❤🔥1
بتاز در شبِ ساحل، بتاز یکّه و تنها
سوارِ آینهپوشِ دیارِ آبی دریا
رها میانهی باران و در تلاطم طوفان
به پیش لشگر گیسو، تداومِ شبِ یلدا
طلسم اسکلهها را به هم بزن به نگاهی
تو روح زخمی و جاری، تو ای الههی دریا
و ماه غرق سکوتی در ابر و باد سیاهی
چقدر خیره و محو و چقدر مات تماشا
تو، مادیانِ سوارم، سپید اسبِ هیاهو
بتاز صخره به صخره به سمت و سوی وَراها
سرودِ یالِ رهایت، میانِ چنتهی طوفان
طنین گرم افق شد، در این شبانهی سرما
سوارِ من به فراسو، به ماورای تصور
سفر کن از دل این شب به سمت مشرق رویا
سحر دوباره رسید و سکوت سهم جهان شد
بخواب در برِ اسبت، بخواب تا شبِ فردا
۱۳۹۴٫۵٫۱۹
#خودنوشت
@Death_Color
سوارِ آینهپوشِ دیارِ آبی دریا
رها میانهی باران و در تلاطم طوفان
به پیش لشگر گیسو، تداومِ شبِ یلدا
طلسم اسکلهها را به هم بزن به نگاهی
تو روح زخمی و جاری، تو ای الههی دریا
و ماه غرق سکوتی در ابر و باد سیاهی
چقدر خیره و محو و چقدر مات تماشا
تو، مادیانِ سوارم، سپید اسبِ هیاهو
بتاز صخره به صخره به سمت و سوی وَراها
سرودِ یالِ رهایت، میانِ چنتهی طوفان
طنین گرم افق شد، در این شبانهی سرما
سوارِ من به فراسو، به ماورای تصور
سفر کن از دل این شب به سمت مشرق رویا
سحر دوباره رسید و سکوت سهم جهان شد
بخواب در برِ اسبت، بخواب تا شبِ فردا
۱۳۹۴٫۵٫۱۹
#خودنوشت
@Death_Color
🔥2
- چرا گرفته دلت؟ مثل آن که تنهایی؟
- چقدر هم تنها!
- خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستی
- دچار یعنی...؟
- عاشق!
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک
دچارِ آبیِ دریایِ بیکران باشد!
- چه فکر نازک غمناکی...
#سهراب_سپهری
@Death_Color
- چقدر هم تنها!
- خیال میکنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستی
- دچار یعنی...؟
- عاشق!
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک
دچارِ آبیِ دریایِ بیکران باشد!
- چه فکر نازک غمناکی...
#سهراب_سپهری
@Death_Color
❤🔥3🔥1
Forwarded from استاد غلامحسین بنان Ostad Banan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥1
بر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
#زینب
#معصومه
#حافظ
@Death_Color
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
جز آستان توام در جهان پناهی نیست
سر مرا به جز این در حوالهگاهی نیست
#زینب
#معصومه
#حافظ
@Death_Color
و عشق
تنها عشق
تو را به گرمی یک سیب
میکند مأنوس
و عشق
تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگیها برد
مرا رساند
به امکان یک پرنده شدن...
#سهراب_سپهری
@Death_Color
تنها عشق
تو را به گرمی یک سیب
میکند مأنوس
و عشق
تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگیها برد
مرا رساند
به امکان یک پرنده شدن...
#سهراب_سپهری
@Death_Color
❤🔥4
دچار
کارن همایون فر – سوت پایان
دچار باید بود
و گرنه زمزمهی حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصلههاست...
#سهراب_سپهری
@Death_Color
و گرنه زمزمهی حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصلههاست...
#سهراب_سپهری
@Death_Color
❤🔥4
دردِ عشقی کشیدهام که مَپُرس
زهرِ هجری چشیدهام که مَپُرس
گشتهام در جهان و آخرِ کار
دلبری برگزیدهام که مپرس
آن چنان در هوایِ خاکِ دَرَش
میرود آبِ دیدهام که مپرس
من به گوشِ خود از دهانش دوش
سخنانی شنیدهام که مپرس
سویِ من لب چه میگَزی که مگوی
لبِ لعلی گَزیدهام که مپرس
بی تو در کلبهٔ گداییِ خویش
رنجهایی کشیدهام که مپرس
همچو حافظ غریب در رَهِ عشق
به مَقامی رسیدهام که مپرس
#حافظ
@Death_Color
زهرِ هجری چشیدهام که مَپُرس
گشتهام در جهان و آخرِ کار
دلبری برگزیدهام که مپرس
آن چنان در هوایِ خاکِ دَرَش
میرود آبِ دیدهام که مپرس
من به گوشِ خود از دهانش دوش
سخنانی شنیدهام که مپرس
سویِ من لب چه میگَزی که مگوی
لبِ لعلی گَزیدهام که مپرس
بی تو در کلبهٔ گداییِ خویش
رنجهایی کشیدهام که مپرس
همچو حافظ غریب در رَهِ عشق
به مَقامی رسیدهام که مپرس
#حافظ
@Death_Color
❤🔥2
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اولِ شب درِ صبح باز باشد
عجب است اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آن است که پاکباز باشد
به کرشمهٔ عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سرِ نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مَجاز باشد
#سعدی
@Death_Color
تو بیا کز اولِ شب درِ صبح باز باشد
عجب است اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آن است که پاکباز باشد
به کرشمهٔ عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سرِ نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست میگرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مَجاز باشد
#سعدی
@Death_Color
❤🔥1🔥1