دچار
31 subscribers
68 photos
35 videos
7 links
حیات نشئه‌ی تنهایی است
Download Telegram
دچار
<unknown> – NN 15
در جگر افتاده‌استم صد شرر
در مناجاتم ببین خون جگر

این چنین اندوه، کافر را مباد
دامن رحمت گرفتم داد داد


#مولانا
@Death_Color
کشتی‌شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را

#حافظ
#قدر
@Death_Color
أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَهِ
کجاست آن‌که برای برکندن ریشه‌ی ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردیده؟

أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَهِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ
کجاست آن‌که چشم به راهش هستند برای راست کردن نادرستی‌ها و کجی‌ها؟

أَیْنَ الْمُرْتَجَی لِإِزَالَهِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ
کجاست آن مایه‌ی امید برای از بین بردن ستم و تجاوز؟


#جمعه
#فلسطین
@Death_Color
💔2
روز نخست، نوبت‌ ‌تقسیم تاب و تب
تابش به مویِ تو، به منِ خسته تب رسید

#عاصی_خراسانی
@Death_Color
❤‍🔥1
مطلبی گر بود از هستی همین آزار بود
ورنه در کنجِ عدم آسودگی بسیار بود

#بیدل
@Death_Color
❤‍🔥1
بیا که لاله‌رخان لاله‌ها به دامن‌ها
چو گل شکفته به دامان کوهسارانند

#شهریار
#جمعه
@Death_Color
❤‍🔥5
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه‌ی ایام دل آدمیان است

#سایه
@Death_Color
👍1💔1
بی تو هر لحظه مرا بیم‌ فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله‌هاست

#فاضل_نظری
#جمعه
@Death_Color
❤‍🔥1
ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست
در حضرت کریم تمنا چه حاجت است

#حافظ
@Death_Color
دیری
به شوق دیدن فردا
گریستم
فردا چو شد
به حسرت دیروز
زیستم

#شفیعی_کدکنی
@Death_Color
❤‍🔥3
از ورق‌گردانی وضع جهان غافل مباش
صبح و شام این‌ گلستان انقلاب رنگ‌هاست

#بیدل
@Death_Color
🔥1
سردی خزان ظلم هم میگذرد
نومید مشو، بهار خواهد آمد

#عاصی_خراسانی
#جمعه
@Death_Color
مده ای حکیم پندم که به کار در نبندم
که ز خویشتن گزیر است و ز دوست ناگزیرم

#سعدی
@Death_Color
❤‍🔥1
همچو عکسِ آب، تشویش از بنای ما نرفت
مرتعش بوده‌ست‌ گویی پنجه‌ی معمار ما

#بیدل
@Death_Color
❤‍🔥3
مداومت
مداومت. [مُ وَ/ وِ مَ] استدامت. پایداری. ثبات. ادامه. (فرهنگ فارسی معین). || مواظبت وایستن بر کاری. همیشه یا مدتی طولانی کاری را انجام دادن. دوام دادن. پایداری کردن. ثابت قدم بودن. (فرهنگ فارسی معین). پی‌کردن کاری . پیوسته بر کاری بودن. پایداری کردن . مثابرت. مبارکت. (یادداشت مؤلف).

- مداومت کردن؛ ادامه دادن. پایداری کردن. دوام دادن.

- مداومت نمودن؛ ادامه دادن. دوام آوردن. ایستادگی کردن : اگر این طایفه هم برین نسق روزگاری مداومت نمایند مقاومت با ایشان ممتنع است. (گلستان سعدی). مر آن پادشه زاده را که ملموح نظر او بوده خبر کردند که جوانی بر سر این میدان مداومت می‌نماید. (گلستان سعدی). در تمام معانی رجوع به مداومة شود.


[لغت‌نامه‌ی دهخدا]

#کلمه
@Death_Color
نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست
آن‌چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم

#حافظ
@Death_Color
❤‍🔥1