مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدهست تو را بر منش انکاری هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
نه من خام طمع عشق تو میورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
باد، خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
من از این دلق مرقّع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زنّاری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست
#سعدی
@Death_Color
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدهست تو را بر منش انکاری هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
نه من خام طمع عشق تو میورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
باد، خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
من از این دلق مرقّع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زنّاری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست
#سعدی
@Death_Color
🔥1
❤🔥2
❤🔥1
یا دَهرُ اُفّ لَکَ مِن خَلیلِ
کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ الاَصیـلِ
مِن طالب وَ صاحِب قَتیل
وَ الدَّهرُ لا یَقنَــــعُ بِالبَـــدیلِ
و کُلُّ حَیٍّ سالِکٍ سَبیل
ما اَقربَ الوَعدُ اِلَی الرَّحیــلِ
وَ اِنَّما الاَمرُ اِلَی الجَلیـــــــلِ
ای روزگار!
اف بر دوستی تو!
چه بسیار دوستانت را
که در بامداد و شامگاهت کشتی؛
آری! روزگار بهجای آنان دیگری را نپذیرد
به راستی که پایان کار در دست خدای بزرگ است
و هر زندهای باید این راه را طی کند.
#حسین
@Death_Color
کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ الاَصیـلِ
مِن طالب وَ صاحِب قَتیل
وَ الدَّهرُ لا یَقنَــــعُ بِالبَـــدیلِ
و کُلُّ حَیٍّ سالِکٍ سَبیل
ما اَقربَ الوَعدُ اِلَی الرَّحیــلِ
وَ اِنَّما الاَمرُ اِلَی الجَلیـــــــلِ
ای روزگار!
اف بر دوستی تو!
چه بسیار دوستانت را
که در بامداد و شامگاهت کشتی؛
آری! روزگار بهجای آنان دیگری را نپذیرد
به راستی که پایان کار در دست خدای بزرگ است
و هر زندهای باید این راه را طی کند.
#حسین
@Death_Color
❤🔥1
ندانمت به حقیقت که در جهان به چه مانی
جهان هر چه در او هست صورتاند و تو جانی
به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت
که هرکه را تو بگیری ز خویشتن برهانی
#سعدی
@Death_Color
جهان هر چه در او هست صورتاند و تو جانی
به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت
که هرکه را تو بگیری ز خویشتن برهانی
#سعدی
@Death_Color
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویههای غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مُهَیمَنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد؟
که باز با صنمی طفل، عشق میبازم
بجز صبا و شمالم نمیشناسد کس
عزیز من، که به جز باد نیست دمسازم
هوای منزل یار، آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم؟ خانگیست غمّازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت
غلام حافظ خوش لهجهی خوش آوازم
#حافظ
@Death_Color
به مویههای غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مُهَیمَنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد؟
که باز با صنمی طفل، عشق میبازم
بجز صبا و شمالم نمیشناسد کس
عزیز من، که به جز باد نیست دمسازم
هوای منزل یار، آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم؟ خانگیست غمّازم
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت
غلام حافظ خوش لهجهی خوش آوازم
#حافظ
@Death_Color
❤🔥1
دچار
نماز شام غریبان چو گریه آغازم به مویههای غریبانه قصه پردازم به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار که از جهان ره و رسم سفر براندازم من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب مُهَیمَنا به رفیقان خود رسان بازم خدای را مددی ای رفیق ره تا من به کوی میکده دیگر علم برافرازم…
Yade Yar o Diyar - @Khosousi
Shajarian, Badiee & Malek
هنوز محو تماشای آن دو قوی سپید
در انزوای مهآلود برکه میچرخید
همیشه مبهم و مبهوت غرق افکارش
به سرنوشت، به تقدیر و عشق میخندید
و هر غروب میان سکوت و تنهایی
در آب، قوی سیاهی شبیه خود میدید
سلام ای که شبیه منی، غریبه سلام
خوش آمدی به قفس -برکه- وادی تبعید
بگو که مثل من آیا هنوز منتظری؟
که عشق روح تو را هم شبيه من بلعيد؟
نگاه کن به خودت بال و پر شکستهی پیر
بگو که عشق چگونه تو را به بند کشید؟
که بعد رفتن او زندگی برای تو مرد
که بعد رفتن او قلب کوچکت پوسید!
"شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد"*... و باز می خندید
به اینکه جز خود او هیچکس در آن جا نیست
به اینکه درد خودش را فقط خودش فهمید
و در سکوت دوباره به آسمان رو کرد
در آرزوی خیالی که تا ابد نرسید
#خودنوشت
*تضمینی از نجمه زارع:
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
@Death_Color
در انزوای مهآلود برکه میچرخید
همیشه مبهم و مبهوت غرق افکارش
به سرنوشت، به تقدیر و عشق میخندید
و هر غروب میان سکوت و تنهایی
در آب، قوی سیاهی شبیه خود میدید
سلام ای که شبیه منی، غریبه سلام
خوش آمدی به قفس -برکه- وادی تبعید
بگو که مثل من آیا هنوز منتظری؟
که عشق روح تو را هم شبيه من بلعيد؟
نگاه کن به خودت بال و پر شکستهی پیر
بگو که عشق چگونه تو را به بند کشید؟
که بعد رفتن او زندگی برای تو مرد
که بعد رفتن او قلب کوچکت پوسید!
"شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد"*... و باز می خندید
به اینکه جز خود او هیچکس در آن جا نیست
به اینکه درد خودش را فقط خودش فهمید
و در سکوت دوباره به آسمان رو کرد
در آرزوی خیالی که تا ابد نرسید
#خودنوشت
*تضمینی از نجمه زارع:
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
@Death_Color
❤🔥6
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو
که روی شاخهی نارنج میشود خاموش
نه این صداقت حرفی
که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست
نه
هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمیرهاند
و فکر میکنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهدشد
#سهراب_سپهری
@Death_Color
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو
که روی شاخهی نارنج میشود خاموش
نه این صداقت حرفی
که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست
نه
هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمیرهاند
و فکر میکنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهدشد
#سهراب_سپهری
@Death_Color
❤🔥1
فریب
فریب. [ف ِ/ف َ] در زبان پهلوی فرپ و همریشه است با فریفتن. عشوه و مکر و غافل شدن یا غافل کردن به خدعه.
چنان دان که یکسر فریب است و بس
بلندی و پستی نماند به کس
#فردوسی
- اندر فریب گرفتن؛ فریفتن. فریب دادن. گول زدن.
- بافریب ؛ فریبنده. مکار. پرفریب
- پرفریب؛ فریبنده. مکار
- ترکیب ها:
فریبا. فریب آمیز. فریبان. فریباندن. فریب آوردن. فریب اندازی. فریب انگیز. فریب برفزودن. فریب پذیرفتن. فریب خور. فریب خوردن. فریب خورده. فریب خوری. فریب دادن. فریب ده. فریب دهی. فریب ساز. فریب سازی. فریبکار. فریبگاه. فریبگه. فریبناک. فریبی. فریبیدن
- مخفف فریبنده باشد (یادداشت به خط مؤلف). و در این معنی همواره به صورت مزید مؤخر آید و صفت مرکب سازد، چون ترکیبهای زیر:
جادوفریب. دلفریب. خاطرفریب. سرای فریب. صاحبدل فریب. عابدفریب. کوته نظرفریب. مردم فریب. ملایک فریب
[لغتنامهی دهخدا]
#کلمه
@Death_Color
فریب. [ف ِ/ف َ] در زبان پهلوی فرپ و همریشه است با فریفتن. عشوه و مکر و غافل شدن یا غافل کردن به خدعه.
چنان دان که یکسر فریب است و بس
بلندی و پستی نماند به کس
#فردوسی
- اندر فریب گرفتن؛ فریفتن. فریب دادن. گول زدن.
- بافریب ؛ فریبنده. مکار. پرفریب
- پرفریب؛ فریبنده. مکار
- ترکیب ها:
فریبا. فریب آمیز. فریبان. فریباندن. فریب آوردن. فریب اندازی. فریب انگیز. فریب برفزودن. فریب پذیرفتن. فریب خور. فریب خوردن. فریب خورده. فریب خوری. فریب دادن. فریب ده. فریب دهی. فریب ساز. فریب سازی. فریبکار. فریبگاه. فریبگه. فریبناک. فریبی. فریبیدن
- مخفف فریبنده باشد (یادداشت به خط مؤلف). و در این معنی همواره به صورت مزید مؤخر آید و صفت مرکب سازد، چون ترکیبهای زیر:
جادوفریب. دلفریب. خاطرفریب. سرای فریب. صاحبدل فریب. عابدفریب. کوته نظرفریب. مردم فریب. ملایک فریب
[لغتنامهی دهخدا]
#کلمه
@Death_Color
👍2