اگه به اندازهی کافی به آسمونها نگاه کنین، میفهمین که چقدر کوچیک هستین. / ص۱۵۳
❤3
هر فقدانى كاملاً بىسابقهست. هيچوقت نمىتونى درد كس ديگهاى رو فهمى. واقعاً نمىتونى. / ص۱۴۴
🎄3
حدود صد ميليارد ستاره توى راه شيرى هست. يه جورايى انگار هر آدمی كه تا حالا زندگی كرده براى خودش ستاره داره. / ۱۵۴
❤3
بدترين قسمت تنها بودن اينه كه به تمام اون وقت هايى فكر میكنى كه آرزو مىكردى كاش همه دست از سرت بردارن. بعد كه اين كار رو كردن و به حال خودت رها شدى، مىفهمى چندان از همنشينى با خودت راضى نيستى. / ص۱۵۴
🕊2
بعد از این كه قطع كرديم، بهم پيام داد: من از خودمون خوشم مىآد. جدى. / ص۱۵۸
💘3
اون: «مىتونم تو دنياى واقعى ببينمت؟» من: «گمونم. ولى من تو واقعيت كمتر باحالم.» / ص۱۶۵
🐳3
بعد از بهترین گفتوگوها حتا یادت نمیآد که در مورد چی حرف میزدی. فقط یادت میآد چه حسی داشتی. / ص۱۷۱
💘3
گفتم: «هنوزم بهترين و بدترين چیزها پيش پاى ماست.» گفت: «اميدوارم اينطور نباشه. من از صميم قلب اميدوارم بدترينها رو پشت سر گذاشته باشم.» / ص۱۶۹
💘3
«مىدونى؟ سيكوو سوندياتا تو يكى از شعرهاش مىگه كه مهمترين قسمت بدن ما قلب يا ریه يا مغز نيست. بزرگترین و مهمترين قسمت بدن ما اون جاييه كه درد مىكنه.» / ص۱۸۴
🕊3
شايد ما استعاره رو براى توصيف درد خلق كرديم. شايد نياز داريم كه براى درد گنگی كه تو عمق وجودمونه و به منطق و حسهامون حمله مىكنه، شكلى در نظر بگیرم. / ص۱۹۱
🐳3
« و بله، دوست تو بودن خودش كار محسوب مىشه، اما تو حيرت انگیزترین آدمى هستى كه تمام عمرم ديدم و سسخردل هم نيستى. تو پيتزايى. اين بالاترين و بهترين تعريف براى توصيف يه آدمه.» / ص۱۹۶
🍓2
«بايد با همونى كه دارى بسازى. اين رودخونه مسخره رو داشتن، اما سعىشون رو كردن و شهر رو روش ساختن. شايد شهر بزرگی نيست، اما بد هم نيست. تو رودخونهٔ داستان نیستی. شهرى.» / ص۲۰۲
😭2
گفتم: «اشكالى نداره. درواقع هيچ كى نمىتونه كسدیگهاى رو درك كنه. همهٔ ما تو خودمون گیر افتاديم.» / ص۲۰۲
🐳2🕊1
گفتم: «مشكل پايان خوش اينه كه اونها یا واقعاً خوش نيستن يا واقعاً پايان نيستن. مىدونى؟ تو زندگی واقعى بعضى چیزها بهتر مىشه و بعضی چیزها هم بدتر. آخرش هم مىميرى.» / ص۲۲۷
🐳2
فصلهایِ عزیز؛
بریم برای ملاقات با ایزا. دختری که با تمام عجیب بودنش، برام دوست داشتنی بود؛
از زمین برپشت لاکپشتها؛ جان گرین / نشر میلکان.
💘2🤡1🍓1
فصلهایِ عزیز؛
DEAR CHAPTER autumn little magic ; ⭐️ فراخوانِ فصلهای عزیز خوانندهی عزیز؛ فکر کنم وقتشه یکم با هم جادو بازی کنیم. 🍂 این بار قراره یک کتاب کوچولو و یک نامه از فصلهای عزیز راهشون رو پیدا کنن به خونهی یکی از شما. فقط کافیه این پست رو توی کانالت بفرستی…
تمام، میتونید پیام رو از چنلهاتون بردارید. 🎄 / نمیدونم که کی قراره اسمش مثل ستاره روی کاغذها پیدا شه ولی میدونم جادو راهِ خودش رو به همون کسی که باید پیدا میکنه. و خبر خوشحال کنندهٔ دیگه اینکه، تا وقتی این بَستر فراهمه، هر ماه حداقل یک نفر رَد جادو توو دستهاش میشینه.
💘7🤡2😭2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین ردِ جادو؛ با اولین قدمهای پاییز.
💘6