دچار
31 subscribers
68 photos
35 videos
7 links
حیات نشئه‌ی تنهایی است
Download Telegram
باز آی که باز آید عمر شده‌ی حافظ
هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥3🔥1
چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون‌فشان دارد

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥4
دنیای من جاماند در خواب و خیال تو
وقتی که وهم آسمان‌ها شد وبال تو

تو پر کشیدی تا فراسو‌ها ولی من نه
گم کرده‌بودم آسمان را زیر بال تو

سهم من از عشق تو سرمای قفس شد، آه
من ماندم و رویای آغوش محال تو

من ماندم و تنهایی و بغض و سکوت آری
دنیای من شد زنده ماندن با خیال تو

معنای مرگ و عشق را فهمیدم اما دیر
وقتی که قلب کوچکم شد پایمال تو

وقتی که بعد از تو قفس در گوش من می‌گفت:
«زندانی تنهای من دردا به حال تو»

یک عمر با عشق تو جنگیدم ولی افسوس
همواره من بازنده بودم در جدال تو

تو بودی آن تنها سوال بی‌جواب من
من هستم آن تنها جواب بی‌سوال تو

یک روز می‌گفتم که شاید باز برگردی
دیگر نمی‌خواهم تو را، دنیات مال تو

۱۳۹۴٫۸٫۹

#خودنوشت
@Death_Color
❤‍🔥8🔥2
عتاب یار پری‌چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥2
NN 05
<unknown>
#نوای_نی

برنامه‌ی پنجم

#مولانا
@Death_Color
❤‍🔥1👍1
دچار
<unknown> – NN 05
دمدمهٔ این نای از دم‌های اوست
های‌ هوی روح از هِیهای اوست

#مولانا
@Death_Color
🔥2
چنین است کار سپهر بلند
گهی شاد دارد گهی مستمند

#فردوسی
@Death_Color
👍1
فرسوده
فرسوده.[ف َدَ/دِ] اسم مفعول از فرسودن. به غایت کهنه و از هم ریخته و پایمال گردیده و افسرده‌شده. پوسیده. کهنه: گفتند یا موسی ما را جامه باید. خدای عزوجل بر تن‌های ایشان جامه نگاه داشت، فرسوده و دریده نشد (ترجمه‌ی تاریخ طبری).

روان راست نو حله ای از بهشت
که هرگز نه فرسوده گردد نه زشت
#اسدی

|| سوده. ساییده. در اثر سایش خسته شده:

سران را سر از ترک فرسوده بود
به خون دست با تیغ، آلوده بود
#فردوسی

|| سالخورده و پیر. (یادداشت به خط مؤلف):

ز بهر زن و زاده و دوده را
بپیچد روان مرد فرسوده را
#فردوسی

|| تباه. نابود. محوشده یا محوشونده:

فرسوده دان مزاج جهان را به ناخوشی
آلوده دان دهان مشعبد به گندنا
#خاقانی

ای به ازل بوده و نابوده ما
وی به ابد مانده و فرسوده ما
#نظامی

- فرسوده‌ی رزم؛ آن‌که در جنگ و کارزار پیر شده باشد. جنگ دیده. کاردیده. با فک اضافه نیز به کار رود.
- فرسوده‌ی روزگار؛ تجربه کار زمانه. روزگار دیده.
- فرسوده سوار؛ سوار سالخورده. مرد جنگ دیده. فرسوده رزم:

همه گردان و سالاران و شاهان
هنرمندان و فرسوده سواران
#فخرالدین_اسعد

- فرسوده شدن؛ از میان رفتن. فرسودن:
- فرسوده کردن؛ فرسودن و از میان بردن.
- فرسوده گشتن؛ کهنه شدن. پوسیده شدن:

بریخت چنگش و فرسوده گشت دندانش
چو تیز کرد بر او مرگ چنگ و دندان را
#ناصر_خسرو


[لغت‌نامه‌ی دهخدا]

#کلمه
@Death_Color
❤‍🔥3
سر خدا که عارف سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده‌فروش از کجا شنید

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥3
چیست این سقف بلند ساده‌ی بسیارنقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥2
غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند
پاک‌شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥1
NN 06
<unknown>
❤‍🔥1
دچار
<unknown> – NN 06
راز بگشا ای علی مرتضی
ای پس سؤالقضا حُسن‌القضا

#مولانا
@Death_Color
❤‍🔥2
معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥2🔥2
جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥3
برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز
بر امید جام لعلت دردی‌آشامم هنوز

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥3
ماریلا، این قشنگ نیست که فردا یه روز تازه‌ی بی‌دغدغه از ما استقبال می‌کنه...

#آنه_شرلی
@Death_Color
❤‍🔥2
Audio
دیباچه
بخش سوم

#گلستان
#سعدی
@Death_Color
ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار زو
من کس نمی‌دانم جز او مستان سلامت می‌کنند

#مولانا
@Death_Color
❤‍🔥2