This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ
اما غصهی من ابدى است، و شبم قرين بيدارى ...
#فاطمه #علی
@Death_Color
اما غصهی من ابدى است، و شبم قرين بيدارى ...
#فاطمه #علی
@Death_Color
💔1
شبان تیره امیدم به صبح روی تو باشد
وَ قد تُفَـتّــَشُ عَینُ الحیوةِ فی الظلماتِ
#سعدی
#جمعه
@Death_Color
وَ قد تُفَـتّــَشُ عَینُ الحیوةِ فی الظلماتِ
#سعدی
#جمعه
@Death_Color
👍1
❤🔥2
مریز آبروی سرازیر ما را
به ما بازده نان و انجیر ما را
خدایا اگر دستبند تجمّل
نمیبست دست کمانگیر ما را
کسی تا قیامت نمیکرد پیدا
از آن گوشه کهکشان تیر ما را
ولی خسته بودیم و یاران همدل
به نانی گرفتند شمشیر ما را
ولی خسته بودیم و میبرد توفان
تمام شکوه اساطیر ما را
طلا را که مس کرد، دیگر ندانم
چه خاصیتی بود اکسیر ما را
#محمدکاظم_کاظمی
@Death_Color
به ما بازده نان و انجیر ما را
خدایا اگر دستبند تجمّل
نمیبست دست کمانگیر ما را
کسی تا قیامت نمیکرد پیدا
از آن گوشه کهکشان تیر ما را
ولی خسته بودیم و یاران همدل
به نانی گرفتند شمشیر ما را
ولی خسته بودیم و میبرد توفان
تمام شکوه اساطیر ما را
طلا را که مس کرد، دیگر ندانم
چه خاصیتی بود اکسیر ما را
#محمدکاظم_کاظمی
@Death_Color
👍1
❤🔥2
❤🔥8👍1
❤🔥2👍1
دچار
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود #حافظ @Death_Color
Bi_haseli
<unknown>
اوقات خوش آن بود
که با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
#حافظ
#محمدرضا_شجریان
#نوا
@Death_Color
که با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
#حافظ
#محمدرضا_شجریان
#نوا
@Death_Color
❤🔥2
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
آواز خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ایست روییدن عشق
آن لحظه هزار باد تقدیم تو باد
#وحید_امیری
@Death_Color
آواز خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ایست روییدن عشق
آن لحظه هزار باد تقدیم تو باد
#وحید_امیری
@Death_Color
❤🔥2
❤🔥2💔1
❤🔥2👍1
گل شکفته خداحافظ اگرچه لحظهی دیدارت
شروع وسوسهای در من به نام دیدن و چیدن بود
#حسین_منزوی
@Death_Color
شروع وسوسهای در من به نام دیدن و چیدن بود
#حسین_منزوی
@Death_Color
💔3
❤🔥3
گر کسی وصف او ز من پرسد
بیدل از بینشان چه گوید باز؟
عاشقان کشتگان معشوقند
برنیاید ز کشتگان آواز...
#سعدى
#جمعه
@Death_Color
بیدل از بینشان چه گوید باز؟
عاشقان کشتگان معشوقند
برنیاید ز کشتگان آواز...
#سعدى
#جمعه
@Death_Color
دچار
گر کسی وصف او ز من پرسد بیدل از بینشان چه گوید باز؟ عاشقان کشتگان معشوقند برنیاید ز کشتگان آواز... #سعدى #جمعه @Death_Color
شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع گفت
که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گریه و سوز باری چراست؟
بگفت ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من
چو شیرینی از من به در میرود
چو فرهادم آتش به سر میرود
همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فرو میدویدش به رخسار زرد
که ای مدعی عشق کار تو نیست
که نه صبر داری نه یارای ایست
تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من استادهام تا بسوزم تمام
تو را آتش عشق اگر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت
همه شب در این گفت و گو بود شمع
به دیدار او وقت اصحاب، جمع
نرفته ز شب همچنان بهرهای
که ناگه بکشتش پریچهرهای
همی گفت و میرفت دودش به سر
که این است پایان عشق، ای پسر
اگر عاشقی خواهی آموختن
به کشتن فرج یابی از سوختن
مکن گریه بر گور مقتول دوست
برو خرمی کن که مقبول اوست
اگر عاشقی سر مشوی از مرض
چو سعدی فرو شوی دست از غرض
فدایی ندارد ز مقصود چنگ
و گر بر سرش تیر بارند و سنگ
به دریا مرو گفتمت زینهار
وگر میروی تن به طوفان سپار
#سعدى
#قصه
@Death_Color
شنیدم که پروانه با شمع گفت
که من عاشقم گر بسوزم رواست
تو را گریه و سوز باری چراست؟
بگفت ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من
چو شیرینی از من به در میرود
چو فرهادم آتش به سر میرود
همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فرو میدویدش به رخسار زرد
که ای مدعی عشق کار تو نیست
که نه صبر داری نه یارای ایست
تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من استادهام تا بسوزم تمام
تو را آتش عشق اگر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت
همه شب در این گفت و گو بود شمع
به دیدار او وقت اصحاب، جمع
نرفته ز شب همچنان بهرهای
که ناگه بکشتش پریچهرهای
همی گفت و میرفت دودش به سر
که این است پایان عشق، ای پسر
اگر عاشقی خواهی آموختن
به کشتن فرج یابی از سوختن
مکن گریه بر گور مقتول دوست
برو خرمی کن که مقبول اوست
اگر عاشقی سر مشوی از مرض
چو سعدی فرو شوی دست از غرض
فدایی ندارد ز مقصود چنگ
و گر بر سرش تیر بارند و سنگ
به دریا مرو گفتمت زینهار
وگر میروی تن به طوفان سپار
#سعدى
#قصه
@Death_Color