🔊گزارش دادگاه متهمان هفتتپه
♦️♦️دادگاه زندانيان هفت تپه،امروز ١٢ مردادماه سال ١٣٩٨ با حضور #اسماعيل_بخشي #علي_نجاتي #محمد_خنيفر #سپيده_قليان #امير_حسين_محمدي_فرد #ساناز_الهياري و #عسل_محمدي در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران برگزار گرديد.لازم به ذكر است #امير_اميرقلي با اعلام وكلايش مبني بر عدم آمادگي ايشان در دادگاه حضور نداشت.
در ابتداي دادگاه كيفرخواست همه متهمان حاضر قرائت شد.در هنگام قرائت كيفرخواست اسماعيل بخشي به عنوان متهم رديف اول پرونده هفت تپه و با اعلام قاضي بقيه متهمان و وكلا از جلسه خارج شدند و ادامه دادگاه با حضور اسماعيل بخشي و وكيل ايشان برگزار گرديد.در نهايت به بقيه متهمين ابلاغ شد كه دادگاه خاتمه يافته و زمان جلسه بعدي دادگاه متعاقبا اعلام خواهد شد.همچنين به عسل محمدي از اعضاي هيات تحريريه نشريه گام اعلام شد كه جلسه دادگاه ايشان فردا ١٣مرداد راس ساعت ٨/٣٠ در محل شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد
#زندانیان_هفتتپه
#سپیده_قلیان
#اسماعیل_بخشی #امیرحسین_محمدی_فرد #ساناز_الهیاری #عسل_محمدی #علی_نجاتی
#هیراد_پیربداقی
#روهام_یگانه
#فرید_لطفآبادی
♦️♦️دادگاه زندانيان هفت تپه،امروز ١٢ مردادماه سال ١٣٩٨ با حضور #اسماعيل_بخشي #علي_نجاتي #محمد_خنيفر #سپيده_قليان #امير_حسين_محمدي_فرد #ساناز_الهياري و #عسل_محمدي در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران برگزار گرديد.لازم به ذكر است #امير_اميرقلي با اعلام وكلايش مبني بر عدم آمادگي ايشان در دادگاه حضور نداشت.
در ابتداي دادگاه كيفرخواست همه متهمان حاضر قرائت شد.در هنگام قرائت كيفرخواست اسماعيل بخشي به عنوان متهم رديف اول پرونده هفت تپه و با اعلام قاضي بقيه متهمان و وكلا از جلسه خارج شدند و ادامه دادگاه با حضور اسماعيل بخشي و وكيل ايشان برگزار گرديد.در نهايت به بقيه متهمين ابلاغ شد كه دادگاه خاتمه يافته و زمان جلسه بعدي دادگاه متعاقبا اعلام خواهد شد.همچنين به عسل محمدي از اعضاي هيات تحريريه نشريه گام اعلام شد كه جلسه دادگاه ايشان فردا ١٣مرداد راس ساعت ٨/٣٠ در محل شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد
#زندانیان_هفتتپه
#سپیده_قلیان
#اسماعیل_بخشی #امیرحسین_محمدی_فرد #ساناز_الهیاری #عسل_محمدی #علی_نجاتی
#هیراد_پیربداقی
#روهام_یگانه
#فرید_لطفآبادی
#رهام_یگانه #هیراد_پیربداقی و #فرید_لطف_آبادی بازداشتشدگان امروز مقابل دادگاه انقلاب كه در همراهی با خانواده های زندانیان هفت تپه به دادگاه مراجعه کرده بودند ،در شعبه ٧ بازپرسی در مورد اخلال در نظم عمومی تفهيم اتهام شده و سپس حدود ساعت ۷ عصر به پلیس امنیت آرژانتین بازگردانده شدند. این ۳ بازداشتی فردا صبح به دادسرای اوين منتقل خواهند شد.
"از هفت تپه تا تهران، زحمتکشان در زندان"
#دادگاه_هفت_تپه #زندانیان_هفت_تپه
"از هفت تپه تا تهران، زحمتکشان در زندان"
#دادگاه_هفت_تپه #زندانیان_هفت_تپه
#سحر_شهرابی فراهانی فعال کارگری و اجتماعی در تجمع حمایت از بازداشت شدگان هفتتپه، از دستگيرشدگان امروز مقابل دادگاه انقلاب تهران است.
امروز صبح ١٣ مرداد با مراجعه #عسل_محمدي به شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب قرار وثيقه ي اين فعال كارگري توسط دادگاه لغو گرديده و عسل محمدي به زندان اوين منتقل شد.
هرگونه فشار بر فعالين كارگري و نشر و آزادي بيان محكوم است
هرگونه فشار بر فعالين كارگري و نشر و آزادي بيان محكوم است
بنا به اعلام آقای حیدری منش وکیل سپیده قلیان از متهمان پرونده هفت تپه” با توجه به اعلام #سپیده_قلیان مبنی بر اعتصاب غذا تا جلسه دادگاه و برآورده شدن بسیاری از خواسته های او در جهت رفع مشکلات زندان زنان شهر ری،بنا به تقاضاهای مکرر خانواده و دوستان،او ضمن حمایت و همدلی با امیرحسین محمدی فرد،اعتصاب غذای خود را شکست.”
-تصویر مربوط به نقاشی سپیده قلیان از هواخوری سالن ۵و۶ زندان قرچک است.
“ای کاش این محاصره در اینجا آشکار بود...”، اما حجله را به پایان نمیبرند
ما را تنها نگذارید
-تصویر مربوط به نقاشی سپیده قلیان از هواخوری سالن ۵و۶ زندان قرچک است.
“ای کاش این محاصره در اینجا آشکار بود...”، اما حجله را به پایان نمیبرند
ما را تنها نگذارید
هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی سه فعال کارگری که روز گذشته در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند، صبح امروز پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت موقت در دادسرای اوین به زندان اوین منتقل شدند. صبح روز گذشته در جریان حضور خانواده متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب، دستکم سه فعال کارگری به نام های هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بازداشت شدگان روز گذشته در مقابل دادگاه انقلاب صبح امروز یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۸ پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت موقت در شعبههای ۴ و ۷ بازپرسی دادسرای اوین به زندان اوین منتقل شدند.
به گفته یک منبع مطلع، هیراد پیربداقی و فرید لطف آبادی در شعبه ۷ بازپرسی و رهام یگانه در شعبه ۴ بازپرسی دادسرای اوین پس از تفهیم اتهام “اخلال در نظم عمومی” و صدور قرار بازداشت موقت به زندان اوین منتقل شدند. این منبع در ادامه گفت که علیرغم پیگیری خانواده بازداشت شدگان درخصوص مدت زمان قرار بازداشت تعیین شده برای این افراد، ماموران به آنها گفتهاند مدت زمان تعیین شده مشخص نیست و آنها به اوین منتقل شدهاند.
صبح روز گذشته در جریان حضور خانواده متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب، دستکم سه فعال کارگری به نام های هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به دادسرای اوین منتقل شده بودند.
صبح روز گذشته متهمین اعتراضات هفت تپه طبق ابلاغ قبلی، جهت شرکت در جلسه دادگاه به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران منتقل شده بودند. به گفته یکی از حاضرین، پیش از برگزاری دادگاه امروز خانواده متهمین به همراه تعدادی از فعالین کارگری و مدنی در مقابل ساختمان محل برگزاری دادگاه حضور داشتند که مامورین علاوه بر بازداشت تعدادی از حاضران با محدود کردن تردد به سمت این تجمع مانع پیوستن تعدادی دیگر شده بودند.
لازم به ذکر است رهام یگانه پیشتر نیز در آذرماه سال گذشته به همراه ۴ فعال کارگری دیگر بازداشت و پس از یک روز آزاد شده بود.
عسل محمدی، از متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه نیز، صبح امروز در پی حضور در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران بازداشت شد. گفته می شود که قاضی مقیسه بر اساس شکایت وزارت اطلاعات قرار وثیقه وی را به قرار بازداشت تبدیل کرده است. جلسه رسیدگی به اتهامات مهمان اعتراضات هفت تپه روز گذشته به تاریخ دیگری موکول شده بود که از میان آنها، قرار بود امروز جلسه دادگاه اسماعیل بخشی و عسل محمدی برگزار شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بازداشت شدگان روز گذشته در مقابل دادگاه انقلاب صبح امروز یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۸ پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت موقت در شعبههای ۴ و ۷ بازپرسی دادسرای اوین به زندان اوین منتقل شدند.
به گفته یک منبع مطلع، هیراد پیربداقی و فرید لطف آبادی در شعبه ۷ بازپرسی و رهام یگانه در شعبه ۴ بازپرسی دادسرای اوین پس از تفهیم اتهام “اخلال در نظم عمومی” و صدور قرار بازداشت موقت به زندان اوین منتقل شدند. این منبع در ادامه گفت که علیرغم پیگیری خانواده بازداشت شدگان درخصوص مدت زمان قرار بازداشت تعیین شده برای این افراد، ماموران به آنها گفتهاند مدت زمان تعیین شده مشخص نیست و آنها به اوین منتقل شدهاند.
صبح روز گذشته در جریان حضور خانواده متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب، دستکم سه فعال کارگری به نام های هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به دادسرای اوین منتقل شده بودند.
صبح روز گذشته متهمین اعتراضات هفت تپه طبق ابلاغ قبلی، جهت شرکت در جلسه دادگاه به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران منتقل شده بودند. به گفته یکی از حاضرین، پیش از برگزاری دادگاه امروز خانواده متهمین به همراه تعدادی از فعالین کارگری و مدنی در مقابل ساختمان محل برگزاری دادگاه حضور داشتند که مامورین علاوه بر بازداشت تعدادی از حاضران با محدود کردن تردد به سمت این تجمع مانع پیوستن تعدادی دیگر شده بودند.
لازم به ذکر است رهام یگانه پیشتر نیز در آذرماه سال گذشته به همراه ۴ فعال کارگری دیگر بازداشت و پس از یک روز آزاد شده بود.
عسل محمدی، از متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه نیز، صبح امروز در پی حضور در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران بازداشت شد. گفته می شود که قاضی مقیسه بر اساس شکایت وزارت اطلاعات قرار وثیقه وی را به قرار بازداشت تبدیل کرده است. جلسه رسیدگی به اتهامات مهمان اعتراضات هفت تپه روز گذشته به تاریخ دیگری موکول شده بود که از میان آنها، قرار بود امروز جلسه دادگاه اسماعیل بخشی و عسل محمدی برگزار شود.
دوازده روز از به بند کشیدن و دستگیری #رهام_یگانه، #هیراد_پیربداقی و #فرید_لطف_آبادی در روز برگزاری دادگاه کارگران هفت تپه و مدافعین راستینشان میگذرد. فعالانی که برای دلگرمی و حمایت از رفقایشان و کارگران روز ۱۲ مرداد در کنار خانوادههای رنج دیده و استوار بازداشتیهای #هفت_تپه در روبروی دادگاه حاضر شدند و با نمایشی ترین بهانه ها و سناریو های ممکن دستگیر شدند. دستگیری هایی که برای جامعه و فعالان کارگری و مدنی غیر قابل پذیرش است.
عدهای نیز در جایگاه وکیل مدافع سرمایهداران و زالو صفتانی همچون امید اسدبیگی از کوفتن هیچ مشتی بر پیکر جنبش کارگری و جنبش حق طلبی و آزادی خواهی دریغ نمیکند. از دستگیری و بگیر و ببند های گسترده کارگران در هفت تپه و شوش و اهواز تا یورش به صف آزادی خواهان و حق طلبانی که در تهران و جای جای ایران به دفاع از حق زندگی، رفاه و آزادی طبقه کارگر پرداخته اند.
چند هزار بار دیگر باید تاریخ تکرار شود تا این موضوع را درک کنند که نمیتوان فریاد حق طلبی را با هیچ ابزاری خاموش کرد؟ یورش کور به حضور مسالمت آمیز خانواده ها و رفقای بازداشتیهای هفت تپه نشانی از همین عدم درک و فهم تاریخ است. غلامحسین ساعدی در نامهای به برادرس علی اکبر در دوران زندان و شکنجه ساواک میگوید: «اگر مرا خفه کردند، نعره مرا نمیتوانند خفه کنند، یادت باشد که بعد از مرگ نیز من فریاد خواهم کشید.»، درست همینجا باید ایستاد و با صدایی بلند تکرار کرد که فریاد کارگران و زحمتکشان و مدافعین شریفشان برای مطالبه حقوق غیر قابل انکار خود را نمی توان خفه کرد. همانگونه که هنوز صدای فریاد علی نقدی پس از خودکشی، اسماعیل بخشی پس از شکنجه، سپیده قلیان پس از زندانی شدن در گوش جامعه و صفوف آزادیخواهان و حق طلبان انعکاسی صد چندان دارد. تعرض های ناتمام به هر صدایی که در دفاع از کارگران و زحمتکشان بلند میشود تنها نشان استیصال و گیجی آنانیست که برای پول و ترفیع نزد مقام بالادستی دست به مضحک ترین پرونده سازی ها زده و "طراحی سوخته" میسازد تا جامعه را مرعوب کرده و انسان ها را از تلاش برای بدست آوردن حق خود به عقب براند. اما براستی که نام درستی را برای تمام این پرونده سازی ها و دستگیری ها انتخاب کرده اند: طراحی سوخته!
این طراحی آنقدر سوخته و کاذب است که حتی محافظه کاران دست راستی را نیز نمیتواند با پرونده سازی های جعلی خود متقاعد کند، آنوقت انتظار دارند که کارگران و آحاد جامعه را که از فشار و وضعیت معیشتی خود به تنگ آمده اند را یه عقب براند.
همبستگی که در زیر تمامی این فشارها شکل گرفته است و بانگ پرشوری که از گلوی انسان هایی که خواهان سازماندهی عادلانه و آزاد جامعه اند شکستنی نیست و هرگونه تعرض به صفوف کارگران و مدافعانش را عمیقاً محکوم و از پیش شکست خورده میداند و خواهان آزادی بی قید و شرط فعالان در بند است. پاسخ حق طلبی دستگیری در کف خیابان و روبروی دادگاه نیست.
رهام یگانه، هیراد پیربداقی و فرید لطف آبادی باید فوراً و بی قید و شرط آزاد شوند.
عدهای نیز در جایگاه وکیل مدافع سرمایهداران و زالو صفتانی همچون امید اسدبیگی از کوفتن هیچ مشتی بر پیکر جنبش کارگری و جنبش حق طلبی و آزادی خواهی دریغ نمیکند. از دستگیری و بگیر و ببند های گسترده کارگران در هفت تپه و شوش و اهواز تا یورش به صف آزادی خواهان و حق طلبانی که در تهران و جای جای ایران به دفاع از حق زندگی، رفاه و آزادی طبقه کارگر پرداخته اند.
چند هزار بار دیگر باید تاریخ تکرار شود تا این موضوع را درک کنند که نمیتوان فریاد حق طلبی را با هیچ ابزاری خاموش کرد؟ یورش کور به حضور مسالمت آمیز خانواده ها و رفقای بازداشتیهای هفت تپه نشانی از همین عدم درک و فهم تاریخ است. غلامحسین ساعدی در نامهای به برادرس علی اکبر در دوران زندان و شکنجه ساواک میگوید: «اگر مرا خفه کردند، نعره مرا نمیتوانند خفه کنند، یادت باشد که بعد از مرگ نیز من فریاد خواهم کشید.»، درست همینجا باید ایستاد و با صدایی بلند تکرار کرد که فریاد کارگران و زحمتکشان و مدافعین شریفشان برای مطالبه حقوق غیر قابل انکار خود را نمی توان خفه کرد. همانگونه که هنوز صدای فریاد علی نقدی پس از خودکشی، اسماعیل بخشی پس از شکنجه، سپیده قلیان پس از زندانی شدن در گوش جامعه و صفوف آزادیخواهان و حق طلبان انعکاسی صد چندان دارد. تعرض های ناتمام به هر صدایی که در دفاع از کارگران و زحمتکشان بلند میشود تنها نشان استیصال و گیجی آنانیست که برای پول و ترفیع نزد مقام بالادستی دست به مضحک ترین پرونده سازی ها زده و "طراحی سوخته" میسازد تا جامعه را مرعوب کرده و انسان ها را از تلاش برای بدست آوردن حق خود به عقب براند. اما براستی که نام درستی را برای تمام این پرونده سازی ها و دستگیری ها انتخاب کرده اند: طراحی سوخته!
این طراحی آنقدر سوخته و کاذب است که حتی محافظه کاران دست راستی را نیز نمیتواند با پرونده سازی های جعلی خود متقاعد کند، آنوقت انتظار دارند که کارگران و آحاد جامعه را که از فشار و وضعیت معیشتی خود به تنگ آمده اند را یه عقب براند.
همبستگی که در زیر تمامی این فشارها شکل گرفته است و بانگ پرشوری که از گلوی انسان هایی که خواهان سازماندهی عادلانه و آزاد جامعه اند شکستنی نیست و هرگونه تعرض به صفوف کارگران و مدافعانش را عمیقاً محکوم و از پیش شکست خورده میداند و خواهان آزادی بی قید و شرط فعالان در بند است. پاسخ حق طلبی دستگیری در کف خیابان و روبروی دادگاه نیست.
رهام یگانه، هیراد پیربداقی و فرید لطف آبادی باید فوراً و بی قید و شرط آزاد شوند.
ساعتي پيش و در چهاردهمين روز از بازداشت و بی خبری از وضعيت سه بازداشتی مقابل دادگاه #هفت_تپه ،تعدادی لباس شخصی تحت عنوان ماموران وزارت اطلاعات با يورش به منزل شخصی آتيه نوری مادر #رهام_یگانه ،اقدام به تفتيش منزل و ضبط و مصادرهی لوازم شخصی کرده اند و تلفن همراه آتیه نوری مادر رهام یگانه را به همراه تعدادی دفتر و مدارك رهام يگانه ضبط كرده اند.
#هيراد_پيربداقي #رهام_يگانه و #فريد_لطف_آبادي سه تن از حاميان كارگران هفت تپه هستند كه روز ١٢ مردادماه در مقابل برگزاري دادگاه هفت تپه دستگير شدند و تاكنون خبر دقيقي از وضعيت اين سه زنداني مه در زندان اوين و در سلول انفرادي محبوس هستند،در دست نيست.
#هيراد_پيربداقي #رهام_يگانه و #فريد_لطف_آبادي سه تن از حاميان كارگران هفت تپه هستند كه روز ١٢ مردادماه در مقابل برگزاري دادگاه هفت تپه دستگير شدند و تاكنون خبر دقيقي از وضعيت اين سه زنداني مه در زندان اوين و در سلول انفرادي محبوس هستند،در دست نيست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فيلم كوتاه "تاتانوس" ساخته ي #رهام_یگانه
منتشر شده در نشريه گام:
به جای سردبیر«یک»
ماجرای قدیمی شده " طرح سوخته " دولت های بورژوازی که وظیفه مصون نگه داشتن منافع آن را بعهده دارند و جریان هایی که سیاست های نظام سرمایه داری را پیش می برند از این قرار اند، نزدیک به چهل سال است که هر گاه پرولتاریای ایران عروج کرده و مطالبات ش به نقطه جوش رسیده، با سرکوب و توطئه و تفرقه روبرو شده اند . امروز نیز در برابر جوشش مطالبات طبقه کارگر ، با متوسل شدن به سرکوب بی امان کارگران نیشکر هفت تپه و حامیانشان در نشریه گام، این ماجرای تکراری را دوباره رقم زده اند . تکرار این ماجرا از جانب پلیس سیاسی و خیمه شب بازی حامیان بورژوازی با شب کلاه ارعاب، در این برهه زمانی از آنجا نشات می گیرد که نظام سرمایه داری ایران مدتی است که در بن بست اقتصادی گرفتار شده و دولت مدافع آن نیز دیگر توان توجیه ناکارآمدی به نهایت رسیده اش در حفظ منافع موجود را ندارد؛ انسداد اقتصادی بورژوازی ایران ، دولت و جریان های حافظ سیاست های اقتصادی اش را به شدت سردرگم کرده است. در نتیجه چاره ای جز اجرای طرح سوخته سرکوب و ارعاب وخفقان ، پیگردهای قضایی دیکته شده وتفرقه افکنی در میان صفوف کارگران راهکاری در چنته ندارد و تکرار مکررات می کند . بورژوازی ایران دیگر قادر به اداره جامعه و بازتولید وضع موجود نیست و در نتیجه نیروهای سیاسی دست راستی و فرقه های خود قیم خوانده طبقه کارگر و دیگر جریان های سیاسی فرعی و اصلی که سیاست های بورژوازی را پیش می برند نیز توانایی ارائه پاسخ روشن اقتصادی – سیاسی را ندارند . به تبع پایینی های جامعه طبقاتی برای برون رفت از این بحران اقتصادی و خطر فروپاشی اجتماعی به خروش در آمده و کل روزنه های سیاسی و اجتماعی را لرزانده و زنگ خطر را برای سرمایه داری ایران به صدا درآورده است. دایره فقر، بیکاری، گرانی روزافزون و بی حقوقی گسترده تر از قبل شده و جامعه طبقاتی ایران نیز بیش از پیش دو قطبی شده است؛. صف بندی های سیاسی و اجتماعی در دو اردگاه متخاصم پررنگ تر از همیشه نمایان. دو جنبش اجتماعی، با نیروهای سیاسی متعلق به دو طبقه اقتصادی و سیاسی در جدال با یکدیگر در مقابل هم آرایش جنگی گرفته اند .
_ادامه متن را از INSTANT VIEW دنبال کنید:
https://telegra.ph/%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DB%8C%DA%A9-08-26
به جای سردبیر«یک»
ماجرای قدیمی شده " طرح سوخته " دولت های بورژوازی که وظیفه مصون نگه داشتن منافع آن را بعهده دارند و جریان هایی که سیاست های نظام سرمایه داری را پیش می برند از این قرار اند، نزدیک به چهل سال است که هر گاه پرولتاریای ایران عروج کرده و مطالبات ش به نقطه جوش رسیده، با سرکوب و توطئه و تفرقه روبرو شده اند . امروز نیز در برابر جوشش مطالبات طبقه کارگر ، با متوسل شدن به سرکوب بی امان کارگران نیشکر هفت تپه و حامیانشان در نشریه گام، این ماجرای تکراری را دوباره رقم زده اند . تکرار این ماجرا از جانب پلیس سیاسی و خیمه شب بازی حامیان بورژوازی با شب کلاه ارعاب، در این برهه زمانی از آنجا نشات می گیرد که نظام سرمایه داری ایران مدتی است که در بن بست اقتصادی گرفتار شده و دولت مدافع آن نیز دیگر توان توجیه ناکارآمدی به نهایت رسیده اش در حفظ منافع موجود را ندارد؛ انسداد اقتصادی بورژوازی ایران ، دولت و جریان های حافظ سیاست های اقتصادی اش را به شدت سردرگم کرده است. در نتیجه چاره ای جز اجرای طرح سوخته سرکوب و ارعاب وخفقان ، پیگردهای قضایی دیکته شده وتفرقه افکنی در میان صفوف کارگران راهکاری در چنته ندارد و تکرار مکررات می کند . بورژوازی ایران دیگر قادر به اداره جامعه و بازتولید وضع موجود نیست و در نتیجه نیروهای سیاسی دست راستی و فرقه های خود قیم خوانده طبقه کارگر و دیگر جریان های سیاسی فرعی و اصلی که سیاست های بورژوازی را پیش می برند نیز توانایی ارائه پاسخ روشن اقتصادی – سیاسی را ندارند . به تبع پایینی های جامعه طبقاتی برای برون رفت از این بحران اقتصادی و خطر فروپاشی اجتماعی به خروش در آمده و کل روزنه های سیاسی و اجتماعی را لرزانده و زنگ خطر را برای سرمایه داری ایران به صدا درآورده است. دایره فقر، بیکاری، گرانی روزافزون و بی حقوقی گسترده تر از قبل شده و جامعه طبقاتی ایران نیز بیش از پیش دو قطبی شده است؛. صف بندی های سیاسی و اجتماعی در دو اردگاه متخاصم پررنگ تر از همیشه نمایان. دو جنبش اجتماعی، با نیروهای سیاسی متعلق به دو طبقه اقتصادی و سیاسی در جدال با یکدیگر در مقابل هم آرایش جنگی گرفته اند .
_ادامه متن را از INSTANT VIEW دنبال کنید:
https://telegra.ph/%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DB%8C%DA%A9-08-26
Telegraph
به جای سردبیر«یک»
ماجرای قدیمی شده " طرح سوخته " دولت های بورژوازی که وظیفه مصون نگه داشتن منافع آن را بعهده دارند و جریان هایی که سیاست های نظام سرمایه داری را پیش می برند از این قرار اند، نزدیک به چهل سال است که هر گاه پرولتاریای ایران عروج کرده و مطالبات ش به نقطه جوش…
دقایقی پیش #رهام_یگانه #فرید_لطف_آبادی و #هیراد_پیربداقی از زندان اوین آزاد شدند.
- کمپین حمایت از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه https://t.me/zendani7tapeh
t.me/Decreation2
- کمپین حمایت از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه https://t.me/zendani7tapeh
t.me/Decreation2
رفقا و دوستان
حمایت های گرم و صمیمانه شما عزیزان در طول مدت بازداشت را حس کردیم و باعث دلگرمی و عامل ثبات قدم ما نیز بود. از تمام آزادیخواهان و برابری طلبان، سندیکاها و نهادهای کارگری، فعالان اجتماعی و سیاسی، معلمان، هنرمندان، دانشجویان و تمامی کسانی که در روزهای بازداشت ما به هر نحوی همبستگی خود را در دفاع از متحدین طبقه کارگر نشان دادند، ممنونیم. این حمایت ها در آزادی موقت ما موثر بود.
در غیاب همبستگی ما، سرمایه داران و استثمارگران هر روز چپاول و تاراج زندگی ما و جامعه را ادامه خواهند داد. همبستگی و تشکل یابی نیروهای ترقی خواه و واقعی جامعه تنها راه چاره کارگران و حامیان آنان است، تا بتوان در دفاع از حقوق بدیهی طبقه کارگر در برابر نظام سرمایه داری و تعرض های ناتمام آن به زندگی انسان ها مقاومت کرد و چارهای اندیشید.
حال مسالهی دیگری نیز که مطرح است، تلاش برای آزادی و دفاع از حداقل حقوق زندانیان سیاسی و جنبش حق طلبانهی جامعه است که این روزها تحت فشار احکام قضایی، امنیتی کردن اکثر اعتراضات کارگری و بازداشت های گسترده قرار گرفتهاند.
به نوبهی خود از تمامی کسانی که از ما حمایت کردند، ممنون و سپاسگذاریم. حمایت شما روحیه، دلگرمی و اعتماد به نفسی مضاعف برای ما بود. به امید پاره کردن طوق های بردگیِ استثمار و بهره کشی در هر نقطهی این جهان دردمند ما.
زنده باد اتحاد جهانی طبقه کارگر!
رهام یگانه و هیراد پیربداقی
-کمپین حمایت از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه https://t.me/zendani7tapeh
حمایت های گرم و صمیمانه شما عزیزان در طول مدت بازداشت را حس کردیم و باعث دلگرمی و عامل ثبات قدم ما نیز بود. از تمام آزادیخواهان و برابری طلبان، سندیکاها و نهادهای کارگری، فعالان اجتماعی و سیاسی، معلمان، هنرمندان، دانشجویان و تمامی کسانی که در روزهای بازداشت ما به هر نحوی همبستگی خود را در دفاع از متحدین طبقه کارگر نشان دادند، ممنونیم. این حمایت ها در آزادی موقت ما موثر بود.
در غیاب همبستگی ما، سرمایه داران و استثمارگران هر روز چپاول و تاراج زندگی ما و جامعه را ادامه خواهند داد. همبستگی و تشکل یابی نیروهای ترقی خواه و واقعی جامعه تنها راه چاره کارگران و حامیان آنان است، تا بتوان در دفاع از حقوق بدیهی طبقه کارگر در برابر نظام سرمایه داری و تعرض های ناتمام آن به زندگی انسان ها مقاومت کرد و چارهای اندیشید.
حال مسالهی دیگری نیز که مطرح است، تلاش برای آزادی و دفاع از حداقل حقوق زندانیان سیاسی و جنبش حق طلبانهی جامعه است که این روزها تحت فشار احکام قضایی، امنیتی کردن اکثر اعتراضات کارگری و بازداشت های گسترده قرار گرفتهاند.
به نوبهی خود از تمامی کسانی که از ما حمایت کردند، ممنون و سپاسگذاریم. حمایت شما روحیه، دلگرمی و اعتماد به نفسی مضاعف برای ما بود. به امید پاره کردن طوق های بردگیِ استثمار و بهره کشی در هر نقطهی این جهان دردمند ما.
زنده باد اتحاد جهانی طبقه کارگر!
رهام یگانه و هیراد پیربداقی
-کمپین حمایت از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه https://t.me/zendani7tapeh
Telegram
کمپین دفاع از هفتتپه و اعتراضات کارگری
«کمپین دفاع از هفتتپه و اعتراضات کارگری» برای دفاع از جنبش رادیکال طبقه کارگر و حمایت از فعالین کارگری و سیاسی داخلی شکل گرفته و کارزاری است برای همبستگی با سازمانهای بینالمللی کارگری و تودهای.
پیامگیر تلگرام برای حمایت و نقد:
@HaftHezarTapeh
پیامگیر تلگرام برای حمایت و نقد:
@HaftHezarTapeh
سنگ اندازی چپ مریخی و بحران بی ربطی طبقاتی
وقتی حاشیه نشینان احساس میدان داری می کنند
اخیرا و بدنبال نامهای مشترک به امضای محمود بهشتی لنگرودی، امیرسالار داوودی و اسماعیل بخشی به رئیس قوه قضائیه و درخواست اقدامات عملی به جای وعده برعلیه محاکمات فرمایشی و احکام سنگین به زندانیان هفت تپه، حامیان آنها، معلمین دربند و دستگیرشدگان اول مه منتشر شده است . تحرکی سبکسرانه علیه اسماعیل از جانب عدهای قلیل و با اهدافی آشنا راه افتاده است. این نامه ظاهرا فرصت و فرجهای شده است تا عدهای به بهانه آن، نیش زهرآگین همیشه آماده خود را علیه اعتراضات اخیر کارگران فولاد و هفت تپه بکار اندازند و به تحریک و انشقاق در میان کارگران متحد جنبش کارگری دامن زده و رهبران و فعالین محبوب آنها را از چشم بیندازند. این تلاش سوخته متولد شده است و مانند بسیاری دیگر از این قبیل سیاست بازی کردنها راه به جایی نخواهد برد.
-برای مطالعه ادامه مطلب روی لینک زیر یا Instant View کلیک کنید.
https://bit.ly/2kVaBkc
وقتی حاشیه نشینان احساس میدان داری می کنند
اخیرا و بدنبال نامهای مشترک به امضای محمود بهشتی لنگرودی، امیرسالار داوودی و اسماعیل بخشی به رئیس قوه قضائیه و درخواست اقدامات عملی به جای وعده برعلیه محاکمات فرمایشی و احکام سنگین به زندانیان هفت تپه، حامیان آنها، معلمین دربند و دستگیرشدگان اول مه منتشر شده است . تحرکی سبکسرانه علیه اسماعیل از جانب عدهای قلیل و با اهدافی آشنا راه افتاده است. این نامه ظاهرا فرصت و فرجهای شده است تا عدهای به بهانه آن، نیش زهرآگین همیشه آماده خود را علیه اعتراضات اخیر کارگران فولاد و هفت تپه بکار اندازند و به تحریک و انشقاق در میان کارگران متحد جنبش کارگری دامن زده و رهبران و فعالین محبوب آنها را از چشم بیندازند. این تلاش سوخته متولد شده است و مانند بسیاری دیگر از این قبیل سیاست بازی کردنها راه به جایی نخواهد برد.
-برای مطالعه ادامه مطلب روی لینک زیر یا Instant View کلیک کنید.
https://bit.ly/2kVaBkc
Telegraph
سنگ اندازی چپ مریخی و بحران بی ربطی طبقاتی
وقتی حاشیه نشینان احساس میدان داری می کنند اخیرا و بدنبال نامهای مشترک به امضای محمود بهشتی لنگرودی، امیرسالار داوودی و اسماعیل بخشی به رئیس قوه قضائیه و درخواست اقدامات عملی به جای وعده برعلیه محاکمات فرمایشی و احکام سنگین به زندانیان هفت تپه، حامیان آنها،…
ما همچنان ایستادهایم
با دهانهای سپید
برای زدودن شبی فرتوت
که هیچ افقی نمیخواهدش
راه افتادن مجدد رسانه #دیکریشن به طورکلی هیچ پیامی ندارد جز اینکه دیکریشن احتمالا در آینده سریع تر آپدیت میشود .اما دیکریشن هیچگاه صرفا یک رسانه نبوده؛ کار رسانهای کرده و میکند اما پایگاه خبری نیست؛ دیکریشن همیشه خود را مدافع یک نقد ریشه ای میدانسته، پس تمام فعالیتهای خود را حول ترویج یک نقد خاص دانسته و میداند .پس آغاز به کار دوباره آن، آغاز به ترویج همان خط است.
دیکریشن گرچه حزب و سازمان نیست اما بی طرف هم نیست. دیکریشن حامی نقدی تاریخی است که براساس منافع #طبقه_کارگر و بینشی جهانی از معضلات محلی خود را تعریف میکند. این نقد طبیعتا از زمان مارکس تا کنون راهگشایی خود را آغاز کرد و #لنینیسم سیاستورزی این نقد را معنا بخشید. به این اعتبار دیکریشن مدعی این نیست که خود به این نقدها رسید. دیکریشن مخترع و مکتشف نیست، جانبدار طبقه کارگر است و باور دارد تحولات سیاسی میتواند دورهای بی بازگشت را در جهان طبقاتی کلید بزند.
#مارکس و #انگلس در #مانیفست_کمونیست میگویند که کمونیست ها حزبی جدا از کارگران نیستند. دیکریشن اما حتی حزب هم نیست ولی مدافع یک رگه خاص در #مبارزه_طبقاتی است که باور دارد: (( تا ریشه در آب است، امید ثمری هست)).
تغییرات چنانچه مساله مالکیت را نتوانند به شکل برگشت ناپذیری حل کنند، در نهایت شکست میخورند. به همین دلیل مساله سیاست و دولت، کانون یک پراتیک کمونیستی است.
مدت ها خود را آپدیت نکردیم چون تیغ #سرکوب ما را هم گرفت و ما را به سمت یک جمعبندی دوباره برد. گرچه سرکوب عوارضی دارد اما پاسخ به ارعاب، عقب نشینی نیست، چون سرکوب گرچه میتواند به شکست بیانجامد اما این امر اجتنابناپذیر نیست. با این حال سرکوب همواره برای فعالان سیاسی ضرورت بازاندیشی را میآورد که البته برای ما این بازاندیشی در تاکتیک بود. راه اندازی مجدد رسانه دیکریشن، بازگشت دوباره یک نقد به عرصه رسانه است. نقدی که نظام تولید را قطب نمای خود میداند. به این اعتبار مدعی میشویم که در نهایت چیزی برای مدافعان طبقه کارگر تغییری نکرده و ما هم خود را جدا از این قافله نمیبینیم.
دیکریشن رسانه خود را توسعه داد تا بتواند نقد خود را به مخاطب بیشتری برساند. جنگ اصلی پابرجاست، #استثمار هنوز کانون تضادهای امروز است. نقد کمونیستی به سرمایه داری مهمترین خصلتی که دارد، جهانشمول بودن آن و ریشه ای بودنش است. همچنان هویت های برساخته نظامهای طبقاتی مساله نقد ماست. تاکید بر #انترناسیونالیسم و جلوگیری از ورود سموم ناسیونالیستی به صفوف طبقه کارگر و شکاف در میان کارگران، همچنان پرنسیب اصلی ماست و ما باز هم براین اساس با چنین انحرافاتی تمام قد مقابله خواهیم کرد و به اندازه توان خود نظراتی که در این راستا باشند را منتشر خواهیم کرد.
از آنجایی که بی طرف نیستیم موظف میدانیم نظراتی که در این راستا هستند را منتشر کنیم. از آنجایی که حزب نیستیم جذب نیرو برای ما با دادن کارت و حق عضویت بی معناست. دیکریشن مبلغ نقد خاصی است و هر کس که این نگاه را قبول دارد و لطف کند دیکریشن را در جریان نظراتش بگذارد یا سایت آن را جایی مناسب برای انتشار نظراتش بداند دیکریشنی است. به بیان دیگر دیکریشن نقد کمونیستی و انضمامی به جهان پیرامونش است و هر کمونیستی که ما را در کنار خود ببیند طبیعتا دیکریشن ابتدا خود را همسنگر آنها میداند.
گرچه در دو سال گذشته جنبش کمونیستی در مداری به مراتب بالاتر از گذشته وارد میدان شد و وزارت اطلاعات هم تعارف را کنار گذاشت و تعدادی را از زندگی روتین بازداشت، اما همچنان نظام تولید همان است که بود. همانطور که به قول جمشید هادیان، در مقدمه ترجمه سرمایه مارکس میگوید: ((صد چین و شوروی و آلبانی دیگر هم بیایند و بروند، باز هم این نقد پرولتری به بربریت سرمایهداری پاسخ میطلبد .)) از نظر ما هم تغییرات عظیم در صف بندی نیروها، سرکوب های گسترده و کشتارهای وسیع نیز نمیتواند این نقد را به طور کلی از حرکت باز دارد. به قول رزا لوکزامبورگ، انقلاب بوده و هست و خواهد بود. ما نیز چندی در این قافله خواهیم بود اما کار را درنهایت باید یک طبقه آگاه با کسب قدرت و تغییر نظام تولید ممکن کند.
https://www.instagram.com/p/B_DSnHFqlup/?igshid=1v5j1dor434je
@Decreation2
با دهانهای سپید
برای زدودن شبی فرتوت
که هیچ افقی نمیخواهدش
راه افتادن مجدد رسانه #دیکریشن به طورکلی هیچ پیامی ندارد جز اینکه دیکریشن احتمالا در آینده سریع تر آپدیت میشود .اما دیکریشن هیچگاه صرفا یک رسانه نبوده؛ کار رسانهای کرده و میکند اما پایگاه خبری نیست؛ دیکریشن همیشه خود را مدافع یک نقد ریشه ای میدانسته، پس تمام فعالیتهای خود را حول ترویج یک نقد خاص دانسته و میداند .پس آغاز به کار دوباره آن، آغاز به ترویج همان خط است.
دیکریشن گرچه حزب و سازمان نیست اما بی طرف هم نیست. دیکریشن حامی نقدی تاریخی است که براساس منافع #طبقه_کارگر و بینشی جهانی از معضلات محلی خود را تعریف میکند. این نقد طبیعتا از زمان مارکس تا کنون راهگشایی خود را آغاز کرد و #لنینیسم سیاستورزی این نقد را معنا بخشید. به این اعتبار دیکریشن مدعی این نیست که خود به این نقدها رسید. دیکریشن مخترع و مکتشف نیست، جانبدار طبقه کارگر است و باور دارد تحولات سیاسی میتواند دورهای بی بازگشت را در جهان طبقاتی کلید بزند.
#مارکس و #انگلس در #مانیفست_کمونیست میگویند که کمونیست ها حزبی جدا از کارگران نیستند. دیکریشن اما حتی حزب هم نیست ولی مدافع یک رگه خاص در #مبارزه_طبقاتی است که باور دارد: (( تا ریشه در آب است، امید ثمری هست)).
تغییرات چنانچه مساله مالکیت را نتوانند به شکل برگشت ناپذیری حل کنند، در نهایت شکست میخورند. به همین دلیل مساله سیاست و دولت، کانون یک پراتیک کمونیستی است.
مدت ها خود را آپدیت نکردیم چون تیغ #سرکوب ما را هم گرفت و ما را به سمت یک جمعبندی دوباره برد. گرچه سرکوب عوارضی دارد اما پاسخ به ارعاب، عقب نشینی نیست، چون سرکوب گرچه میتواند به شکست بیانجامد اما این امر اجتنابناپذیر نیست. با این حال سرکوب همواره برای فعالان سیاسی ضرورت بازاندیشی را میآورد که البته برای ما این بازاندیشی در تاکتیک بود. راه اندازی مجدد رسانه دیکریشن، بازگشت دوباره یک نقد به عرصه رسانه است. نقدی که نظام تولید را قطب نمای خود میداند. به این اعتبار مدعی میشویم که در نهایت چیزی برای مدافعان طبقه کارگر تغییری نکرده و ما هم خود را جدا از این قافله نمیبینیم.
دیکریشن رسانه خود را توسعه داد تا بتواند نقد خود را به مخاطب بیشتری برساند. جنگ اصلی پابرجاست، #استثمار هنوز کانون تضادهای امروز است. نقد کمونیستی به سرمایه داری مهمترین خصلتی که دارد، جهانشمول بودن آن و ریشه ای بودنش است. همچنان هویت های برساخته نظامهای طبقاتی مساله نقد ماست. تاکید بر #انترناسیونالیسم و جلوگیری از ورود سموم ناسیونالیستی به صفوف طبقه کارگر و شکاف در میان کارگران، همچنان پرنسیب اصلی ماست و ما باز هم براین اساس با چنین انحرافاتی تمام قد مقابله خواهیم کرد و به اندازه توان خود نظراتی که در این راستا باشند را منتشر خواهیم کرد.
از آنجایی که بی طرف نیستیم موظف میدانیم نظراتی که در این راستا هستند را منتشر کنیم. از آنجایی که حزب نیستیم جذب نیرو برای ما با دادن کارت و حق عضویت بی معناست. دیکریشن مبلغ نقد خاصی است و هر کس که این نگاه را قبول دارد و لطف کند دیکریشن را در جریان نظراتش بگذارد یا سایت آن را جایی مناسب برای انتشار نظراتش بداند دیکریشنی است. به بیان دیگر دیکریشن نقد کمونیستی و انضمامی به جهان پیرامونش است و هر کمونیستی که ما را در کنار خود ببیند طبیعتا دیکریشن ابتدا خود را همسنگر آنها میداند.
گرچه در دو سال گذشته جنبش کمونیستی در مداری به مراتب بالاتر از گذشته وارد میدان شد و وزارت اطلاعات هم تعارف را کنار گذاشت و تعدادی را از زندگی روتین بازداشت، اما همچنان نظام تولید همان است که بود. همانطور که به قول جمشید هادیان، در مقدمه ترجمه سرمایه مارکس میگوید: ((صد چین و شوروی و آلبانی دیگر هم بیایند و بروند، باز هم این نقد پرولتری به بربریت سرمایهداری پاسخ میطلبد .)) از نظر ما هم تغییرات عظیم در صف بندی نیروها، سرکوب های گسترده و کشتارهای وسیع نیز نمیتواند این نقد را به طور کلی از حرکت باز دارد. به قول رزا لوکزامبورگ، انقلاب بوده و هست و خواهد بود. ما نیز چندی در این قافله خواهیم بود اما کار را درنهایت باید یک طبقه آگاه با کسب قدرت و تغییر نظام تولید ممکن کند.
https://www.instagram.com/p/B_DSnHFqlup/?igshid=1v5j1dor434je
@Decreation2
Instagram
Decreation
ما همچنان ایستادهایم با دهانهای سپید برای زدودن شبی فرتوت که هیچ افقی نمیخواهدش راه افتادن مجدد رسانه #دیکریشن به طورکلی هیچ پیامی ندارد جز اینکه دیکریشن احتمالا در آینده سریع تر آپدیت میشود . اما دیکریشن هیچگاه صرفا یک رسانه نبوده؛ کار رسانهای کرده…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیزر ویدیوی مصاحبه با #ادوارد_اسنودن ، درباره راه و روش جاسوسی دولت ها و شرکت ها از طریق دستگاه های دیجیتالی که هرکدام از شهروندان به صورت طبیعی از آن استفاده میکنند. اسنودن در این ویدیو تلاش میکند تا با زبانی ساده توضیح دهد که دولت های سرمایه داری، چطور به همه اطلاعات شخصی شهروندان دسترسی پیدا میکنند و به راحتی امکان ردیابی افراد را از طریق مخابرات و شناسه های دیجیتالی، برای خود فراهم میکنند.
این مصاحبه همراه با زیرنویس فارسی به زودی از دیکریشن منتشر می شود.
@Decreation2
این مصاحبه همراه با زیرنویس فارسی به زودی از دیکریشن منتشر می شود.
@Decreation2
Decreation pinned «ما همچنان ایستادهایم با دهانهای سپید برای زدودن شبی فرتوت که هیچ افقی نمیخواهدش راه افتادن مجدد رسانه #دیکریشن به طورکلی هیچ پیامی ندارد جز اینکه دیکریشن احتمالا در آینده سریع تر آپدیت میشود .اما دیکریشن هیچگاه صرفا یک رسانه نبوده؛ کار رسانهای کرده…»
دوباره اول ماه می دیگری از راه رسید؛ روز جهانی همبستگی کارگران در دنیایی که ویروس کرونا در عرض تنها چند ماه دهها هزار نفر را به کام مرگ کشاند و خواهد کشاند. در جهانی که روزی پایان تاریخ خوانده میشد به اندازه چند ده بار نابودی زمین بمب اتم و انواع تسلیحات کشتار جمعی وجود دارد، ولی برای درمان بیمارانش که حالا سه میلیون نفر به آن دچارند، دستگاه اکسیژن، ماسک و دیگر لوازم بهداشتی یافت نمیشود.
مساله دیگر صرفا ایران نیست؛ مساله جهانی است که از پیشرفتهترین کشورهایش تا عقب ماندهترین آنها در مقابل بیماری کووید-۱۹ کم آورده است؛ درست در این شرایط خبر میرسد که سربازان ایالات متحده در حال سفت کردن جای پای خود در خاورمیانه هستند. حالا تهدیدهای ایران و امریکا علیه یکدیگر هم مردم جهان را چندان نگران نمیکند. در جهانی که هزاران نفر روزانه با ابتلا به بیماریهای قابل درمان میمیرند مرگ عدهای با بمب چندان هم نمیتواند خم به ابروی کسی آورد.
درست در روز جهانی کارگر است که شنیده میشود هژمونی نظام سرمایهداری با چالش مهمی مواجه شده است؛ مردمان سرزمینهای «آزاد» ناغافل به خود آمدهاند و مجبورند در خانههای خود ژل ضدعفونی تهیه کنند چرا که کمبود کالاهای بهداشتی اکنون دیگر در جهان سوم غوغا نمیکند بلکه در قلب اروپا و امریکا هم مصائب، نفس مردم را بریده است.
یکسال میگذرد از یک می ۹۸. یک می شورانگیزی که به ضرب ماموران امنیتی به هم خورد؛ نه! سرکوب شد. ماهها زندان به رفقایی تعلق گرفت که در مقابل مجلس جمع شده بودند تا حداکثر بگویند «نان، کار، آزادی». عجب روزی بود آن روز. محشری برپا بود از سرکوبگری و بیرحمی از یکسو و برابریطلبی و ترقی خواهی در سوی دیگر. در مقابل خانه ملت آنها هم، حداکثر زمانی که به کارگر و مدافعانش دادند ۲۰ دقیقه بود. پس از آن حمله پلیس یونیفرمپوش و اطلاعاتی کاپشن پوش. خوشبختانه ندا هم در آخرین روزهای ۹۸ آزاد شد. به مدد کرونا یا هر چه که بود سال با اسرای روز جهانی کارگر به پایان نرسید.
هنوز میان زندان و بخشش متهمان دست و پا میزدند که دولت و کارفرما نمایندگان کارگری گماشته خود را به سخره گرفتند. هزینهها طبق اعلام بانک مرکزی ایران بیش از ۴۰ درصد رشد کرده بود و براساس مصوبه شورای عالی کار حداقل هزینههای یک خانوار اندکی کمتر از ۵ میلیون تومان اعلام شد. مجلس قانون گذاشت که کسی نباید کمتر از ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان حقوق بگیرد، اما مصوبه کارفرما و دولت خواسته نهایتا دستمزد ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی را تصویب کرد. آش چنان شور بود که نمایندگان به اصطلاح کارگری و از صافی رد شده وزارت فخیمه کار هم حاضر به امضای مصوبه مزدی نشد.
میگویند رییسی به سازمان بازرسی دستور بررسی داده، گفته میشود ترامپ جنرال موتورز را مجبور به تولید دستگاه اکسیژن کرده، روحانی از توان صادراتی کشور در این حوزه میگوید اما هر روز سفره کارگر خالیتر از قبل است. دنیاگیری ویروس کرونا و فقر همراه شدهاند و این خود ویرانیساز است. با این همه آنکه میترسد و میهراسد تنها خانوادههای کارگران نیستند؛ دولت معتدلی است که با شعار تدبیر و امید بر گسترش توهم و تحقیر دامن زد.
با این همه اگر جهانی هست که ثروتش در جیب یک درصدیها میرود و اکثریت جامعه کاسه چه کنم به دست گرفتهاند، اگر جهانی هنوز هست که از خود میپرسد چرا؟ اگر هنوز هستند کسانی که برایشان یک می مانند هیچ روزی نیست؛ باید اعتراف کرد اینها همان سازندگان دنیای نوین هستند. دنیایی که اگر به دست طبقه کارگر باشد، قدرتش دفاع از این طبقه و محرومان را در دستور میگذارد؛ دیگر کسی بهدلیل بیماریهای قابل پیشگیری و کنترل نخواهد مرد و هیچکس بابت مزد جان نمیدهد. این آرمانی است که میتواند بشریت را از بربریت سرمایهداری نجات دهد.
اگر تاکنون پرسش این بود که جهان دیگری ممکن است، امروز باید گفت هم ممکن و هم ضروری است که جهانی دیگری ساخته شود. در غیر این صورت همهگیریهایی میآیند و فقر را در بر میگیرند، استثمار و نابرابری شعله میکشد و نژادپرستی و ناسیونالیسم پرچمدار تغییر میشوند.
روز جهانی کارگر صرفا روز کارگران نیست، بلکه روز کسانی است که خود تنها پدیدآورندگان ثروت در جهان ما هستند و هر روز بیش از پیش در فقر و فلاکت فرو میروند.
روز جهانی کارگر روز کسانی است که وظیفه ساخت جهانی دیگر را بر عهده دارند. جهانی عاری از بهرهکشی، خرافات، تبعیض جنسیتی و نژادی؛ جهانی بدون طبقه...
زندهباد همبستگی کارگران جهان!
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/B_mkPd4KIwj/?igshid=1y1lhoi60pp09
مساله دیگر صرفا ایران نیست؛ مساله جهانی است که از پیشرفتهترین کشورهایش تا عقب ماندهترین آنها در مقابل بیماری کووید-۱۹ کم آورده است؛ درست در این شرایط خبر میرسد که سربازان ایالات متحده در حال سفت کردن جای پای خود در خاورمیانه هستند. حالا تهدیدهای ایران و امریکا علیه یکدیگر هم مردم جهان را چندان نگران نمیکند. در جهانی که هزاران نفر روزانه با ابتلا به بیماریهای قابل درمان میمیرند مرگ عدهای با بمب چندان هم نمیتواند خم به ابروی کسی آورد.
درست در روز جهانی کارگر است که شنیده میشود هژمونی نظام سرمایهداری با چالش مهمی مواجه شده است؛ مردمان سرزمینهای «آزاد» ناغافل به خود آمدهاند و مجبورند در خانههای خود ژل ضدعفونی تهیه کنند چرا که کمبود کالاهای بهداشتی اکنون دیگر در جهان سوم غوغا نمیکند بلکه در قلب اروپا و امریکا هم مصائب، نفس مردم را بریده است.
یکسال میگذرد از یک می ۹۸. یک می شورانگیزی که به ضرب ماموران امنیتی به هم خورد؛ نه! سرکوب شد. ماهها زندان به رفقایی تعلق گرفت که در مقابل مجلس جمع شده بودند تا حداکثر بگویند «نان، کار، آزادی». عجب روزی بود آن روز. محشری برپا بود از سرکوبگری و بیرحمی از یکسو و برابریطلبی و ترقی خواهی در سوی دیگر. در مقابل خانه ملت آنها هم، حداکثر زمانی که به کارگر و مدافعانش دادند ۲۰ دقیقه بود. پس از آن حمله پلیس یونیفرمپوش و اطلاعاتی کاپشن پوش. خوشبختانه ندا هم در آخرین روزهای ۹۸ آزاد شد. به مدد کرونا یا هر چه که بود سال با اسرای روز جهانی کارگر به پایان نرسید.
هنوز میان زندان و بخشش متهمان دست و پا میزدند که دولت و کارفرما نمایندگان کارگری گماشته خود را به سخره گرفتند. هزینهها طبق اعلام بانک مرکزی ایران بیش از ۴۰ درصد رشد کرده بود و براساس مصوبه شورای عالی کار حداقل هزینههای یک خانوار اندکی کمتر از ۵ میلیون تومان اعلام شد. مجلس قانون گذاشت که کسی نباید کمتر از ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان حقوق بگیرد، اما مصوبه کارفرما و دولت خواسته نهایتا دستمزد ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی را تصویب کرد. آش چنان شور بود که نمایندگان به اصطلاح کارگری و از صافی رد شده وزارت فخیمه کار هم حاضر به امضای مصوبه مزدی نشد.
میگویند رییسی به سازمان بازرسی دستور بررسی داده، گفته میشود ترامپ جنرال موتورز را مجبور به تولید دستگاه اکسیژن کرده، روحانی از توان صادراتی کشور در این حوزه میگوید اما هر روز سفره کارگر خالیتر از قبل است. دنیاگیری ویروس کرونا و فقر همراه شدهاند و این خود ویرانیساز است. با این همه آنکه میترسد و میهراسد تنها خانوادههای کارگران نیستند؛ دولت معتدلی است که با شعار تدبیر و امید بر گسترش توهم و تحقیر دامن زد.
با این همه اگر جهانی هست که ثروتش در جیب یک درصدیها میرود و اکثریت جامعه کاسه چه کنم به دست گرفتهاند، اگر جهانی هنوز هست که از خود میپرسد چرا؟ اگر هنوز هستند کسانی که برایشان یک می مانند هیچ روزی نیست؛ باید اعتراف کرد اینها همان سازندگان دنیای نوین هستند. دنیایی که اگر به دست طبقه کارگر باشد، قدرتش دفاع از این طبقه و محرومان را در دستور میگذارد؛ دیگر کسی بهدلیل بیماریهای قابل پیشگیری و کنترل نخواهد مرد و هیچکس بابت مزد جان نمیدهد. این آرمانی است که میتواند بشریت را از بربریت سرمایهداری نجات دهد.
اگر تاکنون پرسش این بود که جهان دیگری ممکن است، امروز باید گفت هم ممکن و هم ضروری است که جهانی دیگری ساخته شود. در غیر این صورت همهگیریهایی میآیند و فقر را در بر میگیرند، استثمار و نابرابری شعله میکشد و نژادپرستی و ناسیونالیسم پرچمدار تغییر میشوند.
روز جهانی کارگر صرفا روز کارگران نیست، بلکه روز کسانی است که خود تنها پدیدآورندگان ثروت در جهان ما هستند و هر روز بیش از پیش در فقر و فلاکت فرو میروند.
روز جهانی کارگر روز کسانی است که وظیفه ساخت جهانی دیگر را بر عهده دارند. جهانی عاری از بهرهکشی، خرافات، تبعیض جنسیتی و نژادی؛ جهانی بدون طبقه...
زندهباد همبستگی کارگران جهان!
@Decreation2
https://www.instagram.com/p/B_mkPd4KIwj/?igshid=1y1lhoi60pp09
Instagram
Decreation
دوباره اول ماه می دیگری از راه رسید؛ روز جهانی همبستگی کارگران در دنیایی که #ویروس_کرونا در عرض تنها چند ماه دهها هزار نفر را به کام مرگ کشاند و خواهد کشاند. در جهانی که روزی پایان تاریخ خوانده میشد به اندازه چند ده بار نابودی زمین بمب اتم و انواع تسلیحات…