شايد ما استعاره رو براى توصيف درد خلق كرديم. شايد نياز داريم كه براى درد گنگی كه تو عمق وجودمونه و به منطق و حسهامون حمله مىكنه، شكلى در نظر بگیرم. / ص۱۹۱
🐳3
« و بله، دوست تو بودن خودش كار محسوب مىشه، اما تو حيرت انگیزترین آدمى هستى كه تمام عمرم ديدم و سسخردل هم نيستى. تو پيتزايى. اين بالاترين و بهترين تعريف براى توصيف يه آدمه.» / ص۱۹۶
🍓2
«بايد با همونى كه دارى بسازى. اين رودخونه مسخره رو داشتن، اما سعىشون رو كردن و شهر رو روش ساختن. شايد شهر بزرگی نيست، اما بد هم نيست. تو رودخونهٔ داستان نیستی. شهرى.» / ص۲۰۲
😭2
گفتم: «اشكالى نداره. درواقع هيچ كى نمىتونه كسدیگهاى رو درك كنه. همهٔ ما تو خودمون گیر افتاديم.» / ص۲۰۲
🐳2🕊1
گفتم: «مشكل پايان خوش اينه كه اونها یا واقعاً خوش نيستن يا واقعاً پايان نيستن. مىدونى؟ تو زندگی واقعى بعضى چیزها بهتر مىشه و بعضی چیزها هم بدتر. آخرش هم مىميرى.» / ص۲۲۷
🐳2
فصلهایِ عزیز؛
بریم برای ملاقات با ایزا. دختری که با تمام عجیب بودنش، برام دوست داشتنی بود؛
از زمین برپشت لاکپشتها؛ جان گرین / نشر میلکان.
💘2🤡1🍓1
فصلهایِ عزیز؛
DEAR CHAPTER autumn little magic ; ⭐️ فراخوانِ فصلهای عزیز خوانندهی عزیز؛ فکر کنم وقتشه یکم با هم جادو بازی کنیم. 🍂 این بار قراره یک کتاب کوچولو و یک نامه از فصلهای عزیز راهشون رو پیدا کنن به خونهی یکی از شما. فقط کافیه این پست رو توی کانالت بفرستی…
تمام، میتونید پیام رو از چنلهاتون بردارید. 🎄 / نمیدونم که کی قراره اسمش مثل ستاره روی کاغذها پیدا شه ولی میدونم جادو راهِ خودش رو به همون کسی که باید پیدا میکنه. و خبر خوشحال کنندهٔ دیگه اینکه، تا وقتی این بَستر فراهمه، هر ماه حداقل یک نفر رَد جادو توو دستهاش میشینه.
💘7🤡2😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین ردِ جادو؛ با اولین قدمهای پاییز.
💘6
عسل عزیزم؛ فکر میکنم تا آخرین قصهٔ این چنل اسم تو رو به عنوان اولین ستارهای که توو این دفتر ردش موند. یادم میمونه. توی بات چنل برام پیام بذار عزیزم. 🌷
🍓10🤡1💘1
پس با دختری طرفیم که خیلی دلش میخواد با یکی ارتباط برقرار کنه. اما هیچکس تو زندگیش اونقدر که باید بهش توجه نمیکنه. / ص۳
😭4💘2🐳1
علم به اینکه کسی رو توی دنیا داری که هر کاری برات میکنه و تو هم هر کاری براش میکنی، آرامشی با خودش به همراه داره. / ص۱۱
🍓6
هیچ علاقهای نداشتم منبع الهام یه آدم دیگه باشم. من منبع الهام نیستم؛ من خود اون آدم دیگهام. / ص۱۳
🐳3🕊1
اون باعث شده بود دنيا برام معنى داشته باشه. حتى باعث شداز خودم هم بيشتر خوشم بياد. / ص۲۲
💘7😭1
حس مىكردم وقتى باهاشم، مىدونم همهچیز درست مىشه. مثل دنبال كردن ستاره قطبى بود. / ص۲۲
💘3❤1
مىدونی، حس مىكنم كميلا قانع به دنيا اومده بود. با توقعى كه بقيهمون باهاش به دنيا اومديم، متولد نشده بود. / ص۲۲
💘4