«حالا گوش کنین. این برای زندگیتون یه درس واقعیه. آره، ما گیر افتادیم اما چی کار کردیم؟ ازش طنز ساختیم و خندیدیم.» /ص ۱۱۰
🍓3💘1
او در دنیای زیست شناسی میخواست این نکته را بداند که چرا یک مادر فرزندانش را رها میکند. / ص ۱۵۰
💘3💔1
«هر زنی نیاز به داشتن چند تا دوستدختر داره، عزیزم. چون اونا بدون شرط تا ابد برات میمونن.. وقتی یه گروه زن رو کنار هم میبینی، بدون که اونا قویترین چیز توی دنیا هستن.» / ص ۱۶۶
🍓3❤1
گفت: «کیا تو نمیتونی به خاطر هر چیزی فرار کنی. گاهی وقتا باید سر یه موضوعی بحث کنی و با مشکلات رو به رو شی.» / ص ۱۵۴
💘3
یک فرصت دیگر به عشق داد؛ او الآن میخواست جاهای خالی را پر کند و دیوار بلند تنهایی قلبش را در هم شکند. / ص ۱۷۷
🍓3
«باید زندگیم رو تنهایی بگذرونم، اما اینو میدونستم. خیلی وقت پیش بهم ثابت شد که مردم نمیمونن.» / ص ۲۳۱
🍓2💘1
از صدفها یاد گرفته بود که برای بقا باید در جهت مخالف باد حرکت کند. / ص ۲۳۲
🕊1💘1
صورت معمولاً در گذر زمان، دستخوش تغییر میشود، اما چشمها ثابت میمانند. / ص ۲۵۳
🍓3💘1
هیچگاه قلب را دستکم نگیر چون توانایی انجام کارهایی را دارد که ذهن حتی نمیتواند آنها را برای خود تصور کند. قلب آنچه را که حس میکند، باید انجام دهد. تو دیگر چگونه میتوانی راهی را که من رفتهام، شرح دهی؟ / ص ۳۳۷
❤2🍓1💘1
فصلهایِ عزیز؛
بریم کنارِ دختر مرداب؛ جایی که خرچنگها آواز میخوانند.
از جایی که خرچنگها آواز میخوانند؛ دلیا اونز / نشر روزگار.
🍓1💘1