارهای بین المللی خود استفاده می کند. این را هم تهدیدی برای اروپا در نظر می گیرد که اگر این «دیگری ها» اخراج شوند، به خاک شما پناه می برند. این همسویی با جریانات دست راستی افراطی اروپایی است که مهاجران را عامل بدبختی و مشکلات اقتصادی جامعه ی خود می دانند.
تمامی نیروهایی که از مسئله مهاجرینِ افغان به عنوانِ "دیگری بیگانه" صحبت می کنند، قصد دارند تا این هویتهای کاذب را میان انسان ها تقویت و جدایی کارگران را تضمین کنند. ما باید در راستای تحکیم اتحاد طبقاتی کارگران، با ناسیونالیسم و هرگونه هویت ملی و قومی مبارزه کنیم و از صف واحد کارگران سراسر جهان در مبارزه علیه استثمار دفاع کنیم.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxXm0IenqzR/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1r9wzu23g0tu4
حاکمیت با آگاهی به این مسئله که جامعه طبقاتی است، به هدف آدرس غلط دادن، از ادبیاتی استفاده می کند تا زیربنای طبقاتی را سانسور کند. هویت ملی هم یک ابزار در راستای تحمیق جامعه به آن شکل است. استثمارگران با تئوریزه کردن هویت ملی و کشیدن حصارهای ملی بین انسانها، نهایتاً میان طبقه کارگر تفرقه بوجود می آورند. ناسیونالیسم ایرانی مجبور می شود برای تقویت هویت ایرانی(چه بسی ایرانی-اسلامی)، برتری «ملت» خود را در نسبت با ملتهای دیگر در هر بعدی را فرموله و «تاریخ سازی» کند. آنها میگویند که اعمال تحریم از سوی آمریکا، به آحاد ملت ایران ضربه می زند. گویا طبقه سرمایهدار و طبقه کارگر منافع مشترکی دارند و اساساً قرار است برای حفظ هویت ملی خودشان در کنار هم با شیطان بزرگ مبارزه کنند. حال آن که همه جناح های بورژوازی ایران از تحریم های وضع شده متضرر نمیشوند، اما تمامی کارگران و فرودستان همین زندگی نیم بندشان را نیز در اثر تحریم ها و فشارهای ناشی از آن از دست رفته میبینند.
روز چهارشنبه، عباس عراقچی (معاون سیاسی وزارت خارجه ایران) اعلام کرد که اگر فروش نفت به صفر برسد، حکومت ایران افغانستانی های مقیم ایران را بیرون می کنند.
«ملت» احضار می شود! گویا افغانستانیها مهاجرانی از یک کشور بدوی هستند که به لطف نظام سرمایهداری در ایران، از امکانات دولتی هم بهرهمند می شوند و البته برای اینکه مشکلات حاصل از تحریمها حل شود، این "برادران و خواهران" باید تشریفشان را ببرند! آنها نهایتاً "مهمان" هستند و جایی که "منافع ملی" به خطر می افتد، دیگر نباید بار اضافی روی دوش "مردم" بگذارند. با تحریک "ملت ایران" علیه افغانستانیها، عامل بدبختی را آن دیگری خارجی مطرح می کنند و مشابه آلمان نازی و نژادپرستهای اروپایی، آمارهای گمراه کنندهای را در رابطه با اشغال فرصتهای شغلی "جوانان ایرانی" مطرح میکنند و در ادامه می گویند که هزینههای درمانی و آموزشی برای افغانستانیها، چه باری روی دوش دولت (مردم!) می گذارد. با این نفرت پراکنیها، احساسات ضد افغانستانی را تقویت و عامل بحرانها، مشکلات رفاهی و ناکار آمدی سیستم خود را روی دوش آن دیگری بیگانه می اندازند. آیا مشخص نیست؟ این ظرفهای گله گشاد فراطبقاتی، همه اسم رمز هایی هستند تا تضاد منافع موجود در گروهها و جنبش های اجتماعی نادیده گرفته شود.
دولت با نا امن کردن صدچندان فضا برای پناهجویان افغانستانی در ایران، شرایطی مهیا میکند تا نرخ استثمار را بالاتر ببرد؛ نیروی کار ارزانی که هیچگونه حقوق اولیه هم ندارد. ناشهروندانی که از حق داشتن هرگونه حقوق انسانی و شهروندی مثل شناسنامه، بیمه ، حق آموزش و... محروم شده اند. افزون بر این حاکمیت، از مدتها پیش سکونت افغانستانیها را در بسیاری از استانهای ایران ممنوع نموده است و در صورت شناسایی به سرعت آنان را رد مرز میکنند.
آیا کسی از خود میپرسد که چرا افغانستانی ها "مهاجرت" می کنند؟! آیا مهاجر ایتالیایی یا فرانسوی، وضعیت یکسانی با مهاجر افغانستانی در ایران دارد؟! داخلی ها و خارجی ها اساساً بر مبنای "حقوق شهروندی" رسمیت مییابند یا همه اینها معلولهایی هستند که ریشه در مناسبات کل "دهکده جهانی " دارند؟ البته وقتی از واژهی "مهمان" برای افغانستانیها استفاده میکنند، یعنی آنها با اختیار کامل برای خوشگذرانی به ایران آمده اند!
مشخص است که سیستم حاکم با اهرم قرار دادن افغانستانیها به مثابه گروگان و ابزار گروکشی در برابر فشارهای بین المللی خود استفاده می کند. این را هم تهدیدی برای اروپا در نظر می گیرد که اگر این «دیگری ها» اخراج شوند، به خاک شما پناه می برند. این همسویی با جریانات دست راستی افراطی اروپایی است که مهاجران را عامل بدبختی و مشکلات اقتصادی جامعه ی خود می دانند.
تمامی نیروهایی که از مسئله مهاجرینِ افغان به عنوانِ "دیگری بیگانه" صحبت می کنند، قصد دارند تا این هویتهای کاذب را میان انسان ها تقویت و جدایی کارگران را تضمین کنند. ما باید در راستای تحکیم اتحاد طبقاتی کارگران، با ناسیونالیسم و هرگونه هویت ملی و قومی مبارزه کنیم و از صف واحد کارگران سراسر جهان در مبارزه علیه استثمار دفاع کنیم.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxXm0IenqzR/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1r9wzu23g0tu4
Instagram
Decreation
به خانه بازگردید! حاکمیت با آگاهی به این مسئله که جامعه طبقاتی است، به هدف آدرس غلط دادن، از ادبیاتی استفاده می کند تا زیربنای طبقاتی را سانسور کند. هویت ملی هم یک ابزار در راستای تحمیق جامعه به آن شکل است. استثمارگران با تئوریزه کردن هویت ملی و کشیدن حصارهای…
طی آخرین تماس تلفنی #ندا_ناجی و #عاطفه_رنگریز به خانواده های خود ، اطلاع دادند که اتهامشان "اقدام علیه امنیت ملی" است.
گفتنیست که قرار بازداشت یک ماهه برای هر دو صادر شده و روز گذشته نیز نیروهای امنیتی با یورش به منزل شخصی ندا ناجی اقدام به تفتیش و جمع آوری وسایل منزل وی کردند.
@Decreation2
گفتنیست که قرار بازداشت یک ماهه برای هر دو صادر شده و روز گذشته نیز نیروهای امنیتی با یورش به منزل شخصی ندا ناجی اقدام به تفتیش و جمع آوری وسایل منزل وی کردند.
@Decreation2
پادکست زباله - ارباب خلقها
بنظرِ شما کدام خلق بهتر است؟
کوردستان یا تورکستان یا تورکمنستان.
به نظر هاگرباس فیلسوف بزرگِ یونانیِ کورد تبار، کوردها به دلیلِ اسب سواری جایگاه ویژهای در تاریخ داشته و اولین تمدنِ دموکراتِ تاریخ بشر را رقم زدند، زیرا که یونانیهای اصیل همان کوردها بودهاند.
حال میرویم به سراغِ مسئلهی تورکمنستان و تورکستان. در علمِ فیلولوژی یا همان واژه شناسی، این دو واژه مشابه هم هستند با این تفاوت که یک "من" فرق دارند. تورکمنستان، «من» دارد، پس فردیتگرا است .نتیجتاً ستم کمتر دیده و بیشتر کرده. پس از اینجا میشود نتیجه گرفت که هر قومی بیشتر ستم ببیند با رجوع به تئوری واضح و قطعی تبعیض مثبت، جایگاهِ اتنیکیِ والاتری دارد و آن قوم رسمیتِ بیشتری دارد. بگذارید این مسئله را در یک مثالِ عینی-زمینی برایتان بازگو کنم. پدربزرگِ پیری را میشناختم که تا مدتِ مدیدی ریش و سبیلش که در قومِ وی نشانِ مردانگیاَش بود خوب در نمیآمد. سبیل شاید برای مرکز نشینانِ بیهویت چیزِ مهمی نباشد. اما به هر حال همه میدانیم، که صد البته کاملاً باید به عقاید هر قومی احترام گذاشت و تا ابد در کمونهای اتنیکی آنها را برپا داشت. هر قومیتی عقایدِ خودش را دارد، و ما باید در آن جغرافیا به آنها احترام بگذاریم. پس چه؟ بگذاریم امپریالیسم و مرکز نشینهای نوکرِ امپریالیسم، نوکریِ امپریالیسم را کنند؟ نَخیر. امپریالیسم هیچ غلطی نمیتواند بکند. شما اصلا کمی با خودتان حساب کتاب بکنید. مگر اصلاً ایران سرمایهداری است؟ مگر اصلا میشود حرفهای تعدادی فیلسوفِ غربیِ بی هویتِ بیقومیت را واردِ سیستان و بلوچستان که کیلومترها با آلمان فاصله دارد اصلاً وارد دانست؟ نخیر! جنگ با شیطانِ بزرگ امپریالیسم است که میخواهد اقوام را برچیند و شلوارهای راحت و جادار را از پای ما در بیاورد. تنِ ما شلوارِ ناراحتی مثلِ جین با فاقهای کوتاه بکند. اصلاً شما قضاوت کنید آیا آب و هوای اکو-اتنیکیِ سرزمینِ عزیزِ چهارفصلمان همانی است که در فرانسه است؟ خیر.
به مثالمان درچند پاراگراف قبل باز میگردیم. همان پدر بزرگِ پیری که سالیانِ دراز و با شلوار چندکارهی خود که چندین و چند بار جانِ مسافرانِ اولین قطاری که امپریالیسم واردِ سرزمینمان کرد را به لطفِ ذاتِ غریزی فداکار و پارچه نخی شلوارش نجات داد. اینجاست که شلوارِ ملیِ ما کارآمد بودنِ خودش را در زمینهی اشتعال و همچنین اشتغالِ خانگی برای افزایشِ حقوقِ زن از خانه به کارخانه ثابت کرد؛ او شلوارش را مقابلِ قطار آتش زد و از اصابت قطار به اسبِ کورچَمنی که ذاتاً خود به خود اصیلترین اسب و نجیبترین و رادیکال ترین اسبِ تاریخِ بشر است جلوگیری کرد تا قطار چپ نکند.
چه بسی اسبی که بخاطرِ جابجایی ذغال سنگِ امپریالیستی ستم دیده بود، دلسوزیاش گرفت و خودش با نجابتِ تمام کنارهگیری کرد و همهی مسافران زنده ماندند. اما دیگر آن دوران تمام شده. ما باید روشِ کینتوزی به هر آنکس که قومِ ما نیست را پیش بگیریم و با اقوام دیگر کینتوزی و دعوا کنیم و اینگونه راهِ پدرانِ غیور با سبیلهای پرپشت و موهای خوش فرم و لپهای گل انداخته و دستهای پینه بستهی زحمت کِش و قدِ رعنا و رشید با صدای ذاتاً آوازخوان و ذاتاً پایکوب را پیش بگیریم.
تا فرزندانمان عینِ آنها خوش سبیل شوند.
اما اجازه بدهید به مثالمان بازگردیم. پدربزرگِ پیری چند وقتی بود که سبیلش خوب در نمیآمد و خب دلیلش هم ساده بود. مرکز نشینان، شلوارِ او و نوادگانش را از پایشان با تهاجمِ فرهنگیِ امپریالی در آورده بودند و شلوار جین کرده بودند. حال آنکه آن جنس نخِ خاص و جایی که بیضهها در آن قرار گرفته بودند نسبت به جغرافیا و تاریخ در دی ان ایِشان به شکلِ غریزی شده بوده و ایشان را اخته کردهاند. آری دوستان و هم خلقیان. مبارزهی ما با همچنین شیطانِ امپریالیستی است. هر قوم برای خودش در جایگاهِ خودش باید خودش را سفت بچسبد و هویتِ برچسب خورده که در آن هیچ انتخابی نداشته را اشتراکاً دودستی پیش بگیرند و آن را جاودان کنند. اگر هیچ خلقی هم ندارید، خب بروید پیدا کنید! به هر حال به ما ربطی ندارد. ما حواسمان باید جمعِ خلقِ خودمان باشد، اگر هر خلق حواسش به خودش باشد دیگر همهی خلقها حواسشان به خودشان است و همین طور نمیگذاریم زنان و مردانِ ما را از خونِ پاکِ خلقیِشان دور کنید. به قول معروف کبوتر با کبوتر، کورد با کورد. ما حواسمان به خودمان در محلِ اصیلِ خودمان هست زیرا که میخواهیم به تنهایی در آنجا کمونِ شورایی مردمی با محوریتِ ستم دیدگی و ندیدگی برپا کنیم.
خلقهای جهان هر کس یک گوشه کمون تشکیل بدهید.
قومیتتان جاودان
#پادکست_زباله
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxkmAQCBQD6/?igshid=1c9lgreuw0nny
بنظرِ شما کدام خلق بهتر است؟
کوردستان یا تورکستان یا تورکمنستان.
به نظر هاگرباس فیلسوف بزرگِ یونانیِ کورد تبار، کوردها به دلیلِ اسب سواری جایگاه ویژهای در تاریخ داشته و اولین تمدنِ دموکراتِ تاریخ بشر را رقم زدند، زیرا که یونانیهای اصیل همان کوردها بودهاند.
حال میرویم به سراغِ مسئلهی تورکمنستان و تورکستان. در علمِ فیلولوژی یا همان واژه شناسی، این دو واژه مشابه هم هستند با این تفاوت که یک "من" فرق دارند. تورکمنستان، «من» دارد، پس فردیتگرا است .نتیجتاً ستم کمتر دیده و بیشتر کرده. پس از اینجا میشود نتیجه گرفت که هر قومی بیشتر ستم ببیند با رجوع به تئوری واضح و قطعی تبعیض مثبت، جایگاهِ اتنیکیِ والاتری دارد و آن قوم رسمیتِ بیشتری دارد. بگذارید این مسئله را در یک مثالِ عینی-زمینی برایتان بازگو کنم. پدربزرگِ پیری را میشناختم که تا مدتِ مدیدی ریش و سبیلش که در قومِ وی نشانِ مردانگیاَش بود خوب در نمیآمد. سبیل شاید برای مرکز نشینانِ بیهویت چیزِ مهمی نباشد. اما به هر حال همه میدانیم، که صد البته کاملاً باید به عقاید هر قومی احترام گذاشت و تا ابد در کمونهای اتنیکی آنها را برپا داشت. هر قومیتی عقایدِ خودش را دارد، و ما باید در آن جغرافیا به آنها احترام بگذاریم. پس چه؟ بگذاریم امپریالیسم و مرکز نشینهای نوکرِ امپریالیسم، نوکریِ امپریالیسم را کنند؟ نَخیر. امپریالیسم هیچ غلطی نمیتواند بکند. شما اصلا کمی با خودتان حساب کتاب بکنید. مگر اصلاً ایران سرمایهداری است؟ مگر اصلا میشود حرفهای تعدادی فیلسوفِ غربیِ بی هویتِ بیقومیت را واردِ سیستان و بلوچستان که کیلومترها با آلمان فاصله دارد اصلاً وارد دانست؟ نخیر! جنگ با شیطانِ بزرگ امپریالیسم است که میخواهد اقوام را برچیند و شلوارهای راحت و جادار را از پای ما در بیاورد. تنِ ما شلوارِ ناراحتی مثلِ جین با فاقهای کوتاه بکند. اصلاً شما قضاوت کنید آیا آب و هوای اکو-اتنیکیِ سرزمینِ عزیزِ چهارفصلمان همانی است که در فرانسه است؟ خیر.
به مثالمان درچند پاراگراف قبل باز میگردیم. همان پدر بزرگِ پیری که سالیانِ دراز و با شلوار چندکارهی خود که چندین و چند بار جانِ مسافرانِ اولین قطاری که امپریالیسم واردِ سرزمینمان کرد را به لطفِ ذاتِ غریزی فداکار و پارچه نخی شلوارش نجات داد. اینجاست که شلوارِ ملیِ ما کارآمد بودنِ خودش را در زمینهی اشتعال و همچنین اشتغالِ خانگی برای افزایشِ حقوقِ زن از خانه به کارخانه ثابت کرد؛ او شلوارش را مقابلِ قطار آتش زد و از اصابت قطار به اسبِ کورچَمنی که ذاتاً خود به خود اصیلترین اسب و نجیبترین و رادیکال ترین اسبِ تاریخِ بشر است جلوگیری کرد تا قطار چپ نکند.
چه بسی اسبی که بخاطرِ جابجایی ذغال سنگِ امپریالیستی ستم دیده بود، دلسوزیاش گرفت و خودش با نجابتِ تمام کنارهگیری کرد و همهی مسافران زنده ماندند. اما دیگر آن دوران تمام شده. ما باید روشِ کینتوزی به هر آنکس که قومِ ما نیست را پیش بگیریم و با اقوام دیگر کینتوزی و دعوا کنیم و اینگونه راهِ پدرانِ غیور با سبیلهای پرپشت و موهای خوش فرم و لپهای گل انداخته و دستهای پینه بستهی زحمت کِش و قدِ رعنا و رشید با صدای ذاتاً آوازخوان و ذاتاً پایکوب را پیش بگیریم.
تا فرزندانمان عینِ آنها خوش سبیل شوند.
اما اجازه بدهید به مثالمان بازگردیم. پدربزرگِ پیری چند وقتی بود که سبیلش خوب در نمیآمد و خب دلیلش هم ساده بود. مرکز نشینان، شلوارِ او و نوادگانش را از پایشان با تهاجمِ فرهنگیِ امپریالی در آورده بودند و شلوار جین کرده بودند. حال آنکه آن جنس نخِ خاص و جایی که بیضهها در آن قرار گرفته بودند نسبت به جغرافیا و تاریخ در دی ان ایِشان به شکلِ غریزی شده بوده و ایشان را اخته کردهاند. آری دوستان و هم خلقیان. مبارزهی ما با همچنین شیطانِ امپریالیستی است. هر قوم برای خودش در جایگاهِ خودش باید خودش را سفت بچسبد و هویتِ برچسب خورده که در آن هیچ انتخابی نداشته را اشتراکاً دودستی پیش بگیرند و آن را جاودان کنند. اگر هیچ خلقی هم ندارید، خب بروید پیدا کنید! به هر حال به ما ربطی ندارد. ما حواسمان باید جمعِ خلقِ خودمان باشد، اگر هر خلق حواسش به خودش باشد دیگر همهی خلقها حواسشان به خودشان است و همین طور نمیگذاریم زنان و مردانِ ما را از خونِ پاکِ خلقیِشان دور کنید. به قول معروف کبوتر با کبوتر، کورد با کورد. ما حواسمان به خودمان در محلِ اصیلِ خودمان هست زیرا که میخواهیم به تنهایی در آنجا کمونِ شورایی مردمی با محوریتِ ستم دیدگی و ندیدگی برپا کنیم.
خلقهای جهان هر کس یک گوشه کمون تشکیل بدهید.
قومیتتان جاودان
#پادکست_زباله
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxkmAQCBQD6/?igshid=1c9lgreuw0nny
Instagram
Decreation
#پادکست_زباله را از کانال تلگرام دیکریشن میتوانید دانلود کنید. پادکست زباله - ارباب خلقها بنظرِ شما کدام #خلق بهتر است؟ #کوردستان یا تورکستان یا تورکمنستان. به نظر هاگرباس فیلسوف بزرگِ یونانیِ کورد تبار، کوردها به دلیلِ اسب سواری جایگاه ویژهای در تاریخ…
Decreation
پادکست زباله - ارباب خلقها بنظرِ شما کدام خلق بهتر است؟ کوردستان یا تورکستان یا تورکمنستان. به نظر هاگرباس فیلسوف بزرگِ یونانیِ کورد تبار، کوردها به دلیلِ اسب سواری جایگاه ویژهای در تاریخ داشته و اولین تمدنِ دموکراتِ تاریخ بشر را رقم زدند، زیرا که یونانیهای…
پادکست زباله-1.mp3
35.8 MB
پادکست زباله - ارباب خلقها
@Decreation2
@Decreation2
#سپیده_قلیان در ۲۷ آبانماه سال ۹۷، یعنی در چهاردهمین روز از اعتصاب کارگران نیشکر #هفتتپه همراه با #اسماعیل_بخشی و #مسلم_آرمند در اتوبوس کارگران هفتتپه بازداشت شدند. اسماعیل و مسلم به ماموران گفتند که هرجا خواهرمان برود، ما هم میآییم.
سپیده برای حمایت از اعتصاب هفتتپه در کنار یکی از مهمترین اعتراضات کارگران ایستاد و تماشاگر مبارزه طبقاتی در هفتتپه نشد.
او یک ماه بعد همراه با ۴ کارگر هفتتپه، در ۲۷ آذرماه با قرار کفالت ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. از همان روزها عدهای به او برچسبهایی میزدند که تکمیل لجنپراکنیهای امنیتیکاران در گذشته بود. اینکه یک زن ۲۳ ساله باعث شد کارگران زیر ضرب امنیتی بروند! یا رنگمو و رنگ لباس سپیده نشان از بیربطی وی به طبقهکارگر است. یا حتی سپیده همهی اینکارها را کرد تا معروف بشود! البته که تمامی لجنپراکنیها تا به امروز ادامه دارد و تاثیر خودش را هم در خبرگزاریهای امنیتی و سنگینتر شدن پروندهی او گذاشت. اما صف همراهان دستگاه سرکوب که با ژست آزادیخواهی در فضا پرسه میزنند، مشخصتر از قبل شده است. اما تا اینجا هنوز خفه کردن صدای سپیده تمام نشده و به موفقیتی هم نرسیده است.
ساعت ۷ صبح روز ۳۰ دیماه، ۱۴ مامور امنیتی با خشونت هرچه تمامتر سپیده قلیان را همراه با برادرش (مهدی قلیان) بازداشت کردند. بازداشت مجدد سپیده زمانی صورت گرفت که صداوسیما، شب ۲۹ دی ماه در نامستندی با عنوان “طراحی سوخته” اعترافات اجباری و غیرانسانی از اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و #علی_نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه که در جریان بازداشت و بازجویی پیشین آنها ضبط شده بود را نمایش داد. چارت تشکیلاتی و انگهای امنیتی بیپایه، فقط و فقط برای سرکوب مضاعف و بدنام کردن متحدین حقیقی طبقهکارگر ساخته شد. سپس فایل صوتی گفتگوی سپیده با یکی از ماموران وزارت اطلاعات (صادقیان) منتشر شد، که در آن به روشنی تهدیدها و سناریوسازی وزارت اطلاعات عیانتر میشود.
همچنین ویدیویی از سپیده در روز اول بهمنماه منتشر شد که مجدداً به مساله شکنجه فیزیکی و روانی، تهدید و اتهامات بیپایه از سوی نیروهای امنیتی و اعترافات اجباری در دوران بازداشتش پرداخت و درخواست این را داشت که جلسه دادگاه او به صورت علنی و با حضور آزاد رسانهها برگزار شود.
۱۳ اسفندماه مادر سپیده با همراهی جمعی از اعضای خانوادهی او، در مقابل دادستانی شوش تجمع کردند و خواستار آزادی وی شدند.
آن روزها حال روحی و جسمی سپیده مساعد نبود و دستگاه امنیتی از انتقال وی به مراکز درمانی امتناع کردهبود.
با آغاز سال جدید، بار دیگر خانواده سپیده قلیان در مقابل دادسرای شهر شوش دست به تحصن زدند و خواستار آزادی وی شدند.
۸ اردیبهشت سپیده همراه با اسماعیل بخشی و امیر امیرقلی از زندان اهواز به زندان اوین منتقل شد تا بدون حضور وکیل، در جلسه دادرسی در شعبه ۷ بازپرسی دادگاه شرکت کند.
امروز که این متن منتشر میشود، بیش از ۴ ماه است که سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، امیرحسین محمدیفرد، ساناز الهیاری و امیرامیرقلی در زندان به سر میبرند. اما اسدبیگیها و اختلاسگران زیر سایه نظام، حق به جانبتر از قبل مشغول استثمار کارگرانی هستند که برای دستمزد زیر خط فقر خود هم اجازهی اعتراض ندارند! جز شورای اسلامی هم هیچگونه تشکل مستقلی حق ابراز وجود علنی ندارد. جز رسانههای حکومتی هم هیچ رسانهی مستقلی حق دفاع از کارگر را ندارد.
چه چیز ترسناکتر از این که جامعه از پیشروترین رگهی طبقهکارگر حمایت کند و نمایندگان و آژیتاتورهای کارگری را در قامت رهبران جامعه به رسمیت بشناسد؟ پس برای بار چندم این پرسش را طرح کنیم که به راستی دولتِ استثمارگران، حافظ امنیت کدام طبقهی اجتماعی است؟ واضح است.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/Bxo5EHdhOEH/?igshid=1mblze3pk3zod
سپیده برای حمایت از اعتصاب هفتتپه در کنار یکی از مهمترین اعتراضات کارگران ایستاد و تماشاگر مبارزه طبقاتی در هفتتپه نشد.
او یک ماه بعد همراه با ۴ کارگر هفتتپه، در ۲۷ آذرماه با قرار کفالت ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. از همان روزها عدهای به او برچسبهایی میزدند که تکمیل لجنپراکنیهای امنیتیکاران در گذشته بود. اینکه یک زن ۲۳ ساله باعث شد کارگران زیر ضرب امنیتی بروند! یا رنگمو و رنگ لباس سپیده نشان از بیربطی وی به طبقهکارگر است. یا حتی سپیده همهی اینکارها را کرد تا معروف بشود! البته که تمامی لجنپراکنیها تا به امروز ادامه دارد و تاثیر خودش را هم در خبرگزاریهای امنیتی و سنگینتر شدن پروندهی او گذاشت. اما صف همراهان دستگاه سرکوب که با ژست آزادیخواهی در فضا پرسه میزنند، مشخصتر از قبل شده است. اما تا اینجا هنوز خفه کردن صدای سپیده تمام نشده و به موفقیتی هم نرسیده است.
ساعت ۷ صبح روز ۳۰ دیماه، ۱۴ مامور امنیتی با خشونت هرچه تمامتر سپیده قلیان را همراه با برادرش (مهدی قلیان) بازداشت کردند. بازداشت مجدد سپیده زمانی صورت گرفت که صداوسیما، شب ۲۹ دی ماه در نامستندی با عنوان “طراحی سوخته” اعترافات اجباری و غیرانسانی از اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و #علی_نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه که در جریان بازداشت و بازجویی پیشین آنها ضبط شده بود را نمایش داد. چارت تشکیلاتی و انگهای امنیتی بیپایه، فقط و فقط برای سرکوب مضاعف و بدنام کردن متحدین حقیقی طبقهکارگر ساخته شد. سپس فایل صوتی گفتگوی سپیده با یکی از ماموران وزارت اطلاعات (صادقیان) منتشر شد، که در آن به روشنی تهدیدها و سناریوسازی وزارت اطلاعات عیانتر میشود.
همچنین ویدیویی از سپیده در روز اول بهمنماه منتشر شد که مجدداً به مساله شکنجه فیزیکی و روانی، تهدید و اتهامات بیپایه از سوی نیروهای امنیتی و اعترافات اجباری در دوران بازداشتش پرداخت و درخواست این را داشت که جلسه دادگاه او به صورت علنی و با حضور آزاد رسانهها برگزار شود.
۱۳ اسفندماه مادر سپیده با همراهی جمعی از اعضای خانوادهی او، در مقابل دادستانی شوش تجمع کردند و خواستار آزادی وی شدند.
آن روزها حال روحی و جسمی سپیده مساعد نبود و دستگاه امنیتی از انتقال وی به مراکز درمانی امتناع کردهبود.
با آغاز سال جدید، بار دیگر خانواده سپیده قلیان در مقابل دادسرای شهر شوش دست به تحصن زدند و خواستار آزادی وی شدند.
۸ اردیبهشت سپیده همراه با اسماعیل بخشی و امیر امیرقلی از زندان اهواز به زندان اوین منتقل شد تا بدون حضور وکیل، در جلسه دادرسی در شعبه ۷ بازپرسی دادگاه شرکت کند.
امروز که این متن منتشر میشود، بیش از ۴ ماه است که سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، امیرحسین محمدیفرد، ساناز الهیاری و امیرامیرقلی در زندان به سر میبرند. اما اسدبیگیها و اختلاسگران زیر سایه نظام، حق به جانبتر از قبل مشغول استثمار کارگرانی هستند که برای دستمزد زیر خط فقر خود هم اجازهی اعتراض ندارند! جز شورای اسلامی هم هیچگونه تشکل مستقلی حق ابراز وجود علنی ندارد. جز رسانههای حکومتی هم هیچ رسانهی مستقلی حق دفاع از کارگر را ندارد.
چه چیز ترسناکتر از این که جامعه از پیشروترین رگهی طبقهکارگر حمایت کند و نمایندگان و آژیتاتورهای کارگری را در قامت رهبران جامعه به رسمیت بشناسد؟ پس برای بار چندم این پرسش را طرح کنیم که به راستی دولتِ استثمارگران، حافظ امنیت کدام طبقهی اجتماعی است؟ واضح است.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/Bxo5EHdhOEH/?igshid=1mblze3pk3zod
Instagram
Decreation
#سپیده_قلیان در ۲۷ آبانماه سال ۹۷، یعنی در چهاردهمین روز از اعتصاب کارگران نیشکر #هفتتپه همراه با #اسماعیل_بخشی و #مسلم_آرمند در اتوبوس کارگران هفتتپه بازداشت شدند. اسماعیل و مسلم به ماموران گفتند که هرجا خواهرمان برود، ما هم میآییم. سپیده برای حمایت…
نخستین شماره نشریه اینترنتی گام به سردبیری امیرحسین محمدیفرد حدود ۲سال و نیم پیش از طریق کانال تلگرامی نشریه منتشر شد. این نشریه، که ۱۸شماره از آن منتشر شد، میکوشید تا نسبت به مسائل روزی که جامعه و طبقه کارگر با آنها مواجه بودند، با دیدگاه و موضعی رادیکال برخورد کند. برای مثال در شماره نخست خود به مسائلی ازقبیل نقد چپ پوپولیست، قومگرایی، برجام و استثمار زنان کارگر پرداخت. یا در شماره۴ به تجربه انقلاب اکتبر پرداخت و بر تاثیرات و دستآوردهایش تاکید کرده و ارتباط آن را با شرایط امروزی نشان داد. این نشریه در اولین سالگرد انتشار خود، هدفش را تولید ادبیات رادیکال و موضعگیری در برابر مسائل مربوط به زیست طبقه کارگر میداند. این نشریه نسبت به اتفاقات روز از جمله، حمله به تجمعات اعتراضی و کارگری نیز سکوت نکرده و مواضع صریح خود را در حمایت از این جنبشها اعلام میداشت و خواهان آزادی بازداشتشدگان تجمعات اعتراضی کارگران بود. پس از شروع جنبش سراسریِ اعتراضی در دیماه ۹۶، هیئت تحریریه نشریه گام با انتشار متنها و اعلامیههایی حمایت صریح خود را از اعتراضات و بازداشتشدگان اعلام نمود و این اعتراضات را مصداق یک "نه" ایجابی به دولت و سیستم استثمار دانست. این حمایتها فقط به دی ۹۶ محدود نماند و با آغاز اعتصابات گستردهِ کارگران فولاد اهواز و هفتتپه خوزستان، نشریه تمام اخبار و فیلمهای مربوط به این اعتصابات را در کانال خود منتشر کرد و سعی کرد تا در حد توان خود صدای اعتراضات کارگران باشد.
حال بیش از ۴ماه است که #امیرحسین_محمدی_فرد، سردبیر نشریه گام و دو تن از نویسندگان آن، #ساناز_الهیاری و #امیر_امیرقلی به سبب حمایت از کارگران فولاد اهواز و هفتتپه در زندان اوین بهسر میبرند و در این مدت از بدیهیترین حقوق خود نیز محروم شدهاند. #عسل_محمدی از دیگر نویسندگان این نشریه هم با قرار وثیقه ۴۰۰ میلیونتومانی در ۱۵ دیماه سال گذشته موقتاً آزاد شد. در شرایطی که کارگران هیچ رسانه مستقلی برای خود ندارند و مطبوعات رنگارنگ موجود در ایران، اعم از اصلاحطلب و اصولگرا، جز حرام کردنِ کاغذ کارکرد دیگری ندارند، وجود رسانهها و نشریاتی مثل نشریه گام برای جنبش چپ رادیکال امری ضروری است. حال که حکومت دستاندرکارانِ این نشریه را به جرم حمایت از مطالباتِ برحقِ دانشجویان و معلمان و کارگران و فرودستان بازداشت نموده، وظیفه ما این است که با تمام توان از آنها دفاع کرده و خواستار آزادی بیقیدوشرطشان شویم.
#نشریه_گام
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/Bxxdk2Phcti/?igshid=8brl5yzvptlj
حال بیش از ۴ماه است که #امیرحسین_محمدی_فرد، سردبیر نشریه گام و دو تن از نویسندگان آن، #ساناز_الهیاری و #امیر_امیرقلی به سبب حمایت از کارگران فولاد اهواز و هفتتپه در زندان اوین بهسر میبرند و در این مدت از بدیهیترین حقوق خود نیز محروم شدهاند. #عسل_محمدی از دیگر نویسندگان این نشریه هم با قرار وثیقه ۴۰۰ میلیونتومانی در ۱۵ دیماه سال گذشته موقتاً آزاد شد. در شرایطی که کارگران هیچ رسانه مستقلی برای خود ندارند و مطبوعات رنگارنگ موجود در ایران، اعم از اصلاحطلب و اصولگرا، جز حرام کردنِ کاغذ کارکرد دیگری ندارند، وجود رسانهها و نشریاتی مثل نشریه گام برای جنبش چپ رادیکال امری ضروری است. حال که حکومت دستاندرکارانِ این نشریه را به جرم حمایت از مطالباتِ برحقِ دانشجویان و معلمان و کارگران و فرودستان بازداشت نموده، وظیفه ما این است که با تمام توان از آنها دفاع کرده و خواستار آزادی بیقیدوشرطشان شویم.
#نشریه_گام
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/Bxxdk2Phcti/?igshid=8brl5yzvptlj
Instagram
Decreation
نخستین شماره نشریه اینترنتی گام به سردبیری امیرحسین محمدیفرد حدود ۲سال و نیم پیش از طریق کانال تلگرامی نشریه منتشر شد. این نشریه، که ۱۸شماره از آن منتشر شد، میکوشید تا نسبت به مسائل روزی که جامعه و طبقه کارگر با آنها مواجه بودند، با دیدگاه و موضعی رادیکال…
از بیستم آذرماه سال ۹۷، که با رضا شهابی، حسن سعیدی، امیرعباس آزرموند و کیوان مهتدی از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شدیم، تا به امروز موبایلهای ما همراه با دو لپتاپ، با وجود اینکه گفته بودند حداکثر تا دو هفته بعد میتوانیم وسایلمان را تحویل بگیریم، هنوز که هنوزه در زندان اوین نگهداری میشوند. لازم به ذکر است که همان روز آزادی هم مادرم سیم کارت گوشی مرا سوزاند.
هنگامی که در دیماه سال گذشته به مسافرت رفته بودم، دوبار از طرف اطلاعات با مادرم تماس گرفته شد تا رمز گوشی من را بگیرند، و طبیعتاً او از رمز گوشی اطلاعی نداشت!
پس از چندین بار پیگیری که هر دفعه با بهانههای مختلف مواجه شدیم، حدود یک هفتهی پیش برای موضوع دیگری به شمارهام تماس گرفتم و از آنجایی که میدانستم منطقاً باید خاموش باشد، یک دفعه بعد از اینکه بوق زد، کسی پشت تلفن بود و جواب داد، و من هم سریعاً گوشی را قطع، و شک کردم که شاید شماره را اشتباه گرفته باشم. اما بعد که مطمئن شدم شماره را درست گرفتم، سریعاً چند بار با چند خط دیگر به همان شماره تماس گرفتم و دیگر خط از دسترس خارج شده بود! ظاهراً "از ما بهتران" هم غافلگیر شدند!
شمارهی ۰۹۱۹۵۰۴۸۰۰۱ بعد از دستگیری، کاملاً از دسترس من خارج شده بود.
به اطلاع همه رفقا میرسانم که اگر هر اکانتی با این شماره به شما پیام داد، بدانید از طرف من نیست!
رهام یگانه
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/Bx2O8xth8rn/?igshid=21f28hf9d6c
هنگامی که در دیماه سال گذشته به مسافرت رفته بودم، دوبار از طرف اطلاعات با مادرم تماس گرفته شد تا رمز گوشی من را بگیرند، و طبیعتاً او از رمز گوشی اطلاعی نداشت!
پس از چندین بار پیگیری که هر دفعه با بهانههای مختلف مواجه شدیم، حدود یک هفتهی پیش برای موضوع دیگری به شمارهام تماس گرفتم و از آنجایی که میدانستم منطقاً باید خاموش باشد، یک دفعه بعد از اینکه بوق زد، کسی پشت تلفن بود و جواب داد، و من هم سریعاً گوشی را قطع، و شک کردم که شاید شماره را اشتباه گرفته باشم. اما بعد که مطمئن شدم شماره را درست گرفتم، سریعاً چند بار با چند خط دیگر به همان شماره تماس گرفتم و دیگر خط از دسترس خارج شده بود! ظاهراً "از ما بهتران" هم غافلگیر شدند!
شمارهی ۰۹۱۹۵۰۴۸۰۰۱ بعد از دستگیری، کاملاً از دسترس من خارج شده بود.
به اطلاع همه رفقا میرسانم که اگر هر اکانتی با این شماره به شما پیام داد، بدانید از طرف من نیست!
رهام یگانه
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/Bx2O8xth8rn/?igshid=21f28hf9d6c
Instagram
Decreation
از بیستم آذرماه سال ۹۷، که با رضا شهابی، حسن سعیدی، امیرعباس آزرموند و کیوان مهتدی از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شدیم، تا به امروز موبایلهای ما همراه با دو لپتاپ، با وجود اینکه گفته بودند حداکثر تا دو هفته بعد میتوانیم وسایلمان را تحویل بگیریم، هنوز که…
تداوم حاکمیت سرمایهداری نیازمند یاری گرفتن از برخی ایدهها و جنبشهاست.
ناسیونالیسم از شناختهشدهترین جنبشهای عصر ماست، که مثل سایر ایدئولوژیها و جنبشهای بورژوایی دنبال این است تا به جامعه بقبولاند که حقوق افراد برابر، شانسبرابر، و سطح مداخلهگری و منافع برابری وجود دارد که کلیتی به نام «مردم» را میسازد.
در بحث ناسیونالیسم، کلیتی به نام مردم از همه اقشار یا اقشار اصلی منهای یکی دو قشر خاص را همجهت و هم منفعت میدانند. مثلاً در جنبشهای ملی قرن بیستمی در جهان سوم به جز زمینداران بزرگ و بورژوازی وابسته (کمپرادور) همه اقشار دیگر انقلابی بودند.
بورژوازی به دلیل تولید صنعتی و توسعه مناسبات سرمایهداری، خرده بورژواها به دلیل جمعیت کثیر و به دلیل سهم ناچیزی که از سود میبردند همگی حول محور یک ارتش یا حزب انقلابی متحد میشدند تا دست «خارجی» را از کشور کوتاه کنند.
در چین مائو ارتش فاشیست ژاپن را به همراه ناسیونالیستهای دست راستی شکست داد و از کشور بیرون کرد. شاید به همین دلیل باشد که مائوئیسم چنین بر ایدئولوژی مسلط شد و ان را ابزار اصلی سیاست خود کرد. انقلاب چین، انقلابی علیه ارتش اشغالگر و فاشیست ژاپن بود که جامعه ای بزرگ - بیش از نود درصد روستایی - را به سوی دوران مدرن سوق داد که البته در جای دیگری میتوان دربارهاش بحث کرد.
@Decreation2
متن کامل👇👇
https://telegra.ph/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-05-26-2
ناسیونالیسم از شناختهشدهترین جنبشهای عصر ماست، که مثل سایر ایدئولوژیها و جنبشهای بورژوایی دنبال این است تا به جامعه بقبولاند که حقوق افراد برابر، شانسبرابر، و سطح مداخلهگری و منافع برابری وجود دارد که کلیتی به نام «مردم» را میسازد.
در بحث ناسیونالیسم، کلیتی به نام مردم از همه اقشار یا اقشار اصلی منهای یکی دو قشر خاص را همجهت و هم منفعت میدانند. مثلاً در جنبشهای ملی قرن بیستمی در جهان سوم به جز زمینداران بزرگ و بورژوازی وابسته (کمپرادور) همه اقشار دیگر انقلابی بودند.
بورژوازی به دلیل تولید صنعتی و توسعه مناسبات سرمایهداری، خرده بورژواها به دلیل جمعیت کثیر و به دلیل سهم ناچیزی که از سود میبردند همگی حول محور یک ارتش یا حزب انقلابی متحد میشدند تا دست «خارجی» را از کشور کوتاه کنند.
در چین مائو ارتش فاشیست ژاپن را به همراه ناسیونالیستهای دست راستی شکست داد و از کشور بیرون کرد. شاید به همین دلیل باشد که مائوئیسم چنین بر ایدئولوژی مسلط شد و ان را ابزار اصلی سیاست خود کرد. انقلاب چین، انقلابی علیه ارتش اشغالگر و فاشیست ژاپن بود که جامعه ای بزرگ - بیش از نود درصد روستایی - را به سوی دوران مدرن سوق داد که البته در جای دیگری میتوان دربارهاش بحث کرد.
@Decreation2
متن کامل👇👇
https://telegra.ph/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85-05-26-2
Telegraph
ضرورت نقد ناسیونالیسم
تداوم حاکمیت سرمایهداری نیازمند یاری گرفتن از برخی ایدهها و جنبشهاست. ناسیونالیسم از شناختهشدهترین جنبشهای عصر ماست، که مثل سایر ایدئولوژیها و جنبشهای بورژوایی دنبال این است تا به جامعه بقبولاند که حقوق افراد برابر، شانسبرابر، و سطح مداخلهگری و…
زمینه پاکسازیهای قومی در جزیره قبرس از اوایل نیمه قرن بیستم آغاز شد.
دمیدن در شیپور #هویت_قومی در قبرس به درگیری ترکها و یونانیها منتهی شد. این درگیریها تا بدان حد ادامه یافت که قانون اساسی #قبرس در برابرش کوتاه آمد و سرانجام پذیرفت که #قومیت و هویت قومی افراد را مبنای تمامی سیاستگذاریهای خود قرار دهد. کشور به ۲ منطقه یونانینشین و ترکنشین تقسیم شد.
اینگونه سیاستورزیها به روشنی واپسگرایانه به شمار میآیند؛ بدین جهت که با برجسته سازی هویت قومی منجر به ایجاد شکافهای کاذب اجتماعی میگردد و در میان صفوف مبارزاتی #طبقه_کارگر به عامل جدایی و تفرقه تبدیل میشود، امری که کاملا در خدمت منافع #بورژوازی و طبقه حاکمه است.
آیا "ارومیه" پتانسیل تبدیل شدن به چنین کشتارگاهی را ندارد؟!
آیا قومپرستها با دمیدن زیر آتش هویتهای قومی و فرقهای چیزی جز این میخواهند؟!
#پاکسازی_قومی
@Decreation2
دمیدن در شیپور #هویت_قومی در قبرس به درگیری ترکها و یونانیها منتهی شد. این درگیریها تا بدان حد ادامه یافت که قانون اساسی #قبرس در برابرش کوتاه آمد و سرانجام پذیرفت که #قومیت و هویت قومی افراد را مبنای تمامی سیاستگذاریهای خود قرار دهد. کشور به ۲ منطقه یونانینشین و ترکنشین تقسیم شد.
اینگونه سیاستورزیها به روشنی واپسگرایانه به شمار میآیند؛ بدین جهت که با برجسته سازی هویت قومی منجر به ایجاد شکافهای کاذب اجتماعی میگردد و در میان صفوف مبارزاتی #طبقه_کارگر به عامل جدایی و تفرقه تبدیل میشود، امری که کاملا در خدمت منافع #بورژوازی و طبقه حاکمه است.
آیا "ارومیه" پتانسیل تبدیل شدن به چنین کشتارگاهی را ندارد؟!
آیا قومپرستها با دمیدن زیر آتش هویتهای قومی و فرقهای چیزی جز این میخواهند؟!
#پاکسازی_قومی
@Decreation2
به موجب تقسیمات جغرافیایی که قانون رسمی #قبرس بر اساس سیاستهای قومی به تصویب رسانده بود، قرار بر این شد که شمال جزیره به ترکها تعلق یابد و جنوب جزیره نیز به یونانیها. اما این پایان ماجرا نبود؛ اختلافات بر سر اراضی تقسیم شده سرآغاز سلسله درگیریهای خونینی در جزیره قبرس شد که دهها هزار کشته، مجروح و آواره برجای گذاشت. در سال ۱۹۶۳ یونانیها با حمله به بخش شمالی جزیره "کریسمس خونین" را رقم زدند. با دخالت #سازمان_ملل_متحد روند مذاکرات صلح و درگیریهای پراکنده و مداخلات نظامی دولتهای متخاصم تا سال ۱۹۷۴ ادامه یافت.
در این سال یونانیهای قبرس با حمایت #دیکتاتوری نظامی #یونان دست به #کودتا زدند و این بهانهای برای دولت #ترکیه شد تا با ادعای حمایت از ترکهای قبرس در عملیاتی موسوم به «آتیلا» به جزیره قبرس لشکرکشی و ۳۸ درصد از خاک بخش شمالی قبرس را اشغال کند. در همین زمان دولت ترکیه در جهت دستکاری ترکیب قومی جزیره نیز ۱۲۰ هزار نفر را از ترکیه اجباراً به مناطق اشغالی قبرس کوچاند. این شکل از هویت تراشی و جنگ قومی در قبرس به کشته، مجروح و مفقود شدن تقریبا ۲۰ هزار نفر و آوارهگی دهها هزار نفر تنها در سال ۱۹۷۴ منتهی شد.
آیا "نقده" پتانسیل تبدیل شدن به چنین کشتارگاهی را ندارد؟!
آیا قومپرستها با دمیدن زیر آتش هویتهای قومی و فرقهای چیزی جز این میخواهند؟!
#پاکسازی_قومی
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/ByXa2zZBSKE/?igshid=q3kb924tpuy6
در این سال یونانیهای قبرس با حمایت #دیکتاتوری نظامی #یونان دست به #کودتا زدند و این بهانهای برای دولت #ترکیه شد تا با ادعای حمایت از ترکهای قبرس در عملیاتی موسوم به «آتیلا» به جزیره قبرس لشکرکشی و ۳۸ درصد از خاک بخش شمالی قبرس را اشغال کند. در همین زمان دولت ترکیه در جهت دستکاری ترکیب قومی جزیره نیز ۱۲۰ هزار نفر را از ترکیه اجباراً به مناطق اشغالی قبرس کوچاند. این شکل از هویت تراشی و جنگ قومی در قبرس به کشته، مجروح و مفقود شدن تقریبا ۲۰ هزار نفر و آوارهگی دهها هزار نفر تنها در سال ۱۹۷۴ منتهی شد.
آیا "نقده" پتانسیل تبدیل شدن به چنین کشتارگاهی را ندارد؟!
آیا قومپرستها با دمیدن زیر آتش هویتهای قومی و فرقهای چیزی جز این میخواهند؟!
#پاکسازی_قومی
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/ByXa2zZBSKE/?igshid=q3kb924tpuy6
Instagram
Decreation
به موجب تقسیمات جغرافیایی که قانون رسمی #قبرس بر اساس سیاستهای قومی به تصویب رسانده بود، قرار بر این شد که شمال جزیره به ترکها تعلق یابد و جنوب جزیره نیز به یونانیها. اما این پایان ماجرا نبود؛ اختلافات بر سر اراضی تقسیم شده سرآغاز سلسله درگیریهای خونینی…
در پایان این نزاع، ترکهای قبرس توانستند با حمایت دولت #ترکیه، حکومتی مستقل تشکیل دهند و اعلام استقلال کنند. البته که هیچ کشوری در جهان به جز ترکیه این دولت فدراتیو را به رسمیت نشناخت!
این حکومت خودخوانده پس از کسب استقلال تمامی یونانیها را با خشونت از خاک خود اخراج کرد و با تبلیغات قومی و نژادی سعی در ایجاد حس خود برتر بینی در ترکها نسبت به یونانیها را داشت. دستاورد این جنگ قومی و تشکیل کشور #قبرس شمالی برای عموم مردم و کارگران کاملاً امری منفی بود. با دمیدن در #هویت_قومی افراد جامعه میان هر فرد یا کارگر #ترک و #یونانی تفرقه ایجاد شد، این خط کشی تا بدانجا پیش رفت که به جنگی خونین انجامید و سرانجام #جنگ نیز ایجاد نفرتی عمیق میان ترکها و یونانیها داخل و خارج از جزیره قبرس شد.
آیا "میاندوآب" پتانسیل تبدیل شدن به چنین کشتارگاهی را ندارد؟!
آیا قومپرستها با دمیدن زیر آتش هویتهای قومی و فرقهای چیزی جز این میخواهند؟!
#پاکسازی_قومی
@Decreation2
این حکومت خودخوانده پس از کسب استقلال تمامی یونانیها را با خشونت از خاک خود اخراج کرد و با تبلیغات قومی و نژادی سعی در ایجاد حس خود برتر بینی در ترکها نسبت به یونانیها را داشت. دستاورد این جنگ قومی و تشکیل کشور #قبرس شمالی برای عموم مردم و کارگران کاملاً امری منفی بود. با دمیدن در #هویت_قومی افراد جامعه میان هر فرد یا کارگر #ترک و #یونانی تفرقه ایجاد شد، این خط کشی تا بدانجا پیش رفت که به جنگی خونین انجامید و سرانجام #جنگ نیز ایجاد نفرتی عمیق میان ترکها و یونانیها داخل و خارج از جزیره قبرس شد.
آیا "میاندوآب" پتانسیل تبدیل شدن به چنین کشتارگاهی را ندارد؟!
آیا قومپرستها با دمیدن زیر آتش هویتهای قومی و فرقهای چیزی جز این میخواهند؟!
#پاکسازی_قومی
@Decreation2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نظریات ناسیونالیسم و هویت ملی
دوبله از دیکریشن
لینک ویدیو باکیفیت بالا در کانال یوتیوب : https://youtu.be/gxJbKCpre5Y
@Decreation2
دوبله از دیکریشن
لینک ویدیو باکیفیت بالا در کانال یوتیوب : https://youtu.be/gxJbKCpre5Y
@Decreation2
صدایشان باشیم
بیش از ۵ ماه از بازداشت #ساناز_اللهیاری، از متهمین پرونده اعتراضات #نیشکر_هفت_تپه و از اعضای هیئت تحریریه #نشریه_گام می گذرد.
ساناز پس از بازداشت به دلیل فشارهای روحی و روانی یا همان شکنجه سفید باشد دچار ضعف جسمی، لرزش شدید، مشکلات گوارشی و درد شدید معده شده است. وی اخیراً با کاهش وزن ۱۰ کیلوگرمی نیز مواجه شده است. با این حال علیرغم پیگیریهای مکرر خانوادهاش از اعزام وی به بیمارستان خارج از زندان و رسیدگی مناسب پزشکی محروم مانده است. بدیهیست که او به علت شرایط بد جسمانیاش تحمل شرایط زندان را ندارد و برای پیگیری درمانش باید هرچه زودتر و حداقل تا زمان دادگاه آزاد شود.
این درحالی است که روز دوشنبه، زندانی سیاسی ۲۱ ساله، #علیرضا_شیرمحمدعلی که پیشتر برای وادار کردن مقامات قضایی و امنیتی به رعایت اصل تفکیک جرایم و انتقال از زندان فشافویه به زندان اوین یا رجاییشهر دست به اعتصاب غذا زده بود، به دست دو زندانی تبهکار به قتل رسید.
وضعیت به روشنی نشان میدهد که دستگاه سرکوب، با بیتوجهی نسبت به سلامت و جان زندانیان سیاسی، قصد تعرض هرچه بیشتر به صدای اعتراض کارگران و فرودستان جامعه را دارد. بدیهیست که زندانیان سیاسی از کمترین حقوق شهروندی و انسانی برخوردار هستند و در برابر وضعیت فاجعهباری که به اکثریت جامعه تحمیل شده است، چارهای جز تداوم اعتراض به وضع موجود باقی نمیماند.
امروز بهروز اللهیاری (پدر ساناز) با رادیوزمانه گفتوگویی در رابطه با وضعیت وی انجام داد که میتوانید در لینک زیر گوش دهید:
https://soundcloud.com/radiozamaneh/20190612-allahyarifather
@Decreation2
بیش از ۵ ماه از بازداشت #ساناز_اللهیاری، از متهمین پرونده اعتراضات #نیشکر_هفت_تپه و از اعضای هیئت تحریریه #نشریه_گام می گذرد.
ساناز پس از بازداشت به دلیل فشارهای روحی و روانی یا همان شکنجه سفید باشد دچار ضعف جسمی، لرزش شدید، مشکلات گوارشی و درد شدید معده شده است. وی اخیراً با کاهش وزن ۱۰ کیلوگرمی نیز مواجه شده است. با این حال علیرغم پیگیریهای مکرر خانوادهاش از اعزام وی به بیمارستان خارج از زندان و رسیدگی مناسب پزشکی محروم مانده است. بدیهیست که او به علت شرایط بد جسمانیاش تحمل شرایط زندان را ندارد و برای پیگیری درمانش باید هرچه زودتر و حداقل تا زمان دادگاه آزاد شود.
این درحالی است که روز دوشنبه، زندانی سیاسی ۲۱ ساله، #علیرضا_شیرمحمدعلی که پیشتر برای وادار کردن مقامات قضایی و امنیتی به رعایت اصل تفکیک جرایم و انتقال از زندان فشافویه به زندان اوین یا رجاییشهر دست به اعتصاب غذا زده بود، به دست دو زندانی تبهکار به قتل رسید.
وضعیت به روشنی نشان میدهد که دستگاه سرکوب، با بیتوجهی نسبت به سلامت و جان زندانیان سیاسی، قصد تعرض هرچه بیشتر به صدای اعتراض کارگران و فرودستان جامعه را دارد. بدیهیست که زندانیان سیاسی از کمترین حقوق شهروندی و انسانی برخوردار هستند و در برابر وضعیت فاجعهباری که به اکثریت جامعه تحمیل شده است، چارهای جز تداوم اعتراض به وضع موجود باقی نمیماند.
امروز بهروز اللهیاری (پدر ساناز) با رادیوزمانه گفتوگویی در رابطه با وضعیت وی انجام داد که میتوانید در لینک زیر گوش دهید:
https://soundcloud.com/radiozamaneh/20190612-allahyarifather
@Decreation2
SoundCloud
وضعیت ساناز اللهیاری و نگرانی از سلامت او در زندان ــ گفتوگو با بهروز اللهیاری
بهروز اللهیاری، پدر ساناز اللهیاری، فعال مدنی زندانی در گفتوگو با «زمانه» از آخرین وضعیت او خبر داد.
به گفته آقای اللهیاری، وضعیت سلامتی ساناز نگرانکننده است اما مسئولان زندان او را به بیمارستان ا
به گفته آقای اللهیاری، وضعیت سلامتی ساناز نگرانکننده است اما مسئولان زندان او را به بیمارستان ا
نگاهی به دستگیریها در خوزستان
پس از حمله مسلحانه به رژهی نظامیان ارتش و سپاه به مناسبت هفته دفاع مقدس در اهواز، که گروه #داعش مسئولیت آن را به عهده گرفت، جو امنیتی در #خوزستان به خصوص در شهر #اهواز شدت یافت. در پیِ این واقعه ، موج دستگیریها آغاز شد و صدها نفر از فعالین اجتماعی استان خوزستان که عمدتاً سنی مذهب بودند توسط نهادهای امنیتی دستگیر شدند. در این میان دستکم 22 نفر از بازداشتی ها با اتهام بَغی مواجه و در دادگاه انقلاب اهواز تفهیم اتهام شدند. اما شمار زیادی از شهروندان بازداشتیِ پس از این حادثه تحت فشار قرار گرفتند و درباره فعالیت های مدنی و اجتماعی متنوعشان مورد #بازجویی و پیگرد قرار گرفتند. #احمد_امین_غزی(قیس) یکی از این افراد است. او که بعد از واقعه رژه بازداشت شد، نویسنده و یکی از فعالین موسسه فرهنگی هلال است که به فعالیتهای غیر مذهبی مشغول بوده و پس از دستگیری به همدان تبعید شد و تاکنون در پروندهاش هیچ تحولی رخ نداده است. در این راستا به نامهای فراوانی برمیخوریم که حتی به شکل دسته جمعی بازداشت شدهاند. مانند #محمد_عوگوناسار که به همراه پسرانش در بازداشت اند و یا غنبیه و بسیاری دیگر.
ادامه متن در لینک زیر👇👇
https://telegra.ph/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-06-14
@Decreation2
پس از حمله مسلحانه به رژهی نظامیان ارتش و سپاه به مناسبت هفته دفاع مقدس در اهواز، که گروه #داعش مسئولیت آن را به عهده گرفت، جو امنیتی در #خوزستان به خصوص در شهر #اهواز شدت یافت. در پیِ این واقعه ، موج دستگیریها آغاز شد و صدها نفر از فعالین اجتماعی استان خوزستان که عمدتاً سنی مذهب بودند توسط نهادهای امنیتی دستگیر شدند. در این میان دستکم 22 نفر از بازداشتی ها با اتهام بَغی مواجه و در دادگاه انقلاب اهواز تفهیم اتهام شدند. اما شمار زیادی از شهروندان بازداشتیِ پس از این حادثه تحت فشار قرار گرفتند و درباره فعالیت های مدنی و اجتماعی متنوعشان مورد #بازجویی و پیگرد قرار گرفتند. #احمد_امین_غزی(قیس) یکی از این افراد است. او که بعد از واقعه رژه بازداشت شد، نویسنده و یکی از فعالین موسسه فرهنگی هلال است که به فعالیتهای غیر مذهبی مشغول بوده و پس از دستگیری به همدان تبعید شد و تاکنون در پروندهاش هیچ تحولی رخ نداده است. در این راستا به نامهای فراوانی برمیخوریم که حتی به شکل دسته جمعی بازداشت شدهاند. مانند #محمد_عوگوناسار که به همراه پسرانش در بازداشت اند و یا غنبیه و بسیاری دیگر.
ادامه متن در لینک زیر👇👇
https://telegra.ph/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-06-14
@Decreation2
Telegraph
نگاهی به دستگیریها در خوزستان
از حمله مسلحانه به رژهی نظامیان ارتش و سپاه به مناسبت هفته دفاع مقدس در اهواز، که گروه #داعش مسئولیت آن را به عهده گرفت، جو امنیتی در #خوزستان به خصوص در شهر #اهواز شدت یافت. در پیِ این واقعه ، موج دستگیریها آغاز شد و صدها نفر از فعالین اجتماعی استان خوزستان…
متاسفانه #علیرضا_شیرمحمدعلی که من از او با عنوان "سامان ما" یاد میکنم، در چنین جامعه بی رحمی می زیست که می بایست در خون خود می غلطید تا بلکه صدایش شنیده شود! آنروز که وی در قید حیات بود و همراه همبندش آقای #برزان_محمدی از شرایط سخت و ناگوار جهنم "کثافت فویه" فریاد سر دادند و خواستار احقاق حقوق بدیهی و حیاتی خود بودند، کسی صدای آنان را نشنید و سرخط هیچ کدام از اخبار قرار نگرفتند. هر دوی آنها اعتصاب غذای بلند مدتی را از سرگذارنده بودند و "سامان ما" این اواخر لاغر و نحیف شده بود. اما یک حالتی از اطمینان خاطر دائمی در کنار آگاهی عمیق از اوضاع و احوال زمانه بر چهرهاش حک شده بود که این جدا از جثه کوچک و سن و سال کمش حجم عظیمی به شخصیتش میداد. یقیین دارم سامان ما آنان را به ستوه آورده بود که بیچاره ها را واداشت تا دست به چنین جنایت بزدلانه و حقیرانهای بزنند. دو نفر مرد سی و اندی ساله مسلح به سلاح سرد، در حالی که در نردهای حائل میان آنها و بند باز مانده بود، آخر شب وارد بند شده به یک نوجوان ۲۱ ساله لاغر و نحیف بی خبر از همه جا که شاید در آن لحظه در سلولش به خواب فرورفته بود، حمله ور میشوند وی را به سرعت به درون سلول خود می برند، در سلول را از پشت قفل میکنند، و بیش از چهل ضربه مرگبار چاقو بر پیکر سامان ما فرو می آورند. فتبارک الله احسن الخالقین!
اینگونه بود که مدعیان مستضعف پناهی، سامان ما، علیرضا محمدی، کارگر نوجوانی ساکن محله نازی آباد تهران که تنها فرزند خانواده و بقول خودش نان آور مادرش بود را ناجوانمردانه به قتل رساندند.
دوران خوش بعد از ۶۷، تاریک ترین روزهایش
https://www.instagram.com/p/BytDdf5BQbG/?igshid=j5jz55avrk54
اینگونه بود که مدعیان مستضعف پناهی، سامان ما، علیرضا محمدی، کارگر نوجوانی ساکن محله نازی آباد تهران که تنها فرزند خانواده و بقول خودش نان آور مادرش بود را ناجوانمردانه به قتل رساندند.
دوران خوش بعد از ۶۷، تاریک ترین روزهایش
https://www.instagram.com/p/BytDdf5BQbG/?igshid=j5jz55avrk54
Instagram
Decreation
متاسفانه #علیرضا_شیرمحمدعلی که من از او با عنوان "سامان ما" یاد میکنم، در چنین جامعه بی رحمی می زیست که می بایست در خون خود می غلطید تا بلکه صدایش شنیده شود! آنروز که وی در قید حیات بود و همراه همبندش آقای #برزان_محمدی از شرایط سخت و ناگوار جهنم "کثافت فویه"…
#آنیشا_اسداللهی بازداشت شد
در ساعات پایانی روز سه شنبه نیروهای امنیتی آنیشا اسداللهی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر که به تازگی با تودیع قرار از زندان آزاد شده بود را در خیابان دستگیر کردند. نیروهای بازداشت کننده با مراجعه به منازل والدین و برادر خانم اسدالهی هر دو محل را مورد تفتیش قرار دادند و تعدادی از وسایل از جمله لب تاپها را توقیف کردند. خانم اسداللهی ساعتی پس از بازداشت با خانواده خود تماس گرفته و از انتقال خود به زندان اوین خبر داده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حدود ساعت نه و نیم شب سه شنبه مورخ ۲۸ خردادماه، آنیشا اسداللهی در خیابان کمیل و در زمان بازگشت از محل کار (آموزش زبان) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
نیروهای بازداشت کننده که بالغ بر ۱۲ تن بودند سپس به همراه خانم اسداللهی به منزل برادر وی رفته و در غیاب وی منزل را تفتیش کرده و مقدار زیادی از لوازم شخصی از جمله لب تاپ و هاردها را با خود بردند.
یک منبع نزدیک به خانم اسداللهی ضمن تایید این موضوع به گزارشگر هرانا گفت “نیروهای امنیتی پس از تفتیش منزل برادر خانم اسداللهی، به همین ترتیب به منزل خانواده اسداللهی رفته و آنجا را نیز مورد تفتیش قرار داده و مقداری از لوازم را ضبط کردند. “
نیروهای امنیتی پس از پایان کار تفتیش به همراه خانم اسداللهی از خانه خارج شدند.
منبع نزدیک به خانم اسدللهی افزود “ساعاتی پس از بازداشت خانم اسداللهی با خانواده خود تماس تلفنی گرفته و گفته است که به زندان اوین منتقل شده است. دلایل بازداشت وی روشن نیست”
https://www.instagram.com/p/By4IEP5hwJw/?igshid=7v6a1oaxqmmj
در ساعات پایانی روز سه شنبه نیروهای امنیتی آنیشا اسداللهی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر که به تازگی با تودیع قرار از زندان آزاد شده بود را در خیابان دستگیر کردند. نیروهای بازداشت کننده با مراجعه به منازل والدین و برادر خانم اسدالهی هر دو محل را مورد تفتیش قرار دادند و تعدادی از وسایل از جمله لب تاپها را توقیف کردند. خانم اسداللهی ساعتی پس از بازداشت با خانواده خود تماس گرفته و از انتقال خود به زندان اوین خبر داده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حدود ساعت نه و نیم شب سه شنبه مورخ ۲۸ خردادماه، آنیشا اسداللهی در خیابان کمیل و در زمان بازگشت از محل کار (آموزش زبان) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
نیروهای بازداشت کننده که بالغ بر ۱۲ تن بودند سپس به همراه خانم اسداللهی به منزل برادر وی رفته و در غیاب وی منزل را تفتیش کرده و مقدار زیادی از لوازم شخصی از جمله لب تاپ و هاردها را با خود بردند.
یک منبع نزدیک به خانم اسداللهی ضمن تایید این موضوع به گزارشگر هرانا گفت “نیروهای امنیتی پس از تفتیش منزل برادر خانم اسداللهی، به همین ترتیب به منزل خانواده اسداللهی رفته و آنجا را نیز مورد تفتیش قرار داده و مقداری از لوازم را ضبط کردند. “
نیروهای امنیتی پس از پایان کار تفتیش به همراه خانم اسداللهی از خانه خارج شدند.
منبع نزدیک به خانم اسدللهی افزود “ساعاتی پس از بازداشت خانم اسداللهی با خانواده خود تماس تلفنی گرفته و گفته است که به زندان اوین منتقل شده است. دلایل بازداشت وی روشن نیست”
https://www.instagram.com/p/By4IEP5hwJw/?igshid=7v6a1oaxqmmj
Instagram
Decreation
#آنیشا_اسداللهی بازداشت شد خبرگزاری هرانا – در ساعات پایانی روز سه شنبه نیروهای امنیتی آنیشا اسداللهی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر که به تازگی با تودیع قرار از زندان آزاد شده بود را در خیابان دستگیر کردند. نیروهای بازداشت کننده با مراجعه به منازل والدین…
فراموشخانهی بخشی
نوشتهٔ علیرضا زرّیناقبال
دیوارها میگویند نه اجازهای برای اعتراض به شکنجهشدن در زندان هست و نه راهی برای خاتمه به شکنجههای روحیِ روزمره چاردیواریهایمان.
معنا به آتش کشیده میشود وقتی کارگری خودش را برای یکمیلیونودویستهزار تومان آتش زد. دوربینها و رسانههای مستقل از منافع سرمایهداری به خیابانهای خوزستان میآیند تا صدای کارگران را به همگان برسانند. و آنها نیز به زندانهای فراموشی انداخته میشوند. در خفا استخوان میشکنند و میخواهند مبارز را مجبور کنند تا از درون دیواری علیه روحِ آزادیخواهِ خود علم کند.
عده زیادی که سنگِ امثال اسماعیل بخشیها را به سینه میزدند و از او به «شکلی که بلد بودند» به عنوانِ قهرمان و الگوی خود یاد میکردند، دچار بیماریِ شایعِ فراموشی روزمره شدند و حتی تعدادی حال دیگر با کینتوزی مثالزدنی علیه او و حامیانش لجنپراکنی میکنند.
باید علیه این فراموشی و عادیسازی و طبیعیسازیِ سرکوب ایستادگی کرد. باید تا پای جان از تمامی آنهایی که در پی احقاق حقوق طبقه کارگر در همین نزدیکی ما بینِ دیوارهای تاریک شکنجه میشوند بدون هیچ قیدی حمایت کرد.
برهمنماییِ آن تصویر که اسماعیل بخشی بغض میکند و از کارگرانی میگوید که خودسوزی میکنند و بر زندگیای که با جبرِ تمام بر کارگران حاکم شده لعنت میفرستد با برشی از تصویرِ او در اتاقی تاریک ،شکنجه شده با تن و جانی زخمی و کبود.
او تنها پشتِ دیوار هاست،پشتِ دیوارهای فراموشی، ما خود آن دیوارهاییم که باید از بیرون بار دیگر به خود تلنگری بزنیم و قطعاً، باید منزوی و سرخورده نشویم و بدانیم که با یک ضربه ترک هم نمیخورند، چه برسد به ریزِش.
اسماعیل بخشیها یک فرد نیستند آنها نمایندهی یک حرکتِ اجتماعی هستند. جلوگیری از عادیسازیِ سرکوب و مکیدنِ خون و جانِ آنها یعنی جلوگیری از سرکوبِ مطالبات طبقهکارگر و نیروهای ترقیخواه. و کارگران نه در مقامِ موجودی ضعیف و سرگردان, بلکه بیباک و استوار در میادین و اجتماع با راهکارهای بهجا و دندان شکن که میتوانند طبقه خود را از چنگِ سرمایهداران و ارتجاع برهانند. آنها میگفتند ما دیگر برای خودمان تعیین تکلیف میکنیم، برای سرنوشتِ خودمان, دیگر بَس است دورانی که بالادستیها توی سرِ ما میزدند، ما از پایین تصمیم خواهیمگرفت، ما شوراها را تمرین میکنیم.
" فردطلبان و ناسیونالیستها، نژادپرستان و مرتجعین خود را به ما نچسبانند. آلترناتیو ما شوراهای کارگری است. یعنی جمعی تصمیم میگیریم برای سرنوشت خودمان"
- ادامه متن در لینک زیر👇
https://telegra.ph/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-06-19
#نیشکر_هفت_تپه #مبارزه_طبقاتی #آلترناتیو_ما_شوراست
@Decreation2
نوشتهٔ علیرضا زرّیناقبال
دیوارها میگویند نه اجازهای برای اعتراض به شکنجهشدن در زندان هست و نه راهی برای خاتمه به شکنجههای روحیِ روزمره چاردیواریهایمان.
معنا به آتش کشیده میشود وقتی کارگری خودش را برای یکمیلیونودویستهزار تومان آتش زد. دوربینها و رسانههای مستقل از منافع سرمایهداری به خیابانهای خوزستان میآیند تا صدای کارگران را به همگان برسانند. و آنها نیز به زندانهای فراموشی انداخته میشوند. در خفا استخوان میشکنند و میخواهند مبارز را مجبور کنند تا از درون دیواری علیه روحِ آزادیخواهِ خود علم کند.
عده زیادی که سنگِ امثال اسماعیل بخشیها را به سینه میزدند و از او به «شکلی که بلد بودند» به عنوانِ قهرمان و الگوی خود یاد میکردند، دچار بیماریِ شایعِ فراموشی روزمره شدند و حتی تعدادی حال دیگر با کینتوزی مثالزدنی علیه او و حامیانش لجنپراکنی میکنند.
باید علیه این فراموشی و عادیسازی و طبیعیسازیِ سرکوب ایستادگی کرد. باید تا پای جان از تمامی آنهایی که در پی احقاق حقوق طبقه کارگر در همین نزدیکی ما بینِ دیوارهای تاریک شکنجه میشوند بدون هیچ قیدی حمایت کرد.
برهمنماییِ آن تصویر که اسماعیل بخشی بغض میکند و از کارگرانی میگوید که خودسوزی میکنند و بر زندگیای که با جبرِ تمام بر کارگران حاکم شده لعنت میفرستد با برشی از تصویرِ او در اتاقی تاریک ،شکنجه شده با تن و جانی زخمی و کبود.
او تنها پشتِ دیوار هاست،پشتِ دیوارهای فراموشی، ما خود آن دیوارهاییم که باید از بیرون بار دیگر به خود تلنگری بزنیم و قطعاً، باید منزوی و سرخورده نشویم و بدانیم که با یک ضربه ترک هم نمیخورند، چه برسد به ریزِش.
اسماعیل بخشیها یک فرد نیستند آنها نمایندهی یک حرکتِ اجتماعی هستند. جلوگیری از عادیسازیِ سرکوب و مکیدنِ خون و جانِ آنها یعنی جلوگیری از سرکوبِ مطالبات طبقهکارگر و نیروهای ترقیخواه. و کارگران نه در مقامِ موجودی ضعیف و سرگردان, بلکه بیباک و استوار در میادین و اجتماع با راهکارهای بهجا و دندان شکن که میتوانند طبقه خود را از چنگِ سرمایهداران و ارتجاع برهانند. آنها میگفتند ما دیگر برای خودمان تعیین تکلیف میکنیم، برای سرنوشتِ خودمان, دیگر بَس است دورانی که بالادستیها توی سرِ ما میزدند، ما از پایین تصمیم خواهیمگرفت، ما شوراها را تمرین میکنیم.
" فردطلبان و ناسیونالیستها، نژادپرستان و مرتجعین خود را به ما نچسبانند. آلترناتیو ما شوراهای کارگری است. یعنی جمعی تصمیم میگیریم برای سرنوشت خودمان"
- ادامه متن در لینک زیر👇
https://telegra.ph/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-06-19
#نیشکر_هفت_تپه #مبارزه_طبقاتی #آلترناتیو_ما_شوراست
@Decreation2
Telegraph
فراموشخانهی بخشی
فراموشخانهی بخشی نوشتهٔ علیرضا زرّیناقبال دیوارها میگویند نه اجازهای برای اعتراض به شکنجهشدن در زندان هست و نه راهی برای خاتمه به شکنجههای روحیِ روزمره چاردیواریهایمان. معنا به آتش کشیده میشود وقتی کارگری خودش را برای یکمیلیونودویستهزار تومان…
