فصل‌هایِ عزیز؛
191 subscribers
75 photos
17 videos
1 link
— آن سویِ صفحه، در امتدادِ خیال؛ پناه کاغذی روزهای خاکستری، میان سطرها و قصه‌خانهٔ آبی؛
• حرف‌هایِ تو:

꙳ @DearChaptersbot ⭑
Download Telegram
سم مى‌پرسد: «وقتى خواب بودم براى ديدنِ ستاره هامون رفتى؟ اگر مدت خيلى زيادى كسى بهشون شب بخير نگه ناراحت مى‌شن.» / ص ۲۰۳
🍓4
«اوه، زمان يك دوست قديمى خبيث و بازيكن خيلى خوبيه. تنها قماربازى كه مى‌تونه من رو شكست بده زمانه.» / ص ۲۶۲
🍓1
«مدت خيلى زيادى نبود كه مى شناختمش. انگار دوست داشتنش رو شروع كردم اما هرگز نتونستم تمومش كنم.» / ص ۲۷۷
🍓3
در زبان فرانسه، نمى‌گویی دلت براى كسى تنگ شده. مى‌گویی آن‌ها از تو گرفته شدند. / ص ۲۸۶
😭5
«به نظرم دنيا براى هر كلمه‌اى كه تو می‌نويسى اشك مى‌ريزه.» / ص ۲۸۹
🍓3
او خجالت مى‌كشد. احساس مى‌كند بى‌پناه است، همه دارند دزدکی گاهش مى‌كنند، آسيب‌پذير است. / ص ۲۹۵
🍓2
«همه کسانی که کتاب می‌خونن زیبا هستن. شب‌بخیر غریبه. » / ص ۶۵
🍓4
بریم کنارِ دختری که بغل گرفتن خودش رو بلد نیست. عصبی و غمگین‌ت می‌کنه. اما؟تهش اون چیزی که باید رو از دست‌هاش یاد می‌گیری. حداقل باور می‌کنی که معجزه‌ها وجود دارن.
💘4🍓2
مامان تنها کسیه که کنارش احساس می‌کنم هیچ کدوم از این مسائل اون‌قدرها اهمیت نداره و من هنوز آدمم. / ص۱۷
😭4🍓3💘2
اگر مامان نبود، نمی‌دونم چطوری می‌تونستم دووم بیارم. / ص۱۷
💘7
نمی‌دونم قلب یه آدم دقیقاً چند بار می‌تونه بشکنه، ولی قلب من بارها و بارها شکسته. / ص۲۷
💘5
هیچ کس نمی‌تونه از پس کارهایی که مامان می‌کنه بربیاد. / ص۵۵
💘5
شاید بعضی از مردم فکر کنن این چروک‌ها زشت‌ان، اما من توی تک‌تکشون، عشق و زندگی رو می‌بینم. / ص۵۵
💘3❤1
« کسی رو می‌خوام که تجربهٔ واقعی از زندگی داره، نه اونی که در مورد زندگی یه پایان‌نامه نوشته. حتی برام مهم نیست که اصلاً مدرک دانشگاهی داشته باشه یا نه! فقط یه‌کمی عقل و شعور! همین! » / ص۳۴
🐳3
از لیوان خالی نمی‌شه برای بقیه آب ریخت: اول، به خودت برس. / ص۵۶
😭3
آخه مگه آدم بی‌نقص هم داریم؟ همه‌مون ایرادهای کوچولوی خودمون رو داریم دیگه. / ص۶۹
💘3
« خیلی سخته. اینکه یه رؤیا داشته باشی و تمام تلاشت رو برای رسیدن بهش بکنی و بعد، بهش نرسی.» / ص ۷۷
💘3🍓1