Decreation
رادیو ژاکوبن شماره ۸ شبحی بر فراز اهواز اعتصاب کارگران گروه ملی فولاد اهواز و نیشکر هفتتپه در پاییز سال گذشته، دستاوردهای مهمی برای طبقه کارگر داشتهاست که در راس آنها میتوان به مرزبندی قاطع با ناسیونالیستها، قومپرستها و فردگرایان اشاره کرد.در این میان…
رادیو ژاکوبن.شماره ۸
Decreation
یکمی؛ صفبندیهای طبقاتی، مشخصتر از قبل!
خبری تکراری دوباره رسانه ها را فرا گرفت
عدهای کارگر، دانشجو، بازنشسته و معترض در روز جهانی کارگر ، مقابل مجلس با شدت هرچه تمامتر سرکوب و دستگیر شدند.
خبری که از دی ماه ۹۶ به این سو بارها در رسانه ها منتشر شدهاست، هشت مارس، اعتراضات فولاد، هفت تپه و... . با این همه، اعتراض اخیر یک تفاوت با سرکوب های قبلی دارد. این بار ماموران وزارت اطلاعات به ویژه از اداره کل چپ، حضوری گسترده در فرماندهی نیروها، ضرب و شتم و بازداشت معترضین داشتند. جمعیتی حدود ۵۰۰ نفر مقابل مجلس بودند، اما آنها که مدعی تامین امنیت هستند، حضورشان را در مقابل مجلس بر نتافتند. نیروی انتظامی و ماموران اطلاعات پس از دوبار یورش ناکام توانستند وارد صف معترضین شوند. کاپشنپوشهای اطلاعاتی و یونیفورمپوشهای پلیس همزمان با فریاد "بی شرف بی شرف" معترضان مورد استقبال قرار گرفتند.
دیگر کسی از سربازان گمنام نمیترسید، انها در حالی که تلاش داشتند تا با نشان دادن عدهای از جمعیت با انگشت ارعاب ایجاد کنند، بیشتر موجب جزم شدن عزم معترضان شدند.
برای کارگرانی که دیگر تامین نان و مایحتاج روزمره، کاری بس دشوار است، خط و نشان کشیدن دستگاهی که به صورت عریان از سرمایهداران دفاع میکند، عجیب نیست. مقاومت جدی جمعیت سبب شد تا دو پاسداران سرمایه، یعنی پلیسها و اطلاعاتیها به اصطلاح به حلقهی ضعیف حمله کنند و به بازنشستگان و دختران حملهای وحشیانه کنند. خوی درنده مردانه آنها ناسزاهای رکیک را نثار زنانی میکرد که شعار میدادند، بیکاری استثمار، منطق سرمایهدار.
به خوبی دو جبهه مشخص است ، کار و سرمایه.
عکسهای اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و پلاکاردهای سرخ و سفید رها می شوند، معترضان سعی میکنند با هر قیمتی که شده از دستیگریها بکاهند و مامورین سعی میکنند از میان جمعیت طعمههای بیشتری بربایند.
این چهره واقعی یک نظام سرمایهداریست. در روز جهانی کارگر، حافظان امنیت، به صف معترضان حقوق اولیه یورش میآورند در حالی که خود را مدافع امنیت میدانند و دوشادوش سرمایهداران میایستند.
اکنون اسرای کار را به سلولهای بند امنیتی میبرید. آیا مستند سوخته یا اعتراف اجباری دیگری در راه است؟ آیا با وجود آنها افق اقتصادی وجود دارد؟ آیا رفاه بالا خواهد رفت؟ همانها که به شما حقوق میدهند ، در پنج سال اخیر دو بار بحران رکود تورمی را رقم زدند. آیا از آنها پرسیدهاید که این وضعیت موجب اعتراض میشود یا نه؟ آیا میدانید گرسنگی و فقر، کارگران را میشوراند؟ اگر رفاه بود، اعتراضات این چنینی هم نبود. اگر فساد نبود، خشم کارگران کمتر بود. اگر امید بود، احتمالا شما هم کمتر هراسان میشدید. برای این همه شکم گرسنه، زنجیر دوا نیست. آیا تا کنون با یک اعتصاب در بازار برخورد کردهاید؟ تا به حال با اسد بیگیها برخورد کرده اید؟
فکر میکنید ارعاب پاسخ امروز است و جامعه با کتک می ترسد؟ اینطور به نظر نمیرسد. شما جامعه را روز به روز خشمگین تر میکنید. سازنده اعتراضات، سیستمی است که شما حافظ آن هستید. مستند هایتان را بسازید، عکس های سپیده و اسماعیل را دیدهاید؟ قهرمانان بعدی از دستگیرشدگان امروز و آینده هستند. فراموش کردهاید در سال ۹۶ چند تجمع برای آزادی رضا شهابی برگزار شد؟ ۵دی سال ۹۶ را به یاد دارید؟ روزی که بیش از پنجاه نفر برای آزادی رضا شهابی بازداشت شدند.
از طرف دیگر، انسجام و وحدتی که در صفوف تجمعکنندگان دیده شد تا حدودی نقشههای مامورین را نقش بر آب کرد. انسجامی که مشخص است برای آنها دلهره آور و برای ما میتواند امیدبخش باشد. از ماههای گذشته ناگهان اتهام، انگ و تهمت از تعدادی از محافل بلند شد. ما معتقدیم که بازیگردان این صحنه، همان ماموران کاپشنپوشی هستند که به معترضین یورش میآوردند .تفاوت نقد با انگ و برچسب و تهمت چیزیست که هر انسانی با حداقل شعور میتواند آن را بفهمد.
اکنون که ماموران امنیتی و اطلاعاتی علناً با انگشت، زندانیان آینده را نشان میدهند، مشخص میشود که پروژهای که از دی ماه ۹۷، همزمان با بازداشت اعضای نشریهی گام و دستگیری دوباره سپیده و اسماعیل آغاز شده، همگی در راستای اهدافیست که پاسداران سرمایه را تقویت و صف کار را تضعیف میکند.
منتقدین، نقد کنند، اما فحاشی، انگ و برچسب انتقاد نیست، لجن پراکنی است. فاسد کردن و آلوده کردن محیط است. طبیعی است که حامیان اقوام، طوایف و قبایل با انگ و برچسب و تهمت به سمت سمپاشی و عفونی کردن فضا بروند و طبیعی است که باید عفونت و زهر را نابود کرد.
در نهایت پرووکاتورها طرد و افشا خواهند شد، پیش از آنکه کل جنبش را مسموم و عفونی کنند. در بحران اقتصادیای چون بحران امروز، مبارزه طبقاتی چنان رشد و اعتلا مییابد که هیچ سلول سرطانی یارای ایستادن در مقابل آن را ندارد.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxBCoUCAS_-/?utm_source=ig_
خبری تکراری دوباره رسانه ها را فرا گرفت
عدهای کارگر، دانشجو، بازنشسته و معترض در روز جهانی کارگر ، مقابل مجلس با شدت هرچه تمامتر سرکوب و دستگیر شدند.
خبری که از دی ماه ۹۶ به این سو بارها در رسانه ها منتشر شدهاست، هشت مارس، اعتراضات فولاد، هفت تپه و... . با این همه، اعتراض اخیر یک تفاوت با سرکوب های قبلی دارد. این بار ماموران وزارت اطلاعات به ویژه از اداره کل چپ، حضوری گسترده در فرماندهی نیروها، ضرب و شتم و بازداشت معترضین داشتند. جمعیتی حدود ۵۰۰ نفر مقابل مجلس بودند، اما آنها که مدعی تامین امنیت هستند، حضورشان را در مقابل مجلس بر نتافتند. نیروی انتظامی و ماموران اطلاعات پس از دوبار یورش ناکام توانستند وارد صف معترضین شوند. کاپشنپوشهای اطلاعاتی و یونیفورمپوشهای پلیس همزمان با فریاد "بی شرف بی شرف" معترضان مورد استقبال قرار گرفتند.
دیگر کسی از سربازان گمنام نمیترسید، انها در حالی که تلاش داشتند تا با نشان دادن عدهای از جمعیت با انگشت ارعاب ایجاد کنند، بیشتر موجب جزم شدن عزم معترضان شدند.
برای کارگرانی که دیگر تامین نان و مایحتاج روزمره، کاری بس دشوار است، خط و نشان کشیدن دستگاهی که به صورت عریان از سرمایهداران دفاع میکند، عجیب نیست. مقاومت جدی جمعیت سبب شد تا دو پاسداران سرمایه، یعنی پلیسها و اطلاعاتیها به اصطلاح به حلقهی ضعیف حمله کنند و به بازنشستگان و دختران حملهای وحشیانه کنند. خوی درنده مردانه آنها ناسزاهای رکیک را نثار زنانی میکرد که شعار میدادند، بیکاری استثمار، منطق سرمایهدار.
به خوبی دو جبهه مشخص است ، کار و سرمایه.
عکسهای اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و پلاکاردهای سرخ و سفید رها می شوند، معترضان سعی میکنند با هر قیمتی که شده از دستیگریها بکاهند و مامورین سعی میکنند از میان جمعیت طعمههای بیشتری بربایند.
این چهره واقعی یک نظام سرمایهداریست. در روز جهانی کارگر، حافظان امنیت، به صف معترضان حقوق اولیه یورش میآورند در حالی که خود را مدافع امنیت میدانند و دوشادوش سرمایهداران میایستند.
اکنون اسرای کار را به سلولهای بند امنیتی میبرید. آیا مستند سوخته یا اعتراف اجباری دیگری در راه است؟ آیا با وجود آنها افق اقتصادی وجود دارد؟ آیا رفاه بالا خواهد رفت؟ همانها که به شما حقوق میدهند ، در پنج سال اخیر دو بار بحران رکود تورمی را رقم زدند. آیا از آنها پرسیدهاید که این وضعیت موجب اعتراض میشود یا نه؟ آیا میدانید گرسنگی و فقر، کارگران را میشوراند؟ اگر رفاه بود، اعتراضات این چنینی هم نبود. اگر فساد نبود، خشم کارگران کمتر بود. اگر امید بود، احتمالا شما هم کمتر هراسان میشدید. برای این همه شکم گرسنه، زنجیر دوا نیست. آیا تا کنون با یک اعتصاب در بازار برخورد کردهاید؟ تا به حال با اسد بیگیها برخورد کرده اید؟
فکر میکنید ارعاب پاسخ امروز است و جامعه با کتک می ترسد؟ اینطور به نظر نمیرسد. شما جامعه را روز به روز خشمگین تر میکنید. سازنده اعتراضات، سیستمی است که شما حافظ آن هستید. مستند هایتان را بسازید، عکس های سپیده و اسماعیل را دیدهاید؟ قهرمانان بعدی از دستگیرشدگان امروز و آینده هستند. فراموش کردهاید در سال ۹۶ چند تجمع برای آزادی رضا شهابی برگزار شد؟ ۵دی سال ۹۶ را به یاد دارید؟ روزی که بیش از پنجاه نفر برای آزادی رضا شهابی بازداشت شدند.
از طرف دیگر، انسجام و وحدتی که در صفوف تجمعکنندگان دیده شد تا حدودی نقشههای مامورین را نقش بر آب کرد. انسجامی که مشخص است برای آنها دلهره آور و برای ما میتواند امیدبخش باشد. از ماههای گذشته ناگهان اتهام، انگ و تهمت از تعدادی از محافل بلند شد. ما معتقدیم که بازیگردان این صحنه، همان ماموران کاپشنپوشی هستند که به معترضین یورش میآوردند .تفاوت نقد با انگ و برچسب و تهمت چیزیست که هر انسانی با حداقل شعور میتواند آن را بفهمد.
اکنون که ماموران امنیتی و اطلاعاتی علناً با انگشت، زندانیان آینده را نشان میدهند، مشخص میشود که پروژهای که از دی ماه ۹۷، همزمان با بازداشت اعضای نشریهی گام و دستگیری دوباره سپیده و اسماعیل آغاز شده، همگی در راستای اهدافیست که پاسداران سرمایه را تقویت و صف کار را تضعیف میکند.
منتقدین، نقد کنند، اما فحاشی، انگ و برچسب انتقاد نیست، لجن پراکنی است. فاسد کردن و آلوده کردن محیط است. طبیعی است که حامیان اقوام، طوایف و قبایل با انگ و برچسب و تهمت به سمت سمپاشی و عفونی کردن فضا بروند و طبیعی است که باید عفونت و زهر را نابود کرد.
در نهایت پرووکاتورها طرد و افشا خواهند شد، پیش از آنکه کل جنبش را مسموم و عفونی کنند. در بحران اقتصادیای چون بحران امروز، مبارزه طبقاتی چنان رشد و اعتلا مییابد که هیچ سلول سرطانی یارای ایستادن در مقابل آن را ندارد.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxBCoUCAS_-/?utm_source=ig_
Instagram
Decreation
یکمی؛ صفبندیهای طبقاتی، مشخصتر از قبل! خبری تکراری دوباره رسانه ها را فرا گرفت عدهای کارگر، دانشجو، بازنشسته و معترض در روز جهانی کارگر ، مقابل مجلس با شدت هرچه تمامتر سرکوب و دستگیر شدند. خبری که از دی ماه ۹۶ به این سو بارها در رسانه ها منتشر شدهاست،…
لینک SoundCloud رادیو ژاکوبن :
شماره ۰ . شماره صفر:
https://soundcloud.com/decreation-left/dl4cfaysa6rf
شماره ۱ . صدسالگی انقلاب اکتبر:
https://soundcloud.com/decreation-left/deplo65wjnfz
شماره ۲ . زلزله:
https://soundcloud.com/decreation-left/rzxk21qccl7j
شماره ۳ . دوباره از همان خیابانها:
https://soundcloud.com/decreation-left/c6agmojc73vn
شماره ۴ . جنس، جنسیت است!
https://soundcloud.com/decreation-left/gok8edcsacwr
شماره ۵ . طبیعت را احیا کن:
https://soundcloud.com/decreation-left/uhisf9tsnldi
شماره ۶ . طلوع خونین:
https://soundcloud.com/decreation-left/hpuaho4o3nsu
شماره ۷ . آری رود میداند:
https://soundcloud.com/decreation-left/8vca8mqrpcpw
شماره ۸ . شبحی بر فراز اهواز:
https://soundcloud.com/decreation-left/fcoyvglq4gkf
👉 https://soundcloud.com/decreation-left
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxB5FI7gpLb/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=4hkkdti2rct8
شماره ۰ . شماره صفر:
https://soundcloud.com/decreation-left/dl4cfaysa6rf
شماره ۱ . صدسالگی انقلاب اکتبر:
https://soundcloud.com/decreation-left/deplo65wjnfz
شماره ۲ . زلزله:
https://soundcloud.com/decreation-left/rzxk21qccl7j
شماره ۳ . دوباره از همان خیابانها:
https://soundcloud.com/decreation-left/c6agmojc73vn
شماره ۴ . جنس، جنسیت است!
https://soundcloud.com/decreation-left/gok8edcsacwr
شماره ۵ . طبیعت را احیا کن:
https://soundcloud.com/decreation-left/uhisf9tsnldi
شماره ۶ . طلوع خونین:
https://soundcloud.com/decreation-left/hpuaho4o3nsu
شماره ۷ . آری رود میداند:
https://soundcloud.com/decreation-left/8vca8mqrpcpw
شماره ۸ . شبحی بر فراز اهواز:
https://soundcloud.com/decreation-left/fcoyvglq4gkf
👉 https://soundcloud.com/decreation-left
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxB5FI7gpLb/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=4hkkdti2rct8
SoundCloud
Hear the world’s sounds
Explore the largest community of artists, bands, podcasters and creators of music & audio
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب حدود ساعت ۹، کامیار فکور، مرداس طاهری، محمد عادلیفر، ماهان صالحی، سهیل خدابخش، محمد اصلاغی، محمدرضا پناهی، مهدی فخری و افشین میرزاخانی از زندان بزرگ تهران موقتاً آزاد شدند.
لازم به ذکر است که داوود رفیعی، قاسم خالویی، وحید فریدونی، ناصر محرمزاده، فرهاد شیخی، هادی سلیمانی، سعید رضایی، محمد حسین بندهمرادی، عادل گرجی، نیما ویژه عباس شیخی و محسن سلیماننژاد هنوز از زندان بزرگ تهران آزاد نشدهاند.
@Decreation2
لازم به ذکر است که داوود رفیعی، قاسم خالویی، وحید فریدونی، ناصر محرمزاده، فرهاد شیخی، هادی سلیمانی، سعید رضایی، محمد حسین بندهمرادی، عادل گرجی، نیما ویژه عباس شیخی و محسن سلیماننژاد هنوز از زندان بزرگ تهران آزاد نشدهاند.
@Decreation2
آنیشا اسداللهی، زهرا تهرانی زاده، لیلا ناصروندی از بازداشتشدگان روز جهانی کارگر امروز عصر از زندان قرچک بصورت موقت و با قید کفالت آزاد شدند.
اما از آزادی سایر بازداشتی روز جهانی کارگر که در زندان زنان قرچک نگهداری می شوند ممانعت بعمل آمد.
@Decreation2
اما از آزادی سایر بازداشتی روز جهانی کارگر که در زندان زنان قرچک نگهداری می شوند ممانعت بعمل آمد.
@Decreation2
امروز حکم قرار بازداشت به مدت نامعلوم، برای تحقیق در پرونده #محسن_سلیمانینژاد صادر شد.
این درحالی است که روز گذشته دادسرا قرار کفالت ۱۰۰ میلیونی برای او صادر کرده بود، و قرار بود امروز محسن از زندان بزرگ تهران آزاد شود که امروز از پذیرش آن ممانعت کردند!
@Decreation2
این درحالی است که روز گذشته دادسرا قرار کفالت ۱۰۰ میلیونی برای او صادر کرده بود، و قرار بود امروز محسن از زندان بزرگ تهران آزاد شود که امروز از پذیرش آن ممانعت کردند!
@Decreation2
امروز حکم قرار بازداشت به مدت نامعلوم، برای تحقیق در پرونده #اعظم_خضری_جوادی (نسرین) از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران، صادر شد.
این درحالی است که روز گذشته دادسرا قرار کفالت ۱۰۰ میلیونی برای او صادر کرده بود، و قرار بود امروز وی از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شود که از پذیرش آن ممانعت کردند و به خانواده او اجازهی ملاقات هم ندادند!
@Decreation2
این درحالی است که روز گذشته دادسرا قرار کفالت ۱۰۰ میلیونی برای او صادر کرده بود، و قرار بود امروز وی از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شود که از پذیرش آن ممانعت کردند و به خانواده او اجازهی ملاقات هم ندادند!
@Decreation2
لینک Youtube #ویدیو_سیگنال :
شماره ۱. علیه کار کودک
👉 https://youtu.be/y_TPegOESZk
شماره ۲. افزایش دستمزد
👉 https://youtu.be/VulCTNL8UE0
شماره ۳. حق تجمع و اعتصاب
👉 https://youtu.be/y2sG802vSz8
شماره ۴. لغو مجازات اعدام
👉 https://youtu.be/WTJOwUDrnJ8
شماره ۵. بحران آب
👉 https://youtu.be/K1iswfgb7vA
شماره ۶. حق سرپناه
👉 https://youtu.be/VE4bcIURU44
#Video_signal
@Decreation2
İGTV اینستاگرام: https://www.instagram.com/tv/BxHz9HLHj74/?igshid=qi6emqig07tl
شماره ۱. علیه کار کودک
👉 https://youtu.be/y_TPegOESZk
شماره ۲. افزایش دستمزد
👉 https://youtu.be/VulCTNL8UE0
شماره ۳. حق تجمع و اعتصاب
👉 https://youtu.be/y2sG802vSz8
شماره ۴. لغو مجازات اعدام
👉 https://youtu.be/WTJOwUDrnJ8
شماره ۵. بحران آب
👉 https://youtu.be/K1iswfgb7vA
شماره ۶. حق سرپناه
👉 https://youtu.be/VE4bcIURU44
#Video_signal
@Decreation2
İGTV اینستاگرام: https://www.instagram.com/tv/BxHz9HLHj74/?igshid=qi6emqig07tl
YouTube
ویدیو سیگنال اول : علیه کارِ کودک
#ویدیو_سیگنال #videosignal
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رضا شهابی با قید کفالت ۲۰۰ میلیونی، موقتاً آزاد شد.
به امید آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی بازداشتیهای روز جهانی کارگر.
@Decreation2
به امید آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی بازداشتیهای روز جهانی کارگر.
@Decreation2
وضعیت دقیق مرضیه(زینب) امیری، خبرنگار روزنامه شرق، هنوز مشخص نشده است و همچنان از محل نگهداری او بیخبر هستیم. #مرضیه_امیری_کجاست ؟
امشب ساعت ۱۰
@Decreation2
امشب ساعت ۱۰
@Decreation2
وضعیت مبهم عاطفه رنگریز و ندا ناجی
علیرغم پذیرش کفالت و اعلام آزادی در روز شنبه، امروز از سوی شعبهی بازپرسی به خانوادههایشان اعلام شد که در بند ۲۰۹ زندان اوین میمانند و حق تماس تلفنی هم ندارند.
متاسفانه شرایط بلاتکلیفی و مبهم #عاطفه_رنگریز و #ندا_ناجی همچنان ادامه دارد.
@Decreation2
علیرغم پذیرش کفالت و اعلام آزادی در روز شنبه، امروز از سوی شعبهی بازپرسی به خانوادههایشان اعلام شد که در بند ۲۰۹ زندان اوین میمانند و حق تماس تلفنی هم ندارند.
متاسفانه شرایط بلاتکلیفی و مبهم #عاطفه_رنگریز و #ندا_ناجی همچنان ادامه دارد.
@Decreation2
"تا زمانی که کار رسانهای انجام میدهید، متهم را آزاد نخواهیم کرد"
این جمله را بارها از زبان ضابطین قضایی شنیدهایم. یکی از مرسومتربن اهرمهای فشار روانی روی خانواده و فضای جامعه همین است. تجربههای متعدد و روش های کلیشهای دستگاه امنیتی ثابت کرده است که، دعوت به سکوت و انتظار قطعاً منجر به افزایش فشار روی افراد بازداشتی خواهد شد. بسیاری از رسانههای قانونی و داخلی، حرفی دربارهی اتفاقات، دستگیریها، و پیگیری خانوادههای بازداشتی های روزجهانی کارگر، نمیزنند. نمیخواهند توجه عموم جامعه، به سمت صدای اعتراض و مبارزه طبقهکارگر علیه تبعیضها، استثمار و سرکوب تشکلهای مستقل کارگری در ایران معطوف شود. سانسور و سکوت رسانهای، ابزار «آنها» برای فضاسازی اجتماعی در راستای سندیکاسازیهای زرد دولتی، انزوای فعالین کارگری، تشدید تفرقه در صفوف طبقهکارگر قرار دارد و نهایتاً منجر به عادیسازی برخوردهای شدید امنیتی و دلبخواهی با بدیهیترین نیازها و مطالبات اکثریت جامعه و کارگران میشود.
حداقلیترین بازده کار رسانهای برای شکستن سکوت و سانسور، جلوگیری از جهت دهی به افکار عمومی، انعکاس مطالبات حقیقی اکثریت جامعه، جلوگیری از فراموش کردن بازداشتیها، و حفظ روحیه همبستگی است. به همین دلیل باید فارغ از اختلافات و خطکشیهای فرقهای یا شخصی، برای حمایت از کارگران و متحدین طبقهکارگر و افزایش فشار برای آزادی بیقید و شرط بازداشت شدگان ۱۱ اردیبهشت، اطلاع رسانی و کار رسانهای را در راس اولویتهای خودمان قرار دهیم.
از تمامی فعالان مدنی، هنرمندان، خبرنگاران، روزنامه نگاران، دانشجویان و دیگر اقشار جامعه که توانایی تولید و تبلیغات در فضاهای مختلف اجتماعی و رسانهای را دارند میخواهیم که صدای بازداشتیهای روز جهانی کارگر و دیگر فعالان کارگری و کارگران زندانی باشند. نگذاریم تا در سکوت و خفا، صدای آزادیخواهی و حقطلبی کارگران را خاموش کنند. - عکس از هفتمین روز حضور خانوادهها و همراهان بازداشتیهای روز جهانی کارگر در مقابل دادسرای اوین است.
#حسن_سعیدی #سیدرسول_طالب_مقدم #ندا_ناجی #عاطفه_رنگریز #محسن_سلیمانینژاد #فرهاد_شیخی #ناهید_خداجو #اعظم_خضری_جوادی ( #نسرین_جوادی ) #پروین_محمدی #علیرضا_ثقفی #هاله_صفرزاده
https://www.instagram.com/p/BxNmKmfHfJx/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=11an3tgg54uar
این جمله را بارها از زبان ضابطین قضایی شنیدهایم. یکی از مرسومتربن اهرمهای فشار روانی روی خانواده و فضای جامعه همین است. تجربههای متعدد و روش های کلیشهای دستگاه امنیتی ثابت کرده است که، دعوت به سکوت و انتظار قطعاً منجر به افزایش فشار روی افراد بازداشتی خواهد شد. بسیاری از رسانههای قانونی و داخلی، حرفی دربارهی اتفاقات، دستگیریها، و پیگیری خانوادههای بازداشتی های روزجهانی کارگر، نمیزنند. نمیخواهند توجه عموم جامعه، به سمت صدای اعتراض و مبارزه طبقهکارگر علیه تبعیضها، استثمار و سرکوب تشکلهای مستقل کارگری در ایران معطوف شود. سانسور و سکوت رسانهای، ابزار «آنها» برای فضاسازی اجتماعی در راستای سندیکاسازیهای زرد دولتی، انزوای فعالین کارگری، تشدید تفرقه در صفوف طبقهکارگر قرار دارد و نهایتاً منجر به عادیسازی برخوردهای شدید امنیتی و دلبخواهی با بدیهیترین نیازها و مطالبات اکثریت جامعه و کارگران میشود.
حداقلیترین بازده کار رسانهای برای شکستن سکوت و سانسور، جلوگیری از جهت دهی به افکار عمومی، انعکاس مطالبات حقیقی اکثریت جامعه، جلوگیری از فراموش کردن بازداشتیها، و حفظ روحیه همبستگی است. به همین دلیل باید فارغ از اختلافات و خطکشیهای فرقهای یا شخصی، برای حمایت از کارگران و متحدین طبقهکارگر و افزایش فشار برای آزادی بیقید و شرط بازداشت شدگان ۱۱ اردیبهشت، اطلاع رسانی و کار رسانهای را در راس اولویتهای خودمان قرار دهیم.
از تمامی فعالان مدنی، هنرمندان، خبرنگاران، روزنامه نگاران، دانشجویان و دیگر اقشار جامعه که توانایی تولید و تبلیغات در فضاهای مختلف اجتماعی و رسانهای را دارند میخواهیم که صدای بازداشتیهای روز جهانی کارگر و دیگر فعالان کارگری و کارگران زندانی باشند. نگذاریم تا در سکوت و خفا، صدای آزادیخواهی و حقطلبی کارگران را خاموش کنند. - عکس از هفتمین روز حضور خانوادهها و همراهان بازداشتیهای روز جهانی کارگر در مقابل دادسرای اوین است.
#حسن_سعیدی #سیدرسول_طالب_مقدم #ندا_ناجی #عاطفه_رنگریز #محسن_سلیمانینژاد #فرهاد_شیخی #ناهید_خداجو #اعظم_خضری_جوادی ( #نسرین_جوادی ) #پروین_محمدی #علیرضا_ثقفی #هاله_صفرزاده
https://www.instagram.com/p/BxNmKmfHfJx/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=11an3tgg54uar
Instagram
Decreation
"تا زمانی که کار رسانهای انجام میدهید، متهم را آزاد نخواهیم کرد" این جمله را بارها از زبان ضابطین قضایی شنیدهایم. یکی از مرسومتربن اهرمهای فشار روانی روی خانواده و فضای جامعه همین است. تجربههای متعدد و روش های کلیشهای دستگاه امنیتی ثابت کرده است که،…
سناریویی برای نقشهای کمرنگ
نوشته رهام یگانه
مقدمه:
همیشه سعی کردهام پاسخ به افرادی که جسارت استدلال سیاسی، انتقاد علنی با پرنسیپ سیاسی را ندارند، فقط پشت سر لجنپراکنی میکنند را در حد نوشتن یادداشت به رسمیت نشناسم. اما وقتی در این فضای مسمومی که چندماه اخیر ساختهاند، خطر «بازیهای امنیتی»، متحدین طبقه کارگر را تهدید میکند، مجبور میشوم به تماشاچیها، بازیچههای رده پایین اطلاعات و چپهای خسته گوشزد کنم که شاید تا امروز عدهای تماشاگر سکوت کردند و عدهی دیگری زیر فشار دستگاه سرکوب بودند، حال اما این دشمنان طبقه کارگر را از مقابله با کارهای امنیتی ( آگاهانه یا ناآگاهانه) ، ترور شخصیتی و لجنپراکنیهایشان علیه کسانی که پشت اعتصابات کارگران ایستادند، بی نصیب نخواهیم گذاشت. به هر صورت تداوم چنین فضاسازیهایی از طرف حاشیهایترین محافل و کاربران مجازی علیه کمونیستها و کارگران، نشان میدهد که دستگاه امنیتی برای تکمیل پروژۀ «طراحی سوخته» روی چنین لجنپراکنیهایی قطعا حساب زیادی باز کرده و خواهد کرد. اما این متن فقط قصد روشن کردن ریشه دعواها و لجن پراکنیهای پس از طراحی سوخته را ندارد، بلکه سعی دارد منافع جنبشهایی را روشن کند که در جریان این اعتصابات موضع گیری کردند. البته رفیق عسل محمدی در یادداشت آخر خود (از سرکوب تا نقد) اشاراتی به این مسائل کردهاست، و من اینجا قصد دارم ابعاد ماجرا را بیشتر روشن کنم.
به هر حال با این وضعیت اگر در جریان سمپاشیها در کوچه پس کوچهها نباشید، اول از خودتان میپرسید که اساساً مسئله چیست؟
- متن کامل 👇👇
https://telegra.ph/%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%B1%D9%86%DA%AF-05-09
نوشته رهام یگانه
مقدمه:
همیشه سعی کردهام پاسخ به افرادی که جسارت استدلال سیاسی، انتقاد علنی با پرنسیپ سیاسی را ندارند، فقط پشت سر لجنپراکنی میکنند را در حد نوشتن یادداشت به رسمیت نشناسم. اما وقتی در این فضای مسمومی که چندماه اخیر ساختهاند، خطر «بازیهای امنیتی»، متحدین طبقه کارگر را تهدید میکند، مجبور میشوم به تماشاچیها، بازیچههای رده پایین اطلاعات و چپهای خسته گوشزد کنم که شاید تا امروز عدهای تماشاگر سکوت کردند و عدهی دیگری زیر فشار دستگاه سرکوب بودند، حال اما این دشمنان طبقه کارگر را از مقابله با کارهای امنیتی ( آگاهانه یا ناآگاهانه) ، ترور شخصیتی و لجنپراکنیهایشان علیه کسانی که پشت اعتصابات کارگران ایستادند، بی نصیب نخواهیم گذاشت. به هر صورت تداوم چنین فضاسازیهایی از طرف حاشیهایترین محافل و کاربران مجازی علیه کمونیستها و کارگران، نشان میدهد که دستگاه امنیتی برای تکمیل پروژۀ «طراحی سوخته» روی چنین لجنپراکنیهایی قطعا حساب زیادی باز کرده و خواهد کرد. اما این متن فقط قصد روشن کردن ریشه دعواها و لجن پراکنیهای پس از طراحی سوخته را ندارد، بلکه سعی دارد منافع جنبشهایی را روشن کند که در جریان این اعتصابات موضع گیری کردند. البته رفیق عسل محمدی در یادداشت آخر خود (از سرکوب تا نقد) اشاراتی به این مسائل کردهاست، و من اینجا قصد دارم ابعاد ماجرا را بیشتر روشن کنم.
به هر حال با این وضعیت اگر در جریان سمپاشیها در کوچه پس کوچهها نباشید، اول از خودتان میپرسید که اساساً مسئله چیست؟
- متن کامل 👇👇
https://telegra.ph/%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%B1%D9%86%DA%AF-05-09
Telegraph
سناریویی برای نقشهای کمرنگ
سناریویی برای نقشهای کمرنگ نوشته رهام یگانه مقدمه: همیشه سعی کردهام پاسخ به افرادی که جسارت استدلال سیاسی، انتقاد علنی با پرنسیپ سیاسی را ندارند، فقط پشت سر لجنپراکنی میکنند را در حد نوشتن یادداشت به رسمیت نشناسم. اما وقتی در این فضای مسمومی که چندماه…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پوریا عمرانی فرزند #اکرم_نصیریان ، بعد از ملاقات با مادرش گفت که اتهام وی ، تشویش اذهان عمومی و تشویق به بیحجابی است!
اکرم نصیریان معلم سواد آموز و همیار سیلزدگان در ۹ اردیبهشت دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد، و همچنان از داشتن وکیل هم محروم است.
- ویدئو بازنشر سخنرانی اکرم نصیریان در مراسم ۸ مارس است که به همت ندای زنان ایران در ۱۶ اسفند 97 در تهران برگزار شده بود.
#اکرم_نصیریان_را_آزاد_کنید
@Decreation2
اکرم نصیریان معلم سواد آموز و همیار سیلزدگان در ۹ اردیبهشت دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد، و همچنان از داشتن وکیل هم محروم است.
- ویدئو بازنشر سخنرانی اکرم نصیریان در مراسم ۸ مارس است که به همت ندای زنان ایران در ۱۶ اسفند 97 در تهران برگزار شده بود.
#اکرم_نصیریان_را_آزاد_کنید
@Decreation2
حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که درتجمع اعتراضی ۱۱اردیبهشت مقابل مجلس بهارستان توسط عوامل امنیتی بازداشت شده بود، همچنان دربند ۲۰۹ زندان اوین محبوس است.
ما خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی بازداشتیهای روز جهانی کارگر هستیم.
#حسن_سعیدی
@Decreation2
ما خواهان آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی بازداشتیهای روز جهانی کارگر هستیم.
#حسن_سعیدی
@Decreation2
به خانه بازگردید!
حاکمیت با آگاهی به این مسئله که جامعه طبقاتی است، به هدف آدرس غلط دادن، از ادبیاتی استفاده می کند تا زیربنای طبقاتی را سانسور کند. هویت ملی هم یک ابزار در راستای تحمیق جامعه به آن شکل است. استثمارگران با تئوریزه کردن هویت ملی و کشیدن حصارهای ملی بین انسانها، نهایتاً میان طبقه کارگر تفرقه بوجود می آورند. ناسیونالیسم ایرانی مجبور می شود برای تقویت هویت ایرانی(چه بسی ایرانی-اسلامی)، برتری «ملت» خود را در نسبت با ملتهای دیگر در هر بعدی را فرموله و «تاریخ سازی» کند. آنها میگویند که اعمال تحریم از سوی آمریکا، به آحاد ملت ایران ضربه می زند. گویا طبقه سرمایهدار و طبقه کارگر منافع مشترکی دارند و اساساً قرار است برای حفظ هویت ملی خودشان در کنار هم با شیطان بزرگ مبارزه کنند. حال آن که همه جناح های بورژوازی ایران از تحریم های وضع شده متضرر نمیشوند، اما تمامی کارگران و فرودستان همین زندگی نیم بندشان را نیز در اثر تحریم ها و فشارهای ناشی از آن از دست رفته میبینند.
روز چهارشنبه، عباس عراقچی (معاون سیاسی وزارت خارجه ایران) اعلام کرد که اگر فروش نفت به صفر برسد، حکومت ایران افغانستانی های مقیم ایران را بیرون می کنند.
«ملت» احضار می شود! گویا افغانستانیها مهاجرانی از یک کشور بدوی هستند که به لطف نظام سرمایهداری در ایران، از امکانات دولتی هم بهرهمند می شوند و البته برای اینکه مشکلات حاصل از تحریمها حل شود، این "برادران و خواهران" باید تشریفشان را ببرند! آنها نهایتاً "مهمان" هستند و جایی که "منافع ملی" به خطر می افتد، دیگر نباید بار اضافی روی دوش "مردم" بگذارند. با تحریک "ملت ایران" علیه افغانستانیها، عامل بدبختی را آن دیگری خارجی مطرح می کنند و مشابه آلمان نازی و نژادپرستهای اروپایی، آمارهای گمراه کنندهای را در رابطه با اشغال فرصتهای شغلی "جوانان ایرانی" مطرح میکنند و در ادامه می گویند که هزینههای درمانی و آموزشی برای افغانستانیها، چه باری روی دوش دولت (مردم!) می گذارد. با این نفرت پراکنیها، احساسات ضد افغانستانی را تقویت و عامل بحرانها، مشکلات رفاهی و ناکار آمدی سیستم خود را روی دوش آن دیگری بیگانه می اندازند. آیا مشخص نیست؟ این ظرفهای گله گشاد فراطبقاتی، همه اسم رمز هایی هستند تا تضاد منافع موجود در گروهها و جنبش های اجتماعی نادیده گرفته شود.
دولت با نا امن کردن صدچندان فضا برای پناهجویان افغانستانی در ایران، شرایطی مهیا میکند تا نرخ استثمار را بالاتر ببرد؛ نیروی کار ارزانی که هیچگونه حقوق اولیه هم ندارد. ناشهروندانی که از حق داشتن هرگونه حقوق انسانی و شهروندی مثل شناسنامه، بیمه ، حق آموزش و... محروم شده اند. افزون بر این حاکمیت، از مدتها پیش سکونت افغانستانیها را در بسیاری از استانهای ایران ممنوع نموده است و در صورت شناسایی به سرعت آنان را رد مرز میکنند.
آیا کسی از خود میپرسد که چرا افغانستانی ها "مهاجرت" می کنند؟! آیا مهاجر ایتالیایی یا فرانسوی، وضعیت یکسانی با مهاجر افغانستانی در ایران دارد؟! داخلی ها و خارجی ها اساساً بر مبنای "حقوق شهروندی" رسمیت مییابند یا همه اینها معلولهایی هستند که ریشه در مناسبات کل "دهکده جهانی " دارند؟ البته وقتی از واژهی "مهمان" برای افغانستانیها استفاده میکنند، یعنی آنها با اختیار کامل برای خوشگذرانی به ایران آمده اند!
مشخص است که سیستم حاکم با اهرم قرار دادن افغانستانیها به مثابه گروگان و ابزار گروکشی در برابر فشارهای بین المللی خود استفاده می کند. این را هم تهدیدی برای اروپا در نظر می گیرد که اگر این «دیگری ها» اخراج شوند، به خاک شما پناه می برند. این همسویی با جریانات دست راستی افراطی اروپایی است که مهاجران را عامل بدبختی و مشکلات اقتصادی جامعه ی خود می دانند.
تمامی نیروهایی که از مسئله مهاجرینِ افغان به عنوانِ "دیگری بیگانه" صحبت می کنند، قصد دارند تا این هویتهای کاذب را میان انسان ها تقویت و جدایی کارگران را تضمین کنند. ما باید در راستای تحکیم اتحاد طبقاتی کارگران، با ناسیونالیسم و هرگونه هویت ملی و قومی مبارزه کنیم و از صف واحد کارگران سراسر جهان در مبارزه علیه استثمار دفاع کنیم.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxXm0IenqzR/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1r9wzu23g0tu4
حاکمیت با آگاهی به این مسئله که جامعه طبقاتی است، به هدف آدرس غلط دادن، از ادبیاتی استفاده می کند تا زیربنای طبقاتی را سانسور کند. هویت ملی هم یک ابزار در راستای تحمیق جامعه به آن شکل است. استثمارگران با تئوریزه کردن هویت ملی و کشیدن حصارهای ملی بین انسانها، نهایتاً میان طبقه کارگر تفرقه بوجود می آورند. ناسیونالیسم ایرانی مجبور می شود برای تقویت هویت ایرانی(چه بسی ایرانی-اسلامی)، برتری «ملت» خود را در نسبت با ملتهای دیگر در هر بعدی را فرموله و «تاریخ سازی» کند. آنها میگویند که اعمال تحریم از سوی آمریکا، به آحاد ملت ایران ضربه می زند. گویا طبقه سرمایهدار و طبقه کارگر منافع مشترکی دارند و اساساً قرار است برای حفظ هویت ملی خودشان در کنار هم با شیطان بزرگ مبارزه کنند. حال آن که همه جناح های بورژوازی ایران از تحریم های وضع شده متضرر نمیشوند، اما تمامی کارگران و فرودستان همین زندگی نیم بندشان را نیز در اثر تحریم ها و فشارهای ناشی از آن از دست رفته میبینند.
روز چهارشنبه، عباس عراقچی (معاون سیاسی وزارت خارجه ایران) اعلام کرد که اگر فروش نفت به صفر برسد، حکومت ایران افغانستانی های مقیم ایران را بیرون می کنند.
«ملت» احضار می شود! گویا افغانستانیها مهاجرانی از یک کشور بدوی هستند که به لطف نظام سرمایهداری در ایران، از امکانات دولتی هم بهرهمند می شوند و البته برای اینکه مشکلات حاصل از تحریمها حل شود، این "برادران و خواهران" باید تشریفشان را ببرند! آنها نهایتاً "مهمان" هستند و جایی که "منافع ملی" به خطر می افتد، دیگر نباید بار اضافی روی دوش "مردم" بگذارند. با تحریک "ملت ایران" علیه افغانستانیها، عامل بدبختی را آن دیگری خارجی مطرح می کنند و مشابه آلمان نازی و نژادپرستهای اروپایی، آمارهای گمراه کنندهای را در رابطه با اشغال فرصتهای شغلی "جوانان ایرانی" مطرح میکنند و در ادامه می گویند که هزینههای درمانی و آموزشی برای افغانستانیها، چه باری روی دوش دولت (مردم!) می گذارد. با این نفرت پراکنیها، احساسات ضد افغانستانی را تقویت و عامل بحرانها، مشکلات رفاهی و ناکار آمدی سیستم خود را روی دوش آن دیگری بیگانه می اندازند. آیا مشخص نیست؟ این ظرفهای گله گشاد فراطبقاتی، همه اسم رمز هایی هستند تا تضاد منافع موجود در گروهها و جنبش های اجتماعی نادیده گرفته شود.
دولت با نا امن کردن صدچندان فضا برای پناهجویان افغانستانی در ایران، شرایطی مهیا میکند تا نرخ استثمار را بالاتر ببرد؛ نیروی کار ارزانی که هیچگونه حقوق اولیه هم ندارد. ناشهروندانی که از حق داشتن هرگونه حقوق انسانی و شهروندی مثل شناسنامه، بیمه ، حق آموزش و... محروم شده اند. افزون بر این حاکمیت، از مدتها پیش سکونت افغانستانیها را در بسیاری از استانهای ایران ممنوع نموده است و در صورت شناسایی به سرعت آنان را رد مرز میکنند.
آیا کسی از خود میپرسد که چرا افغانستانی ها "مهاجرت" می کنند؟! آیا مهاجر ایتالیایی یا فرانسوی، وضعیت یکسانی با مهاجر افغانستانی در ایران دارد؟! داخلی ها و خارجی ها اساساً بر مبنای "حقوق شهروندی" رسمیت مییابند یا همه اینها معلولهایی هستند که ریشه در مناسبات کل "دهکده جهانی " دارند؟ البته وقتی از واژهی "مهمان" برای افغانستانیها استفاده میکنند، یعنی آنها با اختیار کامل برای خوشگذرانی به ایران آمده اند!
مشخص است که سیستم حاکم با اهرم قرار دادن افغانستانیها به مثابه گروگان و ابزار گروکشی در برابر فشارهای بین المللی خود استفاده می کند. این را هم تهدیدی برای اروپا در نظر می گیرد که اگر این «دیگری ها» اخراج شوند، به خاک شما پناه می برند. این همسویی با جریانات دست راستی افراطی اروپایی است که مهاجران را عامل بدبختی و مشکلات اقتصادی جامعه ی خود می دانند.
تمامی نیروهایی که از مسئله مهاجرینِ افغان به عنوانِ "دیگری بیگانه" صحبت می کنند، قصد دارند تا این هویتهای کاذب را میان انسان ها تقویت و جدایی کارگران را تضمین کنند. ما باید در راستای تحکیم اتحاد طبقاتی کارگران، با ناسیونالیسم و هرگونه هویت ملی و قومی مبارزه کنیم و از صف واحد کارگران سراسر جهان در مبارزه علیه استثمار دفاع کنیم.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxXm0IenqzR/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=1r9wzu23g0tu4
Instagram
Decreation
به خانه بازگردید! حاکمیت با آگاهی به این مسئله که جامعه طبقاتی است، به هدف آدرس غلط دادن، از ادبیاتی استفاده می کند تا زیربنای طبقاتی را سانسور کند. هویت ملی هم یک ابزار در راستای تحمیق جامعه به آن شکل است. استثمارگران با تئوریزه کردن هویت ملی و کشیدن حصارهای…
طی آخرین تماس تلفنی #ندا_ناجی و #عاطفه_رنگریز به خانواده های خود ، اطلاع دادند که اتهامشان "اقدام علیه امنیت ملی" است.
گفتنیست که قرار بازداشت یک ماهه برای هر دو صادر شده و روز گذشته نیز نیروهای امنیتی با یورش به منزل شخصی ندا ناجی اقدام به تفتیش و جمع آوری وسایل منزل وی کردند.
@Decreation2
گفتنیست که قرار بازداشت یک ماهه برای هر دو صادر شده و روز گذشته نیز نیروهای امنیتی با یورش به منزل شخصی ندا ناجی اقدام به تفتیش و جمع آوری وسایل منزل وی کردند.
@Decreation2
پادکست زباله - ارباب خلقها
بنظرِ شما کدام خلق بهتر است؟
کوردستان یا تورکستان یا تورکمنستان.
به نظر هاگرباس فیلسوف بزرگِ یونانیِ کورد تبار، کوردها به دلیلِ اسب سواری جایگاه ویژهای در تاریخ داشته و اولین تمدنِ دموکراتِ تاریخ بشر را رقم زدند، زیرا که یونانیهای اصیل همان کوردها بودهاند.
حال میرویم به سراغِ مسئلهی تورکمنستان و تورکستان. در علمِ فیلولوژی یا همان واژه شناسی، این دو واژه مشابه هم هستند با این تفاوت که یک "من" فرق دارند. تورکمنستان، «من» دارد، پس فردیتگرا است .نتیجتاً ستم کمتر دیده و بیشتر کرده. پس از اینجا میشود نتیجه گرفت که هر قومی بیشتر ستم ببیند با رجوع به تئوری واضح و قطعی تبعیض مثبت، جایگاهِ اتنیکیِ والاتری دارد و آن قوم رسمیتِ بیشتری دارد. بگذارید این مسئله را در یک مثالِ عینی-زمینی برایتان بازگو کنم. پدربزرگِ پیری را میشناختم که تا مدتِ مدیدی ریش و سبیلش که در قومِ وی نشانِ مردانگیاَش بود خوب در نمیآمد. سبیل شاید برای مرکز نشینانِ بیهویت چیزِ مهمی نباشد. اما به هر حال همه میدانیم، که صد البته کاملاً باید به عقاید هر قومی احترام گذاشت و تا ابد در کمونهای اتنیکی آنها را برپا داشت. هر قومیتی عقایدِ خودش را دارد، و ما باید در آن جغرافیا به آنها احترام بگذاریم. پس چه؟ بگذاریم امپریالیسم و مرکز نشینهای نوکرِ امپریالیسم، نوکریِ امپریالیسم را کنند؟ نَخیر. امپریالیسم هیچ غلطی نمیتواند بکند. شما اصلا کمی با خودتان حساب کتاب بکنید. مگر اصلاً ایران سرمایهداری است؟ مگر اصلا میشود حرفهای تعدادی فیلسوفِ غربیِ بی هویتِ بیقومیت را واردِ سیستان و بلوچستان که کیلومترها با آلمان فاصله دارد اصلاً وارد دانست؟ نخیر! جنگ با شیطانِ بزرگ امپریالیسم است که میخواهد اقوام را برچیند و شلوارهای راحت و جادار را از پای ما در بیاورد. تنِ ما شلوارِ ناراحتی مثلِ جین با فاقهای کوتاه بکند. اصلاً شما قضاوت کنید آیا آب و هوای اکو-اتنیکیِ سرزمینِ عزیزِ چهارفصلمان همانی است که در فرانسه است؟ خیر.
به مثالمان درچند پاراگراف قبل باز میگردیم. همان پدر بزرگِ پیری که سالیانِ دراز و با شلوار چندکارهی خود که چندین و چند بار جانِ مسافرانِ اولین قطاری که امپریالیسم واردِ سرزمینمان کرد را به لطفِ ذاتِ غریزی فداکار و پارچه نخی شلوارش نجات داد. اینجاست که شلوارِ ملیِ ما کارآمد بودنِ خودش را در زمینهی اشتعال و همچنین اشتغالِ خانگی برای افزایشِ حقوقِ زن از خانه به کارخانه ثابت کرد؛ او شلوارش را مقابلِ قطار آتش زد و از اصابت قطار به اسبِ کورچَمنی که ذاتاً خود به خود اصیلترین اسب و نجیبترین و رادیکال ترین اسبِ تاریخِ بشر است جلوگیری کرد تا قطار چپ نکند.
چه بسی اسبی که بخاطرِ جابجایی ذغال سنگِ امپریالیستی ستم دیده بود، دلسوزیاش گرفت و خودش با نجابتِ تمام کنارهگیری کرد و همهی مسافران زنده ماندند. اما دیگر آن دوران تمام شده. ما باید روشِ کینتوزی به هر آنکس که قومِ ما نیست را پیش بگیریم و با اقوام دیگر کینتوزی و دعوا کنیم و اینگونه راهِ پدرانِ غیور با سبیلهای پرپشت و موهای خوش فرم و لپهای گل انداخته و دستهای پینه بستهی زحمت کِش و قدِ رعنا و رشید با صدای ذاتاً آوازخوان و ذاتاً پایکوب را پیش بگیریم.
تا فرزندانمان عینِ آنها خوش سبیل شوند.
اما اجازه بدهید به مثالمان بازگردیم. پدربزرگِ پیری چند وقتی بود که سبیلش خوب در نمیآمد و خب دلیلش هم ساده بود. مرکز نشینان، شلوارِ او و نوادگانش را از پایشان با تهاجمِ فرهنگیِ امپریالی در آورده بودند و شلوار جین کرده بودند. حال آنکه آن جنس نخِ خاص و جایی که بیضهها در آن قرار گرفته بودند نسبت به جغرافیا و تاریخ در دی ان ایِشان به شکلِ غریزی شده بوده و ایشان را اخته کردهاند. آری دوستان و هم خلقیان. مبارزهی ما با همچنین شیطانِ امپریالیستی است. هر قوم برای خودش در جایگاهِ خودش باید خودش را سفت بچسبد و هویتِ برچسب خورده که در آن هیچ انتخابی نداشته را اشتراکاً دودستی پیش بگیرند و آن را جاودان کنند. اگر هیچ خلقی هم ندارید، خب بروید پیدا کنید! به هر حال به ما ربطی ندارد. ما حواسمان باید جمعِ خلقِ خودمان باشد، اگر هر خلق حواسش به خودش باشد دیگر همهی خلقها حواسشان به خودشان است و همین طور نمیگذاریم زنان و مردانِ ما را از خونِ پاکِ خلقیِشان دور کنید. به قول معروف کبوتر با کبوتر، کورد با کورد. ما حواسمان به خودمان در محلِ اصیلِ خودمان هست زیرا که میخواهیم به تنهایی در آنجا کمونِ شورایی مردمی با محوریتِ ستم دیدگی و ندیدگی برپا کنیم.
خلقهای جهان هر کس یک گوشه کمون تشکیل بدهید.
قومیتتان جاودان
#پادکست_زباله
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxkmAQCBQD6/?igshid=1c9lgreuw0nny
بنظرِ شما کدام خلق بهتر است؟
کوردستان یا تورکستان یا تورکمنستان.
به نظر هاگرباس فیلسوف بزرگِ یونانیِ کورد تبار، کوردها به دلیلِ اسب سواری جایگاه ویژهای در تاریخ داشته و اولین تمدنِ دموکراتِ تاریخ بشر را رقم زدند، زیرا که یونانیهای اصیل همان کوردها بودهاند.
حال میرویم به سراغِ مسئلهی تورکمنستان و تورکستان. در علمِ فیلولوژی یا همان واژه شناسی، این دو واژه مشابه هم هستند با این تفاوت که یک "من" فرق دارند. تورکمنستان، «من» دارد، پس فردیتگرا است .نتیجتاً ستم کمتر دیده و بیشتر کرده. پس از اینجا میشود نتیجه گرفت که هر قومی بیشتر ستم ببیند با رجوع به تئوری واضح و قطعی تبعیض مثبت، جایگاهِ اتنیکیِ والاتری دارد و آن قوم رسمیتِ بیشتری دارد. بگذارید این مسئله را در یک مثالِ عینی-زمینی برایتان بازگو کنم. پدربزرگِ پیری را میشناختم که تا مدتِ مدیدی ریش و سبیلش که در قومِ وی نشانِ مردانگیاَش بود خوب در نمیآمد. سبیل شاید برای مرکز نشینانِ بیهویت چیزِ مهمی نباشد. اما به هر حال همه میدانیم، که صد البته کاملاً باید به عقاید هر قومی احترام گذاشت و تا ابد در کمونهای اتنیکی آنها را برپا داشت. هر قومیتی عقایدِ خودش را دارد، و ما باید در آن جغرافیا به آنها احترام بگذاریم. پس چه؟ بگذاریم امپریالیسم و مرکز نشینهای نوکرِ امپریالیسم، نوکریِ امپریالیسم را کنند؟ نَخیر. امپریالیسم هیچ غلطی نمیتواند بکند. شما اصلا کمی با خودتان حساب کتاب بکنید. مگر اصلاً ایران سرمایهداری است؟ مگر اصلا میشود حرفهای تعدادی فیلسوفِ غربیِ بی هویتِ بیقومیت را واردِ سیستان و بلوچستان که کیلومترها با آلمان فاصله دارد اصلاً وارد دانست؟ نخیر! جنگ با شیطانِ بزرگ امپریالیسم است که میخواهد اقوام را برچیند و شلوارهای راحت و جادار را از پای ما در بیاورد. تنِ ما شلوارِ ناراحتی مثلِ جین با فاقهای کوتاه بکند. اصلاً شما قضاوت کنید آیا آب و هوای اکو-اتنیکیِ سرزمینِ عزیزِ چهارفصلمان همانی است که در فرانسه است؟ خیر.
به مثالمان درچند پاراگراف قبل باز میگردیم. همان پدر بزرگِ پیری که سالیانِ دراز و با شلوار چندکارهی خود که چندین و چند بار جانِ مسافرانِ اولین قطاری که امپریالیسم واردِ سرزمینمان کرد را به لطفِ ذاتِ غریزی فداکار و پارچه نخی شلوارش نجات داد. اینجاست که شلوارِ ملیِ ما کارآمد بودنِ خودش را در زمینهی اشتعال و همچنین اشتغالِ خانگی برای افزایشِ حقوقِ زن از خانه به کارخانه ثابت کرد؛ او شلوارش را مقابلِ قطار آتش زد و از اصابت قطار به اسبِ کورچَمنی که ذاتاً خود به خود اصیلترین اسب و نجیبترین و رادیکال ترین اسبِ تاریخِ بشر است جلوگیری کرد تا قطار چپ نکند.
چه بسی اسبی که بخاطرِ جابجایی ذغال سنگِ امپریالیستی ستم دیده بود، دلسوزیاش گرفت و خودش با نجابتِ تمام کنارهگیری کرد و همهی مسافران زنده ماندند. اما دیگر آن دوران تمام شده. ما باید روشِ کینتوزی به هر آنکس که قومِ ما نیست را پیش بگیریم و با اقوام دیگر کینتوزی و دعوا کنیم و اینگونه راهِ پدرانِ غیور با سبیلهای پرپشت و موهای خوش فرم و لپهای گل انداخته و دستهای پینه بستهی زحمت کِش و قدِ رعنا و رشید با صدای ذاتاً آوازخوان و ذاتاً پایکوب را پیش بگیریم.
تا فرزندانمان عینِ آنها خوش سبیل شوند.
اما اجازه بدهید به مثالمان بازگردیم. پدربزرگِ پیری چند وقتی بود که سبیلش خوب در نمیآمد و خب دلیلش هم ساده بود. مرکز نشینان، شلوارِ او و نوادگانش را از پایشان با تهاجمِ فرهنگیِ امپریالی در آورده بودند و شلوار جین کرده بودند. حال آنکه آن جنس نخِ خاص و جایی که بیضهها در آن قرار گرفته بودند نسبت به جغرافیا و تاریخ در دی ان ایِشان به شکلِ غریزی شده بوده و ایشان را اخته کردهاند. آری دوستان و هم خلقیان. مبارزهی ما با همچنین شیطانِ امپریالیستی است. هر قوم برای خودش در جایگاهِ خودش باید خودش را سفت بچسبد و هویتِ برچسب خورده که در آن هیچ انتخابی نداشته را اشتراکاً دودستی پیش بگیرند و آن را جاودان کنند. اگر هیچ خلقی هم ندارید، خب بروید پیدا کنید! به هر حال به ما ربطی ندارد. ما حواسمان باید جمعِ خلقِ خودمان باشد، اگر هر خلق حواسش به خودش باشد دیگر همهی خلقها حواسشان به خودشان است و همین طور نمیگذاریم زنان و مردانِ ما را از خونِ پاکِ خلقیِشان دور کنید. به قول معروف کبوتر با کبوتر، کورد با کورد. ما حواسمان به خودمان در محلِ اصیلِ خودمان هست زیرا که میخواهیم به تنهایی در آنجا کمونِ شورایی مردمی با محوریتِ ستم دیدگی و ندیدگی برپا کنیم.
خلقهای جهان هر کس یک گوشه کمون تشکیل بدهید.
قومیتتان جاودان
#پادکست_زباله
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/BxkmAQCBQD6/?igshid=1c9lgreuw0nny
Instagram
Decreation
#پادکست_زباله را از کانال تلگرام دیکریشن میتوانید دانلود کنید. پادکست زباله - ارباب خلقها بنظرِ شما کدام #خلق بهتر است؟ #کوردستان یا تورکستان یا تورکمنستان. به نظر هاگرباس فیلسوف بزرگِ یونانیِ کورد تبار، کوردها به دلیلِ اسب سواری جایگاه ویژهای در تاریخ…
Decreation
پادکست زباله - ارباب خلقها بنظرِ شما کدام خلق بهتر است؟ کوردستان یا تورکستان یا تورکمنستان. به نظر هاگرباس فیلسوف بزرگِ یونانیِ کورد تبار، کوردها به دلیلِ اسب سواری جایگاه ویژهای در تاریخ داشته و اولین تمدنِ دموکراتِ تاریخ بشر را رقم زدند، زیرا که یونانیهای…
پادکست زباله-1.mp3
35.8 MB
پادکست زباله - ارباب خلقها
@Decreation2
@Decreation2
#سپیده_قلیان در ۲۷ آبانماه سال ۹۷، یعنی در چهاردهمین روز از اعتصاب کارگران نیشکر #هفتتپه همراه با #اسماعیل_بخشی و #مسلم_آرمند در اتوبوس کارگران هفتتپه بازداشت شدند. اسماعیل و مسلم به ماموران گفتند که هرجا خواهرمان برود، ما هم میآییم.
سپیده برای حمایت از اعتصاب هفتتپه در کنار یکی از مهمترین اعتراضات کارگران ایستاد و تماشاگر مبارزه طبقاتی در هفتتپه نشد.
او یک ماه بعد همراه با ۴ کارگر هفتتپه، در ۲۷ آذرماه با قرار کفالت ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. از همان روزها عدهای به او برچسبهایی میزدند که تکمیل لجنپراکنیهای امنیتیکاران در گذشته بود. اینکه یک زن ۲۳ ساله باعث شد کارگران زیر ضرب امنیتی بروند! یا رنگمو و رنگ لباس سپیده نشان از بیربطی وی به طبقهکارگر است. یا حتی سپیده همهی اینکارها را کرد تا معروف بشود! البته که تمامی لجنپراکنیها تا به امروز ادامه دارد و تاثیر خودش را هم در خبرگزاریهای امنیتی و سنگینتر شدن پروندهی او گذاشت. اما صف همراهان دستگاه سرکوب که با ژست آزادیخواهی در فضا پرسه میزنند، مشخصتر از قبل شده است. اما تا اینجا هنوز خفه کردن صدای سپیده تمام نشده و به موفقیتی هم نرسیده است.
ساعت ۷ صبح روز ۳۰ دیماه، ۱۴ مامور امنیتی با خشونت هرچه تمامتر سپیده قلیان را همراه با برادرش (مهدی قلیان) بازداشت کردند. بازداشت مجدد سپیده زمانی صورت گرفت که صداوسیما، شب ۲۹ دی ماه در نامستندی با عنوان “طراحی سوخته” اعترافات اجباری و غیرانسانی از اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و #علی_نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه که در جریان بازداشت و بازجویی پیشین آنها ضبط شده بود را نمایش داد. چارت تشکیلاتی و انگهای امنیتی بیپایه، فقط و فقط برای سرکوب مضاعف و بدنام کردن متحدین حقیقی طبقهکارگر ساخته شد. سپس فایل صوتی گفتگوی سپیده با یکی از ماموران وزارت اطلاعات (صادقیان) منتشر شد، که در آن به روشنی تهدیدها و سناریوسازی وزارت اطلاعات عیانتر میشود.
همچنین ویدیویی از سپیده در روز اول بهمنماه منتشر شد که مجدداً به مساله شکنجه فیزیکی و روانی، تهدید و اتهامات بیپایه از سوی نیروهای امنیتی و اعترافات اجباری در دوران بازداشتش پرداخت و درخواست این را داشت که جلسه دادگاه او به صورت علنی و با حضور آزاد رسانهها برگزار شود.
۱۳ اسفندماه مادر سپیده با همراهی جمعی از اعضای خانوادهی او، در مقابل دادستانی شوش تجمع کردند و خواستار آزادی وی شدند.
آن روزها حال روحی و جسمی سپیده مساعد نبود و دستگاه امنیتی از انتقال وی به مراکز درمانی امتناع کردهبود.
با آغاز سال جدید، بار دیگر خانواده سپیده قلیان در مقابل دادسرای شهر شوش دست به تحصن زدند و خواستار آزادی وی شدند.
۸ اردیبهشت سپیده همراه با اسماعیل بخشی و امیر امیرقلی از زندان اهواز به زندان اوین منتقل شد تا بدون حضور وکیل، در جلسه دادرسی در شعبه ۷ بازپرسی دادگاه شرکت کند.
امروز که این متن منتشر میشود، بیش از ۴ ماه است که سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، امیرحسین محمدیفرد، ساناز الهیاری و امیرامیرقلی در زندان به سر میبرند. اما اسدبیگیها و اختلاسگران زیر سایه نظام، حق به جانبتر از قبل مشغول استثمار کارگرانی هستند که برای دستمزد زیر خط فقر خود هم اجازهی اعتراض ندارند! جز شورای اسلامی هم هیچگونه تشکل مستقلی حق ابراز وجود علنی ندارد. جز رسانههای حکومتی هم هیچ رسانهی مستقلی حق دفاع از کارگر را ندارد.
چه چیز ترسناکتر از این که جامعه از پیشروترین رگهی طبقهکارگر حمایت کند و نمایندگان و آژیتاتورهای کارگری را در قامت رهبران جامعه به رسمیت بشناسد؟ پس برای بار چندم این پرسش را طرح کنیم که به راستی دولتِ استثمارگران، حافظ امنیت کدام طبقهی اجتماعی است؟ واضح است.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/Bxo5EHdhOEH/?igshid=1mblze3pk3zod
سپیده برای حمایت از اعتصاب هفتتپه در کنار یکی از مهمترین اعتراضات کارگران ایستاد و تماشاگر مبارزه طبقاتی در هفتتپه نشد.
او یک ماه بعد همراه با ۴ کارگر هفتتپه، در ۲۷ آذرماه با قرار کفالت ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. از همان روزها عدهای به او برچسبهایی میزدند که تکمیل لجنپراکنیهای امنیتیکاران در گذشته بود. اینکه یک زن ۲۳ ساله باعث شد کارگران زیر ضرب امنیتی بروند! یا رنگمو و رنگ لباس سپیده نشان از بیربطی وی به طبقهکارگر است. یا حتی سپیده همهی اینکارها را کرد تا معروف بشود! البته که تمامی لجنپراکنیها تا به امروز ادامه دارد و تاثیر خودش را هم در خبرگزاریهای امنیتی و سنگینتر شدن پروندهی او گذاشت. اما صف همراهان دستگاه سرکوب که با ژست آزادیخواهی در فضا پرسه میزنند، مشخصتر از قبل شده است. اما تا اینجا هنوز خفه کردن صدای سپیده تمام نشده و به موفقیتی هم نرسیده است.
ساعت ۷ صبح روز ۳۰ دیماه، ۱۴ مامور امنیتی با خشونت هرچه تمامتر سپیده قلیان را همراه با برادرش (مهدی قلیان) بازداشت کردند. بازداشت مجدد سپیده زمانی صورت گرفت که صداوسیما، شب ۲۹ دی ماه در نامستندی با عنوان “طراحی سوخته” اعترافات اجباری و غیرانسانی از اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و #علی_نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه که در جریان بازداشت و بازجویی پیشین آنها ضبط شده بود را نمایش داد. چارت تشکیلاتی و انگهای امنیتی بیپایه، فقط و فقط برای سرکوب مضاعف و بدنام کردن متحدین حقیقی طبقهکارگر ساخته شد. سپس فایل صوتی گفتگوی سپیده با یکی از ماموران وزارت اطلاعات (صادقیان) منتشر شد، که در آن به روشنی تهدیدها و سناریوسازی وزارت اطلاعات عیانتر میشود.
همچنین ویدیویی از سپیده در روز اول بهمنماه منتشر شد که مجدداً به مساله شکنجه فیزیکی و روانی، تهدید و اتهامات بیپایه از سوی نیروهای امنیتی و اعترافات اجباری در دوران بازداشتش پرداخت و درخواست این را داشت که جلسه دادگاه او به صورت علنی و با حضور آزاد رسانهها برگزار شود.
۱۳ اسفندماه مادر سپیده با همراهی جمعی از اعضای خانوادهی او، در مقابل دادستانی شوش تجمع کردند و خواستار آزادی وی شدند.
آن روزها حال روحی و جسمی سپیده مساعد نبود و دستگاه امنیتی از انتقال وی به مراکز درمانی امتناع کردهبود.
با آغاز سال جدید، بار دیگر خانواده سپیده قلیان در مقابل دادسرای شهر شوش دست به تحصن زدند و خواستار آزادی وی شدند.
۸ اردیبهشت سپیده همراه با اسماعیل بخشی و امیر امیرقلی از زندان اهواز به زندان اوین منتقل شد تا بدون حضور وکیل، در جلسه دادرسی در شعبه ۷ بازپرسی دادگاه شرکت کند.
امروز که این متن منتشر میشود، بیش از ۴ ماه است که سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، امیرحسین محمدیفرد، ساناز الهیاری و امیرامیرقلی در زندان به سر میبرند. اما اسدبیگیها و اختلاسگران زیر سایه نظام، حق به جانبتر از قبل مشغول استثمار کارگرانی هستند که برای دستمزد زیر خط فقر خود هم اجازهی اعتراض ندارند! جز شورای اسلامی هم هیچگونه تشکل مستقلی حق ابراز وجود علنی ندارد. جز رسانههای حکومتی هم هیچ رسانهی مستقلی حق دفاع از کارگر را ندارد.
چه چیز ترسناکتر از این که جامعه از پیشروترین رگهی طبقهکارگر حمایت کند و نمایندگان و آژیتاتورهای کارگری را در قامت رهبران جامعه به رسمیت بشناسد؟ پس برای بار چندم این پرسش را طرح کنیم که به راستی دولتِ استثمارگران، حافظ امنیت کدام طبقهی اجتماعی است؟ واضح است.
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/Bxo5EHdhOEH/?igshid=1mblze3pk3zod
Instagram
Decreation
#سپیده_قلیان در ۲۷ آبانماه سال ۹۷، یعنی در چهاردهمین روز از اعتصاب کارگران نیشکر #هفتتپه همراه با #اسماعیل_بخشی و #مسلم_آرمند در اتوبوس کارگران هفتتپه بازداشت شدند. اسماعیل و مسلم به ماموران گفتند که هرجا خواهرمان برود، ما هم میآییم. سپیده برای حمایت…