فصل‌هایِ عزیز؛
191 subscribers
75 photos
17 videos
1 link
— آن سویِ صفحه، در امتدادِ خیال؛ پناه کاغذی روزهای خاکستری، میان سطرها و قصه‌خانهٔ آبی؛
• حرف‌هایِ تو:

꙳ @DearChaptersbot ⭑
Download Telegram
«همه کسانی که کتاب می‌خونن زیبا هستن. شب‌بخیر غریبه. » / ص ۶۵
🍓4
بریم کنارِ دختری که بغل گرفتن خودش رو بلد نیست. عصبی و غمگین‌ت می‌کنه. اما؟تهش اون چیزی که باید رو از دست‌هاش یاد می‌گیری. حداقل باور می‌کنی که معجزه‌ها وجود دارن.
💘4🍓2
مامان تنها کسیه که کنارش احساس می‌کنم هیچ کدوم از این مسائل اون‌قدرها اهمیت نداره و من هنوز آدمم. / ص۱۷
😭4🍓3💘2
اگر مامان نبود، نمی‌دونم چطوری می‌تونستم دووم بیارم. / ص۱۷
💘7
نمی‌دونم قلب یه آدم دقیقاً چند بار می‌تونه بشکنه، ولی قلب من بارها و بارها شکسته. / ص۲۷
💘5
هیچ کس نمی‌تونه از پس کارهایی که مامان می‌کنه بربیاد. / ص۵۵
💘5
شاید بعضی از مردم فکر کنن این چروک‌ها زشت‌ان، اما من توی تک‌تکشون، عشق و زندگی رو می‌بینم. / ص۵۵
💘3❤1
« کسی رو می‌خوام که تجربهٔ واقعی از زندگی داره، نه اونی که در مورد زندگی یه پایان‌نامه نوشته. حتی برام مهم نیست که اصلاً مدرک دانشگاهی داشته باشه یا نه! فقط یه‌کمی عقل و شعور! همین! » / ص۳۴
🐳3
از لیوان خالی نمی‌شه برای بقیه آب ریخت: اول، به خودت برس. / ص۵۶
😭3
آخه مگه آدم بی‌نقص هم داریم؟ همه‌مون ایرادهای کوچولوی خودمون رو داریم دیگه. / ص۶۹
💘3
« خیلی سخته. اینکه یه رؤیا داشته باشی و تمام تلاشت رو برای رسیدن بهش بکنی و بعد، بهش نرسی.» / ص ۷۷
💘3🍓1
وقتی مامان خونه‌ست، فضا رو یه‌جورهایی جادویی می‌کنه. / ص۹۶
💘4🍓3❤1
استیسی به هیچ قیمتی حاضر نشد تست بده. گفت: "خودم می‌دونم چه شخصیتی دارم، من یه سلیطهٔ وحشی‌ام." / ص۱۶۸
🐳3❤1
(شاید از اول، اموجی‌ها واسهٔ همین اختراع شدن و من تا الان، ازشون اشتباه استفاده می‌کردم. اون‌ها برای این نیستن که حرف‌ها رو یه مدل باحال بزنی، برای این هستن که بتونی به مامانت دروغ بگی.) / ص۱۹۸
❤1🍓1
اگه یکی رو داشته باشی که آخر روز کنارش باشی، هیچ مشکلی نمی‌تونه خیلی اذیتت کنه. / ص۱۷۳
🍓3❤1