فصل‌هایِ عزیز؛
185 subscribers
80 photos
17 videos
1 link
— آن سویِ صفحه، در امتدادِ خیال؛ پناه کاغذی روزهای خاکستری، میان سطرها و قصه‌خانهٔ آبی؛
• حرف‌هایِ تو:

꙳ @DearChaptersbot ⭑
Download Telegram
فصل‌هایِ عزیز؛
بریم کنارِ دختر مرداب؛ جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند.
از جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند؛ دلیا اونز / نشر روزگار.
🍓1💘1
فصل‌هایِ عزیز؛
از جایی که خرچنگ‌ها آواز می‌خوانند؛ دلیا اونز / نشر روزگار.
— پی‌نوشت؛ کایا و مردابش برای من شبیه شعر بودن. نه به‌خاطر متن کتاب و کلمه‌هاش، بلکه به‌خاطر خودِ کایا، شخصیتش و شیوه‌ای که زندگی می‌کرد. از روی این کتاب یه فیلم هم ساختن که به‌نظرم قشنگ از آب دراومده. بمونه توی دست‌هاتون. ♡
❤2🍓1
بریم کنارِ کتابی که کنارش مفهوم عشق رو تن زدم؛
💘4🍓1
«بله، دقيقاً. وقتى كوچیک بودم، تقريباً هم سن الان تو، من هم خيلى ناراحت بودم. يه نفر بهم گفت همه چی درست مى‌شه، چون باد مى‌دونه.» / ص ۳
🍓2💘1
«اما باد و آب تمام رازهاى زمين رو می‌دونن. همه چیزهایی رو که تا حالا گفته شده شنيدن و همه كارهايى رو که تا حالا انجام شده ديدن و اگه خوب گوش كنى تمام داستان‌ها رو برات تعريف مى‌كنن و همه آهنگ‌ها رو برات مى خونن. داستان همه آدم‌هايى رو که تا حالا روى زمين زندگی كردن.» / ص ۳
🍓2🕊1
ما خاطرات را به داستان تبديل مى‌كنيم و اگر این کار را نكنيم آن‌ها را از دست مى‌دهيم. اگر داستان‌ها از بین بروند مردم هم از بين مى‌روند. / ص ۵
❤2🍓1
حتی در کودکی شیفتهٔ گذشته بودم. دلم می‌خواست داستان مردمی را که قبل از من زندگی می‌کرده‌اند بدانم. / ص ۵
🍓2❤1
اما زخم‌هایی هستند که حس می‌کنم مجبورم دوباره بازشان کنم تا معاینه‌شان کنم، شاید بتوانم از آن‌ها سر دربیاورم. / ص ۱۹
😭3💘1
«اگه نمی‌تونی بگی، بنویس. این‌جوری موندگارتر می‌شه. همهٔ حرف‌هات رو بنویس، آنی. بنویسشون و راهی جلوشون بذار که آزاد بشن.‌» / ص ۵
😭3💘1
اما می‌دانستم روزی من هم خواهم رفت و هیچ‌کس به خاطر نخواهد آورد که زمانی من هم روی زمین زندگی کرده‌ام. / ص ۵
🕊2💘2
من براى رفتنش آماده نبودم؛ حداقل هنوز آماده نبودم. / ص ۹
💘3😭2
«ولی نذار تاريخ حواست رو از مردمى كه زندگی‌اش كردن پرت كنه.» / ص ۱۰
💔2💘2
«مسيرهايى هستن كه به ناچار به اندوه منتهى مى‌شن. بعضى كارها روح رو می‌دزدن و باعث مى‌شن آدم تا ابد بدون روح، سرگردان باقى بمونه و دنبال چیزی بگرده كه از دست داده.» / ص ۱۰
💘2❤1
جنگیدن برای آزادی یک بحث است، اینکه در جنگِ تو افراد بی‌گناه به مرگ محکوم شوند چیزی دیگر. / ص ۲۳
💘2💔1
از مصیبت داستان‌های خیلی خوبی می‌شه نوشت، اما ترجیح می‌دم قصهٔ تو ــ قصه‌ای که زندگی‌ش می‌کنی، نه قصه‌هایی که می‌نویسی ــ پر از شادی باشه. از مصیبت لذت نبر، آنی. از عشق به وجد بیا و وقتی پیداش کردی نذار از دست بره، چون عشق تنها چیزیه که ازش پشیمون نمی‌شی. / ص ۲۷
💘3❤1
شنیده‌ام که رابطهٔ ما با خدا کاملاً تحت تأثیر افرادی است که دربارهٔ او به ما آموزش داده‌اند. تصور ما از خدا معمولاً تصوری است که از آن آدم در ذهنمان داریم. / ص ۴۶
🍓3❤1💘1
دوباره بچه شده بودم. غرق در غم واندوه بودم و آغوشش گهواره‌ام شده بود. / ص ۷۰
💔1